سرباز در خاطرات دفاع مقدس
فراموش کردن دشمن1 بيش از دو سالي ميشد كه منطقه «اُشنويه» از دست دموكراتها آزاد شده بود و به دست نيروهاي خودي افتاده بود. بعد از باز پسگيري اشنويه چند ماهي حفاظت از آن به طورجدي پيگيري شد، اما به مرور زمان و از آنجايي كه اتفاق خاصي در اين مدت رخ نداد، كمكم سربازان به مسائل حفاظتي آن بيتوجه شدند و نگهبانيها جدي گرفته نميشد. با آغاز عمليات والفجر2 و پاكسازي منطقه، محل استقرار و سازماندهي حزب دموكرات به طور كلي از هم پاشيد و باقي مانده نيروهاي دشمن در كوهها و درههاي كردستان متفرق شدند.

با از بين رفتن فرماندهي و مواضع نيروهاي كومله و ضد انقلاب، درگيري با آن‌ها تقريباً به صفر رسيد و همين موضوع باعث كوتاهي بيشتر برخي از سربازها درمسائل حفاظتي شد، به طور كلي نيروهاي ما در برخي مواضع از جمله منطقه اشنويه نگهباني را تقريباً به فراموشي سپردند.

اوضاع منطقه مدتي به همين روال ادامه داشت تا اينكه به ما اطلاع دادند تعداد زيادي از دموكرات‌ها در اطراف اشنويه ديده شده‌اند و احتمال حمله آن‌ها به منطقه وجود دارد.

با وجود اعلام اين خبر باز هم سربازان به اين موضوع چندان اهميت ندادند و قضيه را جدي نگرفتند. تا اينكه در روز اربعين در حالي كه شهر به كلي تعطيل بود و مردم اشنويه به همراه سربازان ارتش، سپاه و ژاندارمري با حركت به سوي مسجد در حال عزاداري بودند، ناگهان نيروهاي ضد انقلاب شهر را در محاصره خود گرفتند و شروع كردند به تير اندازي و شليك به سمت مردم عزادار.

با حضور كومله‌ها و تيراندازي آن‌ها به سمت مردم بلافاصله  نيروهاي نظامي مستقر در شهر كه در لحظه اول غافلگير شده بودند، دست به اسلحه بردند و به مقابله با آن‌ها پرداختند.

خيلي زود شهر صحنه درگيري دو گروه شد و شدت آتش به حدي رسيد كه تا آن زمان در اين منطقه بي‌سابقه بود. اين درگيري‌ها تا فرداي آن روز ادامه پيدا كرد و شهر با دفاع مردم و نيروهاي نظامي از محاصره كومله‌ها خارج شد، در حالي كه 25 بارزاني، دو ارتشي و تعدادي از نيروهاي بسيج و سپاه در جريان اين درگيري و مبادله آتش به شهادت رسيدند.

اگر چه نيروهاي نظامي در پايان كومله‌ها را فراري دادند و تلفات زيادي بر آن‌ها وارد كردند، اما اگر مسائل حفاظتي جدي‌تر گرفته مي‌شد و نيروهاي ما به هشدارها توجه بيشتري مي‌كردند، شايد اين اتفاق با اين وسعت و دامنه پيش نمي‌آمد.

 

تاريخ حادثه: 20/7/62  اشنويه

دلدادگان مهدي با جبهه خو گرفتند      از حب سرور خود،‌خوش آبرو گرفتند

رهوار سوي جانان رفتند و شام حمله      جام شهادت خويش، از دست او گرفتند2

 

پانوشته‌ها :

1. سرباز وظیفه رضا توسلیان؛ جمعی لشکر 64 پیاده ارومیه

2. فرزاد بیطرف (محزون)؛ آتش دل، ایران سبز 86

 

منبع: سرباز و خاطرات دفاع مقدس،صدیقی، سیامک،1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده