نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش چهل و سوم: خوشبختانه نيروهاي ما، در اين قسمت از منطقه نبرد، آمادگي بيشتري داشتند و اجازه دادند نيروهاي دشمن تا تيررس جنگافزار جلوتر بيايند، سپس با آتش تانكها و جنگافزارهاي ضدتانك خودروهاي زرهي دشمن را به زير آتش گرفتند و تعداد قابل ملاحظهاي از آنها را منهدم كردند. دشمن مجبور به عقبنشيني و فرار شد. دفع پاتك دشمن سبب افزايش فوقالعاده روحيه رزمندگان ما گرديد. در نتيجه نيروهاي ما توانستند كليه پاتكهاي بعدي دشمن را نيز دفع و مناطق تصرف شده را تحكيم و نگهداري نمايند

يادداشت‌هايي از خاطرات رزمندگان در عمليات بازي‌دراز

1- سرهنگ محمود بدري فرمانده تيپ 3 لشكر 81 زرهي 

بعد از پايان مرحله اول جنگ و تثبيت وضعيت پدافندي نيروهاي ايران و عراق در  منطقه سرپل‌ذهاب و گیلانغرب، نيروهاي ما تلاش كردند؛ با اجراي تك‌هاي محدود، نيروهاي دشمن را به‌تدريج عقب برانند. در منطقه گیلانغرب اولين عمليات آفندي محدود عمليات تنگ‌حاجيان بود كه در آن، تنگ‌حاجيان و تنگ‌كورك به تصرف نيروهاي ما درآمد.

حمله به تنگ‌حاجيان به وسيله نيروهاي پياده با پشتيباني آتش تانك‌ها و توپخانه انجام شد. در اين عمليات پرسنل ارتش و سپاه و بسيج هماهنگي كامل داشتند كه در آن با فداكاري رزمندگان ما، يك گردان دشمن به‌كلي منهدم شد و يك گردان ديگر كه پاتك كرد آسيب سختي ديد.

 در عمليات تنگ‌حاجيان، ابتدا مقاومت دشمن خيلي شديد بود، به‌نحوي‌كه در دو روز اول نبرد، نيروهاي ما نتوانستند آن‌را تصرف كنند. براي تقويت نيروي حمله‌ور به آن هدف، یگان تكاور با 50 نفر مستقر در قره‌بلاغ و قراويز به فرماندهي سروان ادبیان به آن منطقه نبرد اعزام شد و بالاخره با تلاش اين واحد تكاور و ساير یگان­هاي حمله‌ور به تنگ‌حاجيان، آن هدف در ساعات پاياني روز سوم نبرد به تصرف نيروهاي ما درآمد. اما در اين هنگام سروان ادبیان زخمي گرديد و در نتيجه یگان تكاور حمله‌ور روحيه خود را از دست داد و مواضع به‌دست‌آمده مجدداً به اشغال درآمد.

در روز چهارم نبرد، 30 نفر از افراد سپاه پاسداران به همراه یگان تكاور و قسمتي از گردان 265 سوار زرهي مجدداً به تنگ‌حاجيان حمله كردند و آن منطقه را تصرف نمودند. تا عمليات تنگ‌حاجيان نيروهاي دشمن، قسمتي از دشت افشارآباد و دامنه غربي ارتفاعات دانه‌خشك را در تصرف داشتند.

 دشمن به‌منظور هماهنگ كردن جبهه پدافندي خود و به‌علت تهديدي كه از سه‌طرف براي نيروهاي دشمن در ارتفاعات دانه‌خشك ايجاد شده بود، مجبور شد اين ارتفاعات را نيز تخليه كند و به ارتفاعات بازي‌دراز عقب‌نشيني نمايد. لازم به يادآوري است كه در اوايل جنگ، يك واحد از سپاه پاسداران با هماهنگي نيروهاي ارتش موفق شدند، قسمتي از ارتفاعات دانه‌خشك را در حوالي افشارآباد از وجود دشمن پاك‌سازي كنند. نگهداري آن منطقه به پاسداران محول گرديد. ولي با حملات متقابل شديدي كه دشمن اجرا كرد، موفق شد مجدداً آن منطقه را تصرف نمايد.

دومين عملياتي كه در منطقه سرپل‌ذهاب انجام شد، عمليات كلينه بود كه خود دو مرحله بود، كلينه و سيدصادق. در مرحله اول قسمتي از حوالي روستاي سيدصادق و كلينه كه در دست دشمن بود آزاد شد. اين عمليات با همكاري ارتش و سپاه انجام گرفت. تك بعدي كلينه در تاريخ 11/12/59 اجرا شد. در اين نبرد از تانك‌هاي چيفتن به نحو مطلوبي استفاده شد و ضربت سختي به يك گردان پياده دشمن وارد گرديد و منطقه روستاي كلينه به تصرف نيروهاي ما درآمد. اين عمليات با همكاري یگان‌های ارتش و سپاه اجرا گرديد.

بعد از تصرف كلينه به‌وسيله رزمندگان ما نيروهاي دشمن براي بازپس‌گيري آن، پاتك شديدي كردند و از طرف بنه‌دستك و شركت زارعي به سمت مواضع نيروهاي ما پيشروي نمودند. اما توپخانه ما كه در ارتفاعات شاه‌نشين مستقر بود، نيروهاي دشمن را زير آتش شديد قرار داد و تانك‌هاي چيفتن نيز با تير مستقيم توپ تانك، به روي نيروهاي دشمن آتش گشودند. در نتيجه نيروهاي دشمن مجبور به عقب‌نشيني به مواضع قبلي خود گرديدند.

 بعد از اين عدم موفقيت، دشمن از مواضع كلينه و سيدصادق دست كشيد و اين مناطق در تصرف نيروهاي ما باقي ماند. سومين عمليات كه در منطقه گیلانغرب، سرپل‌ذهاب اجرا شد، عمليات بازي‌دراز بود كه در 2/2/60 آغاز شد و تا 14/2/60 ادامه يافت. ارتفاعات بازي‌دراز به‌صورت كليد منطقه نبرد سرپل‌ذهاب، گیلانغرب بود. به همين جهت نيروهاي دشمن بعد از اشغال آن، استحكامات بسيار قوي در آن ايجاد كرده بودند و جاده‌هاي تداركاتي مطمئن براي تداركات نيروها در قلل اين ارتفاعات احداث نموده بودند كه مهم‌ترين ارتفاعات قلل 1050، 1100و1150 بود.

    اما نظر به اين‌كه در اوايل جنگ نيروهاي ما توانستند نيروهاي عراقي را از ارتفاعات دانه‌خشك و حوالي افشارآباد عقب برانند، استحكام مواضع دشمن در بازي‌دراز با از دست دادن ارتفاعات دانه‌خشك تضعيف گرديد. لازم به يادآوري است كه در بازپس‌گيري حوالي افشارآباد از نيروهاي متجاوز عراق، حدود 5000 عدد مين كار گذاشته دشمن از آن منطقه جمع‌آوري شد و مقداري مصالح ساختماني نيز كه براي تهيه مواضع و سنگر و جان‌پناه جهت نيروهاي عراقي انباشته شده بود، به‌دست نيروهاي ما افتاد.

براي تهيه عمليات آفندي بازي‌دراز، مدت زماني طولاني وقت صرف شد. زيرا از همان اوايل جنگ كه اين ارتفاعات به دست دشمن افتاد، يكي از هدف‌هاي اصلي عملياتي تيپ سرپل‌ذهاب، عقب راندن دشمن از اين ارتفاعات بود. بدين منظور در هر فرصت مناسب تلاش می‌شد، نيروهاي دشمن از اين ارتفاعات عقب رانده شوند. اولين عمليات آفندي تيپ 3 زرهي در بازي‌دراز، در آبان‌ماه 1359 اجرا گرديد، ولي موفقيت چنداني به‌بار نياورد، در اين نبرد سعي بر اين بود كه تپه 1100 از اشغال دشمن آزاد شود، ولي ميسر نگرديد.

 اين حمله به‌وسيله گردان 211 تانك تيپ 3 زرهي و عناصري از سپاه پاسداران و افراد بسيج محلي اجرا شد. هم‌زمان با حمله به تپه 1100 در قسمت جنوبي اين منطقه نيز يك واحد عشايري به نام احمد‌بن‌موسي براي بازپس‌گيري تپه 1000 و 1050 اجرا گرديد كه تا حدودي موفقيت‌آميز بود و نيروهاي ما توانستند تپه 1008 را آزاد كنند.

دومين عمليات آفندي در بازي‌دراز كه به‌صورت دقيق‌تري طرح‌ريزي گرديد، در تاريخ دوم ارديبهشت‌ماه 1360 به اجرا درآمد. براي انجام اين مأموريت سه هدف كه تپه‌هاي 1100 و 1050 جنوبي و 1100 و 1150 شمالي بودند، سه گروه رزمي گرداني سازمان داده شد كه بدين ترتيب انجام وظيفه مي‌كردند، ابتدا گردان 143 مكانيزه با يك واحد از سپاه پاسداران به استعداد 50 نفر به سرپرستي برادر صاحب‌زماني، یك روز قبل از شروع عمليات، قسمتي از جاده تداركاتي اصلي دشمن را در چم امام حسن به بازي‌دراز تصرف مي‌كردند و راه مواصلاتي دشمن را قطع مي‌نمودند.

     در روز حمله، یگان هوابرد و گردان پياده اميد در قسمت شمالي به سمت تپه 1100 و سپس 1150 پيشروي مي‌كرد. فرمانده اين گروه ابتدا سروان شاه‌حسيني بود كه شهيد شد و بعد سروان ادبیان بود كه او نيز بعداً شهيد شد.

 گروه رزمي مياني به فرماندهي برادر حاجي‌بابا تماماً پاسدار بودند كه براي تصرف ارتفاع 1100 جنوبي و الحاق با یگان هوابرد حمله مي‌كردند. گروه رزمي جنوبي تركيبي از یگان پاسدار و ارتش به فرماندهي برادر شفيعي مأموريت داشت ارتفاع 1050 را تصرف و با گروه رزمي مياني و شمالي الحاق حاصل كند، سپس پيشروي را براي تصرف تپه 1020 كه آخرين قله بازي‌دراز به سمت جنوب بود ادامه دهد.

در اين عمليات بازي‌دراز، جمعاً 1000  نفر پرسنل پياده و فقط شش دستگاه تانك شركت داشت و نقش تانك‌ها فقط انهدام تانك‌ها و استحكامات دشمن بود كه به‌نحو مطلوب ايفا گرديد.

عمليات در شب و با هدف اجراي غافلگيري آغاز شد، اما حركت گروه مياني به‌وسيله دشمن كشف گرديد و همان موقع دستور داده شد، گروه رزمي مياني بين گروه‌هاي شمالي و جنوبي تقسيم شود. اين كار تا ساعت 0400 انجام گرديد و حمله در ساعت 0600 آغاز شد. گروه رزمي شمالي موفق شد تا حدود يك كيلومتري قله 1100 شمالي پيشروي كند. بالگردها به فرماندهي سروان شهيد شيرودي عمليات آنان را پشتيباني كردند . در تهيه طرح براي قسمت شمالي چنين پيش‌بيني شده بود كه چنان‌چه اين گروه موفق به تصرف قله 1100 گردد، یگان تكاوران به فرماندهي سروان ادبیان (شهيد شد) براي حفظ دور حمله به‌وسيله بالگردهاي نفربر در منطقه نبرد پياده شود و پيشروي را به‌سمت جنوب‌غرب ادامه دهد. اما به‌محض اين‌كه نيروهاي ما به تپه 1100 نزديك شدند، نيروهاي تقويتي دشمن از راه كلانتر به طرف تپه 1100 حرکت کردند  و ما مجبور شدیم؛ یگان هوابرد را برای خنثی کردن فعالیت نیروی تقویتی دشمن وارد عمل سازيم.

لذا هوابرد را با بالگرد در آن منطقه پياده كرديم. در اين عمليات هلي‌برن، يك فروند بالگرد 214 ما مورد اصابت آتش‌هاي دشمن قرار گرفت و منهدم گرديد. خوشبختانه اين امر بعد از پياده كردن افراد سرنشين بالگرد اتفاق افتاد، ولي مهمات داخل بالگرد منهدم گرديد. نبرد به‌تدريج شدت يافت و نيروهاي تقويتي دشمن ساعت ‌به ‌ساعت وارد منطقه می‌شدند و كنترل عمليات را از دست نيروهاي ما خارج مي‌كردند. به‌نحوي‌كه فرمانده یگان هوابرد (سروان شاه‌حسيني) موفق به خنثي كردن دشمن نشد و خود نيز در اين نبرد شهيد گرديد و افراد یگان هوابرد عقب‌نشيني كردند.

سروان ادبیان با گروه سوم تكاوران براي تصرف قله 1100 پيشروي كرد، ابتدا موفقيتي داشت و 25 نفر از افراد دشمن را به اسارت گرفت، ولي چون قله اصلي هنوز در دست دشمن بود، آتش دشمن به‌روي گروه تكاور باز شد. در اين آتشباري سروان ادبیان فرمانده گروه نيز شهيد گرديد. با شهادت او پرسنل یگان تحت فرماندهي وي روحيه خود را باختند و شروع به عقب‌نشيني كردند. تعدادي از افراد اين گروه كه حدود 25 نفر بودند، مفقود و يا اسير دشمن شدند. در نتيجه در عمليات بازي‌دراز در جبهه شمالي موفقيتي به‌دست نيامد.

در عمليات گروه جنوبي ابتدا پيشروي باپشتيباني آتش تانك‌ها شروع شد. اين گروه رزمي توانست تا ارتفاع 1150 پيشروي كند و تعدادي از افراد دشمن را به اسارت و مقدار زيادي تجهيزات سنگين و سبك از جمله 2 دستگاه تانك 5 دستگاه بلدوزر و لودر به غنيمت بگيرد. به‌طور كلي عمليات گروه رزمي جنوبي موفقيت‌آميز بود كه با همكاري یگان‌های ارتش، سپاه، پشتيباني آتش توپخانه و تانك انجام شد. در هدايت اين عمليات تلاش برادران سپاهي شفيعي، وزوايي و موحد تحسين‌انگيز بود.

بعد از تحكيم مواضع در مناطق آزاد شده به‌وسيله یگان‌های ما، نيروهاي دشمن در هشتم ارديبهشت‌ماه پاتك همه‌جانبه خود را به منطقه نبرد سرپل‌ذهاب اجرا كردند. اين پاتك به‌وسيله عناصر لشكر 7 پياده عراق در ساعت 0430 آغاز شد. تلاش اصلي دشمن در محور قصرشيرين، سرپل‌ذهاب به‌منظور تصرف شهرك قره‌بلاغ اجرا گرديد، ولي مواضع نيروهاي ما در اين منطقه بسيار خوب بود. در نتيجه دشمن نتوانست نيروهاي ما را عقب براند، لذا مجبور گرديد سمت حمله را تغيير دهد و از طرف ارتفاعات قراويز و شمال‌غربي به‌طرف شهر سرپل‌ذهاب پيشروي نمايد.

خوشبختانه نيروهاي ما، در اين قسمت از منطقه نبرد، آمادگي بيشتري داشتند و اجازه دادند نيروهاي دشمن تا تيررس جنگ‌افزار جلوتر بيايند، سپس با آتش تانك‌ها و جنگ‌افزارهاي ضدتانك خودروهاي زرهي دشمن را به زير آتش گرفتند و تعداد قابل ملاحظه‌اي از آن‌ها را منهدم كردند. دشمن مجبور به عقب‌نشيني و فرار شد. دفع پاتك دشمن سبب افزايش فوق‌العاده روحيه رزمندگان ما گرديد. در نتيجه نيروهاي ما توانستند كليه پاتك‌هاي بعدي دشمن را نيز دفع و مناطق تصرف شده را تحكيم و نگهداري نمايند.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده