عملیات والفجر3
بخش دوم: وضعيت منطقه نبرد (زمين - نيروهاي دشمن- نيروهاي خودي) بنابراين درگير كردن نيروهاي زياد در اين منطقه كه به صورت يك دام طبيعي براي نيروهاي ايران ميباشد، از ديدگاه نظامي كاري منطقي به نظر نميرسد. زيرا با قطع كردن محورهاي مواصلاتي ياد شده كه در هرنقطه آنها از دهلران تا رودخانه چنگوله در شرق واز صالحآباد تا مهران در شمال امكان پذير است، خطر انهدام نيروهاي درگير در آن منطقه ايجاد ميگردد. در حالي كه براي هرگونه مانور نيروهاي عراق در اين منطقه از لحاظ منطقه عقب هيچگونه محدوديتي وجود ندارد

زمين منطقه عمليات

خط مرزي بين ايران و عراق در استان مرزي ايلام عموماً از ارتفاعاتي عبور مي‌كند كه در دامنه غربي و جنوبي اين ارتفاعات دشت زرباطيه عراق قرار گرفته و در سمت شرق و شمال آن سلسله جبال پشت كوه و حمرين قرار دارد كه عموما جزء سرزمين ايران مي‌باشند. بنابراين در استان مرزي ايلام وضعيت طبيعي زمين در سرزمين ايران و عراق كاملاً متفاوت است، به نحوي كه در سرزمين ايران تمام منطقه به استثناء دشت مهران كوهستاني و صعب العبور و در سرزمين عراق تمام منطقه به استثناء قسمت محدود از حوالي خط مرز، دشت كاملاً صاف و هموار است كه استان واسط عراق را تشكيل مي‌دهد به نحوي كه مي‌توان گفت دشت مهران يك پيشرفتگي دشت واسط عراق در خاك ايران مي‌باشد.

 اين دشت از نظر سياسي حائز اهميت فوق العاده‌اي براي ايران است، زيرا تنها منطقه مسكوني قابل ملاحظه ايران در اين نقطه دور افتاده مرزي است كه تا نزديكترين منطقه مسكوني دهلران در شرق بيش از يكصد كيلومتر و نزديكترين منطقه مسكوني در شمال كه شهر ايلام است حدود 80 كيلومتر فاصله دارد . دو محور مواصلاتي عمده ايران به دشت مهران كه شامل محور انديمشك – دهلران – مهران از شرق به غرب و محور کرمانشاه- ايلام – مهران از شمال به جنوب مي‌باشد، از ميان ارتفاعات صعب‌العبور مي‌گذرند كه برقراري تأمين در آن محورها در شرايط غير عادي بسيار دشوار و آسيب‌پذير بوده و بدين جهت امكان پشتيباني نيروهاي درگير در آن منطقه همواره با خطرات جدي مواجه مي‌باشد.

 بنابراين درگير كردن نيروهاي زياد در اين منطقه كه به صورت يك دام طبيعي براي نيروهاي ايران مي‌باشد، از ديدگاه نظامي كاري منطقي به نظر نمي‌رسد. زيرا با قطع كردن محورهاي مواصلاتي ياد شده كه در هرنقطه آنها از دهلران تا رودخانه چنگوله در شرق واز صالح‌آباد تا مهران در شمال امكان پذير است، خطر انهدام نيروهاي درگير در آن منطقه ايجاد مي‌گردد. در حالي كه براي هرگونه مانور نيروهاي عراق در اين منطقه از لحاظ منطقه عقب هيچگونه محدوديتي وجود ندارد و نيروهاي عراقي كه در اين منطقه وارد نبرد مي‌شوند، در هر زمان كه احساس خطري پيش آيد، مي‌توانند بدون مشكل قابل ملاحظه‌اي به داخل خاك عراق عقب‌نشيني نمايند.

از ديدگاه نظامي حساس ترين نقطه در اين منطقه شهر مرزي مهران است كه با خط مرز كمتر از سه كيلومتر فاصله دارد. در صورتي كه شهر زرباطيه عراق در مقابل شهر مهران بيش از پنج كيلومتر تا خط مرز فاصله دارد و شهر بدره عراق در حدود 10 كيلومتري خط مرز واقع است. اما از نظرنظامي ارتفاعات بلند شمال و غرب و جنوب مهران جزو قلمرو ايران است. بدين جهت در صورتي‌كه اين ارتفاعات در كنترل نيروهاي ايران باشد، برقراري تأمين شهر و دشت مهران براي نيروهاي ايران مشكلي در بر نخواهد داشت. اما اگر در دست نيروهاي عراق باشد، تمام دشت مهران در ميدان ديد و تير نيروهاي عراقي قرار خواهند گرفت .

 اين وضع همان حالتي بود كه كه قبل از نبرد والفجر3 وجود داشت. زيرا در آن موقع ارتفاعات زالوآب و قلعه‌آويزان در شمال‌غربي و جنوب دشت مهران در تصرف نيروهاي عراق بود و برتري نظامي ازآن دشمن بود. بنابراين براي تأمين دشت مهران و سد كنجان‌چم به وسيله نيروهاي ايران، مناسب‌ترين هدف‌ها همان ارتفاعات بودند. ضمن اين كه با اشغال اين ارتفاعات، نيروهاي ايران برتري زمين را از نيروهاي دشمن مي‌گرفتند و مي‌توانستند وارد دشت عراق شوند و ابتدا شهرهاي زرباطيه و بدره و سپس شهر كوت مركز استان واسط عراق را مورد تهديد قرار دهند و در صورت دستيابي به آن شهر، محور اصلي مواصلاتي بغداد بصره را قطع نمايند.

 اما همان‌گونه كه يادآوري شد دشت مهران دورافتاده‌ترين نقطه مرزي ايران در جنوب‌غربي بود كه از نظر امكان مواصلات و تداركات سخت‌ترين شرايط را داشت. زيرا نزديك‌ترين مركز تداركاتي در شرق مهران شهر انديمشك بود كه تا مهران قريب 250 كيلومتر فاصله داشت و در شمال نيز نزديك‌ترين نقطه اصلي تداركاتي شهر کرمانشاه بود كه آن هم بيش از 300 كيلومتر تا مهران فاصله داشت . منطقه عاري از راه‌آهن بود و كليه اقدامات لجستيكي بايستي از راه زميني و با عبور از جاده‌هاي سخت كوهستاني انجام مي‌گرفت. با توجه به وضعيت زمين منطقه عمليات كه بيان گرديد متمركز كردن يك نيروي بزرگ در دشت مهران و تدارك آن نيرو به سادگي امكان‌پذير نبود. بدين جهت، الزاماً نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران براي بيرون كردن نيروهاي متجاوز عراق از آن مناطق اشغالي مجبور بودند؛ به عمليات آفندي محدود اكتفا كنند كه در نبرد والفجر3 همين كار را كردند.

 

استعداد و گسترش نيروهاي دشمن

طبق برآورد اطلاعاتي كه قرارگاه عملياتي غرب از استعداد و گسترش نيروهاي دشمن در 18 تيرماه 1362 به عمل آورده بود، گسترش عمومي نيروهاي عراق در مقابل منطقه مياني صحنه عمليات از نوسود در شمال تا رودخانه چنگوله در جنوب‌شرقي مهران به شرح زيربود:

دو قراگاه سپاه، چهار قرارگاه لشكر، 20 قرارگاه تيپ در مقابل منطقه مياني گسترش داشتند كه حداقل با 20 گردان توپخانه پشتيباني مي‌شدند. قرارگاه‌هاي سپاه شامل سپاه 1 و 2 عراق بودند كه سپاه 1 در استان سليمانيه و سپاه 2 در منظوره مقابل قصرشيرين مستقر بود. محل گسترش چهار لشكر عراقي در مقابل منطقه غرب عبارت بود از؛ لشكر‌17 پياده جديد‌التأسيس در حوالي قوره تو مقابل باويسي، لشكر7 پياده در حوالي خانقين مقابل قصرشيرين، لشكر12 زرهي در حوالي مندلي مقابل سومار و ميمك، لشكر2 پياده كوهستاني در منطقه بدره مقابل مهران. بنابراين لشكر2 پياده كوهستاني عراق در منطقه نبرد والفجر3 گسترش داشت و لشكر12 زرهي كه در شمال آن بود مي‌توانست با قسمتي از يگان‌هاي خود لشكر2 پياده را تقويت نمايد.

علاوه بر يگان‌هاي سازماني لشكرهاي ياد شده، تعدادي از تيپ‌هاي مستقل عراق نيز در اين منطقه نبرد مستقر بودند كه عبارت بودند از: تيپ412 پياده در منطقه نفت‌شهر، تيپ418 پياده در كاني ماله، تيپ 3 گارد مرزي در منطقه مندلي، تيپ417 پياده در ورمهزار مقابل مهران، تيپ4 گارد مرزي در چنگوله و تيپ506 پياده در منطقه بدره.

در برآورد ياد شده احتمال داده شده بود كه لشكر6 زرهي (منهاي تيپ30 زرهي) و تيپ10 مستقل زرهي عراق نيز از صحنه عمليات جنوب به صحنه عمليات غرب تغيير مكان نموده‌اند.

با توجه به برآورد ياد شده، در هنگام اجراي عمليات والفجر3 در منطقه مهران -مرداد ماه 1362- يك لشكر پياده و تيپ‌هاي مستقل417 و 506 و تيپ4 گارد مرزي در مقابل نيروهاي ايران صف‌آرايي داشتند و علاوه بر اين نيروها، اعزام عناصر تقويتي از لشكر12 زرهي از منطقه مندلي به منطقه بدره امكان‌پذير بود، زيرا منطقه مندلي و بدره عراق يك منطقه عملياتي براي گسترش واحد‌هاي عراقي محسوب مي‌شد . سپاه2  عراق براي جابجايي يگان‌هاي اين منطقه از قدرت مانور و تحرك كامل برخوردار بود و شبكه جاده‌اي ارتباطي در عرض و عمق منطقه امكان هر گونه جابجايي را كاملاً تسهيل مي‌كرد. در حالي‌كه همان‌گونه كه در بررسي زمين منطقه عمليات اشاره شد، قابليت تحرك و مانور نيروهاي ايران در منطقه نبرد بسيار محدود بود و امكان رساندن نيروهاي تقويتي از راه زميني در مدت قابل قبول تاكتيكي بسيار مشكل و در حد غير مقدور بود.

 

استعداد و گسترش نيروهاي خودی

در مباحث قبل ياد‌آور شديم كه كل صحنه‌هاي جنگ از نظر فرماندهي‌ و هدايت عمليات به سه صحنه عمليات تقسيم شده بود كه شامل صحنه عمليات جنوب، صحنه عمليات غرب -مياني- و صحنه عمليات شمال‌غرب بود. منطقه عملياتي مهران جنوبي‌ترين قسمت صحنه عمليات غرب بود كه در رودخانه چنگوله با صحنه عمليات جنوب هم‌جوار مي‌گرديد و شمالي‌ترين قسمت صحنه عمليات غرب قسمت شمالي استان باختران بود.

قرارگاه عملياتي نيروي زميني در غرب مسئوليت طرح‌ريزي و هدايت عمليات منطقه غرب را عهده‌دار بود. يگان‌هايي كه از عناصر نيروي زميني ارتش در هنگام اجراي نبرد والفجر3 در كنترل عملياتي اين قرارگاه قرار داشتند عبارت بودند از:

لشكر81 زرهي با سه تيپ زرهي و یک تيپ مكانيزه كه در مناطق مرزي استان باختران گسترش داشتند.

 تيپ40 پياده سراب-يگان احتياط قرارگاه عملياتي غرب- كه درگيلانغرب مستقر بود.

تيپ 30 پياده گرگان، با چهار گردان پياده و يك گردان تقويت شده توپخانه كه در منطقه ميمك پدافند مي‌كرد.

تيپ4 زرهي لشكر21 پياده كه به منظور شركت در نبرد والفجر3 از جنوب به منطقه مهران تغيير مكان يافته بود.

تيپ84 پياده مسئوليت پدافند منطقه مهران از جنوب ميمك تا چنگوله را بر عهده داشت.

يك گروه رزمي مستقل به نام 191 شامل يك گردان پياده، يك گردان ژاندارمري و دو آتشبار توپخانه كه در منطقه پاوه گسترش داشت و به طور مستقل پدافند مي‌كرد.

 

با توجه به يگان‌هاي ياد شده در بالا، قبل از شروع عمليات والفجر3 فقط تيپ84 پياده با چهار گردان پياده و يك گردان تانك مسئوليت پدافند از منطقه عملياتي مهران را بر عهده داشت. در حالي‌كه در بررسي استعداد و گسترش دشمن ملاحظه شد كه طبق برآورد اطلاعاتي انجام شده در صورتي‌كه اين برآورد از دقت کافي برخوردار بوده باشد، يك لشكر پياده و سه تيپ مستقل ديگر جمعاً شش تيپ عراقي در مقابل تيپ84 پياده ايران مستقر بود. ضمن اين‌كه براي نيروهاي عراق امكان اعزام يگان تقويتي بيشتر، در حد بيش از يك تيپ زرهي وجود داشت. اما براي تيپ84 پياده ايران حتي اعزام يك دسته پياده نيز با مشكلاتي مواجه بود.

لازم به ياد‌آوري است كه در شرايط پدافندي معمولاً مسئوليت پدافند از مناطق به عهده واحدهاي ارتش بود و يگان‌هاي سپاه پاسداران و بسيج مردمی در مأموريت‌هاي پدافندي شركت نمي‌كردند . اگر يگاني از عناصر سپاه پاسداران در مواضع پدافندي مستقر مي‌شد، غالباً با استعداد محدود براي مدت زمان محدود بود بنابراين درمنطقه عملياتي مهران نيز عنصر اصلي پدافندي همان تيپ84 پياده بود.

طبق روش كلي طرح‌ريزي و اجراي عمليات آفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، براي اجراي عمليات آفندي والفجر3 عناصر رزمنده ارتشي و سپاهي در منطقه مهران متمركز گرديدند كه از يگان‌هاي ارتشي تيپ4 زرهي لشكر21 پياده از منطقه دهلران به منطقه مهران تغيير مكان داده شد و از يگان‌هاي سپاه پاسداران و بسيج مردمي نيز لشكر نصر با هفت گردان، لشكر ثارالله با هشت گردان و تيپ امام‌ رضا(ع)با پنج گردان در منطقه عملياتي مهران متمركز گرديدند. به علاوه تيپ انصار‌الحسين(ع) با شش گردان، تيپ سيد‌الشهداء(ع) با شش گردان، يك تيپ از لشكر عاشورا با چهار گردان، به همراه تيپ40 پياده ارتشي عنصر احتياط قرارگاه عملياتي غرب منظور گرديده بودند. اما لازم به ياد‌آوري است كه در بررسي عمليات والفجر2 ملاحظه كرديم كه قسمت عمده اين واحد احتياط در آن عمليات درگير شد و در بررسي خاطرات رزمندگان نيز ملاحظه كرديم كه لشكر ثارالله، چهار یا پنج گردان بيشتر نداشت.

يگان‌هايي‌كه براي نبرد والفجر3 در منطقه مهران تعيين شدند، عبارت بودند از: تيپ4 زرهي لشكر21 پياده، عناصري از تيپ84 پياده كه در داخل منطقه نبرد قرار داشتند. لشكر نصر، لشكر ثارالله و تيپ امام رضا(ع)، براي پشتيباني آتش اين يگان‌ها گروه 44 با سه گردان توپخانه و دو آتشبار مستقل و حدود دو گردان توپخانه از سپاه پاسداران و گردان‌هاي توپخانه كمك مستقيم تيپ‌هاي 4 زرهي و 84 پياده كه در منطقه نبرد مستقر بودند.

نكته‌اي را كه مانند شرح نبردهاي ديگر بايد يادآور شويم، كمبود استعداد رزمي يگان‌هاي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران مي‌باشد. بهترين نمونه از اين استعداد را در بيان خاطرات رزمندگان مشاهده مي‌كنيم. به ‌طوري‌كه سر كار استوار غلام‌رضا سليماني جمعي گردان 244 تانك تيپ84 پياده گفته است كه گردان تانك فقط 14 دستگاه تانك حاضر به كار از 54 دستگاه تانك سازماني خود را داشت. يعني ميزان درصد استعداد رزمي آن كمتر از 30درصد بود و ساير يگان‌هاي ارتش نيز همين استعداد را داشتند . استعداد يگان‌هاي سپاه پاسداران و بسيج مردمي نيز غالباً خيلي كمتر از استعداد اسمي آن‌ها بود. چنان‌كه استعداد مشخص شده لشكرهاي ثارالله و نصر، 8و7 گردان بود و عملاً حتي كمتر از اين تعداد گردان رزمي داشتند و ما در بررسي عمليات والفجر مقدماتي به مسائل و مشكلات اين‌گونه سازماندهي سپاه پاسداران اشاره كرديم.

با توجه به مطالبي كه درباره استعداد يگان‌هاي خودي و دشمن بيان گرديد وضعيت كلي توان رزمي نيروهاي خودي و دشمن در عمليات والفجر3 به شرح جدول زير بود:

 

مشخصات يــگان

تعــداد

ملاحظات

 

ايران

عراق

 

قرارگاه عملياتي طرح‌ريزي

1

قرارگاه عملياتي نجف

قرارگاه عملياتي اجرايي

1

قرارگاه عملياتي ّفتح

قرارگاه سازماني سپاه

1

سپاه 2 عراق مسئوايت عمومي طرح‌ريزي و هدايت عمليات را بر عهداه داشت

قرارگاه لشكر (ارتشي)

1

لشكر2 پياده عراق

قرارگاه لشكر (سپاهي)

2

لشكر نصر و ثارالله سپاه پاسداران

قرارگاه تيپ (ارتشي)

2

6

تيپ4 زرهي و 84 پياده

قرارگاه تيپ (سپاهي)

5

يك تيپ جدا و 4 تيپ براي 2 لشكر

گردان رزمي ارتشي

8

18

براي هر تيپ عراق 3 گردان رزمي منظور شده.

گردان رزمي سپاهي

20

گردان‌ها طبق مدارك موجود.

گردان توپخانه

8

8

توپخانه دشمن برآوردي و تقريبي است

 

توضيحات:

  1. جدول مقايسه بالا برآوردي و تقريبي است كه براي مقايسه كلي توان رزمي تا حدودي از دقت كافي برخوردار است.
  2. گسترش نيروهاي دشمن در عمق بوده و تمام يگان‌هاي دشمن در خط مقدم دفاعي قرار نداشتند.
  3. قرارگاه عملياتي نجف و فتح قرارگاه مشترك ارتش و سپاه بودند و در عمل خود قرارگاه فتح نيز به صورت دو قرارگاه اجرايي جزء به نام فتح1 و 2 سازمان داده شده بود.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده