نبردهای اهواز و سوسنگرد
بخش بیست و چهارم: علت تعيين اين روز و ساعت ايجاد غافلگيري بود. از نظر حمله، نظر به اينكه روز 15 دي ماه روز 28 صفر ماه قمري و روز رحلت حضرت رسول اكرم (ص) بود، چنين به نظر رسيد كه نيروهاي عراقي انتظار حمله نيروهاي ما را در چنين روزي نخواهند داشت. از نظر ساعت 1000 عوامل اطلاعاتي ما خبر داده بودند كه معمولاً نيروهاي عراقي همه روز تا ساعت 0800 انتظار حمله ما را دارند و اگر تا آن ساعت حمله اجراء نشود، مطمئن ميشوند كه در آن روز نيروهاي ما حمله نخواهند كرد. لذا ما با خيال راحت لباسهاي خود را از تن درميآورند و به استراحت ميپردازند.

نيروي زميني همان اعتقاد را داشت و نظرش اين بود؛ اگر سپاه پاسداران، و در طرح‌ريزي عمليات نصر نيز فرمانده گروه نامنظم دكتر چمران تمايل به شركت در اين عمليات را دارند، بايد مأموريت مستقلي را به عهده بگيرند وگرنه بهتر است در مراحل عمليات آفندي شركت نمايند. لازم به يادآوري است كه در منطقه عمليات مورد بحث، سپاه پاسداران و گروه دكتر چمران از آغاز جنگ حضور فعال داشتند و در نگهداري سوسنگرد و حميديه و اهواز حقيقتاً سهم به‌سزايي داشتند.

در آن زمآن‌ها كه عناصر لشكر 92 زرهي به كلي متلاشي و از مقابل دشمن عقب مي‌رفتند، افراد نيروهاي مردمي بودند كه توانستند پيشروي دشمن را حداقل در آخرين خط پدافندي نزديك اهواز و حميديه و سوسنگرد سد نمايند. با توجه به اين امر، ناديده گرفتن تلاش اين جانبازان فداكار به دور از انصاف و مروت بود. ضمن اين كه اين رزمندگان از قدرت رزمي فوق‌العاده عجيبي برخوردار بودند كه با معيار سنجش آماري چندان هم‌آهنگي نداشت و به دور از تدبير صحيح بود، اگر از وجود اين رزمندگان استفاده نمي‌شد، من در مقام جانشين عملياتي فرمانده نيروي زميني علاقمند بودم به نحو كمال مطلوب از قدرت رزمي اين رزمندگان استفاده بشود. لذا به منظور مشورت و تبادل نظر با فرمانده سپاه پاسداران و دكتر چمران به اهواز رفتم.

در آن موقع دكتر چمران كه در عمليات آزادسازي سوسنگرد تير خورده و مجروح شده بود، هنوز در همان ساختمان قرارگاه نيروهاي نامنظم در ساختمان استانداري خوزستان بستري بود. من هم به عنوان عيادت و هم به عنوان اين‌كه ايشان نماينده امام در شوراي عالي دفاع بودند، به ديدن ايشان رفتم و ضمن ديدار، طرح عملياتي آينده را براي ايشان شرح دادم و از ايشان خواهش كردم چگونگي شركت افراد گروه نامنظم را بيان كنند. ايشان ضمن تشكر و تقدير و ابراز خوشحالي از اجرای عمليات تعرضي گفتند كه گروه ايشان در گوشه جنوب شرقي کرخه‌کور در حوالي آبادي كوهه فعاليت دارند.

 ضمناً در اين محل يك گروهان مكانيزه از عناصر لشكر 92 پدافند مي‌كرد. لذا چنان‌چه قسمتي از طرح عمليات براي وارد كردن ضربت به نيروهاي دشمن در منطقه كوهه (منتهي اليه محور حميديه طراح فرسيه) در نظر گرفته شود نيازي به تغيير مكان عناصر نامنظم نخواهد شد و افراد اين گروه در همان منطقه كه آشنايي كامل دارند، با افراد ارتش يا به‌طور نيمه مستقل هر مأموريتي كه واگذار شود اجراء خواهند كرد. مذاكره با دكتر چمران به نتيجه كمال مطلوب و هماهنگ شده رسيد. در نظر گرفته شد هنگامي كه عناصر لشكر 16 زرهي حمله را در حوالي کرخه‌کور و شرق هويزه آغاز كردند، گروه دكتر چمران نيز در محور طراح به سمت جنوب کرخه‌کور عمليات نفوذي اجراء كنند و قسمتي از نيروهاي دشمن را در اين قسمت از منطقه نبرد درگير سازند و محور حميديه طراح را آزاد نگه دارند تا در صورت امكان يك واحد از عناصر لشكر 16 و يا 92 زرهي در اين محور به مركز آرايش دشمن حمله كند.

ضمناً اصل مأموريت نگهداري اين محور رعايت شود و نيروهاي دكتر چمران و گروهان مكانيزه مانع پيشروي احتمالي نيروهاي دشمن به سمت حميديه از اين محور گردند. زيرا دشمن يك بار در هفته اول جنگ دست به اين اقدام زده بود كه به وسيله همان نيروهاي مردمي سركوب شده بود.

بعد از هم‌آهنگي با دكتر چمران، آخرين قسمت هم‌آهنگي بايستي با فرمانده سپاه پاسداران اهواز به عمل مي‌آمد. براي اين منظور در قرارگاه لشكر 92 زرهي كه در ساختمان صنايع چوب‌بري اهواز در شرق كارون مستقر بود، جلسه‌اي با حضور برادر كريمي فرمانده سپاه پاسداران اهواز تشكيل شد.

 من بر اساس تدبير كلي فرمانده نيروي زميني پيشنهاد كردم؛ همان‌طور كه دكتر چمران قبول كرد يك مأموريت نيمه مستقل به وسيله گروه نامنظم اجراء شود، سپاه پاسداران اهواز و سوسنگرد نيز با توجه به كمبود استعداد رزمي خود، يك مأموريت نيمه مستقل تأميني را در جناحين منطقه عملياتي يعني در محور سوسنگرد هويزه طلايه و در غرب جبهه و كرانه غربي يا شرقي كارون در شرق جبهه نبرد قبول نمايند. ولي فرمانده سپاه پاسداران علاقمند بود افراد سپاه در فعال‌ترين قسمت عمليات شركت داشته باشند.

ضمن اين‌كه به علت عدم امكانات، قبول مأموريت مستقل آفندي در يك محور پيشروي نيز براي سپاه امكان‌پذير نبود. زيرا برابر اظهارات فرمانده سپاه (برادر كريمي) او مي‌توانست حداكثر حدود 150 نفر افراد مسلح به سلاح سبك و تعدادي سلاح ضد تانك براي حمله آماده سازد كه كمتر از استعداد رزمي يك گردان پياده مي‌توانست باشد. بالاخره بعد از مشاوره و تبادل نظر كاملاً دوستانه كه شايد براي اولين بار بين دو مقام مسئول ارتشي و سپاهي انجام مي‌گرفت، چنين موافقت شد كه تأمين جناحين منطقه عمليات كه محور سوسنگرد- هويزه- طلايه در غرب و رودخانه كارون در شرق بود، به‌وسيله افراد سپاه پاسداران با همكاري ژاندارمري برقرار شود.

ولي يك واحد از افراد سپاه پاسداران كه در حدود يك گردان 300 نفري خواهند بود در اختيار لشكر 16 زرهي قرار داده شوند. ولي اين عده با نظر فرمانده لشكر 16 در مرحله آفندي عمليات در كرانه کرخه‌کور شركت نمايند. در نتيجه آخرين قسمت طرح‌ريزي عمليات نيز با هم‌آهنگي كامل فرماندهان سپاه و گروه نامنظم انجام شد و براي اولين بار در جنگ چنين هم‌آهنگي به عمل آمد. براي اين‌كه اين هم‌آهنگي‌هاي به‌عمل آمده جنبه رسمي پيدا كند، در قرارگاه عملياتي جنوب طرح عمليات نامنظم در پشتيباني عمليات نصر تهيه شد كه به منظور رعايت اصول كلي رابطه فرماندهي، اين طرح به امضاي قائم مقام فرمانده كل قوا رسانده شد و در تاريخ 11 دي ماه به سازمان‌هاي ذي‌نفع ابلاغ گرديد كه نكات مهم اين طرح چنين بود:

 در سرآغاز اين طرح چنين نوشته شده بود كه اين طرح با هم‌آهنگي آقاي دكتر چمران و فرمانده سپاه پاسداران خوزستان تهيه گرديده است.

واحدهاي اجراء كننده، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و فرماندهي عمليات نامنظم دكتر چمران منظور شده بود. مأموريتي كه براي اين رزمندگان در نظر گرفته شده بود، بر اساس همان توافق‌هاي به‌عمل آمده بود كه در بالا بيان شد. با تهيه و انتشار طرح عملياتي نيروهاي مردمي در عمليات نصر، مرحله طرح‌ريزي در رده قرارگاه نيروي زميني خاتمه يافت و هم‌زمان لشكرهاي 16 و 92 نيز طرح‌هاي عملياتي خود را تهيه و منتشر كردند.

 در دهه اول دي‌ماه، مرحله آمادگي براي اجرای عمليات تقريباً تكميل شد. در اين مرحله دو كمبود فوق‌العاده ، محسوس بود. اول كمبود وسايل ترابري سنگين براي جابجايي تانك‌ها و توپخانه‌هاي شني‌دار و نفربرها، دوم كمبود وسايل سنگين مهندسي شامل بلدوزر و لودر جهت ايجاد خاكريز و سنگر. ما در مرحله آمادگي و مرحله اجراء متوجه اثرات منفي فوق‌العاده اين كمبودها شديم. كمبود وسايل ترابري سنگين سبب شد كه تغيير مكان كمتر از 220 دستگاه خودرو شني‌دار بيش از 10 روز طول بكشد. كمبود وسايل سنگين مهندسي سبب شد به تهيه مواضع پدافندي در كرانه کرخه‌کور توجه كافي نشود كه اثرات انهدامي آن را در شرح جريان عمليات بازگو خواهيم كرد.

لشكر 16 زرهي براي تهيه مواضع در منطقه تجمع دشت آزادگان و همچنين در هويزه و كرانه کرخه‌کور نياز به 12 دستگاه بلدوزر و لودر داشت. در آن موقع اين‌گونه پشتيباني‌ها از طريق كمك‌هاي مردمي تأمين مي‌شد. نظر به اين‌كه لشكر 92 زرهي در منطقه اهواز آشنايي بيشتري با نهادهاي انقلابي و سازمان‌هاي غير نظامي داشت، از آن لشكر خواسته شد با همكاري نيروهاي مردمي، وسايل سنگين مورد نياز لشكر 16 زرهي را فراهم سازد.

زيرا اصولاً نيروي زميني امكانات قابل ملاحظه‌اي از نظر وسايل مهندسي سنگين نداشت. گرچه تغيير مكان عناصر لشكر 16 تا 12 دي‌ماه طول كشيد، ولي قرارگاه لشكر از 4 دي‌ماه در منطقه تجمع تاكتيكي دشت آزادگان مستقر شد و فرمانده لشكر هدايت عمليات شناسايي و طرح‌ريزي و تغيير مكآن‌ها و آمادگي را شخصاً رهبري كرد كه بسيار مفيد و مؤثر بود.

زيرا نيروهاي ما در آغاز جنگ با يك مشكل بسيار بزرگ مواجه بودند كه ضعف قدرت رهبري فرماندهان بود و اين ضعف هر قدر رده‌ها پايين‌تر بودند شديدتر بود، به نحوي‌كه در رده فرماندهان گروهان و دسته به ضعيف‌ترين مراحل خود مي‌رسيد. در حقيقت اغلب فرماندهان دسته و گروهان فاقد دانش و قدرت رهبري كافي براي میدان نبرد بودند. اين ضعف در اوايل جنگ زيآن‌هاي جبران‌ناپذيري براي نيروهاي ما به‌بار آورد كه از جمله در همين عمليات بود.

به‌علت وجود اين ضعف، در رده‌هاي پايين،‌ رده‌هاي بالاي فرماندهي مجبور بودند؛ بيشتر فعاليت‌هاي فرماندهي را شخصاً هدايت و رهبري كنند. فرماندهان لشكر حتي در وظايف فرماندهان گردان و گروهان نيز كم‌و‌بيش دخالت و نظارت نمايند. اين روش با وجود اين‌كه روش چندان قابل قبول نظامي نيست، ولي در بعضي شرايط اجرای آن الزامي است. در جنگ تحميلي تقريباً تا مدت زيادي همين الزام وجود داشت، به همين علت فرمانده لشكر 16 زرهي شخضاً فعاليت تمام عناصر لشكر را كنترل و نظارت مي‌كرد و با تلاش خستگي‌ناپذير، تمام مدت وقت خود را صرف شناسايي منطقه بازديد از واحدها، دادن دستورات راهنمايي به ستاد لشكر و تيپ‌ها صرف مي‌نمود كه حقيقتاً قابل تحسين بود.

به مروركه از اوايل آبان‌ ماه، تمركز عناصر لشكر 16 زرهي در منطقه حميديه سوسنگرد فعال‌تر مي‌شد، احتمالاً نيروهاي دشمن متوجه اين تمركزات مي‌شدند و عكس‌العمل‌هايي در منطقه شمال و غرب سوسنگرد و حوالي کرخه‌کور از خود نشان مي‌دادند. از جمله اين فعاليت‌ها، اين بود كه در هفتم دي‌ماه نيروهاي دشمن حركاتي در غرب سوسنگرد انجام دادند و عناصري را از دهلاويه به كرانه رودخانه نيسان اعزام كردند كه به نظر مي‌رسيد نيروهاي دشمن در نظر دارند از نهر نيسان عبور كنند و به سمت هويزه يا به مقصد قطع جاده هويزه سوسنگرد پيشروي نمايند.

اين تهديد براي عمليات پيش‌بيني شده ما بسيار خطرناك بود، لذا با درخواست لشكر 16 و موافقت  نيروي زميني دستور داده شد؛ در هشتم دي ماه تمام عناصر گردان 252 سوار زرهي لشكر 16زرهي از منطقه دزفول و شوش به منطقه سوسنگرد تغيير مكان كند و تأمين كرانه شرقي شط نيسان را در غرب جاده سوسنگرد هويزه برقرار سازد. به علاوه لشكر 16 زرهي به تيپ 3  آن لشكر دستور داد؛ يك گروه رزمي گرداني در منطقه جلاليه واقع در حدود 15 كيلومتري شرق سوسنگرد و در منطقه گسترش تيپ 2 لشكر 92 زرهي مستقر كند، تا چنان‌چه نيروهاي دشمن پيش از حمله نيروهاي ما اقدام به حمله كردند، نيرويي براي عكس‌العمل در منطقه نبرد موجود باشد. ضمن اين‌كه از هفتم دي ماه عناصر تيپ1 لشكر 16 نيز به مرور به هويزه تغيير مكان مي‌كرد. با وجود اقدامات پيش‌گيرانه، هنوز احساس خطر پيش­دستي نيروهاي عراق براي حمله وجود داشت. در آن موقع تيپ 55 پياده هوابرد به منطقه عملياتي دزفول شوش تغيير مكان كرده بود.

براي پيش‌بيني امكان كاربرد اين تيپ در منطقه سوسنگرد، دستور داده شد؛ ستاد تيپ از منطقه دشت آزادگان شناسايي كند و با فرمانده لشكر 16 زرهي تبادل نظر نمايد. خلاصه آن كه براي اجرای عمليات نصر در منطقه هويزه تمام تلاش‌ها به‌ كار گرفته شد تا حتي‌المقدور اين عمليات با موفقيت كامل اجراء گردد.

نظر به اين كه مدت زمان طرح‌ريزي و آمادگي طولاني شده بود، مقامات سياسي و مذهبي كشور نگران آن بودند كه اين عمليات آن‌قدر به تأخير بيفتد كه باران‌هاي فصلي شديد خوزستان شروع شود و زمين منطقه باتلاقي گردد و اجرای عمليات را غير ممكن سازد. بدين علت از طريق رئيس جمهور به نيروي زميني فشار مي‌آوردند؛ هرچه سريع‌تر عمليات اجراء شود. اما فرمانده نيروي زميني كه در اين موقع در بيمارستان پايگاه هوايي دزفول به علت عمل جراحي آپانديسیت بستري بود، اظهار تمايل مي‌كرد؛ عمليات تا بهبودي كامل ايشان به تأخير بيفتد، تا ايشان شخصاً در صحنه نبرد حاضر باشند و عمليات را هدايت كنند.

 از طرفي ستاد مشترك براي تهييج نيروي زميني جهت آغاز هرچه سريع‌تر عمليات، فرمان رهبر كبير انقلاب و فرمانده كل قوا را كه در ملا قات 29 آذرماه به مسئولين صادر كرده بودند (قبلاً بيان شد)، در نهم دي‌ماه به صورت كتبي ابلاغ نمود و تأكيد كرد؛ تا پايين‌ترين رده فرماندهي، اين فرمان فرمانده كل قوا ابلاغ شود، ضمن اين كه حفاظت و تأمين آن رعايت گردد. در 13 دي ماه مجدداً ابلاغ اين فرمان به نيروي زميني يادآوري گرديد و قرارگاه عملياتي جنوب پاسخ داد: فرمان امام قريباً اجراء شد.

همين تأكيدات، دليل بر اهميت فوق‌العاده سياسي اجتماعي عمليات نصر (کرخه‌کور) مي‌باشد. با توجه به تمايل فرمانده نيروي زميني راجع به تأخير انداختن عمليات تا بهبودي ايشان، برخلاف انتظار، بهبودي عمل جراحي آپانديسیت ايشان طولاني شد و رئيس جمهور اصرار مي‌كرد كه عمليات بدون فرمانده نيرو تحت فرماندهي من (نگارنده) اجراء شود. من روز 15 دي ماه را كه روز 28 صفر و روز رحلت حضرت رسول اكرم (ص) بود، به رئيس جمهور پيشنهاد كردم و تمايل فرمانده نيروي زميني را براي به عقب انداختن حمله تا بهبودي ايشان را نيز به رئيس جمهور گفتم.

 رئيس جمهور تلفني با تيمسار ظهيرنژاد در بيمارستان تماس گرفت و به صورت يك ابلاغ رسمي روز 15 دي‌ماه را براي اجرای عمليات تعيين كرد. فرمانده نيرو نيز قبول نمود. اين امر در 12 دي ماه انجام شد و همان روز مركز عملياتي تاكتيكي قرارگاه عملياتي جنوب كه شامل جانشين فرمانده نيرو و افسران عمليات و يك گروه كوچك مخابرات بود، به اهواز تغيير مكان كرد.

در آن موقع عملاً قسمتي از عناصر شوراي عالي دفاع يا بهتر است گفته شود عناصر اصلي شوراي عالي دفاع: جانشين رئيس ستاد مشترك ، وزير دفاع ، نماينده امام در شوراي عالي دفاع، در اهواز بودند. با حضور رئيس جمهور در اهواز عملاً چهار عضو اصلي شوراي عالي دفاع در اهواز مستقر مي‌شدند. بنابراين شوراي جنگي عملاً در اهواز بود و با حضور مركز عمليات تاكتيكي نيروي زميني در اهواز، تمام كادر فرماندهي هدايت عمليات مورد بحث در اهواز متمركز شدند. مسئله‌اي كه هنوز جاي بحث و بررسي داشت، روش عمليات سپاه پاسداران و گروه نامنظم دكتر چمران در عمليات نصر بود. گرچه گفتگوهاي زيادی در اين باره شده و طرح عملياتي نيز تهيه و به تصويب قائم مقام فرمانده كل قوا رسيده و ابلاغ شده بود، ولي تا 12 دي ماه اقدامات عملي ازطرف سپاه پاسداران و ساير نيروهاي مردمي براي سازماندهي واحدهاي شركت كننده و معرفي آنان به لشكرهاي عمل كننده به عمل نيامده بود. براي آخرين بررسي اين قسمت از عمليات، در ساعت 2000 روز 12 دي‌ماه جلسه‌اي با حضور فرماندهان لشكرها و افسران عمليات و فرمانده سپاه پاسداران اهواز (برادر كريمي) در قرارگاه گروه نامنظم دكتر چمران واقع در ساختمان استانداري اهواز تشكيل شد كه حدود چهار ساعت به طول انجاميد. در اين جلسه ضمن تبادل نظر و اطلاعات درباره عمليات آينده، تلاش مي‌شد؛ وظايف و مسئوليت نيروهاي مردمي به نحوي مشخص شود كه، جاي هيچ‌گونه ترديد و يا نگراني باقي نماند. بالاخره فرمانده سپاه پاسداران و دكتر چمران همان طرح تهيه شده را قبول كردند و فرمانده سپاه پاسداران اهواز قبول كرد كه عده 150 نفري را كه قبلاً موافقت كرده بود، هرچه سريع‌تر سازماندهي كند و به لشكر 16 زرهي معرفي نمايد. زيرا تا روز 12 دي‌ماه هنوز اين واحد پاسدار سازماندهي نشده بود.

روز بعد از تشكيل اين جلسه، اعضاي ديگر شوراي عالي دفاع كه شامل نخست وزير و ديگران بودند، براي تشكيل جلسه به اهواز آمدند، به تصور اينكه رئيس جمهور كه رئيس شوراي عالي دفاع بود در اهواز است، ولي ايشان در دزفول بود. لذا هيئت به دزفول رفت  و احتمالاً آخرين وضعيت آمادگي براي اجرای عمليات نصر را بررسي نمودند. ولي نظريات به‌خصوصي به نيروي زميني ارائه نكردند، در نتيجه فعاليت براي آمادگي جهت حمله، روش عادي خود را طي كرد.

طرح‌ريزي و آمادگي، آخرين مراحل خود را به سرعت طي مي‌كرد. تيپ‌ها و گردان‌ها بر اساس طرح عملياتي لشكرها طرح‌هاي مربوطه را تهيه كردند و با رده‌هاي بالاتر و هم‌جوار هم‌آهنگي نمودند. لشكرها با صدور دستورات جزء به جزء و تكميلي آخرين نظريات خود را براي هدايت عمليات به واحدهاي اجرایي ابلاغ نمودند. در 14 دي ماه اين مرحله طرح‌ريزي و آمادگي پايان يافت و همه منتظر تعيين ساعت حمله بودند. اما هنوز يك مشكل باقي مانده بود و آن معرفي 300 نفر پاسدار به لشكر 16 زرهي بود كه بنا به اظهار مسئولين آن لشكر، اين تعداد پاسدار در روز 14 در دو گردان 150 نفري سازمان داده شد و به لشكر معرفي گرديدند. لشكر نيز هر گردان را زير امر يك تيپ قرار داد. اين تأخير سبب بروز حوادثي در زمان اجراء گرديد كه در شرح جريان هدايت عمليات به آن اشاره خواهد شد. با وجود اين‌كه در رده‌هاي بالايي فرماندهي، هم‌آهنگي‌هاي كامل بين عناصر ارتشي و مردمي به وجود آمده بود، ايجاد هم‌آهنگي در رده‌هاي اجرایي پايين‌تر ميسر نگرديد. لشكر 16 زرهي در روز 13 دي ماه گزارش داد كه صبح امروز سرپرست سپاه پاسداران اهواز و سرهنگ سلیمی كه با گروه دكتر چمران همكاري مي‌كرد، در پاسگاه فرماندهي لشكر حاضر شدند و درباره مسائل زير هم‌آهنگي‌هاي لازم به عمل آمد.

(1) مناطق مين‌گذاري شده به وسيله نيروهاي مردمي مشخص گردد.

(2) سپاه پاسداران عناصري را براي پوشش جناح به تيپ‌هاي 1 و 3 مأمور كند.

(3) به منظور حفظ سمت حمله، تعدادي از افراد سپاه و مردمي به عنوان راهنما به تيپ‌هاي حمله‌كننده اعزام شوند كه تا رده گروهان و دسته همكاري كنند.

(4) افراد نيروهاي مردمي هرگونه اطلاعات خود را كه درباره منطقه عمليات و دشمن دارند، در اختيار فرماندهان ارتشي قرار دهند.

با وجود اين هم‌آهنگي حضور عملي افراد پاسدار تا آخرين ساعات مرحله آمادگي در منطقه تجمع تيپ‌ها و گردان‌ها انجام نگرفت و در رده تيپ و گردان و گروهان ملاقات حضوري بين فرماندهان ارتشي و نيروهاي مردمي انجام نشد. اين امر سبب بروز حوادث ناگواري در جريان عمليات شد كه بعداً بيان مي‌گردد. علت اصلي اين حوادث عدم شناخت متقابل، عدم برقراري ارتباط حضوري و ارتباط عملياتي، بالاخره عدم برقراري رابطه كنترل و فرماندهي بين فرماندهان ارتشي و نيروهاي مردمي بود. بالاخره 14 دي ماه مرحله طرح‌ريزي و آمادگي به پايان رسيد. ساعت حمله نيز ساعت 1000 روز 15 دي ماه تعيين و به یگان‌ها ابلاغ شد. علت تعيين اين روز و ساعت ايجاد غافلگيري بود. از نظر حمله، نظر به اين‌كه روز 15 دي ماه روز 28 صفر ماه قمري و روز رحلت حضرت رسول اكرم (ص) بود، چنين به نظر رسيد كه نيروهاي عراقي انتظار حمله نيروهاي ما را در چنين روزي نخواهند داشت. از نظر ساعت 1000 عوامل اطلاعاتي ما خبر داده بودند كه معمولاً نيروهاي عراقي همه روز تا ساعت 0800 انتظار حمله ما را دارند و اگر تا آن ساعت حمله اجراء نشود، مطمئن مي‌شوند كه در آن روز نيروهاي ما حمله نخواهند كرد. لذا ما با خيال راحت لباس‌هاي خود را از تن درمي‌آورند و به استراحت مي‌پردازند.

ما از اين اطلاعات استفاده كرديم و ساعتي را براي آغاز حمله تعيين كرديم كه خارج از قواره‌هاي معمولي و بر خلاف انتظارات دشمن بود. در حين عمليات نيز متوجه شديم كه تصميم بسيار منطقي و درست بوده است.

طبق آخرين تصميماتي كه در رده نيروي زميني و لشكرها و تيپ‌ها اتخاذ شد ، دستورات عملياتي تكميل و ابلاغ گرديد كه به مرحله اجراء درآمد. خلاصه اين دستورات به شرح زير بود.

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

عکس: عملیات نصر در سال 59

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده