عملیات والفجر3
بخش پنجم: نبرد موضعي والفجر3 بعد از مرحله اول عمليات نيروهاي دشمن همچنان سرسختانه در آن تپهها مقاومت می كردند. اين مقاومت دشمن براي نيروهاي عراق جنبه حماسي پيدا كرده بود، چنين گفته شد كه شخص صدامحسين ضمن تماس مستقيم با فرمانده آن قسمت به نام سرهنگ دوم جاسم حمود محمود، او را تشويق به ادامه مقاومت ميكرد و گويا به او ترفيع درجه نيز داد.

در مطالب قبل گفتيم كه مرحله اول اين نبرد در همان شب اول و در كمتر از 6 ساعت به حالتي رسيد كه الزاماً با همان نتايج به دست آمده متوقف گرديد . از ساعت 5 صبح روز هشتم مرداد ماه حالت پدافندي فعال و تا حدودي ناپايدار براي نيروهاي ايران به وجود آمد و نيروهاي عراق نيز كه از قبل در حالت پدافندي بودند تلاش مي‌كردند ضمن حفظ موقعيت ايجاد شده، مناطق از دست داده را از نيروهاي ايران بازپس بگيرند. اين وضعيت به مدت 8 روز – تا 15 مرداد ماه- كه مرحله دوم نبرد با حمله نيروهاي عراق آغاز شد ادامه يافت.

اولين مسأله‌اي كه بعد از پايان مرحله اول عملیات آفندي براي نيروهاي ايران به وجود آمد، عقب كشاندن عناصر فتح2 بود. با وجود اين كه قسمت عمده عناصر اين قرارگاه حتي بدون دستور عقب‌نشيني كرده بودند ولي بعضي از فرماندهان يگان‌هاي سپاه تلاش مي‌كردند شايد بتوانند در همان منطقه‌اي كه رسيده بودند باقي بمانند و پدافند كنند اين وضع اختلالي در امر فرماندهي به وجود آورده بود. به نحوي‌كه در ساعت 7 صبح فرماندهي گزارش داد عناصري از آن يگان حاضر به قبول عقب‌نشيني نيستند.

 بر اين مبنا برادر جعفري فرمانده سپاهي قرارگاه نجف موافقت كرد مقاومت فتح2 در همان خط تماس موجود ادامه يابد و دستور عقب‌نشيني را لغو كرد.

در ساعت 8 روز هشتم مرداد ماه آخرين وضعيت قرارگاه فتح چنين اعلام شد كه يگان‌هاي حمله‌ور در كوه قلعه‌آويزان كه به حالت عقب‌نشيني درآمده بودند، تصميم گرفتند به مقاومت ادامه دهند بدين جهت دستوري كه براي عقب‌نشيني داده شده بود لغو گرديد و نيروهاي خودي به مقاومت ادامه دادند. در قسمت شمالي جبهه نيز، درگيري در حوالي تپه 363 و 325 و 343 واقع در كوه زالو‌آب ادامه داشت.

چنين به نظر مي‌رسد كه علت عدم موفقيت عناصر فتح2، مقاومت شديد دشمن در  مواضع پدافندي بود. بدين جهت بعد از آن كه حمله نيروهاي ايران در اين منطقه متوقف گرديد، تلاشي از دشمن براي تعقيب نيروهاي ايراني انجام نگرفت و نيروهاي ايراني توانستند در همان خطي كه در اجراي حمله به آن رسيده بودند باقي بمانند و آن آشفتگي كه در ساعات اوليه عدم موفقيت در نيروهاي ايران به وجود آمده بود، كم‌كم خاتمه يافت .

فرماندهان توانستند با سر و سامان دادن به نيروهاي باقي مانده، از مختل شدن كامل وضعیت خط دفاعي موجود جلوگيري نمايند. به نحوي‌كه در ساعت 08:30 قرارگاه فتح2 اطلاع داد، وضعيت كلي پدافندي رضايت‌بخش مي‌باشد و خط پدافندي بين فرخ‌آباد فيروزآباد تحكيم شده است . در ساعت 09:30 تحكيم مواضع پدافندي موجود مورد تأييد قرار گرفت و قرارگاه فتح ضمن تحكيم مواضع پدافندي موجود تلاش خود را براي تخليه شهدا و مجروحين از منطقه به كار برد و با استفاده از بالگردهاي نفربر شنوك به اين كار سرعت داد.

نكته حائز اهميت كه در بررسي گزارشات به چشم مي‌خورد تناقص و عدم دقت آن‌ها است. به عنوان مثال درباره اين‌كه در قسمت شمالي منطقه نبرد تپه‌هاي 363، 325 و343، در دست نيروهاي خودي يا دشمن است، چندين گزارش متناقض داده شد. ولي بالاخره مشخص گرديد كه اين تپه‌ها كه نقاط حساس منطقه بودند هنوز به تصرف نيروهاي ايران در نيامده بودند و نيروهاي دشمن در روي آن تپه‌ها به مقاومت ادامه مي‌دادند . با مذاكراتي‌كه بين فرماندهان سپاهي انجام شد، هماهنگي گرديد که در شب هشتم به نهم مرداد با اجراي حمله ديگر آن تپه‌ها تصرف و تأمين گردد.

 در حدود ساعت 12:50 فعاليت زميني و هوايي دشمن در كوه قلعه‌آويزان شديدتر شد و چنين برآورد گرديد كه نيروهاي دشمن آماده براي اجراي پاتك و فشار آوردن به نيروهاي ايران از طرف جنوب‌غربي مهران مي‌گردند. نظر به اين‌كه برآورد ‌گردید که پاتك دشمن در اين منطقه با يگان‌هاي زرهي و مكانيزه اجرا خواهد شد، قرارگاه نجف تلاش كرد به هر نحو مقدور مقداري جنگ‌افزار و مهمات ضد تانك از يگان‌هاي ديگر نيروي زميني و سپاه پاسداران جمع آوري و به منطقه مهران حمل نماید که اين كار به طور نسبي در مدتي طولاني با موفقيت انجام شد.

تهديد عيني بيشتر دشمن برتري هوايي او بود هواپيماها و حتي بالگردهاي دشمن سرسختانه به نيروهاي گسترش‌يافته ايران حمله مي‌كردند و تلفات و خسارتي وارد مي‌ساختند. چنان‌كه در ساعت 13:00 هواپيماي دشمن حتي به موضع توپ اورليكن ضد هوايي حمله كرد و يك قبضه از آن را منهدم نمود و يك نفر از خدمه شهيد و 5 نفر مجروح شدند. اين حملات هوايي دشمن توأم با آتش‌هاي شديد توپخانه وي بود و تلفات و خسارات سنگيني به يگان‌هاي ايران به خصوص در جنوب مهران وارد مي‌ساختند، آن چنان‌كه تخليه شهدا و مجروحين غير مقدور شده بود.

فشار شديد دشمن اين حقيقت را روشن ساخت كه با نيروهاي موجود امكان ادامه نبرد با مشكلاتي مواجه خواهد شد. بدين جهت تمام مقامات رده بالاي نيروي زميني و سپاه پاسداران تلاش نمودنداز هر نقطه‌اي كه امكان‌پذير است، نيروي كمكي به منطقه مهران اعزام نمایند . با توجه به اين‌كه قرارگاه ظفر شامل تيپ40 پياده سراب و عناصري از سپاه پاسداران به عنوان يگان احتياط قرارگاه نجف در منطقه گيلان‌غرب مستقر بود، به آن قراگاه دستور داده شد، قرارگاه تيپ40 و يك گردان پياد،ه آماده براي حركت به منطقه مهران گردند . براي حمل افراد آن دستور داده شد، با همكاري مقامات محلي اسلام‌آباد غرب تعداد 10 دستگاه اتوبوس و 50 دستگاه كمپرسي جمع آوري و به محل استقرار تيپ40 اعزام شود.

در بعدازظهر روز هشتم مرداد نيروهاي دشمن تلاش مقدماتي را براي باز پس گرفتن پاسگاه دُراجي در جنوب كوه زالو‌آب به كار بردند ولي موفقيتي به دست نياوردند. در اين هنگام گردان808 پياده اعزامي از مركز آموزش كرمان در احتياط قرارگاه فتح بود. به آن گردان دستور داده شد، آماده باشد به كوه زالوآب حركت نموده و پاتك احتمالي دشمن را دفع نمايد.

اطلاعات به دست آمده از دشمن حاكي از آن بود كه يك واحد بزرگ زرهي دشن احتمالاً تيپ‌هاي 10 و 37 زرهي- در حوالي ورمهزار متمركز شده‌اند و آماده براي حمله به طرف پاسگاه دراجي و ارتفاع زالوآب مي‌گردند.

 در ساعات شب هشتم مرداد تلاشي مهم از نيروهاي دشمن مشاهده نگرديد و نيروهاي خودي نيز ضمن تحكيم موقعيت پدافندي تلاش كردند ارتفاعات زالوآب را از وجود نيروهاي باقي‌مانده دشمن پاكسازي نمایند كه تا حدودي موفق شدند. ولي ارتفاع 340 و 343 همچنان در دست دشمن باقي ماند.

با توجه به وضعيتي ‌كه در روز هشتم مرداد به عمل آمده بود، فرماندهي قرارگاه فتح دستور جديدي به نام دستور جزء به جزء شماره4 به يگان‌هاي تابعه ابلاغ كرد كه خود مشخص كننده وضعيت كلي مي‌باشد و خلاصه آن بدين شرح بود:

 در سازمان رزمي يگان‌ها تغيير داده نشد. آخرين وضعيت چنين بود كه حمله نيروهاي ايران در ساعت 23:00 روز هفتم مرداد ماه شروع گرديد. عناصر فتح1 در شمال منطقه موفق شدند تا آخرين خط حد پيشروي تعيين شده – خط سبز- برسند و در آن پدافند نمايند عناصر فتح2 در قسمت غربي بين فرخ‌آباد و فيروزآباد تا نزديكي خط حد پيشروي رسيدند، اما در جنوب مهران موفق به تصرف هدف خود در ارتفاع قلعه‌آويزان نشدند و در دامنه شمالي آن ارتفاع متوقف گرديدند. در اين دستور جزء به جزء به يگان‌هاي فتح1 و 2 دستور داده شد پدافند كنند و آماده دفع پاتك‌هاي دشمن باشند.

در روز نهم مرداد ماه كه سومين روز حمله بود در وضعيت عملياتي تغيير محسوسي ايجاد نشد. نيروهاي ايران موفق به پاك‌سازي تپه‌هاي 363، 325 و 343 زالوآب از وجود عناصر باقي‌مانده دشمن نشدند و دشمن نيز تلاش قابل ملاحظه‌اي براي رهايي عناصر محاصره شده در آن تپه‌ها نكرد. ضمن اين‌كه در كوه قلعه‌آويزان نيز به نگه‌داري مواضع پدافندي خود اكتفا نمود.

در اين روز برادر محسن رضايي فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به منطقه مهران وارد شد و افسران قرارگاه نيروي زميني -سرهنگ جمالي و سرهنگ موسوي قويدل- نيز به قرارگاه نجف، مستقر در گيلانغرب عزيمت كردند. برادر محسن رضايي با حضور سرهنگ جمالي جانشين فرمانده نيروي زميني ارتش با وضعيت عمليات مهران توجيه گرديد و همان روز به دزفول مراجعت نمود و اين امر نشان مي‌دهد كه وضعيت جديد منطقه نبرد مهران تا حدود قابل ملاحظه ای تثبيت گرديده و در ساعات شب نهم به دهم مرداد نيز حادثه غير منتظره‌اي رخ نداده است. فقط تبادل سنگين آتش بين نيروهاي دو طرف ادامه يافت و پاك‌سازي تپه‌هاي زالو‌آب در آن شب نيز مقدور نشده است .

نيروهاي دشمن هم‌چنان سرسختانه در آن تپه‌ها مقاومت می كردند. اين مقاومت دشمن براي نيروهاي عراق جنبه حماسي پيدا كرده بود، چنين گفته شد كه شخص صدام‌حسين ضمن تماس مستقيم با فرمانده آن قسمت به نام سرهنگ دوم جاسم حمود محمود، او را تشويق به ادامه مقاومت مي‌كرد و گويا به او ترفيع درجه نيز داد. تلاش دشمن بر آن بود كه با حفظ تپه‌هاي سركوب در زالوآب منطقه را در ميدان ديد و تير خود نگه‌دارد و مانع دست‌يابي نيروهاي ايران به اين امتياز -زمين منطقه- شود. تا در فرصت مناسب با اجراي پاتك سنگين با يگان‌هاي محاصره شده الحاق حاصل و نيروهاي ايران را به خط تماس قبل از شروع اين نبرد برانند. اما اين اقدام تا روز دهم مرداد و بيش از 48 ساعت بعد از محاصره شدن آن يگان‌ها امكان‌پذير نشد، بلكه تا 17 مرداد نيز ادامه يافت. لازم به يادآوري است كه با تصرف ارتفاع نمه‌كلان بو در جنوب‌غربي كوه زالوآب راه پيشروي نيروهاي عراق به طرف كوه زالوآب بسته شده بود و نيروهاي عراقي فقط از يك معبر باريك به عرض حدود 2 كيلومتر مي‌توانستند با ترابري هوايي و قبول انهدام بالگردها يگان محاصره شده خود را در كوه زالوآب تدارك نمايند. به هر حال مسئله در محاصره قرار گرفتن يك گردان عراقي در ارتفاع زالوآب، ساير مسائل اين نبرد را براي نيروهاي هر دو طرف تحت‌الشعاع خود قرار داده بود. نيروهاي ايراني تلاش مي‌كردند عناصر دشمن را در آن تپه‌ها منهدم و خط پدافندي مطمئن برقرار سازند. نيروهاي عراقي نيز تلاش مي‌كردند به هر وسيله ممكن آن تپه‌ها را نگه دارند. بنابراين مبارزه پيگير طولاني در اطراف تپه‌هاي ياد شده ادامه يافت.

در آغاز روز دهم مرداد فرماندهي قرارگاه فتح برآورد كرد، احتمالاً پاتك سنگين دشمن در اين روز در دو محور عمومي به اجرا در خواهد آمد كه يك محور به طرف پاسگاه دراجي جهت الحاق با گردان محاصره شده در زالوآب و يك محور ديگر مستقيماً از سمت ورمهزار و تعان به طرف شهر مهران خواهد بود. بدين جهت طبق دستور جزء به جزء شماره 6 به يگان‌ها دستور داد با استقرار عناصر ضد تانك در خطوط مقدم پدافندي آماده مبارزه با يگان‌هاي زرهي و مكانيزه دشمن باشند و تقدم تلاش توپخانه را به منطقه مهران داد.

بالاخره مقاومت افراد دشمن رو به كاهش نهاد. در ساعت 09:30 روز دهم مرداد تعداد 6 نفر از افراد يگان محاصره شده دشمن منطقه را ترك كردند و به نيروهاي ايراني پناهنده شدند. اين افراد اظهار كردند يگان عراقي مستقر در زالوآب مهمات به قدر كافي دارد ولي غذا و آب تمام شده است. ضمناً به آن يگان دستور داده شد تا آخرين حد ممكن مقاومت كند ولي در بازجويي‌هاي تكميلي معلوم شد كه اين افراد جزو يگان محاصره شده در تپه‌هاي مورد نظر نبوده‌اند، بلكه يك گروه تأميني جدا مانده در آن منطقه بودند كه بعد از 3 روز خود را به نيروهاي ايران تسليم كرده‌اند. ولي به هر حال اين افراد به جاي پيوستن به گردان عراقي در تپه 343 به نيروهاي ايران پناهنده شده بودند.

با وجود اين‌كه پاتك سنگين دشمن در روز دهم محتمل به نظر مي‌رسيد، ولي اين عمل انجام نشد و روز دهم مرداد نيز بدون حادثه مهمي به پايان رسيد. اما مسئله پاك‌سازي تپه‌هاي سركوب منطقه از وجود نيروهاي دشمن براي نيروهاي ايران امري كاملاً حياتي براي اين منطقه بود. زيرا تا آن تپه‌ها اشغال نمي‌شدند تأمين خط دفاعي برقرار نمي‌گرديد. بويژه اين‌كه در بررسي‌هاي دقيق‌تر معلوم ‌شد كه گزارشات قبلي از دقت كافي برخوردار نبوده و حتي تپه 270 در جنوب‌غربي زالوآب و شمال نمه‌كلان كوچك در دست نيروهاي دشمن است.

 بنابراين بر خلاف گزارشات قبلي تپه‌هاي نمه‌كلان كوچك هنوز در كنترل نيروهاي ايران نبود و اين امر سبب نگراني فرماندهي قرارگاه فتح شده بود. لذا در پايان روز دهم مرداد ماه و بعد از آن‌كه برآورد شد دشمن آمادگي اجراي پاتك را ندارد، فرماندهي قرارگاه فتح طي دستور جزء به جزء شماره 7 به لشكر نصر مأموريت داد تپه 270 را در شب 10 به 11 مرداد تصرف كند . در همان شب تيپ امام‌رضا(ع) نيز تپه‌هاي جنوبي پاسگاه دراجي را تصرف و محاصره كوه زالوآب را تكميل نمايد.

اين دستور در ساعت 23:30 به يگان ها ابلاغ شد. ولي در آن شب اين دستور به مرحله اجرا در نيامد، زيرا برآورد گرديد كه دشمن نيز آماده براي اجراي پاتك مي‌گردد و بالگردهاي دشمن با پرواز شبانه در منطقه رضاآباد و زالوآب فعال شدند و براي يگان محاصره شده تداركات و احتمالاً يگان تقويتي پياده كردند. موضوع پرواز مكرر بالگردهاي دشمن در آن شب سبب نگراني فرماندهان شد و دستور داد ه شد از گردان808 پياده يك گروهان سريعاً در حوالي پاسگاه رضاآباد مستقر شود و آماده براي خنثي كردن فعاليت احتمالي دشمن گردد.

 با آغاز روشنايي روز 11 مرداد فعاليت‌هايي از نيروهاي دشمن در حوالي ورمهزار مشاهده شد و برآورد گرديد كه دشمن آماده براي پاتك مي‌شود. بدين جهت اقدامات بازدارنده به وسيله آتش توپخانه به عمل آمد و فعاليت دشمن متوقف گرديد. ولي فعاليت هوايي دشمن در منطقه ادامه يافت و هواپيماهاي دشمن پل ارتباطي رودخانه كنجان‌چم و همچنين محل گسترش يگان‌ها را بمباران كردند، ولي تلفات و خساراتي به نيروهاي ايران وارد نشد. البته در گزارشات يگان‌ها اشاره‌اي به پاتك‌هاي مداوم دشمن در روز 11 مرداد مي‌شد، ولي به نظر مي‌رسد. كه اين گونه تلاش‌هاي دشمن بيشتر جنبه داخلي و تغيير و تصحيح آرايش‌هاي دفاعي و تجديد تداركات و غيره را داشته است.

 در شب 11 به 12 و همچنين در 12 مرداد ماه وضعيت كلي مانند روزهاي قبل بود تلاش‌هايي از دشمن مشاهده مي‌شد كه عموماً با اجراي آتش توپخانه خودي متوقف مي‌گرديد نيروهاي خودي نيز در ارتفاع زالو‌آب و نمه‌كلان بو تلاش مي‌كردند تپه‌هاي باقي‌مانده در دست دشمن را پاك‌سازي كنند ولي موفقيتي به دست نياوردند فقط در پايان روز 12 مرداد اعلام شد كه تپه 270 در جنوب‌غربي زالوآب به دست نيروهاي خودي افتاده است اما به طور كلي منطقه نبرد به هيچ‌وجه آرام نمي‌شد هواپيماها و بالگردهاي دشمن يكه‌تاز ميدان نبرد شده بودند و حملاتي به نيروهاي ما مي‌كردند. توپخانه‌هاي هر دو طرف نيز به شدت فعال بودند و مبارزه مداوم بر سر تسلط بر تپه‌هاي مرتفع زالوآب همچنان ادامه داشت و نيروي محاصره شده دشمن نيز در آن تپه‌ها سرسختانه مقاومت مي‌كردند. اين وضعيت در روزهاي 13 و 14 مرداد نيز با حوادثي متغير ولي نه سرنوشت ساز ادامه يافت.

در روز 13 مرداد فرماندهي قرارگاه فتح تصميم گرفت بار ديگر براي تصرف تپه‌هاي سركوب منطقه زورآزمايي كند. بدين منظور دستور جزء به جزء شماره 8 را صادر كرد و دستور داد عناصر فتح1 و فتح2 به ارتفاع نمه‌كلان كوچك حمله كنند و نقاط مرتفع آن را در غرب خط مرز تصرف و تأمين نمايند. اما چنين به نظر مي‌رسد كه اين دستور نيز به مرحله اجرا درنیامد و اگر هم اجرا شد نتيجه مطلوب را در بر نداشت.

در روز 13 مرداد فرماندهي قرارگاه فتح تغييراتي در سازمان يگان‌ها داد و 2 گردان پياده ارتشي در زير امر قرارگاه فتح1 قرار داده شد تا نيروي تازه نفسي در قسمت شمالي منطقه وارد عمل شود و شايد با اين نيروي جديد مأموريت واگذاري در دستور جزء به جزء شماره 8 امكان‌پذير گردد. لذا دستور ديگري به نام دستور جزء به جزء شماره9 روز 13 مرداد ابلاغ گرديد و به اين گردان‌هاي تازه وارد شده به منطقه دستور داده شد، مأموريت‌هاي تعيين شده در دستور جزء به جزء شماره8 يعني تصرف تپه‌هاي شرقي نمه‌كلان كوچك را اجرا نمايند. ولي به هر حال در شب 13 به 14 و همچنين در روز 14 مرداد نيز انهدام نيروهاي محاصره شده در تپه‌هاي زالوآب، ميسر نگرديد . از غروب آن روز فعاليت‌هاي گسترده و غير عادي دشمن در منطقه مشاهده شد كه مقدمه شروع مرحله جديدي از نبرد والفجر3 بود و حوادثي رخ داد كه بالاخره سرنوشت اين نبرد را تعيين كرد كه چگونگي آن را بيان مي‌كنيم.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده