عملیات والفجر1
بخش چهارم: سنگین ترین نبرد در بدترین شرایط در ساعت 1310 گردان علی اصغر(ع) اطلاع داد که اگر آب و غذا نرسد، همه افراد شهید خواهند شد . در این هنگام فرماندهان برای رفع مشکل تبادل نظر کردند و معلوم گردید ساير يگانهای مستقر در خط مقدم منطقه نبرد دچار همین مشکل بی آبی و تشنگی هستند. متأسفانه در این دقایق سخت و بحرانی که تشنگی و گرسنگی رزمندگان ما را شکنجه می داد ، واحدهای زرهی دشمن نیز به تلاش خود برای نزدیک شدن به آنان افزوده بودند. بدین لحاظ در حدود ساعت 1330 رزمندگان ما تحت فشار دو نیروی قوی یعنی گرسنگی و تشنگی از یک طرف و فشار تانکهای دشمن از طرف دیگر قرار گرفته بودند.

تلاش فرماندهی قرارگاه کربلا بین ساعت 3 تا 4 نیمه شب صرف آن شد که با تغییرات امکان پذیر در سازمان يگان‌ها و یاری رسانی به قرارگاه‌های درگیرتر حداقل وضعیت موجود در آن ساعت را حفظ کند. ولی آتشهای شدید دشمن مانع از انجام این تغییرات مي‌شد و تلفات سنگینی به نیروهای ما وارد می‌کرد. نمونه آن در گزارش ساعت 0345 قرارگاه کربلا3مشاهده می کنیم . این قرارگاه در این ساعت گزارش داد: «وضعیت ما خیلی خراب است از چپ و راست ضربت می‌خوریم، چهار گردان ما آسیب سختی خورده‌اند»

وخامت اوضاع لحظه به لحظه بدتر مي‌شد. حمله عناصر قرارگاه کربلا – یک لشکر ارتشی و چهار لشکر سپاهی – به کلی متوقف شده بود و آتشهای سنگین دشمن بر روی آنها روانه گردیده بود.

از ساعت 4 صبح به بعد، وضعیت نیروهای ما وخیم تر شد. با نزدیک تر شدن روشنایی روز اضطراب و نگرانی شدیدتر گردید، زیرا یکی از قوی ترین عوامل رزمی نیروهای ایران استفاده از تاریکی شب برای کم کردن اثر آتش دشمن بود. در هنگام روز این امتیاز به کلی از بین می رفت. این موضوع در تمام نبرد ها نقش سرنوشت سازی داشت و به محض این که روشنایی روز نزدیک مي‌شد، قدرت حمله وری نیروهای ایران کاهش چشم گیری پیدا می‌کرد. اکنون در عملیات والفجر1نیز این ساعت سرنوشت ساز فرا رسیده بود. زیرا فروردین ماه از ساعت 5 صبح به بعد هوا کاملا روشن مي‌گرديد. بنابراین نیروهای ایران فقط یک ساعت فرصت داشتند تا برای ادامه این تلاش سخت یا متوقف کردن آن تصمیم بگیرند.

متاسفانه شرایط عمومی منطقه نبرد چنین تحمیل کرد که نیروهای ایران به خط تماس قبل از شروع حمله عقب‌نشینی نمایند. در حدود ساعت 4 صبح، قرارگاه کربلا وضعیت عمومی يگان‌ها را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که وضعیت چندان امیدوارکننده نیست، به نحوی که يگان‌های حمله ور در نزدیکی خط تماس اولیه زمین گیر شده و نتوانسته بودند موانع اولیه دشمن را خنثی و از آنها عبور نمایند. این توقف سبب افزایش فوق العاده تلفات شده بود.

در ساعت 0450 قرارگاه کربلا حقیقت وضعیت میدان نبرد را به قرارگاه خاتم‌الانبیا  اطلاع داد و گفت: همه نیروهای خودی در جلو میدان مین دشمن متوقف شده اند و به هیچ یک از مواضع دشمن آسیب چندانی نرسیده است. با روشن شدن هوا حملات متقابل دشمن  نیز در حال سازمان دهی بود و نیروهای ما را بیش از پیش تهدید می‌کرد. وضع در ساعت 5 صبح به قدری ناراحت کننده بود که فرماندهی قرارگاه کربلا با نگرانی به قرارگاه خاتم‌الانبیا  پیام زیر را فرستاد: بالاخره بایستی چه کار کرد، زودتر تکلیف را روشن کنید بچه ها از بین مي‌روند.

کلمات این پیام، عمق وخامت وضعیت را نشان مي‌دهد و 5 دقیقه بعد یعنی در ساعت 0505 قرارگاه خاتم‌الانبیا  به قرارگاه کربلا دستور داد؛ يگان‌های کربلا 2 و  3و 5 را که مورد تهدید جدی بودند، به عقب بکشند. ولی عناصر کربلا 1 و 4 را که در قسمت شمالی منطقه نبرد و جنوب جاده زبیدات شرهانی درگیر شده بودند، در مواضع خودشان نگهدارد. ولی قرارگاه کربلا مجددا به قرارگاه خاتم‌الانبیا  گفت که وضعیت يگان‌های کربلا 1 و 4 نیز وخیم است و درباره آنها نیز باید چاره ای اندیشید.

با صدور اجازه عقب‌نشینی از قرارگاه خاتم‌الانبیا  ، قرارگاه کربلا به يگان‌های کربلا 2 و 3 و 5 که در غرب ربوط و چم هندی وارد عمل شده بودند، دستور داد؛ تمام عناصر خود را به عقب بکشند . بالاخره وضعیت عناصر کربلا 4 نیز بسیار خطرناک شده بود.  لذا در ساعت 0518 صبح به آن قرارگاه نیز دستور عقب‌نشینی داده شد و یک دقیقه بعد قرارگاه کربلا در یک دستور قاطع به تمام عناصر زیر امر خود شامل قرارگاه‌های 1 تا 5 دستور داد؛ به خط مواضع اول دشمن عقب‌نشینی و تلاش کنند آن خط را نگهدارند. ولی چنین به نظر می رسید که تنها راه چاره، عقب‌نشینی به مواضع اولیه قبل از شروع این نبرد بود. زیرا آتش دشمن اجازه نمی داد که يگان‌های ما مواضع پدافندی را اشغال و آرایش کنند. از طرفی تهدید پاتک دشمن نیز سبب نگرانی شده بود و طبعاً نیروهای حمله ور ما نمي‌توانستند در مناطق باز و بدون حفاظ و جان پناه در مقابل دشمن مقاومت نمایند. بدین جهت فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیا  اجازه داد؛ يگان‌ها به مواضع اولیه خود بازگردند و به يگان‌های توپخانه دستور داد؛ عقب‌نشینی نیروهای خودی را پشتیبانی نمایند.

با توجه به دستورات ابلاغی ، عقب‌نشینی نیروهای حمله ور قرارگاه کربلا از حدود ساعت 0520 آغاز شد.

در ساعت 0645 روز 22 فروردین، قرارگاه کربلا گزارش داد عناصر قرارگاه‌های کربلا 2و3و 5 عقب‌نشینی کردند و عناصر قرارگاه‌های کربلا 1 و 4 نیز در حال عقب‌نشینی هستند . بالاخره در ساعت 0845  اعلام شد که آخرین يگان‌های قرارگاه کربلا به مواضع اولیه خود عقب‌نشینی نمودند. بدین طریق عملیات قرارگاه کربلا جزئی از عملیات والفجر1که از ساعت 23روز 21 فروردین اغاز شده بود، بعد از 5 ساعت تلاش متوقف گردید و نیروهای حمله  ور تحت فشار آتش شدید دشمن قرار گرفتند. در نتیجه حتی نگهداری همان مناطق تصرف شده نیز که بسیار اندک و در عمق کمتر از یک کیلومتری غرب خط تماس بود، میسر نشد و نیروهای ایران اجباراً مناطق تصرف شده را رها کرده و به مواضع اولیه قبل از شروع عملیات عقب‌نشینی نمودند. مرحله اول عملیات والفجر1عملا بعد از 9 ساعت تلاش در ساعت 8 صبح روز 22 فروردین پایان یافت. عناصر قرارگاه کربلا در مواضع قبلی خود وضعیت پدافندی اتخاذ نمودند. گفتیم که قرارگاه نجف در جنوب قرارگاه کربلا حمله کرد. در مطالب زیر وضعیت آن قرارگاه را بررسی می‌کینم .

 

جریان نبرد قرارگاه نجف در مرحله اول عملیات والفجر1

قرارگاه نجف شامل تیپ های 55 ، 58 ، 84، پیاده و 37 زرهی از عناصر ارتش و لشکرهای31 عاشورا، 27 محمد رسول الله (ص) و 5 نصر سپاه پاسداران بود. فرماندهی قرارگاه نجف عناصر ارتشی و سپاهی را در چهار قرارگاه ادغامی سازمان داده بود. بدین ترتیب که نجف1شامل لشکر 31 عاشورا و تیپ 55 هوابرد، نجف2شامل لشکر 27           محمد رسول الله (ص) و تیپ 84 پیاده، نجف3شامل لشکر 5 نصر و تیپ 58 پیاده و نجف4شامل تیپ 37 زرهی ارتش و تیپ سیدالشهدا سپاه پاسداران. طبق طرح عملیاتی شماره 2 قرارگاه نجف که بر مبنای طرح عملیاتی شماره 2 کربلا 11 تهیه گردیده بود، مأموريت قرارگاه نجف آن بود كه در قسمت جنوبی منطقه عملیات والفجر1از پاسگاه بجلیه عراق        – شمال غربی چم هندی ایران- در شمال تا شاخه شرقی غربی دویرج در فکه آفند کند، ضمن بیرون راندن نیروهای دشمن از شرق دویرج و شرق خط مرز در منطقه فکه، نیروهای متجاوز عراق را تا غرب جبل فوقی در خاک عراق عقب براند . با تصرف این ارتفاعات منطقه مرزی فکه را تامین نمایند و بعد از انجام این مأموريت در صورت ایجاب وضعیت، حمله را به سمت غرب و یا جنوب غرب ادامه دهد.

تدبیر فرماندهی قرارگاه نجف که مشترکا به عهده سرهنگ توپخانه ستاد دژکام و برادر حاج ابراهیم همت بود، برای اجرای این مأموريت چنین بود که این مأموريت را در سه مرحله اجرا کند. در مرحله اول؛ با سه قرارگاه اجرایی از شمال شرقی به طرف جنوب غربی حمله کند و دامنه غربی ارتفاعات حمرین را در غرب خط مرز تصرف و تأمین نمایند . در این مرحله از عملیات، سه قرارگاه اجرایی در شمال چم هندی وارد عمل مي‌شدند. به علت این که در آن منطقه کرانه غربی رودخانه دویرج در اختیار نیروهای خودی بود، يگان‌های حمله ور نیازی به عملیات عبور از رودخانه دویرج نداشتند. قرارگاه نجف علاوه بر دو خط اصلی، حد پیشروی بنام پیروز و توفیق که بوسیله قرارگاه خاتم‌الانبیا  تعیین شده بود، سه خط واسط به نامهای کوثر ، زمزم و نصرت برای حد پیشروی يگان‌های خود را مشخص نمود تا بتواند حرکت يگان‌ها را کنترل و هماهنگ سازد . اولین خط واسطه به نام کوثر در شرق خط پیروزی و قسمتی از غرب رودخانه دویرج بود که منطقه سرپلی را برای یگان اجرایی جنوبی در غرب رودخانه دویرج فراهم می‌کرد. در مرحله اول عملیات، قرارگاه نجف3به عنوان احتیاط تعیین گردیده بود که یکی از يگان‌های قوی قرارگاه نجف بود و شامل لشکر 5 نصر سپاه پاسداران و تیپ 58 پیاده ارتش بود.

با توجه به این که قرارگاه کربلا و همچنین قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) احتیاط قابل ملاحظه‌ای  در اختیار نداشت، نگهداری چنین یگان احتیاطی در قرارگاه نجف، خود بیانگر سختی مأموريت این قرارگاه مي‌باشد.

قرارگاه نجف، مرحله دوم مأموريت خود را چنین تعیین کرده بود که در این مرحله یگان جنوب شرقی را با یگان احتیاط تعویض کند . یگان تعویض کننده که نجف3بود با دو یگان اول که نجف1و 2 بودند در آرایش خط پیشروی به سمت غرب ادامه دهند و دامنه غربی جبل فوقی را تصرف و خط نصرت را تأمین کنند.

برای مرحله سوم عملیات، فرماندهی قرارگاه نجف برآورد کرده بود که احتمالا يگان‌های موجود توانایی ادامه حمله را از دست خواهند داد لذا در تدبیر عملیات یادآوری شده بود که چنانچه نیروی اضافی به این قرارگاه واگذار شود، حمله را به سمت جنوب غرب ادامه دهد و تمام منطقه  عملیاتی تعیین شده را در شمال غربی فکه که با خط توفیق مشخص گردیده بود، تصرف و نگهداری کند. با توجه به تدبیر عملیاتی فرماندهی قرارگاه نجف ملاحظه مي‌گردد که از همان مرحله طرح ریزی مشکلات اجرایی این مأموريت برای آن فرماندهی قابل پیش بینی بود و اصولا در طرح ریزی، عملیات والفجر1دیگر آن تفکرات ایده آلی برای حمله به هدفهای در عمق و حقیر شمردنهای دشمن مشاهده نمي‌گرديد .

این روش گرچه محاسن زیادی در برداشت و از قبول خطرات غیر منطقی جلوگیری می‌کرد، ولی به طور ضمنی روح محافظه کاری را در تمام رده های فرماندهی از بالا به پایین تا رده افراد تقویت می نمود . به همین  جهت در بررسی جریان نبرد ملاحظه مي‌شود که دیگر در افراد رزمنده به ویژه در افراد بسیجی، آن روحیه جسارت و تهور که در نبردهای فتح‌المبین و بیت المقدس و در بالاترین سطح ممکنه جلوه گر شده بود، در این نبرد وجود نداشت. گرچه تقویت و تحکیم مواضع پدافندی دشمن نیز نسبت به نبرد های اولیه چندین برابر شده بود .

آرایش پدافندی دشمن در عرض و در عمق شامل ایجاد انواع مختلف موانع مانند سیم خاردار میدان مین ، خندقهای ضد نفر و ضد تانک راه پیشروی ما را آن چنان محکم بسته بود که عبور از آنها با روشهای قبلی امکان پذیر نبود . تنها ایجاد امکانات برای نیروهای خودی جهت عبور از این موانع مستحکم آن بود که قدرت آتش نیروهای ایران چندین برابر گردد و آن قدر آتش بر روی دشمن ریخته شود که قدرت مقاومت و عکس‌العمل را از او سلب نماید. اما متاسفانه چنین امکانی به هیچ وجه وجود نداشت .

حتی قدرت آتش نیروهای ایران با طولانی تر شدن جنگ به علت استهلاک توپها و سایر جنگ افزار های سنگین و محدودیت تهیه مهمات نسبت به مراحل اولیه جنگ کمتر شده بود. چنان که در عملیات والفجر1وضعیت مهمات نیروهای ایران طوری بود که فرماندهی نیروی زمینی گفته بود: فقط برای مراحل اول نبرد کافی است و برای مراحل بعدی باید از مهمات اغتنامی دشمن استفاده شود . در جدول سهمیه مهمات این محدودیت به نحو بارزی به نظر می رسید.

حمله يگان‌های قرارگاه نجف، همزمان با يگان‌های قرارگاه کربلا، در ساعت 23 روز 21 فروردین به نام عملیات والفجر1و با اعلام جمله رمز « یا الله یا الله یا الله وانصرنا علي القوم الکافرین» آغاز شد . يگان‌های این قرارگاه طبق طرح به سمت غرب حرکت کردند. در 20 دقیقه اول، يگان‌های این قرارگاه درگیری با دشمن پیدا نکردند . اولین درگیری در ساعت 2325 در منطقه قرارگاه نجف1که از چم هندی به طرف غرب پیشروی می‌کرد بوجود آمد. دومین پیام قرارگاه نجف در ساعت 2330 مخابره شد، حاکی از آن بود که قرارگاه نجف4 که مأموريت داشت در قسمت جنوبی منطقه عملیات آفند کند، با انجام یک چرخش در مسیر پیشروی قرار گرفته است. از بررسی این پیام چنین استنباط مي‌شود که این یگان نیز مأموريت عبور از رودخانه دویرج را داشته و در شمال چم هندی مستقر گردیده بود . ابتدا از شمال به جنوب در کرانه غربی دویرج حرکت می‌کرد و سپس به طرف غرب می پیچید و در مسیر پیشروی قرار مي گرفت.

در جریان آغاز حمله این قرارگاه نیز ملاحظه مي‌گردد که امکان رعایت اصل غافلگیری که در طرح عملیاتی کربلا 11 مورد توجه خاص بود، بوجود نیامد . فقط 25 دقیقه بعد از شروع حرکت يگان‌های خودی، درگیری شروع گردید و آتش يگان‌های خودی و دشمن فضای منطقه نبرد را فراگرفت. در یک ساعت اولیه حمله -23 تا 24- عناصر قرارگاه نجف در حوالی خط تماس موفق شدند؛ قسمتی از عناصر تامینی دشمن را عقب برانند و بعضی از موانع دشمن را خنثی سازند . طبق گزارشی که قرارگاه نجف در ساعت 2340 ارسال کرد، یک گردان از قرارگاه نجف به هدف خود در حوالی پاسگاه پیچ انگیزه رسید و یک گردان ادغامی ارتش و سپاه پاسداران نیز موفق به باز کردن معبر در میدان مین دشمن شد . گردان مقداد از عناصر نجف2در مرکز منطقه پیشروی، از کانال اول و دوم دشمن عبور کرد.

21 فروردین به پایان رسید و روز 22 فروردین هنگامی آغاز شد که نیروهای حمله ور قرارگاه نجف توانسته بودند اولین گامها را به پیش بردارند، ولی هنوز موفق به پیشروی به عمق مواضع دشمن نشده بودند. در اولین ساعت 22 فروردین یعنی بین ساعت 24 تا یک نیمه شب، وضعیت يگان‌های حمله ور قرارگاه نجف چنین بود که عناصر يگان‌های نجف1و 2 از کانالهای نزدیک خط تماس که بوسیله دشمن ایجاد شده بود گذشته بودند، ولی در غرب کانالها با نیروهای دشمن درگیر بودند. عناصر نجف4به پاسگاه پیچ انگیزه ایران در غرب دویرج رسیده و آن را دور زده بودند- این پاسگاه در شمال شرقی پاسگاه مرزی سمیده قرار دارد.-

با عبور نیروهای خودی از موانع اولیه دشمن ، عناصر تامینی دشمن شروع به عقب‌نشینی کردند . يگان‌های خودی آن را به فرار نیروهای دشمن تعبیر نمودند. چنان که گردان قمر بنی هاشم در 32 دقیقه بعد از نیمه شب گزارش داد: نیروهای عراقی در روی جاده ( احتمالا جاده مرزی ایران از فکه به موسیان بوده ) در حال فرار هستند. با عقب‌نشینی عوامل تأمینی دشمن به مواضع تأخیری بعدی، تلاش نیروهای حمله ور قرارگاه نجف تا حدودی ساده تر شد و آنها موفق شدند در موانع سر راه خود معابری باز کنند و به پیشروی به سمت غرب ادامه دهند اما با توجه به این که موانع دشمن در عرض و عمق منطقه نبرد ایجاد شده بود، بنابراین با عبور از یک مانع کار نیروهای ما از این لحاظ تمام نمي‌شد و آنها می‌بایستی از چندین موانع در عمق منطقه اشغالی عراق عبور کنند که عبور از هر یک از آنها مستلزم صرف تلاش فوق العاده ای بود، ضمن اين كه به ترتیبی که نیروهای ما به عمق منطقه دفاعی دشمن نفوذ مي‌كردند، موانع احداث شده دشمن طبق اصول تاکتیک پدافندی عاملتر و فعال تر مي‌شد و نیروهای دشمن که در پشت آن موانع موضع مستحکم تر پدافندی آرایش داده بودند، آن موانع را پوشش داده و از آن دفاع مي‌كردند.

 بنابراین هر قدر نیروهای ما جلوتر می رفتند شدت نبرد افزایش می یافت و متاسفانه به علت ضعف آموزشهای نظامی، اینگونه مسائل تاکتیکی برای اغلب رزمندگان ناشناخته بود. به همین جهت به محض اين كه از اولین مانع دشمن عبور مي‌كردند و عناصر سبک دشمن را نابود کرده یا عقب میراندند، تصور مي‌كردند؛ خط دفاعی دشمن را شکسته و به نقطه پایانی مواضع دشمن رسیده اند . این گونه جریانات را با خوشحالی توأم با اغراق به رده های بالاتر گزارش مي‌دادند . متاسفانه در رده های بالاتر نیز غالباً سوءبرداشتهایی از جریان عملیات ایجاد مي‌گرديد.

نکته حماسی که در بررسی گزارشات به چشم می خورد، این است که تقریباً در تمام گزارشات ارسالی از رده های پایین به رده های بالاتر، محل دقیق حوادث و اتفاقات و برخوردها به موانع یا مواضع دشمن هیچ وقت تعیین نمي‌شد . فقط نام عارضه طبیعی یا مصنوعی مشاهده شده گزارش می شد مثلاً از کانال اول گذشتیم، به میدان مین برخورد نمودیم، از جاده عبور کردیم و غیره . در صورتی که در هدایت نظامی، آنچه که لازم است فرمانده و ستادش اطلاع کاملاً دقیق از آن داشته باشند، محل و موقعیت دقیق یگان خودی و هرگونه عامل دشمن است. در غیر این صورت فرماندهی و ستادش نمي‌توانند در جریان حقیقی وضعیت يگان‌های خودی قرار گیرند تا بتوانند برای هدایت عملیات تصمیمات متناسب با وضعیت اتخاذ نمایند و دستور صادر نمایند .

مي‌توان گفت؛ این نقص یکی از بزرگترین نقایص يگان‌های ما در اغلب نبرد ها بود و بارها اتفاق می افتاد. یگانی به اشتباه موقعیت خود را در کیلومترها جلوتر از آن که بود، گزارش می داد و فرماندهی تصور می‌کرد؛ عملیات به نحو مطلوب در حال پیشرفت است، ولی بعد از مدتی معلوم مي‌شد؛ چنان پیشرفتی واقعیت نداشته است. تلاشهای طاقت فرسای نیروهای حمله ور قرارگاه نجف در طول دومین ساعت حمله نیز در حوالی خط تماس اولیه صرف خنثی کردن موانع خط مقدم رده تامینی دشمن گردید.

اغلب گزارش ها فقط حاکی از آن بود که فلان یگان از کانال گذشته یا در حال گذشتن از آن مي‌باشد. چنان که در ساعت 55 دقیقه نیمه شب، فرماندهی قرارگاه نجف، خلاصه آخرین وضعیت را چنین اعلام کرد که يگان‌های نجف1و 2 از کانالها عبور و در نشیب کانالها با دشمن درگیر شده اند و درباره نجف4فقط گفت که وضع آن یگان خوب است، بدون این که موقعیت آن یگان را مشخص سازد. اما جالب اين كه یک ربع ساعت بعد و در ساعت 0110 دقیقه، همین قرارگاه در پیامی گفت، نجف1از کانال اول گذشته و به کانال دوم نزدیک شده اند و مشغول پاکسازی آن می باشند و اضافه نمود آتش دشمن به شدت در منطقه بین کانالها اجرا مي‌گردد.

و درباره موقعیت نجف2 هم اعلام شد که به هدف خود رسیده و مشغول پاکسازی مي‌باشد . احتمالاً، منظور خط حد پیشروی اولیه یا خط پیروزی بوده که در فاصله شش کیلومتری خط تماس قرار داشت و بعید به نظر می رسد که این يگان‌ها توانسته باشند در مدت دو ساعت شش کیلومتری پیشروی کنند. در حالی که یگان همجوار او هنوز در حوالی خط تماس با دشمن درگیر  شده بود و 20 دقیقه بعد از آن گزارش و در ساعت 0130  از قرارگاه نجف درخواست می‌کرد؛ آتشهای پشتیبانی را به تپه 112 واقع در سه کیلومتری شمال خط پیروزی زیاد کند تا عکس‌العمل دشمن از آن تپه خنثی گردد و عناصر نجف2در شمال نجف4بتوانند به پیشروی ادامه دهند.

حدود یک ساعت بعد و در ساعت 0210 بعد نیمه شب اطلاع رسید؛ هنوز عناصر قرارگاه نجف2به تپه 112 مسلط نشده اند . بررسی پیامهای مبادله شده بین قرارگاه ها چنین نشان مي‌دهد که پیشروی عناصر قرارگاه نجف نیز مانند قرارگاه کربلا در همان ساعات اولیه از دور افتاد و یا اين كه اصولا دوری نگرفته است. به نحوی که درسه ساعت اول حمله که نیروهای حمله ور تازه نفس تر بودند، موفق به نفوذ به عمق منطقه پدافندی دشمن نشدند و در نزدیکی همان خط تماس اولیه با موانع دشمن کلنجار رفتند . گزارشاتی که ارسال مي‌شد، غالباً تکراری و حاکی از تلاش برای عبور از کانالها بود. چنان که قرارگاه نجف در ساعت 2 نیمه شب و آغاز چهارمین ساعت حمله گزارش داد؛ عناصر قرارگاه‌های نجف1و 2  در حوالی کانالهای 1 و 2 دشمن مشغول خنثی کردن موانع هستند . این پیامها نشان مي‌دهد که از ساعت یک نیمه شب پیشروی يگان‌ها عملاً متوقف گردیده بود. در این زمان يگان‌های کربلا نیز همین وضع را داشتند به نحوی که حتی برای کمک به یگان کربلا 5 که در پهلوی شمالی قرارگاه نجف وارد عمل شده بود، به قرارگاه نجف دستور داده شد که یک گردان از یگان شمالی خود را به کمک کربلا 5 اعزام کند.

با وجود مشکلات یاد شده، نظر به این که عمق منطقه نبرد قرارگاه نجف تا اولین خط حد پیشروی – خط پیروزی- نسبت به منطقه قرارگاه کربلا کمتر و حدود شش کیلومتر بود، همان مقدار پیشروی عناصر این قرارگاه امیدوار کننده به نظر می رسید، آن چنان که در حدود ساعت 0130 فرماندهی قرارگاه نجف آخرین وضعیت را چنین اعلام کرد که از نجف1 گردانهای بقیه الله ، مسلم و حر به هدف خود رسیده اند و گردانهای قدس و 126 پیاده تپه 145 را تصرف کرده اند، ولی عناصر این قرارگاه در سمت شمال هنوز به هدف خود نرسیده‌اند. اما در همین گزارش یادآوری شد که وضعیت يگان‌های نجف2در مرکز منطقه قرارگاه نجف چندان مطلوب نیست و يگان‌های تیپ 84 پیاده نیاز به نیروهای تقویتی دارند.

چنین به نظر می رسد که حمله عناصر قرارگاه نجف از ساعت 0230 به بعد تا حدودی دور گرفت و اخبار امیدوار کننده ای بین قرارگاه ها مبادله گردید‌. بر اساس این پیامها، عناصر قرارگاه نجف توانستند تا ساعت 3 نیمه شب موانع اولیه دشمن را به کلی از میان بردارند و به سمت اهدافی که در شمال غربی اولین خط حد پیشروی بود، پیشروی نمایند. این هدفها تپه های مرتفع حوالی خط مرزی در منطقه بین پاسگاه چم هندی در شمال و پاسگاه سمیده در جنوب بود. اما از ساعت 3 نیمه شب به بعد میزان مقاومت و عکس‌العمل دشمن شدیدتر شد و آتشهای دشمن با حجم زیاد بر روی يگان‌های حمله ور قرارگاه نجف روانه گردید و تلفات قابل ملاحظه‌ای به آنان وارد ساخت .

در ساعت 0310 نیمه شب، فرماندهی قرارگاه نجف4تصمیم گرفت؛ يگان‌های تانک تیپ 37 زرهی را که تا آن موقع در خط پدافندی اولیه بودند، برای کمک به يگان‌های پیاده به جلو اعزام کند . در ساعت 0315 اولین پیام که حاکی از به اسارت گرفتن تعدادی از افراد دشمن بود، بوسیله نجف4گزارش گردید. قرارگاه نجف وضعیت عمومی خود را چنین اعلام کرد که وضعیت نجف1خوب است، نجف2متوقف شده و بایستی از معبری که در منطقه نجف1باز شده برای پیشروی استفاده کند و نجف4نیز در حال احداث خاکریز در منطقه هدف مي‌باشد . بین ساعت 0315 تا 4 نیمه شب عناصر قرارگاه نجف تلاش کردند حداقل هدفهای تعیین شده در شمال شرقی خط پیروزی را که اولین مرحله عملیات بود تصرف و از وجود نیروهای دشمن پاکسازی نمایند .

براساس گزارشاتی که از خط مقدم منطقه نبرد می رسید، يگان‌های قرارگاه نجف تا ساعت 4 پس از موفقیت اولیه تلاش مي‌كردند مواضعی در مناطق تصرف شده تهیه و موقعیت خود را تحکیم کنند، اما چنین به نظر می رسد که آتش شدید دشمن به عوامل جهاد سازندگی برای به کار انداختن لودرها و بولدوزرها اجازه فعالیت نمی داد و این موضوع سبب نگرانی يگان‌هایی که متوقف شده بودند گردیده بود.

با نزدیک شدن روشنایی روز، طبق روش معمول نیروهای ایران در اجرای حمله شبانه ، تلاش اصلی يگان‌ها متوجه تحکیم موقعیت موجود و اتخاذ حالت پدافندی گردید. در نتیجه کم کم حمله از دور افتاد و فقط محدود به تلاش برای اشغال مواضع مناسب تر جهت پدافند شد، به نحوی که در ساعت 0434 صبح قرارگاه نجف اعلام کرد که وضعیت نسبت به گزارشات قبلی تغییری نداشته است . در ساعت 0445 در پیام دیگر گفته شد، قرارگاه نجف2نتوانسته تمام منطقه خود را پاکسازی کند. اما در سمت چپ آن یگان تپه 112 تصرف شده است. لازم به یادآوری است که این تپه تا اولین خط حد پیشروی حدود سه کیلومتر فاصله داشت. در این ساعت، نجف4به حوالی خط پیروزی رسیده و پاسگاه پیچ انگیزه را تصرف کرده بود.

از ساعت 5 صبح 22 فروردین که هوا کاملا روشن شد، حمله يگان‌ها به کلی متوقف گردید و تلاش برای تحکیم مواضع پدافندی تعجیلی به کار گرفته شد. اما همان گونه که در بالا اشاره گردید، آتشهای مستقیم و غیر مستقیم دشمن اجازه فعالیت به وسایل سنگین مهندسی را نمی داد، در حالی که تلاش برای ایجاد تحکیم مواضع فقط با پشتیبانی وسائل مهندسی امکان پذیر بود. نمونه این وضع را در پیامی که ساعت 0530 بین دو فرمانده مبادله شده مشاهده می کنیم ( برادر رستگار به برادر حاج همت  گزارش نمود که لودر ها را زده اند. لودر بدهید. برادر حاج همت گفت: هر طوری شده سنگر بکنید)

در ساعت 0509 صبح روز 22 فروردین قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) با نگرش به وضعیت قرارگاه کربلا، الزام عقب‌نشینی را به قرارگاه نجف اعلام نمود و اضافه کرد چنانچه يگان‌های آن قرارگاه نمي‌توانند در بین تپه 112 و 146 الحاق حاصل نمایند – منظور این است که پیوستگی خط تماس را برقرار کنند- عناصر قرارگاه نجف4که بیشتر از يگان‌های دیگر پیشروی نموده اند، به عقب برگردانده شود. اما سرهنگ دژکام از فرماندهی قرارگاه نجف پاسخ داد که چنانچه یک ساعت دیگر عملیات ادامه یابد، این قرارگاه مي‌تواند منطقه تصرف کرده را تحکیم کند. با این وجود فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیا  نگران وضعیت بود. بدین جهت به فرماندهی قرارگاه نجف دستور داد؛ یگان احتیاط خود را با کسب اجازه قبلی از قرارگاه خاتم‌الانبیا  وارد عمل سازد.

با توجه به وضعیت موجود و روشن شدن هوا، فرماندهی قرارگاه نجف تلاش می‌کرد؛ ارتفاعات سرکوب را در حوالی خط مرز تصرف و تحکیم کند تا حداقل قسمتی از منطقه اشغالی ایران را در شرق خط مرز از وجود نیروهای دشمن پاکسازی نماید. اما تا ساعت 0555 صبح هنوز موفق به تصرف تپه 146 در نوار مرزی نشده بود . این موضوع سبب نگرانی قرارگاه خاتم‌الانبیاء‌(ص)  گردید. زیرا دشمن مي‌توانست با اتکا بر آن تپه آتشهای پشتیبانی خود را به مناطق کم ارتفاع تر شرقی روانه و از پاتک نیروهای عراقی به نحو مطلوب پشتیبانی نماید.

بالاخره با تلاش فوق العاده ای که عناصر قرارگاه نجف از ساعت 6 صبح به بعد به کار گرفتند، موفق گردیدند؛ تپه های 142 و 145 و146 را تصرف نمایند و موقعیت خود را در حوالی خط مرز از پاسگاه بجیله تا شمال سمیده تحکیم و تثبیت نمایند . در این تلاش موفق شدند حدود 100 نفر از افراد دشمن را نیز به اسارت بگیرند . به طور کلی قبل از ساعت 8 صبح وضعیت نیروهای قرارگاه نجف در حوالی خط مرز تثبیت شد . در کرانه غربی رودخانه دویرج نیز منطقه تا امتداد خط پیروزی از وجود نیروهای دشمن پاکسازی گردید . بدین ترتیب حداقل شش کیلومتر دیگر از کرانه غرب رودخانه تا خط مرز در کنترل نیروهای ایران قرار گرفت. اما عناصر قرارگاه نجف موفق نشدند از حوالی خط مرز به داخل خاک عراق پیشروی نمایند، لذا منطقه بین خط مرز تا خط پیروزی بوسیله نیروهای ایران اشغال نگردیده بود . در نتیجه مأموريت مرحله اول عملیات قرارگاه نجف به نتیجه نهایی نرسید. گرچه همان مقدار موفقیت به دست امده شایان اهمیت قابل ملاحظه‌ای  بود.

از جمله حوادث تأسف بار که در این مرحله از تلاش فداکارانه رزمندگان ما رخ داد، آن بود که در ساعت 0650 قرارگاه نجف4اطلاع داد که یکی از واحدهای آن قرارگاه در تلاش برای پیشروی به سمت دشمن از میدان مین عبور کرده و در هنگام عبور حدود 40 نفر از افراد آن یگان شهید و 40 نفر مجروح شده اند . این امر نمونه ای از ایثار و فداکاری رزمندگانی است که در میدان نبرد با اراده ای قاطع حتی قبول شهادت به نبرد با دشمن می پرداختند. بنابراین نتیجه نبرد هر چه بوده باشد، نمي‌تواند کوچکترین ابهامی در فداکاری این رادمردان ایجاد نماید.

از ساعت 8 روز 22 فروردین به بعد عناصر قرارگاه نجف تلاش کردند؛ مواضع پدافندی خود را در همان نقاطی که رسیده بودند، تحکیم کنند و آماده برای خنثی کردن پاتکهای احتمالی دشمن شوند. از ساعت 0830 احتمال پاتک دشمن در منطقه به طرف تپه 146 احساس شد و بالاخره در ساعت 0915 پاتک دشمن به طرف تپه 146 شروع شد و در ساعت 0930 نیز يگان‌های دشمن به طرف تپه های 143 و 145 پیشروی کردند. با ازدیاد حجم آتشهای دشمن یگانهای خودی از نظر پشتیبانی تدارکاتی و راه های ارتباطی با مشکل مواجه و دچار  کمبود نیروی انسانی شدند به نحوی که گردانی به نام علی اصغر(ع) از عناصر قرارگاه نجف4و یگانی دیگر از عناصر نجف2در شرف عقب‌نشینی قرار گرفتند.

 در ساعت 1145 اطلاع رسید که بعضی از يگان‌های تیپ سیدالشهدا(ع) و گردان علی اصغر(ع) که جزو قرارگاه نجف4بودند، عقب‌نشینی را شروع کرده اند . گردان علی اصغر در تپه 112 موضع گرفته و راه تدارکاتی نداشت و از این لحاظ دچار مشکلاتی شده بود، ضمن این که تهدید جدی پاتک دشمن نیز در این منطقه بود. در ساعت 1155 تانکهای دشمن ،آن گردان را به طور جدی مورد حمله قرار دادند . این پاتک سبب بروز اختلال در وضعیت این گردان  گردید، ولی آن قرارگاه تلاش کرد؛ با پشتیبانیهای مقدور از سقوط موضع گردان علی اصغر(ع) جلوگیری نماید. براساس گزارش قرارگاه نجف4 ، از ساعت 1245 رزم نزدیک بین تانکهای خودی و دشمن شروع گردید تا پاتک دشمن متوقف گردد، ولی گردان علی اصغر علاوه بر تهدید پاتک دشمن دچار کمبود شدید آب و سایر تدارکات گردیده بود. با توجه به اين كه در پایان فروردین هوای خوزستان گرم و درجه حرارت بالای 40 درجه مي‌باشد، مسئله تشنگی و تدارک آب از مهمترین مسائل تدارکاتی مي‌باشد، بدین جهت مشکل بی آبی و تشنگی افراد این گردان مشکل بزرگی بود و جزییات این امر را یکی از رزمندگان در خاطرات خود بیان کرده بود که حاکی از صحنه های دلخراش ایجاد شده بود.

در ساعت 1310 گردان علی اصغر(ع) اطلاع داد که اگر آب و غذا نرسد، همه افراد شهید خواهند شد . در این هنگام فرماندهان برای رفع مشکل تبادل نظر کردند و معلوم گردید ساير يگان‌های مستقر در خط مقدم منطقه نبرد دچار همین مشکل بی آبی و تشنگی هستند. متأسفانه در این دقایق سخت و بحرانی که تشنگی و گرسنگی رزمندگان ما را شکنجه می داد ، واحدهای زرهی دشمن نیز به تلاش خود برای نزدیک شدن به آنان افزوده بودند. بدین لحاظ در حدود ساعت 1330 رزمندگان ما تحت فشار دو نیروی قوی یعنی گرسنگی و تشنگی از یک طرف و فشار تانکهای دشمن از طرف دیگر قرار گرفته بودند.

با این وجود توانستند مواضع خود را تا پایان روز 22 فروردین ماه نگهدارند و قرارگاه نجف نیز با تلاش فوق العاده موفق گردید، در حد مقدورات، تدارکات آب به يگان‌ها برساند. با ایجاد تغییراتی در گسترش يگان‌های خودی مناطق مورد تهدید را تقویت نماید و با اجرای آتشهای شدید توپخانه پاتکهای دشمن را خنثی سازد. اما بررسی پیامهای مبادله شده بین قرارگاه‌های اجرایی نشان مي‌دهد که هنوز مشکلات به کلی برطرف نشده بود و تهدید فشار شدید دشمن و احتمال شکسته شدن قدرت مقاومت نیروهای خودی به قوت خود باقی بود و فرماندهان موفق نشده بودند با الحاق يگان‌ها در پهلوهای یکدیگر یک خط پیوسته پدافندی درعرض جبهه نبرد برقرار کنند.

این وضعیت بعد از شروع تاریکی روز 22 فروردین هنوز ادامه  داشت . در ساعت 1925 قرارگاه نجف4 اعلام کرد وضعیت گردان علی اصغر خیلی بد است و نجف2در ساعت 22 گزارش داد، هنوز موفق به الحاق جانبی با يگان‌های مجاور نشده است . در ساعت 2220 معلوم گردید؛ گردانی که برای کمک به یگان مستقر در تپه 146 اعزام شده بود، اشتباهاً به تپه 143 واقع در منطقه قرارگاه نجف1رفته است. به هر حال عناصر قرارگاه نجف توانستند تا پایان روز 22 فروردین موقعیت خود را در حوالی خط مرز حفظ کنند، گرچه دچار مشکلات سختی بودند.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده