عملیات والفجر1
بخش یکم: مقدمه وکلیات سال 1361 که از نظر حوادث و جریانات جنگ تحمیلی از پرحادثه ترین سالهای جنگ بود، در حالی به پایان رسید که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در چهار ماهه اول آن پیروزیهای بسیار درخشان و سرنوشت سازی به دست آورده بود. نیروهای متجاوز عراق را تا حوالی خط مرز بین دو کشور متخاصم عقب رانده بودند. اما در هشت ماهه بعد آن سال با وجود اجرای چهارنبرد در سطح بسیار وسیع نیروهای ایران موفق نشده بودند ، نیروهای عراق را از خط مرز به داخل خاک عراق عقب برانند و نبرد را به عمق سرزمین عراق بکشانند. فقط در عملیات محرم در یک منطقه محدود حدود 10 کیلومتر داخل خاک عراق شده بودند.

بنابراین میدانهای نبرد در حوالی خط مرز ثابت باقی مانده بود. در حالی که استراتژی کلی حکومت جمهوری اسلامی ایران در ادامه جنگ آن بود که هر چه سریعتر نبرد را به داخل خاک عراق بکشانند و مناطقی را در داخل عمق سرزمین عراق تصرف و تأمین کند تا شاید به این وسیله بتواند خواسته های خود را برای پایان دادن به جنگ به حکومت عراق تحمیل نماید. اما همان گونه که در بررسی مسائل جنگ از دیدگاه جهانی ملاحظه شد، جنگ ایران و عراق هر روز که ادامه بیشتری پیدا می‌کرد، ابعاد بین المللی آن گسترش بیشتری می یافت و آتش افروزان اصلی این جنگ که کشورهای بزرگ شرق و غرب بودند، بیشتر خود را درگیر مسائل این جنگ مي‌كردند. گر چه به ظاهر چنین نشان مي‌دادند که علاقه مند به پایان یافتن این جنگ ویرانگر می باشند، اما در حقیقت منافع و مصالح آنها در ادامه این جنگ بود. زیرا اين جنگ سبب مي‌شد؛ میلیارد‌ها دلار ذخائر ارزی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس که در بانک های آمریکایی و اروپایی بایگانی بود، به طور خودکار از حساب کشورهای عرب به حساب کشورهای فروشنده سلاح و تجهیزات نظامی سرازير گردد. نماینده قدرت کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) که دلارهای ذخیره شده کشورهای عربی در بانکهای غربی بود، در هم شکسته شود و سازمان اوپک نیز اعتبار جهانی خود را از دست بدهد.

به هر حال ما در نگارش جنبه های نظامی تاریخ جنگ بیش از این قصد وارد شدن به جنبه های سیاسی و اقتصادی جنگ تحمیلی را نداریم. آن‌ را از وظایف تحلیلگران ذیصلاح می دانیم. آنچه که از نظر بعد نظامی جنگ حائز اهمیت است، آن بود که هر قدر مدت زمان جنگ طولانی مي‌شد، ابعاد سیاسی و اقتصادی آن بیش از پیش در خدمت جنبه نظامی جنگ قرار می گرفت و مانع پیروزی نظامی ایران در جنگ مي‌گرديد. زیرا، حداقل یک هدف علنی شده و اعلام شده قدرتهای بزرگ آن بود که این جنگ، طرف برنده نداشته باشد. حتی اکثریت قریب به اتفاق روسای کشورهای عرب علاقه‌مند بودند؛ این جنگ طرف برنده قاطع نداشته باشد. همین موضوع به صورت هدف نهایی کلیه کشورهای علاقه مند به سرنوشت جنگ تحمیلی در آمد. مي‌توان گفت تمام تلاش محافل و سازمانهای بین المللی اعم از کشورهای بزرگ و قدرتمند ، کشورهای عرب حوزه خلیج فارس ، شورای امنیتت    سازمان ملل متحد ، سازمان کشورهای غیر متعهد، سازمان کنفرانس اسلامی و غیره برای وصول به همان هدف اصلی یعنی نفی برنده در جنگ صرف گردید. این استراتژی جهانی درباره جنگ سبب طولانی شدن جنگ شد که  در زمان نگارش این مطالب قریب 5/7 سال ادامه داشت. در حالی که تقریباً هیچ روزنه امیدی برای پایان یافتن آن در افق سیاسی بین دو کشور ایران و عراق در مجامع بین المللی مشاهده نمی‌گردد.

در بررسی مسائل جنگ تا پایان سال 1361 اشاره کردیم که حکومت جمهوری اسلامی ایران بعد از دو سال جنگ  به این نتیجه رسید که فقط با به دست آوردن پیروزی نظامی مي‌تواند شرایط اعلام شده خود را برای احقاق حقوق تضییع شده ملت ایران به وسیله حکومت بعثی عراق به آن حکومت بقبولاند. بنابراین مجبور بود؛ با هرگونه امکاناتی که داشت عملیات آفندی بر علیه نیروهای عراق ادامه دهد، زیرا اصل مسلم نظامی در جنگ برای بدست آوردن پیروزی، اجرای عملیات تعرضی است. در عملیات تدافعی هیچ گونه پیروزی قاطعی حاصل نمی‌گردد و فقط از پیروزی طرف مقابل جلوگیری مي‌شود.

بر اساس تدبیر کلی یاد شده در بالا، حکومت جمهوری اسلامی ایران تلاش می‌کرد؛ با اجرای نبردهای متوالی یا متناوب آفندی ضربات پیاپی بر ارتش عراق وارد سازد و با بهره گیری از برتری نیروی انسانی اعم از کمی و کیفی نسبت به ارتش عراق ، قدرت مقاومت و میل به ادامه جنگ را در افراد ارتش عراق تضعیف نماید تا به یک پیروزی چشمگیر در داخل خاک عراق دست یابد و پایگاهی در داخل خاک عراق برای ادامه فشارهای سیاسی و مکتبی و نظامی بر حکومت عراق سازماندهی کند. در این سازماندهی برای گروه های سیاسی داخل عراق که مخالف حکومت بعثی بودند، نقش وي‍ژه‌اي متصور می شد و به تلاش مجلس اعلای اسلامی عراق که در ایران تشکیل شده بود و عملیات نیروهای مخالف داخلی عراق را هماهنگ و رهبری می‌کرد، اهمیت وي‍ژه‌اي داده مي‌شد.

بر مبنای تدبیر کلی حکومت جمهوری اسلامی ایران، فرماندهان نامی نیروهای مسلح ایران تلاش مي‌كردند؛ عملیات آفندی متوالی را طرح ریزی و اجرا نمایند و مانع آرام شدن میدانهای نبرد شوند. زیرا از دیدگاه نظامی، بعد از عملیات بیت المقدس – خرداد 1361- کاملاً مشخص شده بود که هر قدر زمان طولانی تر می شود، قدرت دفاعی ارتش عراق بیشتر تقویت مي‌گردد و در میدانهای نبرد، ارتش عراق مواضع و موانع مستحکم تر تهیه می کند و میزان موفقیت حملات نیروهای ایران را ضعیف تر مي‌سازد. ضمن این که در هر حمله، قسمتی از تجهیزات نظامی ایران نیز از بین مي‌رود، در حالی که امکان جایگزینی آنها بسیار محدود و حتی درباره تجهیزات سنگین غیر مقدور مي‌گردد.

بنابراین بطور کلی گذشت زمان به نفع ایران نبود. هر قدر زمان طولانی تر مي‌شد، امکان پیروزی نظامی ضعیف تر می شد. چنانکه تا زمان نگارش این مطلب- 1366- این حقیقت کاملاً آشکار شده بود و قدرت دفاعی ارتش عراق آن چنان تقویت شده بود که هرگونه عملیات تعرضی نیروهای ایران را با عدم موفقیت مواجه مي ساخت، به نحوی که به جز نبرد شبه جزیره فاو، نیروهای ایران نتوانستند پیشروی قابل ملاحظه های را در داخل خاک عراق داشته باشند. گرچه همان عملیات نیز در همان نقطه ای که در روزهای اول آن نبرد رسیده بود، متوقف باقی ماند.

با توجه به شرایط کلی جنگ که تا پایان سال 1361 وجود داشت، فرماندهان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران  مأموريت یافتند، سلسله عملیات آفندی را که از اوائل آن سال آغاز شده بود، در سال 1362 ادامه دهند. نتایج حاصله از نبردهای آخر سال 1361 که چندان موفقیت آمیز نبود، سبب ناامید شدن آنها از ادامه عملیات تهاجمی نشد. بدین جهت بلافاصله بعد از عملیات والفجر مقدماتی که در اواخر بهمن 1361 به مرحله اجرا درآمد، اهم آنها را تا پایان سال 1364 در این کتاب شرح داده ایم.

وضعیت کلی منطقه نبرد ( زمین ، نیروهای دشمن، نیروهای خودی)

 

زمین منطقه عملیات

عملیات آفندی والفجر1 در حقیقت پیگیری دو نبرد قبلی یعنی عملیات محرم و والفجر مقدماتی بود. بنابراین، منطقه ‌این عملیات نیز همان منطقه عملیات یاد شده در دو عملیات یاد شده قبلی بود. اما با توجه به نتایجی که در دو عملیات قبلی به دست آمد، فرماندهی عملیات در انتخاب وسعت منطق نبرد تجدید نظر کرد و برای مرحله اول عملیات هدفهایی را در عمق کمتری در خاک عراق انتخاب نمود. بدین جهت منطقه عملیات والفجر1 خیلی محدودتر از دو عملیات قبلی تعیین گردید.

منطقه عمومی عملیات والفجر1 از شرق به رودخانه دویرج در سرزمین ایران، از غرب؛ رودخانه طیب در سرزمین عراق ، از شمال؛ دامنه جنوبی ارتفاعات حمرین و از جنوب به امتداد شرقی غربی رودخانه دویرج که از فکه وارد خاک عراق می‌شد، محدود گردید.  اما در طرح اصلی عملیات، وسعت منطقه نبرد در آن محدوده نیز کمتر منظور شده بود. به نحوی که این منطقه نبرد در سمت غرب در دامنه غربی ارتفاعات مرزی حمرین و جبل فوقی خاتمه می یافت و ادامه عملیات تا کرانه شرقی رودخانه طیب بر حسب ایجاب وضعیت پیش بینی شده بود. با توجه به این که قسمت قابل توجهی از این منطقه در عملیات محرم به تصرف نیروهای ایران درآمده بود، وسعت منطقه‌ای که بایستی تصرف و تأمین می شد خیلی کمتر مي‌گرديد، به طوری که عرض متوسط آن حدود 10 کیلومتر و طول آن از زبیدات تا فکه حدود 40 کیلومتر و وسعت کلی منطقه مورد نظر قریب 400 کیلومتر بود که با مقایسه با وسعت چند هزار کیلومتری مورد نظر در عملیات محرم و عملیات والفجر مقدماتی، منطقه وسیعی نبود.

مشخصات کلی زمین منطقه عملیات از دیدگاه نظامی همان بود که در بررسی زمین منطقه عملیات نبرد محرم و والفجر مقدماتی بیان گردید. ولی نظر به این که در عملیات محرم قسمت عمده ارتفاعات مرزی حمرین به تصرف نیروهای ایران درآمد و خط تماس تا جاده غربی شرقی زبیدات – شرهانی به داخل خاک عراق جلوتر رفت،  از نظر هدایت عملیات تسهیلاتی جهت ادامه عملیات برای نیروهای ایران ایجاد شده بود که از آن جمله حذف مرحله عبور از رودخانه از چم‌هندی تا فکه، به طول 25 کیلومتر بود. در طرح عملیاتی، تدبیر اصلی چنان پیش بینی شده بود که اصولاً حمله از شمال شرقی به طرف جنوب غربی اجرا گردد. در این صورت برای عقب راندن نیروهای عراقی از حوالی رودخانه دویرج در شرق سمیده و فکه نیازی به حمله جبهه ای که مستلزم عبور از رودخانه دویرج بود، به وجود نمی‌آمد.

عوارض حساسی که به عنوان هدف برای عملیات والفجر1انتخاب شده بود؛ دامنه غربی ارتفاعات حمرین و جبل فوقی در عمق 10 کیلومتری خاک عراق بود که در صورت تصرف این ارتفاعات دشت شرقی رودخانه طیب عراق در میدان دید و تیر کامل نیروهای ایران قرار می گرفت و جاده اصلی طیب به فکه عراق تحت کنترل نیروهای ایران در       می آمد. امکانات بیشتری برای نیروهای ایران جهت پیشروی به سمت غرب و جنوب در عمق داخل خاک عراق فراهم مي‌گرديد. اما همان گونه که در بررسی منطقه عملیات محرم بیان گردید، ارتفاعات حمرین گرچه از نظر بلندی چندان مرتفع نیستند، ولی از نظر بریدگیها و شیارها نسبتاً صعب العبور هستند. بوي‍ژه‌ اين که هر قدر به طرف غرب و به داخل خاک عراق پیشروی می کنند، تپه های سخت ماسه ای تبدیل به تپه های نرم رملی می گردند که حرکت در تپه های رملی برای خودروها و حتی پیاده نظام بسیار سخت است. بنابراین محورهای پیشروی که برای نیروهای حمله ور ایران برای وصول به هدفهای تعیین شده وجود داشت محورهای نسبتاً سختی بود و از نظر موانع نیز بعد از عملیات محرم تا زمان اجرای عملیات والفجر1 در فروردین 1362 قریب پنج ماه فرصت در اختیار نیروهای عراقی بود تا موانع و مواضع سخت خود را بیش از پیش محکم سازند. بنابراین از نظر موانع نیز منطقه مورد بحث صعب العبور تر از زمان اجرای عملیات محرم گردیده بود.

با توجه به نکات یاد شده به طور کلی امتیازات زمین منطقه عملیات به نفع نیروهای عراق بود که در شرایط پدافندی در مواضع مستحکمی متکی به موانع مستحکم در آن منطقه گسترش داشتند و علاوه بر آن، نیروهای عراق از یک امتیاز ویژه نیز برخوردار بودند که نیروهای ایران کاملاً از آن محروم بودند و آن شناخت زمین منطقه بود. نیروهای عراقی بیش از دو سال و نیم در این منطقه مستقر بودند. اتفاقاً واحد اصلی مستقر در این منطقه لشکر 10 زرهی و  لشکر 1 مکانیزه عراق بود که از بدو شروع جنگ در این منطقه وارد عمل شده بودند. بنابراین زمین منطقه عملیات برای نیروهای عراق کاملاً بررسی شده و شناخته شده بود، ولی به علت این که این منطقه عموماً یک منطقه عاری از نقاط مسکونی و جاده های مواصلاتی و تأسیسات شناخته شده دیگر بود، نیروهای حمله ور ایران شناسایی دقیقی از این منطقه نداشتند. اطلاعات آنها فقط متکی به شناسایی نقشه منطقه و اطلاعات غیر مطمئن دریافت شده از عوامل محلی و شناسایی تاکتیکی بود که بر فرض صحت، از محدوده خط تماس فراتر نمی‌رفت. نظر به این که تپه ماهورهای منطقه مشابه یکدیگر بودند، شناخت محورها و مسیرهای پیشروی و تشخیص هدفها به سادگی امکان پذیر نبود. در بررسی هدایت عملیات خواهیم دید که همین عامل یکی از عوامل مهم عدم موفقیت نیروهای ایران در این نبرد گردید.

نکته دیگری را که در تأثیر وضعیت طبیعی زمین منطقه در عملیات باید یادآور شویم، این است که ترکیب سازمانی نیروهای حمله ور ایران عمدتاً به صورت واحد پیاده نظام بود که افراد بسیجی تازه وارد به صفوف رزمندگان نیز در جمع آنان حضور داشتند. با توجه به این که یکی از مشخصات بسیار مهم حمله پیاده نظام محدودیت توانایی افراد در پیاده روی  در مسافت طولانی در زمان عملیات مي‌باشد و با توجه به این که اصولاً به منظور کم کردن اثرات آتشهای پشتیبانی دشمن، نبرد نیروهای ایران در هنگام تاریکی شب اجرا مي‌گرديد و در نتیجه محدودیت حمله پیاده نظام را بیشتر می‌کرد، پیشروی نیروهای پیاده در هنگام شب و در زمین ذوعارضه ناشناخته در مسافت طولانی بسیار مشکل بود. به طوری که از بررسی خاطرات تعدادی از رزمندگان برآمده، همین عامل نیز یکی دیگر از عوامل منفی برای نبرد رزمندگان بود.

نتیجه آن که مشخصات منطقه نبرد، در شرایطی که رزمندگان ما داشتند، و محدودیتهایی که از لحاظ آتش پشتیبانی برای آنان وجود داشت، به نفع نیروهای حمله ور ایران نبود. ولی اگر نیروهای ایران موفق مي‌شدند؛ نیروهای عراق را سریعاً از ارتفاعات حمرین به سمت غرب برانند و بعد واحدهای زرهی و مکانیزه ایران – در صورت امکان- استفاده از موفقیت مي‌كردند و به نیروهای عراقی فرصت تجدید سازمان نمي‌دادند، شاید عملیات به نفع نیروهای ایران پایان می یافت. اما در بررسی هدایت عملیات خواهیم دید که چنین امکاناتی برای نیروهای ایران وجود نداشت. به همین جهت پایان این نبرد نتیجه مطلوب را به بار نیاورد.

 

استعداد و گسترش نیروهای دشمن در عملیات والفجر 1

نظر به این که عملیات والفجر1 حدود پنج ماه بعد از نبرد محرم اجرا شد، در این فاصله زمانی عملیات والفجر مقدماتی نیز در شرق عماره و علي غربی عراق اجرا شده بود ، ارتش عراق کاملاً پی برده بود که تلاش اصلی عملیات آفندی نیروهای مسلح ایران به منطقه شرق عماره و علی غربی معطوف گردیده است. بدین جهت نیروهایی که در دو عملیات قبلی در این منطقه داشت در همان منطقه نگه داشته بود و نه تنها برداشتی از آنها نکرده بود، بلکه به احتمال زیاد نیروهای تقویتی دیگری نیز به آن منطقه وارد کرده بود. بنابراین حداقل استعداد نیروهای عراق مستقر شده در منطقه عملیات مورد بحث در حدود همان استعداد نیرو در عملیات محرم بود. لذا ما از تکرار جزئیات مطالب در این باره اجتناب می‌کنیم.

کلیات این نیروها عبارت بودند از لشکر10 زرهی ، لشکر1 مکانیزه و لشکر14 پیاده که به ترتیب از شمال به جنوب در حوالی خط مرز از جنوب دهلران تا شمال هورالعظیم در غرب بستان گسترش داشتند. طبق برآوردهایی که بر اساس اطلاعات به دست آمده از اسرای عراقی در نبرد محرم و عملیات والفجر مقدماتی به عمل آمده بود، علاوه بر سه لشکر یاد شده، عناصر 17 تیپ دیگر نیز در زیر امر سپاه 4 عراق در این منطقه مستقر بودند. با احتساب تیپهای سه  لشکر مزبور جمعاً 28 تیپ زرهی، مکانیزه، پیاده و نیروی مخصوص سپاه4 عراق را تشکیل مي‌دادند.

نظر به این که منطقه اصلی نبرد در این عملیات ، منطقه بین زبیدات در شمال و فکه در جنوب بود، برآورد وي‍ژه‌اي که از گسترش نیروهای دشمن در این منطقه به عمل آمده بود، چنین نشان می داد که عناصر لشکر1 مکانیزه و 10زرهی و بیش از 10 تیپ دیگر عراق در این منطقه بود. در صورت دقت و صحت کافی در این برآورد اطلاعاتی، نیروهای عراق که  در این منطقه در مقابل نیروهای ایران قرار داشتند به استعداد حدود چهار لشکر – حدود 14 تیپ- بود که به ازای هر تیپ سه گردان رزمی  بیش از 40 گردان رزمی عراق در مقابل حمله مورد بحث نیروهای خودی صف آرایی کرده بود. یک نکته حائز اهمیت این که در این برآورد اطلاعاتی علاوه بر يگان‌های یاد شده، حضور  لشکر 6 زرهی عراق نیز در شرق عماره مورد توجه قرار گرفته بود که مي‌توانست نقش نیروی احتیاط اصلی سپاه 4 عراق را ایفا نماید. ضمناً لشکر 10 زرهی در غرب منطقه عمومی زبیدات و لشکر 14 پیاده در غرب منطقه عمومی میشداغ و چزابه گسترش یافته بود.

نکته ای که لازم است درباره توان رزمی دشمن یادآوری شود این است که در برآورد اطلاعاتی نیروهای ایران با توجه به نبردهای قبلی، توان یگانهای رزمی دشمن تضعیف شده محسوب مي‌گرديد و چنین نتیجه گیری مي‌شد که این واحدها در طول مدت زمان جنگ ضربات سنگینی را متحمل شده و سخت آسیب دیده اند. اما واقعیت غیر از این بود. زیرا در نبردهایی که بعد از عملیات بیت المقدس اجرا گردید، به نیروهای عراق آسیب چندانی وارد نشد و در همین منطقه ، در نبرد محرم فقط یک یا دو تیپ عراقی آسیب دید. در عملیات والفجر مقدماتی نیز آسیب قابل ملاحظه‌ای به نیروهای عراقی وارد نشد، زیرا اصولاً نیروهای ایران از منطقه نیروی تأمینی دشمن فراتر نرفتند و با نیروهای پدافندی اصلی درگیر نشدند.

مسئله دیگر روحیه افراد دشمن بود که بعد از نبردهای اخیر به علت موفقیتی که در متوقف کردن حملات نیروهای ایران به دست آورده بودند، روحیه آنان تقویت گردیده و  بدین جهت توانایی خود را برای دفع حملات بعدی نیروهای ایرانی مطمئن تر نموده بودند.

نتیجه آن که در عملیات والفجر1 توان رزمی نیروهای عراق نسبت به نیروهای قبلی نه تنها کاهش نیافته بود، بلکه در محاسبات کلی نظامی خیلی افزایش یافته بود.

 

استعداد و گسترش نیروهای خودی در عملیات والفجر1

در عملیات والفجر1 استعداد رزمی نیروهای ارتش تقریباً همان بود که در عملیات محرم و عملیات والفجر مقدماتی بود، زیرا از نظر يگان‌های ارتشی اصولاً امکانات کلی همان بود که در تمام طول جنگ وجود داشت و یگان قابل ملاحظه‌ای به آن اضافه نمي‌شد. حتی به علت تلفات و خسارات که به تدریج به نیروهای موجود وارد مي‌گرديد، توان رزمی يگان‌های ارتشی به مرور کاهش می یافت، زیرا تجهیزات و نفرات عمده شامل افسر، درجه دار، تانک، هواپیما و امثال آن که از بین می‌رفت، از صحنه نبرد خارج مي‌شد، به هیچ وجه جایگزین نمی گردید. تنها عاملی که جایگزین مي‌شد سرباز و تجهیزات سبک بود.

از نظر يگان‌های سپاه و بسیج نیز که در نیمه دوم سال 1361 تقریباً یک شکل سازمانی مشخص پیدا کردند و در عملیات والفجر مقدماتی معلوم شد که بالا بردن رده واحدهای بسیجی تاثیر مثبتی در بالا بردن توان رزمی آن نیرو ندارد، لذا تقریباً همان شکل سازمانی که در دو نبرد قبلی برای يگان‌های سپاه و بسیج درنظر گرفته شده بود، در عملیات والفجر1 نیز حفظ گردید.

این نبرد کمتر از دو ماه بعد از عملیات والفجر مقدماتی به مرحله اجرا در آمد، لذا فرصتی برای تشکیل يگان‌های جدید وجود نداشت. بنابراین استعداد رزمی نیروهای ایران در منطقه عملیات غرب دزفول و شوش، تقریباً همان بود که در نبرد قبلی بود، با تفاوت این که به هر حال در آن نبردها تلفات و خساراتی نیز به نیروهای ایران وارد شده بود که اساساً فرصتی برای جایگزین کردن آنها وجود نداشت. بدین جهت تنها امکانی که در اختیار نیروهای ایران قرار داشت، آن بود که با اتخاذ حالت دفاعی در مناطق درگیری صرفه جویی در مصرف نیرو بکند و با نیروهای کمتری مواضع پدافندی را اشغال و در مقابل تهاجمات احتمالی نیروهای عراق پدافند نمایند. و تا آنجا که ممکن بود نیروهای برداشت شده از مناطق پدافندی را در منطقه‌ای که برای اجرای عملیات آفندی در نظر گرفته شده بود، متمرکز سازند.

در عملیات والفجر1 همان شیوه تدارک نیرو به کار گرفته شد و تا آن جا که مقدور بود از جبهه های نبرد تدافعی در مناطق نبرد جنوب غربی اهواز و خرمشهر نیرو برداشته شد و به منطقه غرب دزفول اعزام گردید. ضمن این که در همان منطقه عملیات غرب دزفول و شوش، منطقه نبرد به دو قسمت متمایز شمال و جنوب فکه تفکیک شد. در منطقه  جنوبی تدبیر پدافندی اتخاذ گردید و عملیات آفندی فقط برای منطقه شمال فکه منظور شد. در نتیجه این تدبیر، مأموریت پدافندی در منطقه جنوبی به عناصر ارتش واگذار گردید و يگان‌های عمده سپاه از آن منطقه رها شدند تا در نبرد آفندي و در منطقه فکه وارد عمل گردند.

براساس تدبیر یاد شده، تیپ 55 هوابرد و تیپ 2 لشکر 77 از عناصر ارتشی که در منطقه عملیاتی اهواز خرمشهر مستقر بودند، به منطقه غرب دزفول و شوش تغییر مکان دادند و مسئولیت پدافند از منطقه بین فکه در شمال و تنگ چزابه در جنوب به لشکر 16 زرهی واگذار شد. در نتیجه، کلیه عناصر سپاهی قرارگاه خاتم‌الانبیاء  که در این منطقه مستقر بودند رها شدند، تا در نبرد عملیات والفجر1 شرکت نمایند. با این تغییرات در گسترش عمومی صحنه عملیات خوزستان يگان‌هایی که برای عملیات والفجر1 بسیج شدند عبارت بودند از:

 

عناصر ارتش

لشکر 21 پیاده با 3 تیپ پیاده و یک تیپ زرهی که جمعاً 9 گردان پیاده و یک گردان مکانیزه و سه گردان تانک و یک گردان سوار زرهی و هفت گردان به اضافه سه آتشبار مجزای توپخانه داشت.

تیپ 55 هوابرد شامل چهار گردان پیاده ، یک گردان توپخانه 105 میلیمتری

تیپ  58 ذوالفقار دارای چهار گردان تکاور و یک گردان توپخانه

تیپ 84 پیاده شامل چهار گردان پیاده و یک گردان تانک ، گروهان سوار زرهی  و یک گردان توپخانه 105 میلیمتری

تیپ 37 زرهی شامل یک گردان تانک مختلط ،یک گروهان مکانیزه، یک گروهان سوار زرهی و یک گردان توپخانه 155 میلیمتری

تیپ 2 لشکر 77 پیاده با سه گردان پیاده و یک گردان توپخانه – توضیح این که این تیپ ابتدا برای شرکت در این نبرد منظور نشده بود و بعداً تصمیم گرفته شد شرکت داده شود-.

از نظر توپخانه علاوه بر توپخانه لشکرها و تیپها ، گروه 55 توپخانه با یک گردان توپخانه 155 میلیمتری ، یک گردان کاتیوشا و چهارآتشبار مجزای 130 میلیمتری و یک آتشبار مجزای 203 میلیمتری در پشتیبانی آتش عملیات والفجر1قرار داشت.

 

يگان‌های سپاه پاسداران

سپاه 7 با لشکرهای 8 نجف، 41 ثاراله، 7 ولیعصر، 19 فجر و توپخانه سپاه که جمعاً 38 گردان پیاده سپاه و بسیج را شامل مي‌شد.

سپاه11 قدر شامل لشکرهای 27 رسول الله (ص)، 31 عاشورا، 5 نصر و توپخانه سپاه جمعاً دارای 50 گردان پیاده سپاهی و بسیجی بود.

 

توضیح این که لشکرهای 77 پیاده و 92 زرهی در منطقه عملیاتی اهواز خرمشهر پدافند مي‌كردند و لشکر 16 زرهی نیز در منطقه بین فکه تا تنگ چزابه پدافند مي نمود.

با توجه به ارقام يگان‌های یاد شده در بالا استعداد رزمی نیروهای مسلح ایران در عملیات والفجر1 شامل یک لشکر پیاده و 4 تیپ مستقل پیاده و یک تیپ مستقل زرهی و یک گروه توپخانه از عناصر ارتش و هفت لشکر از از عناصر سپاه و بسیج بود که جمعاً هشت لشکر و چهار تیپ مستقل با بیش از 117 گردان رزمی را شامل مي‌شد.

در این استعداد، لشکر 16 زرهی به علت داشتن مأموريت مستقل پدافندی جزو نیروهای مورد نظر برای عملیات عملیات والفجر1 منظور نگردیده بود. به همان علت عناصر لشکر 14 پیاده و سایر يگان‌های دشمن که در غرب میشداغ پدافند مي‌كردند و در مقابل لشکر 16 زرهی قرار داشتند، در این مقایسه منظور نشده بود.

با توجه به استعداد دشمن که در مطالب مربوطه بیان گردید و گفته  شد که استعداد رزمی برآورد شده سپاه 4 عراق در تمام منطقه شرق عماره و علی غربی، دو لشکر زرهی ، یک لشکر مکانیزه، یک لشکر پیاده و 17 تیپ مستقل بود. بنابراین جمع استعداد رزمی دشمن چهار لشکر و 17 تیپ از نظر رده تیپ با احتساب هر تیپ سه گردان رزمی جمعاً قریب 90 گردان رزمی در تمام منطقه شرق عماره و علی غربی  مستقر بود. با توجه به 117 گردان رزمی منظور شده در سازمان رزمی يگان‌های خودی برتری نسبی به ظاهر با نیروهای خودی بود. اما حداقل براساس همین برآورد نظامی این برتری چندان زیاد نبود و در حدود یک به یک مي‌توانست. باشد ضمن این که خصوصیات عمومی نیروهای عراق براساس  يگان‌های سازمان یافته کاملاً آموزش دیده و کاملاً تجهیز شده  و کاملاً در مواضع مستحکم  مستقر شده قرار داشت در صورتی که خصوصیات عمومی نیروهای ایران از این نظرها بسیار ضعیف بود و تنها برتری نیروهای ایران قدرت ایمان مکتبی افراد سپاه و بسیج بود. آن هم به طوری که از بررسی خاطرات رزمندگان شرکت کننده در این عملیات  نتیجه گیری مي‌شود، در حد نیروهای قبلی نبود.

با توجه به این که اصولاً در هر نبرد نظامی، دو عامل بسیار مهم آتش و حرکت که لازم و ملزوم یکدیگر هستند، توان رزمی نیروهای رزمنده را تشکیل می‌دهند، در مقایسه توان رزمی نیروهای خودی و دشمن بایستی علاوه بر نیروهای رزمی، قدرت آتش طرفین نیز مورد توجه کامل قرار گیرد. متاسفانه عامل قدرت آتش نیروهای ايران نسبت به قدرت آتش عراق ضعیف تر بود و مهمترین عامل این ضعف علاوه بر کمبود يگان‌های توپخانه و ضعف قدرت هوایی، کمبود مهمات نیز نقش حساستری داشت. به علت محدودیت هایی که جهان استکباری درباره فروش سلاح و مهمات و تجهیزات نظامی به ایران ایجاد کرده بود،  فراهم کردن مهمات جنگ افزارهای سنگین برای نیروهای ایران با مشکلات زیادی مواجه بود. در صورتی که تقریباً تمام مخازن مهمات کشورهای شرق و غرب به روی ارتش عراق باز بود و دهها کشور عربی و غیر عربی به عناوین مختلف برای ارتش عراق مهمات و سلاح و تجهیزات فراهم مي‌كردند که انبارهای ذخایر ارتش مصر یکی از آنها بود.

در عملیات والفجر1 مقدورات قدرت آتش نیروهای ایران از لحاظ ظاهری يگان‌های توپخانه شامل حدود 20 گردان توپخانه ارتشی و تعدادی توپخانه يگان‌های سپاه بود که از تنگ چزابه در جنوب تا زبیدات در شمال در جبهه ای به عرض یکصد کیلومتر گسترش داشت. اما تمرکز عمده توپخانه های ایران در منطقه شرق رودخانه دویرج بین فکه در جنوب و زبیدات در شمال بود و جبهه ای به عرض حدود 50 کیلومتر را می پوشاند. در مقابل توپخانه های نیروهای ایران، توپخانه های سپاه 4 و لشکرها و تیپ های عراقی مستقر شده در شرق عماره و علی غربی قرار داشتند. گرچه در برآورد های اطلاعاتی به استعداد دقیق این يگان‌ها اشاره ای نمي‌شد، ولی آن چه که در هنگام عملیات عملاً مشاهده مي‌شد، برتری مطلق آتش توپخانه نیروهای عراقی نسبت به نیروهای ایران بود. به طوری که قریب به اتفاق رزمندگانی که درباره عملیات والفجر1 با آنان مصاحبه به عمل آمده، اظهار داشتند،عامل اصلی عدم موفقیت نیروهای ایران، آتش بسیار سنگین بازدارنده نیروهای عراقی بود. از نظر پشتیبانی هوایی نیز برتری هوایی عراق در طول این عملیات، مسئله کاملا مشهود و غیر قابل انکاری بود.

یک برتری نسبی که از لحاظ آتش برای نیروهای ایران وجود داشت، یگان هوانیروز بود. اما این برتری نیز به تدریج که طول زمان جنگ بیشتر مي‌شد، تضعیف مي‌گرديد. زیرا بالگردهایی که منهدم مي‌شدند و خلبانانی که شهید یا مجروح مي‌شدند، امکان جایگزینی آنها وجود نداشت. چنان که در عملیات والفجر1برای پشتیبانی هشت لشکر و چهار تیپ مستقل رزمی، فقط شش تیم آتش بالگرد رزمی منظور گردیده بود. به فرض، هر تیم آتش سه فروند بالگرد مسلح کبرا جمعاً فقط 18 بالگرد منظور گردیده بود. با توجه به این که جنگ افزار اصلی این بالگردها موشک تاو ساخت آمریکا بود، برای این نوع موشک در همان اوائل جنگ محدودیت فوق العاده ای به وجود آمد.  چگونگی آن را در نبردهای سالهای 59 و 60 بیان کردیم.

 

با توجه به مطالبی که درباره استعداد رزمی نیروهای خودی و دشمن بیان گردید، مقایسه تقریبی و برآوردی نیروهای ایران و عراق در عملیات والفجر1 به شرح جدول زیر بوده است.

 

 

توضیحات

عراق

ایران

یگان

قرارگاه خاتم‌الانبیاء  یک قرارگاه مشترک ارتش و سپاه بود.

ستاد ارتش

خاتم‌الانبیاء

قرارگاه اصلی هدایت کننده

قرارگاه‌های کربلا و نجف بصورت مشترک ارتش و سپاه بود.

سپاه 4

کربلا، نجف

قرارگاه

هدایت کننده

2 قرارگاه سپاه شامل 7 فجر و 11 قدر بودند.

_

2

قرارگاه سپاه علاوه برقرارگاه هدایت کننده

لشکر 16 زرهی ایران و 6 زرهی عراق نیز منظور شده است

4

9

قرارگاه لشکر

 

7

5

تیپ زرهی

17 تیپ عراق بر مبنای برآورد اطلاعاتی است و 5 تیپ غیرلشکر ایران شامل تیپهای 37، 55،58، 84 و2 لشکر 77 مي‌باشد

17

5

قرارگاه تیپ غیر لشکری

 

4

_

تیپ مکانیزه

برای هر لشکر سپاه پاسداران 3 تیپ برآورد شده است

_

28

تیپ پیاده

برای هر تیپ عراق 3 گردان رزمی منظور شده است

84

132

گردان رزمی

استعداد توپخانه سپاه پاسداران 4 گردان برآورد شده است

نامشخص

24

گردان توپخانه

 

توضیح کلی این که جدول مقایسه ای بالا بر مبنای اطلاعات به دست آمده از اسناد و مدارک دردسترس تهیه گردیده ، ارقام گردانها و تیپهای دشمن و همچنین تعداد تیپهای سپاه پاسداران برآورد تقریبی است. اما این برآورد برای ارزیابی توان رزمی نسبی خودی و دشمن از دقت کافی برخوردار مي‌باشد.

 

منبع: نبردهای سال های 1361 و 1362، حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده