ارتش در فاو
بخش یکم: مقدمه تمام يگانها و قرارگاهها برابر طرح به محل عزيمت نمودند و در آخرين جلسه هماهنگي كه با شركت فرماندهان ارشد عمليات تشكيل شده بود فرمانده تيپ55 هوابرد سئوال نمودند: اگر عمل الحاق انجام نگيرد و يا عمليات عبور از رودخانه خروشان اروند رود با موفقيت همراه نباشد چگونه مي توانيد تيپ هوابرد را كه در پشت جبهه دشمن پياده شده است نجات دهيد ؟ با سكوت حاضرين مواجه گرديد .

تاريخ آيينه اي است كه تمام قامت جوامع انساني را در خود منعكس مي­سازد. زشتي­ها، زيبايي­ها، كاميابي­ها، ناكامي­ها، پيروزي­ها و شكست­ها و عوامل هريك از اين امور را.

 تفسير نمونه ج 9 ص 304

 

رزم آوران پرتوان ايران اسلامي در واپسين ماههاي سال دوم جنگ،  در پناه عزم ملي با وحدت و انسجام كامل كه به تركيب مقدس معروف شده بود توانستند بخشي از سرزمين از دست رفته خود را از وجود دشمن متجاوز پاك نمايند ، اوج اين رشد و بالندگي و حماسه آفريني در عمليات بيت‌المقدس و بازستاني خرمشهر نمايان گرديد تا آنجا كه امروزه در بازبيني جنگ ناخواسته ، خرمشهر نماد مقاومت بي مانند و نمونه اراده ملت سرفراز ايران براي كسب پيروزي به شمار مي آيد .

بازنگري نتايج عملياتهاي رمضان (23/4/61) مسلم بن عقيل (9/7/61 ) والفجر مقدماتي ( 17/11/61 ) والفجرهاي 1و2و3و4 در سال 62 و عمليات خيبر ( 3/12/62 ) نشان دهنده اين واقعيت ناخوشايند است كه پس از باز پس گيري خرمشهر ،‌تلاشهاي بعدي موفقيت آميز نبوده و يا موفقيت ها محدود و تاثير چنداني در سرنوشت جنگ نداشته اند. افزون بر اين در اين مدت جبهه مقابل با ايجاد يك سياست كارساز در جلب حمايت تعدادي از كشورها ،‌توان نظامي خود را به طور محسوس افزايش داد، به كلامي ديگر در حالي كه ادامه جنگ در سالهاي سوم و چهارم بـراي ايران با بگومگوهاي نظامي ، انـزواي تحميلي جامعه بين المللي ، تشديد فشار و در نتيجـه بن‌بست جنگ همراه بود .

در عراق با تجديد نظر ساختار كلي ارتش ، يارگيري سياسي، كسب امكانات و افزايش توان رزمي كه تمامي ناشي از حمايت استكبار از عراق بود به پايان رسيد ، با اين وصف در بهار سال 1363 با وجود اين كه فشارهاي سياسي و اقتصادي گسترده‌اي توسط حاميان صدام حسين در جهت آتشبس به ايران وارد مي شد نظر به نياز تحرك در ميدان نبرد ،‌راضي نمودن افكار عمومي و ارتقاء سطح روحيه رزمندگان، تلاش براي انجام عمليات در مقياس وسيع شروع گرديد. مهمترين هدف اين عمليات،دستيابي به يك پيروزي قاطع ازنظرنظامي درآن شرايط زماني در جبهه جنگ بود تا بدينوسيله دولتمردان و سياستمداران كشور براي حل مسئله جنگ و پايان دادن به نبردها از راه سياسي، بتوانند از قدرت عمل بيشتري برخوردار شوند. آقاي هاشمي رفسنجاني مي گويد:

 

 

 

"فاو يكي از عمليات هايي بود كه براي ختم جنگ طراحي كرده بوديم. هدف، هم اين بود كه از جاده ساحلي به ام القصربرويم".

در بررسيهاي همه جانبه اي كه به عمل آمد منطقه عمومي فاو به دليل اهميت شهر و تاسيسات بندري آن ، تسلط كامل بر اروندرود ( آبراهي كه صدام به بهانه آزادي آن جنگ را شروع كرد ) تسلط بر شمال خليج فارس و ساير حساسيتهاي راهبردي منطقه براي عمليات مناسب تشخيص داده‌شد و دستور تهيه يك‌طرح عملياتي در جهت تصرف بندر فاو صادر گرديد كه پس از تبادل افكار بين طراحان جنگ در نهايت طرح اوليه عمليات والفجر 8 از طرف قرارگاه خاتم الانبيا(ص) تهيه و به قرارگاه‌هاي سه‌گانه (كربلا، نجف، ظفر) ابلاغ گرديد.

قرارگاه هاي سه گانه پس از دريافت طرح ، اقدامات گسترده‌اي در جهت رفع موانع و كسب آمادگي براي اجرا را شروع نمودند ، تا آنجا كه غواصان يگانهاي تك ور سپاه پاسداران (كه قرار بود از اروند رود عبور نمايند) در رودخانه دز و تيپ 55 هوابرد (كه قرار بود در غرب فاو هلي برد شود2 ) در باتلاق گاو خوني تمرينهاي آمادگي خود را آغاز نمودند با اين وصف به دلايلي كه در بخش دوم همين فصل مورد ارزيابي قرار خواهد گرفت ، اجراي اين عمليات منتفي شد و چندي بعد اين طرح به عمليات والفجر 8 انجام نشده معروف گرديد.

اين كه يك طرح عملياتي تهيه و انتشار يابد ، سپس اجراي آن به آينده سپرده شود و يا به طور كلي به انجام نرسد ، مطلب جديد و غيرقابل دركي نيست ، بازنگري پيشينه جنگ به ويژه جنگهاي طولاني، فراواني اين رخداد را مي نماياند؛ دلايل زيادي را مي‌توان براي طرحهاي عملياتي به سامان نرسيده بر شمرد. گرچه ملاحظات سياسي در بيشتر موارد عامل باز دارنده به حساب مي‌آيند، اما دلايل تاكتيكي و نيازمنديهاي آمادي هميشه دستاويز مناسبي براي فرماندهان واداره كنندگان جنگها در عدم اجراي طرحهاي آماده شده بوده و خواهد بود .

برآورده نشدن پيش بينيها ، فراهم نشدن امكانات لازم ، افشاي اطلاعات، عوامل آب و هوائي ، اقدامات دشمن و ……… مواردي هستند كه در اين بخش مي‌توان به آن اشاره كرد .آقاي هاشمي رفسنجاني در جلسه اي كه با شركت كليه فرماندهان ارشد در دزفول تشكيل شده بود پس از شنيدن پيشنهاداتي كه فرماندهان ارتش و سپاه در رابطه با عمليات والفجر 8 ارائه كردند اظهار مي‌دارند:

انجام عمليات با تمام امكانات لازم تا آنجائي كه من مي‌دانم مقدور نخواهد بود، عملياتي را پيشنهاد كنيد تا بتوانيم بپذيريم.

سرتيپ2 بهروز صفري‌كيا، پس از خواندن كتاب طي نامه‌اي مي‌نويسد:

اينجانب در آن جلسه حضور داشتم. ايشان (حجت‌الاسلام رفسنجاني) مطالب فرماندهان ارتش و سپاه را كه قرار بود در عمليات شركت نمايند به دقت گوش دادند كه بيشتر بلكه در همه موارد بر عدم اجراي اين مأموريت با توجه به امكانات و ريسك بالاي آن صحبت كردند و براي من جالب بود كه فرماندهان سپاه در مخالفت با اجراي طرح پيش‌قدم بودند و تنها كسي كه موافق اجراي طرح صحبت كردند، جناب سرهنگ عبادت (فرمانده تيپ55 هوابرد) بود و در نهايت آقاي هاشمي فرمودند: صحبت‌هاي شما را شنيدم . به تهران برمي‌گردم و شما كار خودتان را ادامه بدهيد تا پس از طرح مسئله در تهران تصميم نهايي در خصوص اجرا يا عدم اجراي اين مأموريت از طريق سلسله مراتب اعلام مي‌شود.

بدون ترديد نگاه تحليلي به اين فراز نشان ميدهد كه پيشنهادها خارج از امكانات بوده است ، از طرفي ضمن خود داري از هرگونه اظهار نظر شعار گونه، از بررسي عملياتهاي سالهاي اول و دوم جنگ آشكار مي گردد كه فرماندهان ما در تلاش خود براي رسيدن به پيروزي ، نه تنها به دنبال بهانه براي نجنگيدن نبوده‌اند ، بلكه با ناديده گرفتن مسائل و كمبودهاي معقول به دنبال سوسويي هر چند كم نور و كم حرارت در جهت گرم نگهداشتن و فعال كردن ميدان كارزار بوده اند ، با اين وصف مشاهده مي‌گردد، در اين برهه از زمان، ليست در خواست امكانات فراتر از توانائيهاي كشور است. به طوري كه در نهايت نوعي اشتراك نظر در مخالفت با اجراي عمليات به دليل ظاهري كمبود امكانات به وجود مي آيد و عمليات غير قابل اجرا تشخيص داده مي‌شود. اما اين دستاويز در مقابل حماسه هاي كم نظير و پيروزيهاي فخر آفرين كسب شده در گذشته بهانه معقولي به نظر نمي رسد، پس بايستي به فكر باور ديگري غير از مسائل تاكتيكي حاكم بر جبهه ها بود. .

در پيگيري دلائل عدم اجـراي عمليـات والفجـر 8 با يكي از فـرمانـدهـان (سرتيپ2 سعيد پورداراب) مصاحبه‌اي انجام گرفت ، ايشان كه در آن جلسات تصميم‌گيري به عنوان افسر عمليات قرارگاه عملياتي نزاجا حضور داشت، در جواب بيان نمود :

برابر بند مانور عمليات والفجر 8 كه قرار بود به وسيله يگانهاي عمده ارتش و سپاه در تابستان سال 1363 اجرا گردد، بايستي تيپ55 هوابرد1 براي ايجاد سر پل مطمئن به پشت فاو ( غرب فاو ) با استفاده از بالگردهاي هوانيروز، هلي برن مي‌گرديد و سپس با دو يگان عمده تك ور ( يكي با عبور از اروند رود و ديگري از طريق شلمچه ) عمل الحاق را انجام مي داد تا بدين وسيله محاصره فاو تكميل و در نتيجه فاو به تصرف در مي‌آمد. تمام يگانها و قرارگاهها برابر طرح به محل عزيمت نمودند و در آخرين جلسه هماهنگي كه با شركت فرماندهان ارشد عمليات تشكيل شده بود فرمانده تيپ55 هوابرد سئوال نمودند: اگر عمل الحاق انجام نگيرد و يا عمليات عبور از رودخانه خروشان اروند رود با موفقيت همراه نباشد چگونه مي توانيد تيپ هوابرد را كه در پشت جبهه دشمن پياده شده است نجات دهيد ؟ با سكوت حاضرين مواجه گرديد . در اين جلسه همچنين برادر علي تجلائي از سپاه پاسداران كه فرماندهي يك تيپ را بعهده داشت، غير قابل اجرا بودن طرح را تائيد نمود . در نتيجه در پايان جلسه آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان فرمانده قرارگاه خاتم الانبياء(ص) دستور دادنـد عمليات به تاخير بيافتد و بررسي بيشتري به عمل آيد .

اگر مي­خواهي آينده را پيش­بيني كني

به مطالعه گذشته بپرداز. (كنفوسيوس) 

 

منبع: ارتش در فاو، اسدی، هیبت الله، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده