عملیات والفجر2
بخش دوم: اقدامات طرح ریزی و آمادگی درباره مرحله طرح ریزی این عملیات، اسناد اصلی در دسترس ما قرار نگرفت. لذا بررسی این مرحله از عملیات با استفاده از مصاحبه با رزمندگان شرکت کننده در آن نبرد و پیامهای مبادله شده در هنگام اجرای عملیات انجام گردید. قبلا ًیادآورشدیم که تا زمان طرح ریزی عملیات والفجر2 در نیمه اول سال 1362 در این منطقه هیچ گونه عملیات حائز اهمیتی با نیروهای متجاوز عراق انجام نگرفته بود .

لشکر 64 پیاده و يگان‌های سپاه پاسداران مستقر در آذربایجان غربی، مأموريتهای آرام سازی داخلی را اجرا مي‌كردند . گفتیم که بعد از عملیات والفجر1 در صحنه عملیات خوزستان، فرماندهان نظامی و سپاهی هدایت کننده جنگ تصمیم گرفتند؛ به همین منظور برای اولین نبرد در خارج از صحنه عملیات خوزستان، منطقه پیرانشهر آذربایجان غربی را انتخاب نمایند.

با توجه به این که نبرد والفجر1 در پایان فروردین 1362 خاتمه یافت، احتمالاً از اوایل اردیبهشت همان سال این تغییر تدبیر در انتخاب صحنه عملیات مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به اين كه عملیات والفجر2 در پایان تیر شروع گردید، برای طرح ریزی آن عملیات کمتر از سه ماه زمان بود . در این مدت بایستی نیروهایی از نقاط دیگر به منطقه پیرانشهر تغییر مکان مي‌كردند و عملیات مقدماتی طرح ریزی را که شامل شناسایی منطقه تا کسب اطلاع از وضعیت دشمن ، تغییر مکان و جابجایی عده ها ، تکمیل تدارکات و غیره بود، انجام مي‌دادند. زیرا همان گونه که قبلا نیز یادآوری شد، عناصر لشکر 64 پیاده يگان‌های سپاه پاسداران در منطقه آذربایجان غربی به علت درگیری عملیات آرام سازی نمي‌توانستند در یک نبرد وسیع با نیروهای عراق شرکت نمایند.

برای تامین نیروی لازم جهت اجرای عملیات آفندی در منطقه پیرانشهر، تصمیم گرفته شد؛ یک تیپ پیاده تقویت شده از عناصر لشکر 77 پیاده ارتش که تا سال 1362 در منطقه آبادان خرمشهر بود و گروه 33 توپخانه به منطقه پیرانشهر تغییر مکان داده شود . از عناصر  سپاه پاسداران نیز لشکر نجف که در منطقه غرب دزفول و شوش گسترش داشت، برای حرکت به آن منطقه در نظر گرفته شد. از بررسی خاطرات رزمندگان چنین برمی آید که از يگان‌های مستقر در آذربایجان غربی فقط گردان 132 با یک گروهان تانک از عناصر لشکر 64 پیاده و تیپ انصارالحسین(ع) از عناصر سپاه پاسداران برای شرکت در نبرد والفجر2 مورد نظر قرار گرفت . تیپ انصارالحسین(ع) مسئولیت پدافند در منطقه مرزی تمرچین در غرب پیرانشهر را در همان زمان بر عهده داشت. بنابراین آشناترین واحد به شرایط کلی منطقه و دشمن بود.

علاوه بر تیپ انصارالحسین(ع)، یک واحد چریکی نیز با کمک تیپ 23 نیروهای ویژه هوابرد (نوهد) و سپاه پاسداران در منطقه کردستان سازماندهی شده بود که افراد آن را کردهای مسلمان طرفدار انقلاب اسلامی از جمله افراد ایل بارزانی تشکیل مي‌دادند و به نام کمبا 11 نامگذاری شده بودند . مأموريت این واحد چریکی عملیات کمین و دستبرد و خرابکاری در داخل عراق بود . در عملیات منظم آفندی نیز این واحد مي‌توانست از همان نوع عملیات در پشتیبانی عملیات منظم اجرا کند و خطوط تدارکاتی دشمن را در عقب منطقه نبرد ناامن سازد.

بر اساس تدبیر کلی  بالا، يگان‌های مورد نیاز برای عملیات والفجر2 مشخص گردید که شامل یک تیپ از لشکر 77 پیاده ارتش ، یک لشکر از عناصر سپاه پاسداران، یک واحد نامنظم چریکی، عناصر پشتیبانی رزمی توپخانه و هوانیروز بود. طبعاً براساس وضعیت زمین منطقه عملیات و يگان‌های دشمن مستقر در آن و يگان‌های خودی که برای اجرای مأموريت آفندی در محور پیرانشهر تمرچین – حاج عمران – رواندوز در نظر گرفته شد، اقدامات طرح ریزی شروع گردید.

 در این مرحله عملیات، مهم ترین مسئله؛ تغییر مکان عناصر يگان‌های ارتشی و یک لشکر سپاهی از خوزستان به آذربایجان غربی و به مسافت بیش از 900 کیلومتر بود که قسمت اصلی آن به وسیله راه آهن خوزستان تهران- آذربایجان  انجام می‌گرفت و این کار مستلزم صرف زمان بود. به هر حال این تغییر مکان انجام شد و در خاطرات رزمندگان هیچ گونه مشکلی درباره این تغییر مکان اشاره نشده بود و به تنها مسئله‌ای که اشاره شده؛ ناآرامی راههای عبوری در مناطق شمالغرب و نگرانی از احتمال بروز حوادثی در هنگام تغییر مکان بود که آنها بدون هیچ گونه حادثه ای انجام شد. درباره این که این تغییر مکان چه مدت به طول انجامید و چه مسائل وي‍ژه‌اي به وجود اورد، در مدارک در دسترس به مطلب وي‍ژه‌اي اشاره نشده بود.

اقدامات طرح ریزی، بعد از تغییر مکان يگان‌ها از خوزستان به آذربایجان غربی شروع گردید. زیرا اصولاً لازم بود فرماندهان يگان‌های اصلی اجرایی در مرحله طرح ریزی در منطقه حضور می داشتند. درباره این که کدام قرارگاه اصلی مسئولیت طرح ریزی را بر عهده داشت، اطلاعات کافی در اختیار ما قرار نگرفت. ولی چنین به نظر می رسد که قرارگاه اصلی عملیات به نام حمزه سیدالشهدا(ع) در صحنه عملیات شمال غرب فعالیت می‌کرد و نظارت کلی این عملیات را بر عهده داشت . یک قرارگاه فرعی عملیاتی دیگر به نام مالک اشتر در آذربایجان غربی بود که از تاریخ 15 تیر 1362 در پیرانشهر مستقر گردید. این قرارگاه فرعی  قرارگاه مشترک لشکر 64 پیاده و قرارگاه عملیاتی سپاه پاسداران در آذربایجان غربی بود و قبل از عملیات والفجر2 به نام قرارگاه سجاد(ع) نامیده می شد.

طبق پیامی که لشکر 64 پیاده در 22 تیر به قرارگاه عملیاتی شمال غرب فرستاد، قرارگاه مالک اشتر که در پیرانشهر مستقر بود از تاریخ 18 تیر فعال شد و عملیات طرح‌ریزی را بر عهده گرفت. بنابراین احتمالا قرارگاه اصلی هدایت کننده عملیات والفجر2 همین قرارگاه بود.

طرح اصلی عملیاتی که به وسیله قرارگاه مالک اشتر یا قرارگاه دیگر برای عملیات والفجر2 تهیه گردید در اختیار ما نبود. ولی بررسی اسناد در دسترس نشان مي‌دهد که در این طرح هدف اصلی تصرف پادگان نظامی حاج عمران عراق در حدود 12 کیلومتری غرب مرز تمرچین بود و مأموريت يگان‌های شرکت کننده در این نبرد آن بود که با اشغال ارتفاعات سرکوب طرفین جاده تمرچین به حاج عمران آن پادگان را محاصره و تصرف نمایند. برای این منظور سازمان حمله به نحوی ترتیب داده شده بود که یک تلاش اصلی در جنوب محور تمرچین و حاج عمران و یک تلاش فرعی از مسیر پیرانشهر- قمطره به طرف ارتفاعات گینک (تپه 2519)  اجرا گردد و بعد از تصرف آن ارتفاعات محور تمرچین حاج عمران در کنترل نیروهای خودی قرار گیرد و نیروهای خودی به طرف جنوب و جاده اصلی سرازیر شوند و پادگان را اشغال نمایند.

تلاش اصلی که از جنوب جاده تمرچین – حاج عمران اجرا مي‌گرديد، ارتفاعات رایات را تصرف می نمود و پیشروی به طرف غرب تا اشغال بلندترین ارتفاعات در غرب پادگان حاج عمران عراق را ادامه می داد. بنابراین دو محور عمومی پیشروی برای این حمله در نظر گرفته شده بود که در شمال جاده محور قمطره ارتفاعات گینک و در جنوب جاده تمرچین ارتفاعات رایات بود.

مسئله مهم در این عملیات ، کوهستانی بودن منطقه و نبودن جاده های فرعی تدارکاتی و پشتیبانی برای يگان‌های حمله ور بود. بدین جهت لازم بود برای این مسئله راه حلی پیدا شود و بهترین راه حل این مسئله، استفاده از بالگرد برای رساندن نیروی تقویتی و تدارکات به خط مقدم منطقه نبرد بود . همین راه حل نیز انتخاب شد و یگان هوانیروز برای اولین بار آماده عملیات پشتیبانی هلی برن گردید . در هنگام اجرای نبرد به طور فعال این مأموريت را انجام داد و متقابلا نیروهای عراق نیز همین عمل را اجرا کردند.

نکته دیگر، پشتیبانی توپخانه بود. در جنگ در کوهستان، توپخانه های خودکششی و همچنین توپخانه های سنگین امکان  تحرک ندارند و مناسب ترین جنگ افزار آتش پشتیبانی، توپخانه سبک و خمپاره انداز است. اما برد این جنگ افزارها محدود است و کمتر از 10 کیلومتر مي‌باشد . با فرض این که بایستی حداقل دو تا سه کیلومتر نیز عقب تر از خط مقدم منطقه نبرد مستقر شوند، برد رزمی آنها به حدود پنج کیلومتر می رسد . با توجه به  این که عمق منطقه نبرد از حوالی خط مرز تا پادگان حاج عمران عراق قریب 10 کیلومتر بود، توپخانه سبک و خمپاره‌انداز برای پشتیبانی عملیات کافی به نظر نمی‌رسید، مگر این که عملیات به صورت خیز به خیز و مرحله ای اجرا گردد. و یا این که واحدهای توپخانه تا انجا که مقدور بود، با قبول خطر بیشتر به منطقه جلو اعزام شوند که به نظر می ر سد در این نبرد همین تدبیر اتخاذ شد.

در بررسی استعداد نیروهای خودی ملاحظه شد که تیپ 2 لشکر 77 پیاده با سه گردان پیاده و گردان 105 مکانیزه از عناصر لشکر 92 زرهی و گردان 132 از عناصر لشکر 64 پیاده، يگان‌های رزمی ارتشی این عملیات بودند . عناصر سپاه پاسداران نیز لشکر 8 نجف با تیپ های المهدی(عج) ، سیدالشهدا(ع) و تیپ ویژه شهدا و تیپ انصارالحسین(ع) در این نبرد شرکت داشتند . طبق روش معمول گردان های ارتشی با تیپ های سپاه پاسداران ادغام شدند. به استثنای گردان 132 پیاده که ابتدا به عنوان احتیاط یگان ارتشی بود. ضمنا در مراحل اولیه نبرد یک تیپ سپاه پاسداران نیز ابتدا به عنوان یگان احتیاط بود. بنابراین در مرحله نخست عناصر یک تیپ ارتشی و سه تیپ سپاه پاسداران به صورت ادغامی حمله می‌کرد.

 

هدایت عملیات والفجر2

بررسی پیام‌های مبادله شده چنین نشان می‌دهد که عملیات والفجر2 از غروب روز 28 تیرماه 1362 آغاز شد. نظر به این که نقشه ترسیمی عملیات (کالک) در دسترس ما نبود و برای ما مشخص نیست که خط تماس نیروهای خودی و دشمن قبل از شروع عملیات در کدام منطقه و به چه ترتیبی بود وکدام یگانهای خودی و یا دشمن در حوالی خط مرز گسترش داشتند. ولی آنچه که از بررسی اظهارات رزمندگان بر می آید، چنین به نظر می رسد که یگان بزرگی از نیروهای خودی و دشمن در نزدیکی خط مرز مستقر نشده بودند. بلکه عناصر تأمینی هر دو طرف بلندترین ارتفاعات را که به حوالی خط مرز دید داشت، به صورت پست دیدبانی اشغال کرده بودند . آتش توپخانه هر دو طرف به معابر نفوذی روانه شده تا در مراحل اول نبرد احتمالی ابتدا با آتش توپخانه جلوی پیشروی نیروی مقابل گرفته شود.

بدین جهت نیروهای ایران در ارتفاعات تمرچین در یک کیلومتری شرق خط مرز مستقر بودند و احتمالا نیروهای عراق نیز در ارتفاعات کدو در جنوب و ارتفاعات کینک در شمال محور اصلی و حدود پنج کیلومتری غرب خط مرز موضع پدافندی اشغال کرده بودند . چنانچه عناصر سبکی جلوتر از آن مواضع قرار داشتند، احتمالا پستهای دیدبانی و عوامل تأمینی بودند که حوالی آبادی میوتان و شیوه رش گسترش یافته بودند. به هر حال به علت صعب العبور بودن ارتفاعات شمالی و جنوبی محور اصلی پیرانشهر رواندوز ، الزاما عملیات در حوالی همان محور انجام گرفت و نیروهای ایران برای وصول به ان محور دو محور فرعی در اختیار داشتند.

یک محور حدود چهار کیلومتری شمال محور اصلی بنام قمطره و دیگری محور تمرچین در دامنه ارتفاعات کوه سه کانیان در جنوب میوتان و جنوب محور اصلی بود. البته طبعاً خود محور اصلی نیز به صورت یک محور کاملاً مناسب می توانست قابل استفاده باشد. اما قطعاً تمام تلاش پدافندی دشمن برای پوشش این محور به کار برده شده بود و شکستن خطوط پدافندی دشمن در این محور بسیار مشکل بود. بدین جهت محور اصلی حاج عمران به عنوان محور اصلی پیشروی نیروهای ایران انتخاب نشد.

چنین به نظر می رسد که مأموریت عمومی نیروهای ایران در آن نبرد آن بود که با حرکت از مناطق کوهستانی طرفین جاده، ارتفاعات مسلط به آن را در کنترل خود بگیرند و پادگان حاج عمران را که هدف اصلی این عملیات بود، از طرفین جاده محاصره نمایند . برای وصول به این هدف بهترین راهکار، تصرف ارتفاعات مشرف به جاده در گردنه دربند بود که ارتفاعات کینک در شمال و رایات در جنوب آن قرار داشت.

نظر به این که عملیات شبانه اجرا می گردید، حفظ سمت و تشخیص موقعیت و هدفها بسیار مشکل بود و احتمال هرگونه اشتباه وجود داشت و چنین اشتباهاتی در عمل بوجود آمد.

گفتیم که عملیات والفجر2 از غروب روز 28تیر ماه آغاز شد. متأسفانه در مدارک رسمی جریان مراحل اولیه نبرد ثبت نگردیده بود. فقط در مصاحبه رزمندگان تا حدودی وضعیت مراحل اول نبرد روشن گردیده است که در بخش یادداشتهایی از رزمندگان بیان کرده ایم . خلاصه نظرات ارائه شده آن است که نبرد در مراحل اول عملیات ابتدا پیشرفت بسیار خوبی داشته است و نیروهای حمله ور موفق شده اند با پیشروی در ارتفاعات به منطقه نبرد خود برسند، اما تاریکی شب سبب اشتباهاتی در تشخیص هدفها گردید و يگان‌های ما به هدفهای اصلی که از جمله تپه 2519 و تپه کینک بود مسلط نشدند . این اشتباه ایجاب کردکه در روز اول نبرد بالگردهای ما برای پشتیبانی از يگان‌های درگیر وارد عمل شوند و خساراتی را متحمل گردند . اولین پیامی که در مدارک مشاهده می کنیم درباره تلاش بالگردها است. طبق این پیام که توسط افسر رابط هوانیروز در قرارگاه عملیاتی شمال غرب مخابره گردیده، چهار فروند از بالگردهای ما به وسیله دشمن هدف قرار گرفته و آسیب دیده اند . یک فروند  در منطقه نبرد سقوط کرده و سه فروند توانستند به پایگاه خود مراجعه کنند و این خسارت به هوانیروز در روز اول نبرد خسارت نسبتا سنگینی بود. خوشبختانه بعداً معلوم گردید؛ سه نفر خدمه بالگرد سقوط کرده نیز سالم بودند.

بررسی‌ها نشان مي‌دهد که نیروهای حمله ور ایران در تلاشهای خود در شب 28 به 29 تیرماه به منطقه هدف رسیده بودند، ولی موفق به اشغال هدفهای اصلی خود نشده بودند. بدین جهت در مدت روز 29 تیرماه نبرد‌های سختی بین نیروهای عراق و ایران درگرفت. با این وجود نیروهای ایران موفق شده بودند؛ مناطق سرکوبی را در اختیار خود بگیرند و مواضع نسبتا مستحکمی را اشغال نمایند و از همین مواضع فشار را بر نیروهای دشمن ادامه دهند . طبق گزارشات آماری در روز 29 تیر تعداد شهدای واحدهای ارتشی دو نفر سرباز و مجروحین 63 درجه دار و سرباز بودند که نسبت به شرکت یک تیپ پیاده چهار گردانی در اولین روز نبرد تلفات زیادی نمي‌باشد .

آمار تلفات يگان‌های سپاه پاسداران و بسیج در دسترس ما قرار نگرفت، اما احتمالاً تلفات آنان بیش از واحدهای ارتشی بود، زیرا يگان‌های جلودار حمله از عناصر سپاه پاسداران و بسیج بودند و رزمندگان در مصاحبه خود به زیادی تلفات اشاره کرده اند . از جمله يگان‌هایی كه در روز 29 تیر به شدت درگیر شد و متحمل تلفات سنگینی گردید، یگانی بود که در ارتفاعات کینک وارد عمل شده بود. این یگان نیاز فوری به نیروهای تقویتی پیدا کرد. نظر به این که اعزام سریع نیرو از راه زمین در منطقه کوهستانی امکان پذیر نبود یک واحد 150 نفری از تیپ سیدالشهدا(ع) با بالگرد به آن منطقه نبرد اعزام گردید و اولین عملیات هلی برن به مرحله اجرا درآمد . این امر در ساعت 1600 روز 29 تیر اجرا گردید و در همین عملیات بود که چهار4 فروند بالگرد نیروهای خودی مورد اصابت دشمن قرار گرفت و آسیب دیدند.

قرارگاه مالک اشتر در اولین گزارش عملیاتی وضعیت منطقه عملیات را از ساعت 1700 روز 29 تیر تا ساعت 1200 30 تیر چنین اعلام کرد:

150نفر از برادران سپاه پاسداران از عناصر  تیپ سیدالشهدا(ع) با بالگرد به منظور تقویت نیروهای عمل کننده در حوالی دربند هلی برن شد. دشمن در منطقه رایات و زینو و حوالی حاج عمران تقویت گردید و به مقاومت  ادامه داده و متحمل تلفات سنگینی شد. با اجرای دستورات ابلاغی طی دستور جزء به جزء شماره 2 در 29 تیر پایگاه کینک در ساعت 3 نیمه شب 30 تیرماه به تصرف نیروهای ما درآمد و آن ارتفاعات به نام آزادی نامگذاری شد که هم اکنون در دست نیروهای خودی مي‌باشد . در ساعت  0600 ساختمان گمرک عراق در حوالی روستای میوتان به دست نیروهای خودی افتاد و جاده فرعی تپه آزادی (ارتفاعات کینک) تا ساختمان گمرک پاکسازی شد .

تانکهای دشمن که در شیوه رش مستقر بودند، به  واحدهای ما در میوتان آتش گشودند. یک فروند از بالگردهای ما در منطقه نبرد مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفت و منهدم شد. يگان‌های تقویتی دشمن با پشتیبانی حملات هوایی وارد منطقه نبرد شدند و پیشروی نیروهای ما در خط سبز را سد کردند و اکنون نیروهای ما در آن خط مقاومت می کنند. توپخانه خودی در این نبرد پشتیبانی موثری از نیروهای خودی انجام داد . اکنون يگان‌های ما تلاش می کنند با تصرف هدفهای تعیین شده مأموريت خود را تکمیل نمایند.

امضا قرارگاه مالک اشتر

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده