نبردهای اهواز و سوسنگرد
بخش بیست و نهم: فشار بی امان دشمن و مقاومت دلیرانه لشکر فرمانده لشكر در اين ساعت براي اولين بار پيام نسبتاً درشتي به قرارگاه جنوب فرستاد و گفت ما مدت 9 ساعت است پدافند ميكنيم، اگر كمك نرسد، ما قادر به سد كردن دشمن نخواهيم بود. از هر طرف فرماندهان تحت فشار شديد بودند. فرمانده تیپ3مدام درخواست چارهاي براي كم كردن فشار دشمن ميكرد. در ساعت 1545 اعلام نمود كه ديگر قدرت مقاومت ندارد.

در شب 16 به 17 دي ماه مانند شب قبل، شوراي عالي فرماندهي در محل اقامت رئيس جمهور در باشگاه افسران ژاندارمري اهواز تشكيل شد. مسلماً روحيه شركت كنندگان در اين شب، مانند شب قبل نبود. مذاكرات بسيار كوتاه و مختصر انجام شد. اما نكته بسيار مهم در اين جلسه اين بود كه تمام اعضاي شوراي عالي دفاع كه در جلسه شركت داشتند، به ويژه رئيس جمهور و مرحوم دكتر چمران ابراز داشتند كه نظر من درباره هدايت عمليات و اكتفا كردن به مرحله اول طرح عمليات كاملاً منطقي بوده است. 

همه اعضاي شركت كننده اعتراف كردند كه اگر در صبح روز 16 دي ماه، دستور پيشروي صادر شده بود و لشكر 16 زرهي پنج كيلومتر به جلوتر رفته بود، لشكر در محاصره كامل قرار مي‌گرفت و به احتمال زياد تمام لشكر منهدم مي‌گرديد و دفاع سوسنگرد و حميديه نيز در معرض خطر جدي قرار مي‌گرفت. در شب 16 به 17 دي ماه كه فشار دشمن كمتر شد، بار ديگر به لشكر 16 زرهي تأكيد گرديد؛ به شمال کرخه‌کور عقب‌نشيني كند و با ايجاد خاكريز، يك خط پدافندي مورد اعتماد با تكيه بر کرخه‌کور برقرار سازد. ولي مثل اين كه عناصر لشكر به قدري با دشمن درگير بودند كه امكان هرگونه حركت و تغيير مكان از لشكر سلب شده بود.

 ضمناً شايد چنين برآورد مي‌شد كه اگر واحدي شروع به عقب‌نشيني كند، بقيه واحدها نيز همين كارها را خواهند كرد كه در نتيجه تمام وضعيت پدافندي به خطر مي‌افتاد. زيرا بر حسب اصول تاكتيك، كنترل و فرماندهي در هر گونه عمليات عقب‌نشيني بسيار مشکل است. اگر مواضع بعدي درست و كامل شناسايي و مشخص نگردد و واحدها با يك برنامه زمان‌بندي صحيح و حساب شده عقب‌نشيني را اجراء ننمايند، امكان اشغال مواضع پدافندي و آماده شدن براي پدافند در مقابل دشمن بسيار سخت خواهد بود. در اين موقع فقط آتش‌هاي پشتيباني بسيار قوي توپخانه و هوايي مي‌توانند مانع تعاقب نيروهاي دشمن و فرصت دادن به واحد خودي عقب‌نشيني كننده باشند كه خوشبختانه در اين عمليات توپخانه ما موفق شده بود؛ مواضع گسترش دشمن را به طور مؤثر زير آتش بگيرد و از نظر مهمات نيز كمبودها برطرف شده بود.

مسئله ديگري كه هنوز لاينحل باقي مانده بود، وضعيت وسايل باقي‌ مانده از دشمن در منطقه اشغالي لشكر 16 زرهي بود. براي اين منظور، از سپاه پاسداران و گروه دكتر چمران خواسته شد، حتي‌المقدور به لشكر 16 كمك كنند و وسايل باقي مانده به ويژه توپ‌هاي 130 ميليمتري را تخليه نمايند، تا هنگام عقب‌نشيني نيروهاي ما دوباره سالم به دست دشمن نيفتد. براي اين منظور، اقداماتي انجام گرفت، ولي قسمتي از وسايل عراقي در منطقه باقي ماند كه احتمالاً حتي تخريب و انهدام آن‌ها نيز ميسر نگرديد.

لازم به يادآوري است كه دشمن در اين عمليات حداكثر توان رزمي خود را كه در جبهه اهواز سوسنگرد و خرمشهر داشت، براي انهدام لشكر 16 زرهي با وارد عمل كردن و با لجاجت فوق‌العاده تلاش نمود نيروهاي ما را از جنوب کرخه‌کور به شمال آن عقب براند يا در همان محل منهدم نمايد. اما در روز 16 دي ماه موفق به اجرای اين امر نشد. لذا براي تكميل اين مأموريت در نيمه‌هاي شب 16 به 17 واحدهاي جديدي وارد منطقه نبرد كرد. به نحوي كه تيپ‌هاي 2 و 3 زرهي گزارش دادند؛ واحدهاي دشمن از سمت جنوب شرقي و جنوب کرخه‌کور به سمت شمال به حركت درآمدند و حركت شبانه نيروهاي دشمن به وضوح مشخص بود. اما لشكر 16 زرهي هم‌چنان شجاعانه مقاومت مي‌كرد در حالي كه تلفات سنگين نيز به آن وارد شده بود.

در آغاز روز 17 دي ماه، لشكر به قرارگاه جنوب اطلاع داد؛ واحد احتياط خود را وارد عمل كرده است و از قرارگاه جنوب درخواست اعزام يك واحد تقويتي به منطقه نبرد نمود. در اين موقع در منطقه عملياتي اهواز سوسنگرد، یگان آزادي به عنوان احتياط در اختيار قرارگاه جنوب نبود. اما با توجه به اين كه حمله لشكر92 زرهي عملاً متوقف گرديده بود، تصميم گرفته شد، گردان 291 تانك لشكر 77 را كه زير امر لشكر 92 زرهي بود و براي حمله در غرب رودخانه كارون در نظر گرفته شده بود، از زير امر آن لشكر رها كند و به هويزه اعزام گردد و زير امر لشكر 16 زرهي قرار گيرد. اين امر تنها راه كمك رساندن به لشكر 16 بود.

البته پيشنهاد لشكر اين بود كه تيپ 2 زرهي آن لشكر كه در منطقه دزفول باقي مانده بود، به منطقه سوسنگرد تغيير مكان داده شود. در آن شرايط بحراني تغيير مكان يك تيپ زرهي در مسافت قريب 250 كيلومتر، مدت زمان نسبتاً طولاني وقت لازم داشت و آن تيپ نمي‌توانست به موقع به كمك لشكر برسد.

از بررسي حوادث و گزارش‌ها چنين برمي‌آيد كه برخلاف انتظار و دستورات صادره از قرارگاه جنوب، لشكر نتوانسته بود يا فرمانده لشكر صلاح ندانسته بود كه عناصر تيپ را از جنوب به شمال کرخه‌کور تغيير مكان دهد. در صبح روز 17 فرمانده لشكر دستور داد با استفاده از كليه امكانات مقدور، مواضع پدافندي در جنوب کرخه‌کور احداث گردد و میدان مين در جلو واحدها برقرار شود، زيرا در اوايل روز 17 دي ماه هنوز فشار دشمن سبك بود و تبادل آتش در میدان نبرد جريان داشت.

  فرماندهي و کنترل و ارتباط به نحو شايسته در رده‌هاي مختلف فرماندهي برقرار بود و نيروي هوايي و بالگردهاي هوانيروز از آغاز روشنايي روز به ياري رزمندگان زميني شتافته بودند. نظر به اين كه نگارنده خود شاهد صحنه‌ها بودم و هدايت كلي عمليات با من بود، لازم میدانم اين نكته رايادآوري كنم كه تمام افراد مسئول از دورترين رده تا خط مقدم جبهه، اعم از زميني و هوايي و هوانيروز با حداكثر توان خود براي انجام عملي كه بتواند كمكي به لشكر 16 زرهي باشد، انجام مي‌دادند و در اين باره تلاش نيروي هوايي و هوانيروز و فرماندهي مهمات نيروي زميني بسيار ارزنده بود. ضمن اين كه واحدهاي توپخانه پشتيباني كننده نيز با استفاده از حداكثر توانايي خود به روي دشمن آتش داشتند و مانع پيشروي سريع نيروهاي دشمن بودند.

در اوايل روز 17 دي ماه رئيس جمهور براي تهييج هرچه بيشتر لشكر 16 زرهي به مقاومت و ايثار، پيامي به شرح زير براي لشكر فرستاد:

«بسمه تعالي

 ارتشي كه كادر فرماندهي و افسران و درجه‌داران و سربازان آن روحيه استقامت دارند، پيروز است. حضور در جبهه‌ها و ملاحظه كار و تلاش و فداكاري شما و ستون فقرات ارتش كه همان فرماندهان از بالاترين رده تا پايين‌ترين رده و ايمان و دانش آن‌ها است، براي اين جانب ترديد باقي نگذاشته است كه شما شكست‌ناپذير هستيد. انتظارم اين است كه در اين روزهاي حساس تاريخ ايران، آن‌چه لازمه فداكاري است به عمل آوريد و با استقامت تمام دشمن را درهم بكوبيد.

افسران و درجه‌داران و سربازان:

پيروزي به دست آمده را كامل كنيد، دشمن را محكم بزنيد. از ايمان و وطن‌ خود با قدرت دفاع كنيد. سراسر ايران چشم به انتظار فداكاري و عمل قهرماني شما است. اسلام و ايران از شما زندگي مي‌يابند، همان طوري كه برخاسته‌ايد بايستيد و بجنگيد. ما يا بايد بجنگيم و يا بگنديم. تصميم گرفته‌ايم بجنگيم و زندگي را از میدان خطر به چنگ آوريم.

آماده شويد با شكيبايي و استقامت، دشمن را به عقب برانيد. خداوند يار و مددكار شما باشد. اين پيام را به عموم افراد تحت فرماندهي خود ابلاغ نمايند. امضاء ابوالحسن بني صدر»

 

تا ساعت 0900 روز 17 دي­ماه، میدان نبرد نسبتاً آرام بود. ولي از اين ساعت مجدداً نيروهاي دشمن به سمت مواضع لشكر 16 به حركت درآمدند. در حالي كه آتش سنگين آن‌ها را پشتيباني مي‌كرد، اما در اين روز فشار دشمن از منطقه تیپ3زرهي و از جنوب شرقي آغاز شد و تیپ3زرهي تحت فشار شديد قرار گرفت. به همين علت سريعاً تقدم پشتيباني توپخانه و هوايي به منطقه تیپ3 داده شد. بالگردهاي ما به پرواز درآمدند و در ميان انبوهي از آتش كه فضاي میدان نبرد را پوشانده بود، به عناصر دشمن حمله كردند. اين حمله به قدري مؤثر افتاد كه نيروهاي دشمن مجبور به توقف و حتي عقب‌نشيني به مواضع قبلي خود گرديدند.

چنين به نظر رسيد كه دشمن به حالت فرار درآمده است. نظر به اين كه خط تماس بين نيروهاي خودي و دشمن خيلي كم و در میدان ديد قرار داشت، هدايت آتش توپخانه خودي بر روي دشمن مؤثرتر انجام مي‌گرفت و توپخانه ما آتش ديدباني شده و تنظيم شده اجراء مي‌كرد. تيپ 2 لشكر 92 زرهي كه در جنوب شرقي هويزه با دشمن درگير بود، هنوز تلفات چنداني نديده بود و توانست عكس‌العمل مؤثري در غرب جبهه نشان دهد. با وجود بيش از 48 ساعت تلاش توان‌فرسا و مواجه شدن با مشكلات سخت، روحيه فرماندهان هم‌چنان بسيار بالا بود. هنگامي كه پيام رئيس جمهور به لشكر 16 زرهي ابلاغ شد، فرمانده لشكر پاسخ داد: تا آخرين لحظه مي‌جنگيم و ننگ اسارت را قبول نمي‌كنيم و به ياري خدا پيروز خواهيم شد. اين اعتماد به نفس فوق‌العاده شايان تقدير بود كه يكي از عوامل مهم جلوگيري از انهدام لشكر گرديد.

گرچه در روز 17 دي­ماه نيز نبرد در همان منطقه جريان داشت، ولي دشمن نتوانست مانند روز 16 نيروهاي ما را تحت فشار قرار دهد. لذا بار ديگر فعاليت دشمن در منطقه غرب سوسنگرد و رودخانه نيسان آغاز گرديد. در ساعت 1000 اطلاع رسيد كه يك واحد زرهي دشمن كه حدود سه گردان برآورد مي‌شد، در غرب نيسان به سمت آبادي مشرفه حركت كرده و احتمالاً قصد دارد به سمت هويزه پيشروي نمايد و از عقب عناصر لشكر 16 زرهي را مورد تهديد قرار دهد. براي مقابله با اين تهديد، به گردان 148 پياده كه مأموريت دفاع از جنوب غربي سوسنگرد را داشت، دستور داده شد يك دسته تانك از گروهان تانك زير امر خود را به آبادي مشرفه اعزام كند و با همكاري سپاه پاسداران مستقر در كرانه شرقي رودخانه نيسان مانع عبور نيروهاي دشمن از نهر نيسان گردد.

عكس‌العمل بسيار اندك نيروهاي ما در كرانه رودخانه نيسان دشمن را زمين‌گير كرد و آن تهديد در نطفه خفه شد. از ساعت 1100 روز 17 دي­ماه فشار دشمن در جنوب کرخه‌کور به طور محسوس كاهش يافت. اما فعاليت هواپيماهاي دشمن در منطقه نبرد هم‌چنان ادامه داشت. حتي در ساعت 1140 گزارش گرديد كه نيروهاي دشمن از خط تماس دور مي‌شوند. اما اين موضوع چندان خوش‌بينانه به نظر نرسيد و احتمال داده شد كه دشمن مي‌خواهد واحدهاي ما را از همان مواضع مختصر تحكيم شده نيز بيرون بكشد و در زمين باز يا موشك‌هاي ضدتانك، باقي مانده تانك‌ها و نفربرهاي ما را منهدم سازد. لذا قرارگاه جنوب به لشكر 16 زرهي دستور داد: هم‌چنان مواضع موجود خود را حفظ كند و در شمال و جنوب کرخه‌کور پدافند نمايد و از تعقيب نيروهاي دشمن خودداري كند. اتفاقاً بعداً صحت اين احتمال ثابت گرديد. زيرا چند ساعت بعد مجدداً نيروهاي دشمن به تیپ3 زرهي حمله كردند و فشار بر آن تيپ چنان شديد بود كه توهم عقب‌نشيني روز قبل تيپ1 بار ديگر ايجاد شد و لشكر به تيپ دستور داد: به هيچ وجه عقب‌نشيني نكند و تا آخرين نفس از مواضع موجود خود دفاع نمايد.

وضعيت گسترش لشكر 16 زرهي در ساعت 1140 روز 17 چنين بود كه هر سه تيپ زير امر لشكر، از جنوب هويزه به طرف شرق در جنوب کرخه‌کور با آرايش در خط مستقر شده بودند. برابر گزارش فرمانده لشكر وضعيت به نفع نيروهاي ما بهبودي نسبي يافته بود و حملات دشمن خنثي شده بود. حتي تيپ1 مسافتي به جلوتر رفته بود و دركرانه نيسان نيز اطراف آبادي مشرفه كه مورد تهديد دشمن قرار گرفته بود، تأمين كافي برقرار شده بود . با توجه به اين كه در اين گزارش لشكر، اشاره به پيشروي تيپ1 شده بود، قرارگاه جنوب به لشكر دستور داد: هيچ گونه طرح پيشروي مورد نظر نباشد، فقط مواضع موجود مستحكم گردد و مأموريت لشكر پدافند در شمال يا جنوب کرخه‌کور منظور نظر باشد.

با وجود اين كه لشكر سخت با دشمن درگير بود، ولي حتي‌المقدور وظايف ديگر را نيز انجام مي‌داد، كه يكي از آن‌ها تخليه وسايل باقي مانده از دشمن بود و لشكر توانسته بود تا ساعت 1100 روز 17 دي ماه، 13 دستگاه خودرو چرخ‌دار از انواع مختلف و مقداري از مهمات را به منطقه پشتبباني لشكر تخليه نمايد.

در ساعت 1300 به بعد، بار ديگر نيروهاي دشمن فعال‌تر شدند به ويژه در غرب رودخانه نيسان نيروهاي زرهي و مكانيزه دشمن براي نزديك شدن به كرانه غربي و احتمالاً عبور از آن به حركت درآمدند. اين خبر سبب نگراني فوق‌العاده ما شد. لذا تلاش بالگردهاي رزمي براي خنثي كردن عمليات دشمن در غرب سوسنگرد تخصيص داده شد و گردان 148 پياده نيز که تأمين اين منطقه را بر عهده داشت به كرانه شرقي رودخانه نزديك شد و پل‌ها و معابر را تأمين كرد. هواپيماهاي ما نيز حملاتي به واحدهاي دشمن در غرب سوسنگرد كردند. اين عكس‌العمل‌هاي ما سبب شد كه دشمن از ادامه پيشروي به سمت نيسان صرف‌نظر نمايد و به طور كلي به نظر مي‌رسد كه اين تلاش دشمن يك نوع عمليات فريبنده براي درگير كردن قسمتي از واحدهاي ما و كم شدن مقاومت نيروهاي ما در جنوب کرخه‌کور بود. متأسفانه عناصر اطلاعات رزمي ما نيز تلاش قابل ملاحظه‌اي نداشتند تا وضعيت دشمن را بررسي كنند و اطلاعات مطمئن در اختيار قرارگاه‌ها بگذارند.

با توجه به نزديك شدن پايان روشنايي روز، فشار دشمن از ساعت 1400 بار ديگر تشديد شد و به نظر رسيد كه فرمانده نيروهاي دشمن مأموريت دارد به هر قيمتي شده مواضع از دست داده قبلي در روز 15 دي ماه را از نيروهاي ما بازپس بگيرد. ستوني از دشمن كه در غرب نيسان بودند، تلاش كردند؛ از رودخانه بگذرند و عبور قسمتي از عناصر دشمن از رودخانه نيسان تأييد گرديد. به لشكر 16 زرهي دستور داده شد؛ گردان 148 پياده و يك گروهان مكانيزه لشكر 92 زرهي را كه در سوسنگرد بودند، زير امر بگيرد و در غرب محور سوسنگرد هويزه در مقابل دشمن پدافند كند.

هم زمان با ايجاد تهديد از سمت غرب، فشار دشمن از جنوب نيز به تیپ3زرهي تشدید شد. توپخانه دشمن مواضع تیپ3زرهي را به شدت مي‌كوبيد ولي وضعيت تیپ1نسبتاً خوب بود. تيپ 2 زرهي نيز چندان تحت فشار نبود. فشار بر تیپ3به قدري زياد بود كه فرمانده لشكر به قرارگاه جنوب اطلاع داد، اگر پشتيباني هوايي نرسد احتمال خطر شديدي براي لشكر وجود خواهد داشت. زيرا هواپيماهاي دشمن فوق‌العاده فعال بودند و سبب تضعيف روحيه رزمندگان ما شده بودند.

فرمانده لشكر به نحو مطلوب تيپ‌ها را هدايت مي‌كرد و شخصاً فرماندهي و کنترل را بر عهده داشت. در اين لحظات حساس، ضمن دادن دستورات صحيح و به موقع، سبب تقويت روحيه فرماندهان مي‌گردید. دشمن با لجاجت تمام تصميم داشت؛ تیپ3زرهي را به عقب براند، به نحوي كه در ساعت 1545 فرمانده اين تيپ گزارش داد: فشار بر تيپ خيلي زياد است. فرمانده لشكر پاسخ داد: كمي حوصله داشته باشيد. اما اين فشارها بالاخره بي‌تأثير نبود.

 فرمانده لشكر در اين ساعت براي اولين بار پيام نسبتاً درشتي به قرارگاه جنوب فرستاد و گفت ما مدت 9 ساعت است پدافند مي‌كنيم، اگر كمك نرسد، ما قادر به سد كردن دشمن نخواهيم بود. از هر طرف فرماندهان تحت فشار شديد بودند. فرمانده تیپ3مدام درخواست چاره‌اي براي كم كردن فشار دشمن مي‌كرد. در ساعت 1545 اعلام نمود كه ديگر قدرت مقاومت ندارد. فرمانده لشكر به تیپ1دستور داد: كمي به سمت شرق تغيير موضع دهد و قسمتي از عناصر دشمن را كه در مقابل تيپ2 زرهي بود درگير كند تا فشار بر تیپ3كمتر شود. فرمانده لشكر از قرارگاه جنوب خواست، چاره‌اي براي اين وضع بحراني بينديشد. در آن موقع جز بالگردها و هواپيماها، یگاني در اختيار قرارگاه جنوب نبود. لذا دستور داده شد شش فروند بالگرد وچهار فروند هواپيما به ياري لشكر 16 زرهي بشتابد. در ساعت 1555 فرمانده تیپ3گزارش داد، فقط پنج5 دستگاه تانك آن تيپ سالم مانده است.

بالگردها حدود ساعت 1600 به منطقه نبرد رسيدند و در ميان آتش‌هاي سنگين خودي و دشمن به نيروهاي دشمن حمله كردند. اين حمله بيش از آن‌ كه سبب انهدام نيروهاي دشمن گردد، براي تقويت روحيه نيروهاي ما مؤثر بود. زيرا آن‌ها متوجه شدند رده‌هاي بالاتر در حدود مقدورات به فكر پشتيباني آن‌ها هستند.

نظر به اين­كه تلفات تیپ3 فوق‌العاده زياد بود، به دستور لشكر از تيپ1، پنج دستگاه تانك براي تقويت تیپ3اعزام شد. همين امر نشان مي‌دهد كه استعداد رزمي لشكر چقدر كاهش يافته بود كه يك لشكر زرهي كه بايستي بيش از 300 دستگاه تانك داشته باشد، با پنج دستگاه تانك مي‌خواست به وضعيت خود بهبود بخشد.

از ساعت 1600 به بعد، تلاش زميني و هوايي دشمن به اوج خود رسيد. هواپيماهاي دشمن سوسنگرد و منطقه استقرار اصلي لشكر را در شرق پادگان دشت آزادگان بمباران كردند. طبق گزارش لشكر، يك فروند هواپيماهاي دشمن سرنگون شد. در ساعت 1635 خبر نگران كننده ديگري رسيد. افراد سپاه پاسداران كه در غرب هويزه مستقر بودند، اطلاع دادند: يك واحد بزرگ زرهي دشمن از سمت جنوب به آبادي داغره واقع در 9 كيلومتري جنوب هويزه رسيده‌اند و اهالي اين آبادي در حال كوچ از خانه‌هاي خود مي‌باشند.

 اين تهديد جديد، وضعيت نيروهاي ما را فوق‌العاده بحراني كرد. با وجود اين، فرمانده لشكر 16 زرهي خونسردي خود را كاملاً حفظ نمود و به واحدها ابلاغ كرد؛ مقاومت كنيد، پيروزي از آن ماست. در ساعت 1700 وضعيت گسترش لشكر چنين بود كه هر سه تيپ در جنوب کرخه‌کور به ترتيب از غرب به شرق، تيپ 2 و 1 و 3 گسترش داشتند. قرارگاه تاكتيكي لشكر نيز در همين محل مستقر بود. افراد لشكر 16 زرهي جانبازانه مقاومت مي‌كردند. با وجود تحليل رفتن تدريجي توان رزمي و عدم امكان اعزام واحد تازه نفس به ياري آن‌ها، مانع پيشروي دشمن به سمت مواضع خود شدند.

با آغاز تاريكي شب، مجدداً آرامش نسبي در میدان نبرد برقرار شد. لشكر از قرارگاه جنوب درخواست كرد؛ هر قدر امكان داشته باشد، بلدوزر و لودر به منطقه هويزه اعزام شود تا مواضع پدافندي مناسب براي یگان‌ها تهيه گردد. فرمانده لشكر از رئيس جمهور دعوت كرد؛ از وضعيت روحيه بسيار قوي پرسنل آن لشكر بازديد نمايد كه خود نشان‌گر روحيه بالاي فرمانده لشكر بود. اما خطر هنوز كاملاً از بين نرفته بود و شب آبستن حوادثي بود كه تا فردا چه وضعي به بار آورد.

با آغاز تاريكي شب، به لشكر دستور داده شد با رئيس جمهور كه در منطقه نبرد بود، تماس بگيرد و درباره تعيين تكليف ادامه عمليات كسب دستور كند. چنان‌چه اين امكان وجود نداشته باشد و ادامه مقاومت در مواضع موجود نيز امكان‌پذير نباشد، با استفاده از تاريكي شب به شمال کرخه‌کور عقب‌نشيني كند و در مواضع مناسب پدافند نمايد. فرمانده لشكر پاسخ داد: تا آخرين حد مقدور مقاومت خواهم كرد و جاي نگراني نيست. بعد از تاريكي شب مواضع جديد را تهيه و اشغال خواهيم نمود. در ساعت 1825 بعد از بررسي وضعيت دشمن و تهديدات موجود، به لشكر دستور داده شد؛ ضمن پدافند در جبهه جنوب، جبهه غرب را نيز در نظر داشته باشد و با يك واحد، پدافند به سمت غرب را برقرار نمايد. اما لشكر به قدري در جبهه جنوب کرخه‌کور درگير بود كه توجه به سمت غرب برايش بسيار مشكل بود. لذا قرارگاه جنوب هدايت عمليات سمت غرب را به عهده گرفت و به گردان 148 پياده دستور داد؛ با همكاري سپاه پاسداران منطقه مواضع پدافندي در كرانه شرقي رودخانه مالكيه از سوسنگرد تا آبادي مشرفه تهيه و اشغال نمايد و جناح غربي لشكر 16 زرهي را تأمين كند.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده