سروده هایی از صاحبان سیف و قلم (13)
«ادبيات پايدارى دفاع مقدس» در يتيم خليج فارس خارك خارك يعنى سرزمين عشق و جان منشأ خير و حيات جاودان دست و بازوى تن ايران زمين بر خليج فارس فخر است و نگين خوشترين وصف اش همان دُر يتيم خاك پاكش بهتر از هرزر و سيم

ار جلوخانى مگو مجروح شد

خارك با خون رگش مفتوح شد

يك طرف قطع نخاعى شد على

رفت روى مين دگر در مندلى

شرح كن تاريخ و راز جنگ را

اقتدار و پايه‏ى فرهنگ را

جنگ هرگز قابل تعبير نيست

لحظه‏هايش قابل تصوير نيست

بوى جوى موليان آمد خوشم

بسكه از بوى شهيدان بى هُشم

صالح طبعم اگر خاموش شد

از شراب معرفت مد هوش شد

 

 

فتح خرمشهر

اين كليد فتح خرمشهر ماست

خانه دل در همين شهر خداست

شهر خون و شهر عشق و شهر شور

شهر ايثار و حماسه شهر نور

چهره غم بار اين شهر غريب

ذكر اله گويد و امن يجيب

شهر در تسخير دشمن غرقه گشت

كوچه و جاده خيابان‏ها و دشت

كوچه و پس كوچه‏ها سنگر شدند

ليكن از بهر دفاع پرپر شدند

جنگ‏هاى تن به تن در كوچه‏ها

محشرى كردند بر پا بچه‏ها…

سى و پنج روز مقاوم در نبرد

خصم بعثى راز هجمه خسته كرد

لاجرم بعد از شكست دژ و شهر

لشگر بعثى بيامد توى شهر

گرچه در چنگ اسارت گير كرد

بعثيان را پاى در زنجير كرد

از هوا سيمرغ‏هاى آتشين

در شكار تانك‏هاى بر زمين

واژگون هريك ز بعد ديگرى

تل گورستان به قعر معبرى

شهر خرمشهر بندرگاه دل

برنشاندى كشتى دشمن به گل

جسم و جانش زخمى و داغ شرر

سيلى زد بر رخ آن فتنه‏گر

«گزها» و نخل‏ها بى‏سر شدند

سوختند امّا همه خنجر شدند

شهر ويران و خراب و تل خاك

كشت شد آهن بجاى نخل و تاك

از گل خمپاره‏هاى بى‏شمار

روى ديوارش نوشته يادگار

يادگار بعثيان بى‏ادب

تازيان قرن حمال الحطب

از هجوم كينه خصم پليد

خاكش آغشته به خون هر شهيد

 

 

 

 

منبع: معبر آسمان، افشار تویسرکانی، صالح، 1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده