عملیات والفجر2
بخش هفتم: خاطرات رزمندگان درباره چگونگی جریان عملیات والفجر2 مانند نبردهای دیگر با تعداد زیادی از رزمندگان شرکت کننده در آن نبرد مصاحبه به عمل آمده که به منظور اختصار و جلوگیری از تکرار مطالب مشابه فقط خلاصه نظریات و مشاهدات تعداد معدودی از آنان در این قسمت منظور گردیده است.

سرهنگ ستاد سیروس‌ستاری فرمانده قرارگاه عملیاتی شمال غرب:

در عملیات والفجر2 من مسئولیت اداره قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) را بر عهده داشتم. قبل از آغاز عملیات ،من برای بازدید به خط مقدم رفتم و روحیه رزمندگان ما در سطح عالی غیر قابل تصور بود.

عملیات والفجر2 در ارتفاعات کدو اجرا گردید. در این نبرد مهمترین عامل موفقیت ما همکاری نزدیک نیروهای مردمی با نیروهای ارتشی بود و در هر منطقه‌ای که این همکاری قویتر بود، موفقیت هم بیشتر بود. از جمله مسائلی که در این نبرد برای من روشن شد، آن بود که معمولا گزارشات اولیه از جریان عملیات چندان دقیق نیستند. زیرا عملیات در شب شروع مي‌گرديد و در تاریکی شب تشخیص موقعیتها بسیار مشکل بود. در عملیات والفجر2 نسبت توان رزمی به نیروهای دشمن خیلی کمتر بود. زیرا نیروهای عراق حساسیت خاصی به منطقه حاج عمران داشتند، بدین جهت آن مواضع را خیلی تقویت کردند، اما ما نیز موفق شدیم؛ نیروهای تقویتی بیشتری به این منطقه بیاوریم و تعادلی بین نیروهای خودی و دشمن برقرار کنیم.

در مورد این که گفتیم گزارشات شبانه اولیه دقیق نیست، علت آن است که با وجود این که قبل از شروع عملیات، فرماندهان تا رده گروه و دسته از منطقه شناسایی می کنند و هدف خود را کاملا بررسی می نمایند و با آن توجیه می شوند، اما در هنگام تاریکی شب تشخیص آنچه را که در روشنایی روز دیده اند، بسیار مشکل است. ضمن  این که بعد از شروع عملیات، عکس العمل دشمن نیز غالبا حالتی غیر از آنچه که در حالت سکون دارد، ظاهر می شود .

 بدین جهت غالباً مشاهده می شد که یگانی شب گزارش می داد؛ هدف خود را تصرف کرده، ولی صبح که می شد، معلوم می گردید؛ آن یگان هنوز به منطقه هدف خود نرسیده است. به عنوان مثال در همان شب اول عملیات بعضی از یگانها اعلام کردند: ارتفاع کینک را تصرف کرده اند، ولی بعد از آغاز روز متوجه شدیم که ارتفاع دیگری را تصرف کرده اند . همین امر سبب شد که این نبرد به طول انجامد.

در عملیات والفجر2 ما تغییراتی در روش عملیات يگان‌های خود دادیم که سبب غافلگیر کردن دشمن شد که از جمله آن انجام عملیات هلی برن بود . این عملیات در سطح نسبتا وسیعی انجام شد که تا ان زمان در طول جنگ تحمیلی انجام نگرفته بود. اتفاقا دشمن خواست همان گونه عکس‌العمل نشان دهد و اقدام به پیاده کردن نیرو با بالگرد کرد، ولی موفق نشد و تعدادی از بالگردهای خود را از دست داد.

هدف ما از عملیات هلی برن آن بود که می خواستیم تپه ای را تصرف کنیم. ولی برآورد کردیم با عملیات پیاده معمولی ممکن است مدت زیادی به طول انجامد و غافلگیری از بین برود. یا این که توانایی افراد برای بالا رفتن از آن ارتفاع محدود باشد. ولی با انتقال نیرو بوسیله بالگرد به منطقه هدف، نیروی افراد برای اجرای نبرد فعال ذخیره میشد و به صورت تازه نفس وارد نبرد با دشمن مي‌گرديد.

در مقابل عمل ما، دشمن نیز تصمیم گرفت به همان روش عکس العمل نشان دهد و یک ارتفاع صعب العبور را بوسیله هلی برن اشغال کند، اما موفق نشد. روش عملیات دشمن در این نبرد بدین صورت بود که ابتدا به وسیله بالگردهای مسلح، منطقه مورد نظر را گلوله باران کردند بعد بالگردهای نفربر افراد، را در منطقه هدف پیاده کردند، اما در هنگام پیاده شدن افراد تعدادی از بالگردهای دشمن با آتش رزمندگان ما منهدم شدند با این وجود دشمن موفق شد ارتفاع کوچکی را تصرف کند و حدود 30 نفر از افراد ما را به اسارت بگیرد یا به شهادت برساند. ولی بعدا ما توانستیم آن تپه را از دشمن بازپس بگیریم. یگانهایی که در آن تپه مستقر بودند از عناصر تیپ 2 لشکر 77 پیاده بودند.

در عملیات والفجر2 محور اصلی عملیات، محور پیرانشهر – حاج عمران بود و ما هماهنگ با نبرد اصلی ، عملیات فرعی چریکی نیز در منطقه انجام دادیم . وضعیت منطقه فعالیت چریکها تا حاج عمران گسترش داشت و این امر سبب متفرق شدن نیروهای دشمن در سطح وسیع گردید که در نتیجه تسهیلاتی برای حمله اصلی ما ایجاد کرد. تلاش دیگری که به طور غیرمستقیم به عملیات والفجر2 کمک کرد شروع عملیات والفجر3 در منطقه مهران در 9 مرداد ماه و چند روز بعد از عملیات والفجر2 بود، که سبب تجزیه تلاش نیروهای دشمن گردید.

یک کار تازه که از نیروهای دشمن در این نبرد مشاهده شد، آن بود که عملیات فریبنده فرود چترباز در پشت منطقه اجرا کردند . روزی به ما خبر دادند که یک واحد 80 نفری دشمن در پشت جبهه پیاده شده است ، همین رقم کم سبب شک و تردید ما گردید.

بعد از بررسی ها مشخص شد که هواپیماها و بالگردهای دشمن تعدادی آدمک در پشت جبهه پرتاب کرده اند تا توجه ما را به منطقه عقب جلب کنند . این فریب دشمن موثر واقع نشد. بعد از خنثی شدن این تلاش ، دشمن از هواپیماهای جنگی حداکثر استفاده را  علیه ما کرد و روزانه قریب 40 بار مواضع نیروهای خودی را بمباران نمود، ولی تلفات نیروهای ما بسیار ناچیز بود.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده