عملیات رمضان
بخش هفتم: طرح عملیاتی قرارگاه عملیاتی قدس (به نام کربلای 4) در طرح عملیاتی کربلای 4 نیز با وجود اينكه 2 لشکر زرهی و 4 لشکر پیاده در حمله اصلی شرکت داشتند و تلاش اصلی با لشکر 92 زرهی بود، هیچ­گونه برنامه زمان­بندی تقریبی برای عملیات در نظر گرفته نشده بود. در حالی که میزان پیشروی یگان­های پیاده به هیچ وجه با یگان­های زرهی هماهنگ نمی­تواند باشد. برای ایجاد هماهنگی، این برنامه زمان­بندی حائز اهمیت فوق­العاده است.

عناصر این قرارگاه، در قسمتی از خط پدافندی جنوب غربی اهواز در امتداد دو ضلع یک مثلث قائم­الزاویه از شمال پاسگاه طلائیه تا کوشک  و جنوب آن گسترش داشتند (به خلاصه نقشه مراجعه شود) و همان­گونه که قبلاً اشاره شد، در اجرای عملیات بیت­المقدس، عناصر این قرارگاه موفق به عقب راندن دشمن از خط مرز نشدند و حتی قسمت عمده پیشروی عناصر این قرارگاه در جنوب نهر کرخه کور به علت عقب­نشینی اختیاری نیروهای دشمن و بدون نبرد انجام گرفت، اما نیروهای دشمن کلاً از خط مرز عقب نرفتند، بلکه خط پدافندی دژهای ایران را که در مسافت سه کیلومتری و به موازات خط مرز احداث شده بود، در اشغال خود نگه داشتند. در نتیجه خط مقدم پدافندی عناصر قرارگاه قدس در داخل خاک ایران و حداقل در سه کیلومتری خط مرز بود.

عناصر عمده متشکله قرارگاه قدس؛ لشکر 16 زرهی، تیپ 40 پیاده سراب و لشکر 1 سپاه پاسداران بود.

مأموریتی که در طرح عملیاتی قرارگاه کربلا به قرارگاه قدس واگذار شده بود، عبارت از آن بود که این قرارگاه ضمن ادامه پدافند با قسمتی از یگان­های خود در منطقه کوشک و طلائیه در جنوب پاسگاه کوشک با عناصری حمله کند و امتداد خط طرح را در جناح شمالی منطقه حمله قرارگاه­های فجر و فتح تصرف و تأمین نماید و آماده باشد؛ بنا به دستور حمله را به سمت غرب ادامه دهد و شهرک نشوه را در کرانه شط­العرب تصرف و در کرانه شرقی شط­العرب پدافند نماید.

فرماندهی قرارگاه قدس که مشترکاً به عهده سرهنگ زرهی ستاد سیروس لطفی فرمانده لشکر 16 زرهی و برادر غلامپور فرمانده لشکر1 سپاه پاسداران بود، یگان­های زیر امر را برای اجرای مأموریت دریافتی به شرح زیر سازمان داد:

  • قدس 1 شامل: تیپ یک لشکر 16 زرهی با دو گردان تانک (منها) یک گروهان پیاده جانباز و عناصر پشتیبانی.
  • قدس 2 شامل: تیپ 2 لشکر 16 زرهی با دو گردان مکانیزه و دو گردان تانک و یک گردان توپخانه و عناصر پشتیبانی.
  • قدس 3 شامل: تیپ 3 لشکر 16 زرهی با یک گردان مکانیزه، دو گردان تانک، دو گردان سوار زرهی، یک گردان توپخانه و عناصر پشتیبانی.
  • قدس 4 ترکیبی از عناصر ارتشی و سپاهی شامل تیپ 40 با 4 گردان و دو گردان سپاه پاسداران.
  • قدس 5 شامل: تیپ بعثت سپاه پاسداران با هفت گردان پاسدار و گروه رزمی 176  مکانیزه از عناصر لشکر 16 زرهی.
  • توپخانه لشکری شامل: 3 گردان توپخانه 155 میلیمتری، یک گردان (منها) 130 میلیمتری، یک گردان مختلط 105 و 155  میلیمتری، یک گردان مختلط 122، 155 و 203 میلیمتری و چهار آتشبار جدا که دو آتشبار 130، یک آتشبار کاتیوشا و یک آتشبار 203 میلیمتری بود و از این عناصر توپخانه فقط یک آتشبار 130 میلیمتری متعلق به سپاه پاسداران بود
     

قرارگاه قدس در زمان تهیه این طرح در پادگان حمید در 40 کیلومتری جنوب اهواز مستقر بود. این قرارگاه با توجه به مأموریت دریافتی از قرارگاه کربلا، تدبیر عملیاتی خود را برای اجرای این مأموریت چنین تعیین کرد که عملیات را در سه مرحله اجرا کند.

با توجه به اينكه یگان­های قرارگاه قدس در شش قرارگاه جزء سازمان داده شده و خط پدافندی این قرارگاه به شکل دو ضلع مثلث بود که ضلع شمالی آن از حوالی پاسگاه طلائیه تا کوشک در جنوب باتلاق هورالعظیم قرار داشت و استحکامات دشمن نیز در آن ضلع خیلی قوی بود. فرماندهی قرارگاه قدس تصمیم گرفت؛ در مرحله اول با سه یگان در ضلع شرقی آفند کند و تا خط حد پیشروی تعیین شده (خط سرخ) پیشروی نماید و با دو یگان در ضلع شمالی ضمن ادامه پدافند تظاهر به تک کند و قسمتی از نیروهای دشمن را در این منطقه درگیر سازد و یک قرارگاه در احتیاط باقی بماند.

در مرحله دوم؛ با پنج قرارگاه در خط و یک قرارگاه در احتیاط پدافند کند و تحکیم موضع نماید. و بالاخره در مرحله سوم؛ بر حسب ایجاب وضعیت حمله را به سمت غرب ادامه دهد و شهرک نشوه را در کرانه شرقی شط­العرب تصرف و آن کرانه را تأمین نماید. (به خلاصه نقشه مراجعه شود).

براساس تدبیر عملیاتی یاد شده، وظایف و مأموریت­های قرارگاه­های تابعه تعیین و ابلاغ گردید. نکته حائز اهمیت در این مأموریت این است که به دو قرارگاهی که در شمال مأموریت ادامه پدافند داشتند، مأموریت داده شده بود که چنانچه نیروهای دشمن در اثر فشار نیروی خودی به حالت عقب­نشینی و فرار درآمدند، با پیشروی در مسیر شمال شرقی جنوب غربی راه عقب­نشینی و فرار دشمن را سد کرده و انهدام آنان را تسهیل نمایند.

در طرح عملیاتی قرارگاه قدس، نکته­ای جلب توجه می­کند که نسبت به طرح­های دیگر حالت استثنایی دارد و آن پیوستی به نام پیوست طرح مانور به طرح عملیاتی می­باشد که تقریباً برای هیچ یک از طرح­های عملیاتی چنین پیوستی تهیه نمی­شد. اما تهیه همین پیوست نشان می­دهد که با همه خوش­بینی­هایی که درباره نتیجه احتمالی عملیات رمضان وجود داشت، ولی هم قرارگاه کربلا و هم قرارگاه­های اجرایی در جناحین منطقه نبرد نسبت به امکانات دشمن و عکس­العمل وی در تردید بودند و در این باره چندان خوش­بین نبودند.

 به همین جهت در جناح جنوبی، اصولاً ابتدا تدبیر پدافندی به کار گرفته شد و در جناح شمالی نیز به قرارگاه قدس مأموریت حمله محدود واگذار گردید و برای مرحله احتمال گسترش دامنه حمله تا هدف نهایی قرارگاه کربلا در کرانه شرقی شط­العرب، قرارگاه قدس یک طرح جداگانه­ای تهیه کرد که تحت عنوان پیوست طرح مانور جزء طرح عملیاتی خود منظور نمود که خلاصه آن به شرح زیر بود:

در مأموریت این طرح بیان شده بود «پس از اتمام موفقیت­آمیز حمله مرحله 1 و 2 طرح عملیات کربلای 4، قرارگاه قدس بنا به دستور تک می­کند و ساحل شرقی شط­العرب را تصرف و در امتداد آن پدافند می­نماید.»

برای احتمال امکان اجرای این مرحله، ایجاد سه وضعیت احتمالی برآورد گردیده بود که عبارت بودند از (1) احتمال اول؛ شکست و فرار دشمن. (2) احتمال دوم؛ مقاومت سبک دشمن. (3) احتمال سوم؛ مقاومت جدی دشمن.

تدبیر عملیاتی در صورت ایجاد هر یک از سه وضعیت بالا چنین اتخاذ شده بود که :

  1. در صورت شکست و عقب­نشینی دشمن، تمام قرارگاه­های تابعه قدس در خط حمله می­کنند و تا کرانه شرقی شط­العرب پیشروی و آن کرانه را تصرف و تأمین می‌نمایند.
  2. در صورتی که قسمتی از نیروهای دشمن عقب­نشینی کنند ولی دشمن با نیروی کمتری به مقاومت ادامه دهد، قرارگاه قدس ابتدا با دو قرارگاه تابعه شمالی (قدس 2 و 3) به منطقه عقب مواضع پدافندی دشمن حمله می­کند و قدرت ادامه مقاومت را از دشمن سلب می­نماید. سپس تمام یگان­های قدس در امتداد جنوب غربی به غرب حمله می­کنند و کرانه شرقی شط­العرب را تصرف و تأمین می­نمایند.
  3. در صورتی که دشمن با تمام قدرت در مواضع پدافندی اولیه به پدافند ادامه دهد، قرارگاه قدس با دو قرارگاه تابعه مستقر در شمال (قدس 3 و 2) تک فریبنده اجرا و قسمتی از نیروهای دشمن را درگیر می­کند و با سه یگان دیگر (قدس 4، 5 و 6) که حمله را آغاز کرده به حمله و وارد کردن فشار به دشمن ادامه می­دهد و نیروهای دشمن را مجبور به عقب­نشینی می­نماید و هنگامی که چنین وضعی برای دشمن ایجاد شد عناصر قدس3 نیز از سمت شمال شرقی جنوبی غربی حمله می­کند. در نتیجه چهار قرارگاه هماهنگ به سمت کرانه شرقی شط­­العرب یورش می­برند.

در این طرح مانور، نکته­ای که مورد توجه ویژه قرار گرفته بود؛ محورهای پیشروی ممکن در منطقه کوشک تا طلائیه بود. زیرا این منطقه تحت تأثیر اثرات آب باتلاق هورالعظیم قرار داشت و همان­گونه که در بررسی زمین عملیات گفتیم، ارتش عراق هم به منظور کم کردن اثرات احتمالی آب این باتلاق در منطقه پدافندی یگان­های عراقی و هم به منظور تحکیم مواضع پدافندی در مقابل حمله احتمالی نیروهای ایران استحکامات سنگینی در این منطقه احداث کرده بود. عوامل اطلاعاتی نیروهای ایران از این وضعیت آگاهی داشتند، بدین جهت، قرارگاه قدس به قرارگاه­های تابعه قدس 2 و 3 دستور داد؛ محورهای پیشروی مناسبی را که حتی­المقدور متکی به جاده­های موجود احداثی نیروهای عراقی از کرانه شط­العرب به طرف کوشک و طلائیه باشد، شناسایی کنند و پیشروی خود را در آن محورها هدایت نمایند.

به طور کلی، بررسی طرح مانور قرارگاه قدس نشان می­دهد که هدایت عملیات در جناح شمالی منطقه نبرد رمضان چندان خوش­بینانه نبود، بلکه نگرانی­هایی درباره امکان عکس‌العمل دشمن وجود داشته است.

 

طرح عملیاتی قرارگاه فجر (به نام طرح بدر)

قرارگاه فجر شامل لشکر 77 پیاده نزاجا و لشکر 7 سپاه پاسداران بود. عناصر این قرارگاه در قسمتی از خط پدافندی جنوب کوشک تا پاسگاه کیلومتر 25 گسترش داشتند، به نحوی که قرارگاه قدس در شمال و قرارگاه فتح در جنوب قرارگاه فجر قرار گرفته بود.

مأموریت قرارگاه فجر در طرح عملیاتی کربلای 4 چنین تعیین شده بود که «حمله کند و دشمن را در منطقه خود تا خط سرخ منهدم و آن خط را تأمین نماید (به خلاصه نقشه مراجعه شود) و بنا به دستور حمله را تا وصول به کرانه شرقی شط­العرب و تصرف و تأمین آن به سمت غرب ادامه دهد».

فرماندهی قرارگاه فجر که به عهده سرهنگ توپخانه ازگمی و برادر …. فرمانده لشکر 7 سپاه پاسداران بود، عناصر زیر امر خود را به شرح زیر سازمان داد:

  • فجر1 شامل: تیپ 1 لشکر 77 پیاده با 3 گردان پیاده و یک گروهان تانک و یک گردان توپخانه و تیپ 33 المهدی سپاه پاسداران با حداقل 5 گردان و یگان­های پشتیبانی دیگر.
  • فجر 2 شامل: تیپ 2 لشکر 77 پیاده با سه گردان پیاده، یک گردان تانک (-)، تیپ 18 جوادالائمه، حداقل با 5 گردان پاسدار و بسیج و یگان­های پشتیبانی.
  • فجر 3 شامل: تیپ 3 لشکر 77 پیاده با سه گردان پیاده، یک گردان توپخانه و عناصر پشتیبانی.
  • فجر 4 شامل: تیپ امام سجاد سپاه پاسداران با حداقل پنج گردان، یک گردان توپخانه.
  • گروه رزمی 104  پیاده شامل: گردان 104  پیاده لشکر 77 (منها) و یک گروهان تانک از گردان 291  تانک.
  • گروه رزمی 291  تانک شامل گردان: 291 تانک لشکر 77 پیاده (منها) و یک گروهان از گردان 104 پیاده.
  • گردان 241 سوار زرهی و سایر یگان­ها در اختیار قرارگاه لشکر.

فرماندهی قرارگاه فجر تدبیر عملیاتی خود را برای اجرای مأموریت دریافتی از قرارگاه کربلا چنین اتخاذ کرد که مأموریت را در سه مرحله به شرح زیر اجرا کند:

  • در مرحله یکم با 3 قرارگاه در خط به ترتیب از شمال به جنوب فجر 1، فجر 4 و فجر 2 به سمت غرب حمله کند و خط سرخ را تصرف و تأمین نماید. (برابر خلاصه نقشه). فجر 3 فجر 4 را دنبال کند و گروه­های رزمی 104 و 291 در احتیاط قرارگاه فجر باشند. گردان 214 سوارزرهی جناح جنوبی لشکر (حد فاصل با لشکر 92 زرهی) را بپوشاند.
  • در مرحله دوم در مواضع متصرفی پدافند و تحکیم هدف و تجدید سازمان اجرا گردد.
  • در مرحله سوم عناصر قرارگاه­های فجر 3 و 4 تک را به سمت غرب ادامه دهند و یگان­های فجر 1 و 2 در احتیاط قرار گیرند.

در هنگام طرح­ریزی، پاسگاه فرماندهی لشکر 77 در سید عبود واقع در چهار کیلومتری شمال پاسگاه ژاندارمری حسینیه قرار داشت. دو نکته مکتبی نیز در طرح بدر قرارگاه فجر مورد توجه قرار گرفته ودر دستورات هماهنگی بیان گردیده بود و این دو نکته عبارت بودند از:

  1. این عملیات با نیروی لایزال الهی و با ترکیب مقدس ارتش و سپاه انجام گرفته و توصیه می­­گردد؛ فرماندهان یگان­های ارتش و سپاه هماهنگی و تماس مداوم خود را در مرحله شناسایی و آمادگی حفظ کرده و همکاری و همراهی دقیق خود را با یکدیگر در حین عملیات در حد نهایت معمول دارند.
  2. پیروزی کلیه رزمندگان با حفظ هماهنگی و نظام اسلامی حتمی است (انشاءالله).

نکته جالب توجه در پیوست­های طرح عملیاتی بدر، روش پشتیبانی مهندسی قرارگاه فجر است و برابر مفاد پیوست مهندسی این طرح اقدامات عمده پشتیبانی مهندسی مورد لزوم به عهده جهاد سازندگی سمنان، خراسان و خوزستان واگذار شده بود که در قرارگاه­های دیگر نیز همین وضع وجود داشت، زیرا هر لشکر ارتشی فقط دارای یک گردان مهندسی رزمی بود که امکانات قابل ملاحظه­ای برای پشتیبانی عملیات وسیع را نداشت و سپاه پاسداران نیز یگان مهندسی سازمانی نداشت. بنابراین، تکیه فعالیت­های مهندسی بر پشتیبانی مردمی از طریق جهاد سازندگی بود که خود یکی از مهم­ترین مسائل جنگ تحمیلی را تشکیل می­دهد و بررسی آن بایستی به صورت مستقل و دقیق انجام گیرد.

مسئله­ای که در مرحله بندی عملیات قرارگاه فجر جلوه­گر است، این است که با وجود اينكه قرارگاه متشکل از واحدهای پیاده نظام بود و طی مسافتی به عمق بیش از 40 کیلومتری در خاک دشمن برای یک واحد پیاده آن هم با عبور از مقاومت­های بسیار سخت دشمن کار بسیار دشواری است، لازم است حداقل یک زمان­بندی تقریبی برای عملیات درنظر گرفته شود، ولی در طرح قرارگاه فجر چنین زمان­بندی منظور نگردیده بود. در طرح عملیاتی کربلای 4 نیز با وجود اينكه 2 لشکر زرهی و 4 لشکر پیاده در حمله اصلی شرکت داشتند و تلاش اصلی با لشکر 92 زرهی بود، هیچ­گونه برنامه زمان­بندی تقریبی برای عملیات در نظر گرفته نشده بود. در حالی که میزان پیشروی یگان­های پیاده به هیچ وجه با یگان­های زرهی هماهنگ نمی­تواند باشد. برای ایجاد هماهنگی، این برنامه زمان­بندی حائز اهمیت فوق­العاده است. چنان­که در عمل نیز مشاهده شد یگان­های لشکر 92 زرهی در چند ساعت اول حمله بیش از 25 کیلومتر در خاک دشمن پیشروی کردند، در حالی که عناصر لشکر 77 که در شمال لشکر 92 زرهی پیشروی می­کردند، هنوز در همان حوالی خط مرز و در خطوط مقدم با دشمن درگیر بودند.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده