سروده هایی از صاحبان سیف و قلم (33)
«ادبيات پايدارى دفاع مقدس» اى شلمچه... اى شلمچه از شب عطشان بگو از سماع و حكمت ياران بگو از شهيدان و دليران خطر از تن صد پاره مردان بگو

از سپهبد شير مردان دلير

از بسيجى‏هاى در ميدان بگو

كافران اين زمانه مى‏روند

سوره سوره قصه قرآن بگو

در شب تاريك اين دنياى درد

از طلوع آفتاب جان بگو

ظلمت ايّام را آتش بزن

از فروغ نهضت «دوران» بگو

با جوانان سلحشور وطن

سال‏ها از مردم ايران بگو

سبزى جان و دل ديوانه‏ام

من كويرم قصه باران بگو

چون منورهاى روشن در ظفر

از صفاى سينه ياران بگو

رمز عهد عاشقان را فاش كن

راز آن ياران هم پيمان بگو

از رد رزمندگان بى‏نشان

شاهدان رزم جاويدان بگو

آنكه رفت و مين پا را جا گذاشت

از تن سى پاره خندان بگو

 

 

اى هويزه

 

السلام اى بى‏نشان‏هاى شهيد

عاشقان حضرت رب مجيد

السلام اى شاهدان بى‏پلاك

كز شما مانده فقط يك مشت خاك

اى هويزه آستان بى‏نشان

تربت جا مانده رزمندگان

السلام اى دشت طوفانى هور

اى هويزه سرزمين عشق و شور

سوخت اينجا جسم و جان هر شهيد

دست و سر در خاك غربت ناپديد

نيشكر نيزار شد محشر ببين

جاى آن كشت گلوله كشت مين

در هويزه دسته جمعى مى‏روند

در نماز اين جماعت مى‏شوند

مقتداى هر شهيدى هر شهيد

اين جماعت را ببين جمع اميد

بستر خون‏هايشان پنهان شده

عاشقى رسم خوش ياران شده

مثنوى پايان ندارد اى جناب

تا قلم دارد در اين دفتر شتاب

پس قلم بگذار بر خاك زمين

ختم مطلب نيك باشد اينچنين

فاعـلاتن فاعـلاتن فاعـلن

الكنم از وصف شان اى امر كن…

 

 

 

منبع: معبر آسمان، افشار تویسرکانی، صالح، 1388، ایران سبز، تهران

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده