نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش چهلم:تحلیلی بر مرحله یکم عملیات بازی دراز اگر حكومت ايران بر اساس محاسبات و معيارهاي شناخته شده بينالمللي، مسائل جنگ را مورد نظر قرار ميداد، دست از مبارزه نظامي ميكشيد و به قبول صلح تحميلي و پايان جنگ از طريق مذاكرات سياسي تن درميداد. زيرا عملاً در اين جنگ تقريباً تمام كشورهاي جهان بهنوعي به حكومت عراق كمك ميكردند كه در رأس آنها كشورهاي شوروي و آمريكا و فرانسه و تمام كشورهاي عرب به استثناي ليبي و سوريه بود. چنانچه كشورهايي مانند الجزاير بودند كه علناً به عراق كمك نميكردند، ولي روش آنها در مجموع بهنفع حكومت عراق بود.

در روز دهم ارديبهشت‌ماه و بعد از 24 ساعت، آرامش نسبي در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب، بار ديگر عناصر دشمن فعاليت‌هايي را براي ايجاد مزاحمت جهت نيروهاي ما‌ آغاز كردند و عمليات تظاهر و فريب به‌عنوان حمله انجام دادند. اين فعاليت‌هاي دشمن در بعضي از فرماندهان یگان‌های مدافع ما ايجاد نگراني كرد و آن‌را نشانه حمله جدي دشمن دانستند. ولي بررسي حوادث نشان مي‌دهد كه اين‌گونه فعاليت‌هاي دشمن يا به‌منظور تغييرات در گسترش پدافندي و يا صرفاً عمليات فريبنده بوده است.

البته حجم آتش توپخانه دشمن هم‌چنان برقرار بود و گاهي در بعضي نقاط افزايش مي‌يافت و سبب بروز تلفاتي در یگان‌های ما‌ مي‌گرديد. چنان‌كه در همين روز تلاش دشمن در منطقه كوره‌موش و بازي‌دراز نسبتاً چشمگير بود. فرمانده تيپ برآورد كرد كه ممكن است دشمن قصد بازپس گرفتن تپه 1150 را داشته باشد. لذا از فرمانده لشكر درخواست كرد به فرمانده تیپ3پياده لشكر 77 كه در جناح جنوبي تیپ3زرهي و در محور گیلانغرب گسترش داشت، دستور دهد در منطقه خود تظاهر به تك نمايد تا دشمن را از قصد احتمالي حمله به ارتفاعات بازي‌دراز منصرف سازد.

متأسفانه تلاش دشمن در بازي‌دراز تا حدودي براي وي نتيجه‌بخش گرديد و آتش‌هاي سنگين توپخانه دشمن تلفات سنگيني به یگان سپاه پاسداران مدافع تپه‌هاي 1100 و 1150 وارد ساخت و حدود 40 نفر از آنان را شهيد و مجروح كرد. بر اثر اين تلفات، آن واحد پاسدار نتوانست در مواضع آرايش شده در تپه‌هاي 1100 و 1150 باقي بماند و اجباراً تغيير موضع داد و در دامنه شرقي آن ارتفاعات و به‌دور از میدان ديد و تير كافي به روي دشمن مستقر گرديد.

بدين ترتيب روز دهم ارديبهشت و نهمين روز نبرد بازي‌دراز در حالي به پايان رسيد كه تغييرات مهمي در منطقه نبرد ايجاد نشد، آخرين وضعيت را فرمانده تیپ3زرهي چنين گزارش داد:

«- با هوشياري یگان‌های رزمنده تيپ، فشار دشمن در منطقه كوره‌موش خنثي گرديد و نيروهاي دشمن در مواضع قبلي خود باقي ماندند.

– دشمن يك تيپ تازه‌نفس به منطقه جنوب‌غرب بازي‌دراز وارد كرد و با پشتيباني توپخانه تلاش نمود یگان كماندويي خود را به داخل مواضع پدافندي نيروهاي ما نفوذ دهد. اين تلاش دشمن با به حركت درآمدن یگان‌های زرهي تقويت گرديد و مواضع نيروهاي ما در تپه 1150 به سختي زير فشار قرار گرفت و به یگان سپاه پاسداران مستقر در آن تپه تلفات سنگيني وارد شد.

– با توجه به اين‌كه یگان‌های رزمنده در اين نبرد مدت يك هفته مداوم است مستقيماً درگير عمليات مي‌باشند، براي ادامه عمليات نياز به یگان تازه‌نفس مي‌باشد.

                                                                   «امضاء سرهنگ ستاد بدري»

    به هر حال آن‌چه كه صحيح‌تر به ‌نظر مي‌رسد اين است كه فعاليت دشمن در روز دهم ارديبهشت چندان جدي نبود. ضمن اين‌كه نيروهاي ما نيز امكانات آفندي نداشتند و الزامات حالت پدافندي را اتخاذ كرده بودند. اما نبرد توپخانه‌ها هم‌چنان فعال بود و بر اثر آتش‌هاي دشمن در اين روز از رزمندگان ما سه نفر شهيد و 27 نفر مجروح شدند كه 16 نفر ازاين تلفات ارتشي و 10 نفر پاسدار و چهار نفر بسيجي بود.

از روز 11 ارديبهشت‌ماه، منطقه نبرد سرپل‌ذهاب آرامش حالت پدافندي نيروهاي هر دو طرف متخاصم را بازيافت و نيروهاي هر دو طرف در مواضع پدافندي مستقر شدند و به نبرد تدافعي پرداختند. در جريان عمليات آفندي بازي‌دراز، عناصر رزمنده ما در سمت شمال و غرب جبهه نبرد مواضع پدافندي قبلي را حفظ كردند و در سمت جنوب و ارتفاعات بازي‌دراز قسمتي از آن ارتفاعات را از اشغال نيروهاي متجاوز عراق آزاد نمودند، ولي به تمام هدف‌هاي تعيين شده خود نرسيدند. طبق آخرين گزارشي كه از وضعيت اين منطقه  به‌وسيله تیپ3زرهي داده شد، نيروهاي حمله‌ور ما، در اين نبرد، در قسمت جنوبي و مركزي ارتفاعات موفق بودند و تپه‌هاي 1050 و 1100 (جنوبي) و 1150 را تصرف و تأمين كردند، ولي در قسمت شمالي موفق به تصرف تپه 1100 شمالي و 1020 نشدند. ضمناً در تپه 1150 و در مركز منطقه هدف نيز نيروهاي ما، در زير آتش شديد مستقيم و غيرمستقيم دشمن قرار گرفتند و نتوانستند در دامنه جنوب‌غربي ارتفاعات به سمت دشمن مواضع خود را مستحكم‌ سازند و اجباراً به دامنه شرقي ارتفاع 1150 عقب نشيني كردند.

بدين ترتيب نبرد بازي‌دراز كه از روز دوم ارديبهشت‌ماه آغاز شده بود، از لحاظ عمليات آفندي پايان يافت. در خاتمه اين بحث به‌منظور آگاهي از چگونگي توان رزمي یگان‌های تيپ زرهي به نمونه‌هايي اشاره مي‌كنيم.

فرمانده گردان 215 تانك در روز 11 ارديبهشت گزارش داد: اين گردان با 25 دستگاه تانك در اين نبرد شركت كرد، از اين تعداد تانك 13 دستگاه آن در اين نبرد آسيب ديد و اكنون فقط 12 تانك حاضر به رزم باقيمانده است. لازم به يادآوري است كه هر گردان تانك داراي 53 دستگاه تانك سازماني بود. بنابراين در اصل، عمليات اين گردان با استعدادي كمتر از 50% استعداد سازماني خود در اين نبرد شركت كرد و در پايان اين نبرد حدود 22% از استعداد آن باقيمانده بود.

در گزارش ديگري كه رئيس ركن4 تيپ بعد از بازديد وضعيت تانك‌ها و نفربرهاي باقيمانده در پادگان سرپل‌ذهاب به فرمانده تیپ3زرهي داده چنين گفته است:

  • از تانك‌هاي گردان 215 تانك 23 دستگاه در پارك باقيمانده كه 6 دستگاه آن حاضر به‌كار است.
  • از تانك‌هاي گردان 211 تانك، چهار دستگاه حاضر به‌كار است. (تعميري مشخص نشده)
  • از تانك‌هاي اسكوريبون گردان 265 سوار زرهي، 17 دستگاه باقيمانده كه 10 دستگاه آن حاضر به‌كار است.

ضمناً بايد يادآوري نمود كه قسمتي از مشكلات بهره‌برداري از امكانات موجود، به‌علت كمبود خدمه، ازهم پاشيدگي سيستم نگهداري و كنترل و فرماندهي بود.

جمع كل تلفات انساني رزمندگان ما در 10 روز نبرد بازي‌دراز كه در گزارش‌های آماري ثبت گرديده عبارت بود از:

  • افراد ارتشي 85 نفر شهيد، 297 نفر مجروح، 17 نفر مفقود و 26 نفر اسير.
  • افراد سپاه پاسداران 22 نفر شهيد، 157 نفر مجروح.
  • افراد بسيجي 18 نفر شهيد، 68 نفر مجروح، يك نفر مفقود.
  • از داوطلبان مجاهدین عراقي 25 نفر مجروح.

با توجه به آمار ياد شده، ملاحظه مي‌گردد كه نيروهاي ما در اين نبرد فقط 26 نفر اسير به دشمن داده‌اند، در حالی‌که پيش از 45 نفر از افراد دشمن را به اسارت گرفتند. از لحاظ تركيب پرسنلي تلفات یگان‌های ارتشي از تعداد 83 نفر شهيد 8 نفر افسر 14 نفر درجه‌دار و 62 نفر سرباز و يك نفر غيرنظامي و از جمع 298 نفر مجروح 11 نفر افسر 31 نفر درجه‌دار 149 نفر سرباز و 6 نفر غيرنظامي بود 170 نفر گم‌شدگان هم سرباز بودند و از 26 نفر اسير شده يك نفر درجه‌دار و 25 نفر سرباز بود.

ضمناً تركيب اسراي عراقي كه به دست رزمندگان ما به اسارت درآمد؛ 15 نفر افسر، 33 نفر درجه‌دار و 410 نفر سرباز جمعاً 458 نفر بود.

 

با توجه به مطالبي كه بيان گرديد، گرچه تلاش‌هاي زيادي براي عقب راندن نيروهاي دشمن از منطقه سرپل‌ذهاب به‌عمل آمد و بهاي نسبتاً سنگيني با دادن شهدا و مجروحين نسبتاً زياد در نبردها پرداخت گرديد، ولي عملاً تغييرات چندان محسوسي در وضعيت عمومي اين منطقه نبرد ايجاد نشد و فقط چند تپه در ارتفاعات بازي‌دراز از اشغال دشمن آزاد گرديد، كه در سرنوشت عمليات اين منطقه تأثير چنداني نداشت. بنابراين تنها نتيجه مهم اين نبرد اثرات رواني آن بود كه به دشمن متجاوز نشان داده شد، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران به هيچ‌وجه دست از مبارزه نخواهند كشيد و با هر امكاني كه داشته باشند و به هر قيمت كه باشد نيروهاي متجاوز عراق را مجبور خواهند كرد ميهن اسلامي ما را ترك نمايند.

عمليات آفندي بازي‌دراز (مرحله دوم  – 11/6/1360)

در بررسي مرحله يكم عمليات بازي‌دراز، ملاحظه گرديد كه حساس‌ترين منطقه نبرد در صحنه عمليات غرب منطقه سرپل‌ذهاب، قصرشيرين بود و به‌دست آوردن هرگونه امتيازي در اطراف محور سرپل‌ذهاب، قصرشيرين و گیلانغرب، قصرشيرين پيامدهاي مهمي مي‌توانست در برداشته باشد. بنابراين هرگونه تلاشي در اين منطقه نبرد براي عقب راندن نيروهاي متجاوز عراق، نتايج مهم‌تر از وضعيت ظاهري تصرف يك يا چند تپه را داشت. به‌طور كلي حداقل دو نقطه بسيار حساس در اين منطقه بود كه كليد دو محور اصلي بود، نقطه اول؛ ارتفاعات قراويز و ريخك در طرفين محور سرپل‌ذهاب، قصرشيرين و نقطه دوم

چم امام حسن در محور گیلانغرب، قصرشيرين بود. چنان‌چه نيروهاي ما موفق می‌شدند؛ نيروهاي متجاوز عراق را از اين دو نقطه عقب برانند و آن‌ها را در كنترل خود درآورند، مي‌توانستند به سرعت يا به‌تدريج نيروهاي متجاوز را تا خط مرز عقب برانند. به‌علت حساسيت همین نقاط بود كه نيروهاي متجاوز عراق نيز آن‌ها را كاملاً تحت كنترل قرار داده و مواضع مستحكمي در آن‌ها ايجاد كرده بودند. ضمن اين‌كه در شمال محور سرپل‌ذهاب، قصرشيرين، ارتفاعات كوره‌موش و بنه‌دستك را نيز مستحكم كرده و مانع حركت احاطه‌اي نيروهاي ما از شمال‌غرب به طرف ارتفاعات قراويز می‌شدند.

اهميت فوق‌العاده نقاط كليدي ياد شده در صحنه عمليات غرب، از آغاز عمليات آفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، براي فرماندهان یگان‌های مستقر در اين منطقه روشن بود و آن‌هامی‌دانستند تا هنگامي‌كه اين نقاط كليدي به‌دست رزمندگان ما نيفتد، پيشروي به طرف غرب براي آزادسازي قصرشيرين امكان‌پذير نخواهد بود و به همين جهت تلاش اصلي لشكر 81 زرهي و سپاه پاسداران مستقر در منطقه غرب، آن بود كه به هر نحوي كه ممكن باشد؛ اين نقاط را از كنترل دشمن خارج سازند. براي اين منظور چندين عمليات آفندي درمحورهاي سرپل‌ذهاب، قصرشيرين و گیلانغرب، قصرشيرين اجرا كردند كه آخرين عمليات در ارديبهشت‌ماه 1360 اجرا شد، ولي در هيچ‌يك از آن‌ها نتيجه مطلوب حاصل نگرديد و نيروهاي ما نتوانستند موفقيت كاملي به‌دست آورند. گرچه موفقيت‌هاي نسبي ولي غيرسرنوشت‌ساز به‌دست آوردند.

عمليات آفندي محدود نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران كه از اوايل سال 1360 در تمام صحنه عمليات جنوب و غرب آغاز شده بود، به‌تدريج به عمليات گسترده‌تري تبديل مي‌گرديد. علت اصلي آن تشكيل یگان‌های سپاه پاسداران و بسيج مردمي در رده‌هاي بزرگ‌تر و به مقياسي وسيع‌تر و وارد شدن آنان به صحنه‌هاي عمليات بود. لازم به يادآوري است كه اصولاً در جريان جنگ تحميلي و به‌ويژه در ماه‌ها و حتي سال‌هاي اول جنگ تحرك ارتش جمهوري اسلامي ايران براي بسيج نيروها و تشكيل یگان‌های جديد چندان چشمگير نبود.

 اساساً اين فعاليت در سطحي نبود كه حتي جبران تلفات و ضايعات نبردها را بنمايد. اما به‌جاي ارتش، عملاً وظيفه بسيج نيرو و تشكيل قدرت رزمي جديد به عهده سپاه پاسداران محول گرديد و اين نيرو با بسيج نيروهاي مردمي و تشكيل یگان‌های رزمنده بسيار پرقدرت به‌ويژه از نظر ايمان و اعتقادات مكتبي در رده گروهان و گردان و تيپ و لشكر و بعدها سپاه و نيروي زميني و هوايي و دريايي توانست نيازهاي عملياتي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران را تأمين نمايد. اين فعاليت سپاه پاسداران از اوايل سال 1360 به‌صورتي جدي و رسمي آغاز شد و در میدان‌هاي نبرد به‌صورت كاملاً مؤثر عرض وجود كرد كه در صحنه‌ عمليات غرب اولين گردان سازمان يافته سپاه پاسداران در عمليات تنگ‌حاجيان و بعد در عمليات مرحله يكم بازي‌دراز شركت نمود.

با وجود تلاش‌هاي فوق‌العاده‌اي كه رزمندگان ما در عمليات آفندي ارديبهشت‌ماه در بازي‌دراز انجام دادند، موفق به وصول به هدف‌هاي تعيين شده نگرديدند. اما طرح تكميل عمليات اجرا شده هم‌چنان براي فرماندهان مطرح بود و فرماندهي قرارگاه عملياتي نيروي زميني در غرب و لشكر 81 زرهي همواره به اين فكر بودند كه نيروهاي كافي بسيج كنند و يك حمله گسترده براي تصرف نقاط كليدي منطقه نبرد سرپل‌ذهاب و گیلانغرب اجرا نمايند. وارد صحنه شدن یگان‌های بزرگ‌تر و قوي‌تر سپاه پاسداران كم‌كم طرح‌ريزي و اجراي عمليات آفندي گسترده‌تر را امكان‌پذيرتر مي‌كرد. چنان‌كه در شش ماهه اول سال 1360 به ياري همين رزمندگان دلير، نبردهاي درخشاني در صحنه عمليات جنوب اجرا شد كه ادامه آن‌ها به نبرد وسيع شكستن محاصره آبادان و اجراي عمليات ثامن‌الائمه منتهي گرديد.

در صحنه عمليات غرب نيز قدرت رزمي یگان‌های سپاه پاسداران به‌تدريج افزايش يافت و گردان‌هاي متشكل سپاه با توان رزمي فيزيكي و معنوي فوق‌العاده وارد میدان‌هاي پيكار شدند. با ورود اين نيروهاي رزمنده به میدان‌هاي نبرد توان رزمي كلي نيروهاي مستقر در منطقه غرب افزايش يافت و به فرماندهان مسئول منطقه امكان داد؛ طرح‌هاي عملياتي حساب‌شده‌تري تهيه نمايند و ضمن تحكيم بيش‌از‌پيش مواضع پدافندي، طرح‌هاي آفندي مناسب را بررسي و براي اجرا آماده سازند و در فرصت مناسب اجرا نمايند.

از جمله طرح‌هاي آفندي كه در شش ماهه اول سال 1360 طرح‌ريزي و در شهريور‌ماه آن سال اجرا گرديد، عمليات آفندي در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب بود كه در حقيقت ادامه همان عملياتي بود كه به نام عمليات بازي‌دراز در ارديبهشت‌ماه همان سال اجرا شده بود. لذا آن عمليات به‌عنوان مرحله دوم عمليات بازي‌دراز نام‌گذاري شد. تدبير اساسي در اين طرح، عقب راندن نيروهاي دشمن از غرب سرپل‌ذهاب و گیلانغرب، تا حداقل ارتفاعات قراويز و كوره‌موش، بنه‌دستك و ارتفاعات غربي روستاي جگرلو محمدعلي، سرپل‌ذهاب، قصرشيرين و قله‌هاي 1100 شمالي و 1150 و 1000 و 1016 در ارتفاعات بازي‌دراز در شمال محور گیلانغرب، قصرشيرين بود. در حقيقت هدف نهايي اين عمليات در مرحله نخست، همان هدف عمليات مرحله يكم بازي‌دراز بود، زيرا در آن نبرد نيروهاي ما نتوانستند به هدف‌هاي تعيين‌شده دست يابند و فقط توانستند چند تپه در جنوب بازي‌دراز را از كنترل دشمن خارج سازند.

در شرح عمليات مرحله يكم بازي‌دراز يادآور شديم كه قدرت اصلي رزمي نيروهاي ما در اين منطقه نبرد، تقريباً همان عناصر تیپ3لشكر 81 زرهي بود. گرچه به ظاهر دو گردان پياده جديدالتأسيس به نام‌هاي اميد و نور به آن اضافه شده بود، ولي به هر حال در نبردهاي هفت ماه اول جنگ تلفات و ضايعاتي نيز به آن وارد گرديده بود و اين یگان‌های جديدالتأسيس حداكثر مي‌توانستند جایگزین همان تلفات و ضايعات شوند. چنان‌كه درباره تعداد تانك‌هاي گردان 215 يادآور شديم، از 53 دستگاه تانك سازماني فقط 25 دستگاه در نبرد مرحله يكم بازي‌دراز شركت داشت.

در پايان اين نبرد فقط 12 دستگاه حاضر به‌كار در صحنه نبرد باقيمانده بود. از نظر عناصر رزمنده غيرارتشي نيز در عمليات مرحله يكم، فقط يك گردان حدود 400 نفري پاسدار، يك واحد از عشاير بويراحمد و ممسني با حدود 180 نفر و يك واحد از عشاير كلهر با حدود 120 نفر و يك گردان بسيج به نام احمد‌بن‌موسي با حدود 400 نفر در تقويت تیپ3زرهي قرار گرفته بود. همان‌گونه كه نتجه عمليات نشان داد، اين نيروها آن‌چنان قوي نبودند كه در يك جبهه 25 كيلومتري كه تمام مناطق آن حساس و در كنترل كامل دشمن بود و حدود يك لشكر دشمن در مقابل آن گسترش داشت، بتوانند عمل فوق‌العاده‌اي انجام دهند.

چنان‌كه برادر وزوایی يكي از فرمانذهان سپاه پاسداران در خاطرات خود گفته، در يك نقطه حساس نبرد در تپه 1150 كمتر از 10 نفر از رزمندگان ما حضور داشتند و آن‌ها نتوانستند افراد حاضر به تسليم عراقي را اسير كنند و به عقب تخليه نمايند، زيرا افرادي براي تخليه اسرا نداشتند. مي‌توان گفت؛ آن عمليات بيشتر با انگيزه احساسي به اجرا درآمده بود و منطق نظامي آن بسيار ضعيف بود. اما به مرور كه طول زمان جنگ بيشتر می‌شد، حقايق منطقي جنگ بيش از مسائل احساسي آن جلوه‌گر مي‌گرديد و نيروهاي بيشتري براي مناطق نبرد بسيج می‌شدند كه نمونه آن‌را در مرحله دوم عمليات بازي‌دراز مشاهده مي‌كنيم. براي اين نبرد پنج گردان سپاه پاسداران با تشكيلات سازماني منظم‌تر و تجهيزات بيشتر و آموزش بهتر در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب متمركز گرديدند كه قدرت رزمي اين گردان‌ها به‌علت ايمان مكتبي فوق‌العاده افراد آن‌ها، بيش از  گردان معمولي ارتش بود. البته نبايد از نظر دور داشت كه معمولاً تعداد پرسنل اين گردان‌ها حدود 300 نفر و تجهيزات و جنگ‌افزارآن‌ها خيلي كمتر از يك گردان پياده معمولي بود.

نيروهايي كه براي اجراي مرحله دوم عمليات بازي‌دراز در منطقه سرپل‌ذهاب گسترش يافتند عبارت بودند از:

  • قرارگاه تیپ3لشكر 81 زرهي به‌عنوان قرارگاه هدايت‌كننده عمليات
  • گردان‌هاي 211 و 215 تانك لشكر 81 ( به استعداد حدود 50% سازماني)
  • گردان‌هاي 143 و 184 مكانيزه لشكر 81
  • گردان 265 سوار زرهي
  • دو گردان پياده به نام‌هاي اميد و نور ( 810 و 811) از عناصر لشكر 81
  • 5 گردان سپاه پاسداران
  • يك گروهان ژاندارمري
  • يك گروهان بسيجي به نام احمد‌بن‌موسي
  • يك واحد عشايري از عشاير كلهر با حدود 200 نفر
  • يك گروهان تانك از گردان 290 تانك لشكر 81 با 11 دستگاه تانك
  • يك گروهان تانك چيفتن از عناصر لشكر 21 پياده
  • يك تيم هوانيروز
  • يك تيم نيروهاي ويژه هوابرد
  • یگان‌هایي از توپخانه لشكر 81 زرهي و گروه 44 توپخانه                

با توجه به فهرست یگان‌های مستقر در منطقه سرپل‌ذهاب كه در بالا نام برده شدند، حداقل از نظر شكل ظاهري سازماني حدود يك لشكر از نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در شهريور‌ماه 1360 در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب گسترش داشتند و اين توان رزمي نسبت به روزها و ماه‌هاي اول جنگ يك نيروي قابل ملاحظه‌اي بود.

در مقابل نيروهاي ما، نيروهاي دشمن در منطقه سرپل‌ذهاب چنين برآورد می‌شدند كه حداقل از لشكر 6 زرهي و 7 و 8 پياده عراقي در مقابل نيروهاي ما مواضع مستحكم تهيه كرده و پدافند مي‌نمودند. طبق اطلاعاتي كه از نيروهاي دشمن به‌دست آمده بود، تيپ‌هاي 19 و 38 و 39 پياده لشكر 7 پياده و تيپ 25 مكانيزه لشكر 6 زرهي و 3 گردان تانك تقويتي دشمن در اين منطقه نبرد گسترش داشت و حداقل سه گردان توپخانه در پشتيباني آن‌ها بود. بنابراين هنوز برتري عددي با دشمن بود و توان رزمي نيروهاي دشمن (از نظر عددي) حدود دو برابر توان رزمي نيروهاي ما بود (4 تيپ در مقابل 2 تيپ).

 اما در تهيه طرح‌هاي عمليات آفندي نيروهاي ما استعداد نيروهاي دشمن به‌عنوان يك عامل تعيين‌كننده به حساب نمي‌آمد و شايد اصلاً به حساب نمي‌آمد. زيرا هنگامي‌كه تصميم قطعي براي اجراي حمله گرفته می‌شد، اصولاً توجهي به چگونگي توان رزمي دشمن نشان داده نمی‌شد. شايد يكي از بزرگ‌ترين عوامل موفقيت نيروهاي ما در جنگ تحميلي، همين مسئله بود. زيرا اگر نيروهاي ما به‌صورت كلاسيك طرح‌هاي عملياتي تهيه مي‌كردند، شايد هرگز وضعيت اجازه حمله را نمي‌داد. چنان‌كه در كل مسائل جنگ در سطح ارتش‌هاي بين دو كشور ايران و عراق و سطح بين‌المللي نيز همين شرايط بود.

 اگر حكومت ايران بر اساس محاسبات و معيارهاي شناخته شده بين‌المللي، مسائل جنگ را مورد نظر قرار مي‌داد، دست از مبارزه نظامي مي‌كشيد و به قبول صلح تحميلي و پايان جنگ از طريق مذاكرات سياسي تن درمي‌داد. زيرا عملاً در اين جنگ تقريباً تمام كشورهاي جهان به‌نوعي به حكومت عراق كمك مي‌كردند كه در رأس آن‌ها كشورهاي شوروي و آمريكا و فرانسه و تمام كشورهاي عرب به استثناي ليبي و سوريه بود. چنان‌چه كشورهايي مانند الجزاير بودند كه علناً به عراق كمك نمي‌كردند، ولي روش آن‌ها در مجموع به‌نفع حكومت عراق بود.

اين وضع چنان شديد بود كه تقريباً تمام رسانه‌هاي گروهي جهان، ايران را يك كشور كاملاً منزوي و تنها قلمداد مي‌كردند. كافي است براي مشخص شدن روابط بين‌المللي در جنگ تحميلي فقط به يك نكته اشاره كنيم، در حالی‌که حكومت فرانسه، طلب بر حق يك ميليارد دلاري ايران را پس نمي‌داد، پيشرفته‌ترين هواپيماهاي خود را به نام سوپراتاندارد با پيشرفته‌ترين موشك‌هاي هوا به دريا به نام اگزوسه به‌صورت اجاره در اختيار حكومت عراق قرار مي‌داد و مدت وام كلاني را كه به حكومت عراق داده بود، تمديد مي‌كرد تا حكومت عراق براي بازپرداخت بدهي‌هاي خود به دولت فرانسه و كشورهاي ديگر در مضيقه قرار نگيرد.

بنابراين در چنين شرايط بين‌المللي، ملت و حكومت ايران نمي‌توانست معيارهاي شناخته شده بين‌المللي را مبناي حل‌و‌فصل مسائل جنگ قرار دهد. لذا يا بايد به شرايط خواسته شده عراق تسليم می‌شد و جنگ را خاتمه مي‌داد، يا اين‌كه بدون توجه به معيارهاي بين‌المللي و جنگ‌هاي كلاسيك به نبرد ادامه مي‌داد. حكومت و ملت ايران، راه دوم را برگزيده بود. بنابراين مجبور بود؛ توانايي‌هاي بالقوه و بالفعل دشمن را هرچه که مي‌خواست، باشد، به‌كلي كنار بگذارد و با تكيه بر توانايي‌هاي ملي و مكتبي ملت ايران به پيكار و ستيز ادامه دهد. همين روش را، خط مشي اساسي جنگ تا زمان نگارش اين مطالب كه قريب هفت سال از طول جنگ مي‌گذشت، قرار داد. اگر چه ملت ايران به پيروزي نهايي دست نيافته بود، ولي شكست نهايي هم نخورده بود و در صحنه داخلي و بين‌المللي به‌عنوان تنها طرف تعيين‌كننده سرنوشت جنگ قرار گرفته بود.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده