پیشتازان غرب کرخه
بخش هفدهم: عمليات رقابيه 1- شرايط جغرافيايي منطقه رقابيه، محدود است از طرف شمال به ارتفاعات ابوصليبي خات و چنانه و تنگ برغازه ، از طرف جنوب به ادامة ارتفاعات ميشداغ و تنگ ميشداغ كه بعداً تنگ سعده نامگذاري شد از طرف غرب تپّه هاي جنوبي تينه ، تنگ رقابيه ، ارتفاعات ميشداغ و تنگ ذليجان ، از طرف شرق به رودخانه كرخه در منطقه عبدالخان . در محدودة ذكر شده در دامنه هاي جنوبي ابوصليبي خات منطقه اي موسوم به چهيلا و لخصير وجود دارد و در حد فاصل تپّه ابوصليبي خات و چنانه نيز درياچه نمك واقع است كه در مواقع بارندگي به صورت باتلاق در مي آيد . در قسمت جنوبي تر، يعني در شرق ارتفاع ميشداغ و تنگ ذليجان، دشت صاف و مسطحي به نام وادي ذليجان واقع شده از طرف غرب و جنوب امتداد ارتفاع ميشداغ آن را محصور نموده است .

ورود به اين منطقه با عبور از رودخانه كرخه كه تا آغاز جنگ هيچگونه پلي بر روي آن وجود نداشت، امكان پذير نبود و بعد از جنگ و در حال حاضر پل عبدالخان تنها وسيله ارتباطي به طرف شرق رودخانه كرخه مي باشد . جادّه آسفالته انديمشك ـ اهواز در اين منطقه با كمترين فاصله از كرانه شرق رودخانه ادامه دارد (در بعضي مناطق فقط 300 متر ، فاصله جادّه تا رودخانه مي باشد ) . زمين هاي غربي و جنوبي ارتفاعات ميشداغ سراسر پوشيده از رمل مي باشد و از نظر نظامي يك مانع طبيعي عمده محسوب مي گردد و راه هاي عبور فقط به راه هاي زيرسازي شده متكي مي باشد .

با توجّه به وضعيّت جغرافيايي و جنس زمين هاي اطراف اين منطقه، در ابتداي جنگ به علّت مشكلات حركت مورد توجّه دشمن قرار نگرفت و قرايني دال بر قصد عبور دشمن از اين منطقه براي رسيدن به رودخانه كرخه وجود نداشت .

اين منطقه تقريباً قرينه منطقه دشت عبّاس مي باشد كه خط ارتفاعات   ابوصليبي خات ـ چنانه ـ تنگ برغازه آنها را از يكديگر مجزّا نموده است، با اين تفاوت كه زمين هاي منطقه دشت عبّاس براي عبور ادوات زرهي و مانور يگان ها مناسب بوده ولي زمين هاي منطقه رقابيه از قابليت عبور خوبي برخوردار نيست و براي رسيدن به آنها زمين هاي غير قابل عبور رملي در مسير قرار دارد . دشت رقابيه در منطقه مسئوليت لشكر1 مكانيزه عراق كه از محور فكه ـ ارتفاعات ابوصليبي خات شوش عبور مي كرد، قرار داشت[1] .

با توجّه به اينكه تصرف و نگهداري اين منطقه در طرح عملياتي لشکر1مكانيزه منظور نشده بود، لشكر مزبور فقط تنگ رقابيه و ارتفاع ميشداغ در قسمت جنوبي تنگ را با اعزام عناصري سبك پوشش كرد و پس از تصرف ارتفاع ابوصليبي خات، با گماردن عناصر پوششي در ضلع جنوبي آن و پرواز بالگرد پوشش دشت جنوبي آن موسوم به چهيلا را كنترل مي نمود . قسمت جنوبي اين منطقه يعني تنگ ميشداغ (تنگ سعده) به علّت اينكه روي حد فاصل دو لشكر1 مكانيزه و 9 زرهي قرار داشت، و زمين هاي اطراف آن پوشيده از رمل بود، هيچ گاه توسط عناصر دو لشكر مزبور اشغال نگرديد و به همين علّت اهالي دهات اين منطقه تا شش ماه بعد از تجاوز عراق نيز به زندگي عادي خود مشغول بودند .

2- تا اوايل دي ماه سال59 دشمن هيچ گونه تلاشي در قسمت جنوب غربي شوش از خود نشان نداد و در بين ارتفاعات ميشداغ تا رودخانه كرخه فعاليتي از دشمن مشاهده نمي شد و گشتي هاي گردان سوارزرهي لشكر21 در منطقه عبدالخان با استفاده از دوبه محلّي، به غرب كرخه اعزام و تا دامنه ارتفاعات رقابيه و ميشداغ را به عمليات گشت زني مي پرداختند .

پس از تغيير مكان لشكر16 زرهي از دزفول به منطقه اهواز و شركت در عمليات كرخه كور و همچنين عدم موفقيت نيروهاي عراق در منطقه عمومي اهواز و آبادان، دشمن اقدام به نفوذ عناصر شناسايي خود در تنگ رقابيه نمود .

در چهارم اسفندماه 59 گشتي گردان سوارزرهي لشكر21 كه براي شناسايي عازم منطقه ميشداغ بودند، از سه طرف مورد حمله يك گردان از عناصر هلي برد متجاوز كه در شرق ميشداغ پياده شده بودند، قرار گرفتند و با اقدام به موقع لشكر و با اعزام يك گروهان از تيپ55 هوابرد و عناصري از گردان سوارزرهي كه به وسيله        بالگرد در سه نوبت در منطقه ميشداغ پياده شدند و به كماندوها حمله كردند، يگان هاي تك ور با پشتيباني آتش خمپاره و همچنين با استفاده از آتش بالگردهای كبرا ، دشمن را سركوب و كماندوهاي عراقي با تلفات زياد در بيابان هاي رملي متواري گرديدند .

3- به منظور عدم دسترسي دشمن به اين منطقه و با توجّه به موقعيّت تاكتيكي ارتفاعات فوق گشتي گردان سوارزرهي و گروهان هوابرد پس از درگيري در منطقه باقي ماندند و نسبت به جمع آوري وسايل باقي مانده از دشمن اقدام و كنترل تنگ را به عهده گرفتند .   « مدرك 271 »

4- براي تقويت منطقه، توسط نزاجا گروه رزمي پياده سنگين (پيكان) از تيپ2 لشكر16 (احتياط نزاجا) تشكيل و در ساعت 1145 روز 7/12/59 تغيير مكان خود را شروع نمود و به منظور پشتيباني يگان هاي مستقر در منطقه گردان پل پي ام پي لشكر16 زير امر لشكر21 حمزه قرار گرفت و پلي را به طول يكصد و پنج متر در منطقه عبدالخان روي كرخه روانه نمود .

5- با توجّه به حساسيت دشمن در منطقه ميشداغ، چنين تصوّر مي شود كه دشمن فقط ترس از ديده باني داشته و بيم دارد توپخانه هاي خودي واحدهاي دشمن مستقر در بستان را زير آتش بگيرند . بنابراين در مورد تصرف ارتفاعات مزبور تلاش خواهد نمود و چنانچه دشمن به اين ارتفاعات دست يابد، سطح شرقي ارتفاعات مشرف بر كرخه قابل عبور بوده و جادّه اهواز كاملاً تهديد مي گردد .

6- با توجّه به ناكامي دشمن در حمله مرحله يكم، مجدّداً در ساعت 740 روز 11/12/59 گردان سوارزرهي اعلام نمود: نيروهاي عراقي در سمت راست تنگ با پشتيباني آتش توپخانه و خمپاره انداز به طرف نيروهاي خودي در حركت هستند و تقاضا نمود؛ با آتش بالگرد از يگان ها پشتيباني شود تا از پيشروي دشمن جلوگيري به عمل آيد .

7- روز11/12/59 در حمله مرحله دوّم نيروهاي دشمن با بالگرددر هشت كيلومتري غرب تنگه ميشداغ پياده شدند و استعداد اين نيروها در مراحل اوليه حدود500 نفر برآورد گرديد كه به ترتيب به استعداد آنها افزوده مي شد . در ساعت اوليه صبح درگيري شروع شد كه در اين درگيري چهار نفر از پرسنل گروهان هوابرد شهيد و يك نفر زخمي گرديد و دشمن نيز حدود30 نفر كشته و تعدادي زخمي داشت كه كشته شدگان بلافاصله توسط دشمن جمع آوري گرديد .   « مدرك 272 ، 273 »

8- با درخواست گردان سوارزرهي در ساعت 0811 سه فروند بالگردكبرا به منطقه درگيري اعزام و همچنين تيپ2 لشكر21 در ساعت1600 همان روز يك گروهان پياده با چهار قبضه خمپاره انداز120م م  و تيپ2 زنجان (گروه رزمي مستقر در عبدالخان) نيز چهار قبضه خمپاره انداز120م م جهت تقويت آتش به منطقه درگيري اعزام نمودند .

9- پل در ساعت0200 روز 12/12/59 بر روي رودخانه روانه شد و گروهان اعزامي تيپ2 لشكر21 با عبور از پل موجود عازم غرب كرخه گرديد و در ساعت0645 همان روز در خط مستقر و مشغول اجراي مأموريت گرديد . اهميّت منطقه رقابيه، لشكر21 را بر آن داشت كه تمام تلاش خود را از هر نظر به كار گيرد تا پس از تثبيت دشمن در منطقه اقدامات بعدي را به عمل آورد . به همين منظور كليه اركان لشكر در مدّت درگيري اكثراً در منطقه حضور مستمر داشتند و به منظور بررسي وضعيّت يگان هاي جديد و همچنين بررسي آخرين وضعيّت دشمن رييس ركن دوّم لشكر (سرگرد نادري) و ركن سوّم گردان سوارزرهي سروان كاظمي و فرمانده گروهان سوارزرهي سروان بهتاش هنگامي كه براي شناسايي از مسير رقابيه عازم منطقه مي شوند، خودروي حامل افسران فوق روي مين ضد تانك كاشته شده در مسير رقابيه مي رود و در نتيجه انفجار مين، رييس ركن دوّم لشكر در همان لحظه شهيد و مچ دست فرمانده گروهان سوارزرهي قطع و رييس ركن سوّم گردان نيز از ناحيه  گردن و صورت به سختي مجروح مي گردند .

10- يك روز پس از درگيري، اركان 1و2و3 قرارگاه تاكتيكي جنوب از منطقه ميشداغ بازديد به عمل آوردند و پس از بررسي با توجّه به تهديد سمت راست و جلو و حساسيت دشمن از ارتفاعات مزبور و استعداد يگان هاي خودي مستقر در محل ، دريافتند كه گردان 247 سوارزرهي(ـ) لشكر21 كه جمعاً يك گروهان و نصف مي باشد) و يك گروهان هوابرد قادر به حفظ منطقه نخواهند بود، لذا بايستي منطقه فوق تقويت گردد .

به همين دليل نسبت به اعزام يك گروهان پياده مكانيزه از گروه رزمي (پيكان) تيپ2 زنجان و استقرار يك گردان توپخانه (دو آتشبار) دستور لازم به صورت شفاهي صادر گرديد و همچنين داشتن يك احتياط قوي در منطقه ضروري تشخيص داده شد كه برابر تدابير فرمانده نزاجا دستور جزء به جزء شماره12 نزاجا در19 اسفند 59 صادر و به لشكر16 دستور داده شد؛ يك تيپ رزمي برابر هماهنگي هاي به عمل آمده براي احتياط نيرو به منطقه بالارود (دزفول) اعزام نمايد و لشكر21 حمزه نيز تا استقرار كامل يگان ها و اطمينان از نحوه عمل كرد  آنان فرمانده اي براي منطقه رقابيه تعيين و سپس مسئوليت منطقه را به تيپ2 زنجان تحويل دهد .

« مدرك 274 الي 277 (پيوست 9 دستور جزء به جزء شماره 12 نزاجا) »

11- با توجّه به اعزام يگان هاي مختلف به غرب كرخه در منطقه ميشداغ و رقابيه كه (در كنترل عملياتي گردان سوارزرهي قرار گرفت) لشكر تصميم گرفت؛ براي عمليات رقابيه فرماندهي مجزّا تعيين نمايد . به همين دليل دستور جزء به جزء شماره12 لشكر در تاريخ 6/12/59 با شماره اعلام وصول ف ن 25 و دستور جزء به جزء شماره13 لشكر21 در تاريخ 14/12/59 به شماره اعلام وصول ل-م-27 صادر و گروه رزمي شاهين را به فرماندهي سرهنگ دوّم جهانسوز با استفاده از ستاد گردان سوارزرهي و زير امر گرفتن گردان (ـ) 247 سوارزرهي و يك گروهان هوابرد و يك گروهان پياده مكانيزه از تيپ2 زنجان (لشكر16) و همچنين 10 دستگاه نفربر چرخدار گروه رزمي افشين و پرسنل پاسدار و بسيج و گردان305 توپخانه130م م گروه 55 به فرماندهي سرگرد توپخانه سرپاسي و گردان پل گردان 455 مهندسي در منطقه تشكيل و قرارگاه گروه رزمي شاهين در شرق رودخانه در منطقه عبدالخان شروع به فعاليت نمود .   « مدرك 278 ، 279 »

(پيوست10 دستور جزء به جزء شماره 12 لشكر21 حمزه)

(پيوست11 دستور جزء به جزء شماره 13 لشكر21 حمزه)

 12- سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در تاريخ 18/12/59 به سماجا گزارش نمود كه نيروهاي دشمن از رقابيه به 32 كيلومتري جادّه اهواز و دزفول نزديك شده اند .

معاونت عمليات و اطلاعات نزاجا به منظور صحت اين خبر با برقراري ارتباط تلفني با (قرارگاه تاكتيكي نزاجا در جنوب) رييس ركن دوّم قرارگاه تاكتيكي جنوب مشخّص نمود كه دشمن به 25 كيلومتري جادّه مذكور رسيده است كه مراتب رويدادهاي منطقه به عرض فرمانده نزاجا رسيد ايشان دستور استفاده از تيپ2 زنجان را صادر نمودند .   « مدرك280 »

13- در تاريخ 20/12/59 نظريه ستاد مشترك در رابطه با پيشروي دشمن در منطقه رقابيه و اثرات آن طي شماره 1606/201/س به شرح زير به قرارگاه تاكتيكي جنوب ابلاغ شد .

در صورت تصرّف ارتفاعات ميشداغ و رقابيه به دشمن امكان مي دهد :

(1) جادّه اهوازـ دزفول را قطع نمايد .

(2) نيروهاي موجود در منطقه ميشداغ را محاصره نمايد .

(3) نيروهاي واقع در الله اكبر را تهديد كند . 

(4) نيروهاي مستقر در حميديه مورد تهديد قرار گيرد .

(5) شهر اهواز از سمت شمال غربي مورد تهديد جدّي خواهد بود .

 

14- لشكر21 حمزه با توجّه به اظهارات اسرا و همچنين نظريه ستاد مشترك به قرارگاه تاكتيكي جنوب ضمن پيام سرّي و آني شماره 9/3/3   920    23/12/59 اعلام نمود كه گروه رزمي شاهين مستقر در منطقه فاقد يك احتياط مي باشد كه رخنه احتمالي دشمن را سد نمايد و كليه يگان هاي زير امر گروه رزمي شاهين به استثناي گردان سوارزرهي سازماني تيپ2 زنجان مي باشند، استدعا دارد؛ مقرر فرماييد قرارگاه تيپ2 زنجان به منطقه اعزام و فرماندهي را به عهده بگيرد تا ضمن هدايت يگان هاي سازماني خود مشكلات اداري و لجستيكي آنها را نيز برطرف نمايد .

15- در تاريخ 24 اسفندماه سال 59 دستور جزء به جزء شمارة 15 لشكر21 حمزه با شماره اعلام وصول ج ـ ح ـ 46 صادر و تغييراتي در سازمان رزم به شرح به وجود آمد .

(پيوست 12 دستور جزء به جزء شماره 15 لشكر21 حمزه)

          گردان هاي114 و125 تيپ2 لشكر16 زرهي قزوين و گروهان هوابرد تيپ55 و گردان305 توپخانه130 م م از ساعت 0800 روز 25 اسفندماه از زير امر لشكر21 حمزه خارج و گردان247 سوارزرهي زير امر تيپ2 لشكر16 قرار گرفت و تيپ2 لشكر16 مسئوليت پدافند منطقه رقابيه و ميشداغ را عهده دار و گروه رزمي شاهين منحل و تيپ2 لشكر16 در كنترل عملياتي لشكر21 حمزه قرار گرفت . به منظور پوشانيدن محور نفوذي سندال به شراول و محور سندال به شلش و شراول برابر امريه شماره  …… به  تيپ2 (لشكر21) دستور داد؛ به منظور تماس مداوم با تيپ قافلانكوه، موضع سد كننده مناسبي را انتخاب و با تيپ2 لشكر16 هم آهنگي نموده و راه هاي نفوذي دشمن را شناسايي و با اعزام گشتي منطقه را كنترل و هرگونه حركت دشمن را زير نظر داشته باشد . اين وضعيّت تا جابه جايي كامل يگان هاي لشكر از شرق به غرب ادامه داشت .   « مدرك 281 »

به منظور نزديك شدن به دشمن و تسهيل براي اجراي عمليات آتي، لشكر تصميم گرفت؛ با جابه جايي يگان ها ، پدافند را از شرق كرخه به غرب منتقل نمايد . لذا دستور جزء به جزء شماره4 لشكر21 با شماره اعلام وصول ص ـ ل ـ 36 در تاريخ 15/5/60 به شرح زير صادر گرديد : (پيوست 13 دستور جزء به جزء شماره 4 لشكر21 حمزه)

الف ـ تيپ1

تيپ1 ضمن پدافند در منطقه محوله طرح تك محدود به تپّه 240 و ارتفاعات غربي آن را تهيه و به لشكر اعلام نمايد.

ب ـ تيپ2 پياده

در مأموريت به تيپ2 ابلاغ شد؛ ضمن پدافند در منطقه محوله تا آخر مردادماه سال60 دو گردان خود را به غرب كرخه تغيير مكان داده و گردان247 سوارزرهي را در قسمت شمالي منطقه به نحوي مستقر نماييد تا ضمن حفظ تماس با دشمن بتواند با جنگ افزار سازماني خود (اسكورپيون) روي مواضع دشمن اجراي آتش نمايد و همچنين طرح تك محدود به ارتفاعات زغن و سه راهي شليبه را تهيه و به لشكر اعلام نمايد .

پ ـ تيپ3 پياده

ضمن پدافند در منطقه محوّله، مي بايستي با سرپل ايجاد شده گردان171 را به جلو تغيير مكان داده و با انتقال گروهان سوّم گردان174 به غرب رودخانه ، دشمن را زير آتش سلاح هاي كاليبر كوچك قرار داده و با دريافت سربازان جديد نسبت به تشكيل دو گروهان پياده اقدام نمايد .   « مدرك 282 »

 

منبع: پیشتازان غرب کرخه، سالار کیا، علیمحمد، 1380، ایران سبز، تهران

 


[1] – كتاب 8 سال دفاع مقدّس جلد يكم

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده