عملیات والفجر3
بخش هفتم: در همان شب 17 به 18 مرداد كه فرماندهي نيروهاي ايران تصميم گرفت با يك حمله شديد كار ارتفاع زالوآب را يكسره كند، فرماندهي دشمن نيز همين تصميم را گرفته بود كه نتيجه نهايي آن به نفع نيروهاي ايران تمام شد. طبق اظهارات فرمانده گردان محاصره شده عراقي كه سرهنگ جاسم حمود محمود بود و به علت ادامه مقاومت به او ترفيع درجه داده شده بود، در بعدازظهر روز 17 مرداد، عرصه كاملاً بر آن گردان تنگ شد، به نحويكه فرمانده گردان ياد شده شخصاً براي صدام حسين پيام فرستاد و از او استمداد و كسب تكليف براي عقبنشيني كرد.

روز 16 مرداد نبرد مهران به ساعات پاياني نزديك شد. در حالي‌كه در اين روز نيز نبردگاه اين خطّه از خاك ميهن اسلامي ما شاهد جان‌بازي‌ها و شهادت‌ها و تلاش‌هاي خارج از حد تصور نيروي انساني بود. لجاجت و سرسختي‌هاي نيروهاي دشمن با استفاده از برتري مطلق عددي در مقابل ايمان و فداكاري افراد ميهن اسلامي ما قرار گرفته و با آن در ستيز بود . اين بار نيز قدرت ايمان بر قدرت مادي پيروز شد و نيروهاي دشمن نتوانستند با آن همه امكانات فيزيكي و تجهيزاتي اعم از هوايي و زميني، نيروهاي ما را از مواضع پدافندي خود عقب برانند و شهر مهران را تصرف نمايند.

آخرين وضعيت روز مورد بحث تا ساعت 1830 چنين اعلام شد كه حمله نيروهاي دشمن كه در ساعت 1540 به سمت روستاهاي بهين بهروزان و امام‌زاده حسن اجرا شد با شكست مواجه گرديد و نيروهاي دشمن به طرف خسروآباد تغيير سمت دادند و در آن‌جا نيز مجبور به توقف گرديدند. يك فروند هواپيماي دشمن مورد اصابت گلوله‌هاي ضدهوايي قرار گرفت و در حوالي خسروآباد سرنگون گرديد. در ساعت 1930 بار ديگر عناصري از دشمن تلاش كردند كه به مواضع پدافندي نيروهاي ايران نزديك شوند. ولي موفقيتي نصيب آن‌ها نشد . بالاخره روز 16 مرداد نيز به پايان رسيد ولي مبارزه بي‌امان بين نيروهاي مدافع جمهوري اسلامي ما و نيروهاي متجاوز عراق كه در داخل خاك ما بودند هم‌چنان ادامه داشت.

در طول مدت تاريكي شب 16 به 17 مرداد ميدان كارزار از آرامش نسبي برخوردار بود. ولي غرش توپخانه‌هاي هر دو طرف هم‌چنان صحنه نبرد را در هاله‌اي از ابهام و بيم و اميد قرار داده بود. نيروهاي هر دو طرف متخاصم اطمينان داشتند كه ماجراي نبرد مهران هنوز به پايان نرسيده است. زيرا هنوز گردان محاصره شده دشمن در تپه‌هاي زالوآب كه براي هر دو طرف متخاصم حالت سمبليك پيدا كرده بود، به مقاومت ادامه مي‌داد و نيروهاي ايران خط محاصره را حفظ كرده بودند و تلاش سخت 48 ساعته نيروهاي عراق براي بازپس گيري آن ارتفاعات و الحاق با گردان محاصره شده به نتيجه‌اي نرسيده بود.

از آغاز روشنايي روز 17 مرداد ميدان نبرد مهران بار ديگر صحنه مبارزات خونين نيروهاي مدافع ايران و نيروهاي متجاوز عراق گرديد. حمله مجدد نيروهاي عراق از ساعت 04:30 آغاز شد . در اين حمله نيز تلاش اوليه دشمن به طور مستقيم از سمت غرب به طرف شهر مهران متوجه گرديد. اما به علت اين‌كه اصولاً عرض جبهه در اين نبرد حدود 10 كيلومتر بود، توپخانه‌هاي ايران مي‌توانستند آتش‌هاي تمركزي و مؤثر در هر نقطه از ميدان نبرد اجرا كنند . با استفاده از اين امتياز، توپخانه‌هاي ما به سادگي تغيير سمت آتش مي‌دادند و مانع پيشروي نيروهاي دشمن مي‌شدند . نظر به اين‌كه نقاط مسلط منطقه در شمال مهران در تصرف نيروهاي ايران بود، اعمال ديدباني و هدايت آتش توپخانه به نحو مؤثر انجام مي‌گرفت. بنابراين در اين نبرد توپخانه‌ها قادر بودند نقش بسيار مؤثري در سد كردن پيشروي دشمن ايفا نمايند.

 بر خلاف ساعات اوليه روز 17 مرداد كه تلاش دشمن در سمت غرب مهران مشاهده شد، از ساعت 7 صبح به بعد معلوم گرديد كه آن عمل دشمن احتمالاً يك عمل فرضي يا فريبنده بوده و حمله اصلي دشمن از سمت جنوب‌شرقي مهران به طرف امام‌زاده حسن به اجرا درآمد .

 طبق گزارش فرمانده تيپ4 زرهي ايران، در ساعات اوليه حمله، نيروهاي دشمن موفق شدند؛ نيروهاي ايران را تا كرانه جنوبي رودخانه گاوي در بين امام‌زاده حسن و بهين و بهروزان عقب برانند . در نتيجه آن جاده دهلران مهران در ميدان ديد و تير مستقيم دشمن قرار گرفت و عبور و مرور خودروهاي خودي از آن متوقف گرديد و يك تهديد بسيار جدي از سمت شرق براي شهر مهران ايجاد شد. اما فرماندهي اين منطقه نبرد تلاش كرد با استفاده از حداكثر امكانات موجود خود جلوی پيشروي دشمن را از كرانه رودخانه گاوي بگيرد، لذا اجباراً جابجايي‌هايي در يگان‌هاي گسترش يافته انجام داد و شكارچيان شجاع تانك و افراد بسيجي ايران با جنگ‌افزارهاي ضد تانك وارد نبرد نزديك با تانك‌ها و نفربرهاي زرهي دشمن شدند و ده‌ها تانك و نفربر دشمن را منهدم كردند و او را مجبور به توقف در كرانه جنوبي رودخانه گاوي كردند. (توضيح اين‌كه رودخانه گاوي در فصل تابستان عموماً خشك و بدون آب است و حالت مسيل دارد.)

پيام‌هاي مبادله شده چنين نشان مي‌دهد؛ تعدادي جنگ‌افزار ضد تانك كه از لشكرهاي21، 28و 81 نيروي زميني خواسته شده بود در روز 17 مرداد وارد منطقه مهران شد و قرارگاه فتح آن‌ها را بين يگان‌هاي رزمنده تقسيم كرد.

چنين به نظر مي‌رسد كه نبرد روز 17 مرداد در منطقه مهران به مرحله سرنوشت نزديك شده بود كه در آن احتمال موفقيت دشمن در اشغال شهر مهران قطعي به نظر مي‌رسيد و نيروهاي خستگي‌ناپذير ايران براي تعيين سرنوشت، نهايت تلاش خود را به كار مي‌بردند و ضمن بهره‌برداري از حداكثر امكانات موجود، براي دريافت نيروهاي تقويتي از رده‌هاي بالاتر به هر اقدام ممكن دست مي‌زدند. قرارگاه نجف از لشكر21 پياده درخواست كرد گردان243 تانك تيپ4 زرهي آن لشكر را كه در منطقه موسيان باقي مانده بود، سريعاً به منطقه مهران اعزام كند. با توجه به اين‌كه تغيير مكان يك گردان تانك در يك جاده كوهستاني به مسافت 150 کيلومتر در مدت زمان قابل قبول تاكتيكي چندان آسان نيست، اين درخواست خود بيان‌گر وضعيت بحرانی مي‌تواند باشد. علاوه بر اين موضوع، از تمام يگان‌هاي ديگر درخواست شد هرگونه مقدوراتي براي كمك به جبهه مهران دارند آماده سازند تا ترتيب حمل آن‌ها داده شود.

از ساعت 10 صبح به بعد بحران براي نيروهاي ايران به نقطه اوج خود رسيد. كم‌كم آثار نااميدي در وضعيت روحي يگان‌هاي فتح در حوالي شهر مهران ظاهر شد و فشار دشمن لحظه به لحظه شديدتر گرديد. فرماندهان مجبور شدند؛ پيام‌هاي نصيحت‌گونه براي يگان‌ها بفرستند و از آن‌ها بخواهند نااميد نشوند و به مقاومت ادامه دهند. در اين لحظات حياتي، توپخانه‌ها به صورت عامل تعيين كننده درآمده بودند . خوشبختانه همان‌گونه كه قبلاً نيز اشاره شد وضعيت توپخانه‌هاي ايران نسبتاً خوب بود و مي‌توانستند آتش مؤثر و هدايت شده به روي دشمن اجرا كنند. ولي بالگردهاي ما غير فعال بودند تا حدي كه از طرف فرمانده قرارگاه فتح خلبآنان تهديد به تسليم دادگاه شدند.

در حدود ساعت 1030 يك واحد تقويتي از عناصر سپاه پاسداران به منطقه نبرد رسيد. به اين واحد مأموريت داده شد؛ در تقويت يگان‌هاي منطقه جنوب‌شرقي مهران قرار گيرد. در حدود ساعت 1100 از پست شنود كسب اطلاع شد كه صدام‌حسين از نيروهاي عراقي وارد عمل شده در مهران خواسته است سريعاً تكليف نبرد را روشن سازند و ارتفاع زالوآب را از نيروهاي ايران بازپس بگيرند.

احتمالاً اين دستور صدام به علت اظهار نگراني فرمانده گردان محاصره شده در آن ارتفاع بود. بالاخره در ساعت 1130 تيم هوانيروز فعال شد و سه فروند بالگرد رزمي به تانك‌هاي دشمن در جنوب‌شرقي مهران حمله كرد. در ساعت 1200 يگان‌هاي دشمن از طرف رستم‌آباد -در غرب- و خسروآباد -در جنوب مهران- به طرف آن شهر يورش بردند. اما با مقاومت ايثارگرانه رزمندگان جان بر كف ميهن جمهوري اسلامي ما مواجه شدند و مجبور به توقف گرديدند. در چنين گير و داري كه تيپ‌هاي زرهي و مكانيزه دشمن به منطقه مهران حمله كرده بودند، امكانات تقويتي نيروهاي ما در واگذاري چند قبضه جنگ‌افزار بود. به عنوان نمونه در همان قرارگاه فتح به فتح2 اعلام كرد؛ سه قبضه موشك‌انداز ضد تانك ماليوتكا در شهرك ملك‌شاهي موجود است كه آن‌ها را تحويل بگيرند و استفاده كنند.

فشار دشمن لحظه به لحظه عرصه را بر رزمندگان ما تنگ‌تر مي‌كرد. در ساعت 1225 سرهنگ جاوداني فرمانده ارتشي قرارگاه نجف به سرهنگ جمالي جانشين فرمانده نيروي زميني چنين پيام داد: «آبروي مملكت در خطر است و لازم است از رده هاي بالا به منطقه بيايند و تصميم مقتضي بگيرند.»

اين شرايط سبب گرديد كه الزاماً فكر ايجاد خط پدافندي دوم در شمال‌شرقي مهران به وجود آيد . دستور داده شد خاكريز‌هاي پدافندي تهيه شود. اما با ورود همان نيروهاي اندك تقويتي تلاش نيروهاي ايران براي حفظ مواضع پدافندي موجود ادامه يافت. بررسي پيام‌هاي مبادله شده نشان مي‌دهد كه فشار دشمن در ساعات بعدازظهر روز 17 مرداد همچنان ادامه يافت، ولي مقاومت نيروهاي پرتلاش ايران نيز پايدار ماند.

در اين نبرد سرسختانه، نيروهاي دشمن تا حدودي موفق بودند و توانستند نيروهاي ايران را تا شهر مهران عقب برانند. به نحوي‌كه يگان‌هاي مدافع منطقه غرب و جنوب مهران مواضع پدافندي در اطراف جاده دهلران مهران اشغال و به پدافند ادامه دادند . در قسمت غرب مهران نيز به شرق جاده فرخ‌آباد مهران عقب‌نشيني كردند و سازمان دفاعي بعضي از يگان‌ها از جمله گردان‌هاي133 و 803 مكانيزه تا حدودي مختل گرديد. اما در سمت شمال منطقه نبرد حوادث مهمي رخ نداد. گردان محاصره شده دشمن همچنان در محل خود باقي بود.

در حدود ساعت 1400 بعد از ظهر نيروهاي دشمن در حوالي رودخانه گاوي در شرق و جاده فرخ‌آباد مهران در غرب مستقر و با نيروهاي ايران درگير بودند و نيروهاي ايران در حوالي جاده دهلران مهران موضع گرفته بودند. بنابراين روستاهاي بهين بهروزان و امام‌زاده حسن در اشغال نيروهاي دشمن بود كه بار ديگر توپخانه‌هاي ايران به تلاش خود افزودند و نيروهاي دشمن را زير ضربات شديد خود قرار دادند و مانع پيشروي بيشتر آن‌ها گرديدند. خوشبختانه چنين به نظر مي‌رسيد كه در اين لحظات حساس، نيروهاي ايران از لحاظ تدارك مهمات مشكلات قابل ملاحظه‌اي نداشتند.

 اين آتش‌ها سبب زمين‌گير شدن نيروهاي دشمن در حوالي رودخانه گاوي و غرب جاده فرخ‌آباد مهران گرديد. لذا با وجود اين‌كه نيروهاي دشمن توانسته بودند خط دفاعي نيروهاي ايران را در جنوب‌شرقي و غرب مهران در هم بشكنند و نيروهاي ايران را تا حدود دو كيلومتر عقب برانند، ولي قادر به ادامه پيشروي نشده و در همان خطوطي كه در ساعات اول نبرد رسيده بودند، متوقف شده بودند. چنين به نظر مي‌رسد كه بالاخره از ساعت 1400 به بعد شدت فشار حملات دشمن فوق‌العاده كاهش يافت .

در پست‌هاي شنود خودي، اطلاعاتي از بروز مشكلات در واحدهاي دشمن كسب گرديد .  نيروهاي مدافع خودي نيز با وجود شدائدي كه با آن مواجه بودند، خوشبختانه خلل قابل ملاحظه‌اي در اراده آنان براي مقاومت به وجود نيامد. بر اساس مفاد پيام‌هاي مبادله شده بين قرارگاه‌ها، تمام فرماندهان تلاش مي‌كردند با همان مقدورات موجود خود خطوط پدافندي را ترميم كنند و از ايجاد فضاي خالي و رخنه در خط پدافندي عمومي جلوگيري نمايند . در اين باره منطقه دفاعي حوالي شهر مهران از حساسيت ويژه‌اي برخوردار بود، زيرا شهر از سه طرف شمال و غرب و جنوب و حتي قسمتي از شرق در تهديد بود.

فرماندهان نظامي و سپاهي با همكاري يك‌ديگر نيروهاي موجود را در مواضع مهم‌تر گسترش مي‌دادند . جنين به نظر مي‌رسد كه در اين لحظات حساس واحدهاي ارتشي كه به نوعي در احتياط محسوب مي‌شدند نقش مهمي ايفا كردند. عناصر تيپ4 زرهي لشكر21 پياده و گردان هاي808 و 809 پياده و گردان 244 تانك تيپ84 پياده با وجود كمبود توان رزمي نقش فعالي را به عهده گرفتند. اما درباره يگان‌هاي بسيج و سپاه پاسداران نظر به اين‌كه آن يگان‌ها سازمان و فرماندهي و كنترل نظامي نداشتند، در بعضي موارد مشكلاتي از لحاظ مسئوليت آن يگان‌ها بروز مي‌كرد و قسمتي از مناطق دفاعي خالي مي‌ماند كه به محض اطلاع با يگاني پوشيده مي‌شد. يا اين‌كه بعضي از يگان‌هاي بسيج بدون اطلاع و كسب دستور از رده بالاتر خود تغيير موضع مي‌دادند. گاهي نيز اين تغيير موضع به سمت عقب بود كه عقب‌نشيني محسوب مي‌گرديد . طبعاً چنين حركاتي مي‌توانست تمام منطقه پدافندي را به خطر بيندازد.

وضعيت عمومي پدافندي نيروهاي ايران در ساعت 1800 روز 17 مرداد چنين اعلام شد كه در قسمت شمال جبهه نبرد -ارتفاع زالوآب- وضعيت آرام و بدون تغيير نسبت به آغاز نبرد در اين روز بوده است. ولي در قسمت جنوبي در حوالي شهر مهران حمله يگان‌هاي زرهي و مكانيزه دشمن همچنان ادامه داشت و دشمن موفق شده بود قسمتي مواضع پدافندي نيروهاي ايران را در بين رستم‌آباد و خسروآباد واقع در غرب مهران و قسمتي از از مواضع بين بهين بهروزان و امام‌زاده حسن در جنوب‌شرقي مهران را تصرف كند و در اين دو نقطه در مواضع پدافندي اطراف مهران رخنه ايجاد نمايد .

 بدين وسيله جاده‌هاي ارتباطي مهران دهلران و مهران كنجان‌چم صالح‌آباد در داخل ميدان ديد و تير مستقيم دشمن قرار گرفته بودند . حركت خودروهاي رزمي و تداركاتي نيروهاي ايران در اين محورها مختل شده و بعضي از يگان‌هاي ايراني نيز در خطر محاصره و انهدام قرار گرفته بودند بدين جهت خط دفاعي غرب و جنوب مهران يك خيز به عقب تغيير مكان داده شد و در شرق جاده فرخ‌آباد مهران و شمال جاده دهلران مهران برقرار گرديده بود و نبرد بسيار نزديك بين نيروهاي مدافع ايران و مهاجم عراقي به شدت ادامه داشت. به همين علت شكارچيان تانك نيروهاي ايران ‌توانستند آتش ضد تاتك مؤثري عليه خودروهاي زرهي دشمن اجرا كنند و تلفات سنگيني به آن‌ها وارد سازند. در ميدان نبرد آتش گرفتن يك دستگاه تانك و يا نفربر اثرات منفي رواني فوق‌العاده‌اي در نيروها دارد. بدين جهت تلفات وارده به واحد‌هاي زرهي كه دود و آتش آن صحنه نبرد را فرا مي‌گيرد، سبب تخريب بيش از حد روحيه نيروهاي دشمن و تقويت روحيه رزمندگان فداكار ما مي‌گرديد . خدمه خودروهاي زرهي دشمن از ترس مورد هدف قرار گرفتن خود را در شيارهاي منطقه نبرد مخفي نموده و از ادامه پيشروي خودداري مي‌كردند.

اتفاقاً تنها عنصر تقويتي كه براي نيروهاي ايران وارد ميدان نبرد مي‌شد، جنگ‌افزارهاي ضد تانك بود كه قبلاً از يگان‌هاي ديگر نيروي زميني خواسته شده و به تدريج وارد منطقه مهران مي‌گرديدند . در ساعت 1800 روز 17 مرداد نيز تعدادي از اين جنگ‌افزارها شامل موشك‌اندازهای ماليوتكا در اختيار قرارگاه فتح2 قرار داده شد تا در مناطق مورد تهديد از آن‌ها استفاده كند.

حدود ساعت 1900 روز 17 مرداد كه تاريكي شب فرا ‌رسيد آرامش نسبي در ميدان كارزار مهران ايجاد گرديد و بعضي از يگان‌هاي دشمن كه در مقابل امام‌زاده حسن بيشتر جلو آمده بودند قدري عقب‌نشيني كردند كه احتمالاً براي اشغال مواضع مناسب‌تر در حوالي رودخانه گاوي بودند. بدين ترتيب حمله بسيار سنگين زرهي دشمن در روز 17 مرداد نيز با تلاش و جان‌بازي فوق‌العاده‌ رزمندگان خستگي ناپذير ايران اسلامي متوقف گرديد. گرچه در اين حمله نيروهاي  دشمن موفقيت جزئي در غرب و جنوب مهران به دست آوردند، ولي با وجود در اختيار داشتن برتري كامل عددي از لحاظ نفر و تجهيزات به ويژه برتري مطلق هوايي و زرهي فقط حدود يك كيلومتر، آن‌ هم در بعضي نقاط پيشروي كردند. اما به هر حال با همين مقدار پيشروي، خط دفاعي نيروهاي ايران را در اين نقاط شكستند و رخنه‌اي در آن ايجاد نمودند و تهديد محاصره و اشغال شهر مهران را قوي‌تر كردند.

در مطالب قبل گفتيم كه فرمانده نظامي قرارگاه نجف -سرهنگ جاوداني- از نيروي زميني درخواست كرد به هر نحو مقدور يگان تقويتي به منطقه مهران اعزام كند . نيروي زميني براي اجابت اين درخواست در 17 مرداد يك گردان تكاور از تيپ 58 پياده ذوالفقار و گردان 243 تانك تيپ4 زرهي لشكر21 پياده را براي اعزام به مهران در نظر گرفت . به فرماندهان مربوطه دستور داد اين گردان‌ها را در روز 18 مرداد به منطقه اعزام كنند.

با صدور دستور جزء به جزء شماره 11 در 17 مرداد روش كاربرد اين گردان‌ها به وسيله قرارگاه فتح تعيين گرديد . هر دو گردان براي تقويت مواضع پدافندي غرب و شرق مهران در نظر گرفته شدند. به قرارگاه فتح1 مأموريت داده شد با استفاده از گردان‌هاي ياد شده- احتمالاً يگان‌هاي اعزامي از سپاه پاسداران- به نيروهاي دشمن حمله كند و مواضع پدافندي قبل از حمله دشمن در روز 15 مرداد را تصرف و تأمين نمايد . منظور از آن، مواضع غرب جاده فرخ‌آباد فيروزآباد -در غرب- و مواضع جنوب رودخانه گاوي در جنوب‌شرقي مهران بود. در اين دستور پيش‌بيني شده بود كه احتمالاً اجراي اين امر قبل از 19 مرداد امكان‌پذير نخواهد بود. بدين جهت زمان مشخصي براي اجراي حمله در نظر گرفته نشده بود.

مرحله دوم نبرد مهران كه از 15 مرداد ماه با حمله متقابل نيروهاي عراق به منظور اشغال مجدد شهر مهران و بازپس گرفتن ارتفاعات زالوآب و نمه‌كلان بو از نيروهاي ايران آغاز شده بود، تا غروب روز 17 مرداد به مدت سه روز به صورت خيلي فعال ادامه داشت و در شامگاه روز 17 مرداد به آرامش گرائيد. ولي همان‌گونه كه از صدور دستورات فرماندهان ايراني استنباط مي‌شود مبارزه بين نيروهاي هر دو طرف متخاصم هنوز به نتيجه نهايي نرسيده بود. هنوز گردان محاصره شده عراقي در زالوآب به مقاومت ادامه مي‌داد . نيروهاي ايران توانسته بودند؛ مقاومت آن را در هم بشكنند و ارتفاع زالوآب را كاملاً محاصره نمايند . نيروهاي عراقي با وجود تلاش سه روزه خود موفق به در هم شكستن خط محاصره و نجات آن گردان‌ نشده بودند. تنها موفقيتي كه نيروهاي عراق به دست آوردند عقب راندن نيروهاي ايران از خط مقدم پدافندي در جنوب‌شرقي و تا حدي در غرب مهران به مسافت تقريبي یک كيلومتر بود كه براي اين موفقيت اندك بهاي گزافي پرداخته و متحمل تلفات سنگيني شده بودند.

گرچه در مدارك در دسترس چگونگي بررسي‌ها و برآوردها و علل تصميم‌گيري فرماندهان ثبت نشده بود، ولي بررسي دستورات صادره نشان مي‌دهد كه فرماندهي قرارگاه نجف به اين نتيجه رسيده بود؛ تا هنگامي‌كه گردان محاصره شده عراقي در تپه زالوآب به مقاومت ادامه مي‌دهد، نيروهاي عراقي براي نجات آن به وارد كردن فشار به نيروهاي ايران در حوالي مهران ادامه خواهند داد. بنابراين براي ايجاد نااميدي در فرماندهي عراق بهترين راه‌حل آن بود كه آن گردان محاصره شده عراقي منهدم گردد و ارتفاع زالوآب در كنترل كامل نيروهاي ايران قرار گيرد.

بدين منظور تصميم گرقته شد در شب 17 به 18 مرداد به وسيله عناصر قرارگاه فتح1 به آن گردان عراقي حمله شود و تكليف آن يك‌سره گردد. اين حمله در ساعت 3 بعد از نيمه شب 17 به 18 مرداد در ارتفاع زالوآب شروع شد و رزمندگان با اراده و با ايمان جمهوري اسلامي ايران تلاش كردند به هر قيمتي كه تمام شود اين عنصر باقي‌مانده دشمن را نابود سازند. اما بايد انصاف داد كه آن گردان دشمن نيز شجاعانه مقاومت مي‌كرد. گرچه در اسناد رسمي درباره چگونگي عمليات دشمن مدركي در دسترس قرار نگرفت، ولي طبق اظهارت فرمانده گردان محاصره شده كه بعد از سقوط آن مواضع به اسارت نيروهاي ايران درآمد، گردان1 تيپ417 در ارتفاع زالوآب به مدت 11 روز در محاصره نيروهاي ايران قرار داشت.

 در همان شب 17 به 18 مرداد كه فرماندهي نيروهاي ايران تصميم گرفت با يك حمله شديد كار ارتفاع زالوآب را يك‌سره كند، فرماندهي دشمن نيز همين تصميم را گرفته بود كه نتيجه نهايي آن به نفع نيروهاي ايران تمام شد. طبق اظهارات فرمانده گردان محاصره شده عراقي كه سرهنگ جاسم حمود محمود بود و به علت ادامه مقاومت به او ترفيع درجه داده شده بود، در بعدازظهر روز 17 مرداد، عرصه كاملاً بر آن گردان تنگ شد، به نحوي‌كه فرمانده گردان ياد شده شخصاً براي صدام حسين پيام فرستاد و از او استمداد و كسب تكليف براي عقب‌نشيني كرد. در ساعت 2100 روز 17 مرداد، به فرمانده گردان پاسخ داده شد كه ادامه حمله سه روزه -15 مرداد ماه- در آغاز روز 18 مرداد آغاز خواهد شد و هم‌زمان با نيروهاي عراق در جبهات مختلف نبرد مهران، تيپ‌هاي 38 و 18 پياده عراق در منطقه شمال‌غربي مهران حمله خواهند كرد و به گردان1 تيپ 417 -محاصره شده- دستور داده شد؛ آماده شود هم‌زمان با حمله نيروهاي ديگر، آن گردان نيز در منطقه خود به مواضع نيروهاي ايران حمله كند.

در اجراي دستور ياد شده فرمانده گردان محاصره شده به منظور آماده شدن جهت اجراي حمله تغييراتي در استقرار يگان‌هاي خود داد و به منطقه‌اي تغيير موضع كرد كه بتواند به پاسگاه دراجي حمله كند. اين تغيير آرايش در ساعت 2300 انجام شد. اما قبل از آن‌كه حمله نيروهاي عراقي آغاز شود نيروهاي ايران طبق طرحي كه بيان شد به آن گردان عراقي حمله كردند و آن‌را منهدم و تعدادي از افراد آن از جمله فرمانده گردان را كه به شدت مجروح شده بود به اسارت خود درآوردند . خبري از حمله تيپ‌هاي 18 و 38 عراق نيز نشد . علت آن براي ما معلوم نگرديد كه آيا واقعاً نيروهاي عراقي طرح يك حمله وسيع براي روز 18 مرداد راداشتتند يا اين‌كه از اين دستورات به گردان ياد شده هدف ديگري مورد نظر آن‌ها بود. اما جريان حمله نيروهاي ايران در اين مرحله چنين بود كه حمله در ارتفاع زالوآب در ساعت 3 بعد از نيمه شب شروع گرديد تا ساعت 0450 نيروهاي دلاور ما موفق شدند؛ حلقه محاصره ارتفاع ياد شده را تنگ‌تر كنند و به گردان محاصره شده دشمن نزديك شوند . حدود 20 دقيقه بعد در نبرد نزديك، بين نيروهاي ايراني و گردان عراقي که در گرفت ، در دقايق اول تعدادي از افراد دشمن كشته و تعدادي نيز به اسارت درآمدند .

تا ساعت 0525 قسمت بيشتر ارتفاع زالوآب از وجود نيروهاي دشمن پاك‌سازي شد و تپه‌هاي 325، 340 و 343 به تصرف نيروهاي ايران درآمد . فقط عناصري از دشمن در تپه 340 در شمال پاسگاه دراجي مقاومت مي‌كردند. اين مقاومت دشمن نيز حدود ساعت 0615 كاملاً سركوب گرديد و افراد باقي‌مانده دشمن با بي‌نظمي از شيارهاي ارتفاع به حالت فرار به سمت جنوب‌غربي درآمدند . تا ساعت 0700 صبح ارتفاع زالوآب در تصرف كامل نيروهاي ايران قرار گرفت. اما در اين مراحل حساس عكس‌العمل قابل ملاحظه‌اي از نيروهاي عراق در منطقه زالوآب و در منطقه مهران مشاهده نگرديد و حتي در ساعت 0715 فرماندهي فتح2 در حوالي شهر مهران گزارش داد كه هيچ‌گونه فعاليتي از دشمن ديده نمي‌شود . اين فرماندهي از اين آرامش منطقه نبرد استفاده كرد و مواضع پدافندي را با جابجايي يگان‌هاي موجود كاملاً مستحكم نمود. در ساعت 1810 اعلام شد كه فرمانده گردان محاصره شده عراقي كه به اسارت نيروهاي ايراني درآمده، مجروح است و بدين جهت به بيمارستان منطقه تخليه گرديد. تعداد اسراي عراقي حدود 300 نفر اعلام شد.

انهدام كامل گردان محاصره شده عراقي و تصرف و تأمين كامل ارتفاع زالوآب طبق برآورد قبلي، سرنوشت نبرد والفجر3 را تعيين كرد و موقعيت نيروهاي ايران در ارتفاع زالوآب و ارتفاع نمه‌كلان بو در داخل خاك عراق را كاملاً تثبيت نمود.

رئيس‌جمهور ايران براي تقدير از رزمندگان پرتلاش منطقه مهران در ساعت 0930 روز 18 مرداد پيامي به اين شرح فرستاد:

بسم الله الرحمن الرحيم. ان تنصر والله ينصركم و يثبت اقدامكم. سلام خداوند و بندگان صالح خدا بر شما مجاهدان رزمنده عزيز.

پيروزي‌هاي پياپي شما در جبهه نبرد ايمان و كفر، اسلام را سربلند و ملت را شادمان، حضرت امام خميني را به داشتن فرزنداني چون شما سرافراز كرده است. دشمن ضعيف و نااميد است. نه انگيزه‌اي دارد و نه اميدي.

نصرت خدا از آن شما است. بايد پايداري كنيد و خستگي نشناسيد تا اين عطيه الهي را به چنگ آوريد. دعاي پدران و مادران بدرقه راه شما است.

دشمن مبتذل را امان ندهيد و قوي‌ترين ضربات را به آن فرود آوريد. به اميد پيروزي شما.

برادر سيد علي خامنه‌اي

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده