شربت شهادت
ناو سروان تکاور بازنشسته داریوش هوشنگ پور روزهای اولیه جنگ بود. به همراه تعدادی از تکاوران در حال حرکت به سمت جادۀ ماهشهر-آبادان بودیم. هوا بسیار گرم بود. در طول مسیر به یک ایستگاه صلواتی رسیدیم. بچه ها برای خوردن آب از ماشین پیاده شدند. شهید اسماعیل شعبانی روبه من کرد و گفت: الان برایتان یک شربت شهادت درست می کنم تا نوش جان کنید.

بعضی ها از حرف اسماعیل تعجب کردند و بعضی هم به او اعتراض کردند که چه می گویی؟ من که رابطۀ صمیمانه ای با او داشتم، گفتم:

«اسماعیل جان! شربت شهادت را درست کردی، لطف کن خودت اول نوش جان کن، تا ببینیم در تو اثر می کند یا نه!»

اسماعیل نگاه معنا داری به من کرد و بعد از مکثی کوتاه در جوابم گفت:

«من از قبل این شربت شهادت را خورده ام و شما به زودی اثر آن را خواهید دید.»

سپس خیلی زود دست به کار شد و یک شربت آبلیمو برای بچه ها درست کرد. شربت را نوشیدیم و به راه خود ادامه دادیم. چند ساعتی بیشتر نبود که به منطقه رسیده بودیم که خبر آورند، اسماعیل شعبانی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسیده است.

منبع: آب و آتش، موسوی، سید جلال،1388، ادارۀ عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشرآجا

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده