ارتش در فاو
بخش دوم: نگاه اجمالي به بعضي عوامل مهم تأثيرگذار در عمليات ارزيابي توقف عمليات والفجر 8 و يا به طور اساسي تر ، توقف گاه و بيگاه در ادامه جنگ با توجه به عدم تغيير در سياست كلي نظام و اراده سياسي براي رسيدن به پيروزي قطعي به يك نكته بسيار مهم و تعيين كننده بر ميخوريم و آن تغيير در روش و شيوه جنگيدن است لذا ملاحظه ميشود، در هيجده ماه بعد همين طرح با دو فرماندهي ( سپاه و ارتش ) به اجرا در آمد. اين رخداد در شرايطي است كه اگر نگوييم امكانات كاستي يافته بود ، به طور يقين چيزي اضافه نشده بود.

بررسي دقيق روشهاي به كار گرفته شده براي ادامه جنگ، علل افت و خيز ها و فرود و فرازهاي دوران جنگ را نمايان مي‌كند. اما قبل از هر چيز با ياري جستن از گنجينه گلستان استاد سخن «سعدي»، زمينه نسبي مناسبي براي پيگيري تحليلهاي شايد ملال آور را فراهم مي‌نماييم .

  

 كس خوشتر از خويشتنـدار نيست           كـه با خوب و زشتش كسي كار نيست

 تو را ديـده در سـر نهادنـد و گـوش         دهـان جـاي گفتـار و دل جـاي هـوش

مگــر بـاز دانــي نشيــب از فـــراز          نـگويـي كـه ايـن كوتـه است ؛ آن دراز

 

1ـ اصل وحدت فرماندهي :

در امور جنگ مشورت نما ، ليكن آن چه خودتصميم گرفتي با توكل به خدا انجام ده

«سوره آل عمران آيه 159»

وحدت فرماندهي يعني وحدت اختيارات به منظور ارائه حداكثر تلاش ، وحدت فرماندهي باعث ايجاد وحدت در استفاده بهينه از امكانات و حداكثر قدرت نيروهاي موجود براي رسيدن به هدف مي شود و چون اصل هدف ايجاب مي نمايد كه تمام تلاشها به سمت يك هدف معين معطوف شود ، لذا موثر ترين عامل براي رسيدن به وحدت ، واگذاري اختيارات به‌ يك فرد واحد است تا بتواند نيروها را هدايت ، هماهنگ و كنترل نمايد . در اهميت شيوه اداره جنگ همين بس كه حضرت امام خميني(ره) مي فرمايند1 :

"وحدت فرماندهي از مسائل سرنوشت ساز است كه بدون آن پيروزي ميسرنيست و عدم مراعات آن فاجعه آفرين است"2.

سرتيپ2 نصرت‌الله معين وزيري (استاد مجرب دانشكده فرماندهي و ستاد) اصل وحدت فرماندهي را برابر آئين نامه ارتش جمهوري اسلامي ايران چنين تعريف و تشريح مي‌نمايد:

بر طبق آخرين آئين نامه مصوبة ارتش جمهوري اسلامي ايران به شماره (2/01 –43) كه در سال 1379 منتشر شده تعريف اصل وحدت فرماندهي به شرح زير است؛ بديهي است نبايد در كتابها مطلبي مغاير با آن نوشت :

« وحدت فرماندهي يعني اينكه در يك سلسله مراتب فرماندهي، همه نيروها تحت امر يك فرمانده مسئول و واجد شرايط با اختيارات كافي قرار گيرند تا وي بتواند در راستاي خط‌مشي كلي با ايجاد وحدت تلاش، كليه منابع و نيروها را در يك جهت و به سوي هدف مشترك سوق دهد »

« وحدت تلاش از طريق هماهنگي، همكاري، همدلي و اشتراك مساعي بين همه نيروها امكان‌پذير مي‌گردد؛ هرچند الزاماً به عنوان جزيي از همان ساختار فرماندهي محسوب نشوند . . . »

« در عمليات مركب3 احتمال دارد وحدت فرماندهي ناممكن باشد، اما حتماً نيازمند وحدت تلاش است كه به موجب آن بين نيروهاي مختلف با مليّت‌هاي متنوع، روح همكاري، همدلي و اشتراك مساعي براي رسيدن به منظور مشترك وجود داشته باشد .» ولي در عمليات مشترك ايجاد چنين وحدتي ضروري و ممكن است.»

« در واقع وحدت تلاش به عنوان مكمل اصل وحدت فرماندهي محسوب مي‌گردد »                      در فرهنگ واژه‌هاي نظامي در اهميت رعايت اصل وحدت فرماندهي آمده است:

«داشتن اختيارات لازم و به كار بردن حداكثر تلاش تمام  نيروها براي رسيدن به هدف نهايي را اصل وحدت فرماندهي گويند ، اصل هدف ، كليه تلاشها را متوجه يك هدف عمومي مي نمايد و براي تكميل اين اصل بايد وحدت فرماندهي براي تمركـز كليه تلاش ها وجـود داشته باشد . مـوثر تـرين اقـدام جهت وحدت تلاش، وحدت فرماندهي است يعني بايد اختيارات لازم به فرمانده تفويض گردد، اصل وحدت فرماندهي1 در تمام وظائف نظامي صدق مي‌نمايد ، وحدت فرماندهي همكاري و اعمال دسته جمعي را موجب مي شود2.»

در كتاب سيري در جنگ ايران و عراق آمده است :

پس از انجام عمليات بدر، شكل جديدي در سازماندهي نيروها به اجرا در آمد و از سال1364 نيروهاي ارتش و سپاه هر كدام به صورت مستقل نسبت به طراحي و اجراي عمليات اقدام نمودند3.

اكنون اين سئوال مطرح است ، روش قبلي يعني هدايت جنگ به طور مشترك و با دو فرماندهي ، روشي كه در گذشته در هيچ جنگي ديده نشده است چه مشكل و نارسائي داشته است كه بايد در اين مقطع حساس و در نيمه راه كسب پيروزي قطعي بر خصم زبون، مورد دگرگوني و تغييري اساسي قرار گيرد .

مگرنه اينكه پيروزيهاي افتخارآفريني همچون فتح المبين و بيت‌المقدس و …… در سايه تركيب‌مقدس نيروها در ميدان عمل رخ داده است؟ اكنون چه شده است كه ديگر اين تركيب مقدس جوابگوي نياز جبهه را فراهم نمي‌كند و ادامه جنگ با دو فرماندهي مجزا مورد ايراد است؟ و يا آن‌چه در گذشته اتفاق افتاده است موردي و تحت شرائط ويژه بوده است؟ يا اين‌كه در اخلاص و روش فرماندهان شك و ترديد ايجاد‌شده است؟

بدون ترديد هيچ‌گونه نظرمنفي درمورد اخلاص و احوال شخصي و اهداف فرماندهان ارشد و اداره‌كنندگان جنگ مطرح نيست و منيت و خودخواهي و قدرت طلبي را نمي توان به آنان نسبت داد و خوشبختانه بستر چنين افكار نادرستي در مجموعه اي كه اصول حاكميت دارد وجود ندارد .عدم رعايت اصل وحدت فرماندهي و تبعات منفي آن را مي‌توان به طور گسترده از زبان و قلم اظهارنظر كنندگان درباره جبهه و جنگ شنيد به عنوان نمونه، در كتاب تاريخ جنگ تحميلي عراق عليه ايران به قلم سرهنگ بازنشسته سيد يعقوب حسيني آمده است .

اين مسائل موضعي و محلي، سبب بروز مشكلاتي در سيستم فرماندهي مي‌گرديد به طور كلي هماهنگي و وحدت فرماندهي بين قرارگاههاي هدايت كننده را مختل مي‌ساخت و شكاف بين سيستم فرماندهي را عميـق‌تر مي‌كرد و قرار گاههاي رده بالاتر ارتش و سپاه نيز كه در راس ارتش ستاد‌ مشترك بود توانائي بر طرف كردن ناهماهنگي ها را نداشته و فقط به مكاتبه اكتفا    مي كردند ، چنان كه در 25 مرداد ماه 1364 ستاد مشترك طي نامه‌اي از نيروي زميني در خواست كرد ميزان هماهنگي بين ارتش و سپاه را به ستاد اعلام كند1 و ……..

معطل ماندن اصل وحدت فرماندهي و ناهماهنگي بين نيروها در بسياري از موارد سبب بروز اختلاف نظر، نامه نگاري غير اصولي ، به خطر افتادن امنيت خطوط دفاعي ، به تعويق افتادن و حتي عدم اجراي عملياتهاي طراحي شده مي گرديد ، چنان كه در همان مدرك در پيش گفته شده مي‌خوانيم :

 در هر صورت مسئولين نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران براي رفع اين معضل (خلل در وحدت فرماندهي) و ضرورت و لزوم بكارگيري تمامي امكانات ملي از جمله نيروي انساني و تمامي ن.م تصميم گرفتند وحدت را در عاليترين سطح فرماندهي يا سرفرماندهي كل جنگ حل كنند. بدين ترتيب آيت‌ا… هاشمي رفسنجاني به عنوان فرمانده جنگ وارد عمل شدند و قرارگاه خاتم الانبياء به عنوان ستاد ايشان مأموريت هماهنگي نيروها را به عهده داشت.

مسئله رهائي يگانهاي سپاه سبب اختلاف نظر بين نيروي زميني ارتش و سپاه پاسداران شد و بالاخره قرارگاه مركزي سپاه پاسداران براي حل اين مشكل به آقاي هاشمي رفسنجاني كه فرماندهي قرارگاه خاتم الانبيا(ص) را برعهده داشت متوسل گرديد. در 26 شهريور ماه 1364 طي نامه‌اي از ايشان درخواست كرد به نيروي زميني دستور دهد لشگر نصر سپاه را كه در منطقه «كاني شيخ» مستقر بود تعويض و آنرا رها سازد.

 از طرف آقاي هاشمي رفسنجاني به‌ اين منظور نامه‌اي به نيروي زميني نوشته شد. ولي چنين بنظر مي‌رسد كـه فـرمانده نيروي زميني مشكلات آن نيرو را حضوراً به‌اطلاع آقاي رفسنجاني رسانيد و در تاريخ اول مهرماه به‌سپاه پاسداران پاسخ داد كه با توجه به مذاكره حضوري با حضرت حجت السلام رفسنجاني، نيروي زميني ارتش فعلاً از رها كردن لشگر نصر و تحويل گرفتن مسئوليت پدافندي خط اُحُد معذور است1.

و خطاب به نيروي زميني، ارتش اعلام مي كند:

در اجراي دستور حجت الاسلام رفسنجاني، لازم است نيروي زميني ارتش خط پدافندي

( احد ) را تحويل بگيرد، به علت نياز مبرم به يگانها ، سپاه اين خط را به‌ هر حال در 25 آبانماه تخليه خواهد كرد و در اين رابطه هيچ مسئوليتي را متقبل نخواهد شد2. فرماندهي نيروي زميني در20 آبان ماه به نامه سپاه پاسخ مي دهد: امكان اجراي دستور را ندارد3.

با كمال تأسف، از بررسي مدارك دردسترس چنين بر مي‌آيد كه جابه جائي يگان‌هاي سپاه و ارتش كه نمونه آورده شده يكي از آنها بود تا اوائل 1364 طول كشيد.

2ـ ادغام نيروها :

با وجود اينكه تجربه، ادغام، تركيب و هماهنگي نيروهاي، سپاه پاسداران و نيروي زميني در مقاطعي از جنگ اعجاز آفرين و كار ساز بوده و نتيجه غير قابل انكاري داشته است اما رويدادهاي بعدي به روشني نشان مي‌دهد كه اين اقدام، موردي ، شكننده و غير قابل اعتماد و تحت شرائط ويژه انجام گرفته و چون هيچ گونه ارتباط تدوين شده اي بين دو نيرو وجود نداشت و نيروهاي ادغامي در سلسله مراتب1 فرماندهي همديگر قرار نداشتند .به طور لزوم مسائل، مشكلات و تصميم گيريهاي نهايي با دخالت افراد ذي نفوذ2 و در پاره اي اوقات با وساطت كساني خارج از سيستم و بـه صورت كـدخدا منشي حل و فصل مي گرديد كـه البته چنين روشهايـي در نظام مديريتي دنياي امروز، آن‌هـم در راس هرم و در شرايط بحران كـه دقايق و ثانيـه‌ها در تصميم‌گيري سرنوشت ساز است نه تنها جايگاه مطلوبي ندارد، بلكه ترديد و عدم قاطعيت در نظام تصميم گيري و طولاني شدن خط تصميم‌گيري، مي‌تواند فاجعه آفرين باشد .

بنابراين بسط و توسعه روش هدايت نيروهاي رزمي با دو فرماندهي مستقل،  و در سازمانهاي دولتي با دو مديريت3 به عنوان يك الگو و روش امكان‌پذير نيست و در ميدان عمل مردود شمرده شده است. درك و باور اين نتيجه گيري دور از انتظار نيست. زيرا صرف نظر از هر مسئله جانبي ديگر، از ديد اقتصادي حذف سازمانهاي موازي به عنوان يك راهكار مناسب شناخته شده از وظائف اوليه برنامه ريزان در سطح جامعه مي باشد. و رعايت اين اصل، بويژه در كشور ما كه مجبوريم پول كمتري در امور دفاعي هزينه كنيم بايد به طور جدي مورد توجه دست اندر كاران امور دفاعي و امنيتي قرار گيرد .

 

منبع: ارتش در فاو، اسدی، هیبت الله، 1389، ایران سبز، تهران

 


3. عمليات مركب و مشترك در پاورقي صفحه‌هاي بعد تشريح شده است.

1. فرماندهي ، آموزش ، تجهيزات ، روحيه ، انضباط ، سلسله مراتب و ……. از مولفه هاي يك ارتش كار آمد است، در اين ميان فرماندهي داراي نقش اول است و در رابطه با نقش و جايگاه فرمانده ، بين صاحب نظران اشتراك نظر وجود دارد و آن قدر مهم تلقي مي گردد كه در بين تعاريف متفاوت از جنگ ، تعريف جنگ ها را مي توان در واقع نبرد ميان دو فرماندهي دانست از جمله زبانزد ترين تعريف محسوب كرد و اصل وحدت فرماندهي از اصول انكار ناپذير جنگ است كه تمام ارتشهاي جهان در پذيرش آن ترديد به خود راه نداده اند و باور آشنايان به اصول جنگ اين است كه در صورت ناديده انگاشته شدن در جنگ ، آسيب‌هاي جبران‌ناپذيري را سبب خواهد شد. با نگرش به اهميت موضوع و كسب اطلاعات بيشتر و تجزيه و تحليل كارشناسانه اصل وحدت فرماندهي، به دانشكده فرماندهي و ستاد ( گروه عمليات مشترك ) مراجعه و رئيس گروه سرتيپ2 حمدالله جمشيدي كه سالهاست در اين دانشكده تدريس مي كند را چنين مورد سئوال قرار دادم:

آيا هدايت عمليات با دو فرماندهي مستقل و ابلاغ طرحها و دستورات عملياتي با دو امضاء ناديده گرفتن اصل وحدت فرماندهي نيست ؟

ايشان برابر عادت هميشگي با تامل و بسيار شمرده جواب گفتند :

شايد آن چه را كه انجام گرفته است با توجه به شرايط زمان ، مكان و نيروها ، تنها راه حل در پيش رو بوده است كه البته درپاره اي موارد نتايج خوبي هم داشته است. اما جواب من به عنوان يك معلم بايستي با اصول حاكم بر هدايت مشترك نيروها منطبق باشد ، روشن است كه هر عملياتي بايد با هماهنگي كامل نيروهاي درگير به انجام برسد تا اين كه، هم از پراكندگي تلاش ها جلوگيري شود و هم از وسائل و امكانات و تسهيلات موجود در راه رسيدن به هدف بهره برداري خوبي به عمل آيد. ساده بگويم براي رسيدن به هدف  معين ، وحدت تلاش نياز است ،‌لازمه وحدت تلاش ، ايجاد وحدت در فرماندهي است و براي رسيدن به وحدت فرماندهي تشكيل سازمانهاي مختلفي پيش بيني شده است كه بر اساس آنها يك نفر فرماندهي عملياتي را كه قرار است به وسيله نيروهاي مختلفي انجام شود به عهده مي گيرد .

استاد : تاكيد شما روي يك فرمانده است ؟

استاد در حالي كه كتاب (‌ نيروهاي مشترك و مركب ) را از قفسه بيرون مي آورد گفتند : شكي نداشته باشيد. زيرا تعريف فرماندهي مشترك همين است سپس جملات زير را از كتاب قرائت نمودند:

فرماندهي مشترك يك فرماندهي است با ماموريت كلي و مداوم كه از عناصر عمده واگذاري از دو نيروي مسلح و يا بيشتر ، تحت امر يك فرماندهي واحد تشكيل مي شود ، فرماندهي مشترك توسط فرمانده كل نيروهاي مسلح يك كشور تشكيل مي شود .

آيا جنگيدن سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ارتش جمهوري اسلامي ايران در كنار يكديگر را مي‌توانيم به عنوان دو نيروي مسلح كه تشكيل يك فرماندهي مشترك داده اند قلمداد كنيم ؟

تعريف فرماندهي مشترك براي دو نيروي مكمل يكديگر به كار برده مي شود. مانند نيروي هوائي و نيروي زميني. گرچه ما عملياتهاي جنگ تحميلي را هميشه با عنوان عمليات مشترك ياد مي كنيم ، اما اين يك اشتباه مصطلح است. به‌ هر حال چون نيروي هوائي هميشه نيروهاي زميني ارتش و سپاه را پشتيباني مي كرده است شايد به‌ نوعي بتوانيم تعريف كلي فرماندهي مشترك را براي مجموعه نيروها صحيح بدانيم .

براي جنگ خليج فارس بين نيروهاي متحد و عراق چه اصطلاحي ميتوان استفاده كرد ؟

جنگهايي را كه با همكاري چند كشور شكل مي گيرد، نيروهاي مركب مي گويند در اين تعريف هم همانطوري كه شما در متن سئوال به آن اشاره كرديد ، يك تعارض وجود دارد؛ آن اصطلاح نيروهاي متحد به جاي نيروهاي مركب است .

2. رستمي؛ سرتيپ محمود؛ فرهنگ واژه‌هاي نظامي؛ ص87و88 .

3.   دروديان، محمد ، فاو تا شلمچه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز مطالعات وتحقیقات جنگ، ص9

 

 

1 . حسيني، سرهنگ سيد يعقوب؛ تاريخ جنگ تحميلي عراق عليه ايران؛ ج7، ص517.

3 . همان

1 . شهيد سرلشكر ولي الله فلاحي، پس از شهادت دكتر چمران، چنين نقل مي كند: هيچگاه او (دكتر چمران) به عنوان وزير دفاع يا نماينده نخست وزير در امور انقلاب، در سلسله مراتب فرماندهي دخالت نكرد و باعث تضعيف اين سيستم نشد. هميشه روي اين سيستم تاكيد داشت، حتي بخاطر دارم در ستوني كه از بانه به طرف سردشت مي‌رفتيم، به اتفاق هم با هماهنگي يكديگر، در آن زمان كه من فرمانده نيروي زميني و دكتر وزير دفاع بودند، توافق كرديم تا سرگرد شيباني فرمانده ستون عملياتي پذيرفته شود و در كارش مداخله نكرديم .

2 . حضور تقريباً دائمي رياست محترم جمهور، رياست محترم مجلس وقت و در پاره‌اي از اوقات حضور آيات عظام و امامان جمعه و ……… در منطقه و شركت در جلسات مشترك، مواردي بودند كه براي ايجاد هماهنگي و رفع اختلاف انجام مي گرفت. كه البته در آن شرايط بهترين و شايد هم تنهاراه در پيش رو به حساب مي آمد .

3. انجام وظيفه واحد با مديرتهاي جداگانه كه با هم ارتباط سازماني نداشته باشند پس از انقلاب در امنيت داخلي (شهرباني ، ژاندارمري ، كميته ) و در پشتيباني دفاعي ( وزارت سپاه و وزارت دفاع ) و در اقتصاد و توليد ( وزارت جهاد، وزارت كشاورزي ) مورد تجربه قرار گرفت كه به دلائل متفاوت ، در عمل غير قابل قبول شناخته شد و مورد تجديد نظر جدي قرار گرفت و در نهايت با تصحيح روش ، اصل وحدت سازماني به مورد اجرا گذارده شد .

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده