عملیات رمضان
بخش دهم: نبرد قرارگاه فتح در 22 و 23 تیر ماه سرهنگ زرهی ستاد مسعود منفرد نیاکی، فرمانده لشکر 92 زرهی به تیپ­های 1، 2 و 3 تابعه دستور داد؛ هماهنگ با یکدیگر در خط خیزعلی مستقر شوند و با همکاری یگان­های پاسدار وضعیت را بهبود بخشند و آماده برای ادامه عملیات گردند. اما در ساعت 19:00 وخامت کامل اوضاع مشخص گردید و معلوم شد تیپ 3 زرهی متلاشی شده و عناصر باقیمانده آن به مواضع قبل از حمله عقب­نشینی کرده­اند و عناصر تیپ 1 نیز به همان مواضع عقب­نشینی نموده­اند. از گردان­های تیپ 3 فقط گردان 100 تا حدودی سالم باقی مانده بود که با تلاش زیاد، آن گردان شبانه به عقب کشیده شد.

در طرح عملیات قرارگاه فتح اشاره شد که این قرارگاه شامل لشکر 92 زرهی با تیپ‌های 1 و 2 و3 زرهی و لشکر 3 سپاه پاسداران با 4 تیپ پاسدار و بسیج به نام­های تیپ 8 نجف اشرف، تیپ 14 امام حسین، تیپ 25 کربلا و تیپ 17 قم بود. بنابراین این قرارگاه شامل 3 تیپ زرهی و 4 تیپ پاسدار بود ضمن اینکه عناصری از لشکر 30 زرهی سپاه پاسداران نیز به صورت ترکیبی در زیر امر تیپ­های پیاده سپاه پاسداران قرار داشت، ولی استعداد رزمی این عناصر زرهی چندان قوی نبود.

تدبیر فرماندهی قرارگاه فتح آن بود که با تیپ­های 1 و 3 لشکر 92 زرهی ادغامی با تیپ­های 14 امام حسین و 8 نجف در مرکز منطقه نبرد قرارگاه فتح حمله کند و در صورت موفقیت تا کرانه شرقی شط­العرب پیشروی نماید. تیپ 2 زرهی لشکر 92 زرهی، ادغامی با تیپ 17 قم در جناح شمالی و تیپ 25 کربلا تقویت شده با یک گردان سوارزرهی و یک گردان پیاده (گردان 151) در جناح جنوبی قرارگاه فتح به هدف محدودتر از 2 قرارگاه تلاش اصلی حمله کنند. به نحوی که ضمن پیشروی، پهلوی شمالی و جنوبی قرارگاه فتح را نیز تأمین و به ترتیبی که عناصر لشکرهای پیاده در جناحین قرارگاه فتح پیش می­رفتند، عناصر جناحی سازمانی قرارگاه فتح پیشروی به سمت غرب را ادامه می­دادند تا به هدف نهایی که کرانه شرقی شط­العرب بود برسند.

برای کنترل پیشروی قرارگاه­های جزء، خط خیزی به نام سرخ (به خلاصه نقشه مراجعه شود) تعیین گردیده بود که به علت کمبود عوارض مشخص طبیعی در منطقه، تشخیص مسیر آن چندان ساده نبود. با توجه به طرح یاد شده، اولین یگان­هایی که از مواضع خود به حرکت درآمدند، عناصر ادغامی تیپ 1 و 3 لشکر 92 زرهی با تیپ­های 14 امام حسین و 8 نجف بودند که به نام­های فتح 1 و فتح 3 نام­گذاری شده بودند و ما هم از این به بعد برای تسهیل بیان اسامی، از نام­های قرارگاه استفاده می­کنیم.

حمله در ساعت 2130  آغاز شد و چهار دقیقه بعد قرارگاه فتح 1 گزارش داد: با دشمن درگیر شد و یک دقیقه بعد فتح 3 نیز همین امر را اعلام کرد. بنابراین در کمتر از 5 دقیقه بعد از آغاز حمله، نیروهای حمله­ور ما به مواضع دشمن رسیدند. در این صورت فاصله چندانی بین مواضع گسترش نیروهای ما با نیروهای دشمن وجود نداشت و احتمالاً از چند صد متر تجاوز نمی­کرد. چنانکه در ساعت 2155  یعنی 25 دقیقه بعد از آغاز حمله، فتح 1 گزارش داد: خاکریز اول دشمن را تصرف کرد و پنج دقیقه بعد فتح 3 نیز اعلام نمود، عناصر تیپ 8 نجف از خاکریز دوم دشمن عبور نمود.

فتح 1 و3  در خط، به ترتیب فتح 3 در شمال و فتح 1 در جنوب پیشروی می­کردند و چنین به نظر می­رسد که عناصر تیپ­های سپاه در خط مقدم حمله قرار داشتند. به همین لحاظ تیپ 8 نجف در ساعت 2205 به قرارگاه فتح اطلاع داد: خط مقاومت اولیه دشمن را درهم شکسته و از فرمانده فتح خواست؛ به تیپ 3 زرهی لشکر 92 زرهی دستور دهد؛ سرعت پیشروی خود را به دبنال تیپ نجف افزایش دهد. ولی چند دقیقه بعد، فتح 1 گزارش داد که هنوز موفق به درهم شکستن مقاومت­های اولیه دشمن نشده و تیپ 3 لشکر 92 زرهی نیز وضعیت را روشن نکرد. در حالی فرمانده تیپ 8 نجف (برادر رضائیان) قبل از ساعت 2220  اطلاع داد؛ تیپ نجف به سرعت در حال پیشروی است و اظهار امیدواری کرد که صبح فردا (23 تیر ماه) نیروهای ما در بصره باشند. در همین زمان از یگان جناح جنوبی (فتح 4) خواسته شد وضعیت خود را روشن کند. ولی پاسخی نرسید و وضعیت فتح 2 نیز در جناح شمالی هنوز روشن نبود.

بنابراین در همان ساعت اول حمله، ناهماهنگی در سرعت پیشروی عناصر قرارگاه فتح ایجاد شد. چنین به نظر می­رسد که عامل اصلی این مسئله اختلاف میزان مقاومت نیروهای دشمن و موانع وی در مسیر پیشروی یگان­ها بود. همان­گونه که در بررسی زمین منطقه عملیات یادآور شدیم؛ ارتش عراق در تمام عرض و عمق منطقه نبرد رمضان در شرق بصره مواضع و موانع گوناگونی احداث کرده بود. ولی به طور نسبی این استحکامات در مرکز منطقه و حوالی محور پاسگاه کیلومتر 25 پاسگاه زید به طرف غرب سبک­تر بود. به همین جهت تیپ 8 نجف در هنگام پیشروی با موانع و مقاومت چندانی مواجه نشد. در صورتی که یگان­های دیگر با استحکامات دشمن مواجه شدند و برای خنثی کردن آن­ها مجبور به نبرد گردیدند.

اولین ساعت حمله قرارگاه فتح در حالی به پایان رسید که تیپ نجف پیشروی قابل ملاحظه­ای کرده بود، ولی عناصر دیگر این قرارگاه هنوز در حوالی اولین مواضع دشمن با وی درگیر بودند. در ساعت 2250 تیپ 17 قم جزء قرارگاه فتح 2 گزارش داد؛ قسمتی از خط  مقاومت دشمن در قسمت شمال منطقه شکسته شده، فتح 4 نیز از جناح جنوبی همین گزارش را داد و در حدود 2330 گزارش­های رسیده از همه قرارگاه­ها حاکی از آن بود که مقاومت­های اولیه دشمن درهم شکسته و یگان­های فتح در حال پیشروی هستند. گردان 100 مکانیزه از عناصر فتح 3 در حال پیشروی، به یک خاکریز مرتفع دشمن برخورد کرده و درخواست نمود؛ سریعاً بلدوزر و لودر به منطقه اعزام شود و معابری در خاکریز دشمن ایجاد نماید.

در ساعت 2323  قرارگاه­های تلاش اصلی یعنی فتح 1 و 3 گزارش دادند: از خط خیزعلی که در حدود 3 کیلومتری غرب خط تماس اولیه بود، عبور کرده­اند. بنابراین در دو ساعت اول حمله عناصر لشکر 92 زرهی و سپاه پاسداران همراه آن لشکر، حدود 3 کیلومتر وارد خاک عراق شده بودند. چند دقیقه بعد فتح 3 اعلام کرد که وضع بسیار خوب است و یگان­های زرهی در حال پیشروی هستند. با در نظر گرفتن اینکه به علت نبودن عوارض طبیعی در زمین وضع نامشخص بود، در صورتی که این گزارش از دقت کافی برخوردار بوده باشد، عناصر قرارگاه فتح در مرکز منطقه در دو ساعت اول عناصر تأمینی دشمن را به عقب رانده و به منطقه اصلی پدافندی دشمن رسیده بودند.

 اما گزارش­های بعدی نشان می­دهد که در محور پیشروی عناصر فتح 1 و 3 با مواضع اصلی پدافندی دشمن برخوردی به وجود نیامد و چنین به نظر می­رسد که احتمالاً دشمن عمداً پدافند این منطقه را سبک کرده بود تا نیروهای ما را به همان منطقه تاکتیکی قتلگاه بکشاند. سرعت پیشروی فتح 1 آن­چنان زیاد بود که در ساعت 0125 روز 23 تیر ماه لازم شد؛ گردان توپخانه کمک مستقیم تیپ 1 لشکر 92 زرهی برای امکان ادامه پشتیبانی به سمت جلو (غرب) تغییر موضع دهد، زیرا عناصر فتح 1 از خاکریز دوم دشمن گذشته و خط خیزعلی را پشت سر گذاشته و به یک جاده شوسه دشمن رسیده و از آن عبور کرده بودند.

در حالی که عناصر قرارگاه فتح با سرعت زیادی در تاریکی شب به پیشروی ادامه می­دادند، در حدود ساعت 2 بعد از نیمه­شب روز 23 تیر ماه از وضعیت قرارگاه فجر در شمال فتح اطلاع حاصل شد که عناصر قرارگاه فجر هنوز در مقابل اولین کانال دشمن متوقف مانده و فقط گروه­های نوک حمله از کانال گذشته­اند، مقاومت دشمن خیلی شدید است ولی عناصر آن قرارگاه تلاش می­کنند؛ این مقاومت­ها را درهم بشکنند. بنابراین در حالی که عناصر قرارگاه فتح حدود 5 کیلومتر پیشروی کرده بودند، عناصر قرارگاه فجر در جناح شمالی تقریباً در همان خط تماس اولیه با دشمن درگیر بودند و عدم امکان هماهنگی پیشروی دو قرارگاه تلاش اصلی از همین زمان مشخص گردید، اما اقدامی برای ایجاد هماهنگی به عمل نیامد. ولی یگان­های فتح 2 قرارگاه فتح تا حدودی هماهنگ با فتح 3 در حال پیشروی بودند و در شمال منطقه جلو می­رفتند. حدود ساعت 0250  روز 23 تیر ماه فرماندهی فتح گزارش داد: به سمت شمال تغییر سمت داده، مثلث اول و دوم دشمن را اشغال کرده ولی هنوز به مواضع مثلثی شکل سوم دشمن نرسیده و در حال پیشروی است. در ساعت 0300  عناصر فتح2 نیز از جاده خاکی مقابل عبور کردند و به فتح3 اطلاع دادند جناح شمالی تأمین شده و عناصر فتح 3 می­توانند به سمت غرب به پیشروی ادامه دهند.

بالاخره حدود ساعت 0330 و بعد از 6 ساعت نبرد، اولین برخورد یگان­های فتح با مقاومت جدی دشمن آشکار شد. فرماندهی فتح 1 گزارش داد: نیاز مبرم به وسایل پشتیبانی مهندسی پیدا کرده و اعلام نمود که اگر این وسایل در اختیار آن قرارگاه قرار نگیرد، ممکن است مشکلاتی برای عناصر این قرارگاه به وجود آید. در همین موقع فرماندهی فتح 3 نیز اعلام کرد که از جناح شمالی مورد تهدید قرار گرفته و وضعیت فتح 2 در آن منطقه نامعلوم است. از جناح چپ (جنوب) منطقه نیز برای فتح 1 تهدید جدی ایجاد شد و به نظر می­رسد عناصر فتح 4 که مسئولیت پیشروی در جناح جنوبی و تأمین آن را بر عهده داشتند موفق نشده بودند با سرعت واحدهای زرهی پیشروی کنند.

 به طور کلی وضعیت از ساعت 0330  به بعد تا حدودی نگران کننده بود، به نحوی که فرماندهی قرارگاه فتح به قرارگاه­های فتح 1، 2 و 3 دستور داد: در حوالی همان محلی که رسیده بودند، خاکریز ایجاد کنند و پدافند نمایند. در این موقع یگان­های فتح به حوالی یک کانال آبی رسیده بودند، دستور داده شد در سمت شمال غربی در امتداد این کانال پدافند نمایند. اکنون ساعت حدود 4 صبح بوده و با توجه به زمان حمله که در اواخر تیر ماه بود در این موقع روشنایی روز کامل شده بود. بنابراین اختفای عملیات از بین رفته و نبرد از حالت شبانه به روزانه تبدیل گشته بود. با روشن شدن هوا مقاومت نیروهای دشمن شدیدتر شد.

 با وجود این، یک پیام ابلاغی از قرارگاه کربلا به قرارگاه نصر چنین نشان می­دهد که تا بعد از ساعت 4 عملیات آن چنان امیدوار کننده بود که فرماندهی قرارگاه کربلا در ساعت 0407  به قرارگاه نصر ابلاغ کرد که نظر به اینکه عناصر قرارگاه فتح قسمت عمده هدف­های مرحله یکم عملیات را تأمین کرده و قرارگاه فجر نیز خط خیز خندق را تأمین نموده عناصر قرارگاه نصر (منهای نصر 3) سریعاً از مواضع پدافندی رها و به منطقه ایستگاه حسینیه و نیم ایستگاه نود در محور اهواز ـ خرمشهر تغییر مکان کرده و در آن حوالی متمرکز شوند و آماده برای عملیات استفاده از موفقیت قرارگاه فتح باشند. قرارگاه نصر نیز در اجرای این دستور قرارگاه کربلا، مسئولیت پدافندی منطقه غرب خرمشهر را به عناصر قرارگاه نصر 3 واگذار کرد و عناصر قرارگاه­های نصر 1، 2 و 4 را رها و به منطقه حسینیه و نیم ایستگاه نود تغییر مکان داد. اما این تصمیم خیلی عجولانه بود، زیرا از حدود ساعت 5 صبح، تغییر وضعیتی منفی در عملیات احساس شد و به عناصر قرارگاه فتح دستور داده شد؛ پدافند کنند و از آن ساعت به بعد مقاومت و حتی فشار دشمن بر یگان­های قرارگاه فتح به تدریج شدیدتر شد.

قرارگاه فتح حدود ساعت 6 گزارش داد؛ فشار دشمن بر عناصر فتح و فجر خیلی شدید است و لازم است بالگردهای رزمی برای پشتیبانی اعزام شوند تا مقاومت دشمن را درهم بشکنند. این مقاومت دشمن در منطقه قرارگاه فتح در حدود ساعت 0700 روز 23 تیرماه در هم شکسته شد ولی در مناطق قرارگاه فجر و قدس ادامه یافت.

در ساعت 0730  قرارگاه فتح 1 اعلام کرد از کانال بزرگ عبور کرده و در حال پیشروی و نزدیک شدن به کرانه شرقی شط­العرب است ولی به دلیل آب گرفتگی اطراف کانال مشکلی پیش آمده که در حال بررسی آن می­باشد. تعدادی از افراد عراقی تلاش کردند با در آوردن پوتین­های خود از کانال بگذرند و فرار نمایند ولی به اسارت نیروهای ما در آمدند. اما در این لحظات بسیار حساس وضعیت فتح 3 که در تلاش اصلی بود، مشخص نبود. گزارشی از چگونگی حوادث این دقایق حساس در منطقه فتح 3 در اسناد در دسترس ثبت نگردیده بود. این یادآوری بدان جهت است که تقریباً 3 گردان کامل تیپ 3 لشکر 92 زرهی و عناصر تیپ 8 نجف که جزء این قرارگاه بودند ساعاتی بعد در دامی گرفتار شدند که نتوانستند از آن برهند و گرفتار دشمن گردیدند.

در ساعت 0746 فتح 2 نیز در جناح شمالی گزارش داد: از سمت شمال در زیر آتش شدید دشمن قرار گرفته و از قرارگاه فتح درخواست کرد؛ وضعیت دشمن را بررسی و به آن قرارگاه اطلاع دهد، ولی از جناح جنوبی که فتح 4 پیشروی می­کرد خبری در دست نبود و فقط در ساعت 1000 گردان 283 سوار زرهی گزارش داد: مواضع پدافندی را اشغال کرده و در حال پدافند است. در حدود ساعت 8 قرارگاه فتح 1 اعلام کرد؛ بعد از عبور از کانال بزرگ در کنار نهر کتیبان متوقف شده مواضع پدافندی اشغال کرده و در حال تحکیم مواضع می‌باشد که این وضع حدود ساعت 0900 نیز تأیید گردید.

 فتح 1 اعلام کرد در پیچ شهدا در شمال نهر کتیبان قسمتی از عناصر دشمن را به عقب رانده است، ولی به هر حال در حالت پدافندی قرار دارد، اما از ساعت 9 هاله­ای از ابهام منطقه نبرد قرارگاه فتح را فرا گرفت. گزارش­هایی که فتح 1 می­داد، چندان مطمئن به نظر نمی­رسید، زیرا فتح 1 (تیپ 1 لشکر 92 زرهی) در ساعت 1010 گزارش داد: در ساحل شرقی نهر کتیبان پدافند می­کند و قسمتی از عناصر آن قرارگاه موفق شده­اند تا کرانه شرقی شط­العرب پیشروی نمایند و از قرارگاه فتح درخواست کرد به فتح 3 دستور دهد؛ در خط خیز حسین که حدود 20 کیلومتری غرب خط مرز و 10 کیلومتری شرق شط­العرب و به صورت مورب بود، در خط گسترش فتح 1 قرار گیرد.

درباره این گزارش فرمانده تیپ 1 که سرهنگ زرهی صفوی سهی بود، از فرمانده تیپ 14 امام حسین (برادر خرازی) نیز که همراه تیپ بود، تماس گرفته شد و فرمانده تیپ امام حسین این گزارش را با تردید تلقی کرد. ابهام وضعیت سبب شد که فرمانده قرارگاه فتح با فرمانده نیروی زمینی تلفنی تماس گرفت و برای روشن شدن وضعیت از ایشان استمداد شد زیرا وضع تیپ 3 زرهی هنوز نامشخص بود.

با تلاشی که فرماندهی قرارگاه فتح به عمل آورد، در ساعت 1030 موفق گردید؛ با سرهنگ صفوی تماس برقرار کند و چگونگی وضعیت را پرسش نماید. سرهنگ صفوی اظهار داشت: اغلب عناصر قرارگاه فتح در کرانه شرقی (ساحل نزدیک) نهر کتیبان و قسمتی در کرانه شرقی شط­العرب مستقر هستند، ولی از سمت راست (شمال) مورد تهدید قرار گرفته­اند و عناصر یگان­های پاسداران نیز در حال ادغامی با عناصر آن تیپ نیستند (احتمالاً مجزا شده و پیشروی می­کردند).  فرمانده لشکر 92 زرهی تلفنی این وضع را به اطلاع فرمانده نیروی زمینی رسانید و فرمانده نیرو پاسخ داد: در این مورد بررسی می­کند و تصمیمات لازم را می­گیرند.

برادر ردانی همکار فرمانده لشکر 92 زرهی نیز درباره وضعیت فتح 3 (تیپ 3 لشکر 92 و تیپ 8 نجف) بررسی کرد، نتیجه آن بود که در محور پیشروی عناصر این قرارگاه، تیپ 14 امام حسین تداخل نموده، لذا پیشنهاد کرد: عناصر تیپ 3 زرهی به سمت راست (شمال) کشیده شوند. درباره گزارش سرهنگ صفوی برادر ردانی اظهار نظر کرد؛ احتمالاً عناصر فتح 1 به کرانه شط­العرب رسیده­اند و تأکید کرد وضعیت تیپ 3 هماهنگ شود. بالاخره مسئله تیپ 1 مورد بررسی دقیق قرار گرفت و نتیجه بررسی­ها آن بود که گزارش­های تیپ 1 زرهی دقت چندانی نداشت و برادران زاهدی، کاظمی و رشید فرماندهان یگان­های سپاه اظهار داشتند؛ هنوز هیچ یگانی به کرانه شط­العرب نرسیده و در ساحل شمالی نهر کتبیان نیز هیچ یگان خودی مستقر نشده است.

گرچه جزئیات حوادثی که در جریان بوده در مدارک در دسترس ثبت نگردیده بود، ولی بررسی اسناد و مدارک در دسترس و مصاحبه با رزمندگان نشان می­دهد که آن همکاری و هماهنگی مورد نیاز برای این عملیات سرنوشت ساز در بین رده­های اجرایی سپاه و ارتش وجود نداشت. با وجود اینکه فرماندهی مشترک در رده نیروی زمینی و لشکرها و تیپ­ها احتمالاً در گردان­ها تشکیل شده بود، ولی در رده تیپ و گردان، یگان­های ارتشی و سپاهی تا حدودی جدا و نیمه مستقل عمل می­کردند. نمونه­ای از این وضع در پیام ساعت 1130 فرمانده تیپ 3 زرهی ملاحظه می­گردد. در این پیام فرمانده تیپ 3 ضمن شکایت از وسعت زیاد منطقه، اظهار کرده است که برابر طرح بایستی یگان­های سپاه سمت راست (شمال) را بپوشانند ولی این عمل را انجام نداده­اند. نمونه دیگر همان که در بالا اشاره شد، تیپ 1 اظهار کرده بود؛ مأموریت را انجام داده در حالی که فرماندهان سپاه آن را تأیید نمی­کردند.

آنچه که از بررسی مدارک حاصل می­شود این است که از حدود ساعت 11 وضعیت کلی نبرد علیه یگان­های قرارگاه فتح تغییر جهت یافت. فرماندهان تیپ­های لشکر 92 زرهی گزارش­هایی مبنی بر فشار زیاد دشمن، مشکل تأمین منطقه و تهدید جدی دشمن مخابره کردند. در ساعت 1150 سرهنگ بهرامی فرمانده تیپ 3 لشکر 92 زرهی طی تماس تلفنی اظهار داشت، افسران عملیات آن تیپ از آغاز روز برای شناسایی به جلو رفته­اند و تا این ساعت خبری از آنان نرسیده است و این امر سبب نگرانی شده است.

پاسخی که به ایشان داده شد خود نشانه­ای از نگرانی است. به ایشان پاسخ داده شد که مشکلاتشان را حل خواهند کرد و به فکر یگان آن­ها هستند. ضمناً سرگرد تهامی را به منطقه آن تیپ فرستادند تا وضعیت را از نزدیک بررسی کند. در همین زمان عناصری از تیپ 3 زرهی به حالت عقب‌نشینی در آمده بودند که این امر مورد اعتراض برادر ردانی فرمانده لشکر 3 سپاه و عضو فرماندهی مشترک قرارگاه فتح قرار گرفت. اما هنوز وضعیت حقیقی برای فرمانده لشکر 92 روشن نبود و در مقابل اعتراض برادر ردانی اظهار داشت که عناصر تیپ 3 عقب­نشینی نمی‌کنند، بلکه طبق دستور داده شده به سمت شمال تغییر سمت می­دهند.

به هر حال وضعیت عناصر قرارگاه فتح رو به وخامت بود، گرچه متأسفانه در اسناد و مدارک در دسترس، جزئیات حوادث این لحظات بحرانی ثبت نگردیده بود، ولی براساس گفتار بعضی از رزمندگان عناصر تیپ 2 و 3 لشکر 92 زرهی و هم­چنین تیپ­های 8 و 14  سپاه همراه آنان در دامی گرفتار شده بودند و نیروهای دشمن با حمله متقابل از جناحین آنها را در محاصره خود قرار داده بودند. چنین به نظر می­رسد که وخامت وضعیت قرارگاه فتح از ساعت 12 قطعی شد و طبق معمول در تمام نبردها به تنها نیروی امدادی که نیروی هوایی بود، دستور داده شد با حملات هوایی به کمک یگان­های قرارگاه فتح بشتابد و نیروی هوایی نیز 4 فروند هواپیما برای ساعت 1250 در نظر گرفت.

در ساعت 13:00 اولین آثار قطعی اختلال در سازمان رزمی یگان­های فتح ظاهر شد و ارتباط گردان توپخانه کمک مستقیم با تیپ 1 لشکر 92 زرهی قطع گردید. فشار دشمن برای محاصره کردن و انهدام قرارگاه فتح به ویژه تیپ 3 زرهی هر لحظه شدیدتر می­شد، به نحوی که در ساعت 14:00 معاون این تیپ گزارش داد: تعداد زیادی از تانک­های گردان 261 و 293  تانک مهندم شده، گردان 145 مکانیزه در محاصره دشمن قرار گرفته و ارتباط با گردان 100 مکانیزه قطع گردیده است. بنابراین هر چهار گردان تیپ 3 زرهی در حال انهدام قرار گرفت.

تلاش­هایی که برای نجات عناصر تیپ 3 لشکر 92 زرهی به عمل آمد، برای مدت زمان محدود از وخیم شدن وضعیت جلوگیری کرد. گردان 145 مکانیزه توانست در مقابل دشمن پایداری کند. اما در حدود ساعت 14:45 پاتک سوم نیروهای دشمن از سمت شمال به منطقه تیپ 3 زرهی به اجرا درآمد. از ساعت 15:00 عقب­نشینی قطعی عناصر تیپ 1 و 3 لشکر 92 زرهی آغاز شد و فرمانده تیپ 1 زرهی در ساعت 15:15 گزارش داد: یگان­های تیپ در حال عقب­نشینی هستند. در ساعت 16:00 از تیپ 1 خواسته شد وضعیت خود را گزارش دهد. پاسخ داد به محل اولیه خود برگشته­ است.

بالاخره مشخص گردید که حمله یگان­های قرارگاه­های فتح 1 و 3 که شامل تیپ 1 و 3 لشکر 92 زرهی و تیپ­های 8 و 14 سپاه پاسداران بودند، با شکست مواجه گردیده، تلفات سنگینی به این یگان­ها به ویژه تیپ 3 زرهی وارد شده، به نحوی که دو گردان تانک و یک گردان مکانیزه آن به کلی متلاشی گردیده و عناصر باقی مانده آن یگان­ها به خط خیزعلی در حدود 3 کیلومتری غرب خط مرز عقب­نشینی کرده­اند. دو قرارگاه عمل کننده در جناحین که فتح 2 و 4 بودند موفق به پیشروی چندانی نشده و در حقیقت تأثیر چندانی در عملیات نداشته­اند.

سرهنگ زرهی ستاد مسعود منفرد نیاکی، فرمانده لشکر 92 زرهی به تیپ­های 1، 2 و 3 تابعه دستور داد؛ هماهنگ با یکدیگر در خط خیزعلی مستقر شوند و با همکاری یگان­های پاسدار وضعیت را بهبود بخشند و آماده برای ادامه عملیات گردند. اما در ساعت 19:00 وخامت کامل اوضاع مشخص گردید و معلوم شد تیپ 3 زرهی متلاشی شده و عناصر باقیمانده آن به مواضع قبل از حمله عقب­نشینی کرده­اند و عناصر تیپ 1 نیز به همان مواضع عقب­نشینی نموده­اند. از گردان­های تیپ 3 فقط گردان 100 تا حدودی سالم باقی مانده بود که با تلاش زیاد، آن گردان شبانه به عقب کشیده شد.

با توجه به این وضع، فرمانده لشکر به تیپ 2 زرهی دستور داد در خط خیزعلی مستقر شود تا در صورت حمله دشمن به مواضع اولیه یگان­های این لشکر، نیرویی در مقابل دشمن وجود داشته باشد. بدین ترتیب در حدود ساعت 21:30 روز 23 تیر ماه یعنی درست 24 ساعت بعد از آغاز عملیات رمضان، شکست مرحله یکم این عملیات قطعی شد. زیرا عناصر قرارگاه­های فجر و قدس نیز که به ترتیب در شمال قرارگاه فتح حمله کردند، نتوانستند ضربت قابل ملاحظه­ای بر دشمن وارد سازند که چگونگی عملیات آن قرارگاه­ها در پایین بیان می­گردد. اما خلاصه وضعیت نبرد روز 23 تیرماه را قرارگاه کربلا چنین اعلام کرد:

«تا ساعت 09:30 قرارگاه قدس حدود چهار کیلومتر پیشروی کرد ولی نتوانست خط سرخ را تأمین نماید. عناصر قرارگاه فجر خاکریزهای اول و دوم متجاوز را تصرف ولی موفق نشدند به هدف خود برسند.

عناصر قرارگاه فتح ابتدا خط سرخ را تأمین و به شرق کانال مورب رسیدند ولی به علت عدم پیشروی هماهنگ یگان­های قرارگاه فجر با یگان‌های قرارگاه فتح به یگان­های فتح ابلاغ شد از ادامه پیشروی خودداری کنند تا جناح راست قرارگاه فتح به وسیله قرارگاه فجر تأمین گردد و بعد خط سرخ تصرف شود.»

البته این حقیقت را نمی­توان نادیده گرفت که متن این پیام با گزارش­هایی که از خطوط مقدم جبهه نبرد رسیده چندان هماهنگی ندارد. ولی به هر حال نتیجه نهایی همه آنها یکی است که آن اعتراف به عدم موفقیت مرحله یکم عملیات رمضان می­باشد. اما در یک گزارش دیگر، قرارگاه کربلا که به عنوان خلاصه گزارش اطلاعاتی تا ساعت 18 روز 23 تیر ماه تهیه شده حوادث کلی را چنین بیان کرده است.

«در ساعت 21 روز 22 عملیات رمضان آغاز شد، در ساعت 21:30 نیروهای عراقی متوجه حمله نیروهای ما شدند و دستور آماده باش به یگان‌های عراقی داده شد.

در ساعت22:30 عناصر قرارگاه قدس با دشمن درگیر شدند و در همان زمان عناصر قرارگاه فتح خاکریز اول دشمن را تصرف کردند و در ساعت 22:50  خاکریز دوم دشمن نیز سقوط کرد و بالاخره دشمن در ساعت 23 مواضع مقدم خود را از دست داد.

تا ساعت 03:30 قسمتی از یگان­های قرارگاه فتح به کرانه کانال ماهی رسیدند و تعدادی از افراد دشمن را به اسارت گرفتند. یکی از اسرا اظهار داشت که لشکر 9 زرهی عراق با تیپ­های 14 و 35 و 43 در منطقه عملیات فتح گسترش دارد و لشکر 3 زرهی عراق در منطقه شلمچه مستقر است و 2 تیپ پیاده نیز زیر امر لشکر 9 زرهی قرار دارد (توضیح اینکه در برآورد اطلاعاتی اولیه لشکر 3 زرهی در مقابل قرارگاه فتح و لشکر 11 پیاده در منطقه شلمچه و لشکر 9 زرهی در خارج از منطقه عملیات رمضان برآورد گردیده بود. بنابراین یا گفتار اسیر عراقی صحت نداشته یا برآورد اطلاعاتی درست نبوده است)

در ادامه گزارش اطلاعاتی یاد شده گسترش یک تیپ زرهی عراق در شلمچه و یک تیپ زرهی در طلایه مورد تأیید قرار گرفته است. بالاخره در پایان این خلاصه گزارش اطلاعاتی بیان شده که از ساعت 7:30 پاتک­های دشمن آغاز شد و نیروهای دشمن در شمال و جنوب کانال ماهی به نیروهای ما پاتک کردند. این پاتک­ها تا ساعت 18:00 به تناوب ادامه داشت و بعضی از یگان­های خودی عقب­نشینی نمودند. تعداد اسرای تخلیه شده عراقی تا آن ساعت بیش از 500 نفر بوده است».

باری، نبرد فرماندهی قرارگاه فتح دراولین روز عملیات رمضان به شرحی که بیان شد، اجرا و با عدم موفقیت مواجه گردید. نظر به اینکه این قرارگاه در تلاش اصلی بود، تلاش قرارگاه تلاش فرعی نیز به نتیجه قابل ملاحظه­ای نرسید. در مطالب زیر چگونگی جریان حوادث قرارگاه­های تلاش فرعی را بیان می­کنیم. به نظر می­رسد در آن عدم موفقیت، ضعف فرماندهی و کنترل نقش اساسی داشت و چنانچه هدایت عملیات کنترل می­شد، به احتمال زیاد قرارگاه فتح می­توانست منطقه تصرف شده را نگه دارد.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده