عملیات والفجر3
بخش چهارم: جريان نبرد و هدايت عمليات زمان آغاز نبرد والفجر3 كه ساعت 2300 روز هفتم مرداد ماه سال 1362 بود، فرا رسيد. در شبكههاي ارتباطي قرارگاه نجف و فتح جمله رمز آغاز عمليات كه يا الله يا الله يا محمد يا علي ادركني و شماره رمز 121 بود طنينانداز شد و رزمآوران جان بر كف نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران براي آزادسازي قسمتي ديگر از مناطق اشغال شده ايران از وجود نيروهاي متجاوز عراق، نبردي ديگر از دفاع مقدس ميهن اسلامي ما را آغاز كردند.

زمان آغاز نبرد والفجر3 كه ساعت 2300 روز هفتم مرداد ماه سال 1362 بود، فرا رسيد. در شبكه‌هاي ارتباطي قرارگاه نجف و فتح جمله رمز آغاز عمليات كه يا الله يا الله يا محمد يا علي ادركني و شماره رمز 121 بود طنين‌انداز شد و رزم‌آوران جان بر كف نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران براي آزادسازي قسمتي ديگر از مناطق اشغال شده ايران از وجود نيروهاي متجاوز عراق، نبردي ديگر از دفاع مقدس ميهن اسلامي ما را آغاز كردند.

طبق طرح عملياتي، روش كلي اجراي اين نبرد چنين بود كه منطقه نبرد در غرب مهران از ارتفاعات زالوآب در شمال تا ارتفاعات قلعه‌آويزان در جنوب به دو منطقه نبرد جزء نقسيم شده بود و عناصر قرارگاه فتح شامل دو قرارگاه جزء به نام فتح1 و فتح2 سازمان رزمي داده شده بودند. فتح1 در قسمت شمالي منطقه نبرد پيشروي مي‌كرد. مأموريت اصلي آن تصرف ارتفاعات زالوآب و نمه‌كلان كوچك و بزرگ بود . فتح2 در قسمت جنوبي منطقه نبرد پيشروي مي‌كرد و هدف اصلي آن عقب راندن نيروهاي متجاوز عراق از ارتفاعات قلعه‌آويزان در جنوب‌غربي مهران بود. به منظور كنترل عمليات، هدف‌هاي مشخص براي يگان‌هاي حمله‌ور در منطقه عمليات تعيين شده بود . آخرين حد پيشروي نيز در امتداد خطي به نام خط سبز در دامنه جنوب‌غربي ارتفاع نمه‌كلان و قسمتي از مسير خط مرز در كرانه رود كنجان‌چم و ارتفاعات قلعه‌آويزان مشخص گرديده بود. بنابراين نبرد به صورت محدود و كنترل شده بود و حداكثر عمق منطقه پيشروي يگان‌هاي حمله‌ور در منطقه تحت كنترل نيروهاي دشمن نسبت به خط تماس از پنج كيلومتر تجاوز نمي‌كرد.

در طرح‌ريزي عمليات گفته شد، يگان‌هاي حمله‌ور فتح1 در شمال منطقه نبرد شامل لشكر 5 نصر و تيپ امام‌رضا(ع) از عناصر سپاه پاسداران و عناصري از تيپ84 ارتش بود، براي اين فرماندهي دو هدف اصلي تعيين شده بود؛ يكي ارتفاعات زالوآب و نقاط حساس آن تپه‌هاي 363 و 325 و 343 و هدف ديگر ارتفاعات نمه‌كلان در داخل خاك عراق بود.

يگان‌هاي فتح2 كه شامل لشكر ثارالله سپاه پاسداران و تيپ4 زرهي لشكر21 ارتش بود، هدف مشخص شده براي اين قرارگاه قسمتي از ارتفاعات قلعه‌آويزان در جنوب آبادي فيروزآباد و مشرف به خط مرز بود. گرچه عناصر اين دو قرارگاه ، تحت فرماندهي قرارگاه فتح و رده بالاتر آن قرارگاه نجف اجراي مأموريت مي‌كردند، ولي به علت وضعيت طبيعي منطقه نبرد كه دشت مهران و زرباطيه در وسط و مناطق اصلي پيشروي يگان‌ها در شمال و جنوب آن بود، عمليات هر يك از قرارگاه‌هاي فتح1 و فتح2 عملاً به صورت مستقل هدايت مي‌گرديد. بدين جهت به منظور سهولت پيگيري جريان نبرد هر يك از قرارگاه‌هاي اجرايي، شرح عمليات هر يك از آن‌ها را به صورت نيمه مستقل بيان مي‌كنيم.

 

نبرد قرارگاه فتح1 در مرحله اول عمليات والفجر3

گفتيم؛ هدف قرارگاه فتح1 ارتفاعات زالوآب و نمه‌كلان بود. اين ارتفاعات با داشتن بيش از 300  متر بلندي -از سطح دريا- نسبت به تمام منطقه جنوب و غرب حتي ارتفاعات مرزي قلعه‌آويزان كه حداكثر ارتفاع آن 200 متر بود ديد و كنترل داشت. بنابراين حساس‌ترين نقطه منطقه نبرد همين ارتفاعات بودند. بدين جهت تلاش اصلي قرارگاه فتح براي تصرف آن ارتفاعات به كار گرفته شد.

طبق نقشه ترسيمي –كالك- مدارك موجود در هنگام شروع عمليات خط تماس نيروهاي ايران با نيروهاي عراق در اين منطقه در دامنه غربي ارتفاعات سد كنجان‌چم و نزديك به خط مرز بود به نحوي‌كه تپه‌هاي 325 و 343 كوه زالو‌آب كه اولين هدف يگان‌هاي فتح1 بود درست مجاور خط مرز و در كمتر از دو كيلومتري خط تماس قرار داشت و هدف بعدي كه ارتفاع نمه‌كلان بود نيز تا خط تماس حدود چهار كيلومتري فاصله داشت. گرچه متأسفانه طرح عملياتي قرارگاه فتح1 در دسترس ما قرار نگرفت، ولي با توجه به انتحاب دو هدف كلي و دو قرارگاه عمده شركت‌كننده – لشكر 5 نصر و تيپ امام‌رضا(ع)- احتمالاً دو محور عمومي پيشروي براي عناصر فتح1 در نظر گرفته شد. تيپ امام رضا(ع) به طرف كوه زالو‌آب و لشكر نصر به طرف ارتفاع نمه‌كلان حمله مي‌كردند.

نظر به اين‌كه عمق منطقه نبرد بسيار كم بود، عناصر قرارگاه فتح1 در همان دقايق اول شروع نبرد با نيروهاي دشمن برخورد كردند. به طوري‌كه قبل از ساعت 2330 درگيري بين نيروهاي خودي و دشمن به وجود آمد و افرادي از دشمن به اسارت نيروهاي ايران درآمدند. قبل از آغاز روز هشتم مرداد يعني در يك ساعت اول نبرد نيروهاي ما موفق شدند؛ قسمتي از مأموريت خود را در تصرف ارتفاعات زالوآب و نمه‌كلان به انجام رسانند.

نيروهاي دشمن كه در مقابل حمله شبانه نيروهاي ايران قرار گرفته بودند، با اجراي گلوله‌هاي روشن‌كننده توپخانه از ساعت 2400 منطقه نبرد را روشن كردند . اين امر به نفع نيروهاي ما نيز بود. توپخانه‌هاي دشمن هم زمان با اجراي آتش روشن‌كننده، آتش‌هاي نشان شده در منطقه نبرد را اجرا مي‌كردند كه در گزارش بعضي از عناصر نيروهاي ما آن ‌را گلوله باران افراد خود دشمن تلقي كرده بودند. در صورتي‌كه اصولاً اين روش اجراي آتش جزو روش‌هاي مهم آتش‌هاي پدافندي است.

حدود 30 دقيقه بعد از نيمه شب، يگان‌هاي حمله‌ور به حساس‌ترين نقطه هدف يعني تپه‌343 نزديك شدند و مقاومت نيروهاي خط مقدم دشمن در هم شكسته شد و افراد دشمن شروع به عقب‌نشيني كردند. اين وضع در منطقه هدف نمه‌كلان بو نيز به وجود آمد به نحوي‌كه قبل از ساعت 1 بعد از نيمه‌شب اغلب نقاط آن ارتفاع به تصرف نيروهاي ايران درآمد و قرارگاه فتح در اولين گزارش خود به قرارگاه نجف در ساعت 1 بعد از نيمه‌شب اعلام كرد حدود 40درصد مأموريت ما با موفقيت انجام شد.

چنين به نظر مي‌رسيد كه مقاومت دشمن در منطقه عمليات فتح1 فقط در تپه‌هاي 325 و 343 كوه زالو‌آب بود و در ارتفاع نمه‌كلان بو مقاومت قابل ملاحظه‌اي از دشمن ديده نشد. بدين جهت يگان‌هايي‌كه به آن سمت  پيشروي مي‌كردند، به سمت جلو رفتند و در حدود ساعت 1 بعد از نيمه‌شب به حوالي دامنه غربي آن رسيدند.

نظر به اين‌كه مأموريت آن يگان‌ها فقط تصرف ارتفاع نمه‌كلان بود به آن‌ها دستور داده شد؛ از ادامه پيشروي به سمت جنوب‌غرب خودداري كنند و ارتفاع زالو‌آب را كه هنوز دشمن در آن مقاومت مي‌كرد از سمت جنوب غرب دور بزنند و نيروهاي دشمن را محاصره نمايند. با توجه به اين وضعيت از ساعت 1 به بعد از نيمه‌شب تلاش عمده قرارگاه فتح1 صرف پاك‌سازي كوه زالوآب شد كه هنوز در تپه‌هاي مرتفع آن دشمن مقاومت مي‌كردند و اين مقاومت دشمن همچنان ساعت‌ها و روز‌ها ادامه ‌يافت و يكي از مسأله سازترين مطالب نبرد والفجر3 گرديد كه در بررسي مراحل مختلف نبرد به آن اشاره خواهيم كرد.

در مطالب بالا گفته شد كه پيشروي نيروهاي ايران در دو ساعت اول نبرد در ارتفاعات زالوآب و نمه‌كلان بو بسيار خوب بود و قسمت عمده هدف‌ها تصرف شدند. حتي در بعضي گزارش‌هاي يگان فتح1 اعلام گرديد كه تپه‌هاي 325 و 343 نيز سقوط كرد. اما در ساعات بعد عدم صحت اين گزارش به اثبات رسيد . با وجود تلاش فوق‌العاده عناصر تيپ امام‌رضا(ع)، دشمن در تپه‌هاي ياد شده همچنان به مقاومت ادامه داده و افكار فرماندهان را به خود مشغول كرده بود . در ساعت‌هاي بعد نيز اين وضع تغييري نكرد چنان‌كه در ساعت 0355 بعد از نيمه شب فرماندهي قرارگاه فتح 1 اعلام كرد افراد دشمن در تپه‌هاي 325 و 343 مزاحم نيروهاي ما شده‌اند و تيربارهاي دشمن جلوی هرگونه پيشروي نيروهاي ما را سد كرده‌اند.

اين وضع سبب گرديد كه فرماندهي قرارگاه فتح1 به فكر تحكيم مواضع تصرف شده بيفتد و تقدم تلاش را براي نگه‌داري آن مناطق تعيين نمايد. بدين جهت به يگان‌ها دستور داده شد؛ در مناطق متصرفي خود خاكريز و مواضع پدافندي مستحكم تهيه كنند و آماده براي دفع پاتك‌هاي احتمالي دشمن باشند . با توجه به اين‌كه در اوايل مرداد ماه، شب‌ها چندان طولاني نيستند، با نزديك شدن روشنايي روز از ساعت 4 صبح به بعد عملاً يگان‌هاي فتح1 به حالت پدافندي درآمدند و تصرف تپه‌هاي 325 و 343 در كوه زالوآب در اولين شب عمليات امكان پذير نشد . نيروهاي دشمن كه در آن تپه‌ها در محاصره نيروهاي ايراني قرار گرفته بودند به مدت 10 روز به مقاومت خود ادامه دادند و مرحله اول عمليات والفجر3 در منطقه قرارگاه فتح1 با همان شرايط تا روز 17 مرداد باقي ماند.

 

نبرد قرارگاه فتح2 در مرحله اول عمليات والفجر3

گفتيم كه قرارگاه فتح2 شامل لشكر ثارالله و تيپ4 زرهي و مأموريت آن تصرف و تأمين قسمتي از ارتفاعات قلعه‌آويزان در جنوب‌غربي مهران مشرف به خط مرز بود. حمله عناصر فتح2 همزمان با عناصر فتح1 در ساعت 2300 روز هفتم مرداد ماه آغاز شد و چهار دقيقه بعد درگيري با نيروهاي تأميني دشمن ايجاد گرديد كه يك نفر از افراد دشمن به اسارت نيروهاي ايران درآمد. عناصر فتح2 در سه محور از شمال‌شرقي به طرف جنوب‌غربي براي تصرف هدف خود پيشروي مي‌كردند و مسیر عمومي پيشروي در منطقه بين مهران و خط مرز بود. يك تلاش فرعي نيز در شمال‌غربي مهران به سمت روستاي تعان عراق هدايت مي‌گردید.

بررسي گزارشات قرارگاه فتح2 چنين نشان مي‌دهد كه پيشروي اين قرارگاه از همان ابتداي شروع نبرد با مشكلاتي مواجه گرديد. با وجود اين كه عمق منطقه هدف اين قرارگاه كمتر از پنج كيلومتر و زمين ساده‌تر از منطقه فتح1 بود عناصر فتح2 در دو ساعت اول نبرد موفقيت قابل ملاحظه‌اي به دست نياوردند. در صورتي كه معمولاً موفقيت يا عدم موفقيت نيروهاي ايران در ساعت‌هاي اولیه نبرد مشخص مي‌گردید. چنان كه در همين نبرد نيز در قسمت شمالي همين وضع پيش آمد.

در ساعت 0105 بعد از نيمه شب هشتم مرداد، فرماندهي قرارگاه فتح2 گزارش داد كه يگان‌هاي آن قرارگاه در دو محور غربي به منطقه هدف خود نزديك شده و بين فيروزآباد و خط مرز، خاكريز پدافندي در حال احداث است. اما در محور شرقي -منصورآباد به طرف مرز- هنوز با دشمن درگير است و جاده فيروزآباد- بهرام‌آباد در كنترل نيروهاي ما قرار گرفته است. چنين به نظر مي‌سد كه از ساعت يك بعد از نيمه شب به بعد وضعيت عناصر قرارگاه فتح2 چندان اميدوار كننده نبود و در ساعت 0127 بعد از نيمه شب، قرارگاه فتح به فتح2 دستور داد؛ به احداث خاكريز توجه بيشتري شود و شهداء و مجروحين از منطقه نبرد تخليه گردند.

بر اساس اين دستور، قرارگاه فتح2 در ساعت 0240 اطلاع داد؛ خاكريز بين فيروزآباد تا دامنه ارتفاع قلعه‌آويزان تكميل شده و در سمت شمال خاكريز بين فيروزآباد تا فرخ‌آباد در حال احداث است از اين ساعت به بعد عمليات قرارگاه فتح2 تقريباً به كلي از دور افتاد و تلاش اين قرارگاه صرف تحكيم خط پدافندي غرب مهران بين فرخ‌آباد و فيروزآباد تا دامنه قلعه‌آويزان گرديد. در حالي‌كه هنوز در منطقه اصلي نبرد يعني كوه قلعه‌آويزان پيشرفت قابل ملاحظه‌اي حاصل نشده بود. لذا منطقه اصلي هدف همچنان در دست نيروهاي دشمن بود.

در ساعت 0430 صبح هشتم مرداد، قرارگاه فتح2 گزارش داد؛ خط پدافندي در غرب مهران بين فيروزآباد و تپه 175 در نزديكي مرز با 10 دستگاه تانك اشغال شد. اما به نظر مي‌رسد كه از نظر قرارگاه فتح اين امر کافی به نظر نرسيد، زيرا عناصر اين قرارگاه هنوز در رابطه با مأموريت اصلي خود موفقيتي به دست نياورده بودند و نيروهاي دشمن در شرق وغرب اين خط محكم ايستاده بودند. بدين جهت فرماندهي قرارگاه فتح به فتح2 ابلاغ كرد كه اين موضوع  مجدداً مورد مشورت و بررسي قرار گيرد و درباره‌ي ابقاي يگان تانك در آن خط يا تغيير مكان به سمت شمال جاده فيروزآباد خسروآباد تصميم مناسب گرفته شود.

تلاش عناصر فتح2 در شب اول نبرد به نتيجه مطلوبي نرسيد و با آغاز روشنايي روز بعد مشخص گرديد كه آن يگان به موفقيت مهمي دست نيافته و گزارشاتي را كه مي‌داده ضد و نقيض بوده است . وضعيت نيروهاي ايران در اين منطقه نبرد وخيم‌تر از آن بوده كه گزارش مي‌كرده است. به نحوي‌كه در ساعت 05:25 روز هشتم مرداد بين فرماندهان سپاهي درباره عقب‌نشيني عناصر فتح2 به مواضع قبل از حمله مذاكره شد و قبل از اين‌كه اين مذاكره به نتيجه و تصميم‌گيري برسد، برادر سليماني فرمانده لشكر ثارالله در ساعت 05:35 اطلاع داد نيروهاي خودي بدون دستور عقب‌نشيني كرده‌اند.

 در نتيجه قرارگاه فتح و نجف در مقابل عمل انجام شده‌اي قرار گرفتند كه برگرداندن وضع به سادگي امكان‌پذير نبود . بدين جهت برادر جعفري فرمانده سپاهي قرارگاه نجف در ساعت 0539 صبح دستور داد: با كمك نفربرهاي يگان ارتش كليه پرسنل اعم از مجروح يا سالم را سريعاً به عقب تخليه نمايند . همين دستور مورد بحث و اختلاف نظر بين افسران و فرماندهان سپاهي گرديد. در همين زمان پاتك نيروهاي دشمن نيز شروع شد و فشار دشمن براي انهدام يا فراري دادن نيروهاي فتح2 شديد‌تر گرديد و براي نجات افراد پياده از اين گير و دار دستور داده شد؛ از نفربرهاي زرهي ارتش استفاده شود و تقدم آتش توپخانه خودي براي پشتيباني عقب‌نشيني عناصر فتح2 از كوه قلعه‌آويزان به طرف مهران تعيين گرديد . گزارش رسمي عقب‌نشيني اين واحد در ساعت 06:11 اعلام شد. اما اين وضعيت بحراني منطقه جنوب سبب نگراني از منطقه شمال نيز گرديد، زيرا چنين برآورد شد كه دشمن با خنثي كردن كامل حمله نيروهاي ايران در ارتفاعات قلعه‌آويزان اكنون مي‌تواند تمام تلاش خود را متوجه منطقه شمال و كوه زالوآب كند و موفقيت بدست آمده در آن قسمت را نيز مورد تهديد جدي قرار دهد.

بدين جهت به يگان‌هاي مستقر در كوه زالو‌آب و نمه‌كلان دستور داده شد؛ سريعاً خط پدافندي را مستحكم كنند و تلاش اصلي خود را متوجه دفع پا‌تك‌هاي احتمالي دشمن سازند . بدين ترتيب عملاً تلاش آفندي نيروهاي ايران با همان نتايج حاصله در مرحله اول اين نبرد همچنان ادامه يافت و نبردهاي شديد موضعي بين نيروهاي دو طرف تا 15 مرداد ماه كه شروع مرحله ديگري از نبرد والفجر3 بود جريان پيدا كرد كه در مطالب زير به آن اشاره مي‌گردد، ولي قبل از آن به قسمتي از گزارش فرمانده تيپ4 لشكر21 پياده به عنوان جزئي از قرارگاه فتح2 درباره مرحله اول نبرد اين قرارگاه اشاره مي‌كنيم.

«در آرايش حمله فتح2 يگان‌هاي لشكر ثارالله خط شكن بودند و عمليات به وسيله قرارگاه آن لشكر اداره مي‌شد. در مركز عمليات به قدري تراكم افراد زياد بود كه استفاده از بي سيم‌ها با اشكال انجام مي‌گرفت . تعدادي افرد غير مسئول در آن‌جا جمع شده بودند. تا هنگامي‌كه عمليات متوقف گرديد، هيچ‌گونه شور ستادي و بررسي وضعيت به عمل نيامد.»

بعد از شروع حمله، عناصر حمله‌ور در محورهاي 1 و 2 -سمت غربي- موفق به پيشروي مناسبي شدند. اما اندكي بعد دشمن عكس‌العمل شديدي نشان داد و آنها را عقب راند . در محور سوم، حمله در همان دقايق اول به وسيله دشمن كشف شد و متوقف گرديد. اين وضع تا آغاز روشنايي روز هشتم مرداد ماه ادامه يافت. در حالي‌كه فشار دشمن مدام افزايش می يافت و تلفاتي بر نيروهاي ما وارد مي‌كرد . بالاخره با مذاكراتي كه بين فرماندهان قرارگاه‌ها انجام شد موافقت گرديد يگان‌هاي فتح2 به مواضع قبل از آغاز حمله عقب‌نشيني كنند . چون روشنايي روز فرا رسيده بود و بعضي از يگان ها به شدت درگير شده بودند، اجراي عمليات عقب‌نشيني با روش منظم امكان‌پذير نشد و عقب‌نشيني به صورت نا منظم تا روز نهم مرداد ماه ادامه يافت . اين امر سبب افزايش تلفات نيروهاي ما گرديد. همزمان با حمله در سمت  مهران – قلعه‌آويزان، يك تيم گروهاني از عناصر گردان133 مكانيزه و سپاه پاسداران در منطقه فرخ‌آباد و پاسگاه سيد قاسم به سمت غرب حمله كرد و با عقب راندن و انهدام دشمن در غرب فرخ‌آباد، احداث خاكريز بين فرخ‌آباد و فيروز‌آباد را تسهيل نمود.

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده