نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش سی و پنجم: جريان نبرد بازيدراز با كشف حمله نيروهاي ما بهوسيله دشمن، اولين عكسالعمل شديد دشمن؛ اعزام هواپيماهاي جنگي به منطقه نبرد بود. با وجود اينكه فرمانده تيپ درخواست كرده بود؛ پوشش هوايي منطقه نبرد بهوسيله هواپيماهاي اف14 برقرار شود، ولي به نظر ميرسد كه كنترل هوايي منطقه در دست هواپيماهاي دشمن بود. هواپيماهاي عراقي به مواضع نيروهاي ايران بهويژه گروه رزمي احتياط حمله كردند، اما بهعلت وجود آتشهاي خودي و دشمن در فضاي منطقه نبرد نتوانستند هدفگيري كنند، لذا آسيبي به یگان احتياط وارد نگرديد.

در بررسي چگونگي طرح‌ريزي عمليات بازي‌دراز گفتيم كه منطقه مسئوليت عملياتي تیپ3لشكر 81 زرهي، در غرب سرپل‌ذهاب، شكل قوسي به طول تقريبي 25 كيلومتر بود كه از روستاهاي كلينه و سيدصادق در شمال‌شرقي (شمال سرپل‌ذهاب) تا ارتفاعات قراويز و داربلوط در غرب و ارتفاعات دانه‌خشك در جنوب امتداد داشت. بنابراين، جبهه پدافندي تیپ3زرهي اصولاً در سه جهت شمالي و غربي و جنوبي بود. نظر به اين‌كه در عمليات آفندي بازي‌دراز، هدف اصلي در سمت جنوبي منطقه تيپ انتخاب شده بود، الزاماً عناصر اين تيپ در دو سمت ديگر (غرب و شمال) بايستي مواضع پدافندي خود را مستحكم‌تر مي‌كردند تا مانع وارد عمل شدن نيروهاي قوي دشمن كه در بالا به آن‌ها اشاره شد، از اين سمت‌ها به داخل منطقه نبرد گردند. بنابراين، ضمن اين‌كه نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران به سمت ارتفاعات بازي‌دراز حمله مي‌كردند، مجبور بودند؛ احتمال خطر حمله متقابل نيروهاي متجاوز عراق را از خطرناك‌ترين معابر شمال و غرب به طرف حساس‌ترين نقطه اين منطقه  نبرد؛ يعني شهر سرپل‌ذهاب، كاملاً جدي تلقي كنند. زيرا قبلاً گفتيم كه در تدبير كلي نيروهاي ايران، نگهداري مواضع پدافندي موجود و حفظ خط دفاعي برقرار شده در صحنه‌هاي نبرد، مقدم بر هرگونه عمليات آفندي بود.

با توجه به اين تدبير كلي، طرح كلي عمليات بازي‌دراز اين بود كه تیپ3لشكر 81 زرهي، با یگان‌های زير امر و منتسب و هم ر‌زم اعم از یگان‌های ارتشي و سپاه و بسيج در دو جبهه شمالي و غربي، دفاع ثابت و محكم بكند و در جبهه جنوبي آفند نمايد. در بررسي جريان حوادث خواهيم ديد كه اين خطرات به‌صورت كاملاً جدي به‌وسيله  نيروهاي عراقي ايجاد گرديد.

در 28 فروردين‌ماه 1360 آخرين جلسه مشورتي و هماهنگي با شركت فرماندهان یگان‌های ارتشي و سپاهي و بسيج و قرارگاه تیپ3زرهي تشكيل شد، در اين جلسه، منطقه هدف عمليات مورد نظر به دو قسمت شمالي و جنوبي تفكيك گرديد. در قسمت شمالي، مركز منطقه هدف؛ تپه‌هاي 1100 شمالي و 1150 و در قسمت جنوبي تپه 1100 جنوبي و تپه 1050 و تپه‌هاي جنوب‌شرقي آن كه ارتفاع آن‌ها حدود 700 متر بود، به‌عنوان هدف نهايي انتخاب شد. نظر به اين‌كه قله 1150 بلندترين قله منطقه بود و تمام آن منطقه نبرد را در كنترل داشت، هدف اصلي انتخاب و تلاش اصلي براي تصرف آن قله به كار برده شد. قبلاً گفتيم كه براي اين حمله یگان‌های حمله‌ور در چهار گروه رزمي سازمان داده شدند كه البته استعداد رزمي هيچ‌يك از آن‌ها در حد توان رزمي يك گردان رزمي نبود و عنصر اصلي حمله‌ور، يك گردان پاسدار، يك گردان مكانيزه و يك گروهان هوابرد بود كه در چهار گروه رزمي سازمان‌دهي شدند.

در طرح اجرايي حمله براي تلاش اصلي، سه گروه رزمي و براي تلاش فرعي يك گروه رزمي منظور گرديد. سه گروه رزمي تلاش اصلي، در 3سه محور پيشروي مي‌كردند. ابتدا تپه‌هاي شرقي قله 1150 را كه شامل تپه‌هاي 1100 شمالي و جنوبي مي‌گرديد، از وجود دشمن پاك مي‌نمودند، بعد هر سه گروه رزمي به سمت تپه 1150 پيشروي را ادامه مي‌دادند و آن را تصرف و تأمين مي‌كردند. گروه رزمي چهارم نيز از سمت جنوب‌شرقي به سمت جنوب‌غربي پيشروي مي‌كرد و دامنه جنوب‌شرقي تپه‌هاي بازي‌دراز را تصرف مي‌نمود و جناح یگان‌های تك اصلي را تأمين مي‌كرد و از حركت احتمالي نيروهاي دشمن از معبر كاظم‌آباد و چم امام حسن به طرف ارتفاعات بازي‌دراز جلوگيري مي‌نمود، گروه‌هاي رزمي 184 مكانيزه، یگان تكاور مالك‌اشتر، یگان ضربت كلهر، گروه رزمي 215 تانك و گروه رزمي 265 سوار زرهي به ترتيب از شمال به جنوب در خط پدافندي تيپ پدافند مي‌كردند. عنصر پشتيباني آتش اين حمله شامل دو آتشبار 155 ميلي‌متري، يك آتشبار 105 ميلي‌متري و دو آتشبار 130 ميلي‌متري بود.

بالاخره بعد از آخرين هماهنگي در جلسه شوراي فرماندهان یگان‌های عمل‌كننده، تصميم نهايي براي اجراي اين عمليات در تاريخ دوم ارديبهشت‌ماه 1360 گرفته شد و طرح تكميل و منتشر گرديد.

اما در همان روز انتشار طرح، يعني در 29 فروردين‌، اولين تغيير در طرح داده شد و فرمانده تیپ3زرهي تصميم گرفت؛ علاوه بر حمله در قسمت جنوبي منطقه نبرد سرپل‌ذهاب، يك حمله فرعي نيز در شمال اين منطقه به‌وسيله گروه رزمي 184 مكانيزه به سمت ارتفاعات كوره‌موش و بنه‌دستك اجرا كند. لذا به گردان ياد شده دستور داد؛ آماده براي حمله بنا به دستور باشد. بررسي حوادث چنين نشان مي‌دهد كه دشمن از احتمال حمله نيروهاي ايران آگاه شده بود. زيرا از همان روز 29 فروردين حجم آتش‌هاي توپخانه و خمپاره‌انداز دشمن در تمام منطقه نبرد سرپل‌ذهاب افزايش چشم‌گيري يافت كه اتفاقاً شدت آتش در منطقه غربي و شمالي بيشتر بود و احتمالاً نيروهاي دشمن تصور كرده بودند؛ حمله نيروهاي ايران در اين قسمت‌ها و به‌منظور تصرف ارتفاعات كوره‌موش و قراويز اجرا خواهد گرديد. در اين صورت مي‌توان گفت نيروهاي دشمن در تپه‌هاي بازي‌دراز غافلگير شدند.

ضمناً دشمن براي ايجاد تهديد جدي در منطقه ديگر، در محور گیلانغرب نيز فعال‌تر شد و مواضع نيروهاي ما را كه در حوالي تنگ‌كورك و تنگ‌حاجيان مستقر بودند، زير آتش گرفت. اين اقدام دشمن مورد توجه فرمانده تیپ3زرهي قرار گرفت و از تیپ3پياده مستقر در منطقه نبرد گیلانغرب درخواست كرد؛ با مراقبت كامل در جناح جنوبي تیپ3زرهي عناصر مستقر در آن جناح را تقويت نمايد.

در آتشباري كه دشمن در روز 29 فروردين‌ماه به مواضع یگان‌های تيپ زرهي اجرا كرد؛ 11 نفر مجروح شدند كه شامل پنج نفر ارتشي، یک نفر پاسدار و سه نفر بسيجي و دو نفر غير رزمنده از اهالي منطقه بود.

تبادل آتش شديد توپخانه بين نيروهاي ايران و عراق در روز 30 فروردين‌ماه نيز ادامه يافت. در بعضي از مناطق نبرد شدت آتش دشمن به‌قدري زياد بود كه فرمانده یگان ايراني پدافند‌كننده، آن‌را حمل بر آتش تهيه دشمن جهت اجراي حمله نمود. چنين به ‌نظر رسيد كه دشمن از احتمال حمله قريب‌الوقوع نيروهاي ايران آگاه شده و مي‌خواهد يك حمله بازدارنده، عليه نيروهاي ايران اجرا نمايد. فعاليت توپخانه دشمن در قسمت جنوبي منطقه نبرد بيشتر بود، احتمالاً دشمن در نظر داشت نيروهاي ايران را دچار ابهام كند.

نكته‌اي كه در بررسي مسائل روزهاي نهايي آمادگي براي عمليات مورد بحث به چشم مي‌خورد، وضعيت آمادگي رزمي یگان‌های شركت‌كننده در اين عمليات مي‌باشد. با وجود اين‌كه حداكثر سه روز ديگر بايستي عمليات شروع می‌شد، هنوز تركيب سازمان رزمي یگان‌های عمل‌كننده كامل نشده بود و یگان‌هایي كه بايستي جابجا می‌شدند، تغيير مكان نداده بودند. جالب‌تر آن‌كه در روز 30 فروردين، فرمانده تيم نيروهاي ويژه هوابرد، درباره تعويض افراد عشاير شركت‌كننده در اين نبرد سخن به ميان می‌آورد. حتي گردان‌هاي تانك و مكانيزه، تعدادي از تانك‌ها و نفربرها و ساير امكانات رزمي خود را كه در پادگان باقيمانده بودند، به منطقه نبرد تغيير مكان نداده بودند. تا خاتمه عمليات نيز نتوانستند اين امر بسيار مهم را انجام دهند. چنان‌كه در تاريخ دهم ارديبهشت‌ماه از طرف ركن4 تیپ3از پارك‌هاي گردان‌ها در پادگان در سرپل‌ذهاب بازديد شد و نتيجه چنين بود كه از تانك هاي گردان 215 تانك، تعداد 23 دستگاه، گردان 211 تانك هفت دستگاه و گردان 265 سوار زرهي 17 دستگاه در پارك باقيمانده، لازم به يادآوري است كه در نبردهای هفت ماهه گذشته، اين گردان‌ها تعدادي از تانك‌هاي خود را از دست داده بودند. بنابراين، همان تعداد تانك حاضر به‌ كار باقيمانده در پادگان براي بالا بردن توان رزمي اين گردان‌ها اهميت فوق‌العاده‌اي داشت. اما با وجود اين‌كه در 30 فروردين‌ماه، تيپ دستور داد؛ كليه تانك­ها و نفربرهاي حاضر به كار باقيمانده در پادگان را به منطقه نبرد حمل نمايند، اين دستور اجرا نگرديد.

هر قدر زمان حمله نزديك‌تر می‌شد، جنب‌و‌جوش در منطقه نبرد به‌وسيله نيروهاي هر دو طرف متخاصم افزايش مي‌يافت. نيروهاي ايران براي حمله آماده می‌شدند و دشمن نيز به اين امر واقف شده بود و تلاش مي‌كرد با اقدامات ممانعتي، مانع اجراي حمله نيروهاي ايران گردد. عكس‌العمل دشمن در فرماندهان یگان‌های ما تا حدودي نگراني ايجاد مي‌نمود. به همين منظور در 30 فروردين، فرمانده تیپ3زرهي به یگان‌هایي كه مأموريت پدافندي بر عهده داشتند، تأكيد كرد؛ مواضع خود را هر چه بیشتر محكم‌تر كنند و آماده براي خنثي كردن هرگونه فعاليت آفندي دشمن باشند. اما از طرفي نيروهاي ما از نظر ارائه روحيه تهاجمي خود ترديدي به خود راه نمي‌دادند و تلاش‌هاي خود را ادامه مي‌دادند.

در روز 31 فروردين‌ماه، اولين اقدام دشمن براي عمليات ممانعتي در جناح شمالي منطقه نبرد و حوالي آبادي كوئيكي عزيز انجام گرفت و يك واحد از نيروهاي عراقي به مواضع سپاه پاسداران ايران كه در اين منطقه پدافند مي‌كرد، حمله كرد. اين حمله در ساعت يك بعد از نيمه شب آغاز شد كه با مقاومت دليرانه نيروهاي ما مواجه گرديد. اين نبرد حدود پنج ساعت به طول انجاميد و بالاخره واحدهاي حمله‌ور عراقي مجبور به عقب‌نشيني به مواضع قبلي خود شدند. در اين نبرد، فقط يك نفر از افراد سپاه مجروح گرديد. اما به ‌نظر مي‌رسد كه تأخير اجراي حمله به‌وسيله نيروهاي ايران سبب اغفال نيروهاي دشمن گرديد. زيرا فعاليت دشمن در روز 31 فروردين كمتر بود و در روز اول ارديبهشت نيز فعاليت قابل ملاحظه‌اي از دشمن مشاهده نشد. نيروهاي ايران نيز در اين دو روز قبل از آغاز عمليات اقدامي نكردند كه توجه دشمن را به حمله احتمالي آنان جلب نمايد، لذا صحنه نبرد از آرامش نسبي برخوردار بود.

فرمانده تيپ برآورد كرد كه پاتك احتمالي دشمن بعد از تك نيروهاي ما، در منطقه غربي و حوالي ارتفاعات قراويز ريخك خواهد بود و براي آمادگي جهت خنثي كردن پاتك دشمن در آن قسمت به گردان 211 تانك كه در احتياط بود دستور داد؛ با كليه عناصر سازماني و زير امر در پادگان سرپل‌ذهاب (قلعه‌شاهين) مستقر شود و تقدم طرح وارد عمل شدن را در منطقه گسترش گردان 215 تانك در ارتفاعات ريخك تهيه نمايد. به یگان تكاور نيز دستور داده شد؛ قبل از آغاز حمله كه ساعت 0500 روز دوم ارديبهشت‌ماه تعيين گرديده بود، در باند فرودگاه بالگردها و در حوالي پادگان سرپل‌ذهاب مستقر شود تا به‌صورت هلي‌برد به هر نقطه مورد نياز هلي‌برد گردد.

بالاخره زمان حمله كه همان ساعت 0500 روز دوم ارديبهشت‌ماه، تعيين شده بود، به كليه یگان‌ها ابلاغ گرديد و نيروهاي رزمنده ما آماده براي زورآزمايي با دشمن متجاوز در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب شدند.

آخرين روز قبل از حمله، يعني اول ارديبهشت‌ماه صرف آخرين تلاش‌ها براي تكميل سازمان رزمي، تكميل تداركات و آخرين هماهنگي‌ها گرديد. به ‌نظر مي‌رسد فرمانده تیپ3درباره منطقه شمالي جبهه نگران بود، زيرا همان‌گونه كه در مطالب قبل اشاره شد، وضعيت پدافندي اين قسمت به‌علت برتري مطلق نيروهاي عراقي و وضعيت مناسب زمين براي آنان آسيب‌پذيرترين قسمت منطقه مسئوليت تیپ3زرهي بود. لذا فرمانده تيپ براي رفع نگراني پدافند اين قسمت به فرمانده گردان مستقر در آن دستور داد؛ هم‌زمان با تك اصلي در قسمت جنوبي منطقه نبرد، آن گردان نيز در حوالي روستاي سيدصادق و تپه‌هاي كوره‌موش تظاهر به آفند كند و نيروهاي دشمن را از اقدام به آفند در آن قسمت باز دارد.

ضمن اين‌كه به فرمانده گردان 184 مكانيزه كه سرهنگ دوم مظفري بود، تأكيد شد؛ آمادگي صد‌در‌صد براي پدافند از آن منطقه داشته باشد. در تأكيد بيشتر به پدافند اين قسمت، به گردان 215 تانك نيز كه رو به سمت غرب و تپه‌هاي قراويز پدافند مي‌كرد، همان دستورات تأكيدی داده شد. از جمله دستورات آن بود كليه تانك‌هاي گردان به‌نحوي گسترش يابند كه از آتش آن‌ها براي پدافند از منطقه استفاده شود و تا آن‌جا كه مقدور باشد در تحكيم مواضع پدافندي اقدام گردد.

همين دستورات تأكيدي به گردان 265 سوار زرهي نيز كه در قسمت جنوبي منطقه و در ارتفاعات سنبله و دانه‌خشك در مقابل تنگ‌كورك پدافند مي‌كرد، صادر گرديد. به‌طور كلي، دستورات تأكيدي براي تحكيم مواضع پدافندي موجود نشان مي‌دهد كه به‌علت عدم تعادل نيرو كه كلاً به نفع نيروهاي دشمن بود، فرماندهان یگان‌های ما را از به‌خطر افتادن پدافند منطقه نگران كرده بود. با اين وجود شرايط كلي نبرد به‌نحوي بود كه آن‌ها بايستي قبول خطر مي‌كردند و به نيروهاي دشمن حمله مي‌نمودند. علاوه بر اين‌كه فرمانده تیپ3زرهي، به یگان‌های تحت فرماندهي خود جهت تحكيم مواضع پدافندي و اجراي تك فريبنده، دستورات لازم را صادر كرد، از فرمانده لشكر 81 زرهي درخواست نمود؛ تا به تيپ‌هاي ديگر نيز دستور دهند آن‌ها نيز در منطقه مسئوليت خود تك فريبنده اجرا كنند تا قسمتي از نيروهاي دشمن در مناطق آن‌ها درگير شوند و احتياط دشمن نتواند  سريعاً در منطقه تیپ3زرهي وارد عمل گردد. اين درخواست مورد موافقت فرمانده لشكر قرار گرفت و دستوررات لازم به تيپ‌هاي ديگر داده شد.

در طرح عملياتي چنين پيش‌بيني شده بود كه در صورتي‌كه در مراحل اوليه حمله، پيشروي رضايت‌بخش باشد، براي تسهيل عمليات، يك واحد از تكاوران به‌صورت هلي‌برد در عقب مواضع دشمن پياده شود. لذا براي اين مأموريت به یگان هوانيروز دستور داده شد؛ آماده باشد 50 نفر از تكاوران را به‌صورت هلي‌برد در قسمت شمالي منطقه نبرد پياده نمايد.

گردان 211 تانك كه یگان احتياط تيپ بود، با 24 دستگاه تانك و دو قبضه خمپاره‌انداز و سه دستگاه نفربر طبق طرح عملياتي، در قلعه سفيد واقع در حوالي سرپل‌ذهاب مستقر گرديد و كليه یگان‌ها در محل‌هاي پيش‌بيني شده مستقر و آماده براي تعيين سرنوشت نبرد بازي‌دراز گرديدند.

آخرين نكته‌اي كه قبل از شرح ماجراي نبرد بايد يادآوري شود، اين است كه در شرايط پدافندي نيز تلفات روزانه نيروهاي ما به‌ويژه در اوايل جنگ كه نيروهاي متجاوز عراق مهمات بيكراني در اختيار داشتند و مانند باران تند به مواضع پدافندي نيروهاي ما روانه مي‌ساختند، چندان كم نبود. چنان‌كه در روز اول ارديبهشت، 18 نفر از افراد رزمنده ما، در اين منطقه نبرد بر اثر آتش دشمن، سخت آسيب ديده و از صحنه نبرد خارج شده بودند. از اين عده 17 نفر نظامي شامل دو افسر جزء و پنج نفر درجه‌دار 10 نفر سرباز و يك نفر پاسدار بودند. بالاخره زمان حمله مورد‌نظر فرا رسيد. یگان‌های حمله‌ور تیپ3زرهي و سپاه پاسداران و بسيج عشايري هم ر‌زم آن تيپ، در ساعت 0500 صبح روز دوم ارديبهشت، ‌ماه پيشروي به طرف جنوب‌غرب براي آزاد كردن ارتفاعات بازي‌‌دراز از اشغال دشمن متجاوز را آغاز كردند.

 فرمانده تيپ به‌منظور هدايت تك فريبنده در منطقه غرب و شمال جبهه به توپخانه پشتيباني دستور داد؛ آتش تهيه را به مدت 30 دقيقه و از ساعت 0600 در غرب و شمال و جنوب‌شرقي منطقه اجرا نمايد. به گروه رزمي 184 مكانيزه مستقر در شمال دستور داد؛ تك فريبنده را در ساعت 0630 آغاز كند. اين دستورات فرمانده تيپ به همين نحو اجرا شد و دو گردان توپخانه از ساعت 0600 به مدت نيم ساعت در شمال و جنوب‌شرقي آتش انبوه بر روي دشمن ريختند و گردان 184 مكانيزه تك فريبنده به طرف ارتفاعات كوره‌موش را آغاز كرد.

گردان 265 سوار زرهي نيز در سمت تنگ‌كورك قاسم‌آباد تظاهر به اجراي تك نمود در حالی‌که تك اصلي با گردان 9 سپاه پاسداران و گردان 143 مكانيزه تیپ3زرهي به‌طرف ارتفاعات 1050 و 1150 بازي‌دراز هدايت مي‌گرديد.

متأسفانه در اسناد و مدارك در دسترس، جزئيات تلاش رزمندگان دلير ما در پيشروي به‌طرف هدف‌هاي تعيين شده در ارتفاعات بازي‌دراز درج نگرديده بود، ولي اسناد در دسترس نشان مي‌دهند كه با توجه به كوهستاني و سخت بودن منطقه نبرد و كمبود توان رزمي نيروهاي حمله‌ور ما و توانايي‌هاي  بيشتر دشمن، نتيجه كلي عمليات در روز اول نبرد بسيار خوب بود، گرچه تمام هدف‌ها به تصرف نيروهاي ما درنيامدند.

با كشف حمله نيروهاي ما به‌وسيله دشمن، اولين عكس‌العمل شديد دشمن؛ اعزام هواپيماهاي جنگي به منطقه نبرد بود. با وجود اين‌كه فرمانده تيپ درخواست كرده بود؛ پوشش هوايي منطقه نبرد به‌وسيله هواپيماهاي اف‌14 برقرار شود، ولي به ‌نظر مي‌رسد كه كنترل هوايي منطقه در دست هواپيماهاي دشمن بود. هواپيماهاي عراقي به مواضع نيروهاي ايران به‌ويژه گروه رزمي احتياط حمله كردند، اما به‌‌علت وجود آتش‌هاي خودي و دشمن در فضاي منطقه نبرد نتوانستند هدف‌گيري كنند، لذا آسيبي به یگان احتياط وارد نگرديد. اولين عكس‌العمل زميني دشمن در سمت غرب منطقه نبرد و از طرف ارتفاعات قراويز و داربلوط ظاهر گرديد. براي خنثي كردن تلاش عناصر زرهي و مكانيزه دشمن در اين قسمت، فرمانده تیپ3زرهي به تيم هوانيروز دستور داد؛ تقدم اجراي پشتيباني بالگردها را به آن منطقه بدهند و با بالگردهاي رزمي به تانك‌ها و نفربرهاي رزمي دشمن در غرب داربلوط حمله نمايند. طبق اظهارات بعضي از رزمندگان، اين حمله بسيار مؤثر بود. از جمله خلباناني كه در اين مأموريت جان‌فشاني كرد؛ ستوان يارشيرودي بود كه بعداً در همين نبرد به شهادت رسيد. در همان شدت جريان نبرد، مشكل تداركات ظاهر شد؛ از جمله به‌علت گرمي هواي منطقه مشكل تدارك آب بود. ديده‌بانان توپخانه كه در نقاط دور از خط مقدم نبرد مستقر بودند، از لحاظ آب دچار مشكل شدند و تيم هوانيروز مجبور شد؛ قسمتي از فعاليت تداركاتي خود را صرف رساندن آب به نقاط مورد نياز نمايد. اين مشكل آب‌رساني به ترتيبي كه نيروهاي ما به سمت هدف پيشروي مي‌كردند و آفتاب سوزان منطقه بالاتر مي‌آمد، شديدتر مي‌گرديد، به‌نحوي‌كه بعد از ساعاتي كه از آغاز حمله گذشت، آبرساني به یگان‌ها، از جمله درگيري‌هاي فرماندهان گرديد. از جمله آن یگان‌ها، یگان هوابرد بود كه در قسمت شمال‌غربي به تپه 1100 شمالي حمله كرده و به نزديكي آن رسيده بود، اما دچار كمبود تداركات از جمله آب، مهمات و غذا شده بود كه دستور داده شد با بالگرد براي آن یگان ارسال شود.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده