مقاومتی که جاودانه شد
مقابله با ضد انقلاب (ناوسروان تکاور بازنشسته محمد تقی قصابیان) نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در تمامی زمینه های دفاعی و امنیتی حضوری فعال داشت. از بدو ورود حضرت امام خمینی (ره) نیروی دریایی همبستگی خود را با انقلاب و مردم اعلام کرد. بعد از پیروزی انقلاب وقتی گروهک های ضد انقلاب نتوانستند در ارکان حکومتی انقلاب نفوذ کنند و ضربۀ خود را از این طریق به انقلاب بزنند، تصمیم گرفتند با تحریک اقوام و قبایل ایرانی نسبت به ایجاد ناامنی و فشار به حکومت نوپای اسلامی، اقدام ضد بشری و مسلحانه انجام دهند؛ برای همین کردستان را برای ایجاد ناامنی مناسب دیدند و غائله کردستان به راه افتاد. حضرت امام (ره) با هوشیاری و تدابیر عالمانۀ خود به ارتش جمهوری اسلامی، دستور داد هر چه سریع تر غائلۀ کردستان را مهار و از بین ببرد.

نیروی دریایی در این میان موظف شد به جهت دارا بودن نیروهای تفنگدار و تکاور، در کمک برای از بین بردن ناامنی ایجاد شده، هرچه سریع تر نیروهایش را در منطقه مستقر کند.  در کمتر از48 ساعت این اتفاق افتاد و تکاوران دریایی که من نیز جزو آنها بودم، به منطقه اعزام و با ضد انقلاب وارد مبارزه شدیم.  مناطق و شهر هایی که آنها به اشغال در آورده بودند را پاکسازی  و از لوث وجود ضد انقلاب خالی کردیم. در این در گیری ها، ما شهدای عزیز و گران قدری را تقدیم انقلاب کردیم. شهدایی چون شهید محرابی، شهید پرندآور و شهدای دیگر و این مبارزات نشأت گرفته از اخلاص عمل و علاقه به انقلاب و مردم بود.

به جرئت می توانم بگویم که در هر نقطه از کردستان که گروهک های ضد انقلاب اقدام به ایجاد ناامنی و تیراندازی به سوی مردم می کردند، هر چه سریع تر توسط نیروهای تکاور جوابشان را می گرفتند و منطقۀ درگیری پاکسازی می شد. راه ارتباطی مریوان به بانه که بسیار مهم و سوق الجیشی بود، در ظرف مدت کوتاهی در اختیار نیروهای خودی و تکاور قرار گرفت.  به یاد دارم در آنجا یک پاسگاهی بود به نام پاسگاه بسطام، یک شب را در آنجا برای استراحت اُطراق کردیم.  دشمن چون محل استقرار ما را شناسایی کرده بود، تا صبح اقدام به پرتاب گلولۀ خمپار60 به سوی پاسگاه کرد. بالغ بر200 گلوله به سوی ما پرتاب شد، ولی به لطف خدا اتفاق خاصی برای بچه ها پیش نیامد.

روز بعد به سمت بانه حرکت کردیم. در بانه تعداد زیادی نیروی ضد انقلاب در کمین رزمندگان اسلام بودند و از این که شنیده بودند یک تعداد نیروهای ورزیدۀ تکاور از نیروی دریایی و نیروی زمینی برای مقابله با آنها در حرکت هستند، ترس سراپای وجود آنها را گرفته بود و با کمین های تأخیری، فرار را بر قرار ترجیح می دادند و به سوی اربابان استکباری شان در کشور عراق می رفتند.

وقتی این پاکسازی نیروهای ضد انقلاب در بانه صورت گرفت، مردم خون گرم ومهربان بانه با آذوقه و هدایای مختلف به سوی نیروهای رزمنده می آمدند و از این مبارزه و فداکاری نیروهای رزمندۀ ایرانی نهایت سپاس و قدر دانی را به عمل می آوردند. عملیات پاکسازی مناطق اشغالی ضد انقلاب ادامه داشت. خوب است به یک خاطرۀ شیرین اشاره کنم؛ تکاوران منطقۀ دوم دریایی بوشهر از منطقۀ سردشت و تکاوران پادگان منجیل از سمت بانه، برای پاکسازی یک منطقۀ کوهستانی در حرکت بودند. ما همراه با تکاوران منجیل که از سمت بانه در حال پاکسازی منطقۀ کوهستانی بودیم،تصور می گردیم که در آن سوی کوه نیروهای ضد انقلاب و دشمن مستقر هستند و نیروهای تکاور که از سمت سردشت در حال حرکت بودند، تصور می کردند که در این سوی کوه، نیروهای ضد انقلاب و دشمن مستقر هستند. وقتی گروه های گشتی آنها را با دوربین مشاهده کردم و دوستان و همکاران خودم را دیدم، از خوشحالی می خواستم بال درآورم. هر چه زود تر به سمت یکدیگر حرکت کردیم و با خوشحالی همدیگر را در آغوش گرفتیم و اوقات خوبی با هم داشتیم.

یادی از شجاعت چمران

شهید دکتر مصطفی چمران به عنوان فرماندۀ عملیات های نامنظم خود را به ما رساند و فرماندهی گروه های مبارز را به عهده گرفت. درمسیر بانه به مریوان ارتفاعاتی وجود داشت که به ارتفاعات کله قندی معروف بود. به اتفاق دکتر چمران و شش نفر از دوستان تکاور توسط یک بالگرد برای پایش گردنه ها و خنثی کردن کمین های ضد انقلابف بر روی ارتفاعات کله قندی فرود آمدیم. بعد از دور شدن بالگرد، صدای تیراندازی را به سمت خود احساس کردیم و هر چه زود تر سنگر گرفته و زمین گیر شدیم. در اثنای تیراندازی دکتر چمران را دیدم که به این سو و آن سو می رود و هیچ واهمه ای از تیراندازی های دشمن ندارد. در اینجا بود که به تکاور بودن خودم شک کردم و به عظمت و روح بلند شهید چمران پی بردم. وقتی تیراندازی کم شد و ما موفق شدیم دور هم جمع شویم، من دلیل سنگر نگرفتن و نترسیدن دکتر چمران را از او پرسیدم.

 دکتر در جوابم گفت: اگر شما بدانید که برای چه منظوری در این قلۀ کوه هستید و با دشمن مبارزه می کنید، بی گمان آن طرف قضیه که کشته شدن و مجروح شدن است، حل می شود و هیچ ترسی از دشمن و تیراندازی های او نخواهید داشت. در ادامه گفت: شما جوانان با ایمان و میهن دوستی هستید که دور از خانه و خانوادۀ خود در راه پاسداری از مرز و بوم این کشور به مبارزه مشغولید و مطمئن باشید که حضرت امام (ره) به وجود جوانان رزمنده ای مثل شما می بالد و افتخار می کند.

حرف های دکتر چمران یک اثری بسیار مثبت و قوی در ما به وجود آورد و باعث شد تا پایان مدت حضور در جبهه، تمام ترس ما از دشمن از بین برود. این سخنان دکتر چمران بی تردید نشان از وجود ایمان بالا و عرفان دکتر چمران داشت. اگر بخواهم از رشادت ها و جانفشانی های تکاوران نیروی دریایی بگویم باید چندین کتاب و رساله به رشتۀ تحریر در آید.

 تکاوران و دلیر مردانی که در عنفوان جوانی از تمامی آمال، لذایذ و ذوق و شوق زندگی روزمره دست شسته بودند و تنها با اتکا به خداوند منّان و یک اسلحۀ ساده به جنگ و مقابله با دشمن تا دندان مسلح برخاسته بودند. دشمنی که قرار بود ظرف مدت سه شبانه روز به تهران، پایتخت ایران برسد. آنها (تکاوران) بسیار زحمت می کشیدند و با کمبود مهمات و تجهیزات جدید نظامی34 روزه جانانه در خرمشهر مقاومت کردند، گرسنگی و تشنگی کشیدند، مجروح شدند، شهید شدند، اسیر دادند، پرپر شدن مردم را به چشم شان دیدند، ولی یک قدم عقب نشینی نکردند. تکاورانی که بعد از سقوط خرمشهر در آنجا بودند، هیچ کدام حاضر به عقب نشینی نبودند، ولی چون شهر سقوط کرده بود و دستور عقب نشینی صارد شده بود باید به عقب برمی گشتیم.

وقتی خاطرات آن روزها را مرور می کنم، به یاد شهدای بزرگوار و والامقامی می افتم که این مرز و بوم تا ابد به وجود چنین فداکاران و مجاهدان شهید افتخار خواهد کرد. شهدای تکاوری چون شهید مرادی، شهید مختاری، شهید رجبی و شهید صفا.

بچه ها می گفتند و قتی شهید مرادی گردان تحت امر خود را از یک جادۀ عریض در خرمشهر عبور داد، خود نیز به عنوان فرمانده و آخرین نفر به دنبال آنها دوید. در حین دویدن ترکش یک گلولّ خمپاره سر او را از بالای گردن قطع کرد و بچه ها دیده بودند که او با تن و پیکر بدون سر مقداری دویده بود.  شهید مختاری وقتی که همراه با ماشین پر از مهمات می خواست از پل خرمشهر عبور کند، ماشینش هدف آرپی جی7 قرار گرفت و طوری منفجر شد که دوستانش فقط توانستند؛ بخش کوچکی از پای  او را پیدا کنند. شهید صفا وقتی فرمانده اش از او خواسته است که به خط مقدم نرود، در غیاب فرمانده به خط مقدم رفته بود و هدف آماج تیرهای دشمن بعثی قرار گرفته بود. این ها واقعیت های اندکی از هزاران حقیقت ایثارگری تکاوران و رزمندگان ارتش اسلام بود.

 این جانفشانی ها و دلیری ها بود که بعد از حماسۀ دفاع از خرمشهر و آزادی افتخار آمیز آن در ورودی آن شهر نوشتند که «با وضو وارد شوید!» چون خرمشهر قهرمان تکه ای از خاک ایران اسلامی بود که برای فتح و ازادی اش هزاران شهید و جانباز تقدیم انقلاب اسلامی شد.

یادی از خلبان شهید

همروی کاروان به پایان رسیده بود. شهید خلبان صادق ترویجی مصمم بود به عنوان آخرین گشت کاروان، بعد از سپری کردن اسکله های نفتی البکر و الامیه دور زده و به پایگاه دوم دریایی بوشهر مراجعت کند.

در جهت انجام مأموریت عملیاتی با یک قایق موتوری در آن منطقه حضور داشتم. مسیر پرواز بالگرد شهید ترویجی از طرف شمال به جنوب اسکله ها بود. با ظاهر شدن بالگرد بر فراز آسمان اسکله های البکر و الامیه، سامانۀ پدافند و آتشبار دشمن شروع به کار کرد و بالگرد مورد هجوم گلوله های دشمن بعثی قرار گرفت. اما از تمام این گلوله ها به سلامت عبور کرد. مگر یک موشک سفید رنگ که به حرارت حساس بود و از ناحیۀ اگزوز وارد موتور بالگرد شد و همین موشک باعث از کار انداختن بالگرد و سقوط آن در آب های خلیج فارس شد.

از آنجایی که من تنها بودم و هیچ گونه وسیلۀ امداد و نجات نداشتم، به اجبار و با سرعت به پایگاه خرمشهر آمدم و موضوع را به اطلاع مسئولین و فرماندهان ذی ربط رساندم؛ مسئولین هم بلافاصله بالگردی از بوشهر را موظف به امداد و کمک رسانی به آن بالگرد کردند. بالگرد مذکور در کم ترین زمان خود را به منطقه رسانید و اقدام به امداد و نجات سرنشینان بالگرد ساقط شده کرد. 

بالگردی که به این منظور آمده بود نیز در معرض آتش مستقیم دشمن بود و از آسمان و زمین به سوی او گلوله شلیک می شد؛ به اعتقاد من تنها  امدادهای غیبی بود که نمی گذاشت آن بالگرد امداد رسانی سقوط کند و مورد هدف دشمن قرار نگیرد. سرانجام از پنج سرنشین بالگرد ساقط شده دو نفر نجات یافتند و سه نفر دیگر که شامل خلبان، شهید صادق ترویجی و دو خدمۀ دیگر او بودند به شهادت نایل آمدند و در قعر آب های خلیج فارس به آرامش ابدی رسیدند و پیکر مطهر آنها هرگز پیدا نشد.

جا دارد در این جا از ایثار گری ها و جانفشانی های کارکنان غیور و شجاع هوادریا در طول هشت سال دفاع قدس تقدیر و تشکر شود. کارکنانی که در طول جنگ تحمیلی سایه به سایۀ یگان های شناور و همرو کاروان های نفتی و تجاری حضور داشتند و در جولانگاه آسمان از حریم دریا مراقبت و محافظت می کردند. یاد و خاطرۀ شهدای سرافراز هوادریا گرامی باد.

منبع: آب و آتش، موسوی، سید جلال،1388، ادارۀ عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشرآجا

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده