نبردهای غرب اهواز و سوسنگرد
بخش سی ام: روز 18 دي ماه روز تعيين سرنوشت نبرد کرخهکور بود. با آغاز روشنايي، نيروهاي دشمن حمله شديد خود را به طرف مواضع لشكر 16 زرهي آغاز كردند. در ساعت 0650 لشكر گزارش داد، حمله همه جانبه شروع گرديد. ابتدا یگانهاي كوچكي از دشمن مانور فريبندهاي در مقابل نيروهاي ما انجام دادند و چند دقيقه بعد عقبنشيني كردند. به نظر رسيد كه دشمن ميخواهد واحدهاي ما را از مواضع پدافندي بيرون بكشد. زيرا قبلاً از اين روش بهره شاياني برده بودند و خسارات سنگين به خودروهاي زرهي ما وارد كرده بودند.

در روز 17 دي ماه نيروهاي دشمن علاوه بر منطقه سوسنگرد در منطقه غرب دزفول نيز اقدام به حمله به عناصر لشكر 21 پياده ما كردند و قرارگاه جنوب را با مسئله ديگري درگير نمودند. ولي لشكر 21 توانست حمله لشكر 10 زرهي را دفع كند. و بالاخره در پايان روز 17 دي ماه، توان رزمي لشكر 16 زرهي به حدي تقليل يافت كه برآورد گرديد بدون تقويت، ادامه مقاومت براي آن لشكر مقدور نخواهد بود. لذا تصميم گرفته شد تعدادي تانك از یگان‌هاي ديگر كه در دزفول مستقر بودند و هم‌چنين از تانك‌هاي بدون خدمه لشكر 92 زرهي كه در اهواز بود، به سوسنگرد حمل شوند و در اختيار لشكر 16 قرار داده شود.

در روز 17 دي ماه، تلفات هوايي ما نيز نسبتاً زياد بود. ما چهار فروند هواپيما و تعدادي بالگرد از دست داديم. اين ضايعات در روحيه خلبانان ما اثرات منفي داشت. زيرا آن‌ها مجبور بودند در ميان توده‌هاي آتش جنگ‌افزارهاي خودي و دشمن انجام مأموريت كنند. چه بسا كه بعضي از هواپيما و بالگردهاي ما بر اثر آتش عناصر خودي آسيب مي‌ديدند. اما در آن شرايط جز اين راه چاره ديگري نداشتيم.

 فاصله بين نيروهاي خودي و دشمن در خط تماس در حدود برد سلاح‌هاي سبك و يا نيمه سنگين بود و فشار اصلي نيز در همين خط بود. لذا هواپيماها و بالگردهاي ما بايستي به عناصر دشمن كه در اين فاصله از نيروهاي ما گسترش داشتند حمله مي‌كردند. گرچه سعي مي‌شد خط بمبي تعيين شود و هواپيماها و بالگردها در خارج از خط بمب، یگان‌هاي دشمن را در حوالي جفير و پادگان حميد بمباران كنند. اما اين امر تأثير رواني براي رزمندگان خط مقدم ما نداشت. زيرا در اين صورت آن‌ها از حضور پرنده‌هاي ما در میدان نبرد آگاه نمي‌شدند.

در حالي كه هواپيماهاي دشمن مستقيماً آن‌ها را هدف قرار مي‌دادند. خلاصه آن كه روز 17 دي ماه با سختي فوق‌العاده همراه بود. با اين وجود رزمندگان ما به مقاومت ادامه دادند و عقب‌نشيني نكردند. اما تلفات و خسارات وارده بر رزمندگان ما آن چنان زياد بود كه ادامه مقاومت در جنوب کرخه‌کور در خط تماس با دشمن تقريباً بي‌نتيجه به نظر مي‌رسيد. لذا در آغاز شب به لشكر 16 دستور داده شد به هر نحو مقدور خود را به شمال کرخه‌کور عقب بكشد و با استفاده از تل‌هاي خاكي كه در اثر لايروبي نهر و ريختن گل و لاي آن به كرانه ايجاد شده بود، حفاظ و جان پناه براي خودروها ايجاد كند و با استفاده از مانع آبي نهر کرخه‌کور خط پدافندي را تحكيم نمايد.

روز 18 دي ماه روز تعيين سرنوشت نبرد کرخه‌کور بود. با آغاز روشنايي، نيروهاي دشمن حمله شديد خود را به طرف مواضع لشكر 16 زرهي آغاز كردند. در ساعت 0650 لشكر گزارش داد، حمله همه جانبه شروع گرديد. ابتدا یگان‌هاي كوچكي از دشمن مانور فريبنده‌اي در مقابل نيروهاي ما انجام دادند و چند دقيقه بعد عقب‌نشيني كردند. به نظر رسيد كه دشمن مي‌خواهد واحدهاي ما را از مواضع پدافندي بيرون بكشد. زيرا قبلاً از اين روش بهره شاياني برده بودند و خسارات سنگين به خودروهاي زرهي ما وارد كرده بودند. ولي متأسفانه هنوز بعضي از فرماندهان ما پي به مقصد پليد دشمن نبرده بودند و مي‌خواستند دشمن را تعقيب كنند، زيرا دچار هيجانات احساسي شده بودند. اما دشمن نيز ناشي‌تر از آن بود كه از اين عمليات فريبنده بتواند بهره‌برداري كافي كند. بدين سبب چند دقيقه بعد ستون‌هاي ديگري از دشمن از جنوب به سمت کرخه‌کور حركت كردند. در نتيجه مقصود دشمن براي فرماندهان ما روشن گرديد و در ساعت 0730 تيپ1 زرهي اطلاع داد: عناصري از دشمن به كرانه جنوبي کرخه‌کور نزديك شده‌اند. تیپ3نیز چند دقيقه بعد اعلام كرد تانك‌هاي دشمن به مسافت 5/1 كيلومتري مواضع او رسيده‌اند.

در اين شرايط بحراني، بار ديگر تنها اميد ما نيروي هوايي بود و از آن نيرو درخواست شد، هرچه در توان دارد براي پشتيباني لشكر 16 زرهي اعزام كند. نيروهاي دشمن به قدري به مواضع پدافندي نيروهاي ما نزديك شدند كه فرمانده لشكر اجباراً به توپخانه‌هاي پشتيباني دستور داد با برد كوتاه‌تر تيراندازي كنند. كه اين روش براي نيروهاي خودي نيز خطراتي دربر داشت اما چاره‌اي ديگر نبود زيرا آتش‌هاي پشتيباني سازماني گردان‌ها شامل خمپاره‌اندازها و تفنگ‌هاي 106 و موشك اندازها، تلفات زيادي ديده بودند و قادر به پوشاندن تمام منطقه نبرد نبودند.

دشمن به تيررس سلاح تير مستقيم رسيده بود. نبرد كاملاً روياروي بود. در ساعت 0800 اولين خبر تأسفبار به­وسيله تیپ3 اعلام شد، مبني بر اين كه روستاي قيصريه در كرانه کرخه‌کور به اشغال نيروهاي دشمن درآمده است فرمانده لشكر از تیپ3خواست، اطلاع دقيق‌تري از وضعيت دشمن بدهد. تيپ پاسخ داد، پياده نظام دشمن از رودخانه عبور كرده‌اند ولي تانك‌ها و نفربرهاي دشمن هنوز در جنوب هستند.

لازم به يادآوري است كه در آن موقع سال، معمولاً نهر کرخه‌کور بسيار كم آب است و در اغلب نقاط براي افراد پياده قابل عبور است و در مقابل خودروها فقط نقش يك خندق مانع عبور را دارد كه آن هم با انداختن چند عدد لوله و ريختن خاك بر روي آن قابل عبور مي‌گردد. ضمناً قبل از عمليات تعدادي پل خاكريزي به وسيله دشمن و تعدادي نيز به وسيله نيروهاي خودي در کرخه‌کور احداث شده بود كه جمعاً حدود 8 گذرگاه بود.

 بنابراين با چند صد متر يا چند كيلومتر چرخش به راست يا به چپ، امكان رسيدن به يكي از گذرگاه‌ها وجود داشت. فشار دشمن مانند روز قبل بر تیپ3زرهي شديدتر بود. زيرا اين تيپ در جناح شرقي آرايش لشكر 16 قرار داشت كه پهلوي شرقي آن تقريباً باز بود پوشش اين پهلو به يك گروهان سوار زرهي و نيروهاي پاسدار واگذار شده بود ولي آن‌ها قادر به مقابله با گردان‌ها و تيپ‌هاي زرهي و مكانيزه دشمن نبودند و عملاً نتوانستند تأمين اين جناح را حفظ كنند. ولي رزمندگان لشكر 16 زرهي در آن شرايط بسيار سخت نبرد، خونسردي خود را حفظ كرده بودند. فرمانده لشكر به تیپ3 دستور داد پل‌هاي موجود در منطقه را حفظ كند و مانع عبور دشمن به شمال گردد. فرمانده تيپ پاسخ داد تا آخرين قطره خون خود مقاومت خواهيم كرد.

با همه تلاشي كه تیپ3به­كار برد، ولي نتوانست مانع اشغال آبادي قيصريه به وسيله دشمن گردد. در نتيجه، اين آبادي در ساعت 0800 به تصرف كامل دشمن درآمد. فرمانده توپخانه لشكري پيشنهاد كرد آبادي قيصريه را زير آتش بگيرد. فرمانده لشكر موافقت كرد. در نتيجه گلوله‌هاي ما اجباراً خانه‌هاي هم‌ميهنان ما را ويران كرد و اين امر از خصوصيات كلي جنگ است كه در خاك هر كشوري باشد حداكثر خسارت، به همان كشور وارد مي‌گردد. زيرا عمليات تخريبي و انهدامي به­وسيله نيروهاي هر دو طرف در همان منطقه نبرد اجراء مي‌گردد.

نظر به اين كه فشار دشمن از سمت جنوب شرقي بر تیپ3زرهي خيلي زياد بود، فرمانده لشكر به تيپ يك كه در غرب تیپ3بود، دستور داد با اجرای مانوري، عناصري را به منطقه تیپ3اعزام كند و آن تيپ را تقويت نمايد و تقدم آتش‌هاي توپخانه و هوايي نيز به جناح شرقي منطقه نبرد وارد شود.

با وجود تأكيد اين كه براي عقب‌نشيني شبانه به شمال کرخه‌کور شده بود، ولي چنين به نظر مي‌رسيد كه همه يا قسمت عمده عناصر لشكر در شب 17 به 18 نيز به شمال کرخه‌کور عقب‌نشيني نكرده بودند. لذا مجبور شدند در روز 18 نيز در همان جنوب کرخه‌کور با دشمن نبرد كنند. در ساعت 0815 فرمانده لشكر با فرمانده تيپ يك زرهي كه سرهنگ جمشيدي بود، درباره رهايي تیپ3 زرهي از محاصره شدن و انهدام مشورت كرد. فرمانده تيپ يك نظر داد كه عناصر اين تيپ با روش حركات تأخيري به شمال کرخه‌کور عقب‌نشيني كند و پس از پايان عقب‌نشيني پل‌هاي موجود را نيز تخريب نمايد.

فرمانده لشكر همين نظريه را قبول كرد و به فرمانده تیپ3زرهي دستور داد، عناصر تيپ را به صورت دسته به دسته به شمال کرخه‌کور عقب بكشد و بعد همين دستور به تيپ يك و دو زرهي نيز ابلاغ شد. تأكيد بر اين بود كه پل‌ها تا عقب‌نشيني كامل واحدها حفظ شوند بعد منفجر گردند. در نتيجه عقب‌نشيني واحدهاي لشكر از ساعت 0830 روز 18 دي ماه به شمال کرخه‌کور آغاز شد، در حالي كه دشمن هر لحظه به فشار خود مي‌افزود. در ساعت 0845 فرمانده لشكر به قرارگاه جنوب اطلاع داد كه طرح مورد نظر آن قرارگاه را كه پدافند در شمال کرخه‌کور بود، اجراء كرده است و واحدهاي لشكر با شهامت فوق‌العاده مقاومت مي‌كنند. اما گله كرد كه پشتيباني هوايي تا آن ساعت نرسيده است و اين گله به‌جا بود. اما همان طور كه گفته شد تلفات هوايي ما در روز قبل سبب شد كه در به كار بردن هواپيماها كه براي ما ارزش حياتي داشتند، دقت بيشتري بكنيم.

در ساعت 0900 لشكر گزارش داد، چهارمين روز حمله روز جاري دشمن دفع شده ولي نياز شديد به وسايل سنگين مهندسي دارد، تا مواضع پدافندي جديد را آرايش كند. با عقب‌نشيني لشكر به شمال کرخه‌کور، تلاش دشمن براي رسيدن به كرانه جنوبي شديدتر شد. از ساعت 0945 نيروي هوايي ما وارد عمل شد و 4 فروند هواپيما به یگان‌هاي دشمن حمله كرد. ارتباط بسيار خوب بود، براي جلوگيري از خطر گلوله‌هاي خودي براي هواپيماها، فوراً توپخانه آتش‌هاي خود را قطع كرد، تا هواپيماها بتوانند مأموريت خود را اجراء كنند. بعد از بمباران هوايي، توپخانه‌هاي ما دوباره فعال شدند. نظر به اين كه منطقه كاملاً باز بود، هدايت آتش به سادگي امكان‌پذير و آتش‌هاي مؤثر توپخانه به روي دشمن هدايت مي‌گرديد و مانع پيشروي سريع نيروهاي دشمن مي‌گرديد. اما هواپيماهاي دشمن نيز فعال بودند. در ساعت 1000 تعداد شش فروند هواپيماي دشمن بر فراز منطقه نبرد ظاهر شدند و مواضع نيروهاي ما را بمباران كردند. در هنگام عقب‌نشيني واحدهاي لشكر، يك حادثه ناگواري نيز رخ داد. تيپ‌هاي 1 و 3 سازماني لشكر 16 به شمال رودخانه عقب رفته بودند، در حالي كه تيپ 2 لشكر 92 زرهي هنوز در جنوب رودخانه بود. لذا اشتباهاً واحدهاي مستقر در شمال رودخانه، تيپ 2 زرهي را به زير آتش گرفتند كه تلفاتي هم به آن واردشد و اين موضوع سبب گله و شكايت فرمانده لشكر92 زرهي و فرمانده تيپ 2 زرهي گرديد.

در اين ساعات حساس، رئيس جمهور و جانشين رئيس ستاد در منطقه نبرد بودند و در قرارگاه تيپ1 زرهي حضور داشتند. از طريق بي‌سيم تيپ يك، از فرمانده لشكر خواستند، وضعيت و تدبير عمليات خود را براي آن‌ها بيان كند. فرمانده لشكر پاسخ داد، تا به حال پنجمين حمله دشمن را دفع كرده‌ايم و طبق قولي كه داده‌ايم تا آخرين قطره خون خود مقاومت خواهيم كرد، اما نياز به پشتيباني هوايي داريم. در اين پيام فرمانده لشكر، نكته‌اي وجود دارد كه نشان مي‌دهد اصرار فرمانده براي نگهداري مواضع پدافندي جنوب کرخه‌کور به علت قولي بوده كه فرمانده لشكر به رئيس جمهور داده بوده است. زيرا در اين پيام چنين گفته شده است «من در همان‌ جا كه گفتم هستم و همان طور كه قول دادم خواهم ماند» اما وفاي به اين قول براي لشكر بسيار گران تمام شد و لشكر بيش از نصف وسايل و تجهيزات سنگين خود را از دست داد كه در پايان اين بخش آمار آن‌ها ارائه شده است.

باري چنين به نظر مي‌رسد كه دشمن تصميم گرفته بود به هر قيمت شده، كار نبرد را در اين روز يك‌سره كند. لذا لحظه به لحظه فشار دشمن بر نيروهاي ما شديدتر مي‌شد. از ساعت 1030 نيروهاي دشمن سعي كردند، نيروهاي ما را كه در جنوب کرخه‌کور باقي مانده بودند، عقب برانند يا منهدم نمايند. به­علت تلفات زيادي كه به نيروهاي ما وارد شده و هيچ نيروي تقويتي نيز براي آن‌ها اعزام نشده بود و مقدور هم نبود، به مرور فرمانده لشكر احساس مي‌كرد كه اصرار در حفظ مواضع پدافندي موجود در جنوب کرخه‌کور خطر انهدام كامل را دربر دارد. لذا به تيپ‌ها آزادي عمل داده بود، با صلاح‌ديد خود به مواضع شمال عقب‌نشيني نمايند و بعد از تكميل عقب‌نشيني، پل‌هاي موجود را تخريب كنند.

با وجود همه اين فشارها، فرمانده لشكر هنوز روحيه تهاجمي خود را از دست نداده بود. چنين به نظر مي‌رسيد كه در هر فرصت مناسب اقدام به حمله متقابل كند. در حالي كه اين عمل با خطرات فوق‌العاده‌اي مواجه بود. براي اين منظور قرارگاه جنوب به فرمانده لشكر دستور داد، تلاش اصلي را براي تحكيم مواضع پدافندي به كار ببرد و از تعقيب عناصر دشمن در صورت عقب‌نشيني خودداري كند. بار ديگر بايد اشاره كنيم كه متأسفانه از آغاز حمله متقابل در روز 16 دي­ماه، لشكر يك تدبير پدافندي قابل اعتمادي به كار نبرد و اصرار ورزيد كه در دشت باز جنوب کرخه‌کور مناطق به دست آورده را نگهداري كند. در صورتي كه كرانه شمالي کرخه‌کور كه با خط تماس جنوبي كمتر از پنج كيلومتر فاصله داشت، مناسب‌ترين موضع پدافندي در تمام آن منطقه بود و از نظر كلي عمليات نيز داراي مزاياي بسيار نسبت به جنوب کرخه‌کور بود. يكي از علل اين روش، حقير شمردن بيش از اندازه دشمن بود كه همواره وجود داشت. با وجود اين كه گسترش 3 لشكر تقويت شده دشمن در منطقه نبرد کرخه‌کور كاملاً مسلم شده بود، لشكر 16 زرهي اصرار داشت، در مقابل اين نيروي برتر دشمن در نامناسب‌ترين منطقه پدافندي مقاومت كند. اما در اواسط روز 18 دي ماه اين مقاومت آخرين مراحل پاياني خود را مي‌گذراند. عناصري كه هنوز در جنوب کرخه‌کور باقي مانده بودند، به سختي با دشمن درگير شدند و قسمت عمده وسايل و تجهيزات خود را از دست دادند.

در ساعت 1200 لشكر اطلاع داد كه اغلب وسايل و تجهيزات زرهي منهدم شده و یگان‌هاي لشكر با پياده نظام در مقابل دشمن دفاع مي‌كنند و درخواست پشتيباني هوايي و بالگرد نمود. در همين ساعت عبور عناصري از دشمن به شمال کرخه‌کور به وسيله تيپ يك زرهي مورد تأييد قرار گرفت. بر اثر فشار تحمل‌ناپذير دشمن، كم­كم آثار ضعف روحيه در فرماندهان پيدا شد و پيام‌هاي نسبتاً تندي بين فرماندهان مبادله مي‌گرديد. يكي از فرماندهان به ديگري گفت، مملكت مال من و شما است. آخرين لحظه است مي‌گويم، شما با من همكاري نكرديد، من با تفنگ مقاومت مي‌كنم.

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده