نبردهای اهواز و سوسنگرد
بخش بیست و هشتم: روز 16 دي ماه آغاز شد، در حالي كه شب قبل بدون هرگونه حادثهاي سپري گرديد. با آغاز روز 16 دي ماه لشكر 16 زرهي آرايش كامل حمله به خود گرفت، تا به سمت شرق پيشروي كند و رئيس جمهور و تيمسار فلاحي نيز به منطقه نبرد رفتند، تا در هنگام پيشروي همراه فرمانده لشكر باشند. حس ششم به من الهام ميكرد كه دشمن قتلگاهي براي لشكر 16 تهيه ديده است و منتظر است اين لشكر چند كيلومتر به سمت شرق پيشروي كند تا با يك حركت سريع از جنوب به شمال راه عقبنشيني اين لشكر را ببندد و با حمله از شرق به غرب و از جنوب به شمال لشكر را محاصره و نابود سازد.

بر اساس اين احساس، صدور دستور حمله را تا ساعت 1000 به تأخير انداختم و در ساعت 0930 اين دستور به لشكر داده شد «با استفاده از تمام امكانات زميني و هوايي ، منطقه جنوب و غرب لشكر به ويژه جفير و ام‌الغفار شناسايي شود و از پاك بودن منطقه اطمينان حاصل گردد و تأمين كامل منطقه غرب سوسنگرد در كرانه رودخانه نيسان برقرار شود تا تدابير لازم براي ادامه عمليات اتخاذ گردد»

چند دقيقه بعد، خلبانان هواپيماهاي خودي كه بر فراز منطقه نبرد به پرواز درآمده بودند، گزارش دادند: نيروهاي دشمن در حوالي ام‌الغفار وام‌الفصيح واقع در جناح جنوبي لشكر 16 زرهي متمركز شده و آماده حمله مي‌شوند. بر اساس اين گزارش خلبانان، به لشكر 16 دستور داده شد؛ آماده براي خنثي كردن حمله دشمن از سمت جنوب به شمال از شرق به غرب باشند. زيرا برآورد گرديد احتمالاً واحد لشكر 5 مكانيزه عراق كه در حوالي جفير مستقر بود، از شرق به غرب به واحدهاي لشكر 16 زرهي حمله كند.

اين مشاهدات خلبانان سبب شد كه صدور دستور حمله تا روشن شدن وضعيت دشمن به تأخير بيفتد. در اين زمان تيپ 2 لشكر 92 زرهي نيز مواضع پدافندي خود را در جنوب جاده حميديه سوسنگرد ترك كرده و بنا به دستور فرمانده لشكر 16 در منطقه هويزه مستقر شده بود، تا مأموريت تأمين جناح جنوب غربي آن لشكر را در محور عمومي هويزه جفير برقرار سازد. ولي عملاً عناصر اين تيپ گسترش عمليات تأميني را انجام نداده بودند، بلكه به حالت استقرار در منطقه تجمع تاكتيكي قرار داشتند و هيچ عنصر تأميني در منطقه عقب و جنوب لشكر 16 در جنوب کرخه‌کور گسترش نيافته بود.

لذا هر گونه حمله دشمن از اين دو سمت به ويژه از سمت جنوب مستقيماً پهلوي جنوبي عناصر اصلي حمله‌ور لشكر را مورد هدف قرار مي‌داد. در ساعت 0920 وجود دو گردان تانك دشمن به نام‌هاي غزه و طارق در پهلوي جنوبي لشكر 16 تشخيص داده شد و بالاخره در ساعت 0930 حمله متقابل دشمن آغاز گرديد كه از منطقه عملياتي تيپ 2 زرهي كه در جنوب آبادي فردوس و سعدون حمودي مستقر بود، شروع شد. يعني در حقيقت حمله متقابل دشمن، ابتدا به نوك واحدهاي لشكر 16 اجراء شد و در سمت جنوب شرقي به طرف شمال غربي اجراء گرديد و چند دقيقه بعد حركت واحدهاي لشكر 5 مكانيزه عراق از پادگان حميد به سمت کرخه‌کور مشخص گرديد.

بالاخره در ساعت 0950 حمله چند جانبه دشمن از جنوب و شرق به عناصر گسترش يافته لشكر 16 آغاز شد، در حالي‌كه اين عناصر در زمين كاملاً باز و بدون داشتن كمترين شرايط مناسب دفاعي استقرار داشتند.

نظر به اين‌كه تیپ1لشكر 16 در جناح جنوبي آرايش حمله قرار داشت، حمله متقابل نيروهاي دشمن كه از جنوب به شمال به اجراء درآمد، بر پهلوي راست اين تيپ هدايت گرديد.

ولي تيپ توانست حمله اول را كه احتمالاً با عناصر جلو‌دار و سبك دشمن اجراء شد، دفع كند. اما 30 دقيقه بعد يعني در ساعت 1025 تيپ گزارش داد؛ مجدداً از پهلوي راست به آن تيپ حمله شد و از اين ساعت به بعد حمله متقابل سنگين دشمن كاملاً مشخص گرديد و ادامه پيشروي لشكر 16 امكان‌پذير نشد و الزاماً لشكر مجبور شد در مقابل پاتك دشمن پدافند كند. گرچه عموماً قضاوت كردن درباره مسائلي كه در شرايط زماني و مكاني خاصي به وقوع پيوسته بسيار مشكل است، ولي بررسي حوادث نشان مي‌دهد كه لشكر 16 به هيچ وجه آمادگي مقابله با اين تهديد را نداشت و اقدامات تأميني يا به اصطلاح نظامي اصل تأمين كه يكي از اصول مهم نه‌گانه جنگ است، مورد توجه چنداني قرار نگرفته بود.

با وجود اين‌كه در تدبير كلي عمليات، تيپ 2 لشكر 92 زرهي به منظور برقراري تأمين جناح غرب و جنوب لشكر 16 در اختيار آن لشكر قرار داده شده بود، ولي عملاً از اين تيپ براي اين مأموريت استفاده نشده بود. حتي يك گردان آن تيپ كه جمعاً فقط سه گردان داشت، در زير امر تیپ3لشكر 16 قرار داشت كه در ساعت 1040 لشكر به تیپ3دستور داد؛ اين گردان را رها سازد. از ساعت 1100 روز 16 دي ماه، دشمن با آتش‌هاي بسيار سنگين توپخانه و تانك و موشك تمام عناصر لشكر 16 زرهي را به زير آتش گرفت. علاوه بر اين تهديد بسيار جدي، در منطقه غرب سوسنگرد نيز نيروهاي دشمن به حركت درآمدند و تهديد از دو جبهه غرب و جنوب براي لشكر 16 ايجاد شد و هواپيماهاي دشمن نيز در منطقه به پرواز درآمدند و هواپيماهاي ما نتوانستند برتري هوايي را كه در روز قبل داشتند، حفظ كنند. در ساعت 1140 هواپيماهاي دشمن یگان‌هاي تیپ1زرهي را بمباران كردند كه صرف نظر از اثرات انهدامي واقعي آن، اثرات رواني آن بر رزمندگان ما قابل ملاحظه بود.

يكي از علل بروز اين حوادث ناگوار، ضعف اطلاعاتي ما بود كه بارها بدان اشاره شده است، يك نمونه از اين ضعف در همين زمان ديده شد. در حالي‌كه نيروهاي متجاوز عراق كه شامل عناصر لشكر 9 زرهي و 5 مكانيزه بودند، حمله متقابل شديد با لشكر 16 زرهي كرده بودند، لشكر 92 زرهي گزارش داد: نيروهاي دشمن در منطقه جنوب غربي اهواز در حال عقب‌نشيني هستند. در صورتي‌كه اين نيروها نه تنها عقب‌نشيني نمي‌كردند، بلكه براي رسيدن به منطقه حمله متقابل از جنوب شرقي به شمال غربي در حركت بودند.

نكته بسيار حائز اهميت، زمان حمله متقابل دشمن بود. نيروهاي دشمن تا حدود ساعت 0930 اقدام به حمله نكردند و چنين برآورد گرديد كه دشمن در نظر داشت عناصر لشكر 16 زرهي با آرايش حمله به حركت درآيد و مسافتي را پيشروي كند، بعد عناصر دشمن ناگهاني به آن لشكر حمله كند و فرصت اشغال مواضع پدافندي به آن لشكر را ندهند. زيرا به هر حال براي دشمن معلوم نبود كه عناصر اين لشكر كه از ساعت 1600 ديروز در آن منطقه متوقف بودند، مواضعي را تهيه نكرده باشند. بدين منظور طبق اصول تاكتيكي بايستي دشمن صبر مي‌كرد كه نيروهاي ما از مواضع پدافندي احتمالي خارج شوند، بعد در زمين باز آن‌ها را گرفتار آتش‌هاي ضد تانك و تير مستقيم سازد.

بنابراين به جرأت مي‌توان گفت كه اگر دستور حمله صادر شده بود و لشكر 16 پيشروي را آغاز كرده بود، دشمن مي‌توانست تمام عناصر اين لشكر را منهدم سازد. به هر حال نبرد بسيار سختي بين نيروهاي ما و نيروهاي دشمن درگرفت كه متأسفانه نيروهاي ما آمادگي كافي براي اين نبرد نداشتند. گفتيم علاوه بر تهديد از سمت جنوب از سمت غرب نيز تهديدي در حال شكل‌گيري بود كه لشكر 16 به هيچ‌وجه نمي‌توانست درباره آن اقدامي به عمل آورد. لذا قرارگاه جنوب با استفاده از ساير عناصر رزمنده از جمله بالگردهاي رزمي و سپاه پاسداران و ژاندارمري هدايت عمليات مقابل با تهديد از غرب را به عهده گرفت.

خوشبختانه در روز 16 دي ماه، اين تهديد عملاً فعال نشد و عناصر زرهي و مكانيزه دشمن كه از غرب به كرانه غربي رودخانه نيسان نزديك شدند و تصور مي‌رفت قصد عبور از آن رودخانه و پيشروي به سمت هويزه را دارند، در غرب رودخانه متوقف شدند و سپاه پاسداران توانست كرانه شرقي رودخانه نيسان به ويژه پل‌هايي را كه در حوالي آبادي الوان و مشرفه بودند تأمين كند و موقتاً اين تهديد خنثي گرديد، ضمن اين‌كه عناصري از گردان 148 پياده نيز كه براي برقراري تأمين غرب منظور شده بود، سپاه پاسداران آن منطقه را تقويت كرد.

فعاليت هواپيماهاي دشمن در منطقه نبرد به قدري شديد شد كه تيمسار فلاحي كه شخصاً در آن منطقه حضور داشت، از قرارگاه جنوب خواست سريعاً از نيروي هوايي خودي درخواست كند، تعدادي هواپيماي اف-14 به منطقه نبرد اعزام كند و هواپيماهاي دشمن را نابود و يا وادار به فرار نمايد. از ساعت 1200 فشار دشمن فوق‌العاده شديد شد. فرمانده لشكر از قرارگاه اصلي لشكر خواست، هر اندازه كه مقدور باشد وسايل و تجهيزات و مهمات و تانك و توپخانه در منطقه عقب جمع‌آوري كند و به منطقه نبرد اعزام نمايد.

از ساعت 13 حمله دشمن به تیپ1زرهي در سه محور شرقي و جنوبي و غربي اجراء شد. تمام تلاش لشكر و نيروي هوايي و هوانيروز به كار گرفته شد تا اين حملات دشمن را دفع نمايد. طبق گزارش تیپ1در حدود ساعت 14 نيروهاي دشمن به يك كيلومتري محل استقرار تيپ و به مسافت تيررس سلاح ضدتانك رسيدند. شديدترين نبرد زرهي كه احتمالاًدر طول جنگ نظير آن تكرار نگرديد، بين لشكر 16 زرهي ما و لشكر 9 زرهي دشمن درگرفت. اما دشمن در اين نبرد زرهي از يك امتياز بسيار مهمي برخوردار بود كه ما فاقد آن بوديم و آن وجود موشك‌اندازهاي ضدتانك ماليوتكا با پايه پرتاب زميني بود. اين موشك‌هاي ضدتانك از روي نفربرهاي زرهي پي ام پي1، ساخت شوروي نيز پرتاب مي‌شد و سه كيلومتر برد داشت كه ارتش ايران نيز در زمان قبل از انقلاب حدود 800 دستگاه از اين نوع نفربرها را از كشور شوروي خريداري كرده بود، ولي اين نفربرها در سال 1357 يعني سال انقلاب تحويل واحدهاي ارتش شدند كه به علت شرايط بحران انقلاب واحدهاي ما نتوانستند آن‌ها را در سازمان خود جذب كنند. ضمن اين‌كه موشك ضد‌تانك ماليوتكا و پايه‌هاي پرتاب زميني آن به واحدها تحويل نشده بود و احتمالاً خريداري نگرديده يا كشور شوروي آن را به ارتش ايران نداده بود، زيرا موشك اصلي ضدتانك ارتش ايران، تاو ساخت آمريكا بود. به هر حال موشك ضد‌تانك ماليوتكا با پايه پرتاب زميني منهدم كننده تانك‌هاي ما در ماه‌هاي اول جنگ بود و در نبرد مورد بحث نيز دشمن همين استفاده را از آن‌ها برد.

براي روشن شدن مطلب لازم به يادآوري است كه پايه پرتاب زميني اين موشك به اندازه يك چمدان متوسط بود كه يك نفر پياده در پناه يك خاكريز كوچك مي‌توانست آن را مستقر كند و موشك را بر آن سوار نمايد و با حركت يك عامل كنترل كننده موشك آن را به سمت هدف روانه نمايد. و با توجه به اين‌كه برد اين موشك حدود سه كيلومتر بود، نفر پياده بدون هيچ‌گونه احساس خطر و نگراني مي‌توانست به سادگي اين وظيفه را انجام دهد. در حالي‌كه پايه پرتاب موشك تاو آمريكا كه دو نوع بود؛ يك نوع روي نفربر زرهي آمريكايي سوار مي‌شد و نوع ديگر پايه پرتاب زميني داشت كه روي خودرو جيپ نيز سوار مي‌شد، نسبتاً بزرگ و حجيم و سنگين بود و اختفاي آن در پشت مواضع كوچك امكان‌پذير نبود. لذا آسيب‌پذيري آن نسبت به پايه پرتاب ماليوتكا بسيار زياد بود. دشمن در نبرد کرخه‌کور از اين امتياز بهره كامل را برد و سنگين‌ترين تلفات را بر ما وارد كرد.

 به ترتيب كه زمان جلو مي‌رفت، فشار دشمن به تیپ1لشكر 16 زرهي شديدتر مي‌شد. با وجود اين كه توپخانه لشكر 16 با حداكثر حجم آتش نيروهاي دشمن را زير آتش گرفته بود، ولي در منطقه وسيعي، اين آتش‌ها نيز كارايي چنداني نداشت. فرمانده لشكر تصميم گرفت؛ با برداشت عناصري از تيپ 2 و 3  و واگذاري آن به تيپ يك، اين تيپ را تقويت كند. لذا به تيپ 2 زرهي دستور داد يك گروهان تانك به منطقه تیپ1زرهي اعزام كند. از تیپ3 نيز يك گروهان به تیپ1واگذار شد. ولي نيروهاي حمله‌ور دشمن كه حداقل يك تيپ كامل زرهي برآورد مي‌گرديد، قوي‌تر از آن بود كه با دو گروهان قابل جلوگيري باشند. ضمناً لازم به يادآوري مجدد است كه استعداد رزمي واحدهاي ما حدود 30 تا 40 درصد بود. لذا وقتي‌كه عنوان گردان وتيپ و لشكر به كار برده مي‌شود، بايد توجه شود اين عنوان فقط ظاهر سازماني را نشان مي‌داد و باطن آن سازمان يك رده پايين‌تر بود.

در حدود ساعت 1500 روز 16 دي ماه، فشار دشمن به تیپ1به اوج خود رسيد. با اين وجود، هنوز تيپ با تحمل تلفات سنگين در همان محل استقرار در مقابل نيروهاي دشمن مقاومت مي‌كرد. در اين ساعت، يك واحد دشمن از سمت عقب به تیپ1حمله كرد. براي خنثي كردن اين حمله 9 فروند بالگرد رزمي به منطقه اعزام شد و تا حدودي نيروهاي دشمن را تارومار كرد.

لشكر 16 به مرور عناصر تيپ 2 لشكر 92 و تیپ3سازماني را نيز به منطقه تیپ1تغيير مكان داد، تا آن تيپ را از انهدام كامل برهاند. ولي وضع تیپ1لحظه به لحظه بحراني‌تر مي‌شد و به علت مصرف زياد، مهمات نيز در شرف اتمام بود. به نحوي كه در ساعت 1540 فرمانده تیپ1گزارش داد، همه عناصر تيپ در حال انهدام هستند و به لشكر پيشنهاد كرد خيز به خيز به سمت شمال عقب‌نشيني نمايد. فرمانده لشكر با عقب‌نشيني يك خيز موافقت كرد. اما در عمل فرمانده تيپ متوجه شد كه هر گونه حركت از مواضع سبب انهدام خواهد شد. و به فرمانده لشكر اطلاع داد؛ عقب‌نشيني مقدور نيست و درخواست اعزام واحد تقويتي براي ادامه مقاومت كرد.

اما بالاخره لحظه بسيار ناگوار اثرات فشار دشمن فرا رسيد و اختلال و بي‌نظمي در واحد هاي تیپ1آغاز شد و عناصري بدون دستور شروع به عقب‌نشيني و فرار از صحنه نبرد كردند. به نحوي كه در ساعت 1545 فرمانده تيپ گزارش داد: تمام عناصر تيپ عقب رفتند. فرمانده لشكر به تیپ3 دستور داد، به منطقه تیپ1حركت كند و جلوي پيشروي دشمن را بگيرد، تا شايد فرمانده تیپ1بتواند عناصر پراكنده آن تيپ را جمع‌آوري و به منطقه نبرد برگرداند. در اين موقع تيپ 2 لشكر 92 زرهي هنوز در حوالي هويزه مستقر بود و وارد عمل نشده بود. فرمانده لشكر با به كار‌گيري تيپ 2 و 3 زرهي توانست به طور موقت از ادامه پيشروي دشمن جلوگيري كند و به تیپ1نيز دستور داد؛ عناصر پراكنده را جمع‌آوري كند. روحيه فرمانده لشكر بسيار قوي بود. به فرمانده تیپ1هشدار داد كه دشمن ضعيف‌تر از آن است كه بتواند ما را نابود كند، ما پاسخ دشمن را مي‌توانيم بدهيم.

درباره عقب‌نشيني نامنظم لشكر، يكي از افسران قرارگاه جنوب كه در صحنه نبرد حاضر بود، مشاهدات خود را چنين گفت كه تانك‌ها و نفربرها با وضعي بسيار آشفته خود را به جاده حميديه سوسنگرد رساندند و حركت را به سمت حميديه ادامه دادند. در اين هنگام رئيس جمهور و تيمسار فلاحي نيز كه در صحنه نبرد حضور داشتند، براي جلوگيري از فرار عناصر لشكر خود را به جاده حميديه سوسنگرد رساندند و با كمك افسر نماينده قرارگاه جنوب توانستند جلوي تانك‌ها را بگيرند و آن‌ها را متوقف سازند. به نحوي كه جاده بسته شد و بقيه تانك‌ها و خودروها نتوانستند به عقب‌نشيني ادامه دهند.

رئيس جمهور و تيمسار فلاحي و اين افسر براي خدمه تانك‌ها و خودروها صحبت كوتاه و مهيج كردند و آن‌ها را ترغيب به بازگشت به منطقه نبرد نمودند. حضور اين شخصيت‌ها فوق‌العاده مؤثر افتاد و افراد لشكر با شرمساري خودروها را برگرداندند و به منطقه نبرد مراجعت كردند. در اين زمان، عامل تاريك شدن هوا به كمك نيروهاي ما آمد و تاريكي شب آغاز شد، لذا به مرور فشار دشمن كاسته شد. فرمانده تیپ1توانست با كمك فرماندهان گردان عناصر پراكنده را جمع‌آوري كند و در حوالي کرخه‌کور مستقر نمايد.

اين وضع، نگراني بسيار سختي در قرارگاه جنوب به ‌وجود آورد. زيرا تيپ 2 لشكر 92 زرهي كه از حميديه سوسنگرد پدافند مي‌كرد، مواضع پدافندي را ترك كرده و به هويزه اعزام شده بود. بنابراين چنان چه لشكر 16 زرهي نمي‌توانست جلوي پيشروي دشمن را در حوالي کرخه‌کور يا حداقل در همان مواضع جنوب جاده حميديه سوسنگرد سد نمايد، تلاش جانبازانه سه ماهه اول جنگ كه براي نگهداري حميديه سوسنگرد به كار برده شده بود، به هدر مي‌رفت و سوسنگرد به اشغال نيروهاي دشمن درمي‌آمد و حميديه و سپس اهواز نيز مجدداً مورد تهديد جدي دشمن قرار مي‌گرفت. احساس اين خطر بسيار بزرگ، سبب شد كه با حداكثر تلاش ممكن از بروز چنين فاجعه‌اي جلوگيري شود. لذا تمام امكانات موجود هوايي و بالگرد و توپخانه براي پشتيباني لشكر به كار گرفته شد و لشكر تيپ‌هاي 2 و 3 زرهي را نيز براي فشار آوردن به دشمن فعال‌تر كرد. تيپ 2 زرهي از هويزه به سمت شرق حركت نمود و جناح غربي دشمن را مورد تهديد قرار داد.

با فرا رسيدن تاريكي شب، جبهه نسبتاً آرام شد و تیپ1توانست شهدا و مجروحين خود را كه نسبتاً زياد بودند، به منطقه عقب تخليه نمايد. از ساعت 1700 آشفتگي وضعيت عناصر لشكر تا حدودي كاهش پيدا كرد و عناصر فراري جمع‌آوري و به حوالي هويزه برگردانده شدند. فرمانده تيپ تجديد سازمان را آغاز كرد. نكته جالب توجه در اين لحظات بسيار حساس، روحيه قوي فرماندهان است. از بررسي پيام‌هاي مبادله شده چنين برمي‌آيد كه فرمانده لشكر و فرماندهان تيپ از روحيه بسيار بالايي برخوردار بودند و در آن شرايط بسيار سخت خود را نباخته بودند چنان كه در همان زمان پيامي بين فرماندهان مبادله شده كه (پيروزي با ما است) و در پيامي ديگر فرمانده لشكر گفته است «كارها درست مي‌شود نگران نباشيد»

يك موضوع كلي مربوط به جنگ در اين روز كه فوق‌العاده حائز اهميت است، حمله پيش‌بيني شده فرماندهي اروند در منطقه ماهشهر و آبادان بود كه شرح آن در كتاب مربوطه بيان شده است. با وجود اين كه قرار بود هم‌زمان با حمله لشكر 16 زرهي در منطقه کرخه‌کور، فرماندهي اروند نيز در منطقه ماهشهر آبادان حمله كند، ولي آن فرماندهي در آن روز و روز بعد فعاليتي نكرد تا حداقل احتياط لشكر 3 زرهي عراق را كه در منطقه خرمشهر بود درگير سازد و مانع اعزام آن به منطقه کرخه‌کور شود. دليل اين امر براي نگارنده روشن نگرديد. حمله مورد نظر فرماندهي اروند در روز 20 دي ماه به مورد اجراء گذاشته شد كه با شكست كامل مواجه گرديد.

در پايان روز 16 دي ماه، رئيس جمهور طي پيامي از قرارگاه جنوب خواست وضعيت منطقه فرماندهي اروند را به اطلاع او برساند. با تماسي كه با ستاد فرماندهي اروند گرفته شد، پاسخ داده شد وضعيت كاملاً عادي است.

تلاش جانبازانه رزمندگان ما در مصاف با دشمن متجاوز، سبب بالا رفتن فوق‌العاده مصرف مهمات شد. لذا در پايان روز 16 دي ماه، مسئله بغرنج ديگري كه پيش آمد، تدارك مهمات بود. با توجه به اين كه مهمات مورد نياز بايستي از انبارهاي دوكوهه در شمال انديمشك يا خرم‌آباد و كارون و يا حتي از نقاط دورتر به منطقه سوسنگرد حمل مي‌شد، رساندن مهمات به منطقه نبرد مدت زمان قابل ملاحظه‌اي طول مي‌كشيد.

 ولي به هر حال با تلاش فوق‌العاده مسئولين، مهمات مورد نياز تأمين شد و از اين نظر وقفه‌اي در جريان نبرد ايجاد نشد. در همان روز 16 دي ماه، مقدار قابل توجهي مهمات به منطقه نبرد حمل گرديد و در اختيار عناصر لشكر 16 زرهي قرار گرفت و در ساعت 1750 بين واحدها تقسيم شد. با آغاز تاريكي شب، لشكر به تیپ3 زرهي دستور داد؛ در شمال کرخه‌کور مواضع پدافندي را اشغال و آرايش كند. قرارگاه جنوب به لشكر اطلاع داد، عناصر تازه نفس دشمن در حال ورود به منطقه نبرد هستند.

لذا دستور داد در صورت امكان تيپ 2 لشكر 92 زرهي به شمال کرخه‌کور تغيير مكان كند و مواضع پدافندي را كه قبلاً در جنوب جاده حميديه سوسنگرد تهيه كرده بود، اشغال نمايد و عناصر لشكر نيز مواضع پدافندي را در حوالي کرخه‌کور تهيه و تحكيم كنند و آماده براي جلوگيري از پيشروي دشمن به سمت شمال باشند. بر اين مبنا لشكر در همان مواضع حوالي کرخه‌کور آرايش پدافندي اتخاذ كرد، ولي تيپ 2 لشكر 92 زرهي را به مواضع قبلي برنگرداند. زيرا اين تيپ در جنوب شرقي هويزه با دشمن درگير شده بود. نيروهاي دشمن نيز شبانه تقويت شدند و ورود یگان‌هاي زرهي و مكانيزه جديد دشمن به منطقه نبرد كاملاً مسلم گرديد لذا روز 16 دي ماه در حالي به پايان رسيد كه انتظار مبارزه سرنوشت‌ساز بين نيروهاي ما و دشمن به وجود آمده بود.

علاوه بر مشكلاتي كه براي لشكر 16 زرهي به وجود آمده بود، يك مسئله نسبتاً بحث‌انگيز نيز درباره افراد سپاه پاسداران شركت كننده در اين نبرد به وجود آمد. قبلاً گفتيم كه در روز 14 دي ماه حدود 300 نفر از افراد سپاه پاسداران اهواز و سوسنگرد در زير امر لشكر 16 زرهي قرار گرفتند. اين عده در دو گردان 150 نفري سازمان‌دهي شدند و هر گردان با يكي از تيپ‌هاي 1 و 3 لشكر وارد عمليات شد. اما به علل ناهم‌آهنگي كلي كه در شرايط جنگ وجود داشت، عناصر لشكر 16 زرهي نتوانستند با اين عده ارتباط نزديك فرماندهي برقرار سازند. در روز 15 دي ماه اين یگان‌هاي پاسدار به همراه عناصر لشكر وارد میدان كارزار شدند. ولي چگونگي ادامه تلاش آن‌ها روشن نبود. در روز 16 دي ماه كه لشكر مورد پاتك دشمن قرار گرفت، اصولاً وضعيت یگان‌هاي پاسدار كاملاً از وضعيت لشكر جدا شد و در مدارك در دسترس هيچ گونه اشاره‌اي درباره وضعيت اين افراد مشاهده نمي‌گردد. اما با مصاحبه‌هايي كه بعد از عمليات با تعدادي از عناصر پاسدار شركت كننده به عمل آمد، تا حدودي چگونگي امر را روشن مي‌سازد كه ما در پايان همين بخش، قسمتي از آن مصاحبه‌ها را بيان مي‌كنيم. در اين جا فقط به ذكر اين نكته اكتفا مي‌شود كه با وجود اين‌كه يك لشكر زرهي ما در خطر انهدام كامل قرار گرفت و تلفات نسبتاً سنگيني به آن وارد شد، به ويژه ضايعات تانك و نفربر آن لشكر بسيار سنگين بود، اما انعكاس تلفات عناصر پاسدار خيلي حادتر از تلفات لشكر بود و اين مسئله مدت‌ها مورد بحث محافل عمومي بود. در صورتي كه اولاً همه آن سيصد نفر پاسدار از بين نرفته بودند، دوم اين كه علت به وجود آمدن چنان وضعيت براي كسي روشن نبود و فقط پاسداران شركت كننده كه توانسته بودند به موقع عقب‌نشيني كنند، از چگونگي امر آگاهي كامل داشتند، لذا با هم به گفتار آنان كه در پايان اين بخش خواهد آمد اكتفا مي‌كنيم.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده