عملیات رمضان
بخش دوم: مقدمات نبرد، بعد از عملیات بیت­المقدس صدام حسین در 21 خرداد ماه، برای وادار کردن ایران به خاتمه جنگ و حل اختلافات از طریق مذاکره به آخرین تلاش دست زد و اعلام نمود؛ نیروهای عراقی در ظرف دو هفته بدون قید و شرط مناطق اشغالی خاک ایران را تخلیه خواهند کرد و آتش­بس یک جانبه را رعایت خواهند نمود. علت این امر را فراخوانی نیروهای عراقی از جبهه نبرد با ایران و اعزام آنان به جبهه لبنان برای نبرد با اسرائیل اعلام نمود.

در بحث قبلی که مروری کوتاه بر 21 ماه جنگ تحمیلی داشتیم، ملاحظه شد که نتیجه نهایی آن 21 ماه پیکار و مبارزه برای بیرون راندن نیروهای متجاوز عراق از مناطق جنوبي سرزمین ایران، به آن نقطه رسید که با اجرای عملیات پیروزمند فتح­المبین و بیت­المقدس، نیروهای متجاوز عراق به حوالی خط مرز بین دو کشور عقب رانده شدند. نظر به اینکه پهنه کارزار بر نیروهای اشغالگر عراق بسیار تنگ و سخت شد، در قسمت­های دیگر مناطق مرزی نیز که هنوز نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برای عقب راندن نیروهای متجاوز حملات خود را آغاز نکرده بودند، نیروهای متجاوز عراق بنا به دستور صدام حسین از مناطق اشغالی عقب­نشینی اختیار کرده و در حوالی خط مرز متوقف شدند.

بنابراین، از اوایل خرداد ماه 1361  خط تماس نیروهای متخاصم ایران و عراق در حوالی خط مرز قرار گرفته بود، ولی هنوز نیروهای متجاوز عراقی کاملاً به پشت خط مرز و به داخل خاک عراق عقب­نشینی نکرده بودند، بلکه تقریباً در تمام طول خط مرز، مواضع پدافندی خود را در داخل سرزمین ایران انتخاب و اشغال و آرایش نموده بودند. حتی در منطقه عملیاتی فتح­المبین و بیت‌المقدس نیز که نیروهای ایران، نیروهای متجاوز عراق به حوالی خط مرز عقب رانده بودند، موفق نشده بودند؛ نیروهای متجاوز را به کلی از قلمرو ایران به داخل خاک عراق فراری دهند.

چنانکه در منطقه نبرد بیت­المقدس واقع بین خرمشهر و جنوب غربی اهواز، با وجود اينكه نیروهای ایران، خرمشهر را از اشغال متجاوزین آزاد کرده و در تمام طول 100 کیلومتری عرض جبهه از پاسگاه حدود و شلمچه در جنوب تا پاسگاه کوشک و طلایه قدیم، به حوالی خط مرز رسیده بودند ولی در حدود سه کیلومتری شرق خط مرز و در داخل خاک ایران متوقف شده بودند. خطی که به نام خط دژ به موازات سه کیلومتری این منطقه مرزی برای استحکامات مرزی دژها به وسیله ارتش ایران احداث شده بود، هنوز در اشغال نیروهای متجاوز عراقی باقی مانده بود.

در سایر مناطق مرزی وضع از این منطقه نیز بدتر بود. بنابراین ادعای حاکم عراق مبنی بر تخلیه تمام سرزمین ایران عاری از حقیقت بود. در مجموع هنوز بیش از 2000 کیلومتر مربع از سرزمین ایران در اشغال نیروهای عراقی باقی مانده بود. قطعاً هدف حکام عراق از نگهداری این مناطق آن بود که در صورت حاضر شدن حکومت جمهوری اسلامی ایران برای مذاکرات صلح، برگ برنده در دست حکام عراق باشد.

 

35

و اما از نظر تحلیل کلی عملیات بیت­المقدس، نکته سئوال برانگیز تاریخ آن است که با وجود آن قدرت تهاجمی فوق­العاده که برای اجرای نبرد بیت­المقدس در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ایجاد شده بود، چرا در نتیجه نهایی آن نبرد، به آزادسازی شهر خرمشهر اکتفا گردید. نیروهای ایران برای بیرون راندن نیروهای متجاوز عراق به خارج از خط مرز تلاش خود را ادامه ندادند و یا اينكه اصولاً چرا در ادامه آن نبرد جنگ را به داخل خاک عراق نکشاندند.

 

پاسخ سئوال بالا در کتاب عملیات بیت­المقدس که به وسیله سرتیپ2 ستاد مسعود بختیاری انجام گرفته، تا حدودی روشن شده است. ما در این بحث به منظور برقراری ارتباط عملیات رمضان با نبرد بیت­المقدس به طور اختصار چگونگی طرح­ریزی و اجرای نبرد بیت‌المقدس را مرور می­کنیم. اصولاً هدف نهایی عملیات بیت­المقدس، کشاندن جنگ به داخل خاک عراق و اشغال مناطق شرقی شط­العرب در سرزمین عراق بود. چنانکه در طرح عملیات کربلای3 قرارگاه کربلا مأموریت کلی چنین بیان شده بود:

اجرای حمله در جنوب کرخه کور و غرب رودخانه کارون به منظور انهدام نیروهای دشمن، آزادسازی خرمشهر، تأمین خط مرز، سپس به منظور تأمین فضای کافی جهت حفاظت از مرز ادامه تک تا ساحل شرقی شط­العرب و پدافندی در آن.

برای اجرای مأموریت بالا سه مرحله عملیاتی پیش­بینی شده بود. مرحله سوم آن عبور از خط مرز و پیشروی در داخل خاک عراق تا کرانه شرقی شط­العرب و مرحله چهارم، پدافند در آن کرانه بود.

مرحله اول عبور از رودخانه کارون و تصرف سرپل و غرب آن، مرحله دوم پیشروی تا خط مرز بود. درباره روش اجرای آن عملیات دو نظر کلی وجود داشت. نظر اول این بود که تقدم عملیات به آزادسازی شهر خرمشهر داده شود و تلاش اصلی طوری هدایت گردد که در نتیجه نهایی خرمشهر از اشغال نیروهای متجاوز آزاد شود و این امر نه تنها برای ملت و حکومت ایران، بلکه حتی در مجامع بین­المللی از اهمیت ویژه­ای برخوردار بود و حالت سمبلیک در جنگ تحمیلی پیدا کرده بود. زیرا خرمشهر تنها شهر مهم و استراتژیک ایران بود که در کرانه آبراه اروند رود و تمام جبهه­های جنگ به اشغال نیروهای متجاوز درآمده بود و با آزاد شدن آن تمام رؤیاهای قادسیه صدام نقش برآب می­شد. از نظر ایران نیز حساس‌ترین نقطه جنگ که حقوق ملت را در آبراه اروند رود تأمین می­کرد، از اشغال متجاوزین رها می­گردید.

نظر اساسی دیگر در عملیات بیت­المقدس اولویت دادن به کشاندن جنگ به داخل خاک عراق در منطقه شمال خرمشهر بود که ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران طرفدار این نظر بود. طبق این نظر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، ابتدا در جهت شمال شرقی و جنوب غربی پیشروی می­کردند که در جنوب غربی هورالعظیم به کرانه شرقی شط­العرب می­رسیدند و شهرک نشوه را در کرانه شط­العرب اشغال می­نمودند. سپس ضمن وارد کردن فشار شرقی غربی به نیروهای عراق در جهت شمالی جنوبی بین خط مرز در شرق و شط­العرب در غرب پیشروی می­نمودند و تمام مثلث بین خط مرز تا شط­العرب را از وجود نیروهای دشمن پاکسازی می­کردند و در آخرین مرحله عملیات، خرمشهر را از طریق محاصره از جانب شمال و غرب و یا با حمله مستقیم در سمت شرقی غربی تصرف و آزاد می­نمودند. چنانچه این طرح با موفقیت به اجرا در می­آمد، ضمن آزاد شدن خرمشهر، تمام کرانه شرقی رودخانه شط­العرب در شرق و شمال شرقی بصره به تصرف نیروهای ایران در می­آمد.

قرارگاه مشترک نیروی زمینی ارتش و سپاه پاسداران (به نام قرارگاه کربلا) طرح مانور عملیات بیت­المقدس را به نحوی پیش­بینی کرد که تلفیقی از هر دو نظر اجرا گردد. به نسبت پیشرفت عملیات در هر قسمتی از منطقه، که پیشروی سریع­تر و موفق­تر باشد تلاش اصلی به همان قسمت اختصاص داده شود. اما چنین به نظر می­رسد که اساساً آزاد سازی خرمشهر تقدم اولیه خود را حفظ کرده بود و هدایت عملیات به نحوی اجرا شد که ابتدا خرمشهر آزاد شود و بعد کشاندن جنگ به داخل خاک عراق از محور شلمچه تنومه بصره آغاز گردد.

بالاخره نبرد بیت­المقدس به ترتیبی که شرح آن در کتاب عملیات بیت­المقدس، به قلم سرتیپ2 مسعود بختیاری، بیان گردیده انجام شد. ولی فقط اجرای مرحله اول و دوم امکان‌پذیر شد. مرحله سوم که عبور از خط مرز و کشاندن جنگ به داخل خاک عراق و توقف در کرانه شرقی شط­العرب بود، میسر نگردید و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در شرق خط مرز و در داخل خاک ایران متوقف گردیدند در حالی که هنوز مواضع مقدم پدافندی نیروهای عراق در حدود سه کیلومتری داخل خاک ایران و در حدود خط دژهای ایران از شرق شلمچه تا کوشک و طلائیه قرار داشت.

خرمشهر در روز سوم خرداد ماه 1361  از اشغال نیروهای متجاوز آزاد شد. بیش از 12 هزار نفر از افراد دشمن که در آن شهر مستقر بودند، به اسارت رزمندگان ما درآمدند. ولی موفقیت نیروهای ایران در حوالی خط مرز ادامه نیافت. زیرا نیروهای عراقی قبلاً مواضع مستحکمی در شرق خط مرز تهیه کرده بودند که در مقابل فشار نیروهای ایران به آن مواضع عقب­نشینی کردند و در آن دفاع نمودند.

با توجه به اينكه نبرد بیت­المقدس طولانی‌ترین و خونین­ترین نبرد تا آن زمان بود و نیروهای ایران به مدت 26 روز تلاش مداوم کرده بودند، با رسیدن به حوالی خط مرز و آزاد شدن خرمشهر از حرکت بازماندند و حمله آنان از دور افتاد. با توجه به اينكه تلاش نیروهای بسیجی در این نبرد سرنوشت­ساز بود، افراد این نیرو بعد از آزادسازی خرمشهر دچار هیجانات روانی فوق­العاده شدند. احتمالاً این هیجانات در ادامه عملیات اثرات منفی داشت، شاید در بعضی از نظامیان نیز برای ادامه جنگ در داخل خاک عراق شک و تردید ایجاد شد.

 به هر حال چنین به نظر می­رسد که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، بعد از پیروزی مرحله دوم دچار اختلال سازمانی و روانی شدند و موفق به ادامه عملیات نگردیدند. ضمن اينكه نیروهای دشمن پیش­بینی­های کافی برای پدافند در حوالی خط مرز کرده بودند. چنانکه در جنوب غربی خرمشهر نیروهای ما تلاش کردند از نهر خیّن بگذرند و جزیره بوارین عراق را اشغال کنند، ولی این تلاش نیروهای ما با مقاومت بسیار سرسختانه دشمن مواجه شد. به نحوی که نیروهای ما با دادن تلفات سنگین مجبور به عقب­نشینی به شمال نهر خین گردیدند.

در شمال جبهه و جنوب غربی کرخه کور نیز نیروهای ما با مقاومت بسیار سرسختانه دشمن مواجه شدند. به نحوی که حتی نتوانستند مرحله یکم عملیات را اجرا نمایند، تا اينكه بعد از چند روز نیروهای عراق با عقب‌نشینی اختیاری به جنوب غربی هورالعظیم در خط کوشک طلایه عقب­نشینی کردند.  عناصر قرارگاه قدس، بدون نبرد آن منطقه تخلیه شده را اشغال نمودند.

بعد از آزادی سازی خرمشهر عناصر این قرارگاه تلاش کردند؛ حداقل تا خط مرزی پیشروی کنند، اما موفق به اجرای این امر نشدند و در همان خاکریزی که نیروهای عراق تخلیه کرده بودند، متوقف گردیدند. حوادث بعد از آزادی خرمشهر نشان داد که ادامه عملیات بیت­المقدس در آن شرایط مقدور نیست، لذا در پنجم خرداد ماه عملیات بیت­المقدس در همان مرحله خاتمه یافته اعلام شد و قرارگاه کربلا به یگان­ها دستور داد در همان خطی که رسیده بودند، پدافند کنند. بعد از احراز آمادگی کافی آماده برای ادامه تک به سمت غرب شوند. بنابراین نیروهای هر دو طرف متخاصم از روز پنجم خرداد ماه 1361 در شرق بصره به حالت پدافندی درآمدند.

طبق روش معمول، تعدادی از نیروهای بسیجی به تدریج منطقه نبرد را ترک کردند و انسجام نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نسبت به زمان عملیات بیت­المقدس کاهش یافت. مسئولیت پدافند از منطقه طبق روش معمول به عناصر نیروی زمینی ارتش واگذار شد. نیروی زمینی برای آماده کردن نیروی کافی جهت پدافند، علاوه بر لشکرهای 16 و 92 زرهی و لشکر 21 پیاده که در منطقه بودند، لشکر 77 پیاده را نیز که در منطقه فکه (غرب شوش) گسترش داشت با تیپ­های 37 زرهی و 55 پیاده تعویض کرد و آن لشکر را به منطقه عملیاتی خرمشهر تغییر مکان داد و مسئولیت پدافند قسمتی از منطقه نبرد را به آن لشکر واگذار نمود.

با توجه به مطالبی که بیان شد، در عملیات بیت­المقدس نیز، طرح عملیات رمضان مورد نظر بود و این طرح در حقیقت ادامه نبرد بیت­المقدس بود و یک طرح بدیع و مستقلی نبود.

بعد از عملیات بیت­المقدس در وضعیت عمومی جنگ تحمیلی از جنبه­های داخلی و بین­المللی تحولات زیادی ایجاد شد. در 16  خرداد ماه و 10 روز بعد از آن عملیات، ارتش متجاوز اسرائیل به لبنان حمله کرد و نیروهای مخالف حرکت انقلاب اسلامی در سطح جهانی جبهه جدیدی علیه مسلمانان باز کردند، تا شاید ایران را وارد کنند جنگ را در همان حوالی خط مرز متوقف سازد تا برای پایان جنگ حاضر به مذاکر شود.

صدام حسین در 21  خرداد ماه، برای وادار کردن ایران به خاتمه جنگ و حل اختلافات از طریق مذاکره به آخرین تلاش دست زد و اعلام نمود؛ نیروهای عراقی در ظرف دو هفته بدون قید و شرط مناطق اشغالی خاک ایران را تخلیه خواهند کرد و آتش­بس یک جانبه را رعایت خواهند نمود. علت این امر را فراخوانی نیروهای عراقی از جبهه نبرد با ایران و اعزام آنان به جبهه لبنان برای نبرد با اسرائیل اعلام نمود. براساس این تدبیر فرماندهی ارتش متجاوز عراق، نیروهای عراقی قسمتی از مناطق اشغالی ایران را در ارتفاعات حمرین و منطقه قصر شیرین و مهران تخلیه کردند، ولی از تمام سرزمین ایران خارج نشدند.

صدام حسین که از اعمال فریب­کارانه خود برای وادار کردن ایران به ترک مخاصمه، نفعی نبرده بود، در 30  خرداد ماه نطق مفصلی درباره جنگ ایراد کرد. در قسمتی از آن اظهار داشت، عقب­نشینی نیروهای عراق از قسمتی از مناطق اشغال شده سرزمین ایران جبنه راهبردی داشت و نیروهای عراق، دیگر عقب نخواهند رفت. از آن به بعد آتشباری نیروهای عراقی دوباره آغاز شد. با این وجود نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران طرح پیشروی در داخل خاک عراق را کنار گذاشتند و تصمیم گرفتند در صورت عقب­نشینی نیروهای عراقی به خارج از خط مرز در تمام مناطق مرزی تا خط مرز جلو بروند، ولی وارد خارک عراق نشوند. اما نیروهای عراقی از مناطق اشغالی خارج نشدند. بدین جهت برای خارج کردن آنان از مناطق اشغالی، جز نبرد راه دیگری برای نیروهای ایران باقی نماند. بنابراین از اوایل تیرماه 1361  برآورد وضعیت و طرح­ریزی برای عقب راندن نیروهای متجاوز عراق از مناطق اشغالی آغاز گردید.

فعالیت ایران برای از سرگرفتن عملیات تعرضی از چشم قدرت­های ذی­نفع در جنگ تحمیلی در منطقه و خارج از منطقه مخفی نماند. لذا کشورهای عربی منطقه خلیج فارس و قدرت­های دیگر تلاش کردند ایران را وادار کنند تا برای مذاکرات صلح تحمیلی حاضر شود و از ادامه جنگ دست بردارد. اما تلاش­های بین­المللی برای متوقف کردن جنگ و وادار کردن ایران به قبول مذاکرات سیاسی برای خاتمه دادن به جنگ، به علت اينكه خواسته مشروع ایران را برآورده نمی­ساخت، به نتیجه­ای نرسید.

نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بار دیگر مجبور شدند؛ برای بیرون راندن متجاوزین به آخرین وسیله یعنی ادامه مبارزه متوسل شوند. برای این منظور طرح عملیاتی جدیدی به نام عملیات کربلای4 تهیه گردید که تحت عنوان عملیات رمضان به اجرا درآمد و در مطالب بعدی به شرح آن می­پردازیم.

اما قبل از شرح جنبه­های نظامی عملیات رمضان، لازم می­دانیم اشاره­ای به حرکت­های محافل بین­المللی درباره­ی عملیات احتمالی قریب­الوقوع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بکنیم، تا قسمتی از انگیزه­های نتیجه نهایی آن عملیات که چندان موفقیت آمیز نبود روشن گردد.

گفتیم؛ بعد از پایان موفقیت آمیز عملیات بیت­المقدس، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مجبور به توقف در حوالی خط مرز شدند. اما در محافل بین­المللی این توقف نیروهای ایران به نوعی دیگر نیز تعبیر و تفسیر شد که عبارت از این بود که احتمالاً نیروهای ایران قصد وارد شدن به سرزمین عراق را ندارند، یا حداقل درباره­ی این امر تردید و اختلاف نظر ممکن است وجود داشته باشد.

می­توان گفت: یکی از دلائل اعلام عقب­نشینی اختیاری نیروهای متجاوز عراق از مناطق اشغالی ایران برای تقویت شک و تردید در مقامات تصمیم­گیری ایران بود. اما بعد از آنکه حکومت عراق و حامیان او و همچنین محافل بین‌المللی علاقمند به بررسی وضعیت جنگ تحمیلی، متوجه شدند؛ ایران قصد پایان دادن به جنگ در آن شرایط را ندارد و حاضر به قبول پیشنهادات صلح تحمیلی نمی باشد به مرور برآورد حمله احتمالی نیروهای ایران تقویت گردید. به همان نسبت، پشتیبانی سیاسی و نظامی از حکومت عراق رو به افزایش گذاشت.

بعد از آنکه حجت الاسلام رفسنجانی در نماز جمعه 19 تیر ماه 1361 اعلام کرد: ایران هیچ گروه صلحی را نخواهد پذیرفت، محافل بین المللی آن را تصمیم قاطع ایران برای ادامه جنگ تا وصول به خواسته­های ایران تلقی کردند. روزنامه­ی تایمز چاپ لندن در این باره نوشت: «تهاجم ایران به خاک عراق اجتناب ناپذیر است و مقامات ایران خواستار ورود به خاک عراق و تنبیه صدام و ایجاد یک جمهوری اسلامی در عراق هستند» عکس­العمل فوری نظامی از طریق کویت مشاهده شد و آن شیخ نشین، نیروهای نظامی خود را به حالت آماده باش کامل درآورد.

یک خبرنگار رادیو آلمان بعد از بازدید از تهران، ضمن تأکید بر تثبیت وضعیت ایران اعلام نمود: دولت ایران می­خواهد با حمله به عراق خسارات وارده را جبران کند. روزنامه فرانکفورت در شماره 1/7/1982 خود با اشاره به اظهارات برادر احمد توکلی (سخنگوی دولت) در مورد ادامه عملیات علیه رژیم متجاوز عراق نوشت: «کشورهای مرتجع منطقه از ادامه حمله نیروهای ایران نگرانند»

رادیو صدای آمریکا با اشاره به سخنان حجت­السلام رفسنجانی، آن را تهدیدی مبنی بر تهاجم به خاک عراق و عامل تشدید نگرانی بین­المللی توصیف کرد.

بخش فارسی رادیو لندن گفت: ایران خود را برای حمله­ی جدید آماده می­سازد.

رادیو تلویزیون آلمان در مورد جنگ تحمیلی عراق علیه ایران چنین اظهار نظر کرد: «ایران می­خواهد خطرات آتش جنگ­افزارهای زمینی و هوایی عراق را از مناطق مرزی خود دور سازد و سپس حربه فشار مناسب بر عراق برای دریافت مبلغ 150  میلیارد دلار غرامت جنگ از عراق به دست آورد».

خبرگزاری خلیج ضمن انتشار سخنرانی صدام حسین در جلسه روحانیون عراق اعلام کرد که صدام حسین در قسمتی از بیانات خود نسبت به احتمال ورود نیروهای ایران به خاک عراق به دولت ایران هشدار داده است.

در 21 تیرماه نشریه تایم طی مقاله­ای از قول کارشناسان امریکایی نوشت: «عکس­های هوایی امریکا نشان می­دهد که نیروهای ایران احتمالاً برای حمله به عراق در مرز دو کشور استقرار یافته­اند و ممکن است در هفته جاری به عراق حمله کنند. تایم افزود نیروهای ایرانی در سه  منطقه متمرکز شده­اند؛ در منطقه جنوب و در شرق بصره، در منطقه مرکزی که فقط 200 مایل با بغداد فاصله دارد و در شمال کردستان.

روزنامه جنگ چاپ پاکستان که همواره طرفدار ایران بود، این بار در سرمقاله خود شرایط جنگ را نگران کننده خواند و از تلاش­هایی که جهت ایجاد صلح بین ایران و عراق صورت می­گرفت، تمجید کرد. سایر مطبوعات پاکستان نیز خبر احتمال حمله قریب­الوقوع نیروهای ایران به خاک عراق را منتشر کردند.

مفسر رادیویی بی­بی­سی گفت: ایران طی یک حمله عظیم و تاریخی در شرف پایان دادن به جنگ تحمیلی است و زمان آن فرا رسیده که صدام سرنگون شود و حزب بعث عراق نابود گردد.

بالاخره بالاترین مجمع بین­المللی یعنی شورای امنیت سازمان ملل نیز دست به کار شد تا مسئله جنگ ایران و عراق را بار دیگر بررسی کند و برای این منظور در ساعت 2030  روز 21  تیرماه 1361  یک جلسه خصوصی مشورتی تشکیل داد و در پایان آن قطعنامه­ای صادر کرد که در آن خواستار برقراری آتش­بس بین ایران و عراق شد، بدون  اينكه شرایط ویژه­ای را برای پایان جنگ اعلام کند. رادیو بی­بی­سی در تفسیر خود در این باره گفت: شورای امنیت در حالی این قطعنامه را صادر می­کند که نیروهای ایران برای اجرا یک حمله وسیع جهت سرنگونی صدام آماده شده­اند.

حکومت عراق، فوراً قطعنامه شورای امنیت را پذیرفت و از ایران نیز خواست آن را بپذیرد و نمایندگان چند کشور بزرگ در سازمان ملل نیز ضمن حمایت از قطعنامه شورای امنیت آن را بهترین راه حل برای پایان دادن به جنگ تحمیلی نامیدند.

یک نکته بسیار جالب توجه، اظهارات بعضی از مقامات ایرانی درباره حمله قریب­الوقوع ایران بود که هرگونه استتار و اختفای این عملیات را از بین می­برد. به عنوان مثال، خبرگزاری فرانسه در 22 تیرماه یعنی روز آغاز عملیات رمضان از قول حجت­الاسلام موسوی تبریزی که در رأس هیئتی از ترکیه بازدید می­کرد، اعلام کرد که ایشان در یک کنفرانس مطبوعاتی در استانبول اظهار داشت: ایران در روز 25 تیرماه جاری که سومین جمعه ماه رمضان و روز مقدسی برای مسلمانان است به تهاجم گسترده­ای علیه عراق دست خواهد زد. ایشان در این مصاحبه گفتند: ایران برای نجات فلسطینی­ها سریع­تر از همه عمل می­کند، به نحوی که حدود دو تا پنج هزار نفر از نیروهای ایران تاکنون برای مبارزه با اسرائیلی­ها عازم سوریه شده­اند.

رادیو تهران گزارش داد: آقای میرحسین موسوی نخست وزیر ایران تأکید کرد که اگر شورای امنیت ده قطعنامه دیگر هم صادر کند، ایران به مطالبه حقوق عادلانه خود ادامه خواهد داد. نخست وزیر ایران (جناب آقای میرحسین موسوی) گفت: رژیم صدام باید بدون قید و شرط خاک ایران را ترک کند و به ایران غرامت جنگی بپردازد و به علت جنایاتی که مرتکب شده محاکمه شود.

با توجه به گزیده مطالبی که در بالا بیان گردید، حمله قریب‌الوقوع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در اوایل دهه سوم تیرماه 1361  برای کلیه محافل بین‌المللی و هم­چنین حکومت متجاوز عراق قطعی به نظر می­رسید و به همین دلیل حامیان حکومت عراق تلاش‌های همه جانبه سیاسی و نظامی خود را برای منصرف کردن ایران از اقدام به این حمله و یا به شکست کشاندن آن در صورت اجرا صدچندان کردند و همان­گونه که گفته شد: ماهواره­های اطلاعاتی امریکا دقیق­ترین اطلاعات را از جبهه­های جنگ به دست آوردند و در اختیار ارتش عراق قرار دادند و این امر یکی از حساس­ترین نکاتی است که در نبرد رمضان اثرات سرنوشت­ساز داشت و نظیر همین جریان در جنگ 1973 مصر و اسرائیل اتفاق افتاد. در آن جنگ ماهواره­های اطلاعاتی امریکا شکافی را که در خط گسترش نیروهای مصری بعد از عبور از کانال سوئز ایجاد شده بود، به ارتش اسرائیل اطلاع دادند و ارتش اسرائیل از همان شکاف که احتمالاً به عرض 20 کیلومتر بود، وارد منطقه گسترش ارتش مصر شدند و قسمتی از نیروهای مصری را دور زده و محاصره کردند و با این عمل سرنوشت جنگ با 180 درجه تغییر جهت به نفع ارتش اسرائیل تغییر کرد.

در عملیات رمضان نیز همین وضع پیش آمد که در شرح کلی آن بیان خواهد شد. نتیجه نهایی این قسمت از گفتار آن است که واکنش حکومت­های ذی­نفع در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، به وسیله ابرقدرت­ها و قدرت­های بزرگ اروپایی تا عملیات بیت­المقدس و آزاد شدن خرمشهر نسبتاً آرام و به اصطلاح زبان فارسی کج­دار و مریز بود و هدف کلی آنان درگیر کردن دو قدرت بزرگ دارنده منابع عظیم نفتی و درآمد کلان آن در منطقه خلیج فارس یعنی ایران و عراق و بهره­برداری سیاسی و اقتصادی از این جنگ بود و همان­گونه که بارها صریحاً اعلام کرده بودند، هیچ­ یک از کشورهای ذی­نفع علاقه­مند نبودند این جنگ طرف برنده‌ای داشته باشد.

 اما بعد از آزاد سازی خرمشهر و به ظهور درآمدن قدرت تهاجمی فوق‌العاده قوی و متکی به ایمان اسلامی رزمندگان دلیر ایران، بینش آنان نسبت به سرنوشت احتمالی جنگ تغییر کرد، زیرا احساس کردند که پیروزی ایران در این جنگ با روند موجود قطعی خواهد بود و چون چنین نتیجه­ای را نمی­خواستند عملاً و علناً علیه ایران و به حمایت قاطع­تر از حکومت جاه­طلب عراق به منظور حفظ آن قیام کردند و اولین نتیجه­ای که داد به شکست کشاندن نبرد رمضان بود و نتایج بعدی آن همان است که تاکنون (در زمان نگارش این مطالب) که بیش از پنج سال از آن نبرد می­گذرد، جنگ هنوز با تمام جوانب آن در جریان است و حکومت صدام نیز حداقل تاکنون توانسته است به بقای خود ادامه دهد. ما تحلیل سیاسی این قسمت از جنگ را در همین حد به پایان می­رسانیم و به ادامه جنبه­های نظامی جنگ که هدف اصلی ما در این کتاب تاریخ می­باشد می­پردازیم.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده