در کمین گل سرخ
بخش هشتاد و دوم: سرانجام در زمستان سال64 نیروهای سپاه با یک عملیات بسیار دقیق و حساب شده موفق شدند؛ یکی از شگفتی های بزرگ جنگ ایران و عراق را بیافرینند. گذر هزاران نیرو از اروند رود و تصرف شهر فاو و بیش از هفتاد روز مقاومت در برابر پاتک های سنگین عراق و سرانجام تثبیت مناطق آزاد شده، تحسین همۀ متخصصان نظامی جهان را برانگیخت.

هر چند این عملیات بزرگ هم نتوانست سرنوشت جنگ را معین کند، اما به علت توانایی هایی که سپاه از خود نشان داده بود، موجب تصمیماتی از سوی فرماندهی جنگ شد. گویا بعد از این، ارتش به جای عملیات، عهده دار پدافند مناطق آزاد شدۀ نیروهای سپاه می شد.

البته پذیرش آن برای سرهنگ صیاد قابل قبول نبود و بعد از مدت ها کشمکش، او برای پایان دادن به اختلاف نظرها مصمم به استعفا شد. اصرار او و امتناع مسؤولان عالی نظام از پذیرش استعفا حدود سه ماه طول کشید. گویا این سه ماه برای سرهنگ صیاد خیلی سخت گذشت. طوری که بعد ها وقتی به دیدار حضرت امام رفت، یادداشت کرده بود به این روزها اشاره کند:

«بیان مختصری از چگونگی گذشت سه ماه…

-نه می توانستم سکوت مطلق کنم.

-نه می توانستم از نارسایی ها فریاد بکشم.

خدا توفیق داد به مصلحت اسلام عمل کردم و در این امر آقای خامنه ای نقش داشتند.»

نهایتاً برای بهره مندی جنگ از تجارب او، در تیر ماه65 امام او را به عضویت شورای عالی دفاع منصوب کردند. معلوم نیست صیاد در چه وضعیت روحی و روانی به سر می برد که وقتی این حکم صادر شد، آن شب در یادداشت های روزانه اش چنین نوشت:

خداوندا! تُرا شکر و سپاس بر این که بر بندۀ ناتوان و درماندۀ خود نعمت و رحمت نازل کردی و با ندا و فرمان بندۀ صالحت «حضرت امام خمینی» خط بطلان بر افکار مبهم و اکاذیب جاری در جامعه کشیدی.

خداوندا! معترفم به این که هم چنان ناتوانم در شکر گزاری و سپاس، ولی ناامید نیستم به این که تو یاریم کنی و به قدرت و توانی برسم که به لطف و عنایت تو فراموش نکنم که «تو همه کاره ای» بر خود نهیب زنم که خیلی «بیشتر از این ها همه کاره ای»

حکم حضرت امام مدظله مبنی بر نمایندگی از طرف ایشان در شورای عالی دفاع (که) در تاریخ23/4/65 صادر گشت… دنیایی از معرفت در این چند جمله وجود دارد…

یک ماه بعد از این انتصاب، با استعفای سرهنگ از نیروی زمینی موافقت شد. سرهنگ حسنی سعدی یکی از فرماندهان سرهنگ صیاد، جانشین او شد. امام خمینی در حکم انتصاب فرمانده جدید نیروی زمینی، باز از زحمات طاقت فرسای سرهنگ صیاد یاد کردند و ضمن تقدیر از او، تأکید کردند:

«جناب سرهنگ صیاد شیرازی… با تعهد کامل به اسلام و جمهوری اسلامی در طول دفاع مقدس از هیچ گونه خدمتی به کشور اسلامی خودداری نکرده و امید است در آینده نیز در هر مقامی باشد، موفق به ادامۀ خدمت های ارزندۀ خود بشود.»

بعد از کناره گیری سرهنگ صیاد شیرازی از فرماندهی نیروی زمینی، جنگ دو سال دیگر ادامه یافت. او هر چند اکنون درکسوت فرماندهی نبود، اما باز هم لحظه ای از دفاع مقدس و مسائل مربوط به آن غافل نبود. او به عنوان نمایندۀ امام در شورای عالی دفاع در هر موردی که احساس مسؤولیت می کرد وارد میدان می شد و دخالت می کرد.

او ابتدا به دیدار امام شتافت. در این جلسه موارد زیادی مطرح کرد، از جمله این که با اشاره به این که مسؤولیتش جنبۀ نظارتی دارد، خواست ایشان تذکر دهند تا کماکان زمینۀ حضورش در جبهه ها وجود داشته باشد.

ملاقات با حضرت امام مدظله-ساعت0930-مورخه14/5/65

بسم الله الرحمن الرحیم

پس از دعا وگزارش مختصر آخرین وضعیت، حضرت امام فرمودند:

(خودتان) احساس کردید که، من در این مدت به شما اعتماد داشته و دارم و شما را یک فردی لایق و مؤمن می دانم و امیدوارم با این وضعی که دارید… (این جا) که هستید اهمیتش بیش تر از قبلی است که کار اجرایی بود… توجه بکنید در بعضی مسائل آقایان که هستند ممکن است کم اطلاع باشند و شما که اطلاع دارید کاری کنید که مسائل خوب پیش برود شما هم نظارت… در این مورد…

هر چه بیش تر سعی کنید که بین ارتش و سپاه برادری باشد. کشور ما یک ارتش دارد و یک سپاه. اگر این دو یک نباشد همراه نباشند، یک دست نباشند آسیب پذیرند این ها باید باهم باشند. کاری کنید که باهم باشند. شما سعی کنید همیشه باهم نزدیک باشند. در ارتش این نباشد که فکر کنند…

شما می دانید که من از اول طرفدار ارتش بوده ام خیلی کار کردند که چیز دیگر را ثابت کنند الان هم طرفدار ارتش هستم، شما به خدا اتکال کنید که اتکال به خدا موجب می گردد خدا با شما باشد. من هر شب به ارتش و سپاه دعا می کنم.

ایران سال65 را سال سرنوشت جنگ نامید. دنیا نیز همین را می خواست اما نه به قیمت پیروزی ایران. ابتدا آمریکا کوشید با ارسال نمایندگانی به ایران ردپایی در میان سیاستگزاران جمهوری اسلامی پیدا کند و جنگ را با صلح به شیوۀ آمریکا به پایان برسانند.

 دستور امام به مقامات تأثیر گذار به عدم گفت و گو با نمایندۀ رئیس جمهور آمریکا و افشای سفر مک فارلین برای دولت ریگان رسوایی به بار آورد. آنها برای انتقام بر فشار به ملت ایران افزودند و مردم ایران سال بسیار سختی را گذراندند.

منابع نفتی و انرژی ایران با اطلاعاتی که آمریکا به عراق می داد، مورد هدف قرار می گرفت و ذخایر ارزی ایران به شدت کاهش یافت. از سوی دیگر مستشاران شوروی ارتش عراق را بازسازی کردند. اکنون صدام احساس می کرد قدرت باز پس گیری فاو را دارد. پس خود را آمادۀ حمله می کرد. سپاه برای پیشدستی، در سوم دی ماه عملیات کربلای4 را آغاز کرد.

به علت آمادگی دشمن، پروندۀ این عملیات در کم تر از24 ساعت بسته شد. تبلیغات صدام هنوز مشغول بزرگ نمایی در شکست این عملیات برای اعراب بود که در19 دی رزمندگان سپاه عملیات کربلای5 را در منطقۀ شلمچه آغاز کردند. ایران اعلام کرد؛ قصد دارد در این عملیات ماشین جنگی دشمن را از کار بیندازد.

منبع: در کمین گل سرخ، مؤمنی، محسن،1382، سوره مهر، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده