نبرد های غرب اهواز و سوسنگرد
بخش هجدهم: آزاد سازی سوسنگرد 26 آبان روز تعیین سرنوشت سوسنگرد فرا رسید. طبق طرح عملیاتی تهیه شده حمله نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برای انهدام دشمن در اطراف سوسنگرد و آزادسازی آن از اسارت دشمن آغاز شد. در حالیکه مدافعین شهر، مدت سه روز بود در محاصره کامل قرار داشتند، اما مردانه مقاومت می­کردند و اجازه نداده بودند نیروهای دشمن، شهر را اشغال کنند.

وضعیت دشمن در ساعات پایانی روز 24 آبان، در منطقه سوسنگرد چنین بود: در شمال کرخه یک واحد زرهی دشمن به حوالی آبادی سبحانیه واقع در شمال شرقی سوسنگرد دست یافته و شمال رودخانه را برای عبور یگان‌های محور جنوبی کرخه تأمین کرده بود. در شرق سوسنگرد یک واحد زرهی دشمن تا مسافت 500 متری شهر سوسنگرد رسیده بود و از سمت چپ (جنوب) جاده حمیدیه سوسنگرد پیشروی می­کرد. واحد دیگری در شمال جاده به همان طریق سوسنگرد نزدیک می­شد. یک واحد دشمن نیز از غرب سوسنگرد به شهر نزدیک می­شد که تا حدود پنج کیلومتری شهر نزدیک شده بود. بنابراین شهر سوسنگرد از چهار طرف در محاصره کامل قرار گرفته بود.

در ساعت 1800 همان روز، سپاه پاسداران نیز اعلام کرد: سوسنگرد و هویزه در محاصره نیروهای عراقی قرار دارند. مدافعین از لحاظ تدارکات و مهمات، سخت دچار مضیقه شده­اند. شهربانی و بهداری، شهر را تخلیه کرده­اند. تانک‌های عراقی به مدخل شهر رسیده‌اند. تعداد شهدا و مجروحین خیلی زیاد است و امکان تخلیه آن‌ها نیست. نیروهای سپاه و ژاندارمری در هویزه نیز در محاصره دشمن قرار گرفته­اند.

بالاخره با احساس خطر جدی در تمام مقامات مسئول برای شهر سوسنگرد که اثرات بسیار مهم راهبردی در کل شرایط جنگ داشت، تمام کانال­های فرماندهی برای به‌کارگیری سهل­الوصول­ترین و مؤثرترین تدبیر فعال شدند. آخرین تصمیم این شد که تیپ2لشکر 92 زرهی برای هدایت عملیات حمله متقابل جهت شکستن محاصره سوسنگرد وارد نبرد شود. این تدبیر به لشکر 92 زرهی ابلاغ شد و لشکر برای سرعت عمل؛ ابتدا با پیام شفاهی دستورات عملیاتی را به یگان‌های ذی­نفع ابلاغ کرد. بر اساس آن دستور جزء به جزء شماره یک را به صورت کتبی ابلاغ نمود که قسمت اصلی آن چنین بود:

 

از: ستاد لشکر 92 زرهی

به: تیپ 1 و 2 و 3 و گروه رزمی 148

دستور جزء به جزء

1- مأموریت تیپ2زرهی

الف- تیپ2با عبور از خط گروهان تقویت شده گروه رزمی 148 در گلبهار در محور حمیدیه سوسنگرد به دشمن تک نموده حلقه محاصره را شکسته و شهر را آزاد می­سازد.

ب- با یک حرکت تاکتیکی و با استفاده از تاریکی شب، منطقه تجمعی در جلو، در حوالی حمیدیه اشغال و پس از شناسایی محور حمیدیه سوسنگرد از منطقه تجمع حرکت و از گروهان تقویت شده ( یاد شده در بند الف) عبور از خط می­کند و تک را آغاز می­نماید.

در حین حرکت از حمیدیه تا گلبهار تأمین جناح چپ را برقرار می­سازد.

 

2-  مأموریت تیپ3 زرهی:

الف- در منطقه مربوطه (شرق الله اکبر) به پدافند ادامه می­دهد.

ب- تأمین جناح راست (شمال) تیپ2را برقرار می­سازد.

پ-  گروه رزمی 148 پیاده (-) را پس از برقراری پل در جرگه سید علی یا محل مناسب دیگر از رودخانه کرخه عبور می­دهد و در کنترل عملیاتی تیپ2زرهی قرار می­دهد.

 

 -3مأموریت گروه رزمی 148:

 پس از عبور از رودخانه کرخه در کنترل عملیاتی تیپ2زرهی قرار می­گیرد و مأموریت­های محوله را اجراء می­نماید.

فرمانده لشکر 92 زرهی بعد از اتخاذ تصمیم نهایی برای وارد عمل کردن تیپ2زرهی که به عنوان احتیاط لشکر بود، به گروه رزمی 37 زرهی که در چند روز گذشته از منطقه دزفول به منطقه اهواز تغییر مکان یافته بود، دستور داد به تپه­های فولی آباد تغییر مکان کند و به جای تیپ2زرهی، احتیاط لشکر را تشکیل دهد. ضمناً طبق روش جاری موجود در هدایت عملیات، فرمانده لشکر در نامه نسبتاً مفصلی ضعف توان رزمی یگان‌های لشکر را به نیروی زمینی گزارش داد. در این گزارش درباره تیپ2زرهی چنین اظهار شد با و جود عناصر تقویتی که به این تیپ واگذار شده، هنوز استعداد رزمی این تیپ کمتر از یک گردان تانک است که البته این گزارش صحت داشت. زیرا جمع تانک‌های دو گردان تانک این تیپ، کمتر از 40 دستگاه تانک بود. از یک گردان مکانیزه آن نیز یک گروهان در منطقه دهلران باقیمانده بود و استعداد باقیمانده دو گروهان مکانیزه نیز کمتر از یک گروهان بود.

در شب 24 به 25 آبان، فرمانده نیروی زمینی شخصاً در اهواز بود و تبادل نظرات و صدور دستورات، حضوری انجام می­گرفت. برای ثبت در سوابق به صورت کتبی نیز ابلاغ می­شد. فرمانده نیروی زمینی همان موقع دستور داد: یک تیپ زرهی از عناصر لشکر 16 زرهی آماده حرکت به اهواز باشد که پیش­بینی آن قبلاً شده بود.

بررسی­ها و برآورد وضعیت­ها و طرح­ریزی­ها، تمام مدت روز 24 آبان ماه را اشغال کرد. شب فرا رسید. به علت تاریکی شب و عدم آشنایی فرماندهان یگان‌های تیپ2 اجرای حرکات در شب در منطقه ناشناخته خالی از اشکال نبود. با وجود این، لشکر به تیپ دستور داد؛ سریعاً در طول شب به سمت سوسنگرد حرکت کند و خط محاصره را در هم بشکند. اما این دستور به علل مشکلاتی اجراء نشد و ادامه بررسی­ها و برآوردها و طرح­ریزی­ها به روز 25 آبان موکول گردید.

فشار رده­های بالای فرماندهی به لشکر 92 زرهی برای اجرای هر چه سریع­تر حمله متقابله زیاد بود. لشکر در حدود ساعت 0200 روز 25 آبان گزارش داد؛ طرح­ریزی­های اولیه برای حمله به سوسنگرد و شکستن محاصره آن انجام گرفته است. در آغاز روشنایی روز جاری، هوانیروز حمله خواهد کرد. لشکر با به‌کار بردن تمام مقدورات خود تا آخرین نفس برای عقب راندن دشمن تلاش خواهد کرد. امید است در برابر ملت ایران و امام امت و ریاست جمهوری و فرماندهان سربلند بیرون آییم.

امضاء: سرهنگ قاسمی نو

 

در حالی‌که لشکر 92 زرهی مشغول برآورد وضعیت و تهیه طرح بود، نیروهای دشمن لحظه به لحظه به سوسنگرد نزدیک­تر می­شدند. سپاه پاسداران در حدود ساعت 0650 اطلاع داد دشمن در غرب به 2 کیلومتری سوسنگرد رسیده، از سمت شمال شرق حدود 15 دستگاه خودرو زرهی دشمن به حاشیه شهر نزدیک شده، در محور جاده حمیدیه نیز دشمن دروازه شهر سوسنگرد را در کنترل خود گرفته است. درگیری شدید در تمام طول شب گذشته ادامه داشت. نیروهای خودی به داخل شهر عقب­نشینی کرده­اند. چنان‌چه تا ساعت 0900 روز جاری (25 آبان) کمک نرسد شهر سقوط خواهد کرد.

هنگ ژاندارمری سوسنگرد نیز گزارش داد: نیروهای زرهی و پیاده دشمن به مدخل شهر رسیده­اند. باقیمانده نیروهای خودی با شجاعت و فداکاری مقاومت می­کنند. تا ساعت 1000 کمکی نرسیده است و در حدود ساعت 1100 خبر رسید، نیروهای جلودار دشمن وارد شهر سوسنگرد شده­اند و درگیری و نبرد در داخل شهر انجام می­گیرد.

گزارش دیگر از چگونگی وضعیت سوسنگرد حاکی از این بود که نیروهای دشمن در غرب سوسنگرد و در محور بستان سوسنگرد به سه کیلومتری شهر رسیده­اند. در شمال کرخه نیز آبادی سبحانیه به‌دست نیروهای دشمن افتاده و نیروهای دشمن بین آبادی و سوسنگرد برای برقراری وسایل عبور از رودخانه آماده می­شوند. در محور جنوب و شرق نیز نیروهای دشمن حاشیه خارجی شهر را در کنترل خود گرفته­اند. بالاخره در ساعات پایانی روز 25 آبان محاصره سوسنگرد به وسیله دشمن کامل شد.

در حالی‌که هنوز حمله متقابل نیروهای خودی آغاز نشده بود، اما لشکر 92 زرهی با راهنمایی تیمسار فلاحی و همکاری دکتر چمران و فرمانده سپاه پاسداران که برادر داود کریمی بود، تلاش می­کرد هرچه سریع­تر، ولی هماهنگ­تر، طرح حمله متقابل آماده و به اجراء گذاشته شود. برای این منظور آخرین تصمیم این بود که تیپ2لشکر 92 زرهی با زیر امر گرفتن گروه رزمی 148 پیاده و گروهان مکانیزه از گردان 100 مکانیزه در جنوب رودخانه کرخه در محور عمومی حمیدیه سوسنگرد پیشروی کند. تیپ3 زرهی نیز در شمال رودخانه کرخه با گردان 261 تانک به آبادی سبحانیه که محل احتمالی احداث پل دشمن بود حمله نماید و مانع احداث پل به وسیله دشمن گردد. ضمناً یک دستگاه پل شناور به وسیله گردان پل زیرامر لشکر برای ارتباط شمال و جنوب کرخه در حوالی آبادی جرگه سید علی واقع در غرب حمیدیه برقرار شود.

براساس تدبیر کلی یاد شده بالا، دستور عملیاتی شماره 3 لشکر 92 زرهی تهیه گردید که متن آن قبل از انتشار شفاهی و یا به صورت پیام به واحدهای اجرایی ابلاغ شد. خلاصه این دستور عملیاتی لشکر 92 زرهی چنین بود.

 

سازمان رزمی لشکر و نیروهای مردمی:

  • تیپ 1 زرهی: 2 گردان تانک، یک گردان مکانیزه، یک گردان سوار زرهی، یک گردان توپخانه و عناصر پشتیبانی خدمات رزمی.
  • تیپ2زرهی: 2 گردان تانك، یک گردان مکانیزه (-)، یک گردان توپخانه و عناصر پشتیبانی خدمات رزمی
  • تیپ3 زرهی: 2 گردان تانک، 2 گردان مکانیزه، یک گردان توپخانه و عناصر پشتیبانی خدمات رزمی.
  • گردان 283 سوار زرهی در شرق کارون.
  • گردان 148 پیاده تقویت شده با یک گروهان، از عناصر لشکر 77 پیاده.
  • عناصری از گروه نامنظم دکتر چمران.
  • هنگ ژاندارمری سوسنگرد.
  • نیروهایی از سپاه پاسداران مستقر در اهواز، حمیدیه، سوسنگرد و هویزه.
  • عناصری از نیروهای بسیج مردمی.

(توضیح این‌که توان رزمی واحدهای لشکر 92 زرهی کمتر از 50 درصد بود. به عنوان مثال: دو گردان تانک تیپ2زرهی که تلاش اصلی را در حمله متقابله عهده­دار می­شد، فقط 30 دستگاه تانک از 106 دستگاه تانک سازمانی را داشت. در نتیجه استعداد رزمی این تیپ از 30 درصد هم کمتر بود و با یک گروهان تانک گروه رزمی 148 که 12 دستگاه تانک داشت و در حمله این تیپ شرکت می­کرد، کل استعداد رزمی این تیپ از نظر تعداد تانک به 40 درصد دوگردان تانک می­رسید. و 80% یک گردان تانک را تشکیل می­داد. بنابراین واحد تانک این تیپ، از یک گردان نیز کمتر بود. فقط قرارگاه­های گردانی و گروهانی شکل سازمانی خود را حفظ کرده بودند. حتی اگر 20% استعداد سازمانی خود را داشتند). مأموریت یگان‌های عمده لشکر 92 در اجرای حمله متقابل به سوسنگرد به شرح زیر تعیین شده بود:

1- تیپ1 زرهی در جنوب غربی اهواز به پدافند ادامه می­داد.

2- تیپ2زرهی با زیرامر گرفتن گروه رزمی 148 پیاده و یک گروهان از گردان 100 مکانیزه که در محور حمیدیه سوسنگرد مستقر بودند، به سمت سوسنگرد پیشروی می­کرد و حلقه محاصره را در هم می‌شکست.

3- تیپ3 زرهی در شمال کرخه، ضمن پدافند از منطقه مسئولیت خود با یک گردان تانک به نیروهای دشمن در شمال شرقی سوسنگرد و در شمال کرخه حمله می‌کرد و مانع احداث پل به وسیله دشمن و انجام عمل الحاق ستون شمالی و جنوبی دشمن در شمال سوسنگرد می­گردید.

طبق طرح، حمله متقابل لشکر 92 زرهی در ساعت 0630 روز 26 آبان آغاز می­شد. هواپیماهای نیروی هوایی از ساعت 0730 و بالگردهای هوانیروز از ساعت 0830 وارد میدان نبرد می­شدند و تیپ2زرهی را پشتیبانی می­کردند.

نکته فوق­العاده مهم که می­توان آن را نقص فوق­العاده مهم دستور عملیاتی لشکر دانست، این است که اساساً در این دستور اشاره­ای به‌وجود سپاه پاسداران و نیروی نامنظم دکتر چمران و ژاندارمری نشده بود. در حالی‌که این عناصر بویژه گروه نامنظم دکتر چمران، در اجرای حمله متقابل نقش فعال داشتند. این نقص نمایانگر آن است که تا آن موقع که قریب دو ماه از طول زمان جنگ می­گذشت، هنوز تفاهم کامل متقابل بین واحدهای ارتشی و نیروهای مردمی به‌وجود نیامده بود. با وجود این‌که در اتاق ستادها مذاکراتی برای هماهنگی می­شد، ولی در هنگام اجرای عمل، هر عنصری به طور مستقل عمل می­کرد.

مدافعین شهر سوسنگرد که در محاصره کامل قرار داشتند، به حق بی­صبرانه درخواست کمک می­کردند و از مقامات مسئول می­خواستند به یاری آن‌ها بشتابند. هر لحظه برای آنان که در داخل میدان نبرد پر از آتش و خون بودند، زمانی بسیار طولانی و سرنوشت­ساز بود. دشمن با حداکثر امکانات خود از شرق و غرب و شمال و جنوب، شهر را گلوله باران می­کرد و رزمندگان ما را به خاک و خون می­کشید. در حالی‌که آن‌ها هیچ راهی برای خارج شدن از شهر نداشتند و هیچ امکانی برای کمک رسانی به آنان وجود نداشت. لشکر خبر اجرای قریب­الوقوع طرح متقابله را به وسیله ژاندارمری به محاصره شدگان سوسنگرد اطلاع داد و برای تسکین خاطر آنان اقدامات انجام شده برای اعزام واحدهای کمکی را به اطلاع آنان رسانید. از آنان خواست مانند گذشته با شجاعت و جانبازی پایداری کنند، تا طرح لشکر حساب شده و دقیق، با امید پیروزی قطعی به اجراء درآید. اما مسلماً آنان که در وسط تنور آتش می­سوختند، نیاز به اقدام عملی برای نجات خود داشتند و وعده‌های مدت­دار نمی­توانست تأثیر چندانی در وضعیت آنان ایجاد کند. البته آنان مردان با اراده­ای بودند شهادت را بر اسارت ترجیح می­دادند لذا با تکیه بر قدرت ایمان و اراده خود تا آخرین توان خود به مبارزه ادامه دادند و حماسه خرمشهر را بار دیگر در صحنه نبرد سوسنگرد نشان دادند.

لشکر 92 زرهی با تمام مشکلاتی که داشت، سعی می­کرد حمله متقابل، هر چه سریع­تر به اجراء درآید. اما فرمانده تیپ2زرهی از لشکر درخواست کرد حداقل 24 ساعت به او فرصت داده شود، تا فرماندهان واحدهای عمده تیپ را با منطقه عملیات و طرح عملیاتی آشنا کند. لشکر الزاماً با درخواست تیپ موافقت کرد و همانگونه که در دستور عملیاتی لشکر بیان شد، زمان حمله متقابل به ساعت 0630 روز 26 آبان موکول گردید.

این مدت زمان کاملاً ضروری بود زیرا هنوز پل بر روی کرخه احداث نشده و ارتباط محور شمال و جنوب کرخه برقرار نگردیده بود. گردان 148 پیاده که بایستی به جنوب کرخه تغییر مکان می­کرد، در حوالی آبادی نمونه واقع در 10 کیلومتری غرب حمیدیه نزدیک محل احداث پل در جرگه سید علی و منطقه احداث پل مستقر بود. در ساعات بعدازظهر روز 25 آبان پل آماده شد و گروه رزمی 148 از آن عبور کرد و در ساعت 1600 به گروهان پیاده ابوابجمعي خود که در حوالی آبادی گلبهار واقع در شرق ابوحمیظه مستقر بود ملحق گردید. نظر به این‌که تنها واحدی که از عناصر لشکر 92 زرهی عملاً با دشمن درگیر بود؛ تیپ3 زرهی بود که در شمال کرخه در تپه 70 در مقابل نیروهای دشمن مقاومت می­کرد، فشار نیروهای دشمن که عناصر تیپ 12 زرهی ابن­الولید بودند، بر این تیپ وارد می­شد. با توجه به سابقه نا خوش­آیند گذشته، فرمانده تیپ نگران آن بود که برای بار سوم نتواند جلوي پیشروی نیروهای زرهی دشمن را در شمال کرخه به طرف شرق سد نماید و به لشکر گزارش داد که جناح جنوبی تیپ بین رودخانه و ارتفاعات شمال آسیب‌پذیر است. لشکر پاسخ داد به هر حال آن منطقه نیز جزو منطقه مسئولیت آن تیپ است و خود تیپ باید تأمین آن را برقرار سازد.

دشمن در منطقه تیپ3 در حوالی آبادی سبحانیه برای تصرف و تأمین منطقه سر پل برای احداث پل شناور فعالیت می­کرد. برای جلوگیری از عملیات ممانعتی تیپ3، با حداکثر آتش­های توپخانه، مواضع پدافندی تیپ3 زرهی را به زیر آتش گرفته بود. این تمرکزات آتش به عنوان آتش پشتیبانی از حمله تلقی می­شد. به نظر می­رسید که دشمن در نظر دارد در شمال کرخه نیز حمله کند. لشکر به تیپ3 دستور داد با حداکثر حجم آتش، پیشروی دشمن را به سمت شرق در شمال کرخه سد نماید و از اقدامات پل­زنی او جلوگیری کند.

به قرارگاه توپخانه لشکر نیز دستور داد؛ تقدم پشتیبانی آتش را به منطقه تیپ3 زرهی اختصاص دهد. در حدود ساعت 1430 روز 25 آبان، فشار دشمن به تیپ3 زرهی خیلی شدید شد. آن تیپ گزارش داد؛ هنوز پل شناور خودی برقرار نشده، حمله دشمن از سمت الله اکبر آغاز گردیده است، وضع خیلی بحرانی است. لشکر پاسخ داد با حداکثر مقدورات مقاومت کنید تا تیپ2آماده برای وارد عمل شدن گردد.

در ساعت 1530 افراد پیاده دشمن وارد سوسنگرد شدند. هنگ ژاندارمری سوسنگرد اطلاع داد؛ با دشمن درگیر شده و 13 نفر از آنان، به اسارت نیروهای ما در آمده­اند. اما وضعیت نیروهای خودی در داخل شهر بحرانی است. مهمات در شرف اتمام است و تعداد مجروحین خیلی زیاد و تخلیه آن‌ها امکان پذیر نیست. از لشکر درخواست کرد؛ با بالگردها مدافعین شهر را پشتیبانی کند. اما پرواز بالگردها نیز به علت تراکم نیروهای دشمن خیلی محدود شده بود و اعزام بالگردهای تدارکاتی به سوسنگرد با خطرات فوق­العاده­ای مواجه می­شد. لذا لشکر پاسخ داد واحدهای زمینی به سمت سوسنگرد در حال پیشروی هستند، ولی اعزام بالگرد مقدور نیست. از مدافعین درخواست کرد به مقاومت ادامه دهند.

پل شناور لشکر 92 زرهی در ساعت 1530 آماده شد و گردان 148 پیاده از آن عبور کرد و به سمت سوسنگرد پیشروی نمود. در نتیجه یک گردان تقویت شده از نیروهای ما در عقب دشمن قرار گرفت. لشکر به این گروه رزمی دستور داد، گروهان مکانیزه از گردان 100 را نیز که در محور حمیدیه سوسنگرد مستقر بود، زیرامر خود بگیرد و به سمت سوسنگرد پیشروی کند و آبادی ابوحمیظه را اشغال و تأمین نماید تا فضای مانور کافی برای پیشروی تیپ2زرهی ایجاد گردد.

با استقرار گروه رزمی 148 در محور حمیدیه سوسنگرد، تأمین این محور تا آبادی گلبهار کاملاً برقرار شد. البته تیپ35 زرهی دشمن که برابر دستور عملیاتی لشکر 9 دشمن مأموریت داشت در غرب حمیدیه آن محور را قطع کند، با مقاومت سپاه پاسداران و افراد نامنظم دکتر چمران مواجه گردید و نتوانست این مأموریت را اجراء نماید. لذا غرب حمیدیه تا حوالی آبادی گلبهار و صدر جلالیه در کنترل نیروهای ما بود و از آن به بعد در کنترل عناصر تیپ 43 لشکر 9 زرهی عراق قرار داشت. در شمال کرخه نیز تیپ3 موفق شد از تصرف کرانه شمالی کرخه در شمال سوسنگرد به وسیله تیپ 12 زرهی دشمن جلوگیری کند. گرچه در گزارشی که این تیپ داده و در مدارک اغتنامی به‌دست نیروهای ما افتاده، این تیپ ادعا کرده است که به علت عدم اجرای مأموریت تیپ 43 زرهی این تیپ نتوانست محل پیش­بینی شده عبور را تأمین نماید.

به هر حال در روز 25 آبان، گرچه لشکر 92 زرهی نتوانست طرح متقابل را اجراء کند، اما اقداماتی که انجام گرفت، سبب کندتر شدن تلاش دشمن گردید و نیروی اصلی حمله­ور دشمن که تیپ 43 زرهی بود، دچار وحشت شد و نتوانست به سرعت به شهر نزدیک شود و آن را اشغال نماید. زیرا متوجه گردید که خط تدارکاتی عقب او در حال قطع شدن است و تیپ35 زرهی نتوانسته است هیچ اقدامی بکند. تیپ 12 زرهی نیز در شمال، عمل مهمی انجام نداده و ستون دیگر عراقی که از غرب به سوسنگرد نزدیک می­شد، نتوانسته است به حاشیه غربی شهر برسد. این تزلزل در روحیه فرماندهی دشمن فوق­العاده به نفع نیروهای ما تمام شد و در شرح حوادث روز بعد خواهیم دید که نیروهای دشمن در مقابل حمله نیروهای ما تاب مقاومت نداشتند و خیلی سریع اقدام به عقب­نشینی کردند.

با توجه به طرح عملیاتی لشکر، تیپ2زرهی تا ساعت 2000 روز 25 آبان در غرب حمیدیه مستقر گردید. گروه رزمی 37 زرهی از کارخانه تصفیه شکر شمال اهواز به تپه­های فولی آباد تغییر مکان کرد و احتیاط لشکر را تشکیل داد. عناصر مقدم تیپ2به آبادی گلبهار در شرق ابوحمیظه رسیدند و نیروهای سپاه پاسداران و گروه نامنظم دکتر چمران نیز در مناطق هماهنگ شده موضع گرفتند، ضمن این‌که تأمین کامل محور حمیدیه سوسنگرد را تا آبادی گلبهار برقرار نمودند. ساعت شروع حمله که 0630 روز 26 آبان بود تعیین و به کلیه واحدها ابلاغ گردید. همه آماده حمله سرنوشت ساز برای زدن ضربت قاطع بر دشمن و نشان دادن اراده ملت ایران به دشمن متجاوز گردیدند.

 26 آبان روز تعیین سرنوشت سوسنگرد فرا رسید. طبق طرح عملیاتی تهیه شده حمله نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برای انهدام دشمن در اطراف سوسنگرد و آزادسازی آن از اسارت دشمن آغاز شد. در حالی‌که مدافعین شهر، مدت سه روز بود در محاصره کامل قرار داشتند، اما مردانه مقاومت می­کردند و اجازه نداده بودند نیروهای دشمن، شهر را اشغال کنند. گرچه قسمتی از حاشیه شرقی و جنوبی شهر را اشغال کرده بودند، اما با تحمل تلفات سنگین در همان حاشیه شهر متوقف شده بودند وشش دستگاه تانک و نفربر را در همان مدخل شهر از دست داده و 13 نفر از آنان نیز به اسارت نیروهای ما در آمده بودند. طبق طرح عملیاتی، از عناصر سازمانی و زیرامر لشکر 92 زرهی، تیپ2و 3 زرهی و گروه رزمی 148 پیاده اعزامی از لشکر 77 پیاده در حمله به سوسنگرد شرکت داشتند. از نیروهای غیرارتشی، گروه نامنظم دکتر چمران و سپاه پاسداران و نیروهای بسیج مردمی و هنگ ژاندارمری سوسنگرد نیز هر کدام به نوعی در این عملیات درگیر بودند که گروه نامنظم در تلاش اصلی حمله و در خط مقدم در محور ابوحمیظه سوسنگرد پیشروی می­کرد. سپاه پاسداران، جنوب محور حمیدیه سوسنگرد را تأمین می­نمود، ضمن این‌که در غرب سوسنگرد در محور سوسنگرد دهلاويه بستان در مقابل فشار دشمن پدافند می­کرد. نیروهای بسیج مردمی با سپاه پاسداران همکاری می­کردند و هنگ ژاندارمری سوسنگرد نیز در پدافند از شهر سوسنگرد شرکت داشت. بنابراین هر عنصر رزمنده در قسمتی از مراحل جنگ فعال بود و پیروزی نهایی نتیجه مجموعه تمام این فعالیت­ها بود و همه رزمندگان در این موفقیت سهیم بودند.

 از نظر نیروهای ارتشی، لشکر 92 زرهی، عملیات را هدایت می­کرد. تیپ3 این لشکر در شمال رودخانه کرخه ضمن پدافند از مواضع خود مأموریت داشت از پیشروی دشمن به سمت شرق و عبور از رودخانه کرخه جلوگیری کند و مانع ایجاد سر پل به وسیله دشمن در شمال رودخانه کرخه شود.

 همان‌طور که گفتیم دشمن بر حسب تجربه عملیات گذشته (مهرماه)، حوالی آبادی سبحانیه واقع در شمال شرقی سوسنگرد را برای محل سر پل انتخاب کرده بود. زیرا مناسب­ترین موقعیت را برای عبور و تهدید سوسنگرد داشت. لذا مأموریت تیپ3 زرهی این بود که از منطقه آن آبادی مراقبت کند و هر گونه تلاش دشمن را برای تصرف و تأمین سرپل خنثی نماید. تیپ3 برای این مأموریت گردان 261 تانک را تعیین کرد. این گردان موفق شد با پشتیبانی توپخانه مانع نزدیک شدن عناصر تیپ زرهی ابن­الولید عراق به آبادی سبحانیه شود. گرچه فرمانده این تیپ در گزارشي که به سپاه 3 عراق داده (مدارک اغتنامی از دشمن) اظهار کرده که عدم موفقیت به علت شکست عملیات تیپ 43 زرهی لشکر 9 زرهی عراق بوده است که خلاصه آن گزارش چنین است:

«مأموریت عملیات 23/8/59 (14/11/80) انهدام نیروهای دشمن (ایران) و عقب راندن آن‌ها از سوسنگرد و منطقه الله اکبر و بستان و کنترل کامل سوسنگرد و هویزه بود.

عملیات در ساعت 0600 روز 14/11/80 (23/8/59) آغاز شد و نیروهای ما (تیپ زرهی ابن­الولید) در دو محور به سمت سوسنگرد پیشروی کردند. در محور سمت راست (جنوب) گروه رزمی 3 مکانیزه در سمت دهلاويه سوسنگرد.

قرارگاه تیپ گردان تانک المعتصم در سمت چپ (شمال کرخه) به سمت آبادی هوفل در شمال سوسنگرد و به موازات رودخانه کرخه پیشروی کرد. در ساعت 1000 روز 23/8/59 گروه رزمی 3 مکانیزه (عراق) با نیروهای دشمن (ایران) در دهلاويه اخذ تماس کرد که حدود 200 نفر از افراد سپاه پاسداران ایران در آن پدافند می­کردند و مجهز به جنگ افزار سبک و ضدتانک بودند. نبرد مدتی به علت مقاومت نیروهای ایرانی طول کشید و خساراتی به نیروهای ایرانی وارد شد و به گردان 3 مکانیزه نیز تلفات سنگین وارد گردید که از جمله پنج نفر افسر کشته شدند.

در ساعت 0600 روز 24/8/59 گروه رزمی 3 مکانیزه تیپ (ابن­الولید) در خط مقدم شروع به پیشروی کرد و اشغال دهلاويه را تکمیل نمود و پیشروی را به سمت سوسنگرد ادامه داد و از طرف غرب سوسنگرد منطقه را پاکسازی نمود و ساحل دور در رودخانه مالكيه و سر پلی اشغال کرد. در محور سمت چپ (شمال) گردان تانک المعتصم تا حوالی آبادی هوفل پیشروی نمود و به نزدیکی آبادی خز علیه رسید (در مدرک جلالیه نوشته شده) و معبر رودخانه را تأمین کرد که همجوار منطقه لشکر 9 زرهی (عراق) بود و خط سر پل را تأمین کرد تا برای عبور تیپ 43 زرهی (عراق) پل احداث شود.

به علت عدم اشغال سوسنگرد به وسیله عناصر لشکر 9 زرهی، عملیات عبور امکان­پذیر نشد و با وجود این‌که عناصری به شهر سوسنگرد نزدیک شده بودند، ولی مجبور به عقب­نشینی گردیدند. در نتیجه عملیات الحاق با تیپ زرهی ابن­الولید انجام نگرفت و نیروهای ما (عراقی) به مواضع پدافندی خود عقب­نشینی نمودند»

با توجه به اعتراف فرمانده نیروهای متجاوز عراق، عناصر این تیپ نتوانست به آبادی سبحانیه که برای برقراری پل تعیین شده بود، برسند. تیپ3 لشکر 92 زرهی گزارش داد: آبادی سبحانیه را اشغال کرده و در کنترل خود دارد. بنابراين عملیات ستون شمالی دشمن با ناکامی مواجه گردید. ولی در جنوب رودخانه کرخه و غرب و شرق و جنوب سوسنگرد نیروهای دشمن به نزدیکی شهر رسیده بودند. تیپ2لشکر 92 زرهی و گروه نامنظم  دکتر چمران در محور عمومی حمیدیه سوسنگرد پیشروی می­کردند که یک ستون از شمال جاده و ستون دیگر از جنوب جاده حمله می­کرد.

 نظر به این‌که نیروهای دشمن نتوانسته بودند شهر سوسنگرد را اشغال و مدافعین شهر را از پای درآورند، با حمله نیروهای ما در محور حمیدیه سوسنگرد از دو طرف مقابل مورد تهدید قرار گرفتند.

 در ساعات اولیه روز 26 آبان دشمن تلاش کرد هر چه زودتر شهر را اشغال کند و تهدید از سمت غرب را از بین ببرد و با نیرویی که از سمت غرب پیشروی کرده و تا کرانه غربی رودخانه مالكيه رسیده بود الحاق حاصل کند. بعد با اطمینان از سمت عقب، از سمت جلو و به طرف شرق با نیروهای ما درگیر شود. بدین سبب هنگام حمله نیروهای ما از سمت شرق عملاً نیروهای دشمن نتوانستند عکس­العمل قابل ملاحظه­ای نشان دهند. زیرا اصولاً زمین منطقه عملیات صاف و هموار و عاری از هر گونه عوارض قابل ملاحظه طبیعی و مصنوعی بود. مناسب­ترین موضع پدافندی، آبادی ابوحمیظه بود که به کنترل نیروهای ما در آمده بود. لذا دشمن مجبور بود یا سریعاً به سوسنگرد دست یابد و در حاشیه شهر پدافند کند و یا عقب­نشینی نماید.

 نیروهای دشمن تا حدود ساعت 1200 تلاش کردند به سوسنگرد برسند و توجه چندانی به حمله نیروهای ما از سمت شرق نکردند، اما به اجرای این امر موفق نشدند. در حالی‌که نیروهای ما لحظه به لحظه به فشار خود می­افزودند و تلفات و خساراتی به نیروهای دشمن وارد می­کردند. گرچه متأسفانه در مدارک در دسترس شرح جزییات وقایع نبرد درج نشده بود، ولی بررسی خاطرات رزمندگان تا حدودی ما را برای درک چگونگی این عملیات راهنمایی می­کند، که از جمله آنان، شهید دکتر چمران فرمانده نیروی نامنظم می­باشد که شخصاً عملیات گروه نامنظم را در خط مقدم حمله هدایت می­کرد و همچنین خاطرات سرهنگ زرهی ستاد امرالله شهبازی فرمانده تیپ2لشکر 92 زرهی است که هدایت عملیات را بر عهده داشت. ضمناً نگارنده نیز در روز اجرای عملیات در منطقه نبرد بودم و میدان نبرد را مشاهده می­کردم که در مطالب بعدی چگونگی نظریات بیان می­گردد.

نیروهای ما موفق شدند در حدود ساعت 1200 مقاومت نیروهای دشمن را در هم بشکنند و کم کم آثار شکست و عقب­نشینی در نیروهای دشمن نمایان شد.

گروه دکتر چمران در پیشاپیش واحدها به سمت سوسنگرد به پیش می­رفتند و عناصر تیپ2لشکر 92 زرهی در خط دوم حمله پیشروی می­نمودند. زیرا مطابق اصول کلی تاکتیکی به این نتیجه رسیده بودیم که در خیلی از شرایط، حمله همکاری پیاده نظام با تانک اثرات حیاتی دارد و انهدام چند دستگاه تانک یا نفربر خودی يا دشمن به وسیله پیاده نظام و آتش و دودی که از آن‌ها بر می­خیزد، اثرات تخریب روانی فوق­العاده­­ای بر جای می‌گذارد. بدین جهت سعی بر این بود، پیاده نظام ما در خط مقدم با دشمن درگیر شود و چند دستگاه تانک و نفربر و خودرو چرخ­دار دشمن را به آتش بکشد، تا در اراده دشمن برای مقاومت تزلزل ایجاد گردد. در نبرد سوسنگرد برای اولین بار این روش اثرات بسیار مطلوبی برای ما داشت. البته ناگفته نماند که جانبازی و دلاوری رزمندگان پیاده غیرارتشی در این امر سهم فوق­العاده­ای داشت.

از اوایل ساعات بعدازظهر روز 26 آبان، عقب­­نشینی کامل دشمن در شرق سوسنگرد به طرف جنوب اجراء شد و نیروهای دشمن تلاش می­کردند هرچه سریع­تر خود را از مهلکه نجات دهند و به جنوب کرخه‌کور عقب بروند و با رزمندگان ما قطع تماس کنند. بالاخره حدود ساعت 1600 تمام نیروهای دشمن به استثنای وسایل منهدم شده یا رها شده از صحنه نبرد، به سمت جنوب فرار کردند. تیپ2زرهی با آهنگی سریع­تر به سوسنگرد نزدیک شد و عمل­الحاق با مدافعین محاصره شده داخل شهر انجام گرفت و سوسنگرد آزاد گردید. نیروهای دشمن که در شمال و غرب حمله کرده بودند از شهر دور شدند و به مواضع پدافندی خود در تپه الله اکبر و دهلاويه عقب­نشینی نمودند و شهر سوسنگرد به کنترل کامل نیروهای ما در آمد.

طبق گزارشی که سپاه پاسداران داد، در این نبرد ده دستگاه تانک دشمن منهدم شد و شش دستگاه تانک و هشت دستگاه کامیون مهمات، سالم به غنیمت گرفته شد و 16 نفر از افراد دشمن اسیر شدند. در حالی‌که در این روز، از افراد سپاه پاسداران فقط یک نفر شهید شد که خود نشانگر نتایج بسیار خوب عملیات است. گرچه با استنباطی که شخصاً دارم و مشاهداتی که در صحنه نبرد می­کردم، نتایج می­توانست درخشان­تر باشد. اگر تیپ2زرهی کمی بیشتر قبول خطر می­کرد، می­توانست راه عقب­نشینی نیروهای دشمن را که در شمال جاده حمیدیه سوسنگرد بودند، ببندد و تمام آن‌ها را اسیر یا منهدم نماید. اما شرایط کلی روانی نیروهای ارتشی ما در آن موقع از روح تهاجمی کمتری برخوردار بود و شکست­های دو ماه گذشته جنگ، هنوز خاطرات بدی را در ذهن رزمندگان ارتشی ما باقی گذاشته بود. ولی به هر حال پیروزی نبرد سوسنگرد از پیروزي‌های سرنوشت­ساز جنگ تحمیلی بود. چنان‌چه سوسنگرد به اشغال دشمن در می­آمد، نيروهاي متجاوز عراق مي‌توانستند فشارهاي بيشتري براي اشغال حميديه و اهواز به نیروهای ما وارد سازند. از نظر سیاسی نیز بک برگ برنده بسیار مهمی به دست حکام عراق می­افتاد که خوشبختانه با جانبازی و فداکاری کلیه رزمندگان ما اعم از ارتشی، سپاهی، بسیجی، گروه نامنظم و ژاندارمری، این آرزو با ناکامی در دل حاکم فاشیست عراق برای همیشه باقی ماند. اکنون جریان عملیات را از زبان فرماندهان آن عملیات بازگو می­کنیم.( اامه دارد….)

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده