عملیات والفجر3
بخش سوم: طرحريزي و آمادگي عمليات اطلاعات از وضعيت دشمن نيز دقيق نبود. چنانكه در برآوردها گفته شده بود ، يك گردان از تيپ425 پياده عراق در ارتفاعات قلعهآويزان گسترش دارد، ولي در هنگام اجراي عمليات مشخص گرديد، مدتها قبل عناصر تيپ425 كلاً با عناصر تيپ 506 پياده تعويض شده است. درباره كسب اطلاعات از دشمن چون در غرب مهران در خط مقدم يگاني از نيروهاي خودي استقرار نداشت، كسب اطلاع از دشمن نيز امكانپذير نبود. اما نظر به اين كه ارتفاعات زالوآب و قلعهآويزان در شمال و جنوب مهران در دست دشمن بود، عناصر دشمن تمام فعاليتهاي نيروهاي ما را در ميدان ديد خود داشتند و اطلاعات دقيق از هر گونه تلاش نيروهاي ما را بهدست مي آوردند.

در بررسي عمليات والفجر3 يادآور شديم كه بعد از اجراي عمليات گسترده والفجر مقدماتي و عمليات والفجر1 فرماندهي هدايت عمليات به اين نتيجه رسيد كه در شرايط موجود در آن موقع، ادامه عمليات گسترده براي نيروهاي مسلح جموري اسلامي ايران به نتايج مطلوب نمي‌رسد و در عين حال همين فرماندهي چنين احساس مي‌كرد كه براي فعال نگه‌داشتن ميدان‌هاي نبرد، وارد كردن ضربات متناوب بر ارتش عراق و فرسوده كردن آن جزو ضروريات قطعي ادامه جنگ مي‌باشد. بدين جهت تدبير طرح‌ريزي و اجراي عمليات آفندي نيمه گسترده به كار گرفته شد . با توجه به اين كه عمليات والفجر1 در منطقه شمال فكه در فروردين ماه 1362 اجرا شد، تدبير جديد از ارديبهشت ماه همان سال به مرحله اجرا درآمد.

مدارك در دسترس نشان مي‌دهد كه ستاد اصلي طرح‌ريزي عمليات، حدود دو ماه درباره روش جديد ادامه نبرد بررسي كرد و در اوايل تيرماه 1362 تصميم نهايي براي انتخاب مناطق نبرد و طرح كلي آن گرفته شد. چنين به نظر مي‌رسد كه در اين تصميم منطقه عمومي ادامه نبرد آفندي از خوزستان به منطقه غرب و شمال‌غرب منتقل گرديد . بررسي راه‌هاي كار به فرماندهي غرب محول شد . آن فرماندهي راه‌هاي كار را در دهه اول تيرماه به قرارگاه اصلي نيروي زميني پيشنهاد كرد و نيروي زميني در 11 تيرماه راه‌هاي كار را بررسي و مورد تأييد قرار داد.

بر اساس اين تصميمات، علاوه بر منطقه عملياتي پيرانشهر در صحنه عمليات شمال‌غرب كه قبلاً مورد بررسي قرار گرفته بود، چندين نبرد نيز در منطقه مياني صحنه عمليات شامل منطقه عمومي بيشگان در شمال‌غربي سرپل‌ذهاب، منطقه عمومي كيسكه در سومار و مندلي و منطقه عمومي مهران براي ادامه عمليات آفندي مورد نظر قرار گرفت . به فرماندهي غرب دستور داده شد؛ اقدامات طرح‌ريزي و آمادگي را به ترتيب تقدمي كه خود آن قرارگاه با هماهنگي نمايندگان سپاه پاسداران صلاح مي‌داند، انجام دهد . براي اجراي عمليات آفندي در منطقه مياني، موافقت شده بود؛ تيپ4 زرهي لشكر21  پياده از صحنه عمليات جنوب به صحنه عمليات غرب تغيير مكان كند. همچنين دستور داده شد كه اين تغيير مكان تا 19 تيرماه پايان يابد. از نظر ساير يگان‌هاي پشتيباني ارتشي به واحد‌هاي توپخانه و هوانيروز دستور تأمين نيازمندي‌ها بر حسب امكانات موجود داده شد. از ستاد مشترك نيز درخواست گرديد كه با هماهنگي با نيروي هوايي نيازهاي پشتيباني هوايي عمليات آفندي در غرب را با اخذ تماس با قرارگاه عملياتي غرب فراهم سازد.

در نامه‌اي كه در 12 تيرماه براي مشخص كردن نكات اصلي عمليات به وسيله قرارگاه اصلي نيروي زميني ابلاغ گرديد، دستور داده شد طرح‌هاي عملياتي براي دو منطقه پيشنهادي مهران و بيشگان به نام عمليات والفجر3 و والفجر4 تهيه و تا 20 تيرماه تكميل و آماده براي انتشار گردد. اما در اين برنامه درباره چگونگي شركت عناصر سپاه پاسداران به طور روشن مطلبي اشاره نگرديده بود، بلكه فقط يادآوري شده بود كه با هماهنگي با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و جهاد سازندگي تعداد وسايل سنگين مهندسي و ساير نيازمندي‌ها را تعيين و گزارش نماييد.

با توجه به نامه ياد شده، در 12 تيرماه، خط‌مشي كلي عمليات در صحنه عمليات غرب براي يك دوره عمليات آفندي محدود مشخص گرديد و تصميم گرفته شد؛ دو نبرد متناوب يا توام در منطقه بيشگان و مهران سريعاً طرح‌ريزي و آماده براي اجرا گردد . مسئوليت اين امر به عهده قرارگاه عملياتي غرب محول گرديد.

فرماندهي قرارگاه عمليات غرب بر اساس تدبير كلي قرارگاه مشترك عملياتي نيروي زميني و سپاه پاسداران به نام قرارگاه نجف، برآورد وضعيت‌ها  و تلاش‌هاي ستادي را از 12 تيرماه شروع كرد و طرح عملياتي والفجر3 را براي منطقه مهران تا اواخر تيرماه تهيه و آماده براي انتشار نمود. نظر به اين كه صحنه عمليات غرب از رودخانه چنگوله در جنوب‌شرقي مهران تا منتهي‌اليه حد شمالي استان باختران گسترش داشت و عرض اين صحنه عمليات بيش از 300 كيلومتر بود و نبرد آفندي والفجر3 در گوشه جنوبي آن اجرا مي‌گرديد، براي مشخص‌تر شدن سازمان مسئول جهت اداره آن عمليات، يك قرارگاه عملياتي اجرايي به نام قرارگاه عملياتي فتح تشكيل شد و مسئوليت طرح‌ريزي و هدايت عمليات والفجر3 را بر عهده گرفت . قرارگاه عملياتي نجف طرح عملياتي والفجر3 را بر اساس مأموريت واگذاري يگا‌ن‌هايي‌كه جهت اجراي آن مأموريت در نظر گرفته شده بود ، تهيه و در اوايل مرداد ماه منتشر كرد.

در زمان انتشار اين طرح، وضعيت عملياتي منطقه مهران بدين قرار بود كه نيروهاي متجاوز عراق گرچه به ظاهر دشت مهران را تخليه كرده بودند، ولي ارتفاعات سركوب شمال و جنوب آن را كه متعلق به كشور ايران است، همچنان در اشغال خود نگه داشته بودند كه در شمال به نام ارتفاعات زالوآب و در جنوب به نام ارتفاعات قلعه‌آويزان بود. بنابراين اولين مرحله مأمويت قرارگاه نجف بيرون راندن نيروهاي عراق از ارتفاعات ياد شده بود . مرحله دوم كه جهت تكميل مرحله اول از نظر نظامي الزامي بود، تصرف نقاطي در داخل خاك كشور عراق به منظور ايجاد فضاي تأميني كافي جهت دشت مهران و دور كردن توپخانه دشمن از آن منطقه بود. در حالت پدافندي، از نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران فقط تيپ84 پياده با چهار گردان پياده و يك گردان تانك در این جبهه به عرض بيش از100 كيلومتر پدافند مي‌كرد . طبعاً اين تيپ قادر نبود؛ ضمن پدافند از اين جبهه عريض در قسمتي آفند كند. بنابراين الزاماً جهت اجراي آفند يگان‌هاي ديگري از ساير مناطق به منطقه مهران تغيير مكان داده شد. از عناصر سپاه پاسداران لشكر 5 نصر با هفت گردان پياده، لشكر ثارالله با هشت گردان پياده و تيپ امام رضا(ع) با پنج گردان پياده بود كه در منطقه مهران متمركز گرديدند.

فرماندهي قرارگاه عملياتي نجف بر مبناي مأموريت و نيروهاي موجود طرح عمومي عملياتي منطقه غرب را كه شامل طرح آفند در منطقه مهران و پدافند در ساير مناطق مسئوليت آن قرارگاه بود تهيه نمود كه خلاصه آن به شرح صفحه بعد می باشد:

 

 

«طرح عملياتي والفجر3؛ مرداد 1362، گيلانغرب»

سازمان رزمي

قرارگاه فتح شامل تيپ4 زرهي لشكر21 پياده، قسمتي از تيپ84 پياده، لشكر5 نصر با 7 گردان پاسدار و بسيج، لشكر ثارالله با 8 گردان پاسدار و بسيج، تيپ امام‌رضا(ع) با 5 گردان پاسدار و بسيج، گروه44 توپخانه ارتش با دو گردان 130 ميليمتري، 1 گردان 203 ميليمتري، 2 آتشبار مجزاي 155 و كاتيوشا و گردان‌هاي كمك مستقيم تيپ4 زرهي و تيپ84 پياده از توپخانه ارتش و يك گردان 130 ميليمتري و 3 آتشبار مجزا از توپخانه سپاه پاسداران.

قرارگاه ظفر شامل: تيپ40 پياده سراب از عناصر ارتش، تيپ انصار‌الحسين(ع) با 6 گردان، تيپ سيد‌الشهدا(ع) با 6 گردان و يك تيپ از لشكر عاشورا با 4 گردان از عناصر سپاه پاسداران.

لشكر81 زرهي شامل: 3 تيپ زرهي و يك تيپ مكانيزه و ساير يگان‌هاي سازماني لشكر.

تيپ30 پياده گرگان با 4 گردان پياده و يك گردان تقويت شده توپخانه.

گروه رزمي 191 پاوه شامل: گردان 191 پياده و حدود يك گردان ژاندارمري و 2 آتشبار توپخانه (مأموريت مخصوص در پاوه).

مأموريت قرارگاه عملياتي نجف چنين بيان شده بود كه اين قرارگاه ضمن پدافند در ساير مناطق مسئوليت خود با عناصر قرارگاه فتح در منطقه مهران  آفند مي‌كند، ارتفاعات زالوآب، نمه‌كلان كوچك و بزرگ و قلعه‌آويزان را تصرف مي‌نمايد و آماده براي ادامه تك به سمت غرب بنا به دستور مي‌گردد.

تدبير عملياتي فرمانده قرارگاه نجف براي اجراي اين مأموريت چنين بود كه با اجراي حمله شبانه و ديد محدود توأم با غافلگيري ارتفاعات يادشده را تصرف كند – خط پدافندي مستحكم دشمن را در غرب دشت مهران تصرف و پدافند آن منطقه را تأمين نمايد-. مسئوليت اجراي تك به فرماندهي قرارگاه فتح واگذار شده بود و قرارگاه ظفر به عنوان نيروي احتياط عمومي قرارگاه نجف تعيين گرديده بود.

ساير عناصر منظور شده در سازمان رزمي شامل: لشكر81 زرهي، تيپ30 پياده گرگان و گروه رزمي191 پاوه به مأموريت پدافندي در مناطق مسئوليت مربوطه ادامه مي‌دادند كه منطقه گروه رزمي191 در حوالي پاوه؛ منطقه لشكر81 زرهي تمام قسمت مرزي استان کرمانشاه و منطقه مسئوليت تيپ30 گرگان در ارتفاعات ميمك و غرب سومار بود. ضمناً عناصري از تيپ84 پياده كه در منطقه شورشيرين و كاني‌سخت در شمال ارتفاعات زالوآب تا منطقه عملياتي حوالي رودخانه چنگوله در جنوب‌شرقي مهران پدافند مي‌كردند، در هنگام اجراي عملياتي آفندي نيز همچنان به پدافند از منطقه مسئوليت خود ادامه مي‌دادند. بنابراين از عناصر تيپ84 پياده حدود يك گردان تانك و سه گردان پياده در داخل منطقه نبرد والفجر3 قرار داشتندكه در اين نبرد شركت مي‌كردند.

در دستورات هماهنگي اين طرح يادآوري شده بود كه ساعت و زمان اجراي طرح بعداً ابلاغ مي‌گردد.

امضاء فرمانده قرارگاه عملياتي نجف

سرهنگ توپخانه ستاد جاوداني- برادر محمد علي جعفري

 

با توجه به طرح عملياتي والفجر3 يگان اصلي اجرايي اين عمليات فقط قرارگاه فتح بود كه عنصر اصلي رزمي آن لشكرهاي نصر و ثارالله و تيپ امام‌رضا(ع) از عناصر سپاه پاسداران و تيپ4 زرهي لشكر21 پياده از عناصر ارتشي بود. براي قرارگاه ظفر كه به عنوان واحد احتياط قرارگاه نجف در نظر گرفته شده بود، يك مأموريت مهم ديگر نيز تعيين گرديده بود و آن آماده شدن براي اجراي تك در منطقه بيشگان بود.

در بررسي هدايت عمليات خواهيم ديد كه اين يگان عملاً در منطقه مهران به كار گرفته نشد. زيرا قبل از عمليات والفجر3، عمليات والفجر2 در منطقه پيرانشهر حاج عمران اجرا گرديد و تيپ‌هاي انصار‌الحسين(ع) و سيد‌الشهدا(ع) سپاه در آن نبرد وارد عمل شدند و در مراحل بحراني آن نبرد، قسمتي از تيپ40 پياده سراب نيز به منطقه حاج عمران تغيير مكان كرد. در نتيجه يگان احتياط قبل از شروع عمليات والفجر3 تجزيه گرديد. نكته‌اي را كه بار ديگر بايد يادآور شويم چگونگي استعداد رزمي حقيقي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در آن شرايط نبرد است. زيرا در غير اين صورت براي آيندگان چنين توهمي پيش نخواهد آمد كه به هر حال براي اين حمله در جبهه‌اي به عرض كمتر از 30 كيلومتر و عمق كمتر از 10 كيلومتر حدود 2 تيپ ارتشي و يك تيپ مستقل و دو لشكر سپاهي جمعاً قريب 3 لشكر آماده شده بود.

در صورتي كه نيروهاي دشمن در داخل اين منطقه نبرد طبق برآورد اطلاعاتي انجام شده به وسيله ستاد قرارگاه نجف فقط شامل تيپ417 پياده عراق با 3 گردان پياده و يك گردان تانك از عناصر تيپ37 زرهي در شمال ورمهزار و ارتفاعات نمه‌كلان گسترش داشت، يك گردان سوار زرهي در حوالي روستاي تعان در غرب مهران مستقر بود، عناصر تيپ425 پياده در ارتفاعات قلعه‌آويزان و جنوب‌غربي مهران مستقر بودند و تيپ4 گارد مرزي عراق نيز در جنوب ‌شرقي مهران تا چنگوله دفاع مي‌كردند.

 ضمناً عناصر لشكر2 پياده عراق نيز در خط دوم پدافندي از غرب كاني شيخ تا چنگوله گسترش داشتند كه در صورت صحت اين برآورد حدود 2 لشكر عراق در مقابل 3 لشكر ايران در نبرد والفجر3 قرار گرفته بودند و از نظر ظاهر سازماني برتري نيروهاي ايران بر عراق به نسبت 3 به 2 بود. اما در حقيقت امر، اين چنين برتري وجود نداشت. زيرا تيپ‌ها و گردان ارتشي و سپاهي ايران غالباً فقط شكل ظاهري سازماني خود را داشتند و عملاً استعداد رزمي آن‌ها خيلي كمتر از رده سازماني آن‌ها بود . اين نقص  بويژه در تجهيزات سنگين بسيار چشمگير بود .

 از اين نظر استعداد رزمي نيروهاي ايران كمتر از 50درصد بود و از طرفي لشكرهاي سپاه پاسداران فقط يك لشكر اسمی بودند و استعداد رزمي آن‌ها از لحاظ عددي در حد يك تيپ پياده بود. چنانكه طبق  مدارك رسمي نيز 2 لشكر سپاه پاسداران در اين نبرد جمعاً 15 گردان داشتند. در حالي‌كه تعداد گردان رزمي هر لشكر استاندارد 12 گردان و 2 لشكر 24 گردان است. ضمناً توان رزمي اين گردان‌ها نيز از نظر عددي حدود 50درصد يك گردان رزمي استاندارد بود، يعني 15 گردان ياد شده از نظر عددي حدود 8 گردان استاندارد پياده بودند. طبق اظهارات بعضي از شركت‌كنندگان در آن رزم، حتي تعداد گردان‌هاي موجود نيز كمتر از گردان‌هاي پيش‌بيني شده بود. با اين توضيحات مي‌توان گفت كه توان رزمي كلي نيروهاي ايران كه در اين نبرد شركت داشتند. مانند تمام نبرد‌ها به هيچ‌وجه به اندازه توان رزمي منظور شده در طرح‌هاي عملياتي نبود و نيروهاي ايران از لحاظ عددي غالباً برتري نسبي به نيروهاي عراقي نداشتند. برتري نيروهاي ايران فقط از لحاظ كيفي و رواني و عقيدتي بود. براي روشن‌تر شدن وضعيت نيروهاي خودي و دشمن در اين نبرد قسمتي از گزارش فرمانده تيپ4 زرهي لشكر21 پياده را درضمن مطالب اين بخش بيان خواهيم كرد.

گفتيم كه يگان‌هاي تعيين شده براي شركت در حمله مورد نظر تحت امر يك قرارگاه عملياتي به نام فتح قرار داده شدند. اين قرارگاه عملياتي يك قرارگاه مشترك ارتشي و سپاهي بود كه فرمانده ارتشي آن سرهنگ توپخانه دولت آبادي و فرماندهي سپاهي آن برادر شريعتي بود. فرماندهي قرارگاه فتح يگان‌هاي زير امر خود را كه شامل لشكرهاي نصر و ثارالله و تيپ امام‌رضا(ع) از سپاه پاسداران و تيپ4 زرهي لشكر21 پياده و قسمتي از تيپ84 پياده از عناصر ارتشي بودند، در دو قرارگاه جزء اجرايي به نام فتح1 و فتح2 سازمان داد. بنابراين تا اين رده 4 قرارگاه عملياتي مشترك غيرسازماني تشكيل شد.

گرچه طرح عملياتي قرارگاه فتح در دسترس ما قرار نگرفت. ولي بررسي ساير مدارك نشان مي‌دهد كه فرماندهي قرارگاه فتح، لشكر نصر و تيپ امام‌رضا(ع) و قسمتي از عناصر تيپ84 پياده را در زير امر قرارگاه عملياتي فتح1 و لشكر ثارالله و تيپ4 زرهي لشكر21  – منهاي يك گردان تانك- را در زير امر قرارگاه عملياتي فتح2 قرار داد. مأموريت تلاش اصلي حمله، به قرارگاه فتح 1 در قسمت شمالي منطقه نبرد واگذار شد. به نحوي‌كه يگان‌هاي فتح1 در محور عمومي سد كنجان‌چم ارتفاعات زالوآب و نمه‌كلان پيشروي مي‌كردند و ارتفاعات نمه‌كلان كوچك و بزرگ و زالوآب را تصرف و در دامنه غربي آن ارتفاعات پدافند مي‌نمودند.

عناصر قرارگاه فتح2 در تلاش فرعي در منطقه عمومي جنوب‌غربي مهران پيشروي مي‌كردند ارتفاعات قلعه‌آويزان را تا غرب روستاي فيروزآباد تصرف مي‌نمودند. بنابراين قسمتي از سرزمين ايران در حوالي روستاي بهرام آباد در مرحله اول عمليات خارج از منطقه نبرد منظور گرديده بود.

در مدارك موجود، طرح عملياتي قرارگاه فتح2 به نام طرح عملياتي ياسر در دسترس ما قرار گرفت. طبق اين طرح عناصر زير امر اين قرارگاه، 2 گردان مكانيزه و یک گردان تانك از عناصر تيپ4 زرهي و 8 گردان از عناصر سپاه پاسداران لشكر ثارالله بودند. البته در سازمان لشكر ثارالله 2 تيپ منظور شده بود ولي در ارجاع مأموريت فقط گردان‌ها ذكر شده بودند. فرماندهي قرارگاه فتح2 مأموريت داشت قسمتي از ارتفاعات قلعه‌آويزان را در جنوب فيروز‌آباد تصرف كند و قسمتي از خط پدافند عمومي قرارگاه نجف را كه به نام خط سبز تعيين گرديده بود، تأمين نمايد.

اين فرماندهي، يگان‌هاي تابعه خود را جهت اجراي مأموريت ياد شده در 5 يگان جزء سازمان داد. به نحوي‌كه 3 يگان جزء در چهار محور به سمت هدف‌هاي پيش‌بيني شده حمله مي‌كردند و 2 گردان ارتشي و 3 گردان سپاهي از جمع 12 گردان رزمي، در احتياط قرار مي‌گرفتند. البته در بررسي گزارش فرمانده تيپ4 زرهي خواهيم ديد كه بعضي از گردان‌هاي سپاه كه براي اين نبرد پيش‌بيني شده بودند، اصولاً به منطقه نيامدند و از 8 گردان لشكر ثارالله فقط حدود 5 گردان براي نبرد والفجر3 در دسترس فرماندهي قرارگاه فتح2 قرار گرفتند.

به هر حال مرحله طرح‌ريزي عمليات والفجر3 در رده‌هاي مختلف فرماندهي در اوايل مرداد ماه خاتمه يافت. در حالي‌كه نظر رده‌هاي بالاتر آن بود كه اين طرح‌ريزي تا 25 تيرماه خاتمه يابد. شايد بدين علت بود كه در آن تاريخ عمليات والفجر2 در منطقه پيرانشهر حاج عمران اجرا مي‌گردد. در صورتي‌كه طرح‌ريزي عمليات والفجر3  نيز قبل از آن تاريخ پايان مي‌يافت و يگان‌هاي شركت‌كننده در محل نبرد متمركز مي‌شدند عمليات والفجر3 همزمان با عمليات والفجر2 به اجر درمي‌آمد. اما طبق گزارش فرمانده تيپ4 زرهي بعضي از يگان‌هاي سپاه پاسداران حدود 5 مرداد يا بعد از آن وارد منطقه مهران شدند. لذا آغاز همزمان دو عمليات ميسر نگرديد. ولي بالاخره نبرد والفجر3 در 7 مرداد ماه و هنگامي آغاز شد كه هنوز نبرد والفجر2 با شدت تمام در جريان بود. بنابراين مراحل حساس اين دو نبرد در يك زمان جريان يافت كه در بررسي هدايت اين نبرد به آن اشاره خواهد شد.

درباره مسائل و مشكلات مرحله طرح‌ريزي و آمادگي عمليات والفجر3 فرماندهي تيپ4 لشكر21 پياده مطالبي عنوان كرده است كه بيان‌گر بعضي مسائل بغرنج مي‌باشد و ما نكات مهم آن را بيان مي‌كنيم.

لشكر21 پياده در منطقه پدافندي شمال فكه تا موسيان و دهلران گسترش داشت. دستور جابجايي تيپ4 زرهي از منطقه چم‌سري به منطقه مهران در تاريخ 7 تير ماه ابلاغ شد و طبق آن دستور بايستي تغيير مكان تيپ در 19 تيرماه خاتمه مي‌يافت. اما درباره نحوه تغيير مكان بين قرارگاه عملياتي غرب و قرارگاه عملياتي جنوب اختلاف نظر بروز كرد. به هر حال اولين ستون اين تيپ شامل خودورها، تانك‌ها، نفربرها، در 13 تيرماه به مقصد مهران حركت كرد. ولي به علت اختلاف نظري كه وجود داشت، عناصر سپاه پاسداران از عبور ستون از پل‌هاي تشتر و چنگوله و ادامه مسير به سمت مهران جلوگيري نمودند. در نتيجه عناصر تيپ به مدت 30 ساعت در جاده دهلران بلاتكليف متوقف شدند، تا بالاخره با مذاكرات مقامات مسئول سپاهي و ارتشي اجازه عبور از پل‌هاي ذكر شده به عناصر تيپ4 زرهي داده شد و تغيير مكان در مدت 8 روز انجام گرديد. ولي جابجايي مهمات و ساير اقلام تداركاتي به علت مشكلاتي كه رانندگان خودروهاي باري سنگين به وجود آوردند امكان پذير نشد و حدود 20 روز طول كشيد.

 اولين جلسه مشترك ستادي با مسئولين قرارگاه‌هاي نجف و فتح در 19 تيرماه تشكيل شد و هماهنگي گرديد كارهاي مقدماتي و آمادگي تا 24 تيرماه خاتمه يابد. دومين جلسه مشترك در اول مرداد ماه و 6 روز قبل از شروع عمليات تشكيل گرديد و به طور كلي به علت عدم حضور بعضي از مقامات مسئول لشكر ثارالله در اين جلسات، ايجاد هماهنگي‌هاي لازم مقدور نگرديد و براي تبادل اطلاعات و نظرات مدت زيادي وقت به هدر رفت. عناصر لشكر ثارالله بعد از عمليات والفجر1 در شمال فكه -فروردين 1362- به منطقه مهران تغيير مكان كرده بود و به نظر مي رسيد كه شناسايي كامل از منطقه دارد. اما بعداً مشخص گرديد آن شناسايي‌ها كافي نبوده و عناصر تيپ4 زرهي نيز فرصت كافي براي شناسايي نداشتند. در نتيجه نياز قطعي به انجام شناسايي‌هاي كامل احساس مي‌شد. ولي به علت عدم هماهنگي مسئولين لشكر ثارالله اين شناسايي‌ها انجام نگرفت . در بعضي موارد حتي از اجراي آن جلوگيري گرديد. فقط عناصر تيپ امير‌المومنين(ع) كه در خط مقدم گسترش داشتند تا حدودي از وضعيت منطقه نبرد آگاه بودند. ضمناً تا قبل از شروع عمليات هيچ گونه معبري در ميدان‌هاي مين و موانع دشمن باز نشده بود.

اطلاعات از وضعيت دشمن نيز دقيق نبود. چنان‌كه در برآورد‌ها گفته شده بود ، يك گردان از تيپ425 پياده عراق در ارتفاعات قلعه‌آويزان گسترش دارد، ولي در هنگام اجراي عمليات مشخص گرديد، مدت‌ها قبل عناصر تيپ425 كلاً با عناصر تيپ 506 پياده تعويض شده است. درباره كسب اطلاعات از دشمن چون در غرب مهران در خط مقدم يگاني از نيروهاي خودي استقرار نداشت، كسب اطلاع از دشمن نيز امكان‌پذير نبود. اما نظر به اين كه ارتفاعات زالوآب و قلعه‌آويزان در شمال و جنوب مهران در دست دشمن بود، عناصر دشمن تمام فعاليت‌هاي نيروهاي ما را در ميدان ديد خود داشتند و اطلاعات دقيق از هر گونه تلاش نيروهاي ما را به‌دست مي آوردند.

لشكر ثارالله از زمان استقرار در منطقه مهران، پاسگاه فرماندهي خود را در حوالي هرمز‌آباد حدود 5 كيلومتري شرق خط مرز مستقر كرده بود كه در ميدان ديد و تير دشمن بود . بعد از تغيير مكان تيپ4 زرهي به آن منطقه، با وجود اين‌كه محل پاسگاه ياد شده به هيچ‌وجه مناسب نبود، الزاماٌ عناصر تيپ نيز در همان حوالي مستقر گرديد كه با شروع نبرد در زير آتش دشمن قرار گرفتند و پست بهداري جلو نيز در همان منطقه مستقر بود كه بعد از شروع نبرد اجباراً آن منطقه را ترك كردند. در نتيجه قرارگاه فتح2 براي مدتي از پشتيباني پزشكي محروم ماند.

به طور كلي برقراري ارتباط مداوم در رده فرماندهي تيپ با رده لشكر ثارالله با مشكلاتي مواجه بود، در نتيجه ايجاد هماهنگي‌هاي لازم كه بايستي با ملاقات حضوري يا تماس مستقيم راديويي و تلفني به وجود آيد با موانعي برخورد مي‌كرد.

درباره استعداد رزمي يگان‌هاي لشكر ثارالله قرار بود؛ اين لشكر 8 گردان رزمي وارد عمل سازد، ولي در عمل 3 گردان رزمی آن لشكر وارد منطقه نبرد نشد. در هنگام اجراي عمليات به علت درگير شدن 5 گردان موجود سپاه و يگان‌هاي تيپ4 زرهي، احتياط مناسبي براي قرارگاه فتح2 باقي نماند.

درباره ادغام يگان‌هاي زرهي با يگان‌هاي سپاه هماهنگي شده بود، اين عمل يك هفته قبل از شروع عمليات انجام شود تا شناخت متقابل و هماهنگي بين رده‌هاي اجرايي به وجود آيد. اما يگان‌هاي سپاه تا 24 ساعت قبل از شروع عمليات براي اين امر آمادگي پيدا نكردند و فقط در شب حمله گردان803 مكانيزه با عناصري از يگان‌هاي سپاه ادغام شد و گردان133 مكانيزه (منها) اصلاً ادغام نشد و فقط يك گروهان از آن گردان كه قرار بود، با يك گردان از عناصر سپاه پاسداران ادغام شود و در منطقه سيد قاسم عمل كند 48 ساعت قبل از شروع عمليات در كنار هم مستقر شدند ولي هرگز ادغامي به عمل نيامد.

بعضي از يگان‌هاي توپخانه به موقع در منطقه نبرد مستقر نشدند و آتشبارهاي گردان موسي‌ابن جعفر(ع) سپاه پاسداران تا صبح روز هشتم مرداد آماده براي اجراي آتش نشده بودند. ضمن اين‌كه به علت محدوديت امكانات مهندسي مواضع آتش مناسبي براي بعضي از يگان‌هاي توپخانه تهيه نگرديده بود. مرحله طرح‌ريزي آمادگي با شرايطي كه شمه‌اي از آن را فرمانده تيپ4 زرهي بيان كرده است به پايان رسيد و يگان‌هاي قرارگاه فتح آماده براي دريافت زمان حمله و آغاز نبرد شدند . بالاخره اين زمان تعيين و ابلاغ گرديد كه ساعت 2300 روز 7 مردادماه سال 1362 بود.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده