عملیات رمضان
بخش نوزدهم: نبرد قرارگاه فتح در سومین دور عملیات اما در همین دقایق حساس نبرد، حادثه عجیبی رخ داده است که متأسفانه چگونگی آن در اسناد در دسترس ثبت نگردیده بود. زیرا به فاصله ساعت 0300 تا 0306 یک حالت چرخش 180 درجه ای در عملیات مشاهده می گردد. با وجود اینکه پیام مبنی بر آمادگی اجرای مرحله دوم عملیات در ساعت 0303 مبادله شده، سه دقیقه بعد یعنی در 0306 برادر پاسداری به نام ربیعی به برادر دیگر به نام محسن گفته است «پس به حاج رضا بگویید جلوتر نرود و عقب بیاید»

در دستور شماره 2 قرارگاه کربلا نقش اصلی نبرد روز 30 تیر ماه مانند دور اول به قرارگاه فتح واگذار شده بود. مأموریت این قرارگاه در این نبرد آن بود که در مدت شب 28 به 29 تیر ماه مسئولیت پدافندی حوالی پاسگاه زید را به عهده بگیرد و بقیه را رها سازد و با در اختیار داشتن عناصر لشکر 92 زرهی (منهای تیپ 3 آن لشکر) و تیپ­های 25 کربلا، 14 امام حسین، 27 محمد رسول­ا… از عناصر سپاه پاسداران و قرارگاه نصر 2 شامل تیپ 2 لشکر 21 پیاده و تیپ 7 دزفول از عناصر قرارگاه نصر (جمعاً با 3 تیپ ارتشی و 4 تیپ سپاه پاسداران و عناصر دیگر لشکر 92 زرهی) در منطقه مسئولیت مربوطه (به خلاصه نقشه مراجعه شود) حمله کند و خط نارنجی را تأمین نماید. آماده باشد بنا به دستور حمله را به سمت غرب ادامه دهد.

متأسفانه در مدارک در دسترس، طرح عملیاتی قرارگاه فتح برای اجرای این مأموریت ثبت نگردیده بود. برای ما روشن نگردید که تدبیر عملیاتی فرمانده این قرارگاه در اجرای این مأموریت چگونه بود؟ ولی جدول حوادث در دسترس نشان می­دهد که تدبیر کلی فرماندهی قرارگاه فتح در این دور از عملیات نیز تقریباً مشابه دور اول بود. تغییرات اساسی تغییر بعضی از تیپ­های عمل کننده و خطوط حد پیشروی بود. قرارگاه فتح با استفاده از هفت تیپ رزمی و پنج قرارگاه جزء تشکیل داد. فتح 1 شامل تیپ 1 زرهی و یک تیپ از سپاه پاسداران، فتح 2 شامل تیپ 2 زرهی و یک تیپ از سپاه پاسداران، فتح 3 فقط تیپ 2 لشکر 21 پیاده، فتح 4 یک تیپ از سپاه و فتح 5 نیز یک تیپ از سپاه بوده است. تیپ­های زرهی در مرکز منطقه نبرد پیشروی کردند و تیپ­های سپاه پاسداران عمدتاً در جناح شمالی و جنوبی وارد عمل شدند.

به هر حال نظر به اینکه هدف ما در این بررسی­ها شرح کلیات نبرد است، عدم دسترسی به جزئیات، تأثیر چندانی در این بررسی ندارد.

طبق مدارک موجود در ساعت 2038 روز 30/4/1361 فرماندهی نیروی زمینی تلفنی با فرمانده لشکر 92 زرهی تماس گرفت و رمز عملیات را که بسم­ا… القاصم الجبارین یا صاحب­الزمان ادرکنی بود اعلام کرد. بدین ترتیب حمله عناصر قرارگاه فتح آغاز شد. اما بعضی از حوادث نشان می­دهد که به علت تعجیل در اجرای این عملیات و با توجه به اینکه قرارگاه فتح فقط حدود 36 ساعت زمان داشته تا یگان­ها را تحت کنترل خود بگیرد و طرح عملیاتی هماهنگ شده تهیه نماید. این مدت زمان برای عملیات به آن وسعت بسیار کم بوده است. احتمالاً هماهنگی کافی به وجود نیامده و نارسائی­هایی در مرحله آمادگی وجود داشته است. چنانکه درباره عدم آمادگی عناصر تیپ 2 لشکر 21 پیاده اظهار نگرانی­هایی شده و یا اینکه حدود یک ساعت بعد از اعلام شروع عملیات یکی از تیپ­ها از فرماندهی فتح سؤال کرده است که آیا عملیات را آغاز کنیم یا نه و یا اینکه فرمانده قرارگاه فتح نیم ساعت بعد از آغاز حمله خواسته است با فرمانده نیروی زمینی تماس بگیرد، تماس برقرار نبوده است.

دیگر آنکه در همان ساعت اول حمله درخواست شده به احتیاط رده بالاتر آماده باش داده شود، با همه این شرایط، حمله در ساعات اول طبق طرح پیشرفت نمود. در ساعت 2145 تیپ 8 نجف به میدان مین دشمن برخورد کرد و با عناصر دشمن درگیر شد، ولی موفق به فراری دادن دشمن گردید، تیپ محمد رسول­الله نیز اعلام کرد طبق طرح پیشروی کرده ولی تیپ 7 دزفول گزارش داد هنوز با دشمن درگیر نشده است.

در ساعت 0220 عناصر تیپ 25 کربلا که در جناح شمالی و همجوار قرارگاه فجر پیشروی می­کرد به میدان مین دشمن رسید و سه نفر از افراد آن تیپ بر اثر انفجار مین مصدوم شدند. با این وجود، این تیپ به پیشروی ادامه داد. سرعت پیشروی به قدری خوشحال کننده بود که فرمانده تیپ اظهار داشت دشمن را از طرف نشوه دور می­زنند و دشمن غافلگیر شده است. اما طبق گزارش این تیپ عناصر قرارگاه فجر در جوار آن تیپ باهم هماهنگ نبودند و عقب­تر بودند.

حدود دو ساعت بعد از آغاز حمله، تقریباً تمام یگان­های حمله­ور قرارگاه فتح با دشمن درگیر شدند. به تیپ 25 کربلا که سرعت پیشروی خوبی داشت دستور داده شد بعد از تصرف پل­های واقع در مسیر پیشروی برای نگهداری آن­ها تلاش کند، حتی اگر عده­ای در این راه فدای اسلام شوند، تا بدین وسیله از تکرار حوادث نیروهای قبل جلوگیری گردد. اما حمله در تاریکی شب و در منطقه­ای نسبتاً باز و بی­عارضه اجرا می­گردد و در این منطقه حفظ هماهنگی حرکت و حفظ سمت بسیار مشکل است. بنابراین طبعاً ناهماهنگی­هایی در حرکت یگان­ها پیش می­آمد و تأکید فرماندهان بر این بود که از ایجاد این­گونه ناهماهنگی­ها حتی­المقدور جلوگیری شود و پیشروی تیپ­ها هماهنگ باشد.

در ساعت 2315  اولین یگان در جناح شمالی به خط خیز اول (خط نارنجی) رسید و دستور داده شد در همان خط مواضع پدافندی اشغال و تحکیم کند. در ساعت 2340  تیپ نجف نیز به هدف مثلثی شکل اول رسید. ولی دو یگان همجوار آن هنوز به آن حد نرسیده بودند که به آن­ها نیز دستور داده شد به سرعت پیشروی خود بیفزایند و اولین خط پیشروی را تأمین کنند. حدود ساعت 2345  قسمتی از یگان­های حمله­ور به موانع سیم خاردار و میدان مین دشمن برخورد کردند که احتمالاً میدان­های مین حفاظتی یگان­های دشمن بود، ولی افراد دشمن از آن مراقبت نمی­کردند که به نظر می­رسید عقب­نشینی کرده بودند.

حدود ساعت 2400 تیپ­های 1 و 2 زرهی لشکر 92 زرهی اعلام کردند، در خط خیزعلی هستند. با توجه به اینکه خط خیزعلی در حدود پنج کیلومتری خط تماس اولیه بود، تیپ­های سپاه قبلاً گفته بودند؛ قریب شش تا هشت کیلومتر پیشروی کرده­اند. بنابراین در صورت دقت داشتن گزارش­ها در تعیین موقعیت­ها، پیشروی عناصر زرهی آهسته­تر از عناصر پیاده نظام سپاه پاسداران بوده است. نظر به اینکه طرح عملیات قرارگاه قدس در دسترس ما قرار نگرفت، برای ما روشن نگردید که این امر برابر طرح و تدبیر فرماندهی بوده یا اینکه یگان­های زرهی در پیشروی شبانه با مشکلاتی مواجه بوده­اند.

در ساعت 2400 اولین خبر حاکی از عکس­العمل دشمن منتشر گردید و برآورد شد؛ نیروهای دشمن از سمت شمال به داخل نبرد نفوذ کرده و در حال دور زدن یگان­های خودی هستند، لذا قسمتی از تلاش اصلی صرف خنثی کردن این تهدید دشمن شد. فرماندهی قرارگاه فتح از قرارگاه کربلا درخواست کرد؛ دستور لازم برای تأمین جناح شمالی فتح را بدهد.

دقایقی بعد از نیمه شب 30 به 31 تیر ماه قرارگاه کربلا اعلام کرد، عناصر قرارگاه فجر حدود پنج کیلومتر جلو رفته­اند و احتمالاً تیپ 8 نجف به هدف اول خود در مواضع مثلثی شکل دشمن رسیده است. در این موقع تهدیدی در شمال غربی پاسگاه زید عراق احساس شد. فرماندهان تلاش کردند با اعزام گردان­هایی از سپاه پاسداران، آن تهدید را خنثی سازند. در ساعت 38 دقیقه بامداد، تیپ 14 امام حسین که در جنوب منطقه فتح پیشروی می­کرد اعلام نمود به کانال رسیده، ولی تیپ 25 کربلا اعلام کرد که هنوز به پل­های واقع در مسیر حرکت خود نرسیده است.

در حدود 50 دقیقه بامداد، تیپ 8 نجف گزارش داد از مواضع مثلثی شکل اول دشمن عبور کرده و به طرف مثلث دوم به پیش می­رود و 10 دقیقه بعد تیپ 25 گزارش داد که به پل مورد نظر رسیده، تیپ 27 محمد رسول­الله نیز اعلام کرد در منطقه خود به کانال رسیده و حدود 30 دستگاه تانک باقی مانده از دشمن را منهدم نموده و تعدادی را نیز به غنیمت گرفته است.

به نظر می­رسد که در ساعات اول بعد از نیمه شب، عملیات یگان­های خودی پیشروی خوبی داشت و اغلب تیپ­ها به خط حد پیشروی تعیین شده که خط نارنجی بود، رسیده بودند. به هر یگانی که به آن خط می­رسید دستور داده می­شد: سریعاً خاکریز ایجاد کند و در محل پدافند تعجیلی برقرار سازد. حدود ساعت 0200 تیپ­های زرهی لشکر 92 زرهی نیز به هدف­های مثلثی شکل رسیدند و تلاش کردند مواضع دشمن را پاک کنند و در آن پدافند نمایند.

بنابراین در این ساعت اغلب تیپ­ها به خط نارنجی رسیده بودند، اما بررسی گزارش­ها نشان می­دهد که ناهماهنگی­هایی در میدان نبرد وجود داشت و اغلب یگان­ها در جریان وضعیت یگان همجوار خود نبودند. چه بسا انحراف سمت­هایی به وجود آمده و مسیر پیشروی در نتیجه منطقه عملیات و هدف­های یگان­ها تغییر کرده بود. به عنوان نمونه فرمانده یکی از تیپ­ها به نام همت به فرمانده تیپ دیگر به نام محسن در ساعت 0228 چنین اظهار نموده که من فعالیت را شروع کرده­ام ولی نمی­دانم در سمت راست من تیپ 7 دزفول نیز آمده یا نه، در پیامی دیگر همان برادر محسن به برادر زاهدی گفته که ما وارد مرحله دوم عملیات (عبور از خط نارنجی) شده­ایم، فعلاً تمام امکانات را برای عبور افراد آماده کن، در صورتیکه موفق بودیم، بخواهیم مرحله دوم را اجرا کنیم، فعلاً منتظر باشید تا اگر افراد از آن­جا عبور کردند آن کار را بکنیم.

گر چه این پیام به منظور استتار عملیات به صورت رمز مخابره شده و مفهوم دقیق آن فقط برای مقام گیرنده و فرستنده آن معلوم است ولی به هر حال بیانگر آن است که یگانی آماده برای اجرای مرحله دوم عملیات بوده ولی یگان همجوار او هنوز به منطقه هدف اول نرسیده بود. البته لازم به یادآوری است که در میدان نبرد این­گونه عدم هماهنگی پیشروی به علت شرایط نابرابر زمین و دشمن امری کاملاً عادی است. اما نکته مهم تعدیل و هماهنگی حرکت به وسیله قرارگاه هدایت کننده است، تا از ایجاد شکاف در منطقه بین یگان­ها جلوگیری گردد. به نظر می­رسد که در ساعت 3 بامداد 31 تیر ماه وضعیت عملیات چنان موفقیت­آمیز بود که قرارگاه فتح به یگان­های اجرایی پیغام فرستاد آماده باشند، با اعلام جمله رمزی مرحله دوم عملیات (عبور از خط نارنجی) را آغاز کنند. تمام فرماندهان داخلی شبکه ارتباطی پاسخ دادند برای اجرای مرحله دوم آماده هستند.

اما در همین دقایق حساس نبرد، حادثه عجیبی رخ داده است که متأسفانه چگونگی آن در اسناد در دسترس ثبت نگردیده بود. زیرا به فاصله ساعت 0300 تا 0306 یک حالت چرخش 180 درجه­ای در عملیات مشاهده می­گردد. با وجود اینکه پیام مبنی بر آمادگی اجرای مرحله دوم عملیات در ساعت 0303 مبادله شده، سه دقیقه بعد یعنی در 0306 برادر پاسداری به نام ربیعی به برادر دیگر به نام محسن گفته است «پس به حاج رضا بگویید جلوتر نرود و عقب بیاید» و دو دقیقه بعد مذاکره­ای بین فرماندهان یگان­های سپاه پاسداران انجام می­شود برادر زاهدی اظهار می­دارد حاج رضا نمی­تواند مرحله دوم را اجرا کند و در ساعت 0315 دستوری به وسیله برادر ربیعی به یگانی داده می­شود که حکم دستور عقب‌نشینی را پیدا می­کند. در همان موقع یعنی در 0315  فرمانده نیروی زمینی در پیام تلفنی به سرهنگ نیاکی فرمانده لشکر 92 زرهی می­گوید؛ انهدام خوبی به وجود آمد، چون مهندسی با مشکلاتی برخورد کرد به یاری خدا به مواضع اول برمی­گردند. بر این اساس سرهنگ نیاکی مأموریت واگذاری به فتح را لغو نمود و اظهار داشت موضوع اعزام نیرو منتفی است و نیازی نیست، به قرارگاه­های فتح1 و 2 نیز ابلاغ شد به مواضع اولیه برگردند.

در ساعت 0326 فرمانده نیروی زمینی به فرمانده قرارگاه فتح گفت، نظر به اینکه یگان­هایی که به عقب می­آیند، خسته هستند، نصر 2 (تیپ 2 لشکر 21 و عناصری از سپاه پاسداران) خط پدافندی را نگه دارد.

بدین ترتیب سومین دور عملیات رمضان که برای تأمین خط نارنجی در عمق 5 تا 15 کیلومتری منطقه دشمن و ادامه پیشروی به سمت غرب آغاز شده بود تغییر ماهیت پیدا کرد و هدف آن انهدام دشمن اعلام شد. بعد از اینکه یگان­های حمله­ور به حدود اولین خط پیشروی رسیده بودند در ساعت 3 بامداد دستور داده شد به مواضع اولیه خود (قبل از شروع این دور نبرد) مراجعت نمایند.

درباره این تغییر هدف کلی عملیات، مدارکی در دسترس قرار نگرفت که نشان دهد آیا در همان مرحله طرح­ریزی، هدف اصلی فرماندهان قرارگاه کربلا فقط انهدام دشمن تا خط نارنجی بوده که به منظور مخفی نگه داشتن این هدف از یگان­های اجرایی و جلوگیری از تزلزل در قاطعیت مبارزه جویی آنان در طرح منظور نکرده و فقط فرمانده رده­های بالا در جریان آن بوده­اند یا اینکه در هنگام اجرای عملیات به علت شرایط نامساعد میدان نبرد علیه نیروهای خودی چنین تصمیمی به طور ناگهانی گرفته شده است. به هر حال در مدارک در دسترس دستورات متناقضی نیز به چشم می­خورد، از جمله آنکه با وجود اینکه در ساعت 0315 به کلیه یگان­ها دستور داده شد به مواضع اولیه برگردند. در ساعت 0347 قرارگاه فتح به قرارگاه­های فتح 1 و 2 دستور داد همان جایی که هستند (احتمالاً در خط خیزعلی یا خط نارنجی) قرص بایستند.

با توجه به دستوری که در حدود ساعت 3 بامداد داده شد عناصر قرارگاه فتح به محل اولیه خود مراجعت کردند و میدان نبرد مجدداً به آرامش نسبی گرایید. از آغاز روشنایی روز 31 تیر ماه بار دیگر نبرد به تبادل آتش توپخانه منحصر گردید. دشمن در منطقه گسترش گردان 151 پیاده و 283 سوار زرهی لشکر 92 در جنوب غربی پاسگاه زید فعال شد که به نظر رسید آماده برای حمله می­شود، ولی با اجرای آتش­های توپخانه خودی به آن منطقه دشمن، حرکات و جابجایی نیروهای دشمن نیز متوقف گردید و وضعیت آن قسمت از منطقه نیز عادی شد و تا پایان روز 31 تیر ماه حادثه مهمی در منطقه نبرد قرارگاه فتح رخ نداد.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده