در کمین گل سرخ
بخش هفتاد و نهم: نیروهای سپاه چنان اصول اطلاعاتی را رعایت می کردند که حتی همسایگان قرارگاه آنها تا روز عملیات خیال می کردند آنان یک گروه مهندسی هستند که برای مطالعه در چگونگی آبرسانی کشاورزی به منطقه آمده اند. پیش از آغاز عملیات در قالب طراحی به نام لبیک یا خمینی ده ها هزار داوطلب مردمی از سراسر کشور عازم جبهه شدند. تصور این بود حالا که ایران با این حضور پرشکوه مردم داوطلب و انگیزه دار در جبهه، برای اجرای عملیات سرنوشت ساز خود مشکلی ندارد و لذا در همه جای کشور برای چنین روزی لحظه شماری می شد. سرانجام تلاش های شبانه روزی یکسالۀ گروه شناسایی سپاه نتیجه داد و در روز سوم اسفند62 عملیات خیبر آغاز شد.

 در این عملیات سپاه اصرار بر عملیات مستقل از ارتش داشت. هر چند شورای عالی دفاع با پیشنهاد سپاه مخالفت کرد اما در عمل سپاه زیر بار نرفت و در آن قسمت خود مستقلاً عمل کرد. البته ارتش نیز به همراه تعدادی دیگر از نیروهای سپاه در منطقۀ زید و درخشکی با دشمن جنگیدند.

در منطقۀ زید چنان که پیش بینی می شد، کار زیادی از پیش نرفت. بلکه هدف فرماندهان از درگیری در این بخش بیش تر برای مشغول کردن دشمن بود تا از جزایر غافل شود. اما در هور نیروهای سپاه موفق به تصرف جزایر مجنون شدند و کارشناسان نظامی را شگفت زده کردند ولی در ادامۀ کار کم آوردند و نتوانستند به اهداف اصلی اشان برسند و بصره را مورد تهدید قرار دهند.

عراق برای نخستین بار در این حمله به طور جدی از سلاح های شمیایی استفاده کرد. در این عملیات محمد ابراهیم همت یکی از سرداران محبوب سپاه به شهادت رسید.

در سال63 برای وادار کردن ایران به آتش بس، حامیان غربی و شرقی عراق، از هیچ حمایتی کوتاهی نکردند. به گمان آنها اگر نفت ایران قطع می شد، چاره ای جز تسلیم نداشت به همین نیت به عراق اجازه داده شد به نفتکش های حامل نف ایران حمله کند.

در روز سوم اردیبهشت63، خلبانان عراقی سوار بر هواپیماهای سوپراتاندارد فرانسوی نفتکش های خارجی را در جزیرۀ خارک به آتش کشیدند.

از سوی دیگر، درست در زمانی که ایران برای تهیۀ تسلیحات مورد نیازش تحریم شده بود، آمریکا با عراق قرارداد تجاری یک میلیارد دلاری بست و شوروی نیز برای این که از رقیب دیرینش عقب نیفتد، هیأت بلند مرتبه ای به عراق فرستاد و آمادگی خودش را برای فروش5/4 میلیارد دلار اسلحه به صدام اعلام کرد.

فشارهای سیاسی و اقتصادی بر ایران به حدی رسید که مسؤولان نظام دریافتند که برای کاهش آنها تنها امیدشان به جبهه هاست. آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان فرمانده جنگ ادارۀ مجلس را به یکی از معاونانش سپرد و خود عازم جبهه شد.

او به فرماندهان گفت: «فرماندهان راه ما را مشخص کنند… اگر کسی نظرش این است که نمی شود بجنگیم حالا باید تصمیم گرفت. زمان، امروز برای ما بسیار مهم است چون دنیا پیروزی مطلق ما را نمی پذیرد، لذا به مرور بر ما فشار می آورد. در مورد صلح، نظر امام مطرح است و ایشان می گویند بدون جنگ، صلح امکان ندارد و اگر ما هم نتوانیم بجنگیم ایشان به مردم می گویند بروید بجنگید.»

فرماندهان ارتش و سپاه مصمم شدند شهر بندری فاو را بگیرند اما سرانجام بعد از مدتی کار با تحلیل هایی که شد، به این نتیجه رسیدند؛ هنوز توان کافی برای چنین کاری را ندارند لذا دنبال راه کار دیگری گشتند.

آنان هنوز به منطقه مناسبی برای عملیات مورد نظرشان را نیافته بودند که عراق جنگ را به شهرها کشاند و مردم بی دفاع کوچه و بازار را با موشک های دوربرد اهدایی شوروی هدف گرفت.

سرانجام فرماندهان ایرانی تنها برای این که ثابت کنند هنوز هم می توانند شگفتی بیافرینند، بار دیگر منطقه هور را انتخاب کردند.

هر چند عملیات خیبر، فرماندهان عراقی را هشیار کرده بود و در هور موانع زیادی ایجاد کرده بودند، اما با این همه فرماندهان ایرانی فکر می کردند ارتش عراق در جنگ آبی-خاکی ضعف دارند. زیرا تمام قدرت ارتش عراق به زرهی اش بود که در چنین مناطقی نمی توانست تحرکی داشته باشد. پس در واپسین روزهای سال63 عملیات بدر آغاز شد.

تا ساعت2300، رزمندگان جمهوری اسلامی در ظلمات شب، سوار بر قایق و بلم کیلومترها راه پیموده بودند و در نقطۀ رهایی آمادۀ شنیدن فرمان عملیات بودند. محسن رضایی و سرهنگ صیاد شیرازی، گوشی های بی سیم را گرفتند و فرمان عملیات را صادر کردند:

-یا الله، یا الله، یا الله، و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه، یا فاطمه زهرإ

با تکبیر رزمندگان، حمله از سه محور آغاز شد. خط های اول دشمن زود تر از آن که پیش بینی می شد درهم شکست. فرماندهان قرارگاه تصور می کردند با وجود آمادگی عراق و موانع متعددی که ایجاد کرده بود جنگ سختی در این بخش  داشته باشند.

تنها در محور شمالی (پاسگاه ترابه) نیروها با مشکل مواجه شدند و پیشروی به کندی صورت گرفت اما در محور های میانی (پد خندق) و جنوبی (ورطه) رزمندگان با پیشروی در عمق به زودی خود را به مرحلۀ بعدی عملیات رساندند و درپشت رودخانه دجله قرار گرفتند.

روز بیست و چهارم با پشتیبانی هوانیروز پاسگاه ترابه و مقر فرماندهی دشمن به تصرف درآمد و جویبر بر روی دجله منفجر شد. اکنون رزمندگان اسلام کاملاً بر جادۀ بصره- العماره تسلط داشتند.

خبر دیگری که آن روز فرماندهان قرارگاه کربلا را خوشحال کرد، اتمام عملیات نصب پل از جزیرۀ مجنون جنوبی به منطقه همایون به طول10 کیلومتر بود.

 نیروهای رزمی مهندسی این کار بزرگ را در عرض24 ساعت در زیر آتش مداوم دشمن انجام داده بودند. اکنون ارتباط زمینی رزمندگان عمل کننده با خطوط پشتیبانی برقرار شده بود و فرماندهان می توانستند  با خیال راحت تری عملیات را هدایت کنند.

تا دشمن خود را جمع و جور کند، سه روز طول کشید. اگر قرارگاه کربلا می توانست از این فرصت طلایی خوب استفاده کند، سرنوشت عملیات غیر از آنی می شد که بعد ها شد. متأسفانه به علت کمبود دو گردان نیرو و200 فروند قایق، ایران نتوانست پل عزیر را ببندد و راه دشمن را سد کند.

منبع: در کمین گل سرخ، مؤمنی، محسن،1382، سوره مهر، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده