سروده هایی از صاحبان سیف و قلم (32)
«ادبيات پايدارى دفاع مقدس» شهري در آسمان شهر خرمشهر شهر عاشقى است جايگاه ارتقاء رازقى است هر كسى ديوانه اين شهر شد با تمام خاك عالم قهر شد شهر خون شهر عقيق لاله‏ها قصه عهد عتيق لاله‏ها

شهر بى‏سنگر بهشت پر شهيد

مانده در چنگال صدام يزيد

گل ميان پنجه كركس نماند

شهر خونين شهر ما بى‏كس نماند

شهر گل شهر ترانه شهر خون

شهر ياران پر از عشق و جنون

عشق از هر ذره‏اش فرياد شد

شهر خرمشهر ما آزاد شد

 

 

«كارون»

باز هم كارون دلش طوفانى است

جزر و مدش بى‏حد و عرفانى‏ست

رود كـــارون با كلام زنــدگى

هست جارى در ره پاينــدگى

رود كارون تا هميشه جارى است

قصــه آزادى و بيـــدارى است

چشمه سارش خون گل‏هاى قشنگ

لاله‏هـــاى دغـدار روز جنــگ

تا به دريـــا مى‏رود كــارون ما

تا به ليلـى مـى‏رسد مجنون ما

 

 

«اروند»

قصه اروند در تاريخ ماند

تا خودش را جانب دريا كشاند

قطره تا دريايى و بى‏تاب شد

نقش بنده، خنده مهتاب شد

عكس ماه افتاد بر آب روان

تا شهيدى پر زند بر آسمان

سيصد و يك قايق غواص كار

از تكـاورهاى دريــايى شكار

برزدند سرپل گذر در شط آب

زير بمباران دشمن با شتاب

در نخستين مرحله تسخير شد

آنچه در طرح عمل تعبير شد

خط دوم بعد اول در شكست

مشت ما بر صورت دشمن نشست

مادرى با كودكش همراز گشت

قطعه‏يى از مام ميهن بازگشت

اين شهيدان ماهى دريا شدند

ماهيان روشن فردا شدند

تا كه دل بر لجه دريا زدند

پشت پا بر رسم اين دنيا زدند

بال در بال ملائك پر زنان

شد شناور روحشان با عرشيان

آن يكى ناوى و ديگر ناخدا

مانده رد پايشان بر ماسه

عشق را تعبير با دريا كنند

بر ملائك قصه را انشاء كنند

شد جهان آرا جهان آراى ما

اتفاق و شكوه زيباى ما

تن به تيغ حضرت رحمان سپرد

دل به دست آورده بود و جان سپرد

او كه سردار سپاه عشق بود

سر سپارو مرد راه عشق بود

 

 

 منبع: معبر آسمان، افشار تویسرکانی، صالح، 1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده