عملیات والفجر2
بخش هشتم: ادامه خاطرات رزمندگان از عملیات سرهنگ 2 زرهی ابوالقاسم ساسان افسر عملیات لشکر 64 پیاده من شخصاً در عملیات والفجر2 شرکت نداشتم و مسئولیت من عملیات ستادی و طرح ریزی بود. اختلاف اساسی که منطقه عملیات والفجر2 با مناطق دیگر داشت، آن بود که نیروهای ما در این منطقه علاوه بر دشمن خارجی با عناصر ضد انقلاب نیز درگیر بودند . در نتیجه منطقه عقب و راههای تدارکاتی ما نا امن بود . یکی از امتیازات عملیات والفجر2 برای ما آن بود که در صورت موفقیت در نبرد با دشمن خارجی اولاً؛ راههای کمک رسانی به ضد انقلاب را می بستیم یا حداقل محدود میکردیم، دوم این که قدرت نظامی خود را به دشمن نشان می دادیم.

درباره طرح عملیات، اصولا کلیات طرحها در رده های بالاتر تهیه مي‌شد و مأموريتهای اجرایی به رده های پایین تر ابلاغ مي‌گرديد. بنابراین طرح اصلی عملیات در قرارگاه‌های بالاتر تهیه شده بود و مأموريت لشکر 64 نیز تعیین گردیده بود. وظیفه کلی ستاد لشکر ابلاغ مأموريت به رده های پایین تر و نظارت بر اجرای آن بود . در حقیقت واحدهای اجرایی به صورت نیمه مستقل در نبرد شرکت داشتند و مستقیما تحت نظارت ستاد هدایت کننده عملیات عمل مي‌كردند . ستاد لشکر بیشتر با مسائل لجستیکی عملیات درگیر بود.

 برادر پاسدار جعفر مظاهری مسئول طرح و عملیات تیپ انصار الحسین(ع)
بعد از آن که یک سری عملیات کربلا 1 تا کربلا 10 به منظور بیرون کردن نیروهای متجاوز عراق از مناطق اشغالی ایران اجرا شد، مرحله دوم عملیات کلی نیروهای ایران با عنوان عملیات زنجیره ای والفجر آغاز گردید که هدف آن نفوذ به داخل خاک عراق بود. در عملیات والفجر2 هدف اصلی رسیدن به کربلا و قدس به صورت مرحله ای بود. اما هدف وي‍ژه‌اين عملیات، خنثی کردن اثرات تبلیغات جهانی درباره  عدم کنترل ایران  در منطقه کردستان  بود. چنین  پیش بینی شده بود که  در
صورت اجرای عملیات در منطقه مرزی کردستان، به جهانیان ثابت خواهد شد که منطقه کردستان ایران آن چنان که تبلیغ شده بود، برای نیروهای ایران ناامن نیست. زیرا نیرویی که از امنیت منطقه عقب خود اطمینان نداشته باشد، نمی تواند پیشروی کند. هدف دیگر در عملیات والفجر2، نشان دادن قدرت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به افراد ضدانقلاب و بستن راههای تدارکاتی آنان از مرز عراق در آن منطقه بود.
اما یک هدف تاکتیکی مهم نیز در منطقه وجود داشت و آن پادگان حاج عمران عراق بود. عملیات بدین نحو شروع شد که برای پیشروی ، دو محور تمرچین و قمطره در نظر گرفته شده بود. اقدامات مقدماتی شامل شناسایی و بررسی های منطقه و نحوه گسترش مواضع و موانع دشمن انجام شد و مشکلات روشن گردید. اما روح شهادت طلبی ما خیلی بالاتر از آن بود که مشکلات بتواند مانع اجرای این عملیات شود.
بعد از مشخص شدن وضعیت استعداد و گسترش دشمن، طرح عملیاتی تهیه شد و همان دو محور تمرچین و قمطره برای پیشروی انتخاب گردید. هدف تاکتیکی این نبرد تصرف تنگه دربند بود . طرح این بود که این تنگه دور زده شود . برای این منظور افراد ما دو یا سه روز در منطقه دشمن راهپیمایی تاکتیکی کردند تا به عقب تنگه رسیدند. در مرحله اول نبرد قسمتی از هدف تصرف گردید. اما مشکلاتی نیز ایجاد شد. از جمله گردانی ارتفاع برده زرد را تصرف کرد ولی يگان‌های همجوار او نتوانستند هدفهای خود را بگیرند، در نتیجه آن گردان دو یا سه روز در محاصره ماند. فرمانده گردان گفته بود؛ اینجا برای ما نقش تنگه احد در غزوه احد صدر اسلام را دارد و ما باید آن را حفظ کنیم تا سایر يگان‌ها به این منطقه برسند.
نیروهای دشمن با آتشهای سنگین خود، فشار شدیدی به ان گردان وارد و تلفات سنگینی وارد کردند. اما ایثارگران سلحشور ما همچنان مقاومت کردند و گلوله باران دشمن و کمبود تدارکات بویژه آب و غذا و مهمات خللی در اراده قاطع آنها در راه دفاع از مکتب و میهن خود ایجاد نکرد . همین واحد با به غنیمت گرفتن یک توپ پدافند هوایی از دشمن، جاده رواندوز به پیرانشهر را تحت کنترل خود درآورده بودند و اجازه نمی دادند نیروهای دشمن از آن محور مواصلاتی استفاده کنند.
مقاومت آن رزمندگان شجاع به نتیجه مطلوب رسید. زیرا در آن منطقه نیروهای دیگری از ارتش اسلام هجوم کردند و با استفاده از همان نقطه اتکاء مواضع دشمن را منهدم ساختند و به هدفهای خود دست یافتند و یک عملیات الحاق گرچه به صورت ناقص در منطقه انجام شد. اما این منطقه برای دشمن نیز ارزش حیاتی داشت. لذا برای بازپس گرفتن آن تمام توان خود را به کار گرفت و موفق شد ارتفاعات 2519 را اشغال کند و با اشغال آن تهدید جدی برای تمام منطقه متصرف شده نیروهای ما ایجاد نماید. زیرا تشکیل خط پدافندی در مقابل 2519 خیلی مشکل بود.
بنابراین نیروهای ما بایستی به هر طریق ممکن آن را از دشمن بازپس می گرفتند .  برای این منظور اقدامات شناسایی و طرح ریزی انجام شد که تیپ ما نیز جزو یگان حمله کننده در این مرحله منظور گردیده بود. طرح ریزی جدید حدود سه روز طول کشید و بالاخره زمان شروع عملیات فرا رسید و حرکت آغاز شد . بعد از سه ساعت راهپیمایی به موضع حمله رسیدیم منطقه کوهستانی و صعب العبور بود . تنها محور مواصلاتی آن پیرانشهر – رواندوز بود و حرکت افراد پیاده در کوهستان به سختی انجام می گرفت.
افراد ما در هیچ شرایطی از یاد خدا و راز و نیاز او غافل نمي‌شدند و این وضع حالت بسیار  روحانی در منطقه نبرد ایجاد کرده بود. بالاخره ساعت شروع حمله فرا رسید و يگان‌ها از مسیرهای تعیین شده پیشروی کردند . پرچمهای رنگارنگی که در جلوی یگانها در اهتزاز بود، انسان را به تجسم جنگهای صدر اسلام می انداخت . شب بسیار تاریکی بود و سعی مي‌شد که از حرکت عده های چند صد نفری صدایی ایجاد نشود، در نتیجه کنترل حرکات خیلی مشکل بود. به همین جهت بعضی از يگان‌ها از مسیر خود منحرف شده بودند . این امر تا حدودی در کل عملیات اخلال ایجاد کرد. زیرا دو گروهان که راه اصلی را گم کرده بودند، همان یگانهایی بودند که بایستی هدف اصلی را می گرفتند . از تیپ انصارالحسین(ع) دو گردان شرکت کرده بودند. زمان، خیلی حساس بود تا روشنایی روز بیش از چهار ساعت نمانده بود در این موقع نیروهای ما کاملا در زیر میدان دید و تیر دشمن قرار داشتند . در صورت روشن شدن هوا امکان کوچکترین حرکتی از آنان سلب می شد. زمان به سرعت سپری می شد و لحظات حساس فرا می رسید، زیرا جان صدها انسان مومن در معرض خطر جدی بود .
 امکان برقراری ارتباط و هماهنگی بین نیروهای ما بسیار ضعیف شده بود. با تلاش فوق العاده موفق شدیم مسیرهای صحیح را تا حدودی پیدا کنیم  . در این موقع فقط نیم ساعت به آغاز روشنایی روز باقی مانده بود. اما بعضی از یگانها اعلام کردند که هنوز نمیدانند در چه موقعیتی هستند، لذا تمام امیدها در حال از بین رفتن بود و ما نمی توانستیم تصمیم بگیریم و اگر همانجا باقی می ماندیم و هوا روشن می شد، امکان از دست دادن صدها شهید وجود داشت.
بالاخره در آخرین لحظات نور امیدی ظاهر شد و در منطقه هدف تیراندازیهای نسبتا شدید که توام با گلوله های منور بود مشاهده گردید. وضعیت را از یگانهای خودی پرسیدیم، یگانی گفت ما در همین حرکت با دشمن درگیر شده ایم ولی نمیدانیم در کدام منطقه هستیم بالاخره با ادامه تماسها معلوم شدکه آن یگان به منطقه هدف نزدیک شده و یکی از مهم ترین ارتفاعات را تصرف کرده است. این امر سبب گردید سمت حمله تصحیح شود و هدف کاملا مشخص گردد. در نتیجه نیروهای ما به آن هدف هجوم بردند و آنرا تصرف کردند. اما بعد از روشن شدن هوا معلوم شد، در این راه نیروها، شهدای زیادی داده اند، ولی خون آنان بی نتیجه به زمین ریخته نشد.
با روشن شدن هوا، عملیات تحکیم هدف انجام گرفت و یک خط پدافندی تعیین و اشغال شد. در همان موقع پاتکهای نیروهای دشمن که با پشتیبانی حملات هوایی بود آغاز گردید . تمام آنها با فداکاری رزمندگان ما خنثی شد . یک بار دشمن اقدام به عملیات فریبنده چترباز با پرتاب عروسک کرد که بی نتیجه بود. قله ای را که ما فتح کردیم به نام قله آزادی نامگذاری شد.
همجوار با واحد ما يگان‌های لشکر نجف و تیپ سیدالشهدا(ع) وارد عمل شده بودند. طبق اظهارات این برادر ، قبل از شروع عملیات والفجر2 همین تیپ پدافند آن منطقه را بر عهده داشت . بعد از تحکیم هدف مورد نظر مشکلی که برای ما به وجود آمد تدارک يگان‌های خط مقدم پدافندی بود. زیرا جاده ای در آن منطقه وجود نداشت و تدارکات به وسیله نفر انجام می گرفت که هم زمان زیادی طول می کشید و هم به علت محدودیت قدرت نفر،  حمل بار به کندی انجام می گرفت.

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده