عملیات والفجر2
بخش پنجم: قرارگاه مالک اشتر گزارش داد: در ساعت 0725 و 0730 هواپیماهای عراقی ارتفاعات منطقه نبرد و همچنین حوالی پیرانشهر را با بمبهای شیمیایی بمباران کردند. منطقه اصلی اصابت بمبها نزدیکی فرودگاه پیرانشهر و ارتفاعات تمرچین بود. براساس این گزارش بمبها حالت انفجاری نداشته و بعد از اصابت به زمین گاز سمی از انها متصاعد گردیده که اثرات سوزناک توام با ریزش آب از چشم و بینی داشتند و حالت سرگیجه و تهوع و قرمز شدن رنگ پوست بدن را ایجاد می کردند.

چنین به نظر می‌رسد که تدبیر عملیات والفجر2 ابتدا براساس عملیات محدود بود، ولی به تدریج به طور نسبی توسعه پیدا کرد و تا شش کیلومتری غرب پادگان حاج عمران و 12 کیلومتری غرب خط مرزی گسترش یافت. ضمن این که نبرد، بیش از حد پیش بینی شده به طول انجامید و قریب 20 روز به صورت کاملاً فعال توام با فراز و نشیبها، موفقیت و عدم موفقیت ها ادامه یافت که یکی از سرسختانه ترین نبردها بین نیروهای دو طرف در طول سه سال اول جنگ بود.

این امر سبب ایجاد تلفات و خسارات سنگینی به نیروهای هر دو طرف گردید. ارتش عراق برای جایگزینی تلفات و خسارات خود محدودیتی نداشت و آن قدر نیروی منظم تحت سلاح داشت که بتواند جایگزین یک یا دو تیپ منهدم شده سازد. ولی نیروهای ایران چنین امکانی نداشتند، زیرا ارتش ایران از شروع جنگ تعداد یگان محدودی داشت که تا زمان اجرای نبرد والفجر 2 فقط سه تیپ اسمی به آن اضافه شده بود. در حالی که چند برابر آن سه تیپ تلفات به آن وارد گردیده بود.

از نظر بسیج و تجهیز و سازمان دهی نیروهای مردمی نیز این نیروها با همه مشخصات عالی که داشتند، از نظر مسایل کلی جنگ حداقل یک کمبود داشتند و آن این که افراد داوطلب برای مدت محدودی که غالبا از سه ماه تجاوز نمی کرد، وارد صفوف رزمندگان می‌شدند و علاقه مند به شرکت در نبردهای آفندی بودند و برای عملیات پدافندی به طور قطعی نمی شد روی آنها حساب نمود. لذا عملیات پدافندی عموما توسط یگان‌های ارتشی انجام می‌گرفت. یگانهای سپاه پاسداران و بسیج مسئولیت پدافند آن منطقه را به یگانهای ارتشی واگذار می‌کردند تا بتوانند به هدف دیگری حمله کنند . بهترین نمونه آن سرنوشت گردان 129 پیاده لشکر 77 بود که بیان گردید.

با توجه به روش کلی یاد شده، هنگامی که عملیات والفجر2 توسعه پیدا کرد، برای نگهداری منطقه تصرف شده ،نیروهای اضافی لازم بود. زیرا تیپ 2 لشکر 77 و یک گردان از لشکر 92 زرهی و یک گردان تقویت شده از لشکر 64 پیاده که در این نبرد شرکت کرده بودند، متحمل تلفات سنگینی شده بودند و توانایی کافی برای نگهداری منطقه تصرف شده در غرب حاج عمران را نداشتند . لشکر 64 پیاده نیز که مسئولیت عملیاتی آذربایجان غربی را بر عهده داشت و در آرام سازی داخلی با عناصر ضدانقلاب درگیر بود. بنابراین برای حفظ دستاوردهای این نبرد لازم بود؛ یگان ارتشی دیگری به این منطقه اعزام شود . برای این منظور، تیپ 40 سراب که تا آن موقع در صحنه عملیات جنوب درگیر بود، انتخاب گردید و یک گردان آن تیپ که گردان 807 پیاده بود، تا روز 16 مرداد ماه وارد پادگان پسوه گردید.

در بررسی حوادث روز 16 مرداد ماه گفتیم که نبرد برای پاکسازی ارتفاعات شرق دربند در اطراف جاده اصلی ادامه یافت و نیروهای ایران موفق شدند؛ آن ارتفاعات را که حوالی قله 2062 در جنوب و 1885 در شمال جاده  بود، از نیروهای دشمن پاکسازی نمایند. اما نیروهای دشمن هنوز از بازپس گیری این ارتفاعات ناامید نشده بودند. لذا در روز 17 مرداد ماه با اجرای پاتکهای شدید توام با پشتیبانی هلی برن و هوایی تلاش کردند نیروهای ایران را عقب برانند و درگیری بویژه در شمال جاده و در منطقه نبرد تیپ نجف بسیار شدید بود، به نحوی که قرارگاه مالک اشتر تصمیم گرفت؛ با اعزام یک گروهان از گردان 132 پیاده به تپه 1809 عناصر سپاه پاسداران را از آن منطقه رها سازد، ولی اجرای آن میسر نشد.

گردان 105 مکانیزه توانست؛ مواضع پدافندی را در ارتفاعات 2519 اشغال و عناصر سپاه پاسداران را رها سازد، اما هنوز شرایط منطقه آن چنان مطمئن نبودکه عناصر سپاه پاسداران و بسیج از خط مقدم رها شوند. لذا، در روز 17 مرداد ماه هر چهار تیپ سپاه پاسداران نیز در خط مقدم آماده برای دفع پاتکهای دشمن بودند.

گفتیم که گردان 807 پیاده تیپ 40 سراب در روز 16 مرداد ماه وارد پادگان پسوه شد. در روز 17 مرداد ماه به این گردان مأموریت داده شد؛ منطقه گسترش پدافندی گردان 105 مکانیزه را در حوالی تپه 2519 شناسایی کند و آماده برای تعویض آن گردان گردد.

در روز 18 مرداد ماه، صحنه نسبتا آرام بود و حوادث وي‍ژه‌اي به جز تبادل آتش و تلفات معمولی طبق اصول کلی جنگ رخ نداد. نکته حائز اهمیت برتری هوایی مطلق دشمن و ادامه  بمبارانهای هوایی از جمله بمباران شیمیایی بود که در روز 18 مرداد ماه نیز هواپیماهای دشمن چند بمب شیمیایی در مناطق اشغالی نیروهای ایران پرتاب کردند، ولی تلفات و اثرات آن قابل ملاحظه نبود. با توجه به آرامش نسبی، نیروهای ایران توانستند مواضع پدافندی خود را مستحکم نمایند و جابجایی و تعویض لازم را در نقاط مختلف پدافندی انجام دهند و توپخانه ها را بر روی هدفهای مهمتر روانه سازند . از جمله هدفهای مناسب، پادگان چومان مصطفی و کلاله بود که گلوله باران شدند.

بر اساس گزارشات يگان‌ها ، دشمن در روز 19 مرداد ماه اقدام به یک عملیات فریبنده کودکانه کرد و در اوایل صبح آن روز، تعدادی عروسک به شکل ماکت افراد چتر باز در منطقه عقب و حوالی پادگان پسوه و پیرانشهر فرو ریخت که ابتدا تصور شد؛ دشمن در ان مناطق چترباز پیاده کرده ولی بعد از بررسی معلوم شد؛ عروسک و ماکت چترباز هستند. بعد از فروریختن آدمکهای چترباز ، نیروهای دشمن در خط مقدم منطقه نبرد، به سمت ارتفاعات 2519 پاتک کردند.

نیروی پاتک کننده دشمن، حدود دوگردان پیاده برآورد گردید. این یگانها تلاش کردند با بازپس گیری ارتفاع گردمند به طرف ارتفاعات 2519 پیشروی کنند.  اما عناصر تیپ سیدالشهدا و گردان 105 مکانیزه ارتش دلیرانه در مقابل پاتک دشمن مقاومت کردند و این پاتک دشمن را که از ساعت 6 صبح آغاز شده بود در ساعت 0730 متوقف ساختند . قرارگاه مالک اشتر نیز برای آمادگی بیشتر جهت دفع این پاتک سریعا سه گروهان پیاده از جمله یک گروهان از گردان 807 به ارتفاع کدو در شرق ارتفاع 2519 فرستاد تا به عنوان احتیاط در دسترس بوده و در صورت لزوم سریعا وارد عمل شود.

همان‌گونه که یادآور شدیم این نبرد برای دشمن حالت سرنوشت ساز پیدا کرده بود. بدین جهت از لجاجت دست نمی کشید. بنابراین در ساعت 0930 بار دیگر در همان منطقه پاتک کرد که با هوشیاری رزمندگان ما در ساعت 1100مهار شد . طبق معمول دشمن تلاش خود را در بمبارانهای هوایی قرار داد. اما همان گونه که در کلیه نبردها مشاهده شده بود، این بمبارانها اثرات تخریبی مادی چندانی نداشت. فقط اثر روانی ان حائز اهمیت بود و تلفات اصلی در میدان نبرد در نبردهای رویارویی به وسیله جنگ افزارهای تیر مستقیم یا بر اثر آتش غیر مستقیم توپخانه ها و خمپاره اندازها ایجاد می شد.

 چنین به نظر می‌رسید که فرماندهی نیروهای دشمن، بعد از شکست‌های متوالی در منطقه نبرد پیرانشهر – حاج عمران تصمیم گرفت؛ یک منطقه نبرد دیگر در منطقه مرزی آذربایجان غربی ایجاد کند تا تلاش نیروهای ایران را تجزیه و تضعیف نماید. برای این منظور فعالیتی از نیروهای عراق در منطقه غرب سردشت مشاهده گردید و فرمانده لشکر64  ارومیه گزارش داد، نیروهای عراق در ارتفاعات برده پهن و دو پازا مستقر شده اند و احتمالا قصد دارند با همکاری ضدانقلاب از دو محور به شهر سردشت حمله کنند. برای پشتیبانی این حمله، یک واحد کماندویی و تعداد قابل ملاحظه‌ای  از افراد جیش الشعبی عراق در شهر قلعه دیزه مستقر گشته اند. فرمانده لشکر 64 ارومیه برای دفع این تهدید احتمالی درخواست کرد؛ حداقل دو تیپ پیاده به منطقه سردشت اعزام شود و یا دو گردان پیاده سازمانی آن لشکر -109 و 117- از مأموریت‌های موجود خود رها و به سردشت اعزام شوند.

تثبیت وضعیت منطقه نبرد غرب حاج عمران که بعد از آخرین حمله نیروهای ایران در روز 16 مرداد ماه و عقب راندن نیروهای عراق به غرب ارتفاعات شرقی دربند آغاز شد، به تدریج قاطعیت پیدا کرد و از روز 18 مرداد ماه به بعد نیروهای دشمن اجبارا وضعیت موجود را تحمل کردند . در ارتفاعات غرب دربند مواضع پدافندی اشغال و تحکیم نمودند. در نتیجه از روز 20مرداد ماه تلاش آفندی دشمن متوقف گردید. ضمن این که به علت طولانی شدن مدت نبرد نیروهای ایران نیز قدرت آفندی خود را به تدریج از دست داده بودند.

زیرا این نیروها همان يگان‌هایی بودند که  از 28 تیر وارد میدان نبرد شده و 20 روز با دشمن در جنگ بودند . در این مدت فقط یک گردان تازه نفس ارتشی – گردان 807 تیپ 40 پیاده – وارد منطقه نبرد شده بود که آن هم از روز 17 مرداد ماه آماده اجرای مأموریت گشته بود. بنابراین از نظر واقع بینانه نظامی، ادامه نبرد بیش از این مدت برای نیروهای هیچ یک از طرفین به سادگی امکان پذیر نبود. مگر این که جبهه جدیدی باز    می شد و نیروی تازه نفسی وارد میدان می گردید که احتمال آن هم برای هیچ یک از طرفین مقدور نبود. گرچه طبق گزارش فرماندهی لشکر 64 پیاده که در بالا بیان شد، دشمن چنین قصدی را کرده بود.

با توجه به این شرایط عمومی منطقه نبرد، نیروهای هر دو طرف در همان خطی که در حوالی دربند با یکدیگر درگیر بودند به حالت پدافندی درآمدند و به نیروهای پرتلاش ولی خسته ایران فرصتی داده شد؛ تجدید سازمان کند و تغییراتی در گسترش پدافندی ایجاد نماید و يگان‌هایی را که متحمل تلفات سنگین شده بودند، به عقب ببرد . در این جابجایی فقط یگان تازه نفس گردان 807 پیاده بود که جایگزین يگان‌های تلفات دیده گردید . از جمله آنها گردان 105 مکانیزه بود که بعد از تعویض به عقب تخلیه شد و در حوالی روستای شیوه رش به صورت اردوگاه تاکتیکی مستقر گردید . با توجه به این که گردان 129 لشکر 77 نیز قبلا به عقب رفته بود استعداد رزمی یگانهای ارتشی به طور نسبی کاهش یافت. بویژه آنکه گردانهای 122 و 153 لشکر 77 نیز به علت تحمل تلفات و ضایعات، کارآیی رزمی بویژه روحیه، وضعیت چندان مطلوبی نداشتند و فقط یک گردان دیگر یعنی گردان 132 لشکر 64 در این منطقه نبرد فعال بود. اما هنوز عناصر باقی مانده از تیپ‌های سیدالشهدا(ع)، امام حسین(ع)، انصارالحسین(ع) و تیپ ویژه شهدا از عناصر لشکر 8 نجف اشرف در منطقه نبرد غرب حاج عمران فعال بودند و برای فرماندهان  خودی نگرانی وجود نداشت.

مسئله‌ای که با افزایش تعداد مناطق فعال در کل صحنه نبرد پیش می‌آمد، تشکیل قرارگاههای عملیاتی واسطه بود. با وجود این که از نظر گسترش پادگانی لشکرهای مستقر در حوالی مناطق مرزی مسئولیت عملیاتی منطقه سرزمینی خود را بر عهده داشتند، ولی به علت اعزام نیروهای تقویتی به مناطق لشکرها به منظور ایجاد هماهنگی بین يگان‌ها که جمعی سازمانهای مختلف بودند، قرارگاههای عملیاتی واسطه تشکیل مي‌گرديد و بر اساس همین روش، با وجود این که در منطقه عملیاتی آذربایجان غربی و کردستان یک قرارگاه عملیاتی به نام شمال غرب مستقر بود و یک قرارگاه واسطه نیز به نام قرارگاه مالک اشتر در آن منطقه حضور داشت،  به علت درگیر شدن قرارگاه مالک اشتر در منطقه پیرانشهر، قرارگاه سومی نیز بنام حمزه سیدالشهدا(ع) از 16 مرداد ماه در مریوان تشکیل شد و 11 نفر افسر ارشد و 5 نفر درجه دار و کارمند از قرارگاه نیروی زمینی تهران برای تشکیل قرارگاه اختصاص یافت.

 

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده