نبردهای سال های 1362 و 1363
بخش دوم: اقدامات طرح ریزی و آمادگی برای عملیات والفجر1 اما با توجه به نتایج عملیات محرم و والفجر مقدماتی این حقیقت برای فرماندهان نیروهای ایران مسلم شده بود که در نبرد پیاده نظام، به ویژه در تاریکی شب، امکان پیشروی در عمق زیاد منطقه دشمن بسیار ضعیف است. لازم به یادآوری است؛ اصلاً این نکته بسیار حساسی است که در تمام آئین نامه های تاکتیکی نظامی درباره نبرد پیاده نظام و حمله شبانه مورد تأکید قرار گرفته است. زیرا تجربیات جنگ جهانی دوم و جنگ کره و جنگهای دیگر محدود و محلی نشان داده بود که پیاده نظام هر قدر هم قوی باشد و دشمن مقابل هر قدر ضعیف باشد، در یک مرحله نميتواند بیش از 10 کیلومتر پیشروی کند.

در بررسی عملیات محرم و عملیات والفجر مقدماتی ملاحظه شد که در نیمه دوم سال 1361 تلاش اصلی عملیات آفندی نیروهای  مسلح ایران در منطقه عملیاتی شرق عماره و علی غربی عراق به منظور کشاندن جنگ به داخل سرزمین عراق به کار گرفته شد. برای حصول به این هدف، عمده قوای نیروهای مسلح ایران در منطقه غرب دزفول و شوش متمرکز گردید.

يگان‌های متمرکز شده در این منطقه، دو عملیات آفندی محرم و عملیات والفجر مقدماتی را اجرا کردند، ولی به هدفهای پیش بینی شده دست نیافتند. اگر چه در عملیات محرم چند کیلومتری وارد عراق شدند و در عملیات والفجر مقدماتی نیز نیروهای دشمن را به حوالی خط مرز در غرب میشداغ عقب راندند، اما این موفقیتها در سطحی نبود که تغییرات قابل ملاحظه‌ای در شرایط عمومی جنگ حتی به طور موضعی و محدود در منطقه نبرد شرق عماره و علی غربی ایجاد کنند، در صورتی که ایران برای وصول به هدفهای سیاسی در جنگ تحمیلی نیاز به یک پیروزی نظامی وسیع داشت. بدین جهت با وجود نتایج نه چندان مطلوب دو عملیات قبلی، هیئت رهبری نظامی ایران تصمیم گرفت، به تلاش برای وارد کردن ضربات نظامی به ارتش عراق و به دست آوردن یک پیروزی نسبی موثر در کل جریان جنگ ادامه دهد. برای این منظور بلافاصله بعد از پایان نبرد عملیات والفجر مقدماتی ، طرح ریزی برای نبرد بعدی آغاز شد.

نظر به این که عمده قوای مسلح ایران در شش ماهه دوم سال 1361 در منطقه غرب دزفول و شوش مستقر بودند، سهل الوصول ترین هدف برای ادامه عملیات آفندی در همان منطقه نبرد مي‌توانست باشد. به علاوه اصولاً در طرح ریزی عملیات محرم و عملیات والفجر مقدماتی هدف نهایی وصول به کرانه شرقی رودخانه دجله در منطقه عماره و علی غربی بود. بنابراین، اجرای هرگونه عملیات آفندی جدید در این منطقه نبرد به صورت یک نبرد ابتدا به ساکن نبود، بلکه ادامه همان نبردهای قبلی بود که قسمت عمده فعالیتهای ستادی و طرح ریزی درباره آن انجام گرفته بود. بنابراین نیاز چندانی به تلاشهای اضافی برای مرحله آمادگی و طرح ریزی وجود نداشت. ضمن این که از نظر تغییر گسترش کلی يگان‌های بزرگ و جابجایی‌های عمده غیر از انچه که در پایان عملیات والفجر مقدماتی در آخر بهمن به کار گرفته شده بود، امکانات اضافی برای نیروهای ایران وجود نداشت.

مقدورات عمده همان بودکه برای دو نبرد قبلی به پای کار آورده شده بود. چنان که تغییر مکان تیپ 55 پیاده نیز از منطقه اهواز خرمشهر به منطقه میشداغ در هنگام اجرای عملیات والفجر مقدماتی انجام گرفته بود. بنابراین، تنها امکان فرماندهی نیروهای ایران بر اجرای هرگونه عملیات سریع آفندی همان بود که در منطقه عملیاتی غرب دزفول و شوش متمرکز بود. بدین جهت نیازی به بررسی راه کار دیگر نبود، زیرا امکانی برای اجرای راهکار دیگر وجود نداشت. لذا بلافاصله بعد از روشن شدن نتایج عملیات والفجر مقدماتی و متوقف شدن آن نبرد که در 23 بهمن 1361 مشخص گردید، فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیاء  تصمیم گرفت نبرد دیگری را در منطقه عمومی شرق عماره و علی غربی اجرانماید. برای این منظور، همان مرحله دوم پیش بینی شده برای عملیات محرم که امکان اجرای آن نبرد میسر نگردید، برای نبرد سوم در این صحنه عملیات انتخاب شد و طرح عملیاتی کمتر از یک هفته بعد از عملیات والفجر مقدماتی در 30 بهمن 1361 تهیه و منتشر گردید. 

   شماره گذاری این طرح، خود مبین ادامه نبرد قبلی است. در نبرد قبلی نام کلی عملیات کربلا و شماره طرح، شماره 1 کربلا 11 پیش بینی شده بود. نام طرح برای عملیات جدید طرح شماره 2 کربلا 11 انتخاب گردید.

خلاصه مفاد طرح عملیاتی شماره 2 کربلا 11 قرارگاه خاتم‌الانبیاء  ،مرکز عملیات مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در 30 بهمن منتشر گردید، به شرح زیر است.

 

سازمان رزمی يگان‌های شرکت کننده

قرارگاه عملیاتی کربلا ( قرارگاه مشترک ارتش و سپاه) شامل:

لشکر 21 پیاده با سه تیپ پیاده ، یک تیپ زرهی جمعا 9 گردان پیاده ، یک گردان مکانیزه، سه گردان تانک، یک گردان سوار زرهی، هفت گردان به اضافه سه آتشبار مجزای توپخانه يگان‌های دیگر لشکر

سپاه 7 سپاه پاسداران( جمعاً با 38 گردان پیاده) شامل لشکر 8 نجف با هشت گردان، لشکر 41 ثاراله 9 گردان، لشکر 7 ولیعصر 9 گردان، لشکر 19 فجر 12 گردان و توپخانه سپاه 7

 

قرارگاه عملیاتی نجف شامل:

قرارگاه قائم

تیپ 55 پیاده هوابرد با چهار گردان پیاده، یک گردان توپخانه

تیپ 58 پیاده ذوالفقار با چهار گردان پیاده، یک گردان تانک، یک گردان توپخانه

تیپ 84 پیاده با چهار گردان پیاده و یک گردان تانک، یک گروهان مکانیزه یك گروهان سوار زرهی، یک گردان توپخانه

گروه 55  توپخانه شامل دو گردان و پنج آتشبار مجزای توپخانه سنگین

سپاه 11 قدر سپاه پاسداران جمعا با 50 گردان پیاده، شامل لشکر 31 عاشورا با 11 گردان‌، لشکر 27 محمد رسول الله (ص) با 20 گردان، لشکر 5 نصر با 15 گردان و توپخانه سپاه 11 قدر

 

توضیح این که لشکرهای 16 زرهی ، 92 زرهی، 77 پیاده و گروه 33 توپخانه نیز که جزو يگان‌های قرارگاه خاتم‌الانبیا  بودند، به ترتیب یاد شده از جنوب فکه تا خرمشهر در خط پدافندی گسترش داشتند . لشکر 16 زرهی عملا در قسمتی از منطقه عملیات والفجر1 گسترش پدافندی داشت.

توضیح این که در زمان تهیه این طرح، تمام عناصر لشکر 77 پیاده در منطقه خرمشهر مستقر بود. اما مدتی  بعد تیپ2 لشکر به منطقه غرب دزفول و شوش تغییر مکان نمود. بدین جهت در سازمان رزمی منظور نشده بود.

در ماده یک، مأموريت کلی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران چنین بیان شده بود که نیروی زمینی ارتش و سپاه پاسداران ضمن پدافند در تمام جبهه ها با قسمتی از نیروهای قرارگاه خاتم‌الانبیا  (ص) در منطقه بین شرق رودخانه طیب – در خاک عراق- تا فکه، عملیات آفندی را طرح ریزی و هدایت می نمایند و نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در حدود مقدورات از این عملیات پشتیبانی نموده و از مداخله هواپیماهای متجاوز در منطقه تا حد امکان جلوگیری مي‌كند.

در قسمت فرضیات این طرح خاطر نشان شده بود  که کلیه يگان‌های قید شده در سازمان رزمی این طرح از جمله 90 گردان از سپاه پاسداران حداقل پنج روز قبل از شروع عملیات در منطقه نبرد متمرکز خواهند شد و درباره امکانات نیروی هوایی خودی فرض شده بود که این نیرو حداقل قادر به محدود کردن برتری هوایی دشمن است.

در ماده 2(مأموريت) طرح شماره 2 کربلا ،11 مأموريت ویژه قرارگاه خاتم‌الانبیاء  چنین بیان شده بود: این قرارگاه ضمن پدافند در منطقه واگذاری ، با قسمتی از نیروهای تحت فرماندهی  خود در ساعت (س) روز (ر) در منطقه بین شرق رودخانه طیب تا فکه تک نموده ارتفاعات حمرین و جبل فوقی را تصرف و بنا به دستور تک را به سمت جنوب و غرب ادامه مي‌دهد.

در ماده 3 (اجرا) تدبیر کلی چنین بیان شده بود که قرارگاه خاتم‌الانبیا  با استفاده از غافلگیری و در شرایط دید محدود از زبیدات در شمال تا حوالی فکه در جنوب با دو قرارگاه کربلا و نجف حمله مي‌كند، ارتفاعات حمرین و جبل فوقی را تصرف می‌نماید و آماده مي‌شود  بنا  به دستور حمله را به سمت جنوب و غرب ادامه دهد.

ضمناً لشکرهای 16، 77 و 92 در منطقه مربوط پدافند مي‌نمايند.

عملیات آفندی در دو مرحله اجرا مي‌گردد. در مرحله اول؛ قرارگاه کربلا و نجف حمله می کنند. ارتفاعات حمرین را تصرف و خط پیروزی را تأمین می نمایند. توضیح این که خط پیروزی امتداد دامنه غربی ارتفاعات حمرین از زبیدات در شمال تا قسمت شمال جبل فوقی در جنوب بود. پس از تامین ارتفاعات حمرین مرحله دوم عمليات آغاز مي‌گردد و قرارگاه نجف به تک خود به سمت جنوب غربی ادامه میدهد و جبل فوقی را تصرف و خط توفیق را در دامنه جنوب غربی آن ارتفاع تأمین می‌نماید.

با توجه به تدبیر کلی عملیات که بیان گردید، وسعت منطقه عملیات برای این نبرد، فوق‌العاده کوچکتر انتخاب گردیده بود، ولی در بیان وظایف و مأموريتهای دو قرارگاه اجرایی کربلا و نجف گفته شده بود که بعد از اجرای مراحل اصلی نبرد آماده باشند بنا به دستور حمله به سمت غرب و جنوب ادامه دهند.

از نکات جالب توجه در این طرح، وضعیت یگان احتیاط بود. با وجود این که حدود سه لشکر ارتش و هفت لشکر سپاهی برای این نبرد آماده شده بودند، ولی در تدبیر عملیاتی هیچ نیروی احتیاطی برای این عملیات وسیع منظور نگردیده بود. درباره احتیاط، به يگان‌ها دستور داده شده بودکه واحد احتیاط خود را با اجازه قرارگاه خاتم‌الانبیاء  وارد عمل نمایند که معمولا این گونه دستورات چندان ضمانت اجرایی نداشت.

در قسمت دستورات هماهنگی، طرح مورد بحث بار دیگر به ادغام يگان‌های ارتش و سپاه و وحدت فرماندهی در کلیه رده‌ها و نکات آموزشی تاکید شده بود و از يگان‌ها خواسته شده بود طرح های عملیاتی خود را حداکثر تا پنجم اسفند تهیه و آماده اجرا سازند. این دستور مبین آن است که فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیاء تصمیم داشت قبل از پایان سال 1361 این طرح را اجرا نماید..

در قسمت فرماندهی یادآوری شده که فرماندهی این عملیات با حضرت مهدی (عج) و هدایت عملیات با قرارگاه خاتم‌الانبیاء  مي‌باشد.

  امضا: فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، سرهنگ توپخانه علی صیاد شیرازی

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، برادر محسن رضایی

 

طرح اصلی عملیاتی شماره 2 کربلا 11 به ترتیبی که بیان شد، تهیه و اجرا و در آخر بهمن مشخص گردید. همان گونه که یادآوری شد، چنین به نظر می رسید که فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیاء  در نظر داشت؛ هر چه زودتر این طرح را اجرا نماید. یک عامل این تعجیل آن بود که نیروی اصلی رزمی يگان‌های پاسداران را افراد بسیجی تشکیل مي‌دادند و روش عمومی شرکت این افراد در جنگ آن بود که این افراد معمولاً برای مدت سه ماه به مناطق عملیاتی می‌رفتند . بعد از خاتمه آن مدت، غالباً به صورت رسمی یا غیر رسمی مناطق عملیاتی را ترک مي‌كردند و هیچ گونه ضابطه وي‍ژه‌اي برای نگهداری اجباری آنان در مناطق عملیاتی وجود نداشت، زیرا افراد داوطلبی بودند که بر اساس روش سنت شده برای مدت سه ماه قبول تعهد انجام وظیفه در میدانهای نبرد مي‌كردند. در این مدت با حداکثر ایثار و فداکاری در نبردهای آفندی شرکت مي‌كردند، یا شهید و مجروح مي‌گرديدند و از جمع رزمندگان خارج مي‌شدند، یا این که سه ماه تعهد آنان پایان می یافت و منطقه را ترک مي‌كردند.

با توجه به این که افراد بسیجی شرکت کننده در نبرد والفجر مقدماتی از آذرماه 1361 و قبل از آن در منطقه عملیات غرب دزفول وشوش مستقر بودند، در بهمن و یا اسفند، مدت سه ماهه تعهد خدمت آنان به پایان می رسید. بنابراین چنانچه عملیات بعدی حداکثر تا پایان اسفند انجام نمي‌شد، به احتمال زیاد برای عید نوروز 1362 اکثر افراد بسیجی منطقه را ترک مي‌كردند. بدین جهت لازم بود نبرد بعدی هر چه زودتر اجرا گردد. البته قطعاً مسائل دیگری نیز وجود داشت که ایجاب می‌کرد فاصله زمانی بین دو نبرد به حداقل ممکن تقلیل یابد که از جمله آنها ممکن است فرصت ندادن به دشمن برای جابجایی و آمادگی بیشتر باشد.

بررسی مدارک در دسترس نشان مي‌دهد که به هر حال اجرای این عملیات در فاصله زمانی کوتاه میسر نشد. با وجود این که در طرح عملیاتی شماره 2 کربلا 11 به يگان‌های اجرایی دستور داده شده بود، تا پنجم اسفند طرح های خود را تهیه کنند، طرح عملیاتی قرارگاه نجف که یکی از دو قرارگاه اصلی اجرایی بود، در 15 اسفند 1361 آماده برای انتشار گردید که خلاصه آن به شرح زیر بود:

 

سازمان رزمی قرارگاه نجف

نجف1 شامل لشکر31 عاشورا با 7 گردان مستقل پیاده و تیپ جواد الائمه(u) که شش گردان پیاده داشت و توپخانه آن لشکر ، تیپ 55 پیاده هوابرد با چهار گردان سازمانی  و گردان 1912 قدس و یک گردان توپخانه از عناصر ارتش.

نجف 2 شامل لشکر 27 محمد رسول الله (ص) با دو تیپ ، سلمان و ابوذر جمعاً 13 گردان پیاده و توپخانه لشکر از عناصر سپاه پاسداران ، تیپ 84 پیاده با چهار گردان پیاده ، یک گردان تانک، یک گردان قدس ، یک گروهان سوار زرهی، یک گردان توپخانه از عناصر ارتش

نجف 3 شامل لشکر 5 نصر با تیپهای امام رضا(u) و امام صادق(u) جمعاً 13 گردان پیاده و توپخانه آن از عناصر سپاه پاسداران و تیپ 58 پیاده با چهار گردان تکاور و یک گردان قدس از عناصر ارتش.

نجف 4 شامل تیپ 37 زرهی با یک گردان تانک، یک گروهان مکانیزه ، یک گروهان سوار زرهی و یک گردان توپخانه از عناصر ارتش و تیپ سیدالشهدا با 6 گردان پیاده از عناصر سپاه پاسداران.

توپخانه پشتیبانی قرارگاه نجف شامل گروه 55 توپخانه ارتش با یک گردان و 10 آتشبار مجزا از کالیبرهای 130، 155و 203 و کاتیوشا و توپخانه سپاه پاسداران شامل دو آتشبار 130 و دو آتشبار 155میلیمتری، یک آتشبار 152 و یک آتشبار 122 میلیمتری کاتیوشا(جمعاً دوآتشبار)

در ماده یک، وضعیت طرح عملیاتی قرارگاه نجف خلاصه همان نکات طرح شماره 2 کربلا 11 قید شده بود.

در ماده2 مأموريت قرارگاه نجف چنین بیان شده بود که این قرارگاه در ساعت (س) روز (ر) در منطقه بین پاسگاه بجلیه عراق تا شاخه شرقی غربی دویرج در فکه حمله مي‌كند و قسمتی از ارتفاعات حمرین و سپس بنا به دستور جبل فوقی را تصرف می‌نماید و آماده مي‌شود تک را به سمت جنوب و غرب ادامه دهد. تدبیر عملیاتی فرمانده قرارگاه نجف برای اجرای مأموريت بالا آن بود که با سه قرارگاه تابعه خود با آرایش خط حمله کند و هدف اولیه را که ارتفاعات حمرین در غرب چم هندی بود، تصرف نماید. سپس برحسب ایجاب وضعیت حمله را ادامه دهد و برای این منظور عملیات را به سه مرحله تفکیک کرده بود.

در مرحله اول سه قرارگاه اجرایی تابعه حمله کنند و یک قرارگاه در احتیاط باشد و پیشروی تا خط پیروزی -دامنه غربی ارتفاعات حمرین- ادامه یابد و مرحله اول طرح عملیاتی خاتم‌الانبیا  به اجرا درآید.

در مرحله دوم پیشروی با سه قرارگاه از جمله قرارگاه نجف 3 که در احتیاط بود به سمت غرب ادامه یابد و قرارگاه نجف 4 در این مرحله در احتیاط قرار گیرد و قسمتی از منطقه بین خط پیروزی و خط توفیق که برای مرحله دوم عملیات عمومی پیش بینی شده بود تصرف گردد و ارتفاعات جبل فوقی تأمین شود.

در مرحله سوم در صورت امکان پیشروی به سمت غرب ادامه پیدا کند.

بر اساس تدبیر فرماندهی قرارگاه  نجف وظایف و مأموريت قرارگاه‌های اجرایی نجف 1 تا نجف 4 تعیین گردیده بود.

در قسمت شرح فرماندهی این قرارگاه  گفته شده بود که پاسگاه فرماندهی این قرارگاه  ابتدا در تنگ ابوغریب -جنوب عین خوش- مستقر خواهد بود.

امضا: سرهنگ ستاد منوچهر دژکام- برادر حاج ابراهیم همت

 

با توجه به طرح های عملیاتی قرارگاه خاتم الانیباء و قرارگاه نجف که در بالا خلاصه آنها بیان شد، اصولا عمق منطقه پیشروی در عملیات والفجر1 بسیار محدود انتخاب شده بود. به نحوی که مي‌توان گفت این عملیات با وجود آن که از نظر استعداد يگان‌ها حتی قویتر از عملیات محرم و والفجر مقدماتی بود، ولی از نظر هدفهای انتخاب شده یک عملیات محدود بود و هدف اصلی در آن پاک کردن باقیمانده ارتفاعات حمرین و جبل فوقی از وجود نیروهای عراق در عملیات والفجر مقدماتی و آزاد کردن منطقه فکه از اشغال نیروهای متجاوز عراق بود.

زیرا بعد از عقب‌نشینی نیروهای عراق به حوالی خط مرز که در اوایل سال 1361 انجام شد، از جمله مناطقی که نیروهای عراق از تخلیه آن امتناع کردند، قسمتی از شرق رودخانه دویرج و تمام مناطق غربی آن رودخانه تا خط مرز بود که در عملیات والفجر مقدماتی منطقه شرقی فکه و در عملیات محرم قسمتی از اطراف رودخانه دویرج تا حوالی پاسگاه چم هندی از وجود نیروهای متجاوز عراق پاک شده بود، ولی از جنوب چم هندی تا فکه طرفین رودخانه یاد شده همچنان در اشغال نیروهای متجاوز عراق باقی مانده بود. بدین جهت هدف اصلی عملیات آفندی والفجر1 عقب راندن یا منهدم کردن نیروهای متجاوز عراق در منطقه فکه بود.

نظر به این که در نبردهای قبلی چنین نتیجه گیری شده بود که حمله جبهه ای به نیروهای دشمن در منطقه فکه با موانع و مشکلاتی مواجه مي‌گردد که از آن جمله لزوم عبور از رودخانه دویرج مي‌باشد، فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیاءتصمیم گرفت از قسمت شمال غربی به نیروهای عراقی گسترش یافته در شمال فکه فشار وارد کند تا آنها را مجبور به ترک آن منطقه سازد. مي‌توان گفت؛ این امر حداقل نتیجه مورد انتظار فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیا در عملیات والفجر1 بود. البته نتایج دیگر نیز از جمله پاکسازی تمام مناطق ارتفاعات حمرین و جبل فوقی در غرب خط مرز و عقب راندن نیروهای عراق به دشت شرق رودخانه طیب و در صورت امکان ادامه حمله حداقل تا رودخانه طیب در خاک عراق مورد نظر قرارگاه خاتم‌الانبیاء  بود.

اما با توجه به نتایج عملیات محرم و والفجر مقدماتی این حقیقت برای فرماندهان نیروهای ایران مسلم شده بود که در نبرد پیاده نظام، به ویژه در تاریکی شب، امکان پیشروی در عمق زیاد منطقه دشمن بسیار ضعیف است. لازم به یادآوری است؛ اصلاً این نکته بسیار حساسی است که در تمام آئین نامه های تاکتیکی نظامی درباره نبرد پیاده نظام و حمله شبانه مورد تأکید قرار گرفته است. زیرا تجربیات جنگ جهانی دوم و جنگ کره و جنگهای دیگر محدود و محلی نشان داده بود که پیاده نظام هر قدر هم قوی باشد و دشمن مقابل هر قدر ضعیف باشد، در یک مرحله نمي‌تواند بیش از 10 کیلومتر پیشروی کند. زیرا حتی اگر این حمله به صورت تقریباً راهپیمایی تاکتیکی در زیر آتش دشمن باشد، توان افراد بیش از آن قادر به ادامه عملیات نخواهد بود.

چنانچه حمله در شب و در تاریکی مطلق اجرا شود، طبعاً این مسافت کاهش می یابد. حال اگر در مقابل پیاده نظام موانع سختی وجود داشته باشد و نیروهای طرف مقابل در مواضع مستحکم در پشت موانع مستقر باشند، امکان پیروزی پیاده نظام به حداقل ممکن کاهش تقلیل می یابد. ما در بررسی خاطرات بعضی از رزمندگان به این نکته برخوردیم که در هنگام اجرای پیشروی در نبردها افراد آن قدر خسته مي‌شدند که به محض کمترین توقف از فرط خستگی خواب آنان را فرا می گرفت.

این حقیقتی است که در طبیعت هر انسان وجود دارد و مسائل احساسی و ایمانی تغییر چندانی در آن نمي‌دهد. در میدان نبرد تنها راه حل برای ایجاد امکان پیشروی بیشتر در نبرد پیاده نظام آن است که نیروهای زیادی در دسترس باشند و با طرح ریزی دقیق آرایش حمله به نحوی طرح ریزی شود که يگان‌ها در موجهای متناوب حمله کنند. ضمناً آتش های پشتیبانی بسیار قوی در پشتیبانی پیاده نظام باشد تا در هر موقعیتی که پیاده نظام مجبور به توقف گردید، آتشهای پشتیبانی خودی به نیروهای مانوری دشمن اجازه حمله متقابل را ندهد و اثرات آتشهای پشتیبانی دشمن را خنثی سازد. در بررسی طرح های عملیاتی و مقایسه توان رزمی نیروهای خودی و دشمن دیدیم در عملیات والفجر1 چنین امتیازی برای نیروهای خودی وجود نداشت و در نبردهای قبلی نیز موجود نبود.

شاید برای بعضی از بررسی کنندگان این مطالب این سئوال مطرح گردد که پس چگونه در نبرد فتح‌المبین و بیت المقدس و حتی رمضان نیروهای ما توانستند تا عمق بیش از 30 کیلومتری در منطقه تحت اشغال دشمن نفوذ نمایند . به علاوه در تمام ارتشهای جهان پیاده نظام، نیروی اصلی رزمی هر ارتشی را تشکیل می داده و مي‌دهد و موفقیت نبردهای انجام گرفته در جنگهای گذشته عموماً مرهون تلاش پیاده نظام بوده است و نبردهای زرهی و مکانیزه در مقایسه با نبرد پیاده نظام بسیار محدود و معدود بوده است.

در پاسخ باید خاطر نشان کرد که اولاً در اکثریت قریب به اتفاق جنگهای قبل از جنگ ایران و عراق با توجه به وسائل و تجهیزات آن نبردها برد با طرفی بود که توان رزمی بیشتر و قویتر داشت. توان رزمی از عوامل نیروی انسانی موجود و تجهیزات برتر ، آموزش بهتر ، سازمان و مدیریت و فرماندهی قوی تر تشکیل مي‌گردد. بنابراین عوامل انسانی یکی از عوامل متشکله توان رزمی مي‌باشد و نه تمام آن عوامل و درباره عامل انسانی گرچه این گفتار که روحیه 4/3 قوا است به عنوان یک عامل بسیار حساس مورد قبول کلیه فرماندهان نظامی در طول تاریخ بوده است، اما باید توجه داشت که خود عامل روحیه نیز به عللی تقویت مي‌گردد که قسمتی از انها مربوط به مسائل عاطفی و احساسی و قسمتی دیگر مربوط به شرایط عینی زمان و مکان و به عبارت دیگر مسائل فیزیکی و تسهیلات مادی است . این امر طبیعی است که در میدان کارزار آن که اسلحه برتر در دست دارد نسبت به طرف مقابل که دارای چنان اسلحه ای نیست از اعتماد به نفس بیشتر و روحیه بالاتری برخوردار است.

نکته دیگری را که باید در عامل انسانی بویژه در ارتشهای قرن بیستم در نظر گرفت، انگیزه های سیاسی و ایدئولوژیک جنگ است . باید توجه داشت که بعد از انقلاب کبیر فرانسه، احساسات ناسیونالیستی در تمام ملتها رشد پیدا کرد و تمام اقوام و ملل با نسبتی متفاوت گرایشات ناسیونالیستی نسبت به آب و خاک و ملیت خود پیدا کردند و روحیه دفاع از آب و خاک و منافع ملی در تمام ملل به نحوی تقویت گردید . از جنگ جهانی دوم به بعد، این مسئله اهمیت فوق العاده ای در شکل گیری ملتها و طرد استعمار و سلطه پذیری پیدا کرد . بر همین اساس ملتهای زیادی استقلال پیدا کردند، به نحوی که اعضای سازمان ملل که در ابتدای تشکیل آن بعد از جنگ جهانی دوم احتمالاً حدود 50 تا 60 کشور بود، در زمان نگارش این مطالب که چهل و چند سال از آن تاریخ میگذرد، تعداد کشورهای عضو این سازمان به حدود 160 کشور رسیده، با توجه به این حقایق عامل انسانی در تمام ملتها با اختلافی بسیار اندک در یک سطح قرار گرفته و فقط دستگاه رهبری در بین ملتها به نسبت شایستگی خود مي‌توانند از عامل انسانی در اختیار خود در مسیر هدفهای عمومی کشور خود بهره‌ برداری نمایند.

با توجه به نکاتی که در بالا گفته شد، به هر حال تنها عامل انسانی نمي‌توانست عامل تضمین پیروزی در جنگ باشد. گرچه یکی از مهمترین عوامل ایجاد پیروزی بود . بر این اساس تدبیر کلی جنگ با تکیه بر موج انسانی نمي‌توانست تدبیر مطمئن برای به دست آوردن پیروزی باشد . بهترین نمونه این نوع جنگ، جنگ کره در دهه 1950 مي‌باشد که در آن ارتش چند میلیونی چین که در پشتیبانی کره شمالی بود، نتوانست نیروهای چند ملیتی مستقر در کره جنوبی به سرکردگی نیروهای آمریکایی را از کره جنوبی عقب براند. نمونه دیگر، بعد از آن که ارتش ویتنام در دهه 1980 کشور کامبوج را اشغال کرد، کشور یک میلیاردی چین که مخالف این اقدام بود، در طول چندین سال نتوانست ارتش ویتنام را از کامبوج اخراج نماید. گرچه، مسائل سیاسی بین المللی نیز در این گونه حوادث دخالت مستقیم و غیر مستقیم داشتند که بحث و بررسی آنها خارج از محدوده مطالب ما مي‌باشد.

به هر حال به اصل موضوع مورد بحث برمی گردیم.طرح ریزی عملیات والفجر1 در نیمه اول اسفند 1361 پایان یافت. متاسفانه در اسناد و مدارک در دسترس مطالب وي‍ژه‌اي درباره چگونگی آمادگی برای اجرای طرح درج نگردیده بود. بنابراین برای ما روشن نبود که در فاصله زمانی پایان این طرح ریزی تا زمان اجرای آن که 21 فروردین 1362 بود، چه حوادث ویژه حائز اهمیتی در این میدان نبرد رخ داد . حتی درباره تغییر مکان تیپ 2 لشکر 77 پیاده از منطقه خرمشهر به منطقه فکه مدرک وي‍ژه‌اي در اختیار ما قرار نگرفت. فقط از بررسی خاطرات رزمندگان متوجه شدیم که این تیپ نیز در عملیات والفجر1 جزو قرارگاه کربلا شرکت داشته است. ضمناً طرح عملیاتی قرارگاه کربلا در مدارک در دسترس ثبت نشده بود تا چگونگی يگان‌های آن قرارگاه مشخص گردد. بدین ترتیب بررسی مرحله طرح ریزی و آمادگی عملیات والفجر1 را در همین جا به پایان می‌رسانیم و به قسمت اصلی این عملیات که جریان نبرد مي‌باشد مي‌پردازيم.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده