عملیات رمضان
بخش سوم: وضعیت کلی نیروهای ایران و عراق در نبرد رمضان وضعیت زمین منطقه عملیات منطقه­ای که عملیات رمضان در آن اجرا شد، منطقه­ای بود کاملاً صاف و عاری از هرگونه پستی و بلندی طبیعی که از سمت شرق به جاده اصلی اهواز – خرمشهر، از سمت غرب به رودخانه شط­العرب (در خاک عراق) از سمت شمال به حاشیه جنوبی باتلاق هورالعظیم و از سمت جنوب به اروند رود (امتداد غربی شرقی شط­العرب) محدود می­گردید.

به خلاصه نقشه منطقه مراجعه شود) این منطقه به شکل مثلث قائم­الزاویه متساوی­الساقین است که ضلع شرقی آن در خط مرز حدود 60  کیلومتر ضلع شمالی آن از پاسگاه مرزی کوشک تا محل تلاقی رودخانه دجله و فرات در القرنه نیز حدود 60 کیلومتر و ضلع غربی آن در کرانه شرقی رودخانه شط­العرب به خط مستقیم حدود 80 کیلومتر و با محاسبه پیچ و خم­های رودخانه حدود 90 کیلومتر می­باشد.

سه رأس زاویه­های این مثلث در جنوب پاسگاه مرزی شلمچه ایران، در شمال پاسگاه مرزی کوشک ایران و در غرب شهرک القرنه عراق می‌باشد. مساحت تقریبی این منطقه که عمدتاً و به استثنای قسمت کوچکی در حوالی خط مرز جزء قلمرو کشور عراق است، حدود 2700  کیلومتر مربع می­باشد که از نظر تسهیل شناخت آن، به منطقه شرق بصره موسوم گردیده بود. زیرا مهم­ترین نقطه راهبردی و حیاتی­ترین نقطه در این قسمت از منطقه نبرد برای عراق، شهر بصره می­باشد که به عنوان هدف نهایی این مرحله از عملیات در جنگ تحمیلی برای نیروهای ایران بود. مهم­ترین عارضه طبیعی؛ رودخانه شط­العرب در خاک عراق و رودخانه کارون در خاک ایران و باتلاق هورالعظیم در قسمتی از مرز مشترک بین دو کشور است که در سال­هایی که بارندگی­های موسمی در حوزه رودخانه­های دجله و کارون زیاد باشد، به نسبت افزایش آب باتلاق و رودخانه­های زیاد و طغیان رودخانه­های شط­العرب و کارون تمام منطقه به صورت آبگیر و باتلاقی در می­آید و هرگونه حرکات بسیار محدود و حتی غیرقابل اجرا می­گردد، در صورتی که در مواقع خشکی، تقریباً تمام منطقه جنوب باتلاق تا اروند رود به طول حدود 60 کیلومتر تا کرانه رودخانه شط­العرب قابل رفت و آمد خودروها می­باشد.

قبل از آغاز جنگ تحمیلی مهم­ترین عارضه مصنوعی در این منطقه، جاده شرقی غربی خرمشهر  – شلمچه، تنومه – بصره و جاده شمال شرقی جنوبی غربی ایستگاه حسینیه، پاسگاه مرزی کیلومتر 25، پاسگاه زید عراق به طرف تنومه و بصره بود. علاوه بر این دو جاده، در دهه 1350 ارتش ایران به موازات خط مرز و در فاصله سه کیلومتری شرق آن، تأسیساتی پدافندی به نام خط دژ احداث کرده بود که شامل سه ردیف دژ، جمعاً 60 دستگاه دژ گروهی با جاده ارتباطی و ساختمان­های قرارگاه­های گروهان­های آن بود.

 از نظر پاسگاه مری نیز در این قسمت ایران دارای چهار4 پاسگاه عمده به نام شلمچه، کیلومتر 25 کوشک و طلایه بود و عراق نیز با فاصله­ای از خط مرز پاسگاه­هایی در این منطقه داشت که مهم ترین آن پاسگاه زید در مقابل پاسگاه کیلومتر 25 بود. هم­زمان با فعالیت ایران برای تأسیس استحکامات مرزی در دهه 1350، ارتش عراق نیز فعالیتهایی برای احداث موانع مصنوعی در این منطقه آغاز کرد، اما بر خلاف ایران که خط پوششی دژ را احداث نمود، ارتش عراق بیشتر به احداث موانع خندقی و آبگیر و ایجاد خاکریزهای مصنوعی برای مواضع پدافندی احتمالی پرداخت. بعد از انعقاد قرارداد الجزایر در 1975 (اواخر 1353) ارتش ایران فعالیت احداث استحکامات مرزی را متوقف نمود، ولی ارتش عراق در پوشش عنوان احداث آبگیرهای پرورش ماهی با استفاده از آب رودخانه شط­العرب به فعالیت ایجاد مواضع و موانع در این منطقه ادامه داد که از جمله آن فعالیت­ها ایجاد کانال بزرگ پرورش ماهی در شرق بصره به طول حدود 28 کیلومتر و به عرض قریب یک کیلومتر بود. این کانال که از غرب شلمچه شروع می­شد، در جنوب به نهر دوعیجی عراق و در سمت شمال به نهر کتیبان عراق متصل می­گردید و از طریق آن نهرها، آب رودخانه شط­العرب وارد این کانال می­شد. این کانال به هر منظور اقتصادی یا نظامی که ساخته شده باشد، از نظر نظامی یک مانع بسیار مهم و بازدارنده در مسیر حرکت احتمالی نیروهای ایران به طرف تنومه و بصره عراق بود.

بعد از آغاز جنگ تحمیلی، حکومت جاه­طلب عراق به عواقب کوتاه مدت و بلند مدت احتمالی این جنگ اندیشید و هر گونه احتمال معکوس شدن نتایج جنگ و حرکت نیروهای ایران در خاک عراق را نیز مورد ارزیابی و بررسی خود قرار داد و در نتیجه آن، صلاح بر آن دید که مواضع و موانع این منطقه مورد بحث را هر چه بیش­تر مستحکم­تر سازد. البته احتمال راهنمایی قدرت­های بزرگ حامی عراق را نیز در این باره می توان به عنوان عاملی در نظر گرفت.

 بر اساس این تدبیر، با وجود اينكه در اوایل جنگ، نیروهای متجاوز عراق در این منطقه نبرد تا کرانه رودخانه کارون و به عمق حدود 30 کیلومتر در خاک ایران پیشروی کرده بودند، ولی حکام جاه­طلب عراق احتیاط را از دست ندادند و برای روز مبادای خود که نیروهای مسلح جمهوری ایران مسیر جنگ را تغییر دهند، مآل اندیشی کرده و دهها موانع خندقی و مواضع پدافندی در عمق به صورت خاکریزهایی به ارتفاع حدود دو متر در منطقه مثلثی شکل مورد بحث احداث نمود و جاده­های تدارکاتی مناسبی در عرض و عمق این منطقه احداث کرد که از جمله آن جاده نشوه- طلایه از کرانه شط­العرب تا پاسگاه مرزی طلائیه ایران در جنوب هورالعظیم بود.

 

نقشه وضعیت منطقه­ای زمین عملیات رمضان

 

با توجه به خلاصه وضعیتی که درباره زمین منطقه عملیات رمضان بیان شد، در هنگام اجرای این عملیات، زمین دیگر آن زمین کاملاً صاف و بدون عارضه قبل از جنگ نبود، بلکه در هر قسمت آن به وسیله ارتش عراق مواضع و موانعی احداث شده بود و رزمندگان ما بایستی برای وصول به کرانه شرقی شط­العرب از آن مواضع و موانع عبور می­کردند و طبعاً در این مسیر بایستی با نیروهای عراق مبارزه و پیکار می­نمودند.

در برآورد اطلاعاتی که قرارگاه عملیاتی نیروی زمینی در جنوب به نام قرارگاه کربلا در اول تیرماه 1361 به عمل آورد، ضمن بررسی وضعیت زمین منطقه عملیات مورد نظر به این نتیجه رسید که برای وصول به کرانه شرقی شط­العرب سه معبر وصولی مناسب از خط مرز تا آن کرانه وجود دارد که به ترتیب عبارت بودند از؛ (1) معبر شلمچه به تنومه، (2) معبر پاسگاه کیلومتر 25 به طرف تنومه، (3) معبر طلایه به نشوه

معبر وصولی شلمچه به تنومه، حدود 20 کیلومتر مسافت داشت و عرض قابل حرکت در اطراف آن حدود پنج کیلومتر بود که بعد از عبور از موانع اولیه تا 10 کیلومتر افزایش می­یافت. در مسیر این معبر، موانع طبیعی زیاد شامل نهرهای انشعابی از اروند رود در امتداد جنوبی شمالی و کانال­های احداثی و همچنین خاکریزهای ایجاد شده به وسیله نیروهای عراقی وجود داشت که از همه مهم­تر کانال وسیع پرورش ماهی بود و به طور کلی قوی­ترین استحکامات عراق در مسیر این محور ایجاد شده بود.

معبر دوم یعنی پاسگاه کیلومتر 25 به تنومه حدود 28 کیلومتر طول داشت و عرض آن معبر در شرایط طبیعی زمین قریب 30 کیلومتر بود. بنابراین، فضای کافی جهت مانور یگان­های بزرگ وجود داشت. کانال بزرگ پرورش ماهی در مقابل این محور قرار گرفته بود و در تمام عرض و عمق این معبر، مواضع و موانعی به وسیله نیروهای عراقی احداث شده بود، اما به طور کلی حرکات نظامی در این معبر ساده­تر از دو معبر دیگر به نظر می­رسید.

و بالاخره سومین معبر وصولی یعنی طلایه- نشوه، حدود 38 کیلومتر طول و 20 کیلومتر عرض داشت و باتلاق هورالعظیم در شمال این معبر قرار گرفته بود که به طور نسبی زمین منطقه را از شمال به جنوب تحت تأثیر جریان آب خود قرار می­داد. ارتش عراق در عرض و عمق این معبر نیز مواضع و موانعی احداث کرده بود به نحوی که ضمن اينكه نیروهای گسترش یافته عراقی در این منطقه از اثرات احتمالی افزایش آب هور تأمین داشتند. در مقابل حرکت احتمالی نیروهای ایران در این محور نیز امکانات پدافند در عمق را دارا بودند.

نتیجه­ای که قرارگاه کربلا از برآورد اطلاعاتی مورد بحث گرفته بود، آن بود که بعد از عملیات بیت­المقدس تلاش اصلی نیروهای عراق در این منطقه آن بوده که خطوط پدافندی مستحکم و متکی به موانعی در تمام این منطقه ایجاد کنند و بدین وسیله مانع پیشروی احتمالی نیروهای ایران به طرف تنومه و بصره گردند، برای این منظور سه خط عمومی پدافندی از حوالی خط مرز تا کرانه شرقی شط­العرب احداث کرده بودند.

خط اول در حوالی خط مرز شامل؛ خاکریزهای پدافندی بود و نیروهای مدافع خط مقدم عراق در آن مواضع مستقر شده بودند. خط دوم پدافندی عراق حدود هشت کیلومتری غرب خط مرز احداث شده بود و خط سوم که آخرین خط حفاظت از شهر تنومه و بصره بود، به کانال پرورش ماهی متکی می­گردید.

نکته بسیار حائز اهمیت در این برآورد اطلاعاتی، نتیجه­گیری نهایی از آن است و چنین به نظر می­رسد که پیروزی فوق­العاده عملیات بیت­المقدس چنان غروری در طراحان عملیات رمضان ایجاد کرده بود که با وجود آن همه موانعی که در منطقه مورد بحث ایجاد شده بود، همه آن­ها نادیده گرفته شده و چنین قضاوت گردیده بود که «زمین برای آفند نیروهای خودی مناسب است و برای پدافند دشمن مناسب نیست» و در قسمت دیگر این نتیجه‌گیری چنین نظر داده شده بود که «کمبود عمق جبهه به علت وجود شط­العرب، متکی شدن به پل­­ها و وجود هورالعظیم در شمال و اروند رود در جنوب، بیش از آن که تأمین جناحین دشمن را فراهم کنند، به نفع نیروهای حمله­ور می­باشد» در حالی که عمق جبهه حداقل 20 کیلومتر و حداکثر 60 کیلومتر و متوسط آن در محور پاسگاه کیلومتر 25 تنومه، بیش از 40 کیلومتر بود و این مقدار مسافت برای ارتش­های جهان سوم مسافت بسیار طولانی می‌باشد. به هر حال، نتیجه­گیری نهایی از برآورد اطلاعاتی یاد شده نشان می­دهد که اصولاً هرگونه تفکر برای طرح­ریزی عملیات رمضان با خوش­بینی و امیدواری بیش از حد منطقی همراه بوده است. بررسی کنندگان، توانایی­های نیروهای دشمن را خیلی کم­تر از آن چه وجود داشت برآورد کرده و دشمن را بیش از اندازه حقیر و بیچاره شمرده بودند.

 

 

استعداد و گسترش نیروهای متجاوز عراق قبل از آغاز عملیات رمضان

در همان برآورد اطلاعاتی شماره 11 مورخه 1361 (21 روز قبل از آغاز نبرد رمضان) وضعیت کلی نیروهای دشمن در منطقه مورد بحث چنین برآورد شده بود که سپاه3 ارتش عراق با لشکرهای 5 مکانیزه، 3 و 6 زرهی، 11 و 15 پیاده و تعدادی تیپ مستقل یا عناصر لشکرهای دیگر در منطقه­ی شرق بصره گسترش پدافندی دارد.

منطقه مسئولیت عمومی لشکرهای یاد شده که با یگان­های دیگر تقویت شده بودند، از شمال به جنوب به این قرار بود که:

  • لشکر 6 زرهی تقویت شده شامل 9 گردان پیاده، 2 گردان تانک، 2 گردان مکانیزه از طلایه قدیم تا پاسگاه کوشک و در خط شمالی جبهه نبرد گسترش داشت.
  • لشکر 5 مکانیزه تقویت شده شامل 10 گردان پیاده، 4 گردان تانک و 7 گردان مکانیزه و 4 گردان توپخانه در منطقه بین پاسگاه کوشک تا پاسگاه کیلومتر 25 مستقر شده بود.
  • لشکر3زرهی تقویت شده شامل 7 گردان پیاده و 7 گردان تانک و یک گردان مکانیزه با پشتیبانی 7 گردان توپخانه مواضع پدافندی را از پاسگاه کیلومتر 25 تا شلمچه اشغال کرده بود.
  • لشکر11 پیاده با 7 گردان پیاده و 1 گردان تانک با پشتیبانی 4 گردان توپخانه در کرانه­ نهر خین و حاشیه جنوبی منطقه نبرد پدافند می­کرد.
  • لشکر 15 پیاده در کرانه جنوبی اروند رود از بصره تا فاو گسترش داشت.

 در این برآورد چنین نتیجه گرفته شده بود که خطوط مقدم پدافندی دشمن به وسیله گردان­های پیاده که در زیر امر لشکرهای زرهی و مکانیزه قرار داده شده بودند، اشغال شده و اغلب گردانهای زرهی و مکانیزه این لشکرها به عنوان نیروی تقویتی در خط دوم و سوم پدافندی مستقر گردیده بودند.

همچنین برآورد شده بود که ارتش عراق در صورت لزوم می­توان عناصر لشکر 9 زرهی و تیپ 10 زرهی و تیپ گارد جمهوری و همچنین تیپ­های 17 و 42 لشکر 10 زرهی را نیز از مناطق دیگر صحنه عملیات به منطقه­ی شرق بصره تغییر مکان دهد.

یک نکته حائز اهمیت درباره نیروهای عراق آن است که طبق برآوردهایی که برای عملیات بیت­المقدس به عمل آمده بود، همان عناصر یاد شده در بالا، یعنی سپاه3 عراق با لشکرهای 3، 6، و 9 زرهی و 5 مکانیزه و 11 و 15 پیاده و تعدادی تیپ مستقل در منطقه عملیاتی بین شط­العرب و کارون (شرق بصره) گسترش داشتند. با توجه به اينكه در جریان نبرد بیت­المقدس قریب 20 هزار نفر از افراد این یگان­ها به اسارت رزمندگان ما درآمدند و حداقل به همین تعداد نیز کشته و مجروح شدند، طبق محاسبات نظامی بایستی استعداد رزمی این لشکرها کاهش فوق­العاده­ای می­یافت و حداقل در هنگام اجرای عملیات رمضان که کمتر از دو ماه بعد از بیت­المقدس اجرا شد، این لشکرها با مشکلات کمبود پرسنلی و لجستیکی مواجه می­شدند.

 احتمالاً همین نظریه در برآورد اطلاعاتی برای بررسی توانایی­های دشمن مورد توجه قرار گرفته بود، ولی در عمل مشاهده گردید که نیروهای عراقی توانایی بیشتری دارند. با توجه به این امر، چنین به نظر می­رسد که در نبرد بیت­المقدس به لشکرهای زرهی و مکانیزه آسیب چندانی نرسیده بود و افراد اسیر شده عراقی احتمالاً جزء تیپ­های مستقل پیاده و یا لشکر 14 پیاده بودند و لشکر11 پیاده نیز آسیب چندانی ندیده بود. چنانکه در آمار غنایم جنگی به دست آمده جزو اقلام عمده فقط یک دستگاه بالگرد، 105 دستگاه تانک و نفربر و 56 دستگاه خودرو چرخدار منظور شده بود. این تعداد وسایل نسبت به هزاران دستگاه تانک و نفربر و خودرو در هر لشکر زرهی و مکانیزه تعداد چندان زیادی نمی­باشد. بر فرض اينكه دو برابر این تعداد نیز منهدم شده و یا آسیب دیده باشد، نسبت به تعداد خودروهای زرهی و چرخدار چند لشکر زرهی و مکانیزه پیاده تعداد چندان قابل ملاحظه نیست. بنابراین، بر فرض اينكه برآورد اطلاعاتی به عمل آمده صحت داشته و لشکرهای عراقی که در عملیات رمضان در مقابل یگان­های ما قرار داشتند، همان لشکرهای قبلی وارد عمل شده در عملیات بیت­المقدس باشند، از نظر برآورد نظامی آن لشکرها هنوز توانائی زرمی کافی برای نبرد به ویژه عملیات پدافندی داشتند و می­توان گفت که این نکته در برآورد اطلاعاتی عملیات رمضان مورد توجه چندانی قرار نگرفته بود.

نکته دیگری که از نظر این بررسی حائز اهمیت است، آن است که در عملیات بیت‌المقدس نیروهای متجاوز عراقی در سرزمین ما بودند و از نظر روانی افراد عراقی خود را مهاجم و اشغالگر می­دانستند. اما بعد از عقب­نشینی نیروهای عراق به داخل خاک عراق یا حداقل به حوالی خط مرز که برای افراد رزمنده اصولاً مشخص نبود، سرباز عراقی احساس کرد که از خاک کشور خود دفاع می­کند و این عامل روانی نمی­تواند تحت­الشعاع مسائل دیگر سیاسی و حتی مکتبی قرار گیرد. چنانکه صدام حسین در یکی از سخنرانی­های خود به این امر اشاره کرد و گفته بود؛ سربازان عراقی تا به حال در خاک دشمن (ایران) می‌جنگیدند از این پس از خاک عراق نگهداری خواهند کرد. برای این منظور چنانچه جوی خون نیز جاری شود، از مواضع خود حفاظت خواهند نمود. در دستوری که به ارتش عراق داد، هر گونه عقب­نشینی را اکیداً ممنوع و مستوجب مجازات سخت اعلام کرد.

به هر حال، گرچه شکست دشمن در عملیات بیت­المقدس، سبب کاهش نسبی توانائی‌های رزمی وی شده بود، ولی می­توان گفت از نظر روانی، افراد دشمن را برای جبران این شکست به ویژه در حالت دفاع در داخل سرزمین خود قوی­تر کرده بود. بنابراین، چنانچه همان لشکرها و تیپ­های عراقی که در عملیات بیت­المقدس در منطقه نبرد شرق بصره گسترش داشتند، در عملیات رمضان نیز در آن منطقه بودند، توان رزمی آن­ها به ویژه از نظر روانی کاهش چندانی پیدا نکرده بود و می­توانستند؛ مأموریت پدافندی را به نحو مطلوب اجرا نمایند. ضمن اينكه موانع مصنوعی فوق­العاده قوی که در سراسر طول و عرض منطقه دفاعی نیروهای عراقی در شرق بصره ایجاد شده بود، اعتماد فرماندهان عراقی را برای مقاومت در مقابل حملات نیروهای ایرانی فوق­العاده افزایش داده بود و مواضع بسیار مناسبی متکی به موانع برای کلیه نیروهای عراقی تهیه شده بود که می­توانستند با تکیه بر آن­ها مقاومت قاطعی در مقابل حملات نیروهای ایرانی داشته باشند.

به عنوان نمونه در منطقه شلمچه، کانالی به موازات خط مرز به عرض 13 تا 18 متر احداث شده بود و برای رفت و آمد نیروهای خودشان، سه دستگاه پل بر روی آن برقرار گردیده بود که در صورت لزوم می­توانستند به سادگی آن­ها را تخریب کنند. در صورتی که نیروهای ایرانی می­خواستند از این کانال عبور کنند، بایستی چندین دستگاه تانک پل زن می­داشتند که در آن موقع در دسترس نیروهای ایرانی نبود، یا حداقل به تعداد کافی نبود. ضمن اینکه کاربرد این تانک­های پل زن در مناطق باز و عاری از عوارض طبیعی و مصنوعی که پوشش و اختفاء وجود ندارد، بسیار آسیب­پذیر و تقریباً بدون نتیجه است.

مسئله دیگری که بایستی در بررسی وضعیت نیروهای عراق مورد توجه قرار گیرد، وضعیت زمین منطقه نبرد و موانع شمالی و جنوبی آن است. این منطقه، حدود 60 کیلومتر طول در ضلع شرقی، 60 کیلومتر در ضلع شمالی و حدود 30 کیلومتر عمق متوسط از خط تماس تا کرانه­ی شرقی رودخانه داشت. جناح شمالی به وسیله­ی باتلاق هورالعظیم و جناح جنوبی به وسیله­ی رودخانه اروند رود و نهر خین و نخلستان­های جزیره بوارین تأمین شده بود. نیروهای ایرانی نمی­توانستند به سادگی حمله احاطه­ای یا دورانی علیه نیروهای عراقی اجرا نمایند، بنابراین مجبور بودند؛ حمله جبهه­ای اجرا کنند که در مقابل حمله جبهه‌ای نیز خطوط متوالی پدافندی و مواضع و موانع در عمق 30 کیلومتری منطقه به وسیله­ی ارتش عراق ایجاد گردیده بود. نیروهای ایران مجبور بودند؛ یکایک این مواضع و موانع را از وجود نیروهای دشمن پاک کنند تا بتوانند به پیشروی ادامه دهند.

اما چنین به نظر می­رسد که در قسمت مرکزی منطقه نبرد و در اطراف محور پاسگاه کیلومتر 25، پاسگاه زید، تنومه، مواضع و موانع نیروهای عراقی تا وصول به نهر کتیبان، مانند نقاط دیگر مستحکم نبود. بدین جهت حمله اصلی نیروهای ایران در نبرد رمضان از آن منطقه اجرا گردید. این مسئله خود سؤال برانگیز است که ارتش عراق عمداً در این قسمت مواضع و موانع مستحکم ایجاد نکرده بود تا دامی برای نیروهای ایران گسترده باشد، یا اينكه فرصت کافی برای تقویت مواضع آن منطقه را نداشت و یا اينكه به علت نبودن هدف مشخص در آن محور و طولانی بودن مسیر آن تا تنومه، ارتش عراق این محور را غیرقابل استفاده تصور کرده بود.

یادآوری این نکته ضروری است که مهمترین نوع پدافند در عملیات نظامی پدافند در عمق به صورت پدافند متحرک است و یکی از مشخصات این نوع از پدافند، آن است که نیروی مدافع، عمداً استحکامات پدافندی قسمتی از جبهه دفاعی را سبک تهیه می­کند، تا نظر نیروی حمله­ور را به آن جلب نماید و نیروهای حمله­ور را به آن منطقه بکشاند و به دام اندازد. بعد با نیروهای احتیاط قوی از جناحین به آن منطقه حمله متقابل کند و نیروهای حمله ور را نابود سازد. به همین جهت در اصطلاح فرهنگ نظامی این منطقه را قتلگاه نام­گذاری کرده‌اند.

در سیستم عملیات پدافندی ارتشهای اروپای شرقی، این نوع پدافند حائز اهمیت فوق­العاده­ای است و با توجه به اينكه ارتش عراق در جنگ تحمیلی از سیستم نبرد کلاسیک و بیشتر با روش ارتش شوروی نبرد می­کرد، به احتمال زیاد در آرایش پدافندی منطقه شرق بصره، همان روش را در نظر گرفته بود و منطقه­ای را در شمال شرقی کانال پرورش ماهی و حوالی پاسگاه زید به عنوان قتلگاه انتخاب کرده وگسترش پدافندی سپاه3 عراق در منطقه شرق بصره به نحوی سازمان داده شده بود که نیروهای ایران را به آن منطقه قتلگاه بکشاند و با لشکرهای زرهی که در احتیاط سپاه3 بودند، به نیروهای ایران که وارد قتلگاه شده بودند، حمله متقابل کنند و آنها را در دامی گرفتار سازند. در عمل نیز همین وضعیت پیش آمد. این وضعیت علاوه بر طرح پدافندی عمومی منطقه شرق بصره، در مناطق پدافندی لشکرها و تیپ­ها و احتمالاً حتی گردان­ها نیز پیش­بینی شده و منطقه پدافندی به شکل مثلث تهیه شده بود که قاعده­ی آن به طرف نیروهای ایران و رأس مثلث به طرف داخل خاک عراق بود و نیروهای عراقی به نحوی در اضلاع این مثلث­ها گسترش یافته بودند که نیروهای ایران را وارد مثلث می­کردند و از جناح آن­ها را محاصره و به دام می­انداختند. این امر نیز در مرحله سوم عملیات رمضان کاملاً اثرات خود را بروز داد. اما به هر حال احتمال سوم یعنی کم ارزش داشتن محور وسط به وسیله­ی عراق نیز امکان‌پذیر می­باشد.

آخرین مسئله­ای که در بررسی وضعیت نیروهای عراق باید مورد توجه قرار گیرد، میزان اطلاعات ارتش عراق از توانایی­های رزمی نیروهای مسلح جمهوری ایران در هر مرحله از مراحل جنگ است. آن چه که قطعی به نظر می­رسد، اطلاعات ارتش عراق از وضعیت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به طور نسبی از دقت و صحت کافی برخوردار بود. به عنوان نمونه از چگونگی این اطلاعات یک سند عملیاتی به دست آمده از لشکر3زرهی عراق را که در 5 می 1982 مطابق با 15/2/1361 همزمان با نبرد بیت­المقدس تهیه گردیده بررسی می­کنیم.

مطابق این سند، لشکر3زرهی عراق در تاریخ یاد شده یک دستور عملیاتی برای حمله به جاده اهواز خرمشهر و تصرف تأمین قسمتی از آن جاده در منطقه مسئولیت خود را تهیه و منتشر کرده است.

در این دستور عملیاتی درباره­ی اطلاعات از وضعیت نیروهای ایران چنین اظهار نظر شده است:

«لشکر 92 زرهی در غرب رودخانه کارون، تیپ­های 1 و 2، لشکر 21 پیاده در غرب رودخانه کارون و تیپ 3 و 4 آن لشکر در شرق کارون و در حوالی شادگان مستقر است، تیپ 37  زرهی در غرب کارون مستقر است». با توجه به گسترش عملیاتی نیروهای ایران در آن تاریخ، این اطلاعات تقریباً درست بود و احتمالاً این اطلاعات از افراد اسیر شده ایران یا عوامل اطلاعاتی دیگر در اختیار لشکر3عراق قرار داده شده بود. ضمناً این نکته را باید مورد توجه قرار داد که فعالیت ستادی نیروهای عراقی کاملاً به صورت کلاسیک انجام می‌گرفت، لذا تلاش­های اطلاعاتی آن­ها نیز به همین نحو بود و به طور موثر انجام می­شد، به ویژه اينكه در رده بالای ارتش عراق، همکاری اطلاعاتی فوق­العاده وسیع به صورت منطقه­ای و حتی بین­المللی وجود داشت.

به طور قطع، ارتش عراق از نشریات نظامی بین­المللی مانند نشریه موازنه نظامی ارتشهای جهان(military balance) که در لندن به چاپ می­رسد، استفاده کامل می­نمود که نمونه­ای از مطالب این نشریه در پایان این قسمت از بررسی ما بیان شده است. اما همانگونه که قبلاً یادآور شدیم؛ تلاش­های اطلاعاتی نیروهای ایران چندان وسیع نبود و برآوردهای اطلاعاتی از وضعیت دشمن بیشتر با تکیه بر قرائن و شواهد و یا کسب اطلاعات از منابع ضعیف­تر تهیه می­گردید. چنانکه در همین دستور عملیاتی لشکر3زرهی عراق در بیان وضعیت نیروهای عراق ذکر شده که لشکر11 پیاده در جناح راست (جنوب) و لشکر 9 زرهی در منطقه بین لشکر11 پیاده و لشکر مکانیزه حمله می­کند. بنابراین در جریان عملیات بیت­المقدس لشکرهای 3 و 11 و 9 و 5 به ترتیب از شمال به جنوب در مقابل نیروهای ایران گسترش داشته­اند و در واحدهای زیر امر لشکر3زرهی نیز بیان شد که تیپ‌های 24 مکانیزه و 17 زرهی لشکر 10 زرهی، تیپ 32 نیروی مخصوص و 19 پیاده و گردان­های 602 و 603 پیاده زیر امر این لشکر بوده اند. ولی در برآورد اطلاعاتی عملیات بیت­المقدس اطلاعات نیروهای ما این قدر دقیق نبوده است.

نمونه دیگر از وضعیت اطلاعات در نیروهای ایران و عراق را برای روشن­تر شدن آن بیان می­کنیم:

لشکر11 پیاده عراق که در عملیات بیت­المقدس در منطقه خرمشهر گسترش داشت، در تاریخ 15 نیسان 1982 (26/1/1361) و قبل از آغاز عملیات بیت­المقدس تجزیه و تحلیلی از وضعیت منطقه نبرد کرده و نتیجه­ی کلی چنین بوده که نیروهای ایران آماده می­شوند یک عملیات تعرضی وسیع در منطقه سپاه3 عراق (شرق بصره) اجرا نمایند. برآورد گردید که تلاش اصلی نیروهای ایران، در جنوب غربی اهواز و منطقه پدافندی لشکر 5 مکانیزه زرهی عراق اجرا خواهد شد و پیشنهاد شده است؛ برای تقویت منطقه دفاعی لشکرهای 5 و 6 از تیپ­های 22، 33، 44، 48، 53، 106، 113 مجموعاً هفت تیپ، یعنی بیش از دو لشکر معمولی منظور شده است. در حالی که در برآوردهای اطلاعاتی نیروهای ایران، اطلاعات این چنین دقیق نبوده است. نکته­ای که برای این بررسی ما حائز اهمیت است، این است که متأسفانه برای بررسی وضعیت نیروهای عراق در مراحل جنگ بعد از عملیات بیت­المقدس، اسناد و مدارک اغتنامی در دسترس ما قرار نگرفت. در نتیجه ما برای بررسی وضعیت نیروهای عراق، به ناچار به همان برآوردهای اطلاعاتی نیروهای خودی اکتفا کردیم.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده