نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش چهل و ششم: عمليات آفندی محمدرسولالله (ص) بعد از موفقيت نسبي در عمليات آفندي قوچسلطان، در ارتفاعات مرزي غرب مريوان، جبهه عمليات شمالغرب از حالت پدافندي مطلق و ركود كامل خارج شد و صحنه عمليات جنگ ايران و عراق عملاً به سه منطقه عمليات مستقل فعال تقسيم گرديد كه شامل جبهه جنوب (خوزستان)، جبهه مياني (استان ايلام و کرمانشاه)، جبهه شمالغربي (استان كردستان و آذربايجانغربي) شد. تلاش نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در هر سه جبهه براي عقب راندن نيروهاي متجاوز عراق از خط مرز و كشاندن جنگ به داخل خاك عراق به مرحله اجرا درآمد.

در جبهه جنوب، تا عمليات فتح‌المبين و بيت‌المقدس و رمضان ادامه يافت. در جبهه مياني، عمليات مسلم‌بن‌عقيل در منطقه سومار ايران و مندلي عراق اجرا گرديد. اما در منطقه شمال‌غربي، هنوز نيروهاي ما از آن‌چنان توان رزمي برخوردار نبودند كه بتوانند عمليات وسيعي مانند جبهه جنوبي و مياني طرح و اجرا نمايند. با اين وجود تلاش‌هاي آفندي در حدود مقدورات موجود به مرحله اجرا درآمد.

اولين تلاش براي كشاندن جنگ به داخل خاك عراق در جبهه شمال‌غرب، عملياتي بود كه در منطقه مرزي شمال‌غربي شهر پاوه ايران و حوالي شهرك طويله عراق اجرا گرديد. درباره اين عمليات مدارك چندان زيادي در دسترس ما قرار نگرفت. ولي مدارك در دسترس به‌ويژه نظريات تعدادي از شركت‌كنندگان در آن نبرد كه در بخش يادداشت‌هايي از خاطرات رزمندگان همين بحث قسمتي از آن‌ها بيان شده است، چنين نشان مي‌دهد كه عمليات قوچ‌سلطان در غرب مريوان، روزنه اميد بازتري براي رزمندگان ما در اين جبهه نبرد كشور و اعتماد به‌نفس بيشتر و بهتري درباره قدرت رزمي نيروهاي ما و نقاط ضعف نيروهاي متجاوز عراق ايجاد نمود.

ضمن اين‌كه به‌تدريج در اين جبهه نبرد نيز مانند جبهه جنوبي و مياني با بهبود نسبي آمادگي رزمي یگان‌های ارتش و وارد میدان نبرد شدن سپاه پاسداران و نيروهاي بسيج مردمي در مقياسي وسيع‌تر، توان رزمي نسبي نيروهاي ما افزايش قابل ملاحظه‌اي پيدا كرد. به‌عنوان نمونه با توجه به اين‌كه در عمليات قوچ‌سلطان فقط يك گردان 150 نفري سپاه پاسداران شركت كرده بود، حدود پنج ماه بعد براي شركت در عمليات محمدرسول‌الله (ص)  دو گردان سپاه پاسداران آماده براي پيكار گرديد و لشكر 28 پياده سنندج نيز علاوه بر یگان‌های تیپ3پياده مريوان، گردان 187 پياده را در زير امر آن تيپ قرار داد.

در نتيجه حداقل از نظر شكل عمومي سازمان، حدود يك تيپ پياده علاوه بر تيپ مريوان براي شركت در عمليات منطقه مرزي غرب مريوان آماده گرديد. اختلافات اصولي كه منطقه عمليات شمال‌غرب با دو منطقه جنوبي و مياني داشت، آب‌و‌هواي منطقه و كوهستان‌هاي صعب‌العبور در آن بود. اين دو عامل، طبعاً تغييرات اصولي در تاكتيك نبرد ايجاد مي‌كرد. از جمله اين تغييرات الزامي، ركود نسبي يا كامل نبرد در فصل زمستان بود كه سرما و برف و يخ‌بندان و عدم امكان تهيه سريع پناه‌گاه مناسب، مانع جدي در اجراي هرگونه عمليات آفندي بود. نبودن جاده‌هاي مواصلاتي مطمئن و كافي در منطقه عمليات نيز عدم امكانات را تقويت مي‌كرد. البته بايد به نكته‌اي اشاره شود كه استعداد رزمي نيروهاي ما آن‌چنان وسيع و قوي نبود كه نيروهاي ما با واحدهايي در رده لشكر و سپاه در منطقه‌اي در عمق خاك عراق پيشروي كنند و شهرها و مناطق مسكوني مناسبي را اشغال و محورهاي وصولي به ‌آن‌ها را تأمين نمايند تا بتوانند در فصل سرما و يخ‌بندان و برف در مناطق مسكوني زيست نمايند. البته اين مشكل براي ارتش عراق نيز وجود داشت. همين امر سبب شد كه عمليات فعال در جبهه شمال‌غربي به‌صورت محدود و معمولاً در فصل بهار يا تابستان اجرا گردد.

درباره عمليات محمدرسول‌الله(ص) نيز به‌طوري‌كه از نظريات بعضي از رزمندگان برمي‌آيد، فصل مناسبي براي اين عمليات انتخاب نشد. زيرا اين عمليات در اواخر پاييز طرح‌ريزي شد و در اوايل زمستان كه منطقه را برف انبوهي پوشانده بود اجرا گرديد. اما چنين به ‌نظر مي‌رسد كه فرماندهي عمليات كه سرهنگ توپخانه ستاد جمالي بود، معتقد بود اين وضعيت جوي سبب غافلگير شدن دشمن و موفقيت قطعي نيروهاي ما مي‌گرديد. لذا تصميم گرفت عمليات را در همان هواي سرد نامساعدزمستاني اجرا كند.

منطقه نبرد عمليات محمدرسول‌الله (ص)  منطقه مرزي حوالي شهر طويله عراق بود و هدف‌هاي نيروهاي ما در اين منطقه، اشغال ارتفاعات مشرف به شهر طويله، سپس اشغال آن شهر بود. در صورت موفقيت دراين مرحله عمليات، پيشروي به طرف شهر حلبچه و خرمال عراق ادامه مي‌يافت و پادگان شهر سيدصادق عراق مورد تهديد جدي قرار مي‌گرفت.

در طرح عملياتي كه براي اين منظور تهيه شده بود، مأموريت تیپ3مريوان چنين تعيين شده بود كه اين تيپ در ساعت (س) روز (ر) تك مي‌كند و هدف‌هاي سرخ و سبز و بنفش ارتفاعات شمال، شرق و جنوب شهر طويله را تصرف و شهر طويله را تأمين مي‌نمايد و زمينه سقوط شهرهاي بياره، خرمال و حلبچه و سيدصادق را فراهم مي‌سازد و آبادي‌هاي كمينه و بيدرباز و هاني گرمله را كنترل مي‌نمايد.

بررسي طرح عملياتي چنين نشان مي‌دهد كه عناصر سازماني تيپ مريوان دراين عمليات، مأموريت پدافند از منطقه مسئوليت تيپ را بر عهده داشتند و براي اجراي عمليات آفندي فقط گردان 187 پياده مأمور از لشكر 28 و دو گردان سپاه پاسداران درنظر گرفته شده بود. تدبير عملياتي دراين نبرد چنين بود كه گردان‌هاي سپاه پاسداران در تلاش اصلي در جنوب منطقه نبرد پيشروي مي‌كردند و ارتفاعات جنوبي و شرقي شهر طويله عراق را تصرف مي‌نمودند و گردان 187 پياده در سمت شمال تلاش فرعي را اجرا مي‌كرد و ارتفاعات شمالي شهر طويله را تصرف و يك گروهان پياده نيز به‌عنوان یگان احتياط تيپ آماده براي وارد عمل شدن در نبرد بر حسب ايجاب وضعيت مي‌گرديد.

بنا به مفاد طرح، بعد از تصرف ارتفاعات مشرف به شهر طويله، بنا به دستور واحدهاي حمله‌ور به شهر يورش مي‌بردند و آن‌را اشغال مي‌كردند. در پشتيباني اين عمليات، يك واحد چريكي محلي به نام كمبا 11 قرار داشت كه عمليات دستبرد و نفوذي و تخريبي در داخل خاك عراق اجرا مي‌كرد. در عمليات محمدرسول‌الله (ص)  اين واحد مأموريت داشت خطوط مواصلاتي دشمن از داخل خاك عراق به شهر طويله را قطع كند و در حد توانايي به یگان‌های تداركاتي و توپخانه دشمن ضربت بزند.

از نظر توانايي‌هاي دشمن برآورد گرديده بود كه در منطقه طويله يك گردان پياده و سه گروهان كماندو، يك گروهان ضدتانك و در منطقه بياره يك گردان تانك، دو گردان گارد مرزي و سه گروهان كماندو مستقر بودند كه با دو گردان توپخانه پشتيباني می‌شدند. علاوه بر آن‌ها یگان­هاي رده دوم ارتش عراق در شهرهاي حلبچه، خرمال، سيدصادق، قره‌داغ و سليمانيه مستقر بودند كه مي‌توانستند در مدت كوتاهي در مناطق مورد تهديد نيروهاي ايران وارد عمل گردند.

 با توجه به استعداد برآورد شده دشمن، عناصر يك لشكر عراق در استان سليمانيه مستقر بود كه مي‌توانست در منطقه مرزي پاوه، نوسود و مريوان ايران در مقابل نيروهاي ما عكس‌العمل نشان دهد. البته در مقابل آن، لشكر 28 پياده ايران نيز در كردستان ايران و در شهرهاي سنندج، سقز و مريوان مستقر بود كه منطقه عملياتي آن مقابل استان سليمانيه عراق بود. اما اين لشكر ايران به شدت درگير آرام‌سازي داخلي و مبارزه با ضدانقلاب بود و عملاً‌ فقط همان تیپ3آن لشكر تا حدودي براي مقابله با نيروهاي متجاوز عراقي آزادي عمل داشت.

به هر حال چنين به ‌نظر مي‌رسد كه مرحله طرح‌ريزي براي عمليات محمدرسول‌الله (ص) در اطراف شهر طويله عراق در اواسط آذرماه 1360 پايان يافت و در دي‌ماه 1360 (احتمالاً 12 دي‌ماه) به مرحله اجرا درآمد. در حالی‌که منطقه نبرد پوشيده از برف بود و سرما و يخ‌بندان به حد بالايي رسيده بود.

نظر به اين‌كه درباره چگونگي هدايت اين عمليات تا زمان نگارش اين مطالب مدارك رسمي در دسترس ما قرار نگرفت، به بيان همان قسمت از خاطرات رزمندگان شركت‌كننده در اين نبرد كه در مطالب بعدي نگاشته شده است اكتفا مي‌كنيم و بررسي دقيق‌تر را به بعد از به‌دست آوردن مدارك وامي‌گذاريم.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده