نبردهای اهواز و سوسنگرد
بخش بیست و هفتم: غرور، عامل شکست در شب 15 به 16 دي ماه شوراي عالي فرماندهي در محل اقامت رئيس جمهور كه در ساختمان باشگاه افسران ناحيه ژاندارمري اهواز بود، با حضور رئيس جمهور، دكتر چمران، تيمسار فلاحي، سرهنگ فكوري (وزير دفاع) و فرماندهان لشكرهاي 16 و 92 زرهي و جانشين عملياتي نيروي زميني (نگارنده) تشكيل شد و نتيجه عمليات در روز 15 دي ماه مورد بررسي قرار گرفت و مسئله چگونگي ادامه عمليات مطرح گرديد.

در طرح كلي عمليات، تيپ 2 لشكر 92 زرهي براي اين مأموريت پيش‌بيني شده بود. اما همان‌گونه كه قبلاً بيان شد، حفظ مواضع پدافندي موجود براي ما امري حياتي بود. لذا سعي بر اين بود كه تا برقراري مواضع پدافندي جديد در قسمت‌هاي آزاد شده از اشغال دشمن حتي‌المقدور مواضع پدافندي موجود حفظ شود. بدين جهت تيپ 2 لشكر 92 زرهي هنوز در همان مواضع پدافندي خود باقي مانده بود. با توجه به مقاومت نيروهاي دشمن در سمت شرق و ايجاد تهديد آن‌ها در سمت جنوب و نزديك شدن پايان روشنايي روز، فرمانده لشكر 16 زرهي در حدود ساعت 1600 به یگان‌هاي حمله‌ور دستور داد؛ در محل اشغالي متوقف شوند و پدافند دورادور اتخاذ نمايند.

قرارگاه جنوب به لشكر تأكيد كرد؛ براي تأمين جناح جنوبي لشكر حداقل يك گروه رزمي از عناصر تيپ 2 لشكر 92 به جنوب شرقي هويزه اعزام شود. فرمانده لشكر در اجرای اين دستور قرارگاه جنوب، به تيپ 2 زرهي دستور داد؛ يك گروه رزمي براي اجرای مأموريت ياد شده به هويزه اعزام كند و زير امر تيپ1 قرار دهد. به اين ترتيب از ساعت 1600 روز 15 دي ماه حمله لشكر 16 زرهي متوقف گرديد. در حالي‌كه مرحله اول عمليات و قسمت اول مأموريت با موفقيت درخشاني انجام شد و حدود 800 نفر از افراد دشمن به اسارت نيروهاي ما درآمدند و كرانه شمالي کرخه‌کور به طور كامل از وجود نيروهاي دشمن پاك شد و قسمتي از وسايل و تجهيزات يك تيپ زرهي دشمن منهدم شد و يا در منطقه رها گرديد كه به دست رزمندگان ما افتاد. از جمله تعدادي توپ سنگين دشمن بود.

اين امر نشان مي‌داد كه نيروهاي ما تا موضع توپخانه دشمن در حوالي کرخه‌کور رسيده‌اند. اين موفقيت درخشان كه در مدت شش ساعت نصيب لشكر 16 زرهي گرديد. با توجه به اين‌كه اولين موفقيت نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در عمليات آفندي در جنگ تحميلي بود، سبب ايجاد هيجانات رواني بيش از حد و در نتيجه غرور ناموجه رزمندگان ما گرديد.  با وجود اين‌كه از ساعت 1400 آثار عكس‌العمل شديد دشمن از همان مناطقي كه كراراً مورد توجه قرار گرفته بود ظاهر شد، ولي اين عكس‌العمل دشمن در رده لشكر و یگان‌هاي پايين‌تر چندان جدي تلقي نگرديد. با توجه به اين‌كه بر حسب اصول غيرقابل صرف نظركردن تاكتيك، هر یگاني كه در هنگام حمله به اختيار يا به اجبار متوقف مي‌شود، بايد فوراً وضعيت پدافندي كامل اتخاذ كند و از وضعيت موجود زمين منطقه عمليات به نحو كمال مطلوب استفاده نمايد.

در آن شرايط، كرانه شمالي کرخه‌کور مناسب‌ترين موضع بود و در دستور عملياتي نيروي زميني نيز به اين نكته اشاره شده بود، ولي سرمستي با ده پيروزي، چنان عناصر لشكر را مغرور كرده بود كه اصول و حتي دستورات فراموش شد و عناصر لشكر با همان شرايطي كه در حين حمله داشتند، در محل‌هاي متوقف شده باقي ماندند و اقدامات اساسي براي آرايش مواضع و ايجاد خاكريز و سنگر و جان‌پناه به عمل نيامد. به طوري‌كه در خاطرات بعضي از رزمندگان آمده است، افراد لشكر در شب 15 به 16 دي ماه با خيال راحت در منطقه به سر كردند كه گويي پيروزي روز 15 دي ماه را جشن گرفته‌اند. نظر به اين كه مأموريت بعدي لشكر ادامه پيروزي به سمت جنوب شرق براي تصرف پادگان حميد بود، فرماندهان رده بالاي لشكر نيز حساسيت زيادي نسبت به عدم تهيه مواضع پدافندي نشان ندادند. در حالي كه خطر بسيار بزرگي از طرف دشمن در كمين لشكر بود و آثار آن نيز در بعدازظهر روز 15 دي ماه به نحو بارزي مشاهده شده بود.

بعد از توقف كامل عناصر حمله، از ساعت 1700 آثار تهديد دوم نيز كه قبلاً احتمال آن مي‌رفت ظاهر شد و عوامل تأميني ما كه در جناح غربي منطقه در كرانه شرقي رودخانه مالكيه و نيسان مستقر بودند (غرب سوسنگرد هويزه) گزارش دادند، عناصري از دشمن از سمت غربي در محور بستان سوسنگرد به طرف شرق حركت كرده‌اند و به كرانه غربي نهر نيسان نزديك مي‌شوند. برآورد گرديد كه اين عناصر دشمن مأموريت دارند از نهر نيسان عبور كنند و هويزه را از سمت غرب تهديد نمايند و منطقه عقب لشكر 16 زرهي را در معرض خطر قرار دهند. در نتيجه، همان دو تهديد خطرناك كه از آغاز طرح‌ريزي مورد توجه قرار گرفته بود، عملاً به حال اجراء درآمد.

 براي بررسي چگونگي فعاليت دشمن در غرب سوسنگرد به بالگردهاي هوانيروز مأموريت داده شد، سريعاً به منطقه بروند و منطقه را شناسايي و بررسي كنند. نتيجه شناسايي اين بود كه يك واحد زرهي دشمن در غرب نيسان مستقر بوده ولي فعاليتي براي عبور از رودخانه نداشته است. اما به هر حال وجود عوامل تهديد كننده تأييد گرديد. لذا به لشكر 16 زرهي دستور داده شد با همكاري سپاه پاسداران و با استفاده از گردان سوار زرهي سازماني لشكر و همچنين تيپ 2 لشكر 92 زرهي، تأمين جناح غربي و منطقه عقب لشكر را به صورت مطمئني برقرار كند كه عين آن دستور چنين بود:

از قرارگاه نيروي زميني در جنوب به لشكر 16 زرهي

با تقدير فراوان از كليه پرسنل آن لشكر به خصوص رهبري فرمانده لشكر، دستور فرماييد تدابير لازم براي خنثي كردن هرگونه حمله متقابل دشمن از محور موازي کرخه‌کور و محور يزدنو هويزه و محور بستان سوسنگرد هويزه به عمل آيد. لشكر تجديد سازمان كند. آماده ادامه حمله بنا به دستور باشد، هر گونه پيشنهادي براي تقدير از پرسنل فداكار گزارش گردد تا اقدام شود.

 

اما از لشكر اطلاع رسيد كه آن لشكر مسئله پدافند از مناطق تصرف شده را مورد توجه جدي قرار نداده و براي ايجاد مواضع و خاكريز اقدامات اساسي به عمل نياورده و از همان پايان روز 15 دي ماه آرايش ادامه حمله را اساس مأموريت خود قرار داده است. چنان‌كه در ساعت 1920 لشكر گزارش داد: فردا بعد از تجديد سازمان، تك مجدد خواهيم كرد. لذا در پيام ديگري كه در ساعت 1930 از قرارگاه جنوب به لشكر 16 ارسال شد، چنين دستور داده شد كه همان‌گونه كه ابلاغ شد، ادامه حمله پس از اطمينان از خنثي شدن تهديد دشمن از غرب سوسنگرد بايستي اجراء شود. لذا آماده باشيد پس از اطمينان از موضوع ياد شده تك را بنا به دستور اجراء نماييد.

مسئله تهديد دشمن از غرب سوسنگرد تا پايان روز 15 دي ماه، به طور جدي مورد بررسي قرار گرفت و آخرين گزارش حاكي بود كه نيروهاي دشمن در غرب رودخانه مالكيه و نيسان زمين‌گير شده‌اند و تأمين جناح غربي به وسيله نيروهاي خودي برقرار شده است. لشكر براي آمادگي كامل جهت ادامه حمله، گردان‌هاي توپخانه سازماني خود را به سمت جنوب تغيير موضع داد تا آن‌ها امكان پشتيباني داشته باشند.

عمليات روز 15 دي ماه در منطقه جنوب غربي اهواز و کرخه‌کور در حالي به پايان رسيد كه تلاش فرعي عمليات كه به وسيله لشكر 92 زرهي اجراء مي‌شد، كاملاً ناموفق بود و يك تلاش محدود نيز كه به وسيله گروه نامنظم دكتر چمران در مركز منطقه عمليات، واقع در جنوب حميديه و جنوب کرخه‌کور هدايت مي‌شد، به نتيجه‌اي نرسيد. زيرا افراد اين گروه تلاش كردند؛ با عبور از کرخه‌کور در حوالي آبادي فرسيه و پيشروي به سمت كوهه و دب سعيد گوشه شمال غربي خاكريز اصلي دشمن را كه به صورت سيل‌بند مستحكم بود، اشغال نمايند. اما در همان ساعات اوليه زيرآتش توپخانه و تير مستقيم دشمن قرار گرفتند و عده‌اي از افراد اين گروه شهيد و مجروح گرديدند و افراد باقيمانده مجبور به عقب‌نشيني به شمال کرخه‌کور شدند. براي جلوگيري از تعقيب احتمالي آنان به وسيله دشمن، به لشكر 92 زرهي دستور داده شد؛ با تقويت گروهان مكانيزه مستقر در جاده حميديه طراح، پدافند اين معبر نفوذي را تقويت كند. زيرا اگر يك واحد احتياط دشمن حتي در حدود گردان از اين معبر وارد منطقه شمالي کرخه‌کور مي‌گرديد و به سمت حميديه پيشروي مي‌كرد، مي‌توانست اختلال بزرگي در كل عمليات نصر ايجاد نمايد. ولي همان گونه كه بارها اشاره شده است اصولاً دشمن در تمام جبهه‌ها تدبير كامل پدافند ثابت را به كار مي‌برد. لذا در اين منطقه نيز فقط به حفظ مواضع پدافندي خود اكتفا كرد و در منطقه عمليات لشكر 92 زرهي در جناح شرقي نيز همين عمل را انجام داد و هيچ‌گونه حركتي براي خروج از مواضع پدافندي يا وارد عمل كردن احتياط براي تعقيب عناصر لشكر 92 زرهي از خود نشان نداد. براي از بين بردن سرپل عناصر لشكر 92 زرهي در غرب كارون هيچ اقدامي به عمل نياورد.

گفتيم كه حمله عناصر لشكر 92 زرهي كه شامل تيپ1 و گردان 291 تانك و گردان 283 سوار زرهي بود، در همان ساعات اول حمله با شكست مواجه گرديد و عمليات آن لشكر متوقف شد. چگونگي اين عمليات را فرمانده تیپ1لشكر 92 زرهي كه سرهنگ زرهي ستاد سيد علي بدرخواهان بود چنين بيان كرده است:

«تیپ1زرهي شامل گردان‌هاي 121 مكانيزه (-) گردان 264 تانك (-) گردان 231 تانك ام – 60 (-) در مواضع پدافندي جنوب غربي اهواز پدافند مي‌كرد و گردان 232 تانك (-) احتياط لشكر در منطقه اين تيپ مستقر بود. براي اجرای عمليات نصر تدبير لشكر 92 چنين بود كه گردان 231 تانك كه 18 دستگاه ام – 60 داشت (حدود يك گروهان) با يك گردان مكانيزه از گردان 165 مكانيزه تقويت مي‌شد و از جنوب آبادي مليحان به خاكريز دشمن حمله مي‌كرد و هم زمان با اين عمل گردان‌هاي 291 تانك و 283 سوار زرهي در منطقه فارسيات واقع در شرق كارون به غرب رودخانه عبور مي‌كردند و زير امر تیپ1زرهي قرار مي‌گرفتند و اين سه گردان به طرف پادگان حميد پيشروي مي‌نمودند.

عمليات شناسايي و طرح‌ريزي و آمادگي تا آخرين ساعات روز 14 دي ماه به طول انجاميد و حتي يك گروهان مكانيزه كه بايستي زير امر گردان 231 تانك قرار مي‌گرفت، تا زمان آغاز عمليات به منطقه آن گردان نرسيد و 24 ساعت بعد از شروع عمليات به منطقه تیپ1زرهي وارد شد. دستور عملياتي كتبي لشكر در ساعت 0200 روز 15 دي ماه (8 ساعت قبل از اجرای حمله)به تيپ ابلاغ شد. به علت اين كه گروهان مكانيزه پيش‌بيني شده به منطقه عمليات نرسيده بود، براي تشكيل واحد پياده همكاري كننده با گردان 231 تانك از تعدادي  حدود 60 نفر از افراد بسيجي استفاده شد.

تك، طبق دستور در ساعت 1000 آغاز شد و گردان 231 تانك از جنوب شرقي مليحان پيشروي را آغاز كرد. ولي در همان ساعت اول، ارتباط بين اين گردان تك كننده با تيپ قطع گرديد.تانك‌هاي گردان 231 بعد از طي مسافتي به میدان مين دشمن برخورد كردند و متوقف شدند. در اين زمان آتش سلاح ضدتانك دشمن بر روي آن‌ها باز شد و هشت دستگاه تانك گردان مورد اصابت موشك دشمن قرار گرفت و مشتعل گرديد و بقيه تانك‌هاي گردان عقب‌نشيني كردند، به نحوي كه فرماندهان نتوانستند از عقب‌نشيني آن‌ها جلوگيري نمايند.

دشمن قصد تعقيب عناصراين گردان را داشت كه با آتش توپخانه و بمباران هوايي از اين اقدام دشمن جلوگيري شد. از لشكر درخواسته شد؛ گردان 232 تانك را كه در احتياط بود، وارد عمل كند. ولي اين پيشنهاد مورد موافقت فرمانده لشكر قرار نگرفت. لذا باقيمانده گردان 231 تانك به مواضع پدافندي قبلي خود عقب‌نشيني كردند. در منطقه رودخانه كارون، گردان‌هاي 283 سوار زرهي و 291 تانك از پل احداثي عبور كردند و به سمت غرب پيشروي كردند و سر پلي را اشغال و با قرارگاه تیپ1تماس برقرار نمودند. هواپيماهاي دشمن به پل احداثي حمله كردند و تلاش نمودند پل را منهدم سازند، ولي موفق به اجرای اين امر نشدند و يك فروند هواپيماي دشمن در اين عمليات سرنگون گرديد.

با توجه به تهديد سلاح ضد تانك دشمن كه سبب انهدام هشت دستگاه تانك گردان 231 تانك شد، به گردان 283 سوار زرهي كه در خط مقدم پيشروي مي‌كرد، دستور داده شد؛ با استفاده از بلدوزرهاي در اختيار تيپ خاكريزهايي در محور پيشروي ايجاد كند و با رعايت ايمني و استفاده از حفاظ و جان‌پناه پيشروي نمايد.

با توجه به وضعيت پيش آمده براي گردان 231 تانك، به گردان سوار زرهي دستور داده شد؛ در همان منطقه اشغالي پوشش جناح شرقي تیپ1را برقرار سازد. اين وضع تا روز 19 دي ماه ادامه داشت، تا اين‌كه به علت عدم موفقيت لشكر 16 زرهي در مرحله دوم عمليات، به گردان‌هاي 291 تانك و 283 سوار زرهي نيز دستور داده شد؛ به شرق رودخانه كارون عقب‌نشيني كنند.

با توجه به مطالب ياد شده كه از بيان خاطرات فرمانده تیپ1لشكر 92 زرهي اقتباس گرديد، ملاحظه مي‌شود كه اصولاً لشكر 92 زرهي، هم از لحاظ وسايل و تجهيزات و توان رزمي و هم از لحاظ قدرت رهبري و فرماندهي آمادگي شركت در عمليات آفندي را نداشت. ولي در شرايطي كه پيش آمده بود، الزاماً براي ايجاد تهديد، حتي خيلي اندك در جناح شرقي منطقه دشمن بايستي واحدي وارد عمل مي‌گرديد و در آن موقع تنها واحدهاي در دسترس همآن‌هايي بودند كه در اين نبرد شركت كرده بودند.

بالاخره روز 15 دي ماه با وضعيتي كه بيان شد، به پايان رسيد و بايستي براي روز آينده تصميماتي اتخاذ مي‌شد. از نكات برجسته اين عمليات ارتباط مداوم و مطمئن بين قرارگاه عملياتي نيروي زميني و لشكرهاي عمل كننده بود. لذا كنترل و فرماندهي به نحو كمال مطلوبي در رده‌هاي بالاي فرماندهي برقرار بود. قرارگاه جنوب در قرارگاه ثابت لشكر 92 زرهي واقع در ساختمان صنايع چوب اهواز مستقر بود و قسمت پشتيباني هوايي و هوانيروز و توپخانه‌ها نيز در همان محل مستقر بودند و همكاري و هم‌آهنگي اين عناصر حضوري انجام مي‌گرفت. با لشكر 16 زرهي ارتباط راديورله و بي‌سيم اف ام و آ ام برقرار بود.

 به علاوه افسر رابط آن لشكر نيز در قرارگاه لشكر 92 زرهي حاضر بود و مبادله پيام‌ها و دستورات در حداقل زمان كه از پنج دقيقه تجاوز نمي‌كرد، انجام مي‌گرفت. دو نفر از افسران قرارگاه جنوب در قرارگاه لشكر 16 زرهي بودند و برابر تدبير نيروي زميني، راهنمايي لازم را به فرمانده لشكر 16 زرهي مي‌كردند. علاوه برهمه اين‌ها، رئيس جمهور، آیت‌الله خامنه‌اي- نماينده امام در شوراي عالي دفاع- و تيمسار فلاحي جانشين رياست ستاد مشترك در قرارگاه عملياتي لشكر 16 زرهي و در مركز میدان نبرد حضور داشتند. گرچه هيچ‌گونه دخالتي در امور فرماندهي نمي‌كردند، ولي حضور آنان در منطقه تلاش اصلي، سبب تقويت روحيه فرماندهان مي‌گرديد. فرماندهي كلي عمليات به عهده جانشين عملياتي فرماندهي نيروي زميني بود. لذا وحدت فرماندهي به نحو كمال مطلوب برقرار شده بود.

مشكلاتي كه در پايان روز 15 دي ماه پيش آمد، تخليه وسايل باقيمانده از دشمن بود. زيرا اين وسايل به قدري زياد بود كه براي تخليه آن‌ها لازم بود، يك واحد حداقل در حدود يك گردان با متخصصين راننده و غيره وارد عمل گردد كه در آن موقع چنين واحدي در اختيار نبود و چنين پيش‌بيني نيز به عمل نيامده بود. لذا عناصر لشكر و سپاه پاسداران در حد توانايي خود مقداري از وسايل و تجهيزات اغتنامي را به عقب تخليه كردند. ولي مقدار زيادي در منطقه باقي بود تا در فرصت مناسب تخليه شوند كه متأسفانه اين فرصت به دست نيامد. موفقيت چشمگير لشكر 16 زرهي با حداقل تلفات به دست آمده بود، به نحوي كه در اين روز عمليات، آن لشكر فقط دو دستگاه تانك و تعداد محدودي پرسنل از دست داده بود و اگر كمي خويشتن‌داري به‌كار برده مي‌شد، اين موفقيت مي‌توانست؛ نتايج درخشان‌تري در عمليات بعدي داشته باشد. اما غرور پيروزي مانع اين كار شد.

در شب 15 به 16 دي ماه شوراي عالي فرماندهي در محل اقامت رئيس جمهور كه در ساختمان باشگاه افسران ناحيه ژاندارمري اهواز بود، با حضور رئيس جمهور، دكتر چمران، تيمسار فلاحي، سرهنگ فكوري (وزير دفاع) و فرماندهان لشكرهاي 16 و 92 زرهي و جانشين عملياتي نيروي زميني (نگارنده) تشكيل شد و نتيجه عمليات در روز 15 دي ماه مورد بررسي قرار گرفت و مسئله چگونگي ادامه عمليات مطرح گرديد. نظر به اين‌كه فرماندهي كل عمليات با من بود، رئيس جمهور از من خواست؛ نظريات خودم را براي اعضاي شركت كننده در شورا تشريح كنم. من ضمن تشريح وضعيت و امكانات دشمن و تهديد خيلي خطرناك كه از سمت غرب و جنوب براي لشكر 16 زرهي ايجاد مي‌كرد، گفتم كه نظر من اين است كه فعلاً عمليات در همين مرحله متوقف گردد و لشكر 16 مواضع پدافندي را در شمال کرخه‌کور تحكيم كند، تا عكس‌العمل احتمالي دشمن از جنوب و غرب كاملاً مشخص گردد و ما متناسب با آن، براي ادامه عمليات تدابير لازم را اتخاذ كنيم.

به همين جهت به لشكر 16 زرهي دستور داده شده است كه در كرانه شمالي کرخه‌کور پدافند كند. اين نظر من چندان خوش‌آيند اعضاي شوراي عالي دفاع قرار نگرفت. زيرا اصولاً تهديد از سمت جنوب و غرب منطقه نبرد براي آنان چندان قابل درك نبود و بزرگنمايي‌هايي كه بعضي از فرماندهان نظامي از قدرت فوق‌العاده خود و تضعيف دشمن كرده بودند، استنباط اعضاي شوراي عالي دفاع را از امكانات خودي و دشمن به اشتباه فوق‌العاده كشانده بود. من در آن جلسه در احساس عجيبي قرار گرفته بودم، از يك طرف در ضمير باطني خود به وضوح مي‌ديدم، فردا عناصر لشكر 9 زرهي و احتياط لشكر 5 مكانيزه عراق از سمت جنوب حمله خواهند كرد و از پهلو و عقب عناصر لشكر 16 زرهي را به مهلكه خطرناكي خواهند كشاند و عناصر ديگر دشمن از سمت غرب سوسنگرد به طرف هويزه پيشروي خواهند كرد و ما را در مخمصه خطرناكي قرار خواهند داد.

 از سويي غرور پيروزي، چنان بر اعضاي ديگر شورا مسلط شده بود كه بيان احساس من براي آنان قابل درك نبود. به همين علت در پايان جلسه، رئيس جمهور گفت: فردا بايد لشكر 16 به حمله خود ادامه دهد و من بعداً فهميدم كه اين تدبير قبلاً در منطقه نبرد به فرمانده لشكر 16 ارائه شده بود و فرمانده لشكر بر همان اساس، آمادگي براي پيشروي را بر اتخاذ تدابير پدافندي مقدم داده بود. همين امرِ دخالت در وحدت فرماندهي، عامل اصلي شكست نهايي نبرد نصر گرديد. با اين وجود، من بر حسب احساس مسئوليت شديدي كه داشتم تلاش كردم در حد توانايي خودم از بروز فاجعه‌اي كه در كمين لشكر 16 بود جلوگيري كنم، لذا به فرمانده لشكر گفتم: حمله را بنا به دستور من آغاز كند و او نيز همين دستور را اجراء كرد و آن دستور از انهدام كامل لشكر 16 زرهي جلوگيري نمود كه شرح آن در مطالب بعدي بيان مي‌شود.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده