عملیات والفجر3
بخش اول: مقدمه در مقدمه بخش دوم گفتيم كه بعد از اجراي چند عمليات وسيع در سال 1361 و اوائل سال 1362 و عدم وصول به هدفهاي مورد نظر، فرماندهي هدايتكننده جنگ به اين نتيجه رسيد كه لازم است در راهبرد نظامي جنگ تجديد نظر كلي به عمل آيد تا ضمن وارد آوردن ضربات مداوم بر پيكر ارتش متجاوز عراق و فرسوده كردن آن، از ايجاد تلفات و خسارات بيش از حد در نيروهاي خودي جلوگيري شود. همانگونه كه سركار سرهنگ جمالي جانشين فرماندهي نيروي زميني بیان داشتند، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران براي پيگيري عمليات در سطح وسيع آمادگي بيشتري پيدا نمايند. (به يادداشتهايي از خاطرات رزمندگان مراجعه شود).

بر اساس تدبير كلي ياد شده، همزمان با طرح‌ريزي عمليات والفجر2 براي منطقه پيرانشهر – حاج عمران، چندين طرح عملياتي محدود ديگر مورد بررسي قرار گرفت كه از جمله آن‌ها طرح عمليات آفندي در منطقه مهران بود . اين منطقه نبرد از جمله اولين مناطقي بود كه مورد تجاوز نيروهاي متجاوز عراقي قرار گرفت، زيرا سابقه اختلافات مرزي و سياسي و اقتصادي ايران و عراق در اين منطقه خيلي طولاني و مربوط به زمان رژيم سلطنتي ايران بود و مربوط به زماني مي‌شد كه دولت ايران در سال 1345 سد كنجان‌چم را در شمال مهران در مسير رودخانه كنجان‌چم احداث كرد تا آب اين رودخانه را كه از ارتفاعات ايلام و پشتكوه سرازير مي‌گردد و در شمال دشت مهران به سمت زرباطيه عراق تغيير مسیر مي‌دهد به سمت دشت مهران هدایت نموده و آن دشت را آبياري نماید و اين امر سبب مي‌شد كه قسمتي از زمين‌هاي كشاورزي دشت زرباطيه عراق بي آب گردد.

طبعاً چنين مسأله‌اي، علل سياسي و اقتصادي داشت كه يكي از علل آن در رابطه با مسأله اختلافات مرزي در اروند رود و ساير مسائل بين حكومت ايران و عراق بود. علل اقتصادي آن بي آبي سكنه دشت مهران بود. زيرا در حالي‌كه با استفاده از آب رودخانه كنجان‌چم كه كلاً از سرزمين ايران تأمين مي‌شد، دشت زرباطيه و بدره عراق آباد مي‌گرديد، دشت مهران به علت بي آبي روز به روز به ويراني مي‌رفت. البته اين وضعيت طبيعي در طول قرون متمادي وجود داشت و رودخانه كنجان‌چم قرن‌ها اين مسير را مي‌پيمود .

 اما در قرن بيستم ميلادي بويژه بعد از دو جنگ جهاني اول و دوم وضعيت جغرافيايي سياسي جهان كاملاً دگرگون شد، يا در حال دگرگوني بود . مسائل سياسي و اقتصادي مسائل طبيعي را نيز تحت‌الشعاع قرار داد و ملت‌ها و حكومت‌ها براي وصول به هدف‌هاي سياسي و اقتصادي خود به طور جدي با مسائل طبيعي به مبازره برخواستند. گرچه اين مبارزه با خشونت ناسازگاري طبيعت از بدو پيدايش خلقت موجودات زنده به خصوص انسان آغاز شده بود.

از جمله امكانات مبارزه كه علم و صنعت جديد براي بشر به ارمغان آورد، ايجاد سد در مسير رودخانه‌ها و به جريان انداختن آب رودخانه‌ها در مسير مورد نياز جامعه بود كه در كشور ايران اين اقدام از دهه 1330 آغاز شد . از جمله سدهايي كه در مسير رودخانه‌هاي ايران احداث گرديد، سد كنجان‌چم بود. اما سد سازي در مسير رودخانه‌هاي مرزي و رودخانه‌هائي كه در خاك دو یا چند كشور همجوار جريان دارد، هميشه با بروز اختلافات سياسي بين آن كشورها همراه است . معمولاً در شرايط عادي روابط سياسي، كشور‌هاي همجوار اقدام به سد سازي در مسير رودخانه‌هائي كه در خاك دو كشور همسايه جريان داشته باشد نمي‌كنند. بنابراين احداث سد كنجان‌چم در مسير رودخانه ياد شده قطعاً علاوه بر انگيزه كشاورزي و اقتصادي آن، انگيزه سياسي نيز بين حكومت ايران و عراق داشت. چون ما در اين بررسي‌ها فقط اهداف نظامي را دنبال مي‌كنيم از بحث درباره مسائل سياسي و اقتصادي اين سد خودداري مي‌نماييم.

 اما لازم به يادآوري است كه اين سد در حقيقت يك ديواره بتني آبگير با ارتفاع 5/2 متر مي‌باشد. فقط قسمتي از آب رودخانه كنجان‌چم را به سمت دشت مهران روانه مي‌سازد و در فصول بارندگي قسمت عمده آب رودخانه وارد خاك عراق مي‌گردد و براي فصول كم‌آبي نيز دريچه‌هاي خروجي آب پيش‌بيني شده كه با توافق كلي مسئولين بين حكومت ايران و عراق دريچه‌ها باز مي‌شوند يا دريچه‌هاي ورودي آب به دشت مهران بسته مي‌شوند و قسمتي از آب رودخانه به دشت زرباطيه عراق جاري مي‌گردد.

در جلد يكم كتاب تاريخ جنگ تحميلي يادآوري شد كه نگارنده از سال 1346 در لشكر خوزستان خدمت مي‌كردم در آن موقع منطقه مهران نيز جزو منطقه عمومي نگهباني لشكر اهواز بود و نگارنده بعلت مسئوليت شغلي كه داشتم، الزاماً در جريان مسائل مرزي بين ايران و عراق از جمله مسائل منطقه مهران قرار مي‌گرفتم. در جريان اختلافات شش ساله بين ايران و حكومت جمهوري عراق كه از 1348 شدت يافت و در 1354 به عقد قرارداد 1975 الجزاير منتهي گرديد، از جمله موارد مهم مورد اختلاف بين دو كشور، همين مسئله سد كنجان‌چم بود . بدين وسيله تنها جنگ رسمي كه در طول آن مدت شش ساله بين نيروهاي ايران و عراق رخ داد، در ارتفاعات زالوآب و تپه 343 به طرف سد كنجان‌چم بود كه جريان آن نبرد در جلد اول كتاب جنگ تحميلي بيان گرديد.

در مقدمات جنگ تحميلي نيز كه حكومت عراق به‌تدريج زمينه اين آتش افروزي را فراهم مي‌كرد و سر آغاز آن از اوايل سال 1359 به طور جدي نمايان گرديد، منطقه مهران از جمله اولين مناطق مرزي بود كه برخوردهاي شديد نظامي بين نيروهاي ايران و عراق رخ داد، در خرداد ماه سال 1359 نيروهاي متجاوز عراقي قسمتي از ارتفاعات مرزي را اشغال كردند .نيروهاي ايران نيز مجبور به عكس‌العمل شديد شدند و نبرد محدود ولي رسمي بين نيروهاي ايران و عراق در ارتفاعات غربي سد كنجان‌چم رخ داد و با عقب‌نشيني نيروهاي عراق به خارج از مرز موقتاً پايان يافت. شرح اين نبرد نيز در جلد اول كتاب تاريخ جنگ بيان شده است.

اما با تهاجم رسمي نيروهاي متجاوز عراق به ايران در پايان شهريور ماه 1359 و آغاز جنگ عمومي بين دو كشور، منطقه مهران جزو اولين مناطقي بود كه مورد تهاجم نيروهاي عراقي قرار گرفت و شهر مهران اولين شهر ايران بود كه در دومين روز جنگ به اشغال نيروهاي متجاوز عراق درآمد . به علت موقعيت سخت طبيعي آن و دور بودن از محورهاي عمده مواصلاتي ايران، عقب راندن نيروهاي متجاوز عراق از آن منطقه به وسيله نيروهاي نظامي ايران ميسر نشد. تا اين كه در خرداد ماه سال 1361 و بعد از شكست مفتضحانه نيروهاي متجاوز عراق در منطقه عملياتي غرب دزفول و منطقه اهواز خرمشهر، حاكم جاه طلب و جنگ افروز عراق، اجباراً دستور داد: نيروهاي متجاوز عراق در ساير نقاط مرزي نيز به حوالي خط مرز بين دو كشور عقب‌نشيني نمايند .

در اجراي اين دستور صدام حسين، نيروهاي اشغالگر عراقي كه در منطقه مهران تا حدود ده كيلومتري شرق خط مرز در داخل خاك ايران پيش روي كرده و كنترل كامل دشت مهران و جاده هاي صالح‌آباد به مهران و دهلران به مهران را در اختيار خود گرفته و سد كنجان‌چم را كه هدف چندين دهه حكومت عراق بود، اشغال كرده بودند، از  دشت مهران به سمت غرب و خط مرز عقب‌نشيني كردند. اما تمام مناطق متعلق به ايران را تخليه ننمودند، بلكه ارتفاعات مسلط بر دشت مهران و سد كنجان‌چم در حاشيه خط مرز و در داخل قلمرو ايران را تحت اشغال خود نگه داشتند. اين مناطق باقيمانده در اشغال نيروهاي عراق شامل ارتفاعات زالوآب در شمال مهران، منطقه پيشرفتگي بين پاسگاه فيروزآباد و بهرام آباد در غرب مهران و ارتفاعات مرزي قلعه‌آويزان در جنوب مهران بود.

بنابر اين گرچه نيروهاي عراقي دشت مهران را تخليه كرده بودند، اما علاوه بر آن كه قسمتي از سرزمين ايران در اين منطقه در اشغال نيروهاي عراق بود، دو ارتفاع مهم سركوب به دشت مهران نيز در شمال و جنوب در تصرف كامل نيروهاي عراقي بود. از نظر نظامي هنوز نقاط حساس منطقه در دست دشمن بود. مسلماً همان گونه كه صدام حسين بعد از آن عقب‌نشيني عمومي اعلام كرده بود، نيروهاي عراقي قصد تخليه آن مناطق را ندارند، لذا تنها راهي كه براي بيرون راندن نيروهاي متجاوز از مناطق اشغال شده براي نيروهاي ايران مانده بود، قبول نبرد و انهدام يا عقب راندن دشمن با توسل به قدرت نظامي بود . نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران الزاماً همين راه  حل را انتخاب كردند و در اولين فرصت مناسب كه در مرداد ماه سال 1362 پيش آمد، براي بيرون راندن دشمن از اين قسمت از سرزمين مقدس ایران اقدام كردند. و ما در اين بخش از كتاب تاريخ جنگ تحميلي به چگونگي اين نبرد به نام والفجر3  مي‌پردازيم.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده