نبردهای صحنه عملیاتی غرب
بخش سی و هفتم: ادامه عملیات بازی دراز مبارزه سرسختانه رزمندگان دلير ما براي عقب راندن نيروهاي متجاوز اشغالگر از منطقه بازيدراز در روز پنجم ارديبهشتماه نيز ادامه يافت ضمن اينكه نيروهاي متجاوز نيز براي نگهداري مناطق اشغالي سرسختي نشان ميدادند.برآوردهاي اطلاعاتي نشان ميداد نيروهاي دشمن براي اجراي پاتكهاي سنگين در تمام منطقه نبرد بهويژه در منطقه سرپلذهاب كه مناسبتر براي وارد عمل شدن یگانهای زرهي دشمن بود، آماده ميگردد. لذا تیپ3زرهي مجبور بود به هر نحو مقدور مواضع موجود پدافندي را حفظ كند. ضمن اينكه سعي كند هدفهاي انتخاب شده براي عمليات آفندي در ارتفاعات بازيدراز را تصرف نمايد.

اولين گزارش ثبت شده تیپ3زرهي، در اسناد در دسترس نشان مي‌دهد كه به‌طور كلي در ساعات اوليه حمله، عمليات موفقيت‌آميز بود. در اين گزارش فرمانده تيپ اعلام كرد، طرح عملياتي محسن از ساعت 0500 (روز دوم ارديبهشت) اجرا شد، تا زمان ارسال اين گزارش از افراد دشمن 284 نفر به اسارت گرفته شد و حدود 300 نفر از آنان نيز كشته و يا زخمي گرديده‌اند. تا زمان اين گزارش، از افراد تيپ نيز چهار نفر شهيد و 51 نفر زخمي بوده كه نسبت به شرايط نبرد تلفات چندان زيادي نمي‌باشد. اما به ‌نظر مي‌رسد كه به‌علت كوهستاني بودن منطقه نبرد و مشابه بودن ارتفاعات با يكديگر، وضعيت كاملاً روشن نبود و موفقيت‌هايي كه در روز اول به‌دست آمد، اجراي تمام مأموريت نبود و هنوز هدف‌هاي اصلي كه تپه‌هاي 1100 شمالي و جنوبي و 1150 بالاخره 1020 بودند، به تصرف نيروهاي ما درنيامده بودند.

 در اين حال، فرمانده تيپ در دستوري كه احتمالاً در اواخر روز دوم ارديبهشت‌ماه به یگان‌های تابعه صادر كرد، اظهار داشت: (با موفقيت‌هايي كه تيپ حاصل كرده دشمن تصميم دارد پاتك نمايد كاملاً مراقب باشيد و آمادگي براي مقابله داشته باشيد به‌ويژه گردان 211 (احتياط) آماده خنثي كردن پاتك دشمن باشد). فرمانده تيپ در دستوري ديگر به فرمانده گروه 44 توپخانه دستور داد؛ سريعاً طرح پوشش با آتش معابر وصولي پاتك احتمالي دشمن را تهيه و آماده براي اجراي آتش در مسيرهاي دشمن باشد و مسيرهاي احتمالي پيشروي دشمن به منطقه نبرد بازي‌دراز به ترتيب از جنوب به شمال قاسم‌آباد به‌طرف تنگ‌كورك، چم امام حسن به‌طرف تپه 1050، خزعل‌گري، كهرك به‌طرف تپه 1150 روستاي در مسیر به‌طرف شيرين آب و داربلوط بالاخره از سمت غرب به‌طرف شيرين‌آب و داربلوط تعيين گرديد.

اولين روز نبرد بازي‌دراز با موفقيتي نسبي خاتمه يافت. ولي به‌علت شرايط زمين و گسترش وسيع نيروهاي خودي در منطقه نبرد، وضعيت عمومي نيروهاي خودي و دشمن هنوز كاملاً روشن نبود. با وجود اين‌كه لشكر كراراً از تیپ3مي‌خواست وضعيت را اعلام كند. فرمانده تيپ در روز سوم ارديبهشت (روز دوم نبرد) پاسخ داد، نبرد هم‌چنان ادامه دارد، ولي به‌علت وضعيت طبيعي منطقه هنوز برآورد نتيجه نهايي ميسر نيست. اين پيام نشان مي‌دهد كه حتي در روز دوم نبرد نيز وضعيت براي فرمانده تيپ مبهم بود، زيرا با وجود پيشرفت‌هايي كه بعضي از یگان‌ها در منطقه بازي‌دراز كرده بودند، ولي مشكلات زيادي نيز به‌وجود آمده بود كه شمه‌اي از اين مشكلات را برادر سپاهي وزوايي در خاطرات خود بيان كرده است (به يادداشت‌هايي از خاطرات رزمندگان مراجعه شود) اما قرارگاه تيپ و گردان‌هاي رزمنده، تصوير روشني از عمليات اولين روز نبرد نشان ندادند. فقط دو گزارش از گروه رزمي 184 مكانيزه و 215 تانك در اسناد و مدارك درج گرديده كه تا حدودي وضعيت سمت شمالي و غربي منطقه نبرد را روشن مي‌سازد. اين دو قسمت در تلاش اصلي نبودند و تلاش اصلي در سمت جنوبي بود كه برادر سپاهي وزوايي تا حدودي وضعيت آن منطقه را روشن ساخته است.

خلاصه گزارش گروه رزمي 184 مكانيزه مستقر در شمال سرپل‌ذهاب چنين است:

« ازساعت 0600 روز 2/2/60 تا ساعت 1600 آن روز، تعداد پنج دستگاه تانك خودي زير آتش توپخانه و تانك دشمن به‌طور مداوم اجراي تيراندازي نمود و تا به حال تعداد 400 گلوله محترقه شديد توسط آن‌ها تيراندازي شده است.

فرمانده دسته مربوطه در كوره‌موش، با همكاري سروان سرمدي، تقاضاي آتش و تصحيح تير كرد. برابر اظهارات آنان عملكرد دسته تانك چيفتن بسيار خوب بود و از حركت تانك‌هاي دشمن به‌طرف مواضع خودي جلوگيري شد.              امضاء سرهنگ2 مظفري»

از نكات جالب از ديدگاه نظامي درباره همين گروه رزمي اين است كه در آن شرايط حساس نبرد، فرمانده گردان 184 مكانيزه اعلام كرد كه در ساعت 2100 یگان مستقر در كوره‌موش و ريخك با گروهان دوم آن گردان تعويض خواهد شد. در صورتي‌كه معمولاً در چنين شرايطي به‌منظور حفظ نظم ايجاد شده در جبهه، عمليات تعويض انجام نمي‌گيرد، اما علت انجام اين امر براي ما روشن نگرديد.

گزارش ديگر از وضعيت منطقه نبرد بازي‌دراز در روز دوم ارديبهشت‌ماه را فرمانده گردان 215 تانك مستقر در جنوب محور سرپل‌ذهاب- قصرشيرين داده است كه خلاصه آن چنين است :

«يك دسته تانك به آب‌باريك فرستاده شد تا یگاني را كه به تپه 1050 حمله مي‌كرد، با آتش پشتيباني كند، هم‌زمان تانك‌هاي مستقر در ريخك مواضع دشمن را در ارتفاعات قراويز جنوب دستك (شمال ريخك) به زير آتش گرفتند. در تمام مدت آن روز، گردان با دشمن درگير بود و مواضع خودي زير تمركزات آتش دشمن قرار داشت که بر اثر آن سه دستگاه تانك خودي آسيب ديد و دو نفر درجه‌دار شهيد و يك نفر درجه‌دار و يك نفر سرباز زخمي گرديدند. بر اثر آتش دشمن به مواضع حوالي خاتومه نيز يك سرباز و يك درجه‌دار مجروح گرديدند و يك خودرو آسيب ديد.

از حدود ساعت 1300 يك واحد زرهي دشمن با حدود 20 دستگاه تانك از روستاي كلانتر به‌طرف شرق پيشروي نمود و تا حوالي نصرآباد- سيد خاتم و شيرين آب جلو آمد كه با ايجاد سد آتش به‌وسيله توپخانه و خمپاره‌اندازهاي خودي، نيروهاي دشمن مجبور به عقب‌نشيني به مواضع قبلي خود شدند.

در طول مدت شب نيز نيروهاي دشمن يك‌بار در ساعت 2100 و بار ديگر در ساعت يك بعد از نيمه شب اقدام به تك نمودند كه با آتش خودي خنثي شد. درگيري تا آغاز روشنايي روز سوم ارديبهشت همچنان ادامه دارد.                         امضاء سرگرد افشين»

با توجه به نكات ياد شده، وضعيت نبرد بازي‌دراز در روز اول چندان روشن نبود و پيكار سختي درگرفته بود كه در روزهاي بعدي ادامه يافت. در روز اول نبرد، دوم ارديبهشت 1360 از افراد عناصر شركت كننده در آن، جمعاً چهار نفر شهيد و 68 نفر مجروح گزارش گرديد كه نسبت به حجم عمليات تلفات زيادي به ‌نظر نمي‌رسد. زيرا جمعاً در اين منطقه نبرد حدود 10 گردان رزمي و توپخانه و پاسدار وارد عمل شده بود كه با درنظر گرفتن كمبودهاي پرسنلي حدود 4000 نفر از نيروهاي ما در اين منطقه نبرد گسترش داشت. بنابراين ميزان درصد تلفات كمتر از 2% بود. تركيب تلفات عبارت بود از 49 نفر نظامي (دو افسر هفت درجه‌دار بقيه سرباز و تكاور) 14 نفر پاسدار و هشت نفر بسيجي، يك افسر مجاهد عراقي، ضمناً از اين تعداد فقط پنج نفر در نقاط مختلف و بقيه يعني 67 نفر در منطقه بازي‌دراز مجروح شدند.

روز دوم نبرد در شرايطي آغاز شد كه هنوز موفقيت قاطعي نصيب تیپ3زرهي نشده بود. فرمانده تيپ بار ديگر از لشكر 81 زرهي درخواست كرد؛ تيپ‌هاي ديگر نيز در منطقه خود (سومار و گیلانغرب) تك فرعي اجرا كنند، تا فشار دشمن در منطقه اين تيپ كمتر شود و بتواند به‌سرعت هدف‌هاي تعيين شده را تصرف نمايد. بررسي گزارش‌های چنين نشان مي‌دهد كه روز دوم نبرد روز بسيار سختي بود، زيرا نيروهاي دشمن كاملاً به طرح حمله نيروهاي ما آگاه شده بودند و عكس‌العمل شديد خود را در تمام منطقه شروع كرده بودند.

از جمله، طبق پيش‌بيني‌هاي قبلي فرمانده تيپ، تهديد عمده دشمن از طرف غرب و شمال جبهه نبرد به مرحله اجرا گذاشته و نيروهاي زرهي دشمن از آن مناطق به مواضع  نيروهاي ما حمله كردند. اين حمله دشمن سبب ايجاد تغييرات در طرح تيپ شد، طرح اين بود كه بعد از موفقيت در قسمت شمالي ارتفاعات بازي‌دراز، يك واحد هوابرد و تكاور در آن قسمت به‌صورت هلي‌برد پياده شود و پيشروي را از شمال‌غربي به جنوب‌شرقي براي تپه 1100 و 1150 تسهيل نمايد. اما به‌علت تهديد دشمن در شرق قراويز، فرمانده تيپ مجبور شد؛ یگان هلي‌برد را در آن قسمت پياده كند كه در اين عمل يك بالگرد نفربر 214 مورد اصابت گلوله دشمن واقع شد و منهدم گرديد، اما خوشبختانه اين سانحه بعد از پياده كردن سرنشينان آن رخ داد. (به خاطرات سرهنگ بدري فرمانده تیپ3زرهي مراجعه شود) اين اتفاق در ساعت 1445 روز دوم نبرد حادث شد ولي خلبانان نيز نجات يافتند.

لازم به يادآوري است كه عمليات هلي‌برد در روز دوم اتفاق افتاد و به‌طور كلي یگان هلي‌برد و تكاور كه در روز دوم ارديبهشت در منطقه شمال‌غربي وارد عمل شدند، موفقيتي به‌دست نياوردند و با دادن تلفات سنگيني عقب‌نشيني كردند. از جمله دو نفر افسران آن یگان سروان شاه‌حسيني و سروان ادبیان به شهادت رسيدند.

درباره عمليات یگان تكاور، فرمانده گروهان چهارم مالك‌اشتر چنين گزارش داده است:

«در ساعت 1200 روز دوم ارديبهشت‌ماه، یگان هلي‌برد در منطقه مورد نظر پياده شد ولي بلافاصله در زير آتش شديد دشمن قرار گرفت. نظر به اين‌كه یگاني در جناحين اين واحد نبود، هنگام پيشروي، اين یگان در محاصره نيروهاي دشمن قرار گرفت. با وجود درخواست مكرر پشتيباني آتش و كمك ما، نيرويي به كمك نرسيد، در حالی‌که فشار دشمن هر لحظه شديدتر می‌شد. با اين وجود مقاومت نيروهاي ما به‌ويژه گروهي كه به فرماندهي سروان ادبیان در جناح چپ (شرق) پيشروي مي‌كرد، تلفاتي به دشمن وارد ساخت.

در ساعت 1730 سروان ادبیان شهيد شد و پرسنل تحت فرماندهي او به نبرد ادامه دادند، ولي به‌علت تمام شدن مهمات و وارد شدن تلفات، آن قسمت در ساعت 1900 مجبور به عقب‌نشيني شد و تداركاتي كه به‌وسيله بالگرد به منطقه نبرد اين تيم حمل شده بود با آتش دشمن منهدم گرديد.        امضاء فرمانده گروهان چهارم ستوان يكم محمدرضا نانكلي»

در ادامه گزارش افسر ياد شده، تعداد تلفات 11 نفر شهيد و 13 نفر مجروح اعلام شد و 43 نفر افراد باقي‌مانده اين گروهان عقب‌نشيني كرد.

باري در روز دوم نبرد، تلاش اصلي نيروهاي ما در منطقه بازي‌دراز ادامه يافت كه در قسمت شمالي به‌علت عدم موفقيت یگان هوابرد پيشرفتي حاصل نشد. ولي در قسمت مياني و جنوبي بازي‌دراز نيروهاي ما توانستند قسمت عمده ارتفاعات را از اشغال دشمن آزاد سازند و موفقيت‌هاي قابل ملاحظه‌اي كسب نمايند. ولي مدارك موجود نشان مي‌دهند كه هنوز هدف نهايي كه تپه 1150 بود، به تصرف نيروهاي ما درنيامده بود. با اين وجود، موفقيت‌هاي به‌دست آمده آن‌چنان حائز اهميت بود كه فرمانده عملياتي قرارگاه نيروي زميني در غرب طي پيام كتبي اين موفقيت را به تیپ3زرهي تبريك گفت و از ابراز رشادت و شجاعت رزمندگان دلير شركت‌كننده در اين نبرد ستايش كرد.

نظر به اين‌كه هنوز مأموريت تیپ3خاتمه نيافته بود فرمانده تيپ تغييراتي در گسترش یگان‌ها داد. از جمله به گردان پياده نور دستور داد كه يك گروهان يك‌صد نفري را به حوالي روستاي نسار در غرب دشت دهره اعزام كند تا با گردان 143 مكانيزه و 265 سوار زرهي در عمليات منطقه تنگ‌كورك شركت نمايد. به گردان 143 مكانيزه دستور داد، معبر وصولي دشمن در چم امام حسن و قاسم‌آباد را تحت كنترل كامل بگيرد و آماده خنثي كردن پاتك دشمن از اين معبر باشد.

همان‌گونه كه در بررسي نيروهاي گذشته يادآور شديم، در اين بررسي‌ها گاهي مطالب بسيار جزئي به چشم مي‌خورد كه به ظاهر حائز هيچ اهميتي نيست، ولي اگر عميقاً انگيزه‌هاي ايجاد آن عامل بررسي شود، اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌كند.

در بررسي اسناد و مدارك عمليات بازي‌دراز نيز گاهي به چنين مسائلي برخورد مي‌شود كه يكي از آن‌ها چنين است. با وجود اين‌كه عناصر حمله‌ور تیپ3و سپاه پاسداران بنا به اعلام لشكر 81 زرهي به نيروي زميني شامل يك گروهان هوابرد، يك گردان مكانيزه (منها) يك گردان سپاه پاسداران، 500 نفر تكاور و يك واحد تانك بود و در روز دوم نبرد مشكلات سختي براي تيپ جهت تصرف هدف‌هاي اصلي ايجاد شده بود، لشكر 81 زرهي درباره رها كردن گروهان هوابرد چنين دستوري به تیپ3زرهي داد: «برابر امريه نيروي زميني هم‌اكنون كه عمليات آن تيپ با موفقيت انجام گرديده، دستور فرماييد گروهان 146 هوابرد رها گردد» لازم به توضيح است كه اين تيپ به‌علت اين‌كه تحت فشار دشمن از سه جهت بود، مدام از لشكر 81 درخواست مي‌كرد، به تيپ‌هاي ديگر دستور دهد آن‌ها نيز در منطقه مربوطه تك فرعي كنند تا قسمتي از تلاش دشمن كه حدود يك لشكر بود، از منطقه آن تيپ كمتر شود.

 اين امر مورد تأييد لشكر نيز بود و دستوراتي به یگان‌های ديگر صادر كرد. با اين وجود شرايط كلي جنگ و مشكلات و كمبودها در تمام رده‌هاي فرماندهي آن‌چنان زياد بود كه براي يك گروهان پياده، بين رده‌هاي مختلف فرماندهي چانه زده می‌شد و بحث و گاهي جدال مكاتباتي درمي‌گرفت. روز دوم نبرد بازي‌دراز با موفقيتي نسبي به پايان رسيد. در اين روز تلفات انساني یگان‌های ما غير از یگان تكاور، سه نفر از رزمندگان ما شهيد شدند كه يك‌ نفر پاسدار، يك نفر بسيجي و يك نفر ديگر سرباز بود و 56 نفر نيز مجروح گرديدند.

نبرد در چهارم ارديبهشت‌ماه ادامه يافت. اطلاعات به‌دست آمده از نيروهاي دشمن نشان مي‌داد كه نيروهاي دشمن آماده براي اجراي پاتك همه‌جانبه از سمت شمال و غرب و جنوب مي‌شوند. لشكر 81 زرهي براي منحرف كردن نيروهاي دشمن از منطقه نبرد سرپل‌ذهاب به تيپ‌هاي ديگر دستور داد؛ از ساعت 15/5 صبح يك آتش تهيه در منطقه مربوطه اجرا كنند و تظاهر به تك نمايند.

عناصر حمله‌ور سپاه پاسداران و تیپ3زرهي، ضمن تشديد مراقبت در مواضع پدافندي تلاش كردند، منطقه هدف‌هاي بازي‌دراز را كه تپه‌هاي 1100 و 1050 و 1150 بود از وجود عناصر دشمن پاك كنند و در صورت امكان به سمت آخرين هدف كه تپه 1020 در شمال‌غربي منطقه نبرد بازي‌دراز بود پيشروي نمايند.

اولين آثار پاتك دشمن در اوايل روز چهارم ارديبهشت در جنوب تپه 1150 مشاهده شد، نيروهاي دشمن با ايجاد پرده دود به‌وسيله گلوله‌هاي دودانگيز تلاش كردند؛ به‌طرف محل گسترش نيروهاي ما پيشروي نمايند، اما رزمندگان ما همچنان به تلاش خود براي تسخير هدف‌هاي تعيين شده ادامه مي‌دادند. در ساعت 15/8 توانستند تپه 1100 شمالي را تصرف كنند و به تپه 1150 نزديك‌تر شوند.

در اين مرحله نبرد، تعداد 60 نفر از افراد دشمن به اسارت نيروهاي ما درآمدند و نيروهاي دشمن نتوانستند عكس‌العمل نتيجه‌بخشي در تپه‌هاي بازي‌دراز در مقابل پيشروي نيروهاي ما نشان دهند. لذا از بعدازظهر روز چهارم ارديبهشت عكس‌العمل دشمن در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب به‌كار گرفته شد و نيروهاي دشمن از تپه كوره‌موش در شمال و ريخك در جنوب محور قصرشيرين فعاليت پاتك را با اجراي تيراندازي انبوه توپخانه شروع كردند. يك واحد زرهي دشمن از تپه‌هاي قراويز و بنه‌دستك به سمت شرق و سرپل‌ذهاب به حركت درآمد، ولي با آتش‌هاي شديد ضدتانك نيروهاي ما مواجه گرديد و مجبور به عقب‌نشيني به مواضع اوليه خود شد.

طبق گزارش تیپ3اين پاتك دشمن، در ساعت 1530 آغاز شد و تا ساعت 1820 ادامه داشت. در عمليات اين روز گروه هوانيروز با 13 فروند بالگرد وارد عمل شد و 236 پرواز پشتيباني براي یگان‌های رزمنده تیپ3و سپاه پاسداران اجرا نمود كه در خنثي كردن پاتك دشمن در منطقه بازي‌دراز و قراويز فوق‌العاده مؤثر بود. نبردهاي روز چهارم ارديبهشت‌ماه نيز با موفقيت نسبي رزمندگان ما پايان يافت، ولي هنوز هدف‌هاي انتخاب شده به تصرف كامل رزمندگان ما درنيامده بود.

 فرمانده تیپ3زرهي، نتيجه نهايي فعاليت‌هاي روز جاري را چنين گزارش داد: «در تمام مدت روز جاري مانند روزهاي 2 و 3 ارديبهشت‌ماه تلاش همه جانبه برادران ارتشي و سپاهي و پشتيباني توپخانه و هوانيروز و نيروي هوايي به‌منظور پاك‌سازي ارتفاعات مورد نظر (بازي‌دراز) به مورد اجرا گذارده شد كه تاكنون توأم با موفقيت بوده است.

از ساعت 1530 روز جاري، پاتك دشمن با بيش از 50 دستگاه خودرو زرهي در محور كلانتر، شیرين‌آب، قراويز، بنه‌دستك و كوره‌موش به اجرا درآمد كه با پشتيباني بالگردها و آتش تانك‌ها و توپخانه، پاتك دشمن در منطقه سرپل‌ذهاب و بازي‌دراز خنثي گرديد و تلفات و خسارات شديدي به دشمن وارد شد و 60 نفر از افراد دشمن نيز به اسارت درآمدند. در نتيجه تاكنون 319 نفر از افراد دشمن در نبرد جاري اسير شده‌اند.»

بدين ترتيب، سومين روز نبرد بازي‌دراز نيز به پايان رسيد در حالی‌که هنوز عناصر حمله‌ور ما به هدف‌هاي نهايي خود دست نيافته‌ بودند، ولي نيروهاي دشمن نيز نتوانسته بودند؛ با افزايش فشار خود نيروهاي ما را از ادامه نبرد نااميد سازند. در نبردهاي اين روز تلفات نيروي انساني ما 9 نفرشهيد، 54 نفر مجروح و يك نفر مفقودالأثر بود. از شهدا سه نفر نظامي و شش نفر سپاهي و بسيجي و از مجروحين 22 نفر نظامي و بقيه پاسدار و بسيجي بودند.

مبارزه سرسختانه رزمندگان دلير ما براي عقب راندن نيروهاي متجاوز اشغالگر از منطقه بازي‌دراز در روز پنجم ارديبهشت‌ماه نيز ادامه يافت ضمن اين‌كه نيروهاي متجاوز نيز براي نگهداري مناطق اشغالي سرسختي نشان مي‌دادند.

برآوردهاي اطلاعاتي نشان مي‌داد نيروهاي دشمن براي اجراي پاتك‌هاي سنگين در تمام منطقه نبرد به‌ويژه در منطقه سرپل‌ذهاب كه مناسب‌تر براي وارد عمل شدن یگان‌های زرهي دشمن بود، آماده مي‌گردد. لذا تیپ3زرهي مجبور بود به هر نحو مقدور مواضع موجود پدافندي را حفظ كند. ضمن اين‌كه سعي كند هدف‌هاي انتخاب شده براي عمليات آفندي در ارتفاعات بازي‌دراز را تصرف نمايد.

 اما همان‌گونه كه بارها يادآور شديم؛ در تمام مناطق نبرد، توان رزمي نيروهاي ما همان بود كه به آن مناطق اختصاص يافته بود و امكان رساندن نيروهاي تقويتي بيشتر به نقاط حساس، فوق‌العاده محدود و حتي مي‌توان گفت؛ غيرمقدور بود. بنابراين، فرمانده تیپ3زرهي در مقابل تهديدات جدي پاتك دشمن نمي‌توانست؛ اميدي به اعزام نيروي كمكي از رده بالاتر داشته باشد و مجبور بود از حداكثر توانايي‌هاي در دسترس تيپ براي ادامه نبرد استفاده نمايد. براي اين منظور فرمانده تيپ به كليه یگان‌های تابعه خود دستور داد كليه پرسنل باقي‌مانده در پادگان را جمع‌آوري و مسلح و مجهز كنند و به منطقه نبرد اعزام دارند. از جمله اين دستورات آن بود كه به گردان پياده اميد دستور داده شد، تعداد 50 نفر از افراد ارکان و گروهان اركان گردان را مجهز كند و در تقويت گردان 215 تانك قرار دهد.

همين دستور به فرمانده گروهان قرارگاه تيپ نيز داده شد. به‌علت كمبود نيرو، جابجايي عناصر رزمنده براي تعديل توان رزمي در مناطق مختلف نبرد حتي به يك دستگاه نفربر نيز رسيد، چنان‌كه گردان 184 مكانيزه در گزارشي چنين اظهار داشت: «در اجراي دستور شفاهي فرمانده تيپ يك دستگاه نفربر بي‌ام‌پي‌يك با خدمه مربوطه به منطقه نبرد ريخك اعزام شد و در تقويت گروهان مستقر در آن محل قرار گرفت. يك گروهان پياده با دو دستگاه نفربر بي‌ام‌پي‌يك و يك قبضه موشك‌انداز تاو در رشيد عباس مستقر گرديد»

در اجراي تدبير فرمانده تيپ براي استفاده از كليه مقدورات جهت نبرد، به خدمات پادگاني در سرپل‌ذهاب نيز دستور داده شد؛ كليه پرسنل خود را مجهز و آماده براي حركت به مناطق نبرد نمايد. در تقدم يكم، از پادگان سرپل‌ذهاب پدافند كند، زيرا تهديد پاتك دشمن در شمال‌غرب سرپل‌ذهاب آن‌چنان جدي به ‌نظر مي‌رسيد كه فرمانده تيپ اين احتمال را كه ممكن است؛ نتواند مواضع موجود پدافندي را حفظ كند، از نظر دور نمي‌داشت.

 اين امر خود بهترين نشانه وخامت وضعيت براي تیپ3زرهي و در شرايطي بود كه از طرفي تلاش مي‌كرد؛ مأموريت آفندي پيش‌بيني شده را به اتمام برساند و از طرفي ديگر تا آخرين حد توانايي از مواضع موجود پد افند نمايد. از پيام‌هاي جالب در اين شرايط بحراني پيامي است كه فرمانده گروهان بهداري پشتيباني تيپ فرستاده است و آن چنين است «قبل از امريه تيپ (منظور آمادگي كليه پرسنل براي شركت در رزم) يك دستگاه آمبولانس با دارو و پزشكيار و سرباز كمك‌دهنده اوليه جهت تخليه مجروحين به مناطق درگير فرستاده شد و دو اكيپ امداد هم آماده براي تخليه مجروحين و شركت در عمليات مي‌باشد»

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده