خاطرات سرتیپ دوم غلامحسین دربندی
(8) حملههای عراق به مراکز درمانی و کادر پزشکی تمام مقررات و قوانین جهانی، حمله به آمبولانس و ایستگاههای درمانی را ممنوع اعلام کردهاند؛ اما در جنگ عراق با ایران، این قانون از سوی عراق نقض میشد و مراکز درمانی آماج حمله قرار میگرفت. ما با دشمن ددمنشی روبهرو بودیم که حتی به آمبولانسهای ما رحم نمیکرد. در حالی که بنا به فرمایش حضرت امام (ره)، نیروهای ما بیمارستانها، آمبولانسها و مراکز درمانی آنها را هدف قرار نمیدادند.

من شاهد بودم که وقتی آمبولانس‌های عراقی شروع به رفت‌و‌آمد می‌کردند، نیروهای ما آتش را قطع می‌نمودند؛ اما دشمن متجاوز کاملاً برعکس عمل می‌کرد و وقتی آمبولانسی به خط مقدم نزدیک می‌شد، پیش از همه آن را هدف قرار می‌داد. ما بارها دیدیم که آمبولانس همراه با زخمی‌های داخل آن، مورد اصابت گلولة تانک قرار گرفت و سرنشینان آن به شهادت رسیدند. برای مثال، در اواسط مهر 1359 آمبولانسی که زخمی‌ها را می‌آورد، هدف قرار گرفت و واژگون شد. در این ماجرا سه نفر از بهترین کادر پزشکی ما یعنی سرهنگ دکتر «کاکرودی، سرهنگ دکتر «هادی عظیمی‌راد» و بهیار آنها آقای «مجید جلالوند» زخمی شدند و سربازان عراقی با خشونت بسیار، این عزیزان را با وجود وضعیت جسمس نامساعدشان بر روی زمین کشیدند و به اسارت بردند.

در عملیات رمضان، آمبولانس ما به طور مستقیم با گلولة خمپارة دشمن هدف قرار گرفت و سرهنگ «حسین کاظمی» که رستة بهداری هم داشت، به شدت زخمی شد و مجروحان داخل آمبولانس نیز دچار جراحت‌های شدیدتری شدند.

در عملیات رمضان و عملیات بیت‌المقدس شاهد بودیم که دشمن به زدن آمبولانس هم اکتفا نکرد و شهرها و بیمارستان‌ها را هم هدف قرار داد؛ برای نمونه، تعدادی از پزشکان و پرستاران نیروی زمینی ارتش، در جریان بمباران شیمیایی بیمارستان صحرایی سومار به شهادت رسیدند و مشخص بود که این حمله‌ها عمدی بوده، و بعد از شناسایی صورت گرفته است؛ حتی زخمی‌هایی داشتیم که در بیمارستان بستری بودند و در جریان بمباران شهید شدند.

در ابتدای جنگ نیز دشمن بعثی بیمارستان 578 منطقه‌ای ارتش در شهر اهواز را مورد اصابت قرار داد. کارکنان بیمارستان زیر باران گلوله، با سرعت تمام، بیماران و زخمی‌ها را که بعضی حتی عمل جراحی شده بودند، تخلیه کردند و به منازل سازمانی شرکت نفت- به نام نیوساید- منتقل نمودند.

نفربر خود من در عملیات طریق‌القدس هدف گلولة تانک دشمن قرار گرفت. نفربر در حال انتقال مجروحان به عقب بود که مورد اصابت قرار گرفت و پزشک‌یار ابراهیم صفایی از کمر به دونیم شد و ما نیمی از بدن ایشان را نتوانستیم پیدا کنیم.پزشک‌یار دیگرمان گروهبان «احمد کبابی» و سلیر دوستان نیز به شهادت رسیدند.

در حوالی بستان نیز هواپیمای دشمن بمب را روی سنگر بهداری که با آرم و علائم بهداری مشخص شده بود، انداخت.

مورد دیگر، بیمارستان صحرایی حضرت فاطمة زهرا (س) در آبادان و بیمارستان خاتم‌الانبیاء (ص) در منطقة عملیاتی خیبر واقع در سه راهی فتح بود که آقای دکتر «رهنمون» و تعدادی از کادر درمانی در آنجا به شهادت رسیدند.

انگیزة دشمن از این حمله‌های ناجوانمردانه این بود که روحیة رزمندگان ما را تضعیف کند تا احساس کنند پشت سرشان خالی است و کسی نمی‌تواند به آنها کمک کند. البته رزمندگان ما با اعتقاد عمیقی که داشتند، روحیة خود را حفظ کرده و به جهاد ادامه دادند.

دشمن به منازل سازمانی هم حمله می‌کرد؛ برای نمونه، در دشت آزادگان، تعداد بسیاری از زن و بچه‌های بی‌گناهی که داخل منازل سازمانی بودند، در اثر بمب‌باران دشمن به شهادت رسیدند.

 

منبع : منتظر، رضا، دکتر بدو، 1393، عماد‌فردا، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده