نبردهای صحنه غرب گشور
بخش چهل و هفتم: خاطرات رزمندگان درباره عمليات قوچسلطان و محمدرسولالله (ص) يكي از سربازان به نام رضا يوسفي قبل از حمله گفته بود كه به وي الهام شده شهيد خواهد شد، اتفاقاً او اولين شهيد اين نبرد بود. با شهيد شدن سرگرد عبادت، در یگان او تا حدودي اختلال و بينظمي ايجاد شد، بهنحوي كه يكي از ديدبانان كه خود نيز تير خورده بود فرياد زد: عبادت را بگذاريد، نگهداري قوچسلطان مهمتر است! شجاعت و رهبري سرگرد عبادت در تصرف قوچسلطان مورد تحسين همه افراد گروه بود.

1- خلاصه‌اي از خاطرات سرهنگ نخعي معاون تيپ 3 لشكر 28 پياده:

در آذرماه سال 1359 نيروهاي متجاوز عراقي قسمتي از ارتفاعات مرزي غرب مريوان را اشغال كردند و جاده مواصلاتي مريوان به پاوه را در میدان ديد‌و‌تير خود قرار دادند، تعدادي از روستاهاي ايراني آن منطقه نيز به اشغال نيروهاي دشمن درآمد. براي عقب راندن نيروهاي عراق از ارتفاعات اشغالي كه به نام قوچ‌سلطان معروف بود، ابتدا در دي‌ماه 1359 نيروهاي ما عمليات آفندي انجام دادند ولي موفقيتي به‌دست نياوردند.

در خردادماه سال 1360 نيروهاي ما آماده‌تر بودند، لذا شناسايي‌هاي كافي از منطقه اشغالي دشمن انجام گرفت و یگان‌های توپخانه بيشتري در آن منطقه مستقر گرديد و تيپ 3 مريوان براي حمله آماده‌تر شد و طرح عملياتي تهيه گرديد.

برابر طرح، حمله در سه محور اجرا مي‌گرديد كه به ترتيب، فرماندهان یگان‌های حمله‌ور عبارت بودند از سرگرد عبادت (رسول) سروان صفايي و ستوان كياني.

عمليات در ساعت 5 صبح (15 خرداد) از پاي ارتفاعات قوچ‌سلطان آغاز شد. ابتدا بالگردها به مواضع نيروهاي دشمن حمله كردند. اين حمله سبب غافلگير شدن نيروهاي عراقي گرديد و تلفات قابل‌ملاحظه‌اي به آنان وارد شد. در هنگام پيشروي در ارتفاعات کودخزينه كه در سمت چپ (جنوب) قوچ‌سلطان قرار دارد عناصر حمله‌ور ما به میدان مين دشمن برخورد كردند. نظر به اين‌كه موقعيت حساس بود، افراد ما اجباراً از وسط میدان مين دشمن عبور كردند. اين امر سبب شهيد و زخمي شدن 11 نفر از افراد ما گرديد. ولي به هر حال ارتفاعات موردنظر به تصرف نيروهاي ما درآمد. هدايت اين عمليات به‌عهده سرهنگ توپخانه ستاد جمالي بود و نيروي هوايي خودي نيز از عمليات پشتيباني مي‌كرد. بعد از تصرف هدف‌هاي موردنظر به‌وسيله رزمندگان ما نيروهاي دشمن كه تقويت شده بودند پاتك كردند. ابتدا برآورد شده بود كه يك گردان پياده دشمن در منطقه نبرد موردنظر گسترش دارد، ولي بعد از حمله نيروهاي ما یگان­هاي بيشتري از نيروهاي عراقي به اين منطقه نبرد وارد شدند.

پاتك دشمن با مقاومت نيروهاي ما خنثي شد و تانك‌هاي دشمن به‌وسيله بالگردها و موشك‌اندازهاي ما مورد هدف قرار گرفتند كه چهار دستگاه از آن‌ها منهدم گرديد و دشمن مجبور به عقب‌نشيني شد. هواپيماهاي دشمن نيز به‌طور فعال وارد عمل شدند. اما دو فروند از آن‌ها سرنگون شد و فعاليت آن‌ها كاهش يافت.

در نتيجه اين عمليات به تيپ 116 گارد مرزي عراق تلفات زيادي وارد شد و نقاط ديدباني مناسبي به اشغال ديدبانان توپخانه ما درآمد و قرارگاه تيپ 116 عراق كه در آبادي طويله مستقر بود منهدم گرديد.

در اين عمليات سرگرد پياده رسول عبادت (فرمانده گردان 112 پياده) به شهادت رسيد.

در آذرماه سال 1360 عمليات ديگري به نام عمليات محمد رسول‌الله (ص)  در منطقه عملياتي مريوان اجرا گرديد. علت اين عمليات آن بود كه راه مريوان به پاوه در میدان ديد و تير دشمن بود. به علاوه براي بالا بردن روحيه افراد خودي و تضعيف روحيه افراد ضدانقلاب منطقه لازم بود، ضربت قابل ملاحظه‌اي به دشمن زده شود. زمان عمليات ياد شده در آذرماه سال 1360 بود. با وجود اين كه هوا بسيار سرد و نامساعد بود و برف زيادي بر زمين نشسته بود، اجراي اين عمليات الزامي به‌نظر رسيد.

براي اين عمليات دو گردان از یگان­هاي تيپ 3 لشكر 28 پياده و سپاه پاسداران مريوان و يك گردان پياده (منها) از عناصر لشكر 28 پياده و يك گردان سپاه پاسداران براي پيشروي در محور پاوه آماده شده بود. پيشروي در دو محور از مريوان و پاوه به طرف غرب اجرا مي‌گرديد. ستوني كه از مريوان پيشروي مي‌كرد، فقط 4 دستگاه تانك همراه داشت. اما از نظر عنصر توپخانه به‌قدر كافي یگان توپخانه از كاليبرهاي 105 و 130 و 155 و 203 و كاتيوشا در پشتيباني بود. هماهنگي شده بود كه افراد ايل بارزاني نيز از داخل خاك عراق وارد عمل شوند و پل‌هايي به نام زلم و كولوس را تخريب نمايند. گروه عشايري قياده موقت نيز تا پل كولوس جلو مي‌رفتند.

ابتدا هماهنگي‌ها كافي نبود، به همين جهت عمليات دو روز به تأخير افتاد. با وجود اين‌كه افراد پياده موقت در كنار پل آماده تخريب آن بودند، دستور داده شد پل را تخريب نكنند.

در اين عمليات ارتفاعات شينگه دول هدف یگان ارتشي و ارتفاعات دره تاريك هدف یگان سپاه پاسداران بود. ستوني كه از طرف پاوه پيشروي مي‌كرد، بايستي ارتفاعات كله‌هرات و سوني را تصرف مي‌نمود.

بعد از اين‌كه نقاط ديدباني توپخانه عراق به تصرف رزمندگان ما درآمد، توپخانه عراق نتوانست آتش مؤثري اجرا كند. قرارگاه تيپ 116 عراق كه در طويله مستقر بود، به‌كلي منهدم گرديد و حدود 135 نفر از افراد دشمن به اسارت نيروهاي ما درآمدند. هدف‌هاي پنج‌گانه تصرف شد. هدف یگان سپاه پاسداران در عمق بيشتري از منطقه تحت كنترل دشمن قرار داشت، لذا پشتيباني یگان ما در آن هدف مشكلاتي به‌وجود آورد و الزاماً یگان اشغال‌كننده آن را رها كرد.

در اين عمليات كه در خاك عراق انجام گرفت، در محور مريوان، ما فقط يك سرباز و چند نفر پاسدار شهيد داديم اما به‌طور كلي دو ستوني كه از محور مريوان و پاوه پيشروي مي‌كردند، موفق به انجام الحاق با يكديگر نشدند. اگر اين كار انجام مي‌گرفت، شهر طويله عراق قطعاً سقوط مي‌كرد. اما هيچ‌يك از ستون‌ها نتوانستند تا مرحله نهايي پيشروي كنند و هر دو ستون به محل‌هاي اوليه خود بازگشتند.

يك عامل مهم عدم موفقيت نيروهاي ما در عمليات محمد رسول‌الله (ص)  نامساعد بودن هواي منطقه بود. به‌نظر مي‌رسد چنان‌چه اين حمله در بهار يا تابستان اجرا می‌شد به احتمال زياد موفقيت نهايي به‌دست مي‌آمد. به علت سردي هوا، هدف‌ها خيلي سريع گرفته شدند، اما نگهداري آن‌ها مقدور نگرديد.

به نظر اين افسر، افراد قياده موقت چندان قابل اعتماد نبودند. زيرا آن­ها براي دريافت پول مي‌جنگيدند و انگيزه مكتبي نداشتند. گرچه از نظر جسماني خيلي ورزيده بودند، ولي چون ايمان مكتبي نداشتند، از كشته شدن خيلي مي‌ترسيدند و از قبول مأموريت‌هاي خطرناك خودداري مي‌كردند.

2- برادر جعفري يكي از رزمندگان در نبرد محمد رسول‌الله (ص)

در اين عمليات هدف ما اشتباهي تشخيص داده شد و به جاي اين‌كه به‌طرف تپه شماره 5 برويم به‌طرف تپه يك رفتيم. ضعف فرماندهي در اين عمليات كاملاً روشن بود وقتي‌كه تپه 4 و 5 گرفته شد، يك واحد 400 نفري از نيروي مخصوص عراق به آن پاتك كردند و تپه 4 را بازپس گرفتند. در اين نبرد توپخانه ما بسيار خوب عمل كرد و توپخانه دشمن را خاموش ساخت. در منطقه نبرد برف به‌حدي بود كه حركت مشكل بود، سرماي سختي بر منطقه حكمفرما بود.

یگان ما از منطقه وسط پيشروي مي‌كرد كه ابتدا از مسير خود منحرف شد و منطقه را گم كرد، خستگي به‌قدري شديد شده بود كه یگاني كه در محلي توقف مي‌كرد تا بقيه از عقب برسند افراد آن خوابشان مي‌برد. بالاخره سرما عامل اصلي شكست ما در اين نبرد بود. در اين عمليات پيشروي آن‌قدر بود كه حتي تعدادي از افراد سپاه پاسداران وارد شهر طويله عراق شدند.

 

3- سروان پياده ناصر صفايي از افسران گردان 112 پياده

ارتفاعات قوچ‌سلطان در اوايل جنگ در كنترل عوامل ضدانقلاب بود. فقط يكي از پاسگاه‌هاي ژاندارمري كنار درياچه زريوار آن‌هم در هنگام روز در كنترل نيروهاي حكومت مركزي ايران بود. بالاخره نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران به‌طرف غرب پيشروي كردند و ارتفاعات كافي‌ميران را پاك‌سازي نمودند و به 12 كيلومتري خط مرز رسيدند.

در آبان‌ماه سال 59 با هشت نفر از افراد خودي به پاسگاه بناسوته عراق حمله شد و 12 نفر از افراد پاسگاه به هلاكت رسيدند. براي حمله به اين پاسگاه یگان ما بايستي از منطقه‌اي كه در كنترل عناصر ضدانقلاب حزب كومله و دموكرات كردستان بود عبور مي‌كردند و اين كار با مهارت انجام گرفت.

در اين هنگام استعداد رزمي تيپ پياده مريوان در حدود يك گردان بود، زيرا جمع استعداد رزمي یگان‌ها حدود 35درصد سازماني آن‌ها بود و به‌جاي 800 نفر افراد سازماني فقط حدود 400 نفر موجود بود. سربازاني هم كه در خدمت بودند آمادگي رواني نظامي نداشتند. در اين وضع بحراني تيپ، تعدادي داوطلب مؤمن آماده همكاري با تيپ براي برقراري تأمين منطقه شدند، اما در مقابل، عده‌اي نيز كه طرف‌دار گروهك‌هاي ضدانقلاب بودند سبب تضعيف روحيه سربازان می‌شدند. وضعيت به‌قدري بحراني بود كه امكان داشت پادگان مريوان به دست عناصر ضدانقلاب بيفتد.

عمليات قوچ‌سلطان و تصرف آن ارتفاعات، سبب تقويت روحيه رزمندگان ما گرديد. ضمن اين‌كه راه ارتباطي عوامل ضدانقلاب از سردشت به پاوه و نوسود بسته شد. قبل از شروع عمليات قوچ‌سلطان، سربازان مشكوك به طرفدار گروهك‌ها را از ميان رزمندگان جدا كرديم و به آنان فقط وظايف خدمات پادگاني محول نموديم و سربازان مؤمن به انقلاب را براي نبرد آماده ساختيم.

در اواخر آذر‌ماه سال 1359 اولين ضربت به عناصر ضدانقلاب و عوامل عراقي پشتيباني آنان كه در قوچ‌سلطان مستقر بودند وارد شد. اما چندان موفقيت‌آميز نبود و نيروهاي ما نتوانستند زمين را نگه دارند و مجبور به مراجعت به مواضع اوليه خود شدند. اين حمله ناموفق سبب مطرح شدن منطقه قوچ‌سلطان به‌عنوان يك هدف اصلي براي تيپ مريوان گرديد. علت شكست در حمله اول اين بود كه اصولاً در طرح‌ريزي اين حمله به عامل دشمن و كسب اطلاعات توجهي نشده بود و ما تصور كرده بوديم كه فقط عناصر ضدانقلاب در آن ارتفاعات فعال است، ولي بعد از شروع حمله، با نيروهاي منظم ارتش عراق مواجه شديم.

سرهنگ توپخانه ستاد جمالي كه معاون لشكر 28 پياده بود، به‌عنوان فرمانده عملياتي قرارگاه مقدم لشكر به مريوان آمد و توانست يك گردان پياده را سازماندهي كند و يك گردان توپخانه 130 ميليمتري  را نيز تشكيل دهد. نظر به اين كه بين فرمانده لشكر كه سرهنگ مدركيان بود با سرهنگ جمالي هماهنگي وجود نداشت، سرهنگ جمالي به‌عنوان فرمانده توپخانه لشكري منصوب گرديد.

لذا او قسمتي از توپخانه لشكري را كه در پادگان غيرفعال مانده بود، به مريوان انتقال داد و يك گردان توپخانه 155 ميليمتري نيز در اين منطقه مستقر گرديد. گردان 105 توپخانه كه قبلاً در مريوان مستقر بود، خاصيت وجودي چنداني نداشت، ولي سرهنگ جمالي آن گردان را نيز فعال كرد. با اين اقدامات، یگان‌های مستقر در مريوان آمادگي رزمي نسبتاً خوبي پيدا كردند و قدرت جابجايي یگان‌ها براي وارد عمل شدن در نقاط مختلف افزايش يافت. بعد از اين‌كه قدرت پشتيباني آتش كافي در منطقه ايجاد شد، عمليات قوچ‌سلطان طرح‌ريزي گرديد. در مرحله شناسايي براي تهيه طرح، سرهنگ جمالي اولين كسي بود كه قدم به ارتفاعات قولي خزينه گذاشت. من در اين شناسايي همراه او بودم و برادر عباس كريمي‌ از افراد سپاه پاسداران نيز همراه بود كه تا نزديكي مواضع نيروهاي عراقي جلوتر رفتيم. برادر كريمي مردي بسيار شجاع و تيزهوش بود و در كسب اطلاعات از وضعيت دشمن كارهاي بسيار مفيدي انجام داد.

نتيجه اين شناسايي‌ها و بررسي‌ها و كسب اطلاعات دقيق اين شد كه در شب حمله افراد ما توانستند تا چندين متري مواضع دشمن جلو بروند، بدون اين كه دشمن به وجود آنان پي ببرد.

در عمليات قوچ‌سلطان ما فقط سه نفر شهيد داديم، در حالي كه  از دشمن 87 نفر اسير گرفتيم و صدها نفر از آنان نيز كشته و مجروح شدند. تعدادي از کشته‌های آنان را به مريوان تخليه و در آن جا بعد از نشان دادن به مردم دفن كرديم.

شمشاديان از خلبانان بالگردهاي تيم هوانيروز در اين نبرد اقدامات شجاعانه‌اي انجام داد. فقط 30 دقيقه بعد از اجراي تمركز آتش توپخانه و حمله بالگردها، ارتفاعات قوچ‌سلطان به تصرف نيروهاي ما درآمد.

بعد از عمليات قوچ‌سلطان، يك بار عمليات نفوذي در داخل خاك عراق اجرا كرديم و به پاسگاه كوخلان عراق حمله نموديم. اين پاسگاه را به مدت هشت ساعت در اختيار داشتيم. سرگرد عبادت در اين نبردها تلاش فوق‌العاده‌اي كرد و در همان عمليات شهيد شد.

بعد از عمليات قوچ‌سلطان عمليات ديگري كه در منطقه مريوان اجرا شد حمله به ارتفاعات ته‌ته بود (احتمالاً منظور عمليات محمد رسول‌الله (ص) است). سرهنگ جمالي معتقد بود كه در همان فصل زمستان بايد اين ارتفاعات از اشغال دشمن آزاد گردد وگرنه در فصل‌هاي ديگر امكان‌پذير نخواهد بود.

بعد از اشغال ارتفاعات ته‌ته پاسگاه ژالانه هنوز در دست ضدانقلاب بود كه به‌وسيله نيروهاي عراقي پشتيباني می‌شدند در نتيجه یگان‌های ما عملاً در محاصره دشمن قرار داشتند. براي قرار گرفتن پاسگاه ژالانه از زير برف كانال زده شد و افراد ما در 200 متري پاسگاه از كانال خارج شدند و با موشك‌انداز تاو كه با مشكلات زيادي به‌وسيله نفر حمل شده بود پاسگاه منهدم گرديد. پاسگاه ژالانه در موقعيت كوهستاني بسيار سختي قرار داشت و براي رساندن تداركات به آن، يك روز طول مي‌كشيد تا با نفر وسايل حمل شوند.

پيشروي به‌طرف پاسگاه ژالانه با سكوت مطلق و غافلگيري كامل انجام شد و در اين نبرد تعدادي از افراد سپاه و بسيج فداكاري‌هاي فوق‌العاده‌اي كردند.

 

4- سرهنگ ابراهيمي رئيس ركن سوم لشكر 28 پياده

من در تاريخ 10/8/1358 به مريوان رفتم در اين موقع شهرباني خلع سلاح شده بود. افراد ارتشي در پادگان بودند. شهر عملاً در اختيار افراد و گروهك‌هاي ضدانقلاب بود. ايستگاه راديو تلويزيون نيز در كنترل ضدانقلاب بود و دادگاه ويژه‌اي نيز تشكيل داده بودند. بعد از مدتي، محاصره پادگان تنگ‌تر شد و پادگان در زير آتش نيروهاي ضدانقلاب قرار گرفت. اين محاصره پادگان 89 روز ادامه يافت. در اين درگيري‌ها سرهنگ آذرفر فرمانده پادگان مريوان بر اثر انفجار و تركش خمپاره مجروح گرديد.

  بعد از اين كه جاده سنندج، گردنه كاران، مريوان به‌وسيله سرهنگ صياد شيرازي، نیروهای ارتشی و سپاه پاسداران باز شد وضعيت عملياتي مريوان نسبتاً به حالت عادي بازگشت و بلندي‌هاي اطراف شهر تحت كنترل نيروهاي خودي درآمد.

بعد از شروع جنگ تحميلي، نيروهاي عراقي با كمك ضدانقلابيون، ارتفاعات مرزي قوچ‌سلطان را اشغال كردند و شهر مريوان را در زير آتش توپخانه خود قرار دادند. با اين امر نيروهاي ما مجبور شدند از يك طرف براي پاك‌سازي منطقه با عوامل ضدانقلاب مبارزه كنند و از طرفي ديگر تهديد نيروهاي عراقي را از منطقه دور سازند.

اولين نبرد جدي نيروهاي ايران با نيروهاي عراقي در منطقه مريوان در ارتفاعات قوچ‌سلطان رخ داد كه با حمله نيروهاي ما آغاز شد. طرح اين حمله چنين بود كه در 4 محور، به‌طرف ارتفاعات پيشروي انجام گيرد. حمله در سپيده‌دم آغاز شد. ابتدا بالگردها به مواضع دشمن حمله كردند و ضربات سنگيني به آنان وارد نمودند، به نحوي كه عناصر حمله‌ور ما در همان ساعت اول موفق شدند ارتفاعات را تحت كنترل خود درآورند. اما بعد از مدتي انبوه آتش توپخانه دشمن به منطقه هدف ما اجرا شد و حدود 16 نفر از افراد ما شهيد و 30 نفر مجروح شدند، لذا افراد ما مجبور به عقب‌نشيني گرديدند. دومين حمله براي آذرماه 1360 طرح‌ريزي شد اين عمليات به‌وسيله سرهنگ توپخانه ستاد جمالي كه فرمانده قرارگاه مقدم لشكر 28 پياده بود، طرح‌ريزي و هدايت گرديد. براي اين نبرد یگان‌های توپخانه كافي براي پشتيباني آماده شده بود، لذا یگان‌های ما توانستند ارتفاعات را تصرف و آن‌را نگهداري نمايند. (توجه: احتمالاً در ذكر تاريخ اجراي اين عمليات گوينده دچار اشتباه شده است)

 

5- سرهنگ جواديان معاون لشكر 28 پياده سنندج

در خردادماه 1360 اولين درگيري عمده نيروهاي رزمنده ما با نيروهاي متجاوز عراق در ارتفاعات قوچ‌سلطان انجام شد. يك گردان ارتشي و يك گردان سپاه پاسداران ما براي بيرون راندن نيروهاي  اشغالگر از ارتفاعات قوچ‌سلطان حمله كردند و در همان ساعات اول حمله، ارتفاعات کودخزينه به تصرف نيروهاي ما درآمد. در روي اين ارتفاعات يك گردان عراقي مستقر بود كه 83 نفر از افراد آن به اسارت نيروهاي ما درآمدند و صدها نفر كشته و زخمي گرديدند.

در ساعت 5 بعدازظهر روز حمله، نيروهاي عراقي با يك گردان پياده و يك گردان تانك پاتك كردند كه در اين پاتك پنج دستگاه تانك دشمن منهدم شد و پاتك دشمن دفع گرديد.

با اشغال ارتفاعات قوچ‌سلطان، كليه ارتفاعات مرزي از دزلي تا قوچ‌سلطان شامل ارتفاعات هاني براته، ته‌ته، دالاني، قلخاني و مله‌خود، تحت كنترل نيروهاي ايران قرار گرفت.

در شهريورماه 1360 عناصر ضدانقلاب رزگاري در اورامانات به محاصره نيروهاي ما درآمدند و حدود 250 نفر از آنان خود را به نيروهاي ما تسليم كردند. در ميان آنان جنازه يك افسر عراقي نيز وجود داشت و اين امر ارتباط آنان را با ارتش متجاوز عراق ثابت مي‌كرد.

در 12 دي‌ماه 1360 عمليات آفندي ديگري به نام محمد رسول‌الله (ص) در منطقه مريوان اجرا شده. اين عمليات در هواي بسيار نامساعد سرد و يخبندان انجام گرفت. در اين عمليات دو گردان از یگان‌های ارتش و دو گردان از عناصر سپاه پاسداران شركت داشتند و نيروي دشمن نيز تيپ 116 گارد مرزي عراق برآورد می‌شد كه با يك گردان نيروي مخصوص مستقر در طويله عراق تقويت گرديد.

عمليات آفندي محمد رسول‌الله (ص)  براي هدف‌هايي در عمق 20 كيلومتري داخل خاك عراق طرح‌ريزي شده بود و هدف اصلي اين عمليات نمايش قدرت بود نه تصرف زمين، ضمن اين كه امكان نگهداري مناطق اشغالي نيز براي نيروهاي ما وجود نداشت، زيرا تدارك و پشتيباني نيروها در آن سرماي يخبندان در عمق خاك دشمن كار ساده‌اي نبود.

عمليات محمد رسول‌الله (ص)  در ساعت 10 شب با راهپيمايي شبانه آغاز شد و نيروهاي ما در ساعت 6 صبح روي هدف‌هاي خود بودند. در ساعت 1000 همان روز تقريباً تمام هدف‌ههاي پيش‌بيني شده در شمال و غرب و جنوب شهرك طويله عراق به تصرف نيروهاي ما درآمد و 134 نفر از افراد عراقي اسير و صدها نفر كشته و مجروح شدند.

بعد از اطمينان از انهدام دشمن در منطقه هدف در ساعت 4 بعدازظهر به نيروهاي خودي دستور عقب‌نشيني به مواضع اوليه داده شد.

 

6- سربازان وظيفه سيدمحمد موسوي، اكبر جعفري، يوسف‌آفرندا، هادي آشوري:

شناسايي به اين صورت انجام شد كه يكي دو بار تا نزديكي قله رفتيم و میدان‌هاي مين دشمن را بررسي كرديم، در عمليات شناسايي سرگرد عبادت شخصاً شركت مي‌كرد.

روز قبل از حمله در نزديكي منطقه هدف‌ها متمركز شديم و حدود ساعت 2 بعد از نيمه شب آماده براي حركت گشتيم. حمله در سه محور اجرا می‌شد. محور نیروهای سپاه پاسداران از قوچ‌لو به طرف مرانه بود كه در سمت چپ (جنوب) بود. یگان ديگري از طرف كاني‌ميران به‌طرف قوچ‌سلطان و محور سوم از كاني‌ميران به‌طرف قله پيشروي مي‌كرد.

حركت در ساعت 2 بعد از نيمه شب آغاز شد. بعد از ورود به دشت مرانه تا وصول به پاي ارتفاعات حدود دو ساعت راهپيمايي كرديم. در پاي ارتفاعات آرايش حمله منظم شد. يك ستون به‌طرف ارتفاعات کودخزينه، ستون ديگر به‌طرف قوچ‌سلطان حركت كرد. حدود ساعت 5 صبح به نزديكي سنگرهاي دشمن رسيديم. دشمن كاملاً غافلگير شده بود، به نحوي‌كه ما تا حدود 200 متري مواضع دشمن نزديك شديم، ولي آن‌ها عكس‌العمل نشان ندادند. نماز صبح را به حالت نشسته در نزديكي سنگرهاي دشمن خوانديم. طرح اين بود كه ابتدا بالگردها حمله مي‌كردند كه با موفقيت كامل اجرا شد. سرگرد صفايي با یگان سپاه عمليات را هدايت مي‌كرد و اين واحد اولين عنصر حمله‌ور به سنگرهاي دشمن بود.

  حمله بالگردها بسيار مؤثر بود. بعد از بالگردها حمله یگانهای زميني شروع شد و در مدت كوتاهي افراد سپاه پاسداران سنگرهاي دشمن را اشغال كردند. اغلب نفرات اول و خط‌شكن‌ها شهيد شدند. بعد از روشن شدن هوا آثار مين‌هاي دشمن ديده می‌شد. بنابراين ديگر كسي روي مين نرفت و گرفتن اسير آغاز شد. بعد از اشغال اولين سنگرهاي دشمن سرگرد صفايي و برادر احمد متوسليان در جلو وارد منطقه هدف شدند و شخصاً ديدباني براي بالگردها و توپخانه را بر عهده گرفتند. یگاني كه در وسط عمل مي‌كرد، مسير سختي را بايستي طي مي‌نمود و از كنار پاسگاهي عبور مي‌كرد. افراد دشمن آن‌چنان غافلگير شدند كه تعدادي از آنان فرصت پوشيدن پوتين خود را پيدا نكرده بودند فقط خدمه تيربارها حاضر به تير بودند كه سرگرد عبادت را نيز آن‌ها به شهادت رساندند.

هدايت كلي اين عمليات با سرهنگ جمالي بود كه بسيار خوب عمل كرد و در اين نبرد عمل سرگرد صفايي و برادر احمد متوسليان تحسين‌‌برانگيز بود. اولين خبر سقوط قوچ‌سلطان را سرگرد صفايي در ساعت 0530 صبح اعلام كرد. عناصر دشمن در ارتفاعات کودخزينه چندان زياد نبودند، در نتيجه آن هدف به آساني تسخير شد. افراد یگان‌های عراقي مقاومت چنداني در مقابل نيروهاي ما نكردند، مقدار زيادي جنگ‌افزار و مهمات دشمن به دست افراد سپاه پاسداران افتاد كه از همان جا عليه دشمن استفاده كردند.

اما از نقاط ضعف افراد ما سرگرم شدن به جمع‌آوري غنائم بود، اين امر سبب شد كه دشمن پاتك كرد و ما كه آمادگي كافي براي مقابله با پاتك دشمن نداشتيم، به پشت ارتفاعات عقب‌نشيني كرديم. اما در اين موقعيت حساس سرگرد صفايي رهبري بسيار خوبي نشان داد. بالگردها و توپخانه‌ را به‌طرف یگان‌های دشمن هدايت كرد و گروه‌هاي موشك‌انداز ضدتانك تاو نيز وارد عمل شد و پنج دستگاه تانك دشمن را به آتش كشيدند. در نتيجه بقيه نيروهاي دشمن مجبور به عقب‌نشيني شدند و پاتك دشمن دفع گرديد. از یگان ما كسي شهيد نشد ولي از یگان‌های ديگر تعدادي به شهادت رسيدند.

 تخليه مجروحين بسيار دشوار بود. زيرا بايستي آنان را از ارتفاع دوهزار متري با برانكارد به پايين مي‌آورديم. خستگي به‌حدي بود كه به محض اين كه برانكارد را زمين مي‌گذاشتيم خوابمان مي‌برد. يكي از سربازان به نام رضا يوسفي قبل از حمله گفته بود كه به وي الهام شده شهيد خواهد شد، اتفاقاً او اولين شهيد اين نبرد بود. با شهيد شدن سرگرد عبادت، در یگان او تا حدودي اختلال و بي‌نظمي ايجاد شد، به‌نحوي كه يكي از ديدبانان كه خود نيز تير خورده بود فرياد زد: عبادت را بگذاريد، نگهداري قوچ‌سلطان مهم‌تر است! شجاعت و رهبري سرگرد عبادت در تصرف قوچ‌سلطان مورد تحسين همه افراد گروه بود.

 

7- برادر احمد متوسليان مسئول سپاه پاسداران مريوان:

در حمله‌اي كه براي تصرف ارتفاعات قوچ‌سلطان و قلي‌خزينه در مريوان به‌عمل آمد 83 تن از مزدوران بعثي اسير و 29 نفر ديگر كشته شدند. غنائم به‌دست آمده حدود 100 قبضه تفنگ كلاشينكوف، هفت قبضه تيربار، دو قبضه تيربار ضدهوايي و چهار قبضه خمپاره‌انداز 61 ميليمتري، دو قبضه خمپاره‌انداز 82 ميليمتري و هفت قبضه تفنگ دوربرد قناسه و مقدار زيادي مهمات و تجهيزات و وسايل ديگر بود.

دشمن اقدام به يك پاتك كرد كه با مقاومت دليران ما مواجه شد و با از دست دادن پنج دستگاه تانك مجبور به عقب‌نشيني گرديد. در اين عمليات پاسگاه نباوسوته و شهرك نزديك آن و پادگان پنجوين و سيدصادق و باني نبوك در برد توپخانه ما قرار گرفت و خسارت زيادي روي آن‌ها وارد شد.

در اين عمليات برادران ارتشي، پاسدار و هوانيروز و پيشمرگان كرد مسلمان حضور داشتند كه عمليات همه آنان قابل تحسين است. در اين نبرد يكي از برادران خوب ارتشي به نام سرگرد عبادت به شهادت رسيد كه از اين به بعد قله قوچ‌سلطان را به نام قله شهيد عبادت نام‌گذاري کردیم. در اين عمليات از نيروهاي خودي 11 نفر شهيد و 22 نفر مجروح گرديدند.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده