عملیات والفجر1
بخش پنجم: ادامه عملیات والفجر1در 23 فروردین در ساعت 1120 پاتک دشمن به تپه های 143 و 145 و 165 شدیدتر شد، ولی نبرد بی امان رزمندگان ما با نیروهای دشمن همچنان به شدت ادامه یافت. رزمندگان ما با ایثار به مقاومت در مناطق تصرف شده ادامه دادند. ضمن این که حجم آتشهای پشتیبانی توپخانه زیادتر شد تا از يگانهای رزمی حمایت نماید. در ادامه این تلاش، گردان میثم گزارش داد که تپه 146 را که از دست داده بودند، دوباره از دشمن بازپس گرفته است . از قرارگاه نجف2درخواست کرد؛ برای نگهداری آن نیروی تقویتی اعزام نماید.

قرارگاه کربلا

در شرح جریان نبرد روز 21 و 22 فروردین ماه، در رابطه با عملیات قرارگاه کربلا بیان گردید که يگان‌های این قرارگاه با تلاش چند ساعته در شب 21 و 22 فروردین ابتدا موفق شدند از مواضع مقدم دشمن عبور کنند و چند صد متر در منطقه گسترش دشمن نفوذ نمایند، ولی عکس‌العمل شدید دشمن سریعاً آغاز و به عناصر قرارگاه کربلا فرصت پیشروی داده نشد. لذا آن يگان‌ها در بامداد روز 22 فروردین ماه به مواضع اولیه خود عقب‌نشینی کردند. در طول مدت زمان 22 و همچنین 23 فروردین ماه يگان‌های قرارگاه  به تحکیم همان مواضع پدافندی در خط تماس قبل از عملیات والفجر1پرداختند و در این مدت، تجدید سازمان و تجدید تدارکات نمودند. بنابراین جبهه نبرد قرارگاه کربلا در روزهای 22 و 23 فروردین چندان فعال نبود و میدان نبرد حالت معمولی پدافندی نیروهای هر دو طرف را داشت و حوادث مهمی رخ نداد.

 

قرارگاه نجف در 23 فروردین

درباره نبرد يگان‌های قرارگاه نجف گفتیم که آخرین وضعیت در پایان روز 22 فروردین چنین بود که این يگان‌ها با وجود فشارهای شدید دشمن و ایجاد مشکلات از لحاظ تدارکات و تلفات و تخلیه شهدا و مجروحین توانستند تمام آن شدائد را تحمل کنند و موقعیتی را که در مراحل اولیه عملیات والفجر1در حوالی خط مرز به دست آورده بودند، حفظ نمایند. اما مشکل اساسی و همیشگی نیروهای ما در اغلب نبرد ها آن بود که از آغاز هر نبرد تمام آن چه را که در توان داشتند وارد میدان نبرد مي‌كردند و هر مقدار موقعیتی را که در مراحل اولیه نبرد به دست می آوردند، همان مقدار به حالت موفقیت نهایی در می آمد.

گاهی حتی نگهداری آن نیز مقدور نمي‌شد. بدین جهت در پشت سر يگان‌های ما اغلب نیروهای احتیاط و تقویتی و حتی گاهی منابع تدارکاتی وجود نداشت. لذا چنانچه نیروهای حمله ور اولیه متوقف مي‌گرديدند، امکان ادامه عملیات و استفاده از موفقیت در پشت سر آنها نبود و عملیات در همان مرحله به پایان می رسید. یا این که بدتر مي‌شد و يگان‌ها با تحمل تلفات و خسارات سنگین به مواضع قبلی خود عقب‌نشینی مي‌كردند. چنانکه در آغاز همین نبرد برای قرارگاه کربلا همین وضعیت پیش آمد. اما یادآوری این نکته حائز اهمیت است که این گونه حوادث جزو لاینفک  جنگ است و نباید چنین تصور کرد که هر نیرویی در تمام حملات خود پیروز مي‌شود. اگر چنین بود جنگهای بزرگ بیش از چند هفته یا چند ماه ادامه نمی یافت.

اما آنچه که در جنگ حائز اهمیت فوق العاده است، ایجاد روحیه تهاجمی و میل به جنگ در افراد رزمنده به ویژه فرماندهان هدایت کننده جنگ مي‌باشد. تا هنگامی که این روحیه در ارتشی وجود داشته باشد، آن ارتش و آن ملت مي‌تواند به پیروزی نهایی امیدوار باشد، حتی اگر جنگ سالها به طول انجامد. ولی اگر روحیه تهاجمی و میل به جنگ در یک ارتش تضعیف شد، دیگر آن ارتش نمي‌تواند به هیچ وجه به پیروزی نظامی در جنگ امیدوار باشد، فقط حداکثر کاری که مي‌تواند انجام دهد؛ حفظ مواضع پدافندی و جلوگیری از پیروزی نظامی طرف مقابل خواهد بود. بنابراین مطالبی که ما در این مباحث درباره نبرد های مختلف بیان می کنیم، دلیل بر آن نیست که در نبرد های آفندی ناموفق رزمندگان ما تلاش بیهوده کرده اند، بلکه در کل جریان جنگ تمام تلاشهای آنان اعم از موفق یا ناموفق تأثیر مثبت فراوانی داشت که نتیجه نهایی آن حفظ روحیه تهاجمی و میل به ادامه جنگ بود که با شعار همیشگی – جنگ جنگ تا پیروزی- در تمام محافل سیاسی و نظامی ایران جلوه گر مي‌شد، اما هدف ما از بیان حقایق حوادث میدانهای نبرد، بررسی چگونگی جریان نبرد از دیدگاه نظامی در محدوده همان عملیات است تا بدین وسیله تاریخ نظامی حتی المقدور به همان وضعیتی که رخ داده است نگارش شود.

در روز 23 فروردین نیز فشار دشمن به يگان‌های قرارگاه نجف ادامه یافت و متقابلاً عناصر این قرارگاه تلاش کردند؛ با تحکیم مواضع پدافندی در مناطق متصرفی جدید، حداقل مرزهای ایران را در آن قسمت از منطقه نبرد نگهدارند. در آن روز موفق به انجام این مأموريت شدند. ضمن این که طبق بررسی پیامهای مبادله شده يگان‌های دشمن در این روز تلاش قابل ملاحظه‌ای  برای عقب راندن نیروهای ما از حوالی خط مرز از خود نشان ندادند. 

در این باره یک تدبیر کلی از نیروهای عراق در اغلب نبرد ها مشاهده مي‌گرديد و آن عبارت از این بود که اصولاً نیروهای عراق  هنگام آفند نیروهای ایران در داخل خاک ایران در صورتی که نمي‌توانستند پیشروی نیروهای ایران را سد نمایند، حساسیت چندانی برای نگهداری مواضع از خود نشان نمي‌دادند. ضمن این که بعد از عقب‌نشینی عمومی نیروهای عراق به خارج از خط مرز ، مواضع اصلی پدافندی نیروهای عراق عموماً در خارج از مرز و در داخل خاک عراق بود.در اغلب مناطقی از خاک ایران که هنوز نیروهای عراقی در اشغال خود نگه داشته بودند، فقط عناصر تامینی خود را در آن مستقر کرده بودند. بدین جهت هنگامی که فشار تهاجمی نیروهای ایران شدید مي‌شد، نیروهای تامینی عراق به مواضع پدافندی اصلی در خاک عراق عقب‌نشینی مي‌كردند. البته استثنائاتی نیز در بعضی نقاط وجود داشت که از جمله آن تپه های شرقی فکه در داخل خاک ایران بود.

با توجه به تدبیر کلی یاد شده ارتش عراق ، هنگامی که نیروهای ایران حمله مي‌كردند و نیروهای عراق را به خارج از خط مرز عقب می راندند، نیروهای عراق برای بازپس گرفتن مناطق از دست رفته در داخل خاک ایران تلاش چندانی نمي‌كردند. ولی چنانچه نیروهای ایران داخل خاک عراق مي‌شدند، عکس‌العمل نیروهای عراق برای عقب راندن نیروهای ایران فوق العاده شدید بود، به نحوی که گاهی هفته‌ها تلاش مي‌كردند با اجرای پاتکهای مداوم نیروهای ایران را وادار به عقب‌نشینی  سازند.

در عملیات والفجر1نیز همان شرایط کلی پیش آمد و عناصر قرارگاه کربلا که  در داخل خاک عراق پیشروی کرده بودند، در مقابل عکس‌العمل شدید نیروهای عراق قرار گرفتند و مجبور به عقب‌نشینی  به مواضع اولیه حود در حوالی جاده زبیدات شرهانی گردیدند. ولی در منطقه قرارگاه نجف، نبرد هنوز از مرز عبور نکرده بود، لذا احتمالاً براساس همان تدبیر کلی  ارتش عراق ، نیروهای عراقی تلاشی برای عقب راندن نیروهای ایران از منطقه چم هندی و شمال سمیده نكردند و وضعیت ایجاد شده در روز 22 فروردین ادامه یافت.

 

جریان عملیات والفجر1در 24 فروردین ماه

در روز 24 فروردین ماه نیز نیروهای هر دو طرف ایران و عراق در منطقه عملیات والفجر1در حالت پدافند بودند.چنانچه تلاشهایی انجام می گرفت، عموماً برای تقویت مواضع پدافندی بود. در بررسی حوادث این روز نکته قابل ملاحظه‌ای که حاکی از برخوردهای شدید بین نیروهای طرفین باشد، به چشم نمی خورد. تنها پیام حائز اهمیت در روز 23 فروردین آن بود که برادر محسن رضایی فرماندهی کل سپاه در ساعت 1225 آن روز پیامی به تمام رزمندگان این منطقه فرستاد و از آنان خواست تا انجا که مي‌توانند پیشروی کنند. چنین به نظر می رسید که همین پیام، اساس اجرای یک حمله دیگر بوسیله قرارگاه نجف گردید و قرارگاه کربلا نیز تکهای محدودی را   طرح ریزی کرد. گرچه در مدارک در دسترس، چگونگی نحوه ارجاع مأموريت و طرح ریزی برای ادامه عملیات آفندی درج نشده بود. ولی بررسی مدارک موجود نشان مي‌دهد که فرماندهان قرارگاه‌های کربلا و نجف تصمیم گرفتند؛ از ساعت 23 روز 24 فروردین تلاش دیگری را جهت پیشروی به سمت هدفهای تعیین شده در همان طرح اولیه عملیات والفجر1اجرا نمایند.

براساس این مأموريت، به يگان‌های قرارگاه کربلا دستور داده شد؛ هر یگان در منطقه عملیاتی خود تک محدودی را که قبلاً طرح ریزی شده بود، از ساعت 23 اجرا نماید. اما پیامهای مبادله شده بین قرارگاه‌های کربلا نشان مي‌دهد که عملیات يگان‌های این قرارگاه فقط بصورت اعزام گشتی رزمی انجام شده و تمام گشتی های اعزام شده بوسیله يگان‌ها در ساعات اول روز 25 فروردین و قبل از ساعت 2 نیمه شب به محل قبلی خود مراجعت کردند و گزارش مهمی که حاکی از نتایج مثبت یا منفی عملیات گشتی ها باشد، در مدارک موجود ثبت نگردیده است. در ساعت 2 نیمه شب، قرارگاه خاتم‌الانبیا  چگونگی وضعیت را از قرارگاه کربلا سوال کرد، پاسخ داده شد که وضعیت خوب است و تمام گشتی های اعزامی به یگان خود مراجعت کرده اند. فقط گشتی اعزامی از یگان کربلا 5 هنوز برنگشته است که تا ساعت 0330 آنها نیز برگشتند.این فعالیت قرارگاه کربلا خاتمه یافت. اما چنین به نظر می رسد که قرارگاه نجف تصمیم گرفته بود؛ یک بار دیگر برای تصرف تمام منطقه تعیین شده در مأموريت اولیه عملیات والفجر1که همان تصرف ارتفاعات حمرین تا خط پیروزی بود، تلاش کند. برای این منظور در روز 24 فروردین تلاش کرد؛ يگان‌ها را برای حمله در همان شب آماده سازد.

در ساعت 2335 روز 24 فروردین يگان‌های قرارگاه نجف آماده برای شروع حمله مجدد شدند و 10 دقیقه بعد، نبرد آغاز گردید و قسمتی از يگان‌های قرارگاه شامل عناصر نجف2و 3 به سمت نیروهای دشمن پیشروی نمودند. عناصر نجف1و 4 به پدافند در منطقه مربوطه در شمال و جنوب منطقه قرارگاه نجف ادامه دادند. عناصر قرارگاه نجف2شامل لشکر 27 محمد رسول الله و تیپ 84 پیاده و نجف3شامل لشکر 5 نصر و تیپ 58 پیاده ذوالفقار بود.نجف3در مرحله اول نبرد در احتیاط بود. بنابراین تا آغاز مرحله دوم تازه نفس باقی مانده بود.

در این مرحله از عملیات، نجف3در شمال منطقه عملیات قرارگاه نجف از قرارگاه نجف1عبور از خط نموده و نجف2در همان منطقه قبلی یعنی در مرکز، اقدام به پیشروی نموده بودند.

پیشروی يگان‌های قرارگاه  نجف تا ساعت 0130 بعد از نیمه شب 25 فروردین به کندی انجام گرفت، ولی موفقیت آمیز بود.عناصر نجف 2و 3 توانستند ارتفاعاتی را در غرب خط تماس به تصرف درآورند. این تلاش تا ساعت 0330 نیز به طور نسبی نتیجه بخش بود و تپه 165 که بلندترین قله در این منطقه بود، به تصرف يگان‌های خودی درآمد. فرمانده گردان خیبر جمعی قرارگاه نجف2وضعیت را عالی توصیف کرد. اما چنین به نظر می رسد که از ساعت 0330 به بعد حمله نیروهای حمله ور از دور افتاد و پیامهای مبادله شده هیجانات مثبت خود را از دست داد.

در ساعت 0345 نجف3متوقف شد. بدین جهت فرمانده قرارگاه نجف علت را سوال نمود. پاسخ داده شد؛ قسمت شمال در حال پیشروی هستند. 5 دقیقه بعد سرهنگ2 رحمانی به فرمانده تیپ 58 پیاده اطلاع داد که يگان‌ها قادر به پیشروی نیستند و نمي‌توانند به هدفهای تعیین شده برسند و اجازه خواست که عقب‌نشینی  نمایند، ولی سرهنگ علیاری فرمانده تیپ موافقت نکرد و دستور داد به هر طریق ممکن باید هدف را تصرف نمایند. اما دقایقی بعد، وضعیت به دقت بررسی گردید و معلوم شد که پیشرفت عملیات به آن گونه که در ساعات قبل گزارش گردیده بود، موفقیت آمیز نبوده و هنوز تپه 165 به تصرف نیروهای خودی درنیامده بود. وضعیت نیروهای خودی چندان مطلوب نبوده، بدین جهت فرماندهان تلاش مي‌كردند؛ افراد واحدهای خود را جمع کنند و به مواضع قبلی عقب‌نشینی  نمایند.

در ساعت 0415 صبح روز 25 فروردین مشخص شد که وضعیت يگان‌های نجف بحرانی است و بعضی از فرماندهان تلاش می کنند یگان خود را عقب بکشنند. بدین جهت در ساعت 0425 دستور داده شد که فرماندهان يگان‌ها وضعیت موجود را بررسی کنند. حداقل عملیات خود را هماهنگ سازند. به این ترتیب چنانچه صلاح است در همان مناطق موجود پدافند شود و همه در آن مناطق باقی بمانند. و اگر ادامه توقف میسر نیست همه يگان‌ها به عقب برگردند. اما قبل از اين كه این دستور به مرحله اجرا درآید اختلال و بی نظمی کامل در سازمان و آرایش يگان‌ها ایجاد شد و شهید شدن تعدادی از فرماندهان وضع را وخیم تر کرد. لذا بعضی از يگان‌ها بدون دستور شروع به عقب‌نشینی  کردند.در این باره سرهنگ علیاری فرمانده تیپ 58 پیاده وضعیت را در ساعت 0435 چنین اعلام کرد: اغلب فرماندهان از بین رفته اند ، افراد خود به خود عقب‌نشینی می کنند و چون تعداد تلفات زیاد است، صلاح است که مراجعت نمایند و برادر قربانی هم همین پیشنهاد را نموده است.

وضعیت يگان‌های خودی هر لحظه بحرانی مي‌شد و گزارشات ناراحت کننده ای از يگان‌ها می رسید. تا این که در ساعت 0445 برادر قربانی فرمانده قرارگاه نجف3به قرارگاه نجف پیشنهاد کرد؛ همه يگان‌ها به عقب برگردند. اختلال و بی نظمی در يگان‌های خودی لحظه به لحظه بدتر مي‌شد.بالاخره الزاما در ساعت 0505روز 25 فروردین فرماندهی قرارگاه نجف تصمیم گرفت؛ با پیشنهاد فرمانده لشکر 5 نصر-برادر قربانی-  و فرمانده تیپ 58 – سرهنگ علیاری- موافقت کند و دستور داده شد، عناصر قرارگاه نجف3به عقب برگردند، اما يگان‌های قرارگاه نجف2هنوز به تلاش خود برای تصرف هدفهای تعیین شده ادامه مي‌دادند.گرچه انها نیز تا ساعت 6 صبح روز 25 فروردین موفق به تصرف تپه 146 در نزدیکی خط تماس نشده بودند.

بر مبنای اجازه عقب‌نشینی، عناصر قرارگاه نجف3تا ساعت 0620 به شرق خط پدافندی عقب‌نشینی  کردند. اما عناصر قرارگاه نجف2هنوز در منطقه نبرد با دشمن درگیری سختی داشتند و حمله آنها نیز متوقف شده بود و تلفات شدیدی به آنها وارد مي‌گرديد. از ساعت 0840 در وضعیت يگان‌های نجف2اختلال ایجاد شد و دیگر افراد توانایی پیشروی نداشتند و توقف نیز سبب تلفات سنگین مي‌گرديد. چنانکه فرمانده گردان خیبر در ساعت 0857 گزارش داد؛ اکثر افراد شهید یا زخمي‌شده اند.

در ساعت 0935 عقب‌نشینی  نامنظم عناصر قرارگاه نجف2نیز شروع شد. اما برادر محسن رضایی به فرماندهان قرارگاه نجف دستور داد؛ به هیچ وجه به يگان‌ها اجازه عقب‌نشینی  ندهند، حتی اگر شهید شوند. برادر حاج همت فرمانده قرارگاه نجف همین دستور را به يگان‌ها ابلاغ کرد و گفت: حتی گردان خیبر نیز حق عقب‌نشینی  ندارد. اما چنین به نظر می رسد که وضعیت خیلی وخیم تر از آن بود که این گونه دستورات بتواند جلوی عقب‌نشینی  افراد را بگیرد، چنانکه فرمانده نجف2در ساعت 1055 گفت: وضعیت شبکه ارتباطی به قدری شلوغ است که هیچ چیز معلوم نیست. در این شرایط بحرانی وضعیت يگان‌هایی که در مواضع پدافندی قبلی بودند، نسبتاً خوب بود و آنها مي‌توانستند حداقل از آن مواضع دفاع کنند .از این جهت نگرانی مهمی در میان نبود.

در ساعت 1100 گردان میثم لشکر محمد رسول الله (ص) اطلاع داد؛ بوسیله دشمن عقب رانده شده است و فرمانده قرارگاه نجف گفت: تا آنجا که مي‌توانید مقاومت کنید. در همین موقع، پاتک شدید دشمن به تپه های 143 و 145 در منطقه نجف2به اجرا درآمد و علاوه بر آن، نیروهای دشمن از سمت جنوب غربی و از حوالی پاسگاه مرزی سمیده به طرف شمال شرقی پاتک کردند که بوسیله قرارگاه نجف4خنثی گردید.

در ساعت 1120 پاتک دشمن به تپه های 143 و 145 و 165 شدیدتر شد، ولی نبرد بی امان رزمندگان ما با نیروهای دشمن همچنان به شدت ادامه یافت. رزمندگان ما با ایثار به مقاومت در مناطق تصرف شده ادامه دادند. ضمن این که حجم آتشهای پشتیبانی توپخانه زیادتر شد تا از يگان‌های رزمی حمایت نماید. در ادامه این تلاش، گردان میثم گزارش داد که تپه 146 را که از دست داده بودند، دوباره از دشمن بازپس گرفته است . از قرارگاه نجف2درخواست کرد؛ برای نگهداری آن نیروی تقویتی اعزام نماید.

همزمان با مقاومت رزمندگان ما، نیروهای دشمن نیز به تلاش خود می افزودند و سعی مي‌كردند به هر قیمتی شده نیروهای ما را از  تپه های حوالی خط مرز عقب برانند. بدین جهت فشار دشمن از ساعت 12 ظهر به بعد شدیدتر شد. نیروهای زرهی و مکانیزه دشمن با پشتیبانی هوایی و بالگردها و توپخانه به سمت نیروهای ایران هجوم آوردند. طبق گزارش فرمانده قرارگاه نجف2در ساعت 1458 نبرد نزدیک و جنگ تن به تن نیروهای خودی و دشمن آغاز گردید. فرمانده قرارگاه نجف تلاش کرد؛ يگان‌های خودی را به ادامه مقاومت تشویق نماید. ولی بنا‌به اظهار فرمانده گردان میثم دیگرکار ‌‌از کار گذشته بود.

 در ساعت 1525 ستوان آخوندیان مسئول رکن 2 گردان 182 در قرارگاه نجف2حضور یافت و اعلام کرد اکثر افراد خودی شهید و مجروح شده اند و گردان 182 که با گردان مالک اشتر سپاه ادغام شده بود، عقب‌نشینی  کرده اند. در ساعت 1650 گردان قدس نجف3عقب‌نشینی  کرد و فرمانده تیپ 58 ذواالفقار به گردان2آن تیپ دستور داد؛ موضع تخلیه شده به وسیله گردان قدس را اشغال کند. در ساعت 1800 نیز اطلاع حاصل شد که تپه 143 نیز از نیروهای خودی تخلیه شده است.

 بدین ترتیب با تمام تلاشی که فرماندهی قرارگاه نجف به کار برد تا به وضعیت موجود در میدان نبرد سر و سامانی بدهد، ولی وضعیت نیروهای خودی بحرانی تر از آن بود که این گونه تلاشها بتواند از عقب‌نشینی  يگان‌های خودی از خط مقدم جلوگیری نماید. با این وجود، قسمتی از يگان‌های قرارگاه نجف در روز 25 فروردین نیز از مواضع تصرف شده دفاع کردند. با شروع تاریکی شب، فشار دشمن نیز موقتاً تخفیف پیدا کرد و میدان نبرد آغشته به خون شهدای میهن اسلامی در آرامش نسبی فرو رفت. اما وضعیت میدان نبرد نشان می داد که این آرامش چندان پایدار نخواهد بود و روز بعد حوادث خونین تری به وقوع خواهد پیوست.

در آغاز روشنایی روز 26 فروردین، نیروهای دشمن، پاتکهای سنگین خود را بار دیگر آغاز کردند. در ساعت 0530 صبح قرارگاه نجف اطلاع داد؛ نیروهای دشمن از منطقه بین عناصر نجف2و 3 به تپه های 143 و 146 پاتک کرده اند، ولی پاتک دشمن با مقاومت دلیرانه رزمندگان ما خنثی گردید. تلاش دشمن متوقف نشد و در ساعت 0720 بار دیگر يگان‌های دشمن از سمت جنوب شرقی و در منطقه قرارگاه نجف4در حوالی پاسگاه پیچ انگیزه شروع به پیشروی به سمت مواضع نیروهای ما کردند که با مقاومت نیروهای ما مواجه شده و متوقف گردیدند.

پاتکهای دشمن به تناوب در ساعتهای مختلف و در مناطق مختلف میدان نبرد به اجرا درآمد. تلاش اصلی دشمن بازپس گرفتن تپه های 143 ، 145 ، 146و 165 یعنی بلندترین نقاط ارتفاعات مرزی حمرین در شمال فکه بود. طبق اطلاعاتی که از شبکه های اطلاعاتی پست شنود از نیروهای دشمن می رسید، به نیروهای دشمن فشار وارد مي‌شد تا حداقل ارتفاعات یاد شده را از نیروهای ایران بازپس بگیرند. بر مبنای اطلاعات، وضعیت بعضی از نیروهای دشمن که به يگان‌های ایرانی نزدیک شده بودند، چندان خوب نبود و نیروهای ایران با اجرای آتشهای مستقیم ضد تانک تعدادی از خودروهای زرهی دشمن را منهدم کرده بودند. این وضعیت سبب تضعیف روحیه بعضی از افراد يگان‌های دشمن شده بود، به نحوی که افراد یک واحد با کد 33 بدون دستور عقب‌نشینی  کرده بودند و فرمانده رده بالاتر گفته بود که چنانچه به مواضع جلوتر برنگردند، در همان محل اعدام خواهند شد.

طبق اطلاعات رسیده از شبکه شنود، در ساعت 1200 تیپ زرهی ابن الولید – تیپ 12 لشکر 3 زرهی عراق – برای تقویت يگان‌های عراقی در شمال فکه وارد این منطقه شد. در ساعت 1325 گردان 33 زرهی عراق گزارش داد؛ سوخت تانکها تمام شد و نیروهای پیاده در سنگرها متوقف گردیده اند و حاضر به ادامه پیشروی نمی باشند. فرمانده رده بالاتر پاسخ داد؛ هرکس اجرای دستور نکرد، همان جا اعدام کنید. در صورتی که اطلاعات به دست امده از پستهای شنود دقت و صحت کافی داشته باشند، وضعیت نیروهای پاتک کننده دشمن از ساعت 12 به بعد به وخامت گرایید.

تانکهای دشمن آسیب سختی از تیراندازی ضد تانک نیروهای ایران دیدند و تیپ 51 زرهی عراق در اجرای مأموريت خود موفقیتی به دست نیاورد و مجبور به عقب‌نشینی  به مواضع عقب تر گردید. ولی رده بالای فرماندهی عراق دستور داد؛ دو یگان کماندوئی بسیار قوی به منطقه فعال نبرد حرکت کنند. احتمالا این يگان‌ها در ساعت 1245 به خط مقدم منطقه نبرد رسیدند و رزم پیاده نظام را علیه نیروهای ایران آغاز نمودند و يگان‌های تیپ ابن الولید نیز وارد منطقه شده و با نیروهای ایران درگیر گشتند.

متأسفانه در مدارک در دسترس، جریان وقایع و وضعیت نیروهای خودی در عملیات روز 26 فروردین ثبت نگردیده است. فقط اخبار دریافت شده از دشمن بوسیله پستهای شنود نیروهای خودی درج شده بود. نتیجه کلی این اطلاعات آن است که در تمام مدت روز 26 فروردین ماه نیروهای عراق تلاش کردند؛ با وارد کردن يگان‌های تقویتی و تازه نفس فشار خود را به نیروهای ایران و عقب راندن آنها از تپه های بلند شمال فکه ادامه دهند. در ساعت 1345 فرماندهی عراقی شمال فکه گزارش داد که وضعیت نیروهای عناصر عالی است.

گردان تانک آندلس در حال پیشروی است و اولین خاکریز نیروهای ایران در آن منطقه به تصرف نیروهای عراقی درآمد .دقایقی بعد فرمانده تیپ ابن الولید گزارش داد هدفهای تعیین شده را تصرف کرده است. در بقیه ساعات بعد از ظهر آن روز به تدریج نیروهای عراقی انجام مأموريت خود را به رده های بالاتر اعلام کردند که حاکی از عقب راندن نیروهای ایران به خط تماس اولیه بود. در ساعت 1620 پست شنود ستاد مشترک ایران مستقر در منطقه فکه، پیام درود صدام حسین به فرماندهان يگان‌های عراقی وارد عمل شده در آن منطقه را دریافت کرد که نکات مهم آن به شرح زیر بود:

واحدهای عراق که متشکل از تیپ 108 پیاده و 51 زرهی بودند، موفق شدند؛ قسمت عظیمی از هدفهای خود را تصرف نمایند و تعدادی از نیروهای ایران را محاصره کنند و در پایان اظهار امیدواری کرده بود که قبل از شروع تاریکی نیروهای عراق بتوانند منطقه را از وجود نیروهای ایران پاکسازی نمایند.

با ابلاغ پیام صدام حسین، واحدهای حمله ور عراق تلاش کردند؛ در مدت زمان باقیمانده از روشنایی روز 26 فروردین نقاط مناسبتری را  برای پدافند اشغال کنند که تا حدودی هم موفق گردیدند. از حدود ساعت 1800 اقدامات پدافندی و تحکیم مواضع را شروع نمودند، البته در بعضی از پستهای شنود نیروهای ایران، اطلاعاتی حاکی از وخامت بعضی از واحدهای عراقی دریافت مي‌شد که در نتیجه نهایی عملیات تاثیری نداشت و بالاخره تاریکی شب فرا رسید و مانند همیشه سپاه تاریکی بر نیروهای هر دو طرف چیره شد و آنها را مجبور به ترک مخاصمه کرد. لذا آرامش نسبی در میدان نبرد برقرار شد و نیروهای ایران در خط تماس اولیه به پدافند پرداختند.

در مدارک در دسترس و مدارک دیگری درباره چگونگی ادامه عملیات والفجر1مطالبي درج نشده بود. تنها مدارک برای ادامه این عملیات آن بود که در 29 فروردین دستور کتبی پدافندی برای قسمتی از منطقه عملیات والفجر1به وسیله قرارگاه قائم(عج) تهیه و منتشر گردید. متن این دستور نشان مي‌دهد که از 27 فروردین ماه عملیات‌والفجر1به کلی متوقف گردید. نیروهای ایران قدرت آفندی خود را از دست دادند و نیروهای عراق نیز نتوانستند به پاتکهای خود ادامه دهند. در نتیجه عملیات در همان منطقه‌ای که در پایان روز 26 فروردین جریان داشت، خاتمه ‌یافته و نیروهای هر دو طرف حالت پدافند  گرفتند و به تحکیم مواضع پدافندی پرداختند.

به این طریق، عملیات والفجر1نیروهای ایران که به منظور پاکسازی تمام ارتفاعات حمرین در منطقه مرزی بین موسیان در شمال و فکه در جنوب و ادامه آن ارتفاعات در خاک عراق به مرحله اجرا درآمده بود، بدون وصول به هدفهای خود پایان یافت. با پایان گرفتن عملیات والفجر1طبق روش معمول نیروهای مسلح ایران، مسئولیت پدافند از منطقه، به يگان‌های ارتش محول شد و يگان‌های سپاه پاسداران از مأموريت در منطقه غرب دزفول و شوش رها شدند تا در عملیاتهای آفندی در صحنه های دیگر شرکت نمایند.

دستور عملیاتی پدافندی قرارگاه قائم(عج) که به نام دستور عملیاتی شماره 3 پدافندی در 29 فروردین 1362 برای پدافند از منطقه غرب دزفول و شوش – غرب رودخانه دویرج و شرق فکه- منتشر گردیده، بیانگر آخرین وضعیت گسترش پدافندی نیروهای ایران در منطقه نبرد مورد بحث مي‌باشد. لذا خلاصه آن دستور را بیان می کنیم.

 

سازمان رزمی

تیپ 84 پیاده با سه گردان پیاده و یک گردان تانک ، یک گروهان سوار زرهی یک گردان توپخانه 105 میلیمتری و يگان‌های پشتیبانی رزمی و خدمات رزمی تیپ .

تیپ 58 پیاده ذوالفقار شامل پنج گردان پیاده ، یک گردان توپخانه 105 میلیمتری و يگان‌های پشتیبانی رزمی و خدمات رزمی تیپ .

تیپ 55 پیاده هوابرد شامل پنج گردان پياده، یک گردان توپخانه 105 میلیمتری و يگان‌های پشتیبانی رزمی و خدمات رزمی تیپ .

تیپ 37 زرهی شامل دو گردان تانک ، یک گروهان مکانیزه یک گروهان سوار زرهی یک گردان توپخانه 155 ميليمتري.

توپخانه قرارگاه قائم(عج) شامل یک گردان کاتیوشا ، سه آتشبار 130  میلیمتری و یک آتشبار 203 میلیمتری

 در ماده یک، وضعیت يگان‌های خودی چنین بیان شده بود که قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص)  از رودخانه  چنگوله در شمال تا دهانه فاو در جنوب پدافند مي‌كند و آماده برای اجرای عملیات آفندی مي‌گردد. قرارگاه عملیاتی‌کربلا – شامل لشکر 21‌‌ ، يگان‌های ژاندارمری – منطقه در شمال قرارگاه قائم(عج) از رودخانه چنگوله تا پاسگاه بجليه و لشکر 16 زرهی در جنوب قرارگاه قائم(عج) از نهر شاخه دویرج -در شرق معبر سمیده- تا رودخانه کرخه در حوالی بستان پدافند می‌نمایند. در ماده 2،مأموريت قرارگاه عملیاتی قائم(عج) چنین بیان شده بود که از ساعت 6 روز 31 فروردین 1362 در منطقه مربوطه از نهر شاخه تا بجیله گسترش پدافندی اتخاذ مي‌كند و آماده مي‌شود بنا به دستور در منطقه واگذاری تک نماید.

با توجه به این که چهار تیپ مستقل، توان رزمی این قرارگاه را تشکیل مي‌دادند، تدبیر پدافندی فرماندهی قرارگاه قائم آن بود که چهار تیپ را در خط پدافندی گسترش دهد. به ترتیب؛ تیپ‌های 58 ذوالفقار، 55 هوابرد، 37 زرهی و 84 پياده را از شمال به جنوب در خط مقدم پدافندی مستقر نمايد. بر مبنای همین تدبیر؛ مأموريت پدافندی تیپ ها تعیین گردیده بود و مانند اغلب موارد ، یگانی برای احتیاط پیش بینی نشده بود.

مفاد طرح قرارگاه قائم(عج) نشان مي‌دهد که بعد از پایان عملیات والفجر1هیچ گونه تغییری در خط تماس قبل از آغاز نبرد بین نیروهای خودی و دشمن ایجاد نشده بود و کلیه عناصر يگان‌های حمله ور در آن عملیات شامل عناصر قرارگاه کربلا و نجف به همان خط تماس اولیه مراجعت کرده بودند. در نتیجه در عملیات والفجر1هیچ موفقیتی از نظر بیرون راندن نیروهای اشغالگر عراق نصیب نیروهای ایران نشده بود.

در پایان این نبرد وضعیت و منطقه گسترش پدافندی نیروهای ایران به همان حالتی برگشته بود که قبل از آغاز آن نبرد وجود داشت. بدین ترتیب عملیات والفجر1از لحاظ هدفهای تصرف زمین به هیچ نتیجه ای نرسیده بود. از لحاظ انهدام نیرو نیز به احتمال زیاد تلفات نیروهای ایران بیش از تلفات دشمن بود. تنها نتیجه ای که از این عملیات به دست می آمد؛ نتیجه روانی آن بود که به فرماندهان و افراد ارتش عراق نشان می داد؛ نیروهای ایران و ملت ایران آمادگی آن را دارند ، به هر قیمتی که باشد نبرد را ادامه دهند تا حقوق حقه ملت ایران را از آتش افروزان این جنگ تحمیلی بازستانند.

با توجه به نتایج حاصله از نبرد مورد بحث خط تماس نیروهای ایران و عراق در منطقه عملیاتی غرب دزفول و شوش به همان نحوی باقی ماند که قبل از آن بود و در این خط تماس در قسمت شمال منطقه نیروهای ایران داخل خاک عراق بودند و قسمتی از سرزمین عراق را در شمال جاده زبیدات شرهانی – جنوب غربی موسیان ودهلران – در تصرف خود داشتند. اما در قسمت جنوبی منطقه و حوالی فکه هنوز قسمتی از سرزمین ایران در اشغال نیروهای متجاوز عراق باقی ماند. همین امر سبب نبرد های دیگری در این منطقه شد که در بخش‌های آینده به شرح آن خواهیم پرداخت.

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده