عملیات رمضان
بخش بیست و یکم: نبرد قرارگاه قدس در سومین دور عملیات مأموریتی که در دستور جزء به جزء شماره 2 قرارگاه کربلا به قرارگاه قدس داده شده بود، ادامه پدافند در مواضع و تثبیت دشمن و آماده شدن به اجرای تک در سمت شمالی جنوبی بود. بنابراین، مأموریت اصلی این قرارگاه پدافند بود. چنانچه قرارگاه­های تک کننده به ویژه قرارگاه فجر در جنوب قدس موفق به اجرای مرحله یکم نبرد روز 30 تیر ماه میگردید به قرارگاه قدس نیز دستور داده می­شد در منطقه خود پیشروی کند و خط پدافندی عمومی را به هم متصل سازد. مأموریت فرعی قدس، درگیر کردن دشمن در منطقه مربوطه با اجرای تک­های محدود، عملیات فریبنده، شناسایی با رزم و غیره بود.

فرماندهی قرارگاه قدس در اجرای این مأموریت­ها همان چهار قرارگاه اجرایی قدس 1 تا 4 را سازمان داد. تلاش اصلی خود را برای ترمیم مواضع پدافندی با احداث خاکریزهای جدید و متصل کردن خط پدافندی به یکدیگر به کار برد. ضمناً تیم­های شناسایی رزمی و شکار تانک تشکیل داد تا با اعزام آن­ها به منطقه اشغالی دشمن، ضرباتی به واحدهای دشمن وارد سازد.

در بررسی جریان نبرد در 29 تیر ماه ملاحظه شد که یگانی از دشمن در منطقه قدس1  حمله کرد و گروهان پیاده جانباز لشکر 16 زرهی را از مواضع پدافندی عقب راند. در نتیجه، ناپیوستگی در مواضع پدافندی قرارگاه قدس ایجاد شد. بدین جهت در اجرای تحکیم مواضع پدافندی اولین تلاش ضروری قدس برای باز پس گرفتن مواضع از دست داده به کار برده شد. عناصری از فرماندهی قدس در ساعت 0330 روز 30 تیر ماه به خاکریزی که دشمن از آن­ها پس گرفته بود، حمله کردند. اما در اجرای حمله، با عناصر دشمن برخورد ننمودند و بدون درگیری تا ساعت 0415 مواضع از دست داده را دوباره اشغال نمودند. در این عملیات فقط یک نفر از افراد دشمن به اسارت عناصر لشکر 16 زرهی درآمد. اما به نظر می­رسد که تدبیر کلی فرماندهی نیروهای دشمن در شرق بصره با تقدم انهدام نیروهای ایران و تقدم بعدی نگهداری زمین بود. بر این اساس، بعد از اینکه عناصر قرارگاه قدس در خاکریز مورد بحث مستقر شدند، توپخانه دشمن از ساعت 0800 روز 30 تیر ماه آن مواضع را به شدت زیر آتش گرفت و یگانی از دشمن به همان موضع پاتک کرد. نبردی نسبتاً طولانی و جدی بین عناصر قرارگاه قدس و دشمن آغاز گردید. در این نبرد دشمن موفق شد بار دیگر قسمتی از خاکریز را از نیروهای ما بازپس بگیرد و نیروهای ما را عقب براند. ولی طبق گزارش فرماندهی قدس، حدود 500 متر از این خاکریز در کنترل نیروهای خودی باقی ماند و فرماندهی قرارگاه قدس برای ترمیم مواضع پدافندی مجبور شد خاکریز جدیدی در این منطقه احداث نماید.

فرماندهی قدس 2 نیز در منطقه مربوطه اقدام به اعزام گشتی رزمی کرد. این گشتی­ها به وسیله دشمن تشخیص داده شدند و در زیر آتش دشمن قرار گرفتند که بر اثر آن پنج نفر از افراد گشتی شهید و هفت نفر زخمی شدند، در نتیجه این عناصر گشتی مجبور به عقب‌نشینی به پایگاه­های اولیه خود شدند. همین عملیات سبک نشان داد، همان­­گونه که نیروهای خودی نسبت به جناح شمال غربی جبهه نبرد حساسیت ویژه­ای دارند، دشمن نیز درباره این قسمت از منطقه نبرد کاملاً حساس است. این حساسیت سبب شد که هر دو طرف متخاصم تلاش اصلی خود را در این قسمت از منطقه نبرد صرف تحکیم مواضع پدافندی و تثبیت وضعیت موجود سازند.

بنابراین امکان اجرای حملات وسیع برای هر دو طرف محدود گردید و همین تدبیر کلی نیروهای خودی و دشمن سبب شد که این قسمت از منطقه نبرد به صورت نیمه فعال و در بعضی موارد غیرفعال درآید. بدین سبب در سومین دور نبرد رمضان نیز در این منطقه اقدام مهمی به وسیله عناصر قرارگاه قدس صورت نگرفت و حالت پدافندی در مدت دوره این عملیات حفظ گردید که در ادامه نبرد، فرماندهی قرارگاه قدس به منظور نمایش قدرت، گشتی­های رزمی به منطقه دشمن می­فرستاد و دستبردهایی به یگان دشمن می­زد.

نکته حائز اهمیت که در گزارش­های قرارگاه قدس مشاهده می­گردد با طولانی­تر شدن مدت زمان عملیات به ویژه در شرایطی که در طی سه نبرد وسیع موفقیتی نصیب نیروهای ایران نشده بود، بروز اختلال و ناهماهنگی بین یگان­های ارتش و سپاه آغاز گردیده بود و در یگان­های ادغامی ارتش و سپاه عملاً وحدت فرماندهی از بین رفته بود. اگر چه به نظر می‌رسد از اول عملیات این وحدت چندان قوی نبود و تیپ­های ارتش و سپاه به صورت نیمه مستقل عمل می­کردند. به عنوان نمونه فرمانده تیپ 40 پیاده سراب به عنوان فرمانده قدس 4 در 30 تیر ماه گزارش داد، یگانی از سپاه پاسداران خاکریز پدافندی خود را بدون اطلاع فرماندهی قدس 4 تخلیه کرده، در حالی که آن فرماندهی یگان دیگری ندارد تا جایگزین یگان سپاه سازد. خالی شدن این قسمت از مواضع سبب ایجاد مشکلاتی شد، زیرا بیش از دو کیلومتر از منطقه خالی مانده و سبب نگرانی فرمانده تیپ 40 شده بود. باید توجه داشت که عرض منطقه مسئولیت پدافندی فرماندهی قدس از جنوب پاسگاه کوشک تا طلائیه قریب به 40 کیلومتر بود. در تمام منطقه کوچک­ترین عارضه طبیعی و مصنوعی غیر از آن‌ها که نیروهای عراقی احداث کرده و به دست نیروهای ما افتاده بود وجود نداشت. فرماندهی قدس مجبور بود تمام این منطقه را با احداث خاکریز یا ترمیم خاکریزهای باقیمانده از دشمن و گسترش نیرو پوشش و پدافند کند.

با توجه به استعداد رزمی لشکر 16 زرهی و تیپ 40 پیاده، برداشتن هر نیرویی از منطقه حتی یک گروهان در وضعیت پدافندی این منطقه تأثیر می‌گیرد. به علاوه مواضع بایستی در عمق نیز امتداد می­یافت و حتی‌المقدور اشغال می‌شد. بنابراین خارج شدن هر نیرویی از منطقه می‌توانست مشکلاتی به وجود آورد.

وضعیت وموقعیت پدافندی نیروهای خودی و دشمن در این منطقه چنین بود که خط دژهای مرزی ایران (در سه کیلومتری خاک ایران) خط واسط بین نیروهای ایران و عراق بود. نیروهای ایران در شمال و نیروهای عراق در جنوب این خط مستقر بودند به نحوی که پاسگاه طلائیه جدید در کنترل نیروهای ایران و پاسگاه طلائیه قدیم در کنترل نیروهای عراق بود و زمین منطقه از شرق به غرب به ترتیب تحت تأثیر آب باتلاق هورالعظیم قرار داشت و نیروهای عراقی سیل­بندهایی در آن منطقه احداث کرده بودند که ضمن کنترل آب باتلاق، از این سیل­بندها به عنوان مواضع پدافندی نیز استفاده می­کردند.

چهارمین دور نبرد رمضان

در مطالب قبل گفتیم که سومین دور نبرد رمضان که از ساعت 02:30 روز 30 تیرماه آغاز شد. در اوایل روز دوم مرداد ماه بدون دستیابی به نتیجه مطلوب پایان یافت.

نتایج کلی این دور عملیات را فرماندهی قرارگاه کربلا در دستور جزء به جزء شماره 3 رمضان تحت عنوان آخرین وضعیت چنین نوشته است.

«در اجرای دستور جزء به جزء شماره 2، قرارگاه­های فتح و فجر در 20:30 روز 30/4/61 و قرارگاه نصر در 21:30 روز 1/5/61 در مناطق واگذاری اقدام به تک به منظور انهدام نیروهای دشمن نمودند. عملیات قرارگاه­های فتح و فجر با انهدام قسمت­های عمده از نیروهای زرهی و مکانیزه دشمن منجر گردید و تلفات سنگینی در عملیات 3 قرارگاه یاد شده بر دشمن وارد شد. ولی به سبب اینکه ایجاد خاکریز پدافندی در حد مناطق پیشروی در اثر اجرای آتش سنگین دشمن مقدور نگردید، برای احتراز از واکنش­های احتمالی دشمن دستور داده شد که نیروهای تک کننده به خط تماس اولیه مراجعت نمایند. قرارگاه قدس کماکان به درگیر نمودن و تثبیت دشمن در منطقه واگذاری ادامه داد».

بعد از پایان سومین دور عملیات رمضان با نتایجی که در بالا بیان شد، فرماندهی قرارگاه کربلا هنوز از دسترسی به یک موفقیت سرنوشت ساز ناامید نگردیده بود و برآورد می­کرد که بر اثر پیکار 10 روزه رزمندگان ما با نیروهای دشمن به احتمال زیاد اراده نیروهای دشمن برای ادامه مقاومت تضعیف گردیده و چنانچه نیروهای خودی به مبارزه ادامه دهند موفق خواهند شد به هدف­های پیش­بینی شده در آغاز عملیات رمضان برسند. بر اساس تدبیر کلی، فرماندهی قرارگاه کربلا تصمیم به ادامه مبارزه و پیکار گرفت و این تصمیم خود را در دستور جزء به جزء شماره 3 رمضان که در روز دوم مرداد ماه یعنی همان روز پایان دور سوم نبرد رمضان منتشر کرد چنین اعلام نمود.

«قرارگاه عملیاتی کربلا در جنوب با ملاحظه تمرکز نیروهای زرهی و مکانیزه دشمن در منطقه و ایجاد مواضع مستحکم پدافندی و موانع گوناگون پیوسته و توسعه تدریجی مناطق آب گرفته، مصمم گردیده است با استفاده از تجارب حاصله در عملیات موفقیت­­آمیز قرارگاه­های فجر و فتح در 30/4/61 برای ادامه عملیات رمضان و وصول به اهداف تعیین شده در طرح عملیاتی کربلا 4 با استفاده از یک نیروی ضربتی متحرک در مناطق مختلف منطقه به طور جداگانه به انهدام نیروهای دشمن اقدام نموده و بدین وسیله اجرای مانور را برای وصول به هدف­های عملیاتی یاد شده تسهیل و ممکن نماید»

 

 

بر مبنای تدبیر کلی فرماندهی قرارگاه کربلا که در بالا بیان شد برای ادامه نبرد رمضان دستور جزء به جزء شماره 3 رمضان در 2/5/61 تهیه و منتشر گردید که اساس آن همان تدبیر کلی، طرح عملیاتی کربلا 4 و دستورات شماره 1 و 2 رمضان بود. خلاصه مطالب این دستور به شرح زیر بود:

  1. تغییرات در سازمان رزمی
  • قرارگاه فتح شامل: لشکر 92 زرهی ارتش، لشکر 30 زرهی سپاه پاسداران، لشکر 3 صاحب­الزمان سپاه پاسداران شامل تیپ­های 14 امام حسین، 8 نجف اشرف، 27 محمد رسول الله، 25 کربلا، 17 علی­ابن­ابی­طالب.
  • قرارگاه فجر شامل: لشکر 77 پیاده ارتش، لشکر 7 سپاه پاسداران با تیپ‌های 33 المهدی، 35 امام سجاد، 18 جواد الائمه.
  • قرارگاه نصر شامل: لشکر 21 پیاده ارتش، لشکر 5 سپاه پاسداران با تیپ­های 31 عاشورا 21 امام رضا، 7 ولی­عصر.
  • قرارگاه قدس شامل: لشکر 16 زرهی ارتش، تیپ 40 پیاده ارتش، لشکر 1 سپاه پاسداران با تیپ­های 37 بعثت و 41 ثارالله
  1. آخرین وضعیت (در مطالب قبلی بیان گردید)
  2. مأموریت: بدون تغییر
  3. مانور: فرماندهی عملیاتی کربلا در جنوب با واگذاری منطقه مسئولیت قرارگاه عملیاتی فتح به قرارگاه عملیاتی نصر، قرارگاه فتح را رها و با قرارگاه­های قدس، فجر و نصر دشمن را در منطقه تثبیت می­کند و با عبور قرارگاه فتح از قرارگاه فجر در ساعت (س) روز (ر) با استفاده از تاریکی شب توأم با غافلگیری تک نموده با انهدام دشمن خط قهوه­ای را تأمین می­نماید (به خلاصه نقشه مراجعه شود)
  4. قرارگاه قدس، در منطقه مربوطه پدافند می­کند، بنا به دستور به سمت باختر و یا از شمال به جنوب آفند می­نماید.
  5. قرارگاه فجر، در منطقه پدافند می­کند، عبور قرارگاه فتح را از خط فجر پشتیبانی می­نماید و بعد از آن در احتیاط قرارگاه کربلا قرار می­گیرد. آماده می­شود در خط قهوه­ای عناصر قرارگاه فتح را تعویض نماید و یا بنا به دستور به سمت باختر حمله کند.
  6. قرارگاه فتح، بعد از تعویض و جابجائی در شمال جاده حسینیه کیلومتر 25 و حوالی خط مرز مستقر می­شود. بنا به دستور در ساعت (س) روز (ر) از منطقه پدافندی قرارگاه فجر عبور می­کند و به سمت غرب تک کرده خط قهوه­ای را تأمین می­نماید و بنا به دستور نگهداری منطقه را به قرارگاه فجر واگذار کرده و در احتیاط قرارگاه کربلا قرار می­گیرد تا در هر نقطه دیگر مورد لزوم وارد عمل گردد.
  7. قرارگاه نصر، بعد از تعویض و جابجائی یگان­ها و رها ساختن عناصر قرارگاه فتح، مسئولیت پدافند منطقه را از دهانه فاو در جنوب تا پاسگاه زید در شمال بر عهده می­گیرد، هنگام عبور عناصر فتح برای تک، آن یگان­ها را پشتیبانی می‌کند.
  8. توپخانه، تقدم آتش برای قرارگاه فتح هنگام حمله
  9. مهندسی، تقدم تلاش برای احداث خاکریز در هنگام درگیری قرارگاه فتح
  10. احتیاط، ابتدا قرارگاه فتح بعد قرارگاه فجر در هنگام تک
  11. دستورات هماهنگی، تعویض و جابجائی­ها تا ساعت 4 روز 3/5/61 خاتمه یابد (سایر مطالب حذف شد).

قرارگاه عملیاتی کربلا در جنوب

سرهنگ صیاد شیرازی برادر محسن رضایی

 

صدور دستور جزء به جزء شماره 3 رمضان، نشانه­ای از قاطعیت تصمیم فرماندهی قرارگاه کربلا برای ادامه نبرد در شرق بصره تا حصول به نتایج قطعی یا نسبی بود. این قاطعیت را فرماندهی قرارگاه کربلا در نامه­ای که از طریق ستاد اصلی نیروی زمینی به ستاد مشترک فرستاده، نشان داده است. در این نامه که در تاریخ 4 مرداد ماه 1361 ارسال شده و موضوع اصلی آن مربوط به ادامه پشتیبانی نیروی هوایی از عملیات زمینی بوده چنین بیان شده است که:

«درباره طرح شبح 5 (طرح پشتیبانی هوائی) اعلام می­گردد که عملیات سرنوشت ساز رمضان بایستی تا رسیدن به نتیجه نهائی که همان پیروزی رزمندگان اسلام است ادامه داشته باشد بنابراین قرارگاه کربلا چاره­ای جز ادامه عملیات ندارد علیهذا پیشنهاد می­گردد که با توجه به تلاش شبانه روزی خلبانان نیروی هوایی، عملیات پشتیبانی هوائی به نحوی طرح­ریزی و هدایت گردد که پشتیبانی از یگان‌های قرارگاه کربلا حداقل برابر طول مدت زمان عملیات بیت­المقدس (25 روز) افزایش یابد»

(امضاء سرهنگ صیاد شیرازی)

 

درباره پشتیبانی هوائی، لازم به یادآوری است که در هنگام طرح­ریزی عملیات کربلای 4 نیروی هوائی موافقت کرده بود از این عملیات به مدت 9 روز و روزانه به طور متوسط با 20 پرواز پشتیبانی هوائی کند. بعد از پایان این مدت که در آخر تیرماه بود، مشکلاتی در پشتیبانی هوایی ایجاد شد و تعداد پروازهای پشتیبانی کاهش یافت و حتی در روز 2 مرداد ماه نیروی هوایی از طریق ستاد مشترک اعلام کرد به علت محدودیت وجود خلبان، اجرای مأموریت­های عکس­برداری هوائی غیرمقدور می­باشد.

درباره سایر پشتیبانی­های هوایی نیز کمبود­هایی به وجود آمد. اما همان­گونه که در شرح عملیات ملاحظه شد، نبرد رمضان در تاریخ پیش­بینی شده خاتمه نیافت. فرماندهی قرارگاه کربلا در برآورد وضعیت مجدد به این نتیجه رسید که عملیات رمضان نیز حداقل مانند عملیات بیت­المقدس حدود 25 روز به طول خواهد انجامید. بدین جهت از نیروی هوایی خواست در طرح پشتیبانی هوائی شبح 5 تجدید نظر کند. این موضوع یکی از مسائل مورد بحث بین نیروی زمینی و ستاد مشترک و نیروی هوائی گردید. بالاخره نیروی هوائی موافقت نمود به طور محدودتر پشتیبانی هوائی را تا خاتمه نبرد رمضان ادامه دهد.

موضوع دیگری که هنوز بین ستاد مشترک و نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران مورد بحث بود، چگونگی طرح مانور عملیات رمضان بود. با وجود اینکه در سه مرحله نبرد رمضان، حوادث مهمی اتفاق افتاده بود، ولی این بحث هنوز همچنان به وسیله رئیس ستاد مشترک پیگیری می­شد. به همین جهت بعد از پایان ناموفق دور سوم نبرد رمضان در 3 مرداد ماه، بار دیگر ستاد مشترک موضوع اختلاف نظر آن ستاد با نیروی زمینی را مطرح کرد. در یک نامه نسبتاً طولانی سه صفحه­ای انتقادی و توضیحی، نظرات اولیه خود را درباره ارجحیت مانور دورانی به مانور رخنه­ای در منطقه نبرد رمضان تکرار کرد. از فرماندهی نیروی زمینی خواست در این باره بررسی بیش­تری به عمل آید. اما قسمت مقدمه و پایان این نامه حاوی مطالبی است که تا حدودی چگونگی روابط بین ستاد مشترک و نیروی زمینی را روشن می­سازد.

در مقدمه این نامه چنین گفته شده است:

 «وقتی که جنگ خارجی در کشور در جریان است گفتگو و مباحثات در معنی و مفهوم اصطلاحات به کار رفته در دستورات رزمی صادره از قرارگاه رده بالا عملی است ناموجه و موضوعی است انحرافی مخصوصاً زمانی که بحث نادرست هم به میان کشیده شود.

در متن نامه مفهوم نظامی مانور احاطه­ای و دورانی تشریح گردیده و از نیروی زمینی خواسته شده در این­ باره بررسی­های بیش­تری به عمل آید ودر پایان نامه جمله اختتامی چنین بوده است که امیدوارم این تذکرات را فقط یک راهنمایی تلقی بفرمائید، این اظهار فضل نیست.»

(امضاء سرتیپ ظهیرنژاد)

 

اما بر خلاف مفهوم کلی این نامه، همان­گونه که ملاحظه می­گردد، خود این نامه نیز تعبیر لغات بود و نشانه­ای از عدم هماهنگی بین رده­های مختلف فرماندهی بود. این نامه نیز تأثیری در خط مشی فرماندهی قرارگاه کربلا برای هدایت عملیات رمضان برای دور چهارم این نبرد نداشت و فرماندهی قرارگاه کربلا همان تدبیر مانور رخنه­ای را در این مرحله نبرد نیز به کار برد.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده