عملیات رمضان
بخش هجدهم: دور سوم نبرد رمضان، 30 تیرماه گفتیم که قرارگاه عملیاتی کربلا در 29 تیرماه طی دستور جزء به جزء شماره 2 به یگان­ها ابلاغ کرد، آماده برای حمله در شرق بصره باشند. همان­گونه که در متن این دستور نیز اشاره شده بود، اساس تدبیر عملیاتی در این دستور همان بود که در طرح اولیه کربلا4 مورد نظر قرار داشت. حتی یگان تلاش اصلی این عملیات همان قرارگاه­های فتح و فجر بودند و مأموریت قرارگاه­های قدس در شمال و نصر در جنوب نیز تقریباً همانند مأموریت اولیه در طرح کربلا4 بود. تغییرات کلی فقط شامل تعویض و جابجایی بعضی تیپ­های سپاه و ارتش و محدود­تر کردن حد پیشروی در شروع دور سوم نبرد بود.

این دور عملیات به دو مرحله تقسیم شده بود. در مرحله اول عناصر قرارگاه­های فتح و فجر و نصر حمله می­کردند و خطی را (به نام نارنجی) در 5 تا 15 کیلومتری غرب خط مرز تصرف و تأمین می­نمودند. در مرحله دوم بر حسب ایجاب وضعیت، حمله را تا کرانه شرقی شط­العرب ادامه می­دادند. تلاش اصلی در این نبرد مانند دور اول به عهده قرارگاه فتح (لشکر 92 زرهی و تیپ­های سپاه همراه) او بود.

بعد از انتشار دستور جزء به جزء شماره 2 قرارگاه کربلا، قرارگاه­های چهارگانه اصلی تابعه، اقدامات طرح­ریزی و آمادگی و جابجائی­ها را انجام دادند، به نحوی که در روز 30 تیرماه طرح قرارگاه کربلا آماده برای اجرا گردید.

در مدت ساعات روز 30 تیرماه حوادث مهمی در منطقه نبرد رخ نداد بیش­تر نیروهای دو طرف صرف تحکیم مواضع پدافندی و آمادگی برای مقابله در برابر حرکات احتمالی طرف مقابل گردید. توپخانه­ها همچنان حاکم بر میدان نبرد بودند. طبق گزارش­هایی، بالگردهای دشمن نیز در منطقه فعال شدند که یک فروند از آن­ها مورد هدف آتش یگان­های خودی قرار گرفت و منهدم گردید.

تنها حادثه­ای که از نظر کلی عملیات حائز اهمیت به نظر می­رسد، شکستن سیل­بند در قسمتی از منطقه پدافندی مرکز منطقه عملیات و ایجاد مشکلات برای قرارگاه فتح بود. زیرا چنانچه آب کانال­ها و مناطق آبگیر در مسیر پیشروی یگان­ها گسترده می­شد، طبعاً حرکت آن­ها را با مشکلاتی مواجه می­ساخت. چنانچه این امر به وسیله نیروهای عراقی و به طور عمدی رخ داده بود، می­توانست در سایر نقاط نیز انجام شود. بدین جهت این امر سبب نگرانی فرماندهان یگان­های فتح شد و از قرارگاه کربلا در خواست گردید، به قدر کافی وسائل سنگین مهندسی در اختیار قرارگاه فتح قرار دهد تا جلو گسترش آب سیل­بند شکسته شده را بگیرد. با توجه به اینکه منطقه اصلی مورد تهدید آب، منطقه عمل تیپ 25 کربلا بود، از طرف برادر ردانی فرمانده لشکر 3 سپاه پاسداران نیز به جهاد سازندگی پشتیبانی قرارگاه فتح تأکید شد سیل بند شکسته شده را ترمیم کند.

بالاخره در روز 30 تیرماه، تصمیم قطعی برای اجرای مرحله سوم عملیات رمضان (یا بهتر است گفته شود دور سوم عملیات رمضان) اتخاذ و ساعت و زمان حمله تعیین گردید و به قرارگاه اجرائی ابلاغ شد که به شرح زیر بود:

«نام عملیات رمضان زمان عملیات روز (ر) 30/4/61 ساعت (س) ساعت 02:30 کد عملیات بسم الله القاصم الجبارین یا صاحب الزمان ادرکنی.

     قرارگاه عملیاتی کربلا در جنوب

سرهنگ صیاد شیرازی برادر محسن رضائی»

 

همان­گونه که ملاحظه می­شود زمان و نام و کد حمله همان بود که برای مرحله اول عملیات کربلا4 تعیین شده بود و این امر نشان می­دهد که درکلیات طرح کربلا4 هیچ گونه تغییر مشهودی داده نشده و فرماندهی قرارگاه با وجود نتایج نامطلوب دور اول و دوم این نبرد تصمیم گرفته بود برای بار سوم نیز همان روش را برای وصول به کرانه شرقی شط­العرب در شرق بصره اجرا کند.

درباره علت این تأکید و پایداری فرماندهی قرارگاه کربلا برای اجرای عملیات با همان روشی که در دوبار اول با عدم موفقیت مواجه شد، اسناد و مدارکی در دسترس ما قرار نگرفت. در مصاحبه با رزمندگان نیز در این باره به نکته روشنی اشاره نشده بود. به هر حال تصمیمی بود که فرماندهان بر اساس برآوردها و استنباطات خود در شرایط موجود آن نبرد گرفته بودند. قطعاً با توجه به کلیه عوامل موثر در آن عملیات (زمین – نیروهای خودی – نیروهای دشمن) بهترین راه کار را انتخاب کرده بودند.

بنابراین هرگونه تجزیه و تحلیل درباره این تصمیم ممکن است با نارسائی­هایی توأم باشد. مگر آن که فرماندهان تصمیم گیرنده نظریات خود را شخصاً برای ثبت در تاریخ جنگ تحمیلی بنگارند. اما تنها نکته­ای را که می­توان گفت این است که بعد از دو بار عدم موفقیت در یک عملیات که فقط به فاصله 72 ساعت انجام گرفته بود، اجرای همان عملیات برای بار سوم با همان مشخصات وکم­تر از چهار روز بعد از بار دوم می­توانست دارای عوامل منفی مؤثر در عملیات باشد، زیرا از نظر وسائل و تجهیزات در دو بار اول صدماتی به یگان­ها وارد شده بود که جایگزین نگردیده بود. بهترین نمونه آن خارج شدن تیپ 3 لشکر 92 زرهی و تیپ ثارالله سپاه پاسداران از صحنه نبرد بود. از نظر مسائل پرسنلی نیز طبعاً دو بار عدم موفقیت در یک عملیات نمی­توانست عامل مهیج و مثبتی برای افراد خودی باشد و بر عکس برای افراد نیروهای دشمن می­توانست عامل مثبت باشد.

به هر حال تصمیمی بود که فرماندهان هدایت کننده عملیات گرفته بودند و برای اجرای آن تردیدی نداشتند. بدین جهت با اراده قاطع، زمان حمله را ابلاغ کردند. امیدوار بودند که این بار نیروهای دشمن قدرت مقابله را از دست بدهند و مانند دو عملیات پیروزمند فتح­المبین و بیت­المقدس به حالت فرار و عقب­نشینی درآیند. اما از نظر پی بردن به چگونگی کلیات برآورد فرماندهان و علت اتخاذ تصمیم آنان نامه­ای که فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در پاسخ نامه انتقادآمیز ستاد مشترک ارسال نموده است، تا حدودی چگونگی این تصمیمات را روشن می­سازد و خلاصه این نامه که در دوم مرداد ماه 1361 ارسال شده چنین است.

«با ارسال یکبرگ کالک زمین که از عکس هوائی استفاده شده و اطلاعاتی درباره دشمن و عوامل دیگر، غیرمقدور بودن اجرای طرح پیشنهادی ستاد مشترک را موجه می­سازد و خلاصه نظریات قرارگاه کربلا به شرح زیر می­باشد.

  1. عدم امکان اجرای مانور دورانی یا احاطه­ای با توجه به وضعیت زمین و گسترش دشمن از جناحین که ستاد مشترک پیشنهاد کرده بود.
  2. بررسی دقیق یگان­های زرهی به عنوان نیروی دورانی یا احاطه­ای نشان داد اجرای این مانور امکان پذیر نیست.
  3. بررسی مقدورات نیروی هوائی خودی نشان داد که برای پشتیبانی از عملیات دورانی یا احاطه­ای کافی نبود.
  4. بررسی شرایطی که مشکلی برای مانور دورانی ایجاد می­کرد.

ضمناً در طرح­ریزی عملیات کربلا4 راه­های کار بررسی شد که به دلائل مشروحه بالا و شرایط موجود در صحنه عملیات مانور دورانی یا احاطه­ای غیرقابل تشخیص داده شد.

اطمینان ستاد مشترک را به این نکته جلب می­نماید که به جز غیر مقدور بودن مانور پیشنهادی آن ستاد هیچ عامل دیگری برای عدم اجرای آن یا عدم توجه به نظرات پیشنهادی ستاد مشترک وجود نداشته است.

«امضاء سرهنگ صیاد شیرازی»

با توجه به مفاد نامه فرمانده نیروی زمینی به ستاد مشترک، علت انتخاب روش اجرای طرح تا حدودی توجیه می­گردد. اما یک سئوال کلی­تر پیش می­آید و آن اینکه اصولاً در آن شرایط و با آن نتایجی که دربار اول و دوم نبرد رمضان پیش آمد، انگیزه اصرار بر ادامه همان عملیات با همان روش در همان منطقه چه عواملی بودند که برای دریافت پاسخ به این گونه سؤالات باید منتظر پایان جنگ و امکان بررسی همه جنبه­های سیاسی و اجتماعی و نظامی جنگ بود؟

باری عقربه زمان به ساعت آغاز دور سوم نبرد رمضان نزدیک شد، عمده قوای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با حدود 8 لشکر در منطقه شرق بصره آماده ادامه زورآزمائی با نیروهای دشمن و تلاش برای به دست آوردن پیروزی شدند. بالاخره ساعت حمله 20:30 روز 30 تیرماه فرا رسید. آهنگ (بسم ا… القاصم الجبارین یا صاحب الزمان ادرکنی) در تمام شبکه­های ارتباطی یگان­های مستقر در منطقه نبرد رمضان طنین انداز شد. سومین پیکار در شرق بصره آغاز گردید که به ترتیب حساسیت نقش هر یک از قرارگاه­های اجرائی ، حوادث این نبرد را بیان می­کنیم.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده