نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش چهل و یکم: مقاومت و عكسالعمل دشمن لحظهبهلحظه شديدتر میشد و مانع پيشروي نيروهاي ما میشد، بهنحويكه از حدود ساعت 1100 به بعد، از آن گزارشهای مسرتبخش خبر چنداني نبود و یگانها مدام آمار تلفات را ميدادند. اين تلفات تا ساعت 1300 به تعداد 13 نفر شهيد و 192 نفر مجروح اعلام گرديد. آخرين گزارش از چگونگي جزئيات اين نبرد در ساعت 1555 ارسال شد كه حاكي از تصرف كامل تپه 1150 بهوسيله رزمندگان ما بود.

باري بحث درباره مسائل كلي جنگ را به فرصت ديگري وامي‌گذاريم و به ادامه بررسي موضوع اصلي خود كه شرح جريان مرحله دوم عمليات بازي‌دراز است مي‌پردازيم.

گفتيم كه از آغاز سال 1360 نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، عمليات آفندي را با هر مقياسي كه ممكن بود طرح و اجرا مي‌كردند. در صحنه عمليات غَرب نيز بعداز عمليات مرحله اول بازي‌دراز كه در ارديبهشت اجرا شد، بعد از آن نبرد، طرح عمليات ديگر در منطقه سرپل‌ذهاب مورد بررسي قرار گرفت و نيروهايي براي وارد كردن ضربت قوي‌تر بر دشمن در محور سرپل‌ذهاب، قصرشيرين بسيج گرديد و پنج گردان از سپاه پاسداران در اين منطقه نبرد متمركز شد.

بر خلاف عمليات قبلي كه تلاش اصلي حمله فقط به‌منظور آزادسازي ارتفاعات بازي‌دراز بود، در مناطق شمالي و غربي جبهه سرپل‌ذهاب حمله جدي درنظر گرفته نشده بود. در طرح مرحله دوم عمليات بازي‌دراز در هر سه جبهه منطقه نبرد هدف‌هاي حمله تعيين شده بود و نيروهاي گسترش يافته در اين منطقه بايستي در شمال و غرب و جنوب حمله مي‌كردند و ارتفاعات كوره‌موش، بنه‌دستك، قراويز و جگرلومحمدعلي را در سمت شمال و غرب و تپه‌هاي 1100 و 1150 و 1000 و 1016 را در سمت جنوب تصرف مي‌نمودند.

بنابراين حمله نيروهاي ما در هر سه3 جبهه اجرا مي‌گرديد، به همين سبب در طرح عملياتي كه به‌وسيله تیپ3لشكر 81 زرهي تهيه گرديد، یگان‌های موجود چنان سازمان داده شدند كه ضمن حفظ مواضع پدافندي موجود ( بر اساس تدبير كلي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران) در هر سه سمت در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب حمله كنند و هدف‌هاي پيش‌بيني شده را تصرف نمايند. بر اين اساس، در طرح عملياتي تیپ3زرهي كه به‌نام طرح ادبیان (به‌نام سروان شهيد ادبیان كه در عمليات قبلي در اين منطقه شهيد گرديد) تهيه و در دوم شهريور‌ماه منتشر شد. نيروهاي در دسترس به‌شرح زير سازمان داده شدند:

  • يك گروه رزمي متشكل از دو گردان سپاه پاسداران، پدافند در ارتفاعات شمال كلينه.
  • يك گروه رزمي متشكل از 3 گردان سپاه پاسداران، يك گردان بسيج احمد‌بن‌موسي.
  • 2 گروهان از گردان پياده اميد و 4 دستگاه تانك.
  • يك دسته عشاير به استعداد 50 نفر.
  • يك گروهان 90 نفري از گردان پياده مهدي براي اجراي حمله در ارتفاعات بازي‌دراز ( تلاش اصلي).
  • گروه رزمي 184 مكانيزه شامل گردان 184 مكانيزه.
  • يك گروهان 90 نفري پياده از گردان مهدي.
  • يك گروهان 90 نفري پاسدار گردان پياده نور ( منهاي دو گروهان).
  • يك گروهان تانك چيفتن براي پدافند در شمال سرپل‌ذهاب و آفند به ارتفاعات كوره‌موش.
  • گروه رزمي 211 تانك شامل گردان 211 تانك (منها).
  • يك گروهان از گردان 143 مكانيزه.
  • يك گروهان از گردان پياده نور.
  • يك گروهان 100 نفري پاسدار براي حمله به تپه بنه‌دستك و شمال‌شرقي قراويز.
  • گروه رزمي 215 تانك شامل گردان 215 تانك (منها) يك گروهان مكانيزه
  • يك گروهان پياده، يك گروهان 50 نفري پاسدار، يك گروهان ضربت شامل 60 نفر افراد ارتشي و 30 نفر سپاهي و گروهان 150 نفري بسيج نجف‌آباد براي حمله به سمت غرب و تصرف ارتفاعات قراويز، داربلوط و غرب روستاي جگرلو محمدعلي.
  • گروه رزمي اميد شامل گردان پياده اميد (منهاي دو گروهان) گروهان و ژاندارمري.
  • گروهان 150 نفري عشاير كلهر، يك گروهان سوار زرهي، يك دسته تانك براي پدافند از تپه‌هاي جنوب‌شرقي بازي‌دراز و آفند به‌سمت غربي بنا به دستور.
  • گردان 265 سوار زرهي (منهاي يك گروهان) با يك گروهان تانك (11 دستگاه) پدافند در جنوب بازي‌دراز مقابل تنگ‌كورك.
  • گروه رزمي 143 مكانيزه (منهاي دو گروهان) به اضافه يك گروهان تانك ( با 10 دستگاه تانك) در احتياط تيپ.

بدين ترتيب طرح عملياتي تیپ3زرهي با هماهنگي سپاه پاسداران و ساير فرماندهان یگان‌های رزمنده، براي اجراي حمله در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب در دوم شهريور‌ماه تكميل و آماده براي اجرا گرديد. اما از نظر روشن‌تر شدن پيچيدگي اين طرح و تنوع نسبتاً زياد عمليات، اشاره به اين نكته ضروري است كه علاوه بر اين‌كه اساس اين طرح تركيبي از پدافند در مواضع، تقدم نگهداري خط پدافندي موجود و اجراي عمليات آفندي در سه سمت جبهه 25 كيلومتري بود، براي عمليات آفندي 10 هدف قطعي و چهار هدف احتمالي نهايي تعيين شده بود كه در نتيجه تلاش یگان‌های تيپ و سپاه پاسداران علاوه بر نگهداري مواضع پدافندي، در 10 محور پيشروي هدايت مي‌گرديد.

با توجه به اين‌كه تمام یگان‌های حمله‌ور در اين محورها نياز به پشتيباني آتش داشتند، فقط هدايت عمليات توپخانه‌هاي پشتيباني، خود مسائلي را به‌وجود مي‌آورد. به همين جهت یگان‌های توپخانه كه از عناصر 10 گردان توپخانه بودند، به‌صورت آتشباري در تمام منطقه نبرد گسترش يافته بودند تا امكان پشتيباني از تمام یگان‌ها در تمام منطقه نبرد و در تمام مدت عمليات وجود داشته باشد. البته بايد توجه داشت كه مقدورات توپخانه پشتيباني یگان‌های ما در اين منطقه نبرد نسبت به ساير نقاط بسيار خوب بود و جمعاً حدود چهار گردان توپخانه از یگان‌های رزمي گسترش يافته در منطقه سرپل‌ذهاب پشتيباني مي‌كرد.

اما در مقايسه با امكانات دشمن، توپخانه ما ضعيف‌تر بود، زيرا طبق برآوردهاي اطلاعاتي به‌عمل آمده، قسمت عمده یگان‌های لشكر 6 زرهي و لشكرهاي 7 و 8 پياده و قسمتي از یگان‌های لشكر 4 پياده عراق در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب، گیلانغرب گسترش داشتند. بنابراين توپخانه‌هاي سه لشكر دشمن در اين منطقه مستقر بود، ضمن اين‌كه مقدورات مهمات‌رساني دشمن نيز بيشتر از نيروهاي ما بود.

مرحله برآورد وضعيت‌ها براي طرح‌ريزي عمليات آفندي موردنظر در منطقه سرپل‌ذهاب در اول شهريور‌ماه سال 1360 خاتمه يافت و طرح عملياتي كتبي به نام طرح ادبیان در دوم شهريور تهيه و منتشر گرديد.

هدايت عمليات :

اسناد و مدارك در دسترس چنين نشان مي‌دهند كه ابتدا قرار بود، اين عمليات در تاريخ 4 شهريور يعني دو روز بعد از انتشار طرح ادبیان به مرحله اجرا درآيد، اما قبل از اجرا، يك مشكل اساسي پيش آمد و آن كمبود مهمات توپخانه 155 ميليمتري بود. فرماندهان گردان‌هاي توپخانه گزارش دادند كه مقدار مهمات موجود در منطقه نبرد براي مداومت پشتيباني كفايت نخواهد كرد. استدلال آنان چنين بود كه در عمليات مرحله اول بازي‌دراز كه حدود 10 روز به‌طول انجاميد، بيش از 19400 گلوله توپ 155 ميليمتري مصرف گرديد و مقدار مهمات موجود در آن‌موقع به‌مقداري بود كه بعد از عمليات هنوز بار مبناي كامل در دسترس بود.

ولي براي مرحله دوم اين عمليات در تمام منطقه فقط 25400 گلوله توپ 155 ميليمتري موجود بود كه 16700 گلوله آن بار مبنا بود. بنابراين براي عمليات فقط حدود 8600 گلوله موجود بود كه در صورت مصرف شدن آن بايستي از بار مبنا استفاده می‌شد و اگر آن مهمات نيز كاهش مي‌يافت، امكان ادامه پشتيباني مشكل مي‌گرديد.

اين مسئله سبب لزوم بررسي‌هاي بيشتر گرديد. لذا اجراي عمليات به تعويق افتاد و در روز سوم شهريورماه جلسه‌اي در حضور فرمانده عملياتي نيروي زميني در غرب، فرمانده لشكر 81 زرهي و ساير افسران مسئول تشكيل شد. نظر نهايي اين بود كه قبل از شروع عمليات لازم است وضعيت تدارك مهمات به‌ويژه توپخانه 155 ميليمتري روشن گردد. در اسناد و مدارك در دسترس، مطالبي درباره چگونگي حل اين موضوع مشاهده نشد. اما به ‌نظر مي‌رسد كه اين توهم افسران توپخانه چندان منطقي نبود. زيرا نيروهاي ما در تمام جبهه‌هاي نبرد حتي در شرايطي سخت‌تر از آن‌چه كه در منطقه سرپل‌ذهاب وجود داشت، مي‌جنگيدند. به هر حال نتيجه هر چه بود تاريخ اجراي عمليات موردنظر به روز 11 شهريور‌ماه موكول گرديد. مدت زمان مرحله آمادگي، يك هفته ديگر افزايش يافت. در اين مدت، یگان‌های شركت‌كننده در اين نبرد حتي‌المقدور نواقص موجود را برطرف كردند و جابجايي‌هاي لازم انجام شد و یگان‌ها با آمادگي بيشتر منتظر فرارسيدن زمان حمله  شدند. بالاخره زمان حمله ساعت 0530 روز 11 شهريور‌ماه تعيين و ابلاغ گرديد.

روز 11 شهريور فرا رسيد، یگان‌های تعيين‌شده براي حمله از ساعت 0400 از مواضع و مناطق تجمع خود به حركت درآمدند.  متأسفانه در اسناد و مدارك در دسترس چگونگي اين عمليات چندان روشن نبود. از همان گزارش‌های اولیه نقاط ابهامي به‌وجود آمد. چنان‌كه با وجود اين‌كه خط تماس بين نيروهاي خودي و دشمن در شمال سرپل‌ذهاب، ارتفاعات كوره‌موش بود و طبق برآوردهاي اطلاعاتي كه به‌وسيله تیپ3زرهي و لشكر 81 زرهي و رده‌هاي بالا انجام گرفته بود، در ارتفاعات كوره‌موش يك گردان  از تيپ 23 لشكر 8 پياده عراق مستقر بود. هم‌چنين در ارتفاعات بنه‌دستك و شرق قراويز واقع در غرب كوره‌موش، حداقل يك گردان تقويت‌شده دشمن پدافند مي‌كرد.

در گزارش‌هایي كه از یگان‌های حمله‌ور تیپ3زرهي در ساعت اول حركت ارسال شد، اعلام گرديد، روستاي قراويز در دامنه شمال‌شرقي ارتفاعات قراويز در ساعت 0500 ( نيم ساعت قبل از آغاز حمله) اشغال شد و در ساعت 0530 يعني لحظه شروع حمله، بلندي قراويز تصرف گرديد. البته بايد درنظر داشت كه قسمتي از دامنه جنوب‌شرقي ارتفاعات قراويز در كنترل نيروهاي ما بود. اما به هر حال مواضع نيروهاي ما تا روستاي قراويز حدود دو كيلومتر فاصله بود.

بر فرض اين‌كه دشمني در اين منطقه وجود نداشت، را هپيمايي دو كيلومتري در تاريكي سحرگاهي در كوهستان چندان كار ساده‌اي نيست. گروه رزمي 211 تانك كه در تلاش اصلي و در شمال محور سرپل‌ذهاب، قصرشيرين به‌طرف تپه بنه‌دستك و شمال‌شرقي قراويز حمله مي‌كرد، در ساعت 550 يعني 20 دقيقه بعد از آغاز حمله گزارش داد، روستاي قراويز را با يك دسته تانك اشغال كرد و 10 دقيقه بعد اعلام نمود چند تپه ديگر را آزاد نمود.

در جبهه جنوب‌غربي نيز كه دو گردان سپاه پاسداران به‌طرف ارتفاعات بازي‌دراز حمله كرده بود، در حدود ساعت 0610 گزارش داد: ارتفاع 1100 را تصرف نمود. اما چند دقيقه بعد، وضعيت به‌كلي تغيير كرد و گردان 211 تانك گزارش داد، نيروهاي دشمن از سمت كوره‌موش و بنه‌دستك به‌طرف نيروهاي خودي حمله كرد و تپه‌هايي كه به‌دست نيروهاي ما افتاد، در شرف سقوط به‌دست دشمن مي‌باشد.

 

گروه رزمي 184 مكانيزه كه در سمت ( شرقي) منطقه تيپ به‌طرف تپه‌هاي كوره‌موش حمله كرده بود، يك ساعت بعد از آغاز حمله اعلام كرد: حدود  این ارتفاعات را آزاد ساخته است. در همان زمان، سپاه پاسداران نيز اعلام كرد، قله 1150 را در بازي‌دراز به‌طور كلي تصرف نمود و 20 دقيقه بعد يعني در ساعت 0650 اعلام شد كه ارتفاعات قراويز كاملاً سقوط كرد و در ساعت 0700 يعني يك ساعت‌و‌نيم از آغاز حمله، چنين برآورد گرديد كه دشمن از لحاظ مهمات در مضيقه است و نيروهاي دشمن در حال محاصره شدن مي‌باشند.

اين گزارش‌های عجولانه تا حدودي عاري از حقيقت بود و احتمالاً در ساعات اول حمله عناصر تأميني دشمن مقاومت چنداني در مقابل حمله نيروهاي ما نكرده بودند، يا اين‌كه دشمن عمداً قصد داشت، نيروهاي ما را وادار به حركت كند و در مواضع و مناطق نامناسب آن‌ها را به زير آتش بگيرد و ضرباتي به آنان وارد سازد. ولي به هر حال در مرحله نخست اين عمليات، موفقيت عناصر تیپ3زرهي خيلي اميدواركننده بود و یگان‌های حمله‌ور موفق شدند؛ در دو ساعت اول حمله مواضعي از دشمن را در ارتفاعات کوره‌موش، بنه‌دستك، قراويز و تپه‌هاي 1100 و 1150 بازي‌دراز آزاد سازند و با سرعت نسبتاً زياد به‌طرف هدف‌هاي اصلي تعيين شده در منطقه نبرد پيشروي نمايند.

اما دو ساعت بعد از شروع حمله نيروهاي ما، عكس‌العمل شديد دشمن آغاز شد، چنين به ‌نظر مي‌رسد؛ اولين ضربت دشمن به گردان 215 تانك در تپه قراويز وارد گرديد و تعدادي از تانك‌هاي اين گردان مورد اصابت موشك‌هاي ضدتانك دشمن قرار گرفتند. در نتيجه پيشروي اين گردان از دورافتاد و گردان مجبور شد، در حدود ساعت 0800 یگان احتياط خود را براي حفظ دور حمله وارد عمل سازد. عناصر پياده همراه گردان 211 تانك متشكل از سپاه پاسداران و افراد بسيج پيشروي به‌طرف تپه بنه‌دستك را به‌سرعت ادامه دادند و در ساعت 0800 اعلام كردند كه آن تپه را تصرف كردند.

گردان 211 تانك در ساعت 0810 گزارش داد: از روستاي قراويز عبور كرده و به سمت هدف‌هاي پيش‌بيني شده در غرب ارتفاعات قراويز پيش مي‌رود و توانسته است پنج نفر از افراد دشمن را به اسارت خود درآورد. بنابراين گزارش‌ها، پيشروي گردان 211 تانك و یگان‌های همراه او در ساعات اوليه حمله نسبتاً خوب بود، اما گروه رزمي 215 تانك كه در جنوب گروه رزمي 211 در دامنه جنوب‌غربي ارتفاعات قراويز و جنوب محور قصرشيرين پيشروي مي‌كرد به مقاومت سخت دشمن برخورد كرد و حمله آن از دور افتاد.

در ساعت 0850 ورود بالگردهاي دشمن به منطقه نبرد مشاهده شد و عكس‌العمل شديد دشمن در ارتفاعات قراويز در مقابل گروه رزمي 215 به اجرا درآمد. ولي چنين به ‌نظر مي‌رسيد كه نيروهاي دشمن در ارتفاعات كوره‌موش و بنه‌دستك و شمال‌شرقي قراويز در ابتداي عمليات، مقاومت چنداني در مقابل نيروهاي ما نشان ندادند و یگان حمله‌ور در اين قسمت از منطقه نبرد تا ساعت 0900 موفقيت‌هاي چشمگيري به‌دست آورد، به‌نحوي‌كه گروه رزمي 211 در ساعت 0945 گزارش داد، نيروهاي دشمن تانك‌هاي خود را در ارتفاعات كوره‌موش باقي گذاشته و فرار كرده‌اند.

اما از ساعت 1000 عكس‌العمل نيروهاي دشمن در منطقه كوره‌موش و بنه‌دستك نيز ظاهر شد، به‌نحوي‌كه عناصر گروه رزمي 184 مكانيزه، شامل سپاه پاسداران نتوانستند براي پاك‌سازي آن ارتفاعات، پيشروي را ادامه دهند و مجبور به توقف و اتخاذ حالت پدافندي گرديدند. با توقف اين گروه رزمي، اختلالي در ادامه حمله عناصر تیپ3زرهي در شمال منطقه نبرد ايجاد شد. فرمانده تيپ به گروه رزمي 211 تانك دستور داد به فشار خود بر نيروهاي دشمن در شمال‌شرقي قراويز بيفزايد تا فشار دشمن در منطقه گروه رزمي 184 كه در شرق گروه رزمي 211 حمله مي‌كرد كم شود و آن یگان بتواند به پيشروي ادامه دهد.

با توجه به آمار تلفاتي كه تیپ3زرهي در ساعت1045 به لشكر داد، ملاحظه مي‌گردد؛ تلفات نيروهاي ما نيز در پنج ساعت اول حمله نسبتاً زياد بود و شامل شش نفر شهيد و 74 نفر مجروح بود. اين امر نشانه‌اي از مقاومت سرسختانه نيروهاي دشمن بود. اين تعداد تلفات تا ساعت 1130 به 10 نفر شهيد و 123 نفر مجروح رسيد.

مقاومت و عكس‌العمل دشمن لحظه‌به‌لحظه شديدتر می‌شد و مانع پيشروي نيروهاي ما‌ می‌شد، به‌نحوي‌كه از حدود ساعت 1100 به بعد، از آن گزارش‌های مسرت‌بخش خبر چنداني نبود و یگان‌ها مدام آمار تلفات را مي‌دادند. اين تلفات تا ساعت 1300 به تعداد 13 نفر شهيد و 192 نفر مجروح اعلام گرديد. آخرين گزارش از چگونگي جزئيات اين نبرد در ساعت 1555 ارسال شد كه حاكي از تصرف كامل تپه 1150 به‌وسيله رزمندگان ما بود.

از آن به بعد فشار دشمن و افزايش تلفات خودي آن شوروشوق اوليه رزمندگان ما را از بين برد و آثار فشار دشمن در فرماندهان ظاهر گرديد. فرمانده تیپ3زرهي از فرمانده لشكر درخواست كرد، به تيپ 58 پياده ذوالفقار كه در محور گیلانغرب پدافند مي‌كرد، دستور داده شود؛ در منطقه خود تظاهر به تك كند تا قسمتي از تلاش دشمن متوجه آن منطقه شود و فشار بر واحدهاي تیپ3زرهي كمتر گردد. علاوه بر آن، فرمانده تیپ3از لشكر درخواست كرد هرقدر مقدور است، یگان تقويتي براي عناصر اين تيپ اعزام شود. اما همان‌گونه كه  قبلاً يادآور شديم لشكر یگان احتياطي در اختيار نداشت.

لذا مانند قبل، به تيپ1 زرهي مستقر در منطقه ميمك، دستور داد؛ دو گروهان پياده آماده كند تا به ياري تیپ3زرهي اعزام شود. در نتيجه همانند هميشه، اين تيپ مجبور بود فقط به امكانات موجود خود تكيه كند. لذا براي رفع تهديد دشمن از مناطق خطرناك‌تر به یگان‌هایي كه در مناطق كم‌خطر گسترش داشتند، دستور داد عناصري را رها سازند تا به مناطق خطرناك اعزام شوند. ضمناً تيپ به یگان احتياط خود كه گروه رزمي 143 مكانيزه شامل گردان 143 منهاي دو گروهان و يك گروهان تانك با ده دستگاه تانك بود، يعني در حقيقت يك تيم گروهاني بود، دستور داد آماده براي وارد عمل شدن در قسمت شمالي منطقه نبرد گردد.

يك نكته قابل توجه در اين نبرد، اين است كه تا هنگام تكميل طرح عملياتي، فرمانده سازماني تیپ3زرهي سرهنگ ستاد بدري بود كه از آغاز جنگ فرماندهي اين تيپ را به‌عهده داشت و فرماندهي لشكر نيز به‌عهده سرهنگ ستاد باوندپور بود، اما قبل از آغاز عمليات، فرمانده لشكر تعويض شد و سرهنگ ستاد بدري به‌جاي وي فرماندهي لشكر 81 زرهي را بر عهده گرفت. در نتيجه جاي او در تیپ3زرهي خالي ماند. لذا براي سرپرستي تيپ، سرهنگ ستاد زنوزي كه قبلاً فرماندهي یگان بسيجي احمدبن‌موسي را به‌عهده داشت تعيين گرديد. در هنگام اجراي عمليات، اين افسر فرماندهي را بر عهده داشت.

گرچه اسناد و مدارك در دسترس درباره مرحله دوم عمليات بازي‌دراز چندان گويا نبود، ولي چنين به ‌نظر مي‌رسد كه در اين عمليات سيستم فرماندهي دچار مشكلاتي شده بود. چنان‌كه در آن مرحله بحراني عمليات، دستورات مكرري براي جابجايي یگان‌ها و تغييرات در سازمان رزمي آن‌ها داده می‌شد. در حالی‌که به ‌نظر مي‌رسد تغيير مكان يك دسته يا گروهان در زمان فعال نبرد، جز ايجاد اختلال در كل عمليات نتيجه مثبتي نمي‌توانست داشته باشد، اما به هر حال احتمالاً شرايط منطقه نبرد آن را ايجاب مي‌كرد. گرچه اين تغييرات نتوانست تغييري در وضعيت ايجاد كند.

پيشروي نيروهاي ما در ساعات بعدازظهر اولين روز حمله متوقف گرديد، بدون اين‌كه یگان‌های ما به هدف‌هاي اصلي خود رسيده باشند. اين تغييرات و جابجايي‌ها، وضعيت میدان نبرد را بيشتر مبهم مي‌كرد و احتمالاً سبب افزايش تلفات می‌شد. چنان‌كه در اولين روز نبرد، تلفات رزمندگان ما در صحنه نبرد سرپل‌ذهاب 11 نفر شهيد و 148 نفر مجروح بود. از تعداد شهدا تعداد 7 نفر نظامي 2 نفر پاسدار و 3 نفر بسيجي بودند و از 148 نفر مجروحين تعداد 92 نفر نظامي بقيه پاسدار و بسيجي بودند و اكثريت قابل ملاحظه تلفات در سمت شمالي غربي منطقه نبرد بود.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده