عملیات والفجر1(بخش سوم)
جریان عملیات والفجر 1 در چهارمین ساعت حمله قرارگاه کربلا که در ساعت 2 نیمه شب 22 فروردین آغاز شد، تمام عناصر این قرارگاه تلاش کردند مقاومت اولیه نیروهای دشمن را در ارتفاعات یاد شده در هم بشکنند. چنین تصور ميشد که این ارتفاعات خط اصلی مقاومت دشمن است و چنانچه شکسته شود، احتمالاً نیروهای دشمن به سمت غرب عقبنشینی خواهند کرد. بر این مبنا فرماندهی قرارگاه کربلا به قرارگاههای تابعه خود تاکید کرد، هر چه سریع تر آن ارتفاعات را از وجود نیروهای دشمن پاکسازی کنند.

در مطالب قبل گفتیم که عملیات والفجر 1 در حقیقت ادامه دو نبرد قبلی محرم و والفجر مقدماتی بود و این نبرد در منطقه عملیات شرق عماره و علی غربی و با هدف نهایی همان نبردها یعنی وصول تدریجی به کرانه شرقی رودخانه دجله در این منطقه اجرا مي‌گرديد. ولی نظر به این که در دو نبرد قبلی نتیجه نهایی نشان داد که واحد پیاده نظام نمي‌تواند مأموريت آفندی برای وصول به هدفهای در عمق زیاد را به نحو مطلوب اجرا کند، در عملیات والفجر1 هدفهای اولیه در منطقه بسیار محدود نسبت به يگان‌های خودی آماده شده برای آن انتخاب گردید. چنین به نظر می رسد که هدف فرماندهی هدایت عملیات آن بود که در مراحل اولیه نبرد، رخنه وسیعی در گسترش مواضع پدافندی دشمن ایجاد کند و نیروهای دشمن را از تمام ارتفاعات این منطقه به دشت غربی در داخل خاک عراق عقب براند و با در دست گرفتن کنترل تمام ارتفاعات سرکوب به دشت غربی و جنوبی امتیاز اصلی زمین منطقه اين عملیات را به دست خود بگیرد.

 با استفاده از این امتیاز بزرگ، بتواند میدان دید و تیر يگان‌های خودی را بر روی مواضع دشمن گسترش دهد و با هدایت آتشهای پشتیبانی بر روی دشمن به طور موثر ضربات انهدامی بر دشمن وارد و راه پیشروی يگان‌های مانوری را هموارتر سازد. بنابراین از لحاظ مشخصات و امتیازات منطقه هدف ، انتخاب کاملا منطقی و تاکتیکی بود. اما نسبت به استعداد نیروی بسیج شده خودی برای این نبرد، این انتخاب هدف راهبردی قابل ملاحظه‌ای در بر نداشت.  اگر بر فرض، عملیات با موفقیت اولیه کامل اجرا مي‌گرديد ولی امکان ادامه عملیات حداقل تا غرب رودخانه طیب در خاک عراق فراهم نمي‌شد و محور اصلی مواصلاتی بغداد بصره در منطقه علی غربی عماره در زیر آتش توپخانه ما قرار نمی گرفت، نتایج این نبرد وسیع به وصول همان هدفهای تاکتیکی ارتفاعات حمرین و جبل فوقی محدود مي‌گرديد.

بررسی طرح های عملیاتی قرارگاه خاتم‌الانبیا   چنین نشان مي‌دهد که این موضوع مورد توجه قرار گرفته بود و حداقل عمق منطقه پیشروی تا رودخانه طیب در نظر گرفته شده بود، اما به نظر می رسد که در این نبرد یک هدف محدودتر ولی از نظر روانی حساس تر مورد توجه بود و آن بیرون راندن نیروهای متجاوز عراق از منطقه اشغالی شرق و شمال فکه به خارج از خط مرز بود. زیرا این منطقه که جزئی از منطقه اشغالی نیروی عراق در غرب رودخانه کرخه در منطقه عملیاتی شوش و دزفول بود، بعد از عقب راندن نیروهای عراق در عملیات فتح‌المبین در فروردین 1361 همچنان در اشغال نیروهای عراق باقی مانده بود.

در عملیات محرم نیز هدف اولیه عقب راندن نیروهای دشمن به خارج از خط مرز در غرب رودخانه دویرج بود. نیروهای ایران گرچه در قسمت وسیعی از این منطقه نبرد موفق به اجرای مأموریت خود شدند و نبرد را به داخل خاک عراق کشاندند، اما در قسمت جنوبی منطقه بین پاسگاه چم هندی در شمال و فکه در جنوب موفق به انهدام یا عقب راندن نیروهای دشمن به غرب خط مرز نشدند. در نتیجه منطقه‌ای به عرض 30 کیلومتر در شرق رودخانه دویرج در شرق فکه در کنترل نیروهای عراق باقی ماند. با وجود این که در عملیات والفجر مقدماتی نیز حداقل قسمتی از این منطقه در شرق فکه جزو منطقه عملیات آن نبرد بود، ولی يگان‌های ما موفق نشدند در این منطقه نیروهای متجاوز عراق را به غرب خط مرز یا حداقل به غرب رودخانه دویرج عقب برانند. این عدم موفقیتها نوعی حساسیت ویژه برای فرماندهان نظامی و سپاهی ایران برای منطقه فکه ایجاد کرده بود. بنابراین مي‌توان چنین نتیجه گرفت که علت انتخاب این منطقه برای سومین نبرد، در تقدم پاک کردن منطقه فکه از وجود نیروهای اشغالگر عراق بود. اما نظر به این که در دو نبرد قبلی حمله جبهه ای نتایج چندان مطلوبی به بار نیاورده بود. فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیاء  این بار تصمیم گرفت حتی المقدور از نبرد جبهه ای اجتناب کند و با اجرای یک مانور احاطه ای از شمال به سمت فکه توام با فشار جبهه ای در منطقه زبیدات و ابوغریب ، نیروهای دشمن را وادار به ترک منطقه فکه سازد. برای این منظور تلاش اصلی آن بود، نیروهای حمله ور خود را  چنان وارد عمل نماید که ضمن پاک کردن ارتفاعات حمرین و قطع جاده مرزی عراق در غرب این ارتفاعات، راه اصلی مواصلاتی طیب – فکه را نیز قطع نماید و يگان‌های دشمن را در جبل فوقی واقع در شمال غربی فکه مورد تهدید قرار داده و آنها را منهدم و یا مجبور به عقب‌نشینی به سمت غرب سازد و منطقه فکه را محاصره و از وجود نیروهای دشمن پاکسازی نماید.

بررسی طرح ترسیمی (کالک) عملیات شماره 2 کربلا 11 نشان مي‌دهد که قرارگاه خاتم‌الانبیا  برای اجرای تدبیر یاد شده بالا به لشکر 16 زرهی دستور داده بود؛ در دامنه غربی ارتفاعات دوسلک واقع در شرق رودخانه دویرج و شرق فکه همچنان مواضع پدافندی را حفظ کند و مانع ایجاد تهدید از جناح جنوب شرقی برای عناصر حمله ور قرارگاه خاتم‌الانبیا  گردد. قرارگاه نجف با چهار تیپ ارتشی و سه لشکر سپاهی در منطقه بين چم هندی در شمال و سمیده در جنوب آفند کند و نیروهای دشمن را از غرب رودخانه دویرج و غرب خط مرز عقب براند و قسمتی از منطقه هدف قرارگاه خاتم‌الانبیا  را تصرف و ارتفاعات حمرین را تأمین نماید. قرارگاه کربلا با یک لشکر به اضافه یک تیپ مجزای پیاده از عناصر ارتشی و چهار لشکر سپاهی در شمال قرارگاه نجف در منطقه جنوب غربی جاده زبیدات شرهانی حمله کند و نیروهای عراق را از تمام ارتفاعات حمرین در منطقه هدف عقب براند و خط پیروزی را در امتداد جاده سراسری مرزی عراق از معبر بیات تا جبل فوقی در جنوب را تصرف و تأمین نماید.

بعد از تأمین خط پیروزی مأموريت قرارگاه نجف آن بود که حمله را به سمت جبل فوقی در جنوب غربی ادامه دهد و این ارتفاعات را در شمال غربی فکه تصرف و منطقه فکه را تحت کنترل خود درآورد و خطی را به نام خط توفیق که در غرب ارتفاعات تعیین گردیده بود تأمین نماید.

با توجه به تدبیر یاد شده اصولا عملیات آفندی والفجر1 بر مبنای وصول به یک هدف محدود تاکتیکی نسبت به توان رزمی بسیج شده برای این نبرد بود. اما ارتش عراق در طول یک سال توقف در این منطقه، مستحکم ترین مواضع پدافندی متکی به موانع بسیار سخت را در تمام عرض و عمق این منطقه‌ایجاد کرده و یک طرح ثابت کلاسیک با تمام اصول و جوانب پیاده نموده بود که در این طرح به ترتیب از خط تماس با نیروهای ایران به سمت عقب رده‌های پدافندی شامل رده تأمینی رده پدافنداصلی و رده احتیاط را طبق اصول کلاسیک تاکتیک پدافندی گسترش داده بود و برای هر رده مواضع و موانع مستحکم متناسب با طرح عمومی ایجاد نموده بود .

شاید یادآوری این نکته نیز لازم باشد که حتی رده تأمینی نیروهای پدافندی عراق نیز کاملاً با سیستم کلاسیک گسترش یافته بودند. به نحوی که به ترتیب از جلو به عقب عناصر تأمینی سبک مانند نیروی پوشش، پاسدار عمومی در منطقه دفاعی مستقر ساخته بود و نیروهای حمله ور ما در هر گونه عملیات آفندی معمولاً فقط با رده تآمینی عراق مواجه می شدند. زیرا عمق منطقه گسترش نیروی تأمینی، معمولاً حدود 3 تا 10 کیلومتر است و پیشروی نیروهای ایران نیز در نبردها معمولاً در همین اندازه بود. اما نکته حائز اهمیت در گسترش پدافندی عراق آن بود که برای تمام رده های تأمینی، موانع پدافندی و حفاظتی در عرض و عمق منطقه‌ایجاد می‌کرد و اصل مهم دفاعی ، دفاع در عمق را به نحو کمال مطلوب رعایت می نمود.

در نتیجه بر فرض   این که نیروهای ایران موفق مي‌شدند؛ یک خط مقاومت دشمن را بشکنند، بعد از مسافت کوتاهی با مواضع و موانع مستحکم دیگر مواجه مي‌شدند. همین امر غالباً سبب اشتباه و یا حتی اختلال در عملیات آفندی نیروهای ایران مي‌شد. زیرا آنها به محض این که یک میدان مین دشمن را خنثی مي‌كردند و موفق به عقب راندن نیروهای مدافع مي‌شدند تصور مي‌كردند که خط اصلی مقاومت دشمن را در هم شکسته اند. ولی بعد از چند صد متر پیشروی به یک خط مقاومت دیگر برخورد مي‌كردندکه در نتیجه تصورات اولیه خود به خود باطل مي‌شد. عملیات والفجر 1 نیز با چنین شرایط عمومی نیروهای خودی و دشمن در 21 فروردین آغاز گردید.

این نبرد در ساعت 23 روز 21 فروردین ماه، با اعلام رمز یاالله یا الله یا الله وانصرنا علی القوم الکافرین در منطقه شمال فکه تا زبیدات آغاز شد. يگان‌های قرارگاه کربلا در شمال و قرارگاه نجف در جنوب حمله را به طرف غرب و به سوی مواضع دشمن آغاز کردند. چنین به نظر می رسد که تغییر مکان يگان‌های حمله ور از مناطق تجمع تاکتیکی در شرق رودخانه دویرج به مواضع حمله در نزدیکی خط تماس در روز قبل از حمله انجام گرفته بود. لذا برای شروع حمله اغلب يگان‌ها در نزدیکی مواضع دشمن مستقر بودند. ولی بعضی از يگان‌ها که دورتر از مواضع دشمن استقرار داشتند، مجبور بودند؛ در همان شب 21 فروردین مسافتی را نیز قبل از درگیری با دشمن به صورت راهپیمایی شبانه طی کنند که این امر سبب کاهش توان افراد مي‌گرديد.

طرح کلی حمله قرارگاه ها چنین بود که نیروهای هر دو قرارگاه کربلا و نجف در یک آرایش خط و همزمان در ساعت 2300 حمله را آغاز کردند. ما به منظور روشن تر شدن وضعیت پیشروی يگان‌ها و جلوگیری از تداخل مطالب ، عملیات دو قرارگاه اصلی اجرایی را به طور تفکیک شده بیان می کنیم. ضمن این که یادآوری این نکته ضروری است که اصولاً عناصر این دو قرارگاه مأموريت مستقلی را به عهده داشتند. گرچه مجموع عملیات آنها یک مأموريت کلی قرارگاه خاتم‌الانبیا  را در بر می گرفت. بنابراین تفکیک مطالب نه تنها خللی در شرح حوادث ایجاد نمي‌كند بلکه درک حوادث را ساده تر مي‌سازد.

 

 

عملیات قرارگاه کربلا در اولین مرحله نبرد

در بررسی طرح عملیاتی گفتیم که عناصر قرارگاه کربلا  عبارت بودند از: لشکر 21 پیاده ارتش و لشکرهای 8 نجف، 41 ثارالله، 7 ولی عصر، 19 فجر سپاه پاسداران و بعداً تیپ 2 لشکر 77 پیاده نیز در اختیار آن قرارگاه قرار گرفت. متاسفانه طرح عملیاتی این قرارگاه در دسترس قرار نگرفت. ولی بررسی جریان نبرد چنین نشان مي‌دهدکه فرماندهی قرارگاه کربلا،  با قرارگاه پنج لشکر تحت امر خود، پنج قرارگاه جزء را سازماندهی و به ترتیب آنها را کربلا یک تا 5 نامگذاری کرد. از بررسی پیامهای عملیاتی چنین نتیجه گیری مي‌شود که عناصر هر پنج قرارگاه در آغاز نبرد در آرایش خط قرار گرفتند. منطقه نبرد این قرارگاه از پاسگاه زبیدات در شمال تا پاسگاه بجلیه عراق در جنوب  – مقابل چم هندی ایران در غرب خط مرز – و پیشروی از خط تماس در جنوب جاده شرهانی زبیدات به طرف غرب تا دامنه غربی ارتفاعات حمرین در این منطقه در عمق 10 کیلومتری خاک عراق بود.

بنابراین عرض منطقه نبرد حدود 20 کیلومتر و عمق متوسط آن حدود 10 کیلومتر بود و چنانچه عناصر این قرارگاه موفق مي‌شدند مرحله اول مأموريت خود را با موفقیت کامل انجام دهند 200 کیلومتر مربع را به تصرف خود در می آوردند. این منطقه برای یک نیروی پنج لشکری یک منطقه کاملا محدود محسوب مي‌گردد.

طبق دستور قرارگاه خاتم‌الانبیا  رمز عملیات در ساعت 23 روز 21 فروردین به قرارگاه‌های اجرایی کربلا یک تا 5 ابلاغ و پیشروی يگان‌های این قرارگاه ها از همان ساعت آغاز شد. نظر به این که تمام عناصر این قرارگاه ها در حوالی خط تماس با دشمن متمرکز شده بودند، چند دقیقه بعد از شروع عملیات، باز کردن معابر در میدانهای مین خط مقدم دشمن آغاز شد. اولین يگان‌هایی که برخورد خود با میدان مین را گزارش داد، قرارگاه کربلا 4 بود. در ساعت 2310 گزارش داد؛ به میدان مین دشمن رسیده و مشغول باز کردن معبر در آن مي‌باشد. تا ساعت 2320 یعنی 20 دقیقه بعد از شروع حمله شبانه يگان‌های خودی در اغلب مناطق نبرد با دشمن درگیر شدند. بنابراین مسئله غافلگیر کردن دشمن که یکی از تدابیر اصولی فرمانده عملیات بود. خود به خود منتفی گردید.

حمله نیروهای خودی در همان دقایق اولیه کشف و چند دقیقه بعد، الزاماً آتشهای پشتیبانی نیروهای ایران بر روی دشمن باز شد و طبعاً آتش متقابل دشمن نیز باز گردید. نکته ای که در بررسی پیامها حائز اهمیت به نظر می رسد، این است که به علت مشابه بودن تپه ها در منطقه نبرد  و نبودن عوارض مصنوعی کاملاً مشخص مانند آبادی در آن، تشخیص موقعیتها برای يگان‌ها بسیار مشکل بود. لذا گزارشاتی که از محل يگان‌ها می رسید، چندان با حقیقت مطابقت نداشت. به عنوان مثال قرارگاه کربلا 3 از جمله اولین يگان‌هایی بود که در منطقه پیشروی خود در غرب پاسگاه ربوط با دشمن درگیر شد. در ساعت 2300 گزارش داد که در روی تپه 178 در حال پیشروی است. این تپه در نزدیکی خط مرز و در داخل خاک ایران بود. در حالی که در طرح کلی عملیات کربلا 11 خط تماس بین نیروهای ایران و عراق در این منطقه حدود یک کیلومتر در داخل خاک عراق منظور شده بود.

اما نکته ای نیز از این پیام استنباط مي‌شود که به هر حال در این قسمت از منطقه نبرد مواضع نیروهای عراق در نزدیکی خط مرز قرار داشت. به همین جهت قرارگاه کربلا 3 اولین یگانی بود که با دشمن درگیر شده بود، در حالی که عناصر قرارگاههای دیگر هنوز مشغول پاکسازی معابر در میدانهای مین بودند. در ساعت 2330 عناصر کربلا 2 نیز به مواضع دشمن نزدیک و با آنها درگیر شدند و طبق گزارشی که دادند اولین خاکریز دشمن به تصرف انها درآمد.

چنین به نظر می رسد که 30 دقیقه بعد از شروع حمله هنوز عناصر قرارگاه نجف در جنوب قرارگاه کربلا حرکت قابل ملاحظه‌ای نکرده بودند. این سبب نگرانی فرماندهی قرارگاه کربلا شد. در ساعت 2335 از طریق قرارگاه خاتم‌الانبیا  درخواست کرد؛ عناصر قرارگاه نجف نیز پیشروی کنند تا هماهنگی حرکت بین عناصر دو قرارگاه به ویژه در حوالی خط حد بین آنها برقرار شود. از باقی ماندن فضای خالی بین عناصر قرارگاه ها خودداری گردد.

در حدود ساعت 2335 حمله نیروهای ایران برای دشمن کاملاً کشف شد. طبق اخبار به دست آمده از پست شنود ، نیروهای دشمن درخواست روشن کردن منطقه و آتش پشتیبانی نمودند. به علت ناهموار بودن زمین و پیشروی در تاريكي شب، پیشروی بعضی از يگان‌ها سرعت کافی نداشت به نحوی که عناصر قرارگاه کربلا 4 و 5 هنوز کاری انجام نداده و کربلا 1 در همان مانع اول دشمن متوقف شده بود.

در همان ساعت اول مشکلاتی از نظر هماهنگی و حفاظت مخابراتی برای نیروهای ایران بوجود آمد. با وجود این که دستور داده شده بود؛ در مکالمات از بی‌سیم بصورت کشف استفاده نشود، ولی این دستور اجرا نشده بود، تا حدی که سبب ناراحتی قرارگاه خاتم‌الانبیا  گردید و قرارگاه کربلا استیضاح شد.

در 40 دقیقه اول زمان حمله از عناصر قرارگاه کربلا، فقط وضعیت کربلا 3 نسبتاً رضایت بخش بود. سایر يگان‌های کربلا هنوز در پشت همان موانع اول دشمن درگیر بودندو تلاش مي‌كردندمعابری باز کنند.

در حدود ساعت 2345 پیامهایی حاکی از پیشروی يگان‌ها مبادله شد. اما از مجموع پیامها چنین بر می آمد که مقاومت دشمن به ویژه استحکام موانع او برای نیروهای ایران خارج از حد انتظار بود. وضعیت طبیعی زمین عملیات نیز سخت تر از آن بود که در مرحله طرح ریزی روی آن برآورد شده بود. چنان که تا این زمان صحبتها فقط درباره تلاش کربلا3 بود که موفق شده بود از تپه 178 بالا برودو از اولین خط دشمن عبور کند. بالاخره تا ساعت2400 يگان‌های قرارگاه کربلا موفق شدند؛ در موانع مقدم دشمن معابری باز کنند و عبور از آن به طرف غرب و خاکریزهای پدافندی دشمن را شروع نمایند. بنابراین، یک ساعت اول حمله که بهترین زمان از نظر قدرت جسمی برای افراد نیروهای ایران بود، فقط صرف خنثی کردن اولین خط موانع دشمن گردید. از آغاز روز 22 فروردین تلاش عناصر قرارگاه کربلا برای تصرف اولین خاکریزهای دشمن در غرب موانع اولیه شروع شد.

یک ساعت اول حمله به پایان رسید در حالی که مبادله پیامها نشان مي‌دهد وضعیت نیروهای حمله ور چندان رضایت بخش نبود. چنین به نظر می رسد که اصولا خاطره عملیات والفجر مقدماتی اثرات نامطلوبی در يگان‌های ایران ایجاد کرده بود. به نحوی که در حالی که نیروهای ایران مشغول انجام وظیفه و مأموريت آفندی بودند و به دشمن حمله مي‌كردند، از همان ساعت اول نگران حملات متقابل دشمن در جناحین خود بودند. پیامهای تاکیدی مبنی بر مراقبت از جناحها بین قرارگاه ها مبادله مي‌گرديد و جان کلام پیامها چندان امیدوارکننده به نظر نمی رسید. حال در خط مقدم نبرد چه وقایعی رخ می داد، مسئله است که فقط رزمندگان حاضر در صحنه ها مي‌توانند چگونگی آنرا بیان کنند. ما درقسمت یادداشتهایی از خاطرات رزمندگان در پایان این بحث به قسمتی از این جریانات اشاره می کنیم که بررسی کلیات انها نیز نمایانگر عدم تحرک کافی در همان آغاز نبرد بود.

به عنوان نمونه چند پیام مبادله شده را عیناً بیان می‌کنیم . در ساعت 2340 قرارگاه کربلا به کربلا 3 گفت “ اگر مشکلاتی دارید نفر بفرستید تا شما را کمک کنیم” در ساعت 2350 کربلا به کربلا 5 گفت، اگر از وضعیت اطمینان ندارید کسی را بفرستید که وضعیت را روشن کند، زیرا می خواهیم تصمیم بگیریم. در همین زمان کربلا به کربلا 4 گفت مواظب سمت چپ (جنوب) باشید تا به خطر نیفتید. آنچه مسلم است در یک ساعت اول حمله، تلاش اصلی نیروهای ایران صرف بازکردن معبر در میدان مین شد و درگیری جدی با دشمن به وجود نیامد. زیرا بر فرض این که عناصری از دشمن در پشت آن موانع مستقر بودند، عناصر سبک تأمینی بودند که طبق اصول تاکتیکی بعد از خنثی شدن موانع، سریعاً به مواضع    عقب تر عقب‌نشینی مي‌كردند و مأموريت درگیری با نیروهای ایران را نداشتند. اما متاسفانه به علت ضعف آموزشهای نظامی به ویژه در رده های پایین تر مانند دسته و گروهان وحتی گردان به این گونه بدیهیات تاکتیک توجه نمي‌شد. به محض این که یگانی به عاملی از دشمن برخورد می‌کرد تصور می نمود به خط اصلی مقاومت دشمن رسیده است.

در ساعت دوم حمله که اولین ساعت روز 22 فروردین بود، تلاش نیروهای ایران هنوز همچنان صرف خنثی کردن موانع دشمن در همان حوالی خط تماس بود و حمله يگان‌های قرارگاه کربلا اصولا دور نگرفته بود. کربلا 5 هنوز موفق به باز کردن معبر در میدان مین دشمن نشده بود. به همین جهت قرارگاه کربلا به او دستور داد چنانچه نمي‌تواند معبر را باز کند از معبری که بوسیله کربلا 3 در جناح جنوبی باز شده استفاده کند و از آن عبور نماید.

عناصر کربلا 1 به خط اول مواضع دشمن رسیده بودند. کربلا 3 از اولین مانع گذشته بود ولی نگران سمت چپ (جنوب) خود بود، لذا تلاش آن قرارگاه نیز از دور افتاده بود. کربلا 2 نیز عمل مهمی انجام نداده بود. قرارگاه کربلا در ساعت 37 دقیقه بعد از نیمه شب اطلاع داد که به تپه 135- در کمتر از 500 متری خط تماس اولیه – رسیده است.

خلاصه گزارشی که قرارگاه کربلا در دقایق اول روز 22 فروردین به قرارگاه خاتم‌الانبیا  داده است، وضعیت را به نحو مطلوب روشن مي‌كند. طبق این گزارش قرارگاه کربلا 1 به خاکریز اول دشمن رسیده و درگیر بود . عناصر کربلا 2 در خاکریز دوم دشمن درگیر بود. عناصر کربلا 3 در همان تپه 178 با دشمن درگیر بود و تلاش می‌کرد از سمت چپ مواضع دشمن را دور بزند. – در حوالی خط تماس – و عناصر قرارگاه‌های کربلا 4و 5 هنوز پیشروی قابل ملاحظه‌ای نداشتند. این وضعیت تا ساعت 45 دقیقه بعد از نیمه شب نیز بدون تغییر قابل ملاحظه‌ای وجود داشت.

دومین ساعت حمله عناصر قرارگاه کربلا به پایان رسید، در حالی که يگان‌های خودی در حوالی همان خط تماس اولیه یا چند صد متر جلوتر از مواضع مقدم نیروهای دشمن درگیر بودند. قرارگاه کربلا 5 در جنوبی ترین قسمت منطقه تلاش می‌کرد پل بجلیه و تپه 164 را در یک کیلومتری غرب خط مرز تصرف کند. عناصر کربلا 2 در مرکز منطقه نبرد هنوز در تپه 175 در نزدیکی خط تماس اولیه درگیر بودند.

سومین ساعت حمله در حالی شروع شد که يگان‌های قرارگاه کربلا تلاش مي‌كردند ارتفاعات سرکوب منطقه شامل تپه های 135، 152، 170، 178، 163 را در چند صد متری خط تماس اولیه تصرف کنند و خط مقاوت اولیه دشمن را درهم بشکنند. بنابراین در  ساعت سوم نبرد نیز تلاش نیروهای ما صرف همین کار شد. اما بررسی پیامهای مبادله شده نشان میدهد که در این ساعت نیز وضعیت نیروهای حمله ور ایران بهبودی قابل ملاحظه‌ای پیدا نکرد. حتی عناصر کربلا 3 که در حوالی تپه 178 مقداری پیشروی کرده بودند، با مشکلاتی مواجه شدند. به نحوی که در ساعت 0130 بعد از نیمه شب احساس عقب‌نشینی بوجود آمد. قرارگاه کربلا 2 اعلام کرد تپه 175 را تصرف کرده ، قرارگاه کربلا 3 گفت تلاش دارد بر تپه 178 مسلط شده ، کربلا 5 گزارش داد از جاده مرزی عبور کرده و به طرف تپه 139 در حال پیشروی است اما با میدان مین دشمن مواجه شده است.

بدین ترتیب و براساس گزارشات بالا در ساعت یک تا 3 نیمه شب يگان‌های قرارگاه کربلا موفق شدند اولین خط مقاومت دشمن را در بلندترین ارتفاعات منطقه نبرد درهم بشکنند و قسمت اصلی آن ارتفاعات را تصرف نمایند، بنابراین در صورتی که گزارشات بالا از دقت کافی برخوردار بوده باشد، عناصر قرارگاه کربلا در سومین ساعت حمله، موفقیتهای نسبی قابل ملاحظه‌ای  به دست آوردند. اما قابل توجه این است که تمام این ارتفاعات در حوالی خط تماس اولیه بود و قطعا موانع اصلی پدافندی دشمن در این خط قرار نداشت و فقط عناصر سبک تامینی دشمن در این مواضع مستقر بودند. چنان که تا ساعت 2 بعد از نیمه شب 22 فروردین هیچ گونه گزارشی از اسیر گرفتن افراد دشمن مخابره نشد. همین امر بیانگر آن است که تلاش نیروهای ایران در 3 ساعت اول فقط صرف ایجاد معابر در میدانهای مین و عقب راندن نیروهای تامینی جلو از مواضع خود گردیده بود.

در چهارمین ساعت حمله قرارگاه کربلا که در ساعت 2 نیمه شب 22 فروردین آغاز شد، تمام عناصر این قرارگاه تلاش کردند مقاومت اولیه نیروهای دشمن را در ارتفاعات یاد شده در هم بشکنند. چنین تصور مي‌شد که این ارتفاعات خط اصلی مقاومت دشمن است و چنانچه شکسته شود، احتمالاً نیروهای دشمن به سمت غرب عقب‌نشینی خواهند کرد. بر این مبنا فرماندهی قرارگاه کربلا به قرارگاه‌های تابعه خود تاکید کرد، هر چه سریع تر آن ارتفاعات را از وجود نیروهای دشمن پاکسازی کنند.

بعضی از حوادث مهم این ساعت نبرد که گزارش گردیده چنین است: قرارگاه کربلا 2 اطلاع داد تپه 175 را تصرف کرده ولی فشار دشمن برای بازپس گرفتن آن شدید است. بدین جهت به گردانهای 141 و 169 لشکر 21 پیاده تلفات سنگینی وارد شده و وضعیت این گردانها مختل گردیده است. فرماندهی تیپ درخواست کرد چند گردان به کمک او فرستاده شوند تا بتواند تپه  175 را نگهدارد.

قرارگاه کربلا در ساعت 0237 بعد از نیمه شب به قرارگاه خاتم‌الانبیا  اطلاع داد، حمله عناصر قرارگاه‌های کربلا 3 و 5 متوقف گردیده ، قرارگاه‌های کربلا 1 و 4 هنوز نتوانسته اند با یکدیگر الحاق حاصل نمایند. در منطقه قرارگاه کربلا 2 هنوز تپه 175 به طور کامل پاکسازی نگردیده است. در ساعت 0240 فرماندهی قرارگاه کربلا به کربلا 2 دستور داد به هر نحو مقدور گردانهای 141و 169 را تجدید سازمان کند و به پیشروی ادامه دهد. در ساعت 0245 اولین گزارش از حمله نیروهای دشمن از قرارگاه کربلا 4 مخابره شد و حاکی از آن بود که نیروهای دشمن از تپه های رملی شرق بند بزرگان به طرف زبیدات به حرکت درآمده‌اند و به منظور مقابله با پاتک احتمالی دشمن، قرارگاه کربلا به کربلا 4 دستور داد سریعاً خاکریزهایی تهیه و آماده پدافند باشند. در آن هنگام عناصر کربلا 4 هنوز در حوالی همان تپه 135 در نزدیکی خط تماس اولیه بودند.

در ساعت 3 نیمه شب کربلا 4 گزارش داد یک ستون زرهی دشمن از طرف شهرک طیب به طرف زبیدات در حال پیشروی است. طبعاً این پیام اعم از این که از صحت و اهمیت کافی برخوردار بوده یا نه، سبب نگرانی فرماندهان گردید. زیرا حداقل اجرای پاتک دشمن در همان ساعت تاریکی شب چندان مورد انتظار نبود.

در ساعت 0305 نیمه شب، قرارگاه کربلا وضعیت کلی را چنین گزارش کرد که از عناصر قرارگاه کربلا 2 یک گردان روی تپه 175 است، ولی فشار دشمن شدید است. عناصر کربلا 3 در حال پیشروی هستند. عناصر کربلا 1 تلاش میکنند با کربلا 4 در سمت چپ خود الحاق نمایند، ولی هنوز الحاق بین کربلا 1 و 4 حاصل نشده بود.

بررسی پیامهای مبادله شده چنین نشان مي‌دهد که اصولا از ساعت 3 نیمه شب به بعد تلاش نیروهای حمله ور ما کاملاً از دور افتاده بود. 4 ساعت تلاش سخت بدون به دست آوردن موفقیت قابل ملاحظه‌ای  سبب تضعیف روحیه رزمندگان ما شده بود. ضمن اين كه اتشهای شدید دشمن در نقاط نشان شده قبلی که در معابر میدان‌های مین و محل عبور يگان‌های ما روانه شده بود، تلفات سنگینی را بر يگان‌ها وارد کرده بود. به طور کلی وضعیت نیروهای قرارگاه کربلا از این به بعد نه تنها بهبودی پیدا نکرد، بلکه لحظه به لحظه رو به وخامت گرایید، آن چنان که حتی موقعیتهای اعلام شده اولیه نیروهای خودی نیز مورد شک و تردید قرار گرفت. این تردید تا حدودی به جا بود. به عنوان نمونه با وجود این که قرارگاه کربلا 4 قبلا اعلام کرده بود که تپه 135 را تصرف کرده و به طرف تپه 139 در حال پیشروی است، در ساعت 0316 قرارگاه کربلا با یک سوال توام با تردید از کربلا 4 پرسید آیا تصرف تپه 135 صحت دارد یا نه که پاسخی به آن داده نشد.

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده