نبردهای صحنه عملیاتی غرب
بخش سی و هشتم: عملیات بازی دراز و شهادت شیرودی فرمانده تيپ اجباراً به همان مقدورات موجود خود تكيه نمود كه در اين باره تيم هوانيروز مؤثرترين ياروياور فرمانده تيپ بود كه واقعاً فداكارانه و جانبازانه وارد پيكار با دشمن متجاوز گرديد. متأسفانه در اين پيكار سخت و نامتعادل، يك فروند بالگرد رزمي كبرا به خلباني ستوانيار شيرودي در ساعت 0700 روز هشتم ارديبهشت مورد اصابت تير خصم قرار گرفت و سرنگون گرديد و آن خلبان دلير به شهادت رسيد و كمكخلبان او كه ستوانيار احمد آرش بود مجروح شد.

در روز پنجم ارديبهشت‌ماه، پشتيباني هوايي نسبتاً فعال بود. از جمله در ساعت 35/10 هواپيماهاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در غرب سرپل‌ذهاب به نيروهاي دشمن حمله كردند، اين حملات هوايي از نظر بالا رفتن روحيه افراد خودي بسيار مفيد بود. همان‌گونه كه برآورد شده بود، پاتك شديد دشمن در اوايل روز پنجم ارديبهشت‌ماه در غرب سرپل‌ذهاب به اجرا درآمد و نيروهاي دشمن از ارتفاعات قراويز به سمت شرق و به طرف شهرك مهدي پيشروي كردند.

اين پاتك دشمن به‌قدري خطرناك بود كه فرمانده تيپ مجبور شد؛ گردان 211 تانك را كه در احتياط تيپ و در حوالي سرپل‌ذهاب مستقر بود، در ساعت 0700 براي عقب راندن نيروهاي دشمن وارد عمل سازد. اين پاتك دشمن از ساعت 2100 شب قبل در منطقه غرب سرپل‌ذهاب و محل گسترش گردان 215 تانك اجرا گرديد كه با روشنايي روز پنجم ارديبهشت به اوج خود رسيد. حدود ساعت 0500 نيروهاي دشمن آن‌قدر به مواضع نيروهاي ما نزديك شدند كه رزم نزديك بين رزمندگان مدافع ما و نيروهاي متجاوز دشمن آغاز شد.

ابتدا فرمانده تيپ براي عقب راندن نيروهاي دشمن در اين قسمت، به گردان پياده نور كه در منطقه كلينه و سيدصادق مستقر بود، دستور داد يك گروهان 50 نفري به منطقه شهرك مهدي اعزام كند. اما اين عده نمي‌توانست پاسخگوي نياز عملياتي باشد، لذا فرمانده تيپ مجبور شد؛ گروه رزمي احتياط را وارد عمل سازد. ضمناً نظر به اين‌كه در شهرك مهدي گروهان تكاور مالك‌اشتر و یگاني از سپاه پاسداران دفاع مي‌كرد، سپاه پاسداران نيز تعدادی نفرات تقويتي به شهرك مهدي اعزام نمود.

تلاش اصلي تیپ3زرهي، در دو جبهه به كار گرفته شد. جبهه اول؛ دربازي‌دراز بود كه نيروهاي حمله‌ور (سپاه پاسداران، گروه رزمي 143) تلاش مي‌كردند تپه‌هاي 1100 و 1050 و 1150 را از وجود دشمن پاك سازند و جبهه دوم؛ خنثي كردن تهديد پاتك شديد دشمن در غرب سرپل‌ذهاب بود. متأسفانه چگونگي شرح جريان نبرد بازي‌دراز به‌طور روشن در مدارك در دسترس مشهود نبود. حتي فرمانده لشكر 81 زرهي نيز از اين بابت از فرمانده تيپ توضيح خواست و در پيامي به تیپ3چنين ابلاغ شد «از شروع عمليات مورخه 2/2/1360 تاكنون (5/2/1360) يك گزارش جامع كه مشخص گردد نتيجه كلي عمليات تا به حال چه بوده است به لشكر واصل نگرديده، دستور فرمائيد نتيجه كلي عمليات را در تمام جبهه‌هاي تيپ گزارش نمايند»

در پاسخ به دستور لشكر، فرمانده تيپ چنين گزارش داد؛ «در عمليات روز پنجم، پاتك نيروهاي متجاوز بعثي عراق كه با يك تيپ زرهي به منطقه سرپل‌ذهاب از شب گذشته آغاز شده بود، خنثي گرديد. در نبردهاي روز جاري 9 نفر از افراد دشمن به اسارت گرفته شد. تعداد شش دستگاه نفربر زرهي، يك دستگاه تانك، يك دستگاه لودر، يك دستگاه بلدوزر دشمن به غنيمت نيروهاي ما درآمد»

همان‌گونه كه ملاحظه مي‌شود، در اين پيام نيز هيچ‌گونه اشاره‌اي به وضعيت مناطق نبرد به‌ويژه منطقه بازي‌دراز نشده بود و معلوم نبود بالاخره موقعيت یگان‌های حمله‌ور ما در بازي‌دراز چگونه است. بايد خاطر نشان نمود كه اين ضعف فعاليت ستادي در تمام یگان‌های ما وجود داشت و غالباً يا وضعيت‌ها اصولاً گزارش نمی‌شد و يا اگر گزارش می‌شد، از دقت و صحت چنداني برخوردار نبود. به‌عنوان مثال در حالی‌که تلفات دشمن با آمار قطعي اعلام می‌شد، غالباً تلفات خودي كه در اختيار و در دسترس فرماندهان بود، اعلام نمي‌گرديد.

درباره وضعيت نبرد در جبهه بازي‌دراز، تنها پيامي كه در مدارك مشاهده شد، اين بود كه گردان 143 مكانيزه و یگان عشايري كلهر و گروه ضربت كه احمد ابن موسي نام‌گذاري شده بود، گزارش داد: «در اجراي دستور فرماندهي تيپ، تعداد 93 نفر در دو دسته از افراد بويراحمد و ممسني به فرماندهي سرهنگ 2 قضايي علي انصاري 4/2/60 به‌طرف ارتفاع 1050 حركت و در 5/2/60  مستقيماً با برادران سپاه پاسداران وارد عمل شدند و به‌طرف قله 1150 حركت و پس از تصرف ارتفاع رو در روي دشمن قرار گرفتند و به دفاع از آن ارتفاع مشغول هستند.                                                  امضاء سرهنگ ستاد زنوزي»

 البته لازم به يادآوري است كه اين گزارش در روز نهم ارديبهشت و چهار روز بعد ارسال شده است.

بالاخره با اصرار فرمانده لشكر براي دريافت گزارش آخرين وضعيت منطقه نبرد بازي‌دراز، فرمانده تیپ3زرهي، گزارشي به شرح زير ارسال كرد: «عمليات پاك‌سازي بازي‌دراز هم‌چنان ادامه دارد. دشمن در شب گذشته مناطق شهرك مهدي و ريخك و داربلوط را زير آتش شديد خود قرار داده بود و با واحد زرهي اقدام به پاتك كرد كه پاتك وي خنثي شد. در حال حاضر منطقه شهرك مهدي و داربلوط نسبتاً آرام است. در شب گذشته نيروهاي دشمن از طرف چم امام حسن نیز قصد پاتك به ارتفاعات بازي‌دراز را داشتند كه فعاليت آنان خنثي شد»

با توجه به گزارش، معلوم مي‌گردد كه در روز پنجم ارديبهشت‌ماه (چهارمين روز نبرد) یگان‌های حمله‌ور در بازي‌دراز هنوز به هدف‌هاي خود نرسيده بودند. گرچه قسمتي از ارتفاعات را آزاد كرده بودند.

طولاني شدن مدت زمان نبرد، كم‌كم اثرات منفي در یگان‌های ما ايجاد مي‌كرد، زيرا همان یگان‌ها مدت چهار روز تلاش كرده بودند و یگان جديدي به منطقه نبرد وارد نشده بود. بدين سبب آثار اختلال در بعضي از یگان‌ها ظاهر شد كه در منطقه مسئوليت یگان هوابرد در شمال‌غربي بازي‌دراز شديد‌تر بود. يك دسته پياده، مأمور از گردان اميد، به آن منطقه بدون اجازه عقب‌نشيني نمود. آمار شهدا و مجروحين روز پنجم ارديبهشت‌ماه نشان مي‌دهد كه نبرد در اين روز سخت‌تر از روزهاي ديگر بود. در نبرد اين روز، از پرسنل یگان‌های ما 17 نفر شهيد و 44 نفر مجروح شدند و ازشهدا تعداد پنج نفر نظامي و 12 نفر سپاهي و بسيجي بودند و از مجروحين نيز 25 نفر نظامي و 19 نفر پاسدار و بسيجي بودند، ضمناً از شهدا تعداد 9 نفر آنان از افراد بسيج بودند كه بيشترين تعداد را تشكيل مي‌دادند.

 بدين ترتيب چهارمين روز نبرد بازي‌دراز نيز بدون دست‌يابي به موفقيت نهايي پايان يافت. اما در مجموع عمليات، نبردهاي اين روز موفقيت نسبي خوبي داشت. زيرا يكي ازبزرگ‌ترين تهديدات دشمن در منطقه سرپل‌ذهاب خنثي شده بود. به هر حال سرنوشت نهايي اين نبرد هنوز مشخص نگرديده بود. بنابراين نبرد همچنان بيش از پيش در روزهاي آينده ادامه يافت.

در روز ششم ارديبهشت‌ماه (پنجمين روز نبرد) فشار متقابل دشمن براي منصرف كردن نيروهاي ما از ادامه حمله در بازي‌دراز، مانند روزهاي قبل در غرب سرپل‌ذهاب و به‌ويژه به‌طرف شهرك مهدي به مورد اجرا درآمد. نيروهاي دشمن در شمال و جنوب محور قصرشيرين به‌طرف شرق پيشروي كردند و ابتدا مواضع نيروهاي ما را در غرب روستاهاي شيرين‌آب و داربلوط و جگر و محمدعلي مورد تهديد قرار دادند. حركت یگان‌های دشمن با پشتيباني هواپيماها و بالگردهاي وي همراه بود. رزمندگان دلير ما در اين منطقه نبرد موفق شدند؛ پاتك دشمن را خنثي كنند.

اما منظور اصلي تیپ3هنوز آزادسازي ارتفاعات بازي‌دراز بود. براي وصول به آن، آخرين توانايي‌هاي خود را به‌كار مي‌گرفت. با توجه به تهديدي كه از جنوب محور قصرشيرين، سرپل‌ذهاب براي منطقه تیپ3زرهي ايجاد شد، فرمانده تیپ3زرهي به گروهان هوابرد و عناصر زير امر او دستور داد از منطقه ريخك در جنوب محور قصرشيرين به سمت غرب حركت كند و تپه‌هاي بازي‌دراز و ريخك را اشغال نمايد. با اين اقدام تپه‌هاي شمال قله 1100 شمالي تا روستاي شيرين‌آب را به نحوي اشغال كنند كه تأمين منطقه عملياتي تيپ را در غرب روستاهاي جگر و محمدعلي، داربلوط، خاتونه برقرار سازد كه البته مأموريت و تأمين بيشتر موردنظر فرمانده تيپ بود.

 هرقدر از ساعات روز مي‌گذشت، تهديد دشمن در غرب سرپل‌ذهاب شديدتر می‌شد، به نحوي‌كه فرمانده  تيپ الزاماً قسمت عمده توجه خود را براي تحكيم دفاع از آن قسمت معطوف كرد و به یگان هوابرد دستور داد كه با كليه عناصر زير امر، تأمين جنوب محور قصرشيرين را تا دامنه شمال‌شرقي ارتفاعات بازي‌دراز برقرار كند و آماده براي خنثي كردن پيشروي نيروهاي دشمن باشد. براي اين مأموريت 80 نفر از افراد سپاه پاسداران نيز در تقويت یگان هوابرد قرار گرفت. براي تقويت شمال محور قصرشيرين نيز به گردان پياده نور دستور داده شد؛ يك گروهان يك‌صد نفري در شهرك مهدي مستقر كند و با همكاري و هماهنگي یگان سپاه پاسداران مستقر در آن شهرك از آن منطقه پدافند نمايد.

در نبرد روز جاري هواپيماها و بالگردهاي دشمن نيز فعال شدند و متقابلاً هواپيماها و بالگردهاي خودي نيز وارد عمل گرديدند و طبق گزارش‌های ثبت شده، در اين نبردهاي هوايي يك فروند هواپيما و يك فروند بالگرد دشمن سرنگون گرديد.

چنين به ‌نظر مي‌رسد كه در ساعات اول روز ششم، وضعيت عمومي یگان‌های تیپ3زرهي در منطقه سرپل‌ذهاب به وخامت گرائيد. نظر به اين‌كه تنها نقطه اميد نيروهاي ما یگان هوانيروز بود، فرمانده تيپ به تيم هوانيروز دستور داد با حداكثر توانايي خود به تانك‌هاي دشمن در حوالي روستاي شيرين‌آب حمله كنند. زيرا یگان تكاور مستقر در آن منطقه گزارش داد، وضع بسيار بحراني است.

 ديده‌بان توپخانه مستقر در ريخك نيز گزارش داد: تانك‌هاي دشمن به حوالي روستاي شيرين‌آب و جگر و محمدعلي نزديك شده‌اند. فرمانده تیپ3زرهي خلاصه وضعيت در منطقه حوالي محور قصرشيرين را چنين گزارش داد: «درساعت 1115 یگان‌های زميني دشمن با پشتيباني هواپيما و بالگرد از طرف كلانتر و شيرين‌آب به سمت داربلوط و ريخك تك نمود كه با آتش تانك‌ها و بالگردهاي خودي تا اندازه‌اي از سرعت پيشروي دشمن كاسته شد ولي نتيجه هنوز معلوم نيست»

فشار روزافزون دشمن و كمبود نيروهاي خودي به‌تدريج اثرات منفي در روحيه فرماندهان ايجاد مي‌كرد و آن‌ها تلاش مي‌كردند؛ حداقل، نگراني‌هاي خود را به نوعي و به یگاني ابراز كنند. در اين راستا فرمانده تیپ3زرهي كه از دسترسي به نيروي تقويتي نااميد بود، نگراني خود را به واحد عشايري به نام گروه ضربت كلهر ابراز كرد. در نامه‌اي استيضاح‌گونه پيام فرستاده كه «طبق هماهنگي‌هاي قبلي قرار بود پانصد نفر از افراد عشاير كلهر در منطقه اين تيپ مستقر گردد، در حالی‌که فقط 188 نفر حاضر شده‌اند. در اين باره بررسي و چگونگي را اعلام داريد.                                    امضاء : سرهنگ ستاد بدري»

با تلاش همه‌جانبه‌اي كه یگان‌های رزمنده در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب و بازي‌دراز به‌عمل آوردند در نبردهاي روز ششم ارديبهشت‌ماه، كليه پاتك‌هاي دشمن خنثي شد و تعدادي از هواپيماها و بالگردهاي دشمن نيز سرنگون گرديد و در منطقه بازي‌دراز نيز موفقيت‌هاي شايان توجهي به‌دست آمد كه برابر گزارش فرمانده تيپ بدين شرح بود.

«یگان‌های دلاور ارتش و سپاه پاسداران با پشتيباني هوايي و هوانيروز و آتش توپخانه تاكنون ارتفاعات 1050 و 1100 جنوبي و حد فاصل بين ارتفاع 1100 جنوبي و ارتفاع 1150 (مركز منطقه هدف) را پاك‌سازي و از دست نيروهاي دشمن خارج ساخته‌اند فعاليت همه‌جانبه براي تصرف تپه 1150 هم‌چنان ادامه دارد.             امضاء : سرهنگ ستاد بدري»

بدين ترتيب مشخص گرديد كه تا پايان روز پنجم نبرد نيروهاي ما حدود 80% مأموريت آفندي خود را در ارتفاعات بازي‌دراز انجام داده به علاوه تهديدات فوق‌العاده دشمن را در منطقه حساس سرپل‌ذهاب خنثي كرده بودند. دراين نبردها چهار فروند بالگرد و سه فروند هواپيماي دشمن نيز مورد هدف قرار گرفته و احتمالاً سرنگون شده بود.

در نبرد روز ششم ارديبهشت‌ماه، تلفات انساني نيروهاي ما پنج نفر شهيد و 17 نفر مجروح بود كه با توجه به روزهاي گذشته حداقل تلفات بود.

بالاخره، تلاش جانبازانه رزمندگان ما در پنج روز نبرد مداوم، در آغاز روز هفتم ارديبهشت به نتيجه نهايي رسيد و رزمندگان ما در ساعت 0730 آن روز موفق شدند قله 1150 را تصرف نمايند. در نبردهاي اين روز تعداد ديگري از افراد دشمن به اسارت رزمندگان ما درآمدند كه حدود 150 نفر اعلام گرديد.

با تصرف هدف نهايي، يعني قله 1150 به‌وسيله رزمندگان ما، حملات هوايي دشمن به منطقه عقب خط پدافندي نيروهاي ما شدت يافت و هواپيماهاي دشمن پادگان سرپل‌ذهاب را بمباران كردند، كه بمب‌ها به خارج از پادگان اصابت كرد و تلفات وخساراتي به‌بار نياورد. فرمانده تيپ احساس كرد؛ دشمن به‌علت از دست دادن ارتفاعات بازي‌دراز، دچار خشم خواهد شد و دست به اقدامات جنون‌آميز خواهد زد. لذا به كليه یگان‌های رزمنده دستور داد؛ در تمام نقاط، آماده براي مقابله با پاتك‌هاي شديد دشمن باشند.

آخرين و بلندترين قله بازي‌دراز چندان ارزان به‌دست نيروهاي ما نيفتاد. زيرا نيروهاي رزمنده ما در آخرين تلاش براي گرفتن قله 1150 تعداد شش نفر شهيد و 63 نفر مجروح دادند كه به نسبت تلفات روزهاي گذشته بسيار سنگين بود. حدود 60درصد اين تلفات در ارتفاعات بازي‌دراز وارد شده بود و 40درصد بقيه در منطقه شمال و غرب سرپل‌ذهاب ايجاد گشته بود. همان‌گونه كه فرمانده تیپ3پيش‌بيني كرده بود، سقوط قلل بازي‌دراز به‌دست رزمندگان ما سبب خشم فوق‌العاده فرماندهان یگان‌های متجاوز عراق گرديد. در روز هشتم ارديبهشت‌ماه با شدتي فوق‌العاده آثار آن ظاهر شد. در روز هشتم ارديبهشت، شديدترين عكس‌العمل نيروهاي دشمن در مقابله حمله رزمندگان ما در منطقه بازي‌دراز نمايان گرديد. مي‌توان گفت: سخت‌ترين روز نبرد به جريان درآمد كه مي‌توانست سرنوشت اين نبرد را به‌كلي دگرگون سازد و نتيجه تمام تلاش‌هاي جانبازانه رزمندگان ما را درشش روز نبرد مداوم  با شكست مواجه سازد.

بعد از سقوط بلندترين قله ارتفاعات بازي‌دراز به‌دست رزمندگان ما فعاليت نيروهاي دشمن در مقابل تمام منطقه نبرد سرپل‌ذهاب در شمال و غرب و جنوب به‌صورت چشم‌گيري افزايش يافت. اولين عكس‌العمل شديد دشمن با حملات هوايي در پايان روز هفتم ارديبهشت آغاز گرديد. از وضعيت كلي دشمن چنين برآورد می‌شد كه براي جبران شكست در بازي‌دراز، اقدام به حملات همه‌جانبه در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب خواهد كرد. بدين لحاظ فرمانده تیپ3زرهي در يك دستور تأكيدي به كليه یگان‌های رزمنده در آن منطقه دستور داد؛ با دقت هرچه تمام‌تر مراقب فعاليت دشمن باشند و آمادگي براي مقابله با هرگونه حمله دشمن در تمام مناطق نبرد را داشته باشند و هرگونه حركت دشمن را در ابتداي امر خنثي نمايند.

بالاخره از اوايل شب هفتم به هشتم ارديبهشت‌ماه، آن عكس‌العمل دشمن كه مورد انتظار بود، به وقوع پيوست و نيروهاي دشمن تمام منطقه پدافندي تيپ را از ارتفاعات بازي‌دراز در جنوب تا ارتفاعات كوره‌موش در شمال مورد تهديد قرار دادند. در ساعات اوليه روز هشتم، فرمانده تیپ3وضعيت وخيم منطقه را چنين اعلام كرد «فشار دشمن در تمام مدت ديشب به حداكثر خود رسيد، نياز مبرم به دو فروند هواپيما جهت پشتيباني نزديك هوايي داريم، حداقل دو گردان پياده جهت تقويت مواضع ضروري است- تيپ، فاقد یگان احتياط است، چنان‌چه كمك نرسد، شهرك مهدي سقوط خواهد كرد.    امضاء سرهنگ ستاد بدري»

مفاد اين پيام، وخامت فوق‌العاده وضعيت را نشان مي‌دهد. زيرا در طول مدت هفت روزه عمليات، اولين بار بود كه فرمانده تيپ، از شدت  خطر و نياز مبرم به یگان تقويتي سخن به ميان آورد. به دنبال اين پيام يك پيام ديگر به لشكر گزارش داد: «دشمن با حداكثر نيرو در صدد تصرف شهرك مهدي است و نيروهاي خودي به‌سختي با دشمن درگير شده‌اند»، چنين به ‌نظر مي‌رسد كه نيروهاي دشمن به قلب مواضع نيروهاي ما حمله كرده بودند، زيرا شهرك مهدي كه در كنار محور قصرشيرين، سرپل‌ذهاب قرار داشت، حساس‌ترين نقطه در منطقه سرپل‌ذهاب بود.

چنان‌چه اين شهرك به‌دست نيروهاي دشمن سقوط مي‌كرد، در آرايش پدافندي نيروهاي ما شكاف ايجاد می‌شد و دشمن مي‌توانست آن شكاف را توسعه دهد و به سمت نقطه حياتي اين منطقه يعني شهر سرپل‌ذهاب پيشروي نمايد و با پاتك‌هاي فرعي ديگر در شمال و جنوب محور قصرشيرين نيروهاي تجزيه شده ما را نابود سازد كه در نتيجه عمليات بازي‌دراز نه‌تنها نتيجه مثبتي نمي‌داشت، بلكه يكي از بزرگ‌ترين شكست‌ها را بعد از تثبيت نيروهاي متجاوز عراق در اوايل جنگ براي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران به‌بار مي‌آورد.

فشار دشمن هر لحظه در حوالي شهرك مهدي شديدتر می‌شد. تیپ3زرهي فاقد هرگونه امكانات اضافي و یگان احتياط براي تقويت پدافند اين منطقه بود و اميدي هم به اعزام نيرو از لشكر وجود نداشت. بر فرض اميدوار بودن به آن، مدت زمان زيادي طول مي‌كشيد تا لشكر بتواند یگاني را از نقاط ديگر منطقه مسئوليت خود برداشت كند و به منطقه نبرد سرپل‌ذهاب اعزام نمايد. در صورتي‌كه شرايط منطقه نبرد به‌نحوي حساس بود كه زمان عكس‌العمل به دقيقه و ساعت بستگي داشت. بنابراين فرمانده تيپ مجبور بود از همان مقدورات موجود در منطقه تيپ استفاده كند و آخرين تلاش خود را براي دفاع از شرف و حيثيت نظامي خود و همر‌زمانش و هم‌چنين ملت و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران به‌كار گيرد.

براي اين منظور اولين دستوري كه داد آن بود كه به گردان پياده اميد كه زير امر گردان 211 تانك و در احتياط تيپ در جنوب محور قصرشيرين در ارتفاعات ريخك مستقر بود، دستور داد يك دسته پياده از گروهان چهارم آن گردان را كه در عمليات روزهاي قبل در قسمت شمالي بازي‌دراز موفق نشده و عقب‌نشيني كرده بود، با كليه سلاح و تجهيزات و وسايل كافي فوراً به شهرك مهدي اعزام كند و زير امر یگان تكاور مالك‌اشتر كه از آن شهرك پدافند مي‌كرد قرار دهد.

 دستور ديگر به تيم هوانيروز پشتيباني داد شد،كه ابلاغ گرديد؛ در تقدم اول كليه تلاش‌هاي پشتيباني را براي یگان مستقر در شهرك مهدي به‌كار ببرد. نظر به اين‌كه تنها امكان پشتيباني رده بالاتر نيروي هوايي بود، فرمانده تيپ از لشكر درخواست كرد، نيروي هوايي آن‌چه در توان دارد، براي پشتيباني اين تيپ قرار گيرد و نيروهاي دشمن در ارتفاعات قراويز مورد حمله هوايي قرار داده شوند تا فشار بر واحدهاي مدافع تيپ كمتر گردد.

هر قدر زمان روز هشتم طولاني‌تر می‌شد، فشار بر واحدهاي تیپ3به‌ويژه در غرب و شمال سرپل‌ذهاب افزايش مي‌يافت. تنها نيروي تقويتي كه تيپ مي‌توانست وارد عمل سازد، تيم هوانيروز بود. لذا به فرمانده تيم دستور داد؛ با حداكثر تلاش به نيروهاي دشمن در منطقه شهرك مهدي و تپه‌هاي كوره‌موش حمله كند و مانع پيشروي یگان‌های مكانيزه و زرهي دشمن به‌طرف مواضع نيروهاي خودي گردد. در اين موقع فرمانده تیپ3در ديدگاهي واقع در تپه 970 ارتفاعات دانه‌خشك مستقر بود كه مركز منطقه عمليات تيپ بود. فرمانده تيپ به‌منظور صدور دستورات حضوري به تيم هوانيروز دستور داد؛ افسر رابط هوانيروز فوراً به آن ديدگاه برود و در كنار فرمانده تيپ باشد.

در اين مراحل حساس نبرد، توپخانه پشتيباني تيپ با احساس مسئوليت كامل فعال بود و با حداكثر امكانات خود بر روي دشمن آتش مي‌ريخت و مانع پيشروي سريع نيروهاي دشمن می‌شد و همين امر كمك بسيار مؤثري در شكست دادن حمله دشمن كرد. اما به هر حال توپخانه به‌تنهايي قادر به انهدام دشمن نيست، نيروهاي دشمن را بايد با تير مستقيم نابود كرد. لذا هر لحظه كه توقفي در پيشروي خودروهاي زرهي دشمن ايجاد مي‌گشت بالگردهاي خودي به آن‌ها حمله مي‌كردند و ضربات مستقيم انهدامي به آن‌ها وارد مي‌نمودند.

اما به هر حال فشار دشمن لحظه‌به‌لحظه شديدتر می‌شد و نگراني‌هايي براي فرمانده تيپ ايجاد مي‌كرد، به‌نحوي‌كه فرمانده تيپ در يك پيام آني و حضوري اين نگراني را به شرح زير ابراز كرد:

« فشار دشمن به نيروهاي اين تيپ در جبهه سرپل‌ذهاب (شهرك مهدي، قراويز، كوره‌موش) هم‌چنان رو به ازدياد است. دشمن حدود يك‌صد دستگاه تانك در اين جبهه وارد عمل كرده است، براي كاستن فشار دشمن به اين تيپ لازم است تيپ‌هاي ديگر لشكر در گیلانغرب و سومار و ميمك اقدام به تك نمايند، در غير اين‌صورت اين تيپ قادر به مقاومت نخواهد بود. حداقل دو گردان پياده تقويتي در اسرع وقت براي تیپ3 اعزام شود.                                                                     امضاء : سرهنگ ستاد بدری

اما لشكر هيچ‌گونه امكاني براي ياري‌رساني به اين تيپ نداشت لذا در پاسخ درخواست‌هاي تأكيدي تیپ3چنين جواب داد: «دستور دهيد با امكانات موجود و با قاطعيت تمام هرگونه تجاوز و پيشروي دشمن را سركوب و سد نمايند». بنابراين دستور لشكر به اصطلاح زبان فارسي آب پاك را به‌دست فرمانده تيپ ريخت و تيپ را از هرگونه پشتيباني نااميد كرد و فرمانده تيپ اجباراً به همان مقدورات موجود خود تكيه نمود كه در اين باره تيم هوانيروز مؤثرترين يار‌و‌ياور فرمانده تيپ بود كه واقعاً فداكارانه و جانبازانه وارد پيكار با دشمن متجاوز گرديد.

متأسفانه در اين پيكار سخت و نامتعادل، يك فروند بالگرد رزمي كبرا به خلباني ستوان‌يار شيرودي در ساعت 0700 روز هشتم ارديبهشت مورد اصابت تير خصم قرار گرفت و سرنگون گرديد و آن خلبان دلير به شهادت رسيد و كمك‌خلبان او كه ستوان‌يار احمد آرش بود مجروح شد.

وخامت وضعيت منطقه نبرد سرپل‌ذهاب به ترتيب سلسله مراتب فرماندهي به آگاهي كليه رده‌هاي فرماندهي تا فرمانده نيروي زميني (تيمسار ظهيرنژاد) رسيد. اما شرايط كلي توان رزمي ارتش جمهوري اسلامي ايران به‌نحوي بود كه آن‌چه در توان داشت در طبق اخلاص در جبهه‌هاي نبرد بيش از يك هزار كيلومتري گسترده بود و در هيچ رده‌اي امكانات اضافي قابل ملاحظه‌اي به‌صورت آزاد و به اصطلاح نظامي به‌صورت ذخيره و احتياط وجود نداشت تا در شرايط بحراني به ياري یگان‌های رزمنده بفرستد. به همين سبب فرمانده نيروي زميني بعد از كسب آگاهي از وخامت وضعيت منطقه نبرد سرپل‌ذهاب هم‌چون فرمانده تیپ3زرهي به‌تنها روزنه اميد در دسترس متوسل گرديد و با ارسال پيام شخصي براي فرمانده تيم هوانيروز از آنان خواست مانند هميشه به ياري رزمندگان یگان‌های زميني بشتابند.

اما لازم به يادآوري است؛ ستوان خلبان شيرودي شخصيت ويژه‌اي در بين همر‌زمان خود داشت و مورد احترام آنان بود. به همين جهت شهادت اين خلبان شجاع اثرات سوئي در روحيه ساير خلبانان بالگردها ايجاد كرد كه نتيجه آن اثرات منفي در ميزان تلاش تيم هوانيروز در پشتيباني تيپ 3زرهي بود و فرمانده تيپ از اين یگان پشتيباني در حساس‌ترين ساعات سرنوشت‌ساز نبرد محروم گرديد. برابر گزارش فرمانده تيپ؛ بالگردهاي رزمي تا ساعت 1630 آن روز از ادامه پرواز خودداري كردند. اين وضع به‌قدري حائز اهميت بود كه به اطلاع فرمانده نيروي زميني رسيد و ايشان پيامي ويژه براي خلبانان تيم هوانيروز فرستادند كه به شرح زير بود:

«هم‌اكنون كه شهر سرپل‌ذهاب در حال سقوط است، از پرسنل هوانيروز و فرزندان شجاع خودم مي‌خواهم كمافي‌السابق در اجراي مأموريت واگذاري پيش‌قدم باشند تا چون گذشته پيروزي از آن ارتش شجاع و از جان‌گذشته اسلام باشد».

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده