سرباز در خاطرات دفاع مقدس
آمارگيري در فضاي باز1 خطرات تجمع در محوطه بيروني سنگرها موضوعي نيست كه بتوان به سادگي آن را پشت گوش انداخت و به آن بيتوجهي كرد. اين مسئله آنقدر مهم و حياتي است كه به يكي از قوانين اصلي جنگ تبديل شده، اما متأسفانه هر از گاهي از سوي عدهاي ناديده گرفته شده كه حاصل آن صدمات و خسارات غير قابل جبران به نيروها و تجهيزات بوده است.

خاطره‌اي هم كه مي‌خواهم تعريف كنم، مربوط به همين بي‌توجهي درباره تجمع بي‌مورد در محوطه بيروني سنگرهاست كه متأسفانه خسارات شديدي هم به نيروهاي ما وارد شد.

من در قسمت پدافند هوايي در منطقه جنگي گيلانغرب خدمت مي‌كردم كه ساعت 8 صبح حمله چند فروند هواپيما به فضاي مرزي ايران را گزارش دادند. بعد از چند لحظه سر و كله هواپيماها هم پيدا شد كه با وجود شليك‌هاي ما، چند تايي از آن‌ها وارد خاك ايران شدند.

هدف هواپيماهاي دشمن تجهيزات قسمت مهندسي تيپ بود كه در تنگه قاسم آباد قرار داشت و دشمن چندي پيش موفق شده بود محل تقريبي استقرار آن‌ها را شناسايي كند.

متأسفانه هواپيماهاي عراقي زماني به تنگه قاسم آباد رسيدند كه تمامي سربازان قسمت مهندسي تيپ براي آمارگيري در محوطه بيروني سنگرها جمع شده بودند و آمارگيري در حال انجام بود.

تجمع سربازان ايراني در يك منطقه علاوه بر اينكه موجب كشف محل دقيق قسمت مهندسي شد، اين امكان را به نيروهاي دشمن داد تا تلفات بسياري نيز به نيروهاي ما وارد كنند و خسارات جاني و مالي فراواني به تجهيزات و نيروهاي ما بزنند.

حال سؤال اين است كه آيا گرد هم آمدن افراد در محوطه باز جنگي كه احتمال هرگونه پيشامدي در آن وجود دارد، درست است؟ آيا نمي‌شد اين آمار گيري درون سنگرها انجام شود؟

 

 

 

 

 

 

 

در فتح بر خود گشوديم ما         دفاعي مقدس نموديم ما

 گذشتيم از سنگر و خاكريز          ز ما حمله بود و ز دشمن گريز

ز ميدان مين و ز خمپاره‌ها         گذر كرده با اتكاء خدا

خوشا ياد «بيت‌المقدس» كنيم             به يك فتح و ده فتح كي بس كنيم

كنون خاطري نو كنم اين زمان          ز «عين خوش» و «فكه» و  «موسيان»

«شلمچه»  چو «مجنون» و «شوش»  عزيز               كه ويران شد از خصم دون در ستيز

«طلايه»، «شرهاني» و «چم سري»          ز لاله شده چهره‌اش آذري

«دو كوهه» قدمگاه شيران روز          دري از بهشت است گويي هنوز

سزد گر كه يادي ز «بستان» كنيم               در و دشت آن را گل افشان كنيم

خوشا از «هويزه» برانم سخن           كه پر شد ز ياران گلگون كفن

خدايا بر اين تربت  لاله‌زار           به فضلت كه باران رحمت ببار2

 

 

پانوشته‌ها :

1. سرباز وظیفه مجتبی وکیلی؛ جمعی لشکر 81 زرهی کرمانشاه

2. سرهنگ صالح‌افشار تویسرکانی؛ معبر معراج، ایران سبز 88

منبع: سرباز و خاطرات دفاع مقدس،صدیقی، سیامک،1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده