پیشتازان غرب کرخه
بخش دهم: اجراي مراحل عمليات)23 مهر 1359) عبور عناصر لشكر21 از خط سرپل با كمي تأخير انجام شد و عناصر لشكر به جاي ساعت 0600 در ساعت 0700 از خط سرپل گذشته و پيشروي آغاز شد و يگان ها غافل از اينكه عناصر ضد تانك دشمن در كانال هاي جنوبي سرپل مستقر شده بودند و به وسيلة عناصر پياده منهدم نشده و تهديدي جدّي براي تانك هاي خودي هستند پيشروي مي نمودند

 

(الف) مرحلة يكم عمليات

اوّلين مرحلة عمليات، عبور از رودخانه كرخه بود كه مي بايستي،كلية خودروهاي چرخ دار و شني دار و تانك از دو پل موجود خود را به غرب كرخه رسانيده و آماده اجراي مأموريت باشند و براي عبور تانك هاي سازماني و زير امر لشكر، جمعاً 8 ساعت زمان در نظر گرفته شده بود و تيپ3 پياده نيز، مي بايستي حداقل يك روز قبل از حمله در منطقه تجمّعي در غرب رودخانه كرخه،كه در تپّه هاي شمالي تپّه شاوريه انتخاب شده بود، مستقر گردد و قرار شد كه سلاح هاي ضد تانك را در مواضع مناسبي مستقر نمايد تا بتواند جادّه دهلران را با تير مستقيم پوشش داده و زير آتش مستقيم بگيرد و تيپ3 پياده در 21 مهرماه، تغيير مكان را شروع و با توجّه به اينكه دشمن به دليل عدم توجّه مسئولين به حفاظت گفتار و هم چنين وجود عناصر بي وطن كه در آن چهره كريه بسياري از گروهك هاي محارب و ستون پنجم و اشخاص ناباب در همه جاي جبهه ها و شهرها و روستاها به خصوص آنهايي كه در مناطق عملياتي نفوذ كرده بودند و همچنين فعاليت مخرّب گروهك هاي سياسي وابسته به خصوص كساني كه با حاكمان بغداد در نابودي ايران پيمان بسته بودند  دقيقاً از زمان حمله لشكر اطلاع كافي داشتند . قبل از اجراي تك به منظور مختل كردن سازمان رزمي،دشمن سلاح هاي ضد تانك خود را در مكان مناسبي مستقر نمود و دو گردان تانك لشكر كه بيشتر،شبيه راه پيمايي تاكتيكي،از سرپل گذشتند، پس از دقايقي آماج موشك هاي ماليوتكا و سلاح هاي ضد تانك دشمن،قرار گرفتند و تيپ3 نيز كه در قسمت شمال تپّه هاي شاوريه مستقر شده بودند و مي بايستي سلاح هاي ضد تانك آنان، تانك هاي دشمن را هدف مي گرفت كه آن هم به طور مناسب مستقر نشده بودند و نتوانستند به نحو مطلوب اجراي مأموريت نمايند .

 

(ب) مرحلة دوّم عمليات

شامل عبور يگان ها از خط تيپ2 دزفول و گروه رزمي37 بود  با توجّه به اينكه جمع استعداد رزمي عناصر مستقر در سرپل،از 2 گردان تجاوز نمي كرد . در منطقة سرپل تراكمي به وجود نيامد و بخش عمده منطقه خالي بود و مانعي براي حركت عناصر لشكر21 پياده وجود نداشت و فرماندهان قبلاً نيز با تيپ2 دزفول مستقر در خط،هماهنگي هاي لازم را به عمل آوردند .

 

(پ) مرحلة سوّم پيشروي به سمت هدف ها

عبور عناصر لشكر21 از خط سرپل با كمي تأخير انجام شد و عناصر لشكر به جاي ساعت 0600 در ساعت 0700 از خط سرپل گذشته و پيشروي آغاز شد و   يگان ها غافل از اينكه عناصر ضد تانك دشمن در كانال هاي جنوبي سرپل مستقر شده بودند و به وسيلة عناصر پياده منهدم نشده و تهديدي جدّي براي تانك هاي خودي هستند پيشروي مي نمودند . لذا در همان مراحل اوّليه پيشروي تعدادي از تانك ها مورد اصابت موشك هاي ضد تانك دشمن قرار گرفته و منهدم شدند و پيشروي در ساعت 0750 كُند شد و گروه رزمي291 تانك مشهد كه در غرب كرخه مستقر بود و از شمال به جنوب حركت مي كرد در ساعت 0800 هدف اوّليه را كه  سه راهي قهوه خانه (رادار) بود تصرف كرد و از ساعت 0900 به بعد گزارش هاي واصله چندان رضايت بخش نبود .

 لشكر به تيپ1 دستور داد بدون توجّه به مقاومت دشمن در كانال هندلي،پيشروي به سمت غرب را ادامه دهد . دشمن كه از قبل، مواضع مناسبي را انتخاب كرده بود تا 4 كيلومتري كه يگان ها از سرپل گذشتند،عكس العملي نشان نداد و به محض قرار گرفتن تانك ها در برد موشك از همان ساعات اوّليه،تانك هاي چيفتن لشكر را زير آتش قرار داده و تعدادي از تانك ها را از كار انداخته و منهدم كردند . يگان ها كه از پهلو ضربه مي خوردند تصوّر كردند كه در محاصره افتادند . از گزارش ها چنين استنباط مي شد كه هم تيپ1 و هم گروه رزمي291 تانك و گردان سوارزرهي لشكر21 به محاصره دشمن افتادند . در چنين وضعيّتي به تيپ1 دستور داده شد خود را به تپّه هاي شمالي بكشاند كه اين عمل با توجّه به شرايط زمين و دشمن مقدور نبود و به ناچار بايستي تيپ به سمت پاي پل عقب نشيني مي كرد .

در مصاحبه اي كه با فرمانده شجاع و با تدبير لشكر انجام شد، ايشان اظهار داشتند من خودم با نفربر در خط بودم و كاملاً اوضاع و احوال را مشاهده مي كردم . ضمن اينكه در آن زمان آن چنان جوّي وجود داشت كه فرمانده مي بايست خود همراه نفرات تك ور در جلو باشد تا بتواند اعمال فرماندهي كند و اگر غير از اين مي بود، دستورات فرمانده اجرا نمي گرديد و عناصر گروهك ها در يگان ها همراه پرسنل نادان جوّ متشنّج ايجاد مي نمودند . بنابراين حدود ساعت 1000 وقتي وضع را چنين ديدم دستور دادم هر كس هر كجا هست متوقّف شده و موضع بگيرد و خود را حفظ نمايد، زيرا فكر كردم هر دستور ديگري چه پيشروي و يا عقب نشيني بدهم با توجّه به وضعيّتي كه دشمن براي خود ايجاد نموده بود، لشكر با تلفات      غير قابل تحمّلي رو به رو خواهد شد و از آنجايي كه اين دستور براي حفظ جان پرسنل حايز اهميّت بود خيلي خوب هم اجرا شد .

 حدود ساعت 1100 لشكر آخرين وضعيّت را چنين گزارش كرد،تيپ1 در شمال جادّه علي گره زد در 3 كيلومتري غرب سه راهي رادار متوقّف شده و تعدادي پرسنل و وسايل خود را از دست داده و در حال محاصره شدن است گروه رزمي291 تانك در شيار شرقي سه راهي رادار زمين گير شده و در حال محاصره شدن است . گردان سوارزرهي در شرق محور پيشروي گروه رزمي291 اغلب وسايل خود را از دست داده است،تعدادي خدمه زخمي و تعدادي تانك ها بي خدمه رها شده در منطقه باقي مانده است .               « مدرك 246 الي 249 »

حدود ساعت 1200 مجدّداً لشكر گزارش كرد كه دشمن تقريباً اكثر وسايل سنگين لشكر را با موشك منهدم كرده است و چنانچه پشتيباني آتش قوي باشد لشكر مي تواند عناصر باقي مانده را به سرپل عقب بكشد و گرنه همه نيروهاي رزمنده لشكر نابود خواهند شد .

لازم به ذكر است در مدّت زمان حمله لشكر در روز 23 مهر تقريباً همه فرماندهان رده بالاتر يعني رييس جمهور وقت و نخست وزير وقت (شهيد رجايي) جانشين رييس ستاد مشترك (سرتيپ فلاحي) وزير دفاع و فرمانده نيروي هوايي (شهيد فكوري) و تعدادي از مقامات سياسي و روحاني و فرمانده نيروي زميني (سرتيپ ظهيرنژاد) نيز شخصاً در منطقه حضور داشتند ولي لشكر كليه دستورات را به وسيله بيسيم از طريق سرهنگ سيّد يعقوب حسيني جانشين قرارگاه مقدّم نزاجا در جنوب دريافت و اجرا مي كرد (و در تهيه اين مدارك اكثراً از بررسي سرهنگ سيّد يعقوب حسيني بهره برداري شده است) .

 براي گزارش عمليات، فيلم بردار و خبرنگار نيز از تلويزيون و رسانه ها دعوت شده بودند و در منطقه حضور داشتند. فرمانده لشكر21 مجدّداً گزارش داد كه عناصر تيپ1 كه در محور علي گره زد پيشروي مي كردند، اكثراً از بين رفته اند و اظهار داشت كه دستور دادم تا آخرين نفر مقاومت كنند و شهيد شوند و خود نيز در خط مقدّم تا آخرين نفس باقي خواهم ماند . از بعد از ظهر روز عمليات به بعد صحنه نبرد به خصوص در قسمت سرپل بسيار وخيم شد . تعدادي از پرسنل بدون دستور مبادرت به  عقب نشيني نمودند و از پل  مي خواستند عبور نمايند و هر چه تلاش مي شد كه جلوي اين پرسنل گرفته شود ميسّر نشد .

فرمانده لشكر در مصاحبه خود اظهار داشت: بعد از اينكه دستور زمين گير شدن يگان ها را دادم حدود ساعت 2 تا 3 بعد از ظهر تقريباً منطقه آرام شده بود و ديگر كسي سر خود را بلند نمي كرد و همه در شيارها مستقر و استتار نموده بودند . در همين زمان من خواستم با نفربر از محل خود يك خيز به عقب بيايم . كه حدود 3 موشك از اطراف ما رد شد . الحمدالله اصابت نكرد و بعد از تاريكي شب دستور دادم؛ يگان ها به ترتيب عقب آمدند و در مواضع قبلي خود در شرق رودخانه مستقر شدند .

نفربر پاسگاه فرماندهي لشكر، آخرين عنصري بود كه به عقب آمد و مجدّداً مسئوليت دفاع سرپل به تيپ2 لشكر92 و به ساير عناصر همراه اين تيپ محول شد . تعدادي از تانك ها كه در منطقه به جا مانده بودند و دشمن نيز جرأت تخليه يا انهدام آنها را پيدا نكرده بود، شب هاي بعد به عقب آورده شدند .

به گردان291 تانك دستور داده شده بود يك گروهان در سرپل باقي بگذارد و اين دستور در 25 مهرماه اجرا گرديد[1] .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نكات ضعف يگان هاي عمل كننده

1- منطقه عمومي دزفول و شوش منطقه تأميني لشكر92 زرهي بوده و اين منطقه براي لشكر21 پياده كاملاً ناشناخته بود و هيچگونه شناسايي قبلي پرسنل لشكر21 از منطقه نداشتند .

2- يگان هاي پشتيباني و پشتيباني خدمات رزمي لشكر21 وارد منطقه نشده بودند و در نتيجه پشتيباني آمادي يگان ها،به خصوص از نظر مهمّات با اشكال مواجه بود .

3- با توجّه به آمادگي لشكر براي عزيمت به منطقه عمليات از تهران به انديمشك به علّت ترافيك در راه آهن اين جا به جايي به موقع انجام نشد .

4- گردان مخابرات لشكر كه مسئول برقراري سيستم ارتباط فرماندهي است به طور كامل به منطقه نيامده بود و در نتيجه ارتباط فرماندهان يگان هاي تابعه لشكر به طور مؤثّر برقرار نشده بود و ارتباط مختصري كه به دست پرسنل غير متخصّص برقرار شده بود نياز عملياتي را تأمين نمي نمود .

5- توپخانه لشكري هنوز با توپخانه هاي موجود در منطقه هماهنگي نكرده بودند و ديده بان ها منطقه را نمي شناختند و آموزش كافي نيز نداشتند . در نتيجه توپخانه ضمن اينكه نمي توانست يگان هاي تك ور را پشتيباني كند تلفات مؤثّري نيز به دشمن وارد نشد (به دليل نداشتن ثبت تير دقيق و عدم شناخت موقعيّت دشمن) .

6- زمان اين عمليات با عجله اتّخاذ شده بود و وقت كافي براي شناسايي در نظر گرفته نشده بود و براي يك لشكر فقط 3 روز زمان براي آمادگي شناسايي و طرحريزي تك تعيين شد و لشكر بدون آمادگي قبلي و شناسايي دقيق كه از اهمّ مسايل است دست به حمله زد .

7- هماهنگي هاي لازم جهت استفاده مؤثّر با نيروي هوايي به عمل نيامده بود به دليل اينكه نيروي هوايي اعلام نمود كه تا دوسلك و عين خوش را نمي تواند پشتيباني هوايي نمايد .

8- اطلاعات موجود در حد صفر بود و هيچگونه اطلاعات مفيد جهت طرح ريزي عمليات از دشمن توسط نيروي زميني در اختيار لشكر قرار نگرفت و آن مقدار اطلاعات محدودي كه توسط افسران تيپ2 زرهي و بعضي از پرسنل به لشكر داده شده بود بسيار ناقص و كمتر مطابق واقع بود . در نتيجه دشمن به هيچ شمرده مي شد و خوش باوري و ساده انديشي درباره دشمن به نحوي بود كه تصوّر مي شد دشمن تاب مقاومت نداشته و با يورش اوّليه نيروها مبادرت به عقب نشيني و فرار خواهند نمود .

9- درگيري يگان ها پس از انقلاب با ضد انقلابيون در گنبد ـ كردستان و هم زمان ترخيص بيش از چند دوره سرباز به فرماندهان فرصت اجراي آموزش هاي انفرادي و يگاني را نداده در نتيجه ضعف آموزش در كليه رده ها مشهود بود. به همين دليل پرسنل نتوانستند از جنگ افزارهاي مربوطه به نحو مطلوب استفاده نمايند .

10- وجود دو پل در منطقه پل نادري براي عبور خودروهاي چرخدار و نفربرها و خودروهاي شني دار سبك و يك پل پي ام پي مخصوص عبور تانك و وسايل سنگين روانه شده بود . لشكر مي بايست كليه تانك هاي مأمور و تانك لشكر را از پل عبور مي داد آن هم در تاريكي شب و زير آتش دشمن .

11- عدم توجّه مسؤلين به حفاظت گفتار و آگاه بودن دشمن از اجراي تك چون هيچ گونه عمل ايذايي يا فريب انجام نشد . دشمن از قبل خود را آماده دفاع در مقابل اين تهديد كرده بود كما اينكه بعد از ظهر قبل از تك اقدام به اجراي تك ايذايي جهت برهم زدن آرايش آفندي نمود و روي توپخانه هاي خودي آتش ضد آتشبار اجرا نمود و دشمن از زمان حمله لشكر21 اطلاع داشت .

12- رعب و وحشت در بين پرسنل رزمنده و افرادي كه هنوز جنگ نديده بودند و فقط داستان صدمات را از زبان يگان هايي كه در اثر هجوم ارتش عراق در حمله سراسري عقب نشيني كرده و ضربه خورده بودند شنيده بودند .

13- عبور تانك ها با بي نظمي از پل كرخه شروع و در نتيجه ديرتر از زمان تعيين شده از پل گذشتند و دشمن كه از قبل سلاح هاي ضد تانك خود را به خصوص موشك هاي ماليوتكا را دقيقاً در محل هاي مناسب براي شكار تانك ها مستقر نموده بود توانست در همان ساعات اوليه تانك هاي لشكر21 را مورد اصابت قرار دهد .

14- با وجودي كه لشكر يك يگان پياده بود طرحريزي ها و عمق هدف هاي واگذاري بر اساس عملكرد يك يگان زرهي معمول شده بود .

15- اصول تاكتيكي (نوع مانورـ نحوه مانور يگان ها و آرايشات) به طور مناسب پيش بيني نشده بود و اصول جنگ كلاسيك مورد پذيرش در اين عمليات رعايت نشده بود .

16- استفاده صحيح دشمن از زمين و آموزش كافي دشمن نسبت به جنگ در زمين هموار .

17- يگان هاي لشكر كه از ادغام دو لشكر1و2 مركز تشكيل شده بودند . هنوز انسجام كامل نيافتند و حتّي فرماندهان زيردستان خود را نمي شناختند و در نتيجه اعمال نفوذ روي زيردستان براي اجراي مأموريت مشكل مي نمود .

18- در چنين وضعيّتي خونسردي فرماندهان خودي و نگهداري يگان ها به حالي كه كمترين صدمه را ببينند آسيب پذيري را كم نمود و ميزان تلفات و ضايعات را به حداقل رساند و اگر در كشيدن يگان ها به عقب تصميم غير منطقي گرفته    مي شد تلفات رزمي غير قابل تصوّري پيش مي آمد .

19- تصميم منطقي فرمانده لشكر وقت (سرهنگ ورشوساز) و رعايت اصول عمليات تأخيري كه الزاماً گروه فرماندهي بايستي آخرين رده باشد كه منطقه را ترك مي كند در اين عمليات رعايت گرديد . پس از يك شب توقّف در منطقه درگيري (سه راه قهوه خانه) گروه تاكتيكي صبح روز بعد منطقه را ترك نمود .

 

منبع: پیشتازان غرب کرخه، سالار کیا، علیمحمد، 1380، ایران سبز، تهران

 


[1] – كتاب تك لشكر21 حمزه در غرب كرخه  ص 21 و22 (آرشيو هيأت معارف جنگ)

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده